|
سخنی که بدنها را به لرزه در آورد و اشکها را سرازیر کرد و...
|
|
۱۱:۳۷, ۲۵/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۸ ۱۱:۱۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام در حق خودمان لطفی کنیم و حداقل قسمتهایی که بُلد و رنگی شده را بخوانیم . . هر چند لطف واقعی به آن است که دل دهیم به تمامش، ببینیم مولای ما با دل ما چه خواهند کرد... . . استدعا دارم قبل از مطالعه، تصور کنید که الان در زمان امیرالمومنین عليه السلام حوالی سال 60 هجری هستید، در همان مسجدی که مولا در حال خواندن این خطبه هستند خیلی از ما با خود میگویند ای کاش بودیم و زمان مولا را درک میکردیم و از محضرش کسب فیض میکردیم، خوب اگر در آن زمان در آن مسجد بودیم مولا چه میفرمودند؟ همین خطبه را پس اگر صادقیدیم در ادعای خود باید با تمام وجود به تک تک این کلمات دل دهیم و حواسمان باشد که اینها کلام مولایمان است... . . این شما و این هم فرازهایی از خطبه غرای امیر بیان امیرالمومنین مولا علی علیه السلام: ستايش خداوندى را سزاست، كه به قدرت، والا و برتر است، و با عطا و بخشش نعمتها به پديدهها نزديك است. اوست بخشنده تمام نعمتها، و دفع كننده تمام بلاها و گرفتارىها. او را مىستايم در برابر مهربانىها و نعمتهاى فراگيرش. به او ايمان مىآورم، چون مبدأ هستى و آغاز كننده خلقت است... از او هدايت مىطلبم چون راهنماى نزديك است، و از او يارى مىطلبم كه توانا و پيروز است، و به او توكّل مىكنم چون تنها ياور و كفايتكننده است. و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست... ای بندگان خدا، شما را سفارش میكنم به تقواى الهى،.. آب دنياى حرام همواره تيره و گل آلود است... منظرهاى دل فريب و سر انجامى خطرناك دارد، فريبنده و زيباست اما دوامى ندارد... نورى است در حال غروب كردن، سايهاى است نابود شدنى، ستونى است در حال فرو ريختن، و آن هنگام كه به آن دل بستند و به آن اطمينان كردند، چونان اسب چموش پاها را بلند كرده، سوار را بر زمين مىكوبد، و با دامهاى خود آنها را گرفتار مىكند، و تيرهاى خود را به سوى آنان، پرتاب مىنمايد، طناب مرگ به گردن انسان مىافكند، به سوى گور تنگ و جايگاه وحشتناك مىكشاند تا در قبر، محل زندگى خويش، بهشت يا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده كند... و همچنان آيندگان به دنبال رفتگان خود گام مىنهند، نه مرگ از نابودى انسان دست مىكشد و نه مردم از گناه فاصله مىگيرند! كه تا پايان زندگى و سر منزل فنا و نيستى آزادانه به پيش مىتازند... تا آنجا كه امور زندگانى پياپى بگذرد، و روزگاران سپرى شود، و رستاخيز بر پا گردد، در آن زمان، انسانها را از شكاف گورها، و لانههاى پرندگان، و خانه درندگان، و ميدانهاى جنگ، بيرون مىآورد كه با شتاب به سوى فرمان پروردگار مىروند، و به صورت دستههايى خاموش، و صفهاى آرام و ايستاده حاضر مىشوند، چشم بيننده خدا آنها را مىنگرد، و صداى فرشتگان به گوش آنها مىرسد. لباس نياز و فروتنى پوشيده درهاى حيله و فريب بسته شده و آرزوها قطع گرديده است. دلها آرام، صداها آهسته، عرق از گونهها چنان جارى است كه امكان حرف زدن نمىباشد، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگى رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوى پيشگاه عدالت، براى دريافت كيفر و پاداش مىكشاند... از خدا چونان كسى پروا كنيد كه سخن حق را شنيد و فروتنى كرد، گناه كرد و اعتراف كرد، ترسيد و به اعمال نيكو پرداخت، پرهيز كرد و پيش تاخت، يقين پيدا كرد و نيكوكار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خريد، او را ترساندند و نافرمانى نكرد، به او اخطار شد و به خدا روى آورد، پاسخ مثبت داد و نيايش و زارى كرد، بازگشت و توبه كرد، در پى راهنمايان الهى رفت و از ايشان تبعيت كرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوى حق حركت كرده و از نافرمانىها گريخت، سود طاعت را ذخيره كرد، و باطن را پاكيزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه براى روز حركت و هنگام حاجت و جايگاه نيازمندى، آماده ساخت، و آن را براى اقامتگاه خويش، پيشاپيش فرستاد. اى بندگان خدا! براى هماهنگى با اهداف آفرينش خود، از خدا پروا كنيد،... خدا گوشهايى براى پند گرفتن از شنيدنىها، و چشمانی براى كنار زدن تاريكىها، به شما بخشيده است،.. مدّت زندگى هر يك از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشيده داشت، و از آثار گذشتگان عبرتهاى پند آموز براى شما ذخيره كرد، لذّتهايى كه از دنيا چشيدند، و خوشىها و زندگى راحتى كه پيش از مرگ داشتند، سر انجام به دست از آنها گرفته شد و مرگ گريبان آنها را گرفت و ميان آنها و آرزوهايشان جدايى افكند؛ آنها كه در روز سلامت چيزى براى خود ذخيره نكردند، و در روزگاران خوش زندگى عبرت نگرفتند. آيا خوشىهاى جوانى را جز ناتوانى پيرى در انتظار است؟ و آيا سلامت و تندرستى را جز حوادث بلا و بيمارى در راه است؟ و آيا آنان كه زندهاند جز فنا و نيستى را انتظار دارند؟ با اينكه هنگام جدايى و تپش دلها نزديك است (از آن غافند و به هنگام آمدن پيك مرگ است) كه سوزش درد را چشيده، و شربت غصّه را نوشيده، و فرياد يارى خواستن برداشته، و از فرزندان و خويشاوندان خود، در خواست كمك كرده است (اما سودی ندارد!). آيا خويشاوندان مىتوانند مرگ را از او دفع كنند؟ و آيا گريه و زارى آنها نفعى براى او دارد؟ او را در سرزمين مردگان مىگذارند، و در تنگناى قبر تنها خواهد ماند... حشرات درون زمين، پوستش را مىشكافند، و خشت و خاك گور بدن او را مىپوساند،... بدنها پس از آن همه طراوت متلاشى مىگردند، و استخوانها بعد از آن همه سختى و مقاومت، پوسيده مىشوند. و ارواح در گرو سنگينى بار گناهانند، و در آنجاست كه به اسرار پنهان يقين مىكنند، امّا نه بر اعمال درستشان چيزى اضافه مىشود و نه از اعمال زشت مىتوانند توبه كنند... آيا شما فرزندان و پدران و خويشاوندان همان مردمان (كه مردهاند) نيستيد كه بر جاى پاى آنها قدم گذاشتهايد؟ و از راهى كه رفتند مىرويد؟ و روش آنها را دنبال مىكنيد؟ امّا افسوس كه دلها سخت شده، پند نمىپذيرد، و از رشد و كمال باز مانده، و راهى كه نبايد برود مىرود، گويا آنها هدف پندها و اندرزها نيستند و نجات و رستگارى را در به دست آوردن دنيا مىدانند. بدانيد كه بايد از صراط عبور كنيد، گذرگاهى كه عبور كردن از آن خطرناك است، با لغزشهاى پرتكننده، و پرتگاههاى وحشتزا، و ترسهاى پياپى!... از خدا چون خردمندان بترسيد كه دل را به تفكّر مشغول داشته، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته، و شبزندهدارى خواب از چشم او ربوده، و به اميد ثواب، گرمى روز را با تشنگى گذارنده (و روزه میگيرد)، با پارسايى شهوات را كشته، و نام خدا زبانش را همواره به حركت در آورده... ترس از خدا را براى ايمن ماندن در قيامت پيش فرستاده، از تمام راههاى جز راه حق چشم پوشيده، و بهترين راهى كه انسان را به حق مىرساند مىپيمايد... با بهترين روش از گذرگاه دنيا عبور كرده، توشه آخرت را پيش فرستاده، و از ترس قيامت در انجام اعمال صالح پيش قدم شده است، ايام زندگى را با شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده، و در فراهم آوردن خشنودى خدا با رغبت تلاش كرده، از زشتىها فرار كرده، امروز رعايت زندگى فردا كرده، و هم اكنون آينده خود را ديده است. پس بهشت براى پاداش نيكوكاران سزاوار و جهنّم براى كيفر بدكاران مناسب است، و خدا براى انتقام گرفتن از ستمگران كفايت مىكند، و قرآن براى حجّت آوردن و دشمنى كردن با دشمنان، كافى است... سفارش مىكنم شما را به تقوای از خدا، خدايى كه با ترساندنهاى مكرّر، راه عذر را بر شما بست، و با دليل و برهان روشن، حجت را تمام كرد، و شما را پرهيز داد از دشمنى شيطانى كه پنهان در سينهها راه مىيابد، و آهسته در گوشها راز مىگويد، گمراه و پست است، وعدههاى دروغين داده، در آرزوى آنها به انتظار مىگذارد، زشتىهاى گناهان را زينت مىدهد، گناهان بزرگ را كوچك می شمارد، و آرام آرام دوستان خود را فريب داده، راه رستگارى را بر روى در بند شدگانش مىبندد، و در روز قيامت آنچه را كه زينت داده انكار مىكند، و آنچه را كه آسان كرده، بزرگ مىشمارد، و از آنچه كه پيروان خود را ايمن داشته بود سخت مىترساند... مگر انسان، همان نطفه و خون نيمبند نيست كه خدا او را در تاريكىهاى رحم و خلافهاى تو در تو، پديد آورد؟ تا به صورت چنين در آمد، سپس كودكى شيرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانى رسيده گرديد، سپس او را دلى فراگير، و زبانى گويا، و چشمى بينا عطا فرمود تا عبرتها را درك كند، و از بدىها بپرهيزد، و آنگاه كه جوانى در حد كمال رسيد، و بر پاى خويش استوار ماند، گردنكشى آغاز كرد، و از خدا روى گرداند، و در بيراهه گام نهاد، در هواپرستى غرق شد، و براى به دست آوردن لذّتهاى دنيا تلاش فراوان كرد، و سر مست شادمانى دنيا شد، هرگز نمىپندارد مصيبتى پيش آيد! و بر اساس تقوى فروتنى ندارد، ناگهان سرمست و مغرور در اين آزمايش چند روزه، مرگ او را مىربايد،... پس از مرگ او را مأيوسوار در كفن پيچانده، در حالى كه تسليم و آرام است، بر مىدارند، و بر تابوت مىگذارند. خسته و ناتوان به سفر آخرت مىرود، كه فرزندان و برادران (جنازه) او را به دوش كشيده تا سر منزل غربت، آنجا كه ديگر او را نمىبينند، و به آنجا كه جايگاه وحشت است، پيش مىبرند. امّا هنگامى كه تشييعكنندگان بروند و مصيبتزدگان باز گردند،... و بزرگترين بلاى آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و بر افروختگى شعلهها و نعرههاى آتش است، كه نه يك لحظه آرام گيرد تا استراحت كند، و نه آرامشى وجود دارد كه از درد او بكاهد، و نه قدرتى كه مانع كيفر او شود، نه مرگى كه او را از اين همه ناراحتى برهاند، و نه خوابى كه اندوهش را بر طرف سازد، در ميان انواع مرگها و ساعتها مجازات گوناگون گرفتار است. به خدا پناه مىبريم... اى بندگان خدا! كجا هستند آنان كه ساليان طولانى در نعمتهاى خدا عمر گذراندند؟ تعليمشان دادند و دريافتند، مهلتشان دادند و بيهوده روزگار گذراندند؟ از آفات و بلاها دورشان داشتند اما (خدا و طاعت و بندگی او را) فراموش كردند،... اى مردم! از گناهانى كه شما را به هلاكت افكند و از عيبهايى كه خشم خدا را در پى دارد، بپرهيزيد. ای دارندگان چشمهاى بينا، و گوشهاى شنوا، و سلامت و كالاى دنيا! آيا (از مرگ و عقوبت الهی) گريزگاهى هست؟ يا رهايى و جاى امنى، پناهگاهى و جاى فرارى هست؟ آيا باز گشتى براى جبران وجود دارد؟ ... پس كى باز مىگرديد؟ به كدام سو مىرويد؟ و به چه چيز مغرور مىشويد؟ همانا بهره هر كدام از شما (از اين دنيا) زمينی به اندازه طول و عرض قامت شماست،! آنگونه كه خاكآلوده بر آن خفته باشد. اى بندگان خدا! هم اكنون به اعمال نيكو پردازيد، تا ريسمانهاى مرگ بر گلوى شما سخت نشده، و روح شما براى كسب كمالات آزاد است، و بدنها راحت، و در حالتى قرار داريد كه مىتوانيد مشكلات يكديگر را حل كنيد. هنوز مهلت داريد، و جاى تصميم و توبه و باز گشت از گناه باقى مانده است. عمل كنيد! پيش از آن كه در شدّت تنگناى وحشت و ترس و نابودى قرار گيريد، پيش از آن كه مرگ در انتظار مانده، فرا رسد، و دست قدرتمند خداى توانا شما را برگيرد. وقتى كه اميرالمؤمنين اين خطبه را ايراد فرمود، بدنها به لرزه در آمد، اشكها سرازير و دلها ترسان شد، جمعى این خطبه را غرّاء ناميدند... فرازهایی از ترجمه خطبه 83 امیرالمومنین در نهج البلاغه نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 141 |
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۲۵/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۱ ۱۴:۰۵ توسط taleb.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خیلی تکان دهنده بود
ولی بنظر من ، نکته کلیدی این خطبه مطلب زیر است: امّا افسوس كه دلها سخت شده، پند نمىپذيرد، و از رشد و كمال باز مانده، و راهى كه نبايد برود مىرود، من خودم شخصا" ، هروقت از اینجور خطبه های امام علی ع رو میخونم ، چند ساعت اول خیلی متاثر میشم ولی یکم که میگذره ، بازم راه قبلی مو انجام میدم و در عمل خلاف فرموده های امام علی ع رو انجام میدم. ینی بازم همون آرزوها ، بازم همون غفلت و بیخیالی و گناهو ........... بنظرم ، ماباید یه کاری کنیم که دلهای سخت شده ی خودمونو تغییر بدیم و نرمش کنیم تا آدم به معنای حقیقی پند پذیر باشیم ، و راه کمالو بپیماییم. اگه دلمون از سختی در بیاد همه چی حله! ولی چطور؟؟؟
|
|||
|
|
۱۴:۱۵, ۲۵/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۸ ۱۱:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۵/خرداد/۹۱ ۱۴:۰۴)taleb نوشته است: بنظرم ، ماباید یه کاری کنیم که دلهای سخت شده ی خودمونو تغییر بدیم و نرمش کنیم تا آدم به معنای حقیقی پند پذیر باشیم ، و راه کمالو بپیماییم. تا جايی كه در خاطرم هست سه تا کلید در روایات براش ذکر کردن یکی صلوات دائم و روزانه بر محمد و آل محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یکی دیگه هم گریه بر اباعبدالله الحسین اولیای خدا جزو برنامه ی روزانه ی خودشون داشتن یکی هم دائم آدم یاد مرگ باشه و زودگذر بودن دنیا مورد دیگه ای بود دوستان کمک کنند.. |
|||
|
|
۱۱:۲۴, ۱۵/اردیبهشت/۹۸
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
متن عربي اين خطبه گرانسنگ مولا:
صفته جل شأنه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ مَانِحِ کلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ کاشِفِ کلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ کرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَکلُ عَلَيْهِ کافِياً نَاصِراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ( صلى الله عليه وآله ) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ. الوصية بالتقوى أُوصِيکمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ضَرَبَ الْأَمْثَالَ وَ وَقَّتَ لَکمُ الْآجَالَ وَ أَلْبَسَکمُ الرِّيَاشَ وَ أَرْفَغَ لَکمُ الْمَعَاشَ وَ أَحَاطَ بِکمُ الْإِحْصَاءَ وَ أَرْصَدَ لَکمُ الْجَزَاءَ وَ آثَرَکمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ وَ أَنْذَرَکمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ فَأَحْصَاکمْ عَدَداً وَ وَظَّفَ لَکمْ مُدَداً فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا. التنفير من الدنيا فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا يُونِقُ مَنْظَرُهَا وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا غُرُورٌ حَائِلٌ وَ ضَوْءٌ آفِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا وَ اطْمَأَنَّ نَاکرُهَا قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْک الْمَضْجَعِ وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ. وَ کذَلِک الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً يَحْتَذُونَ مِثَالًا وَ يَمْضُونَ أَرْسَالًا إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ. بعد الموت البعث حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْکارِ الطُّيُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِک سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ رَعِيلًا صُمُوتاً قِيَاماً صُفُوفاً يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِکانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ کاظِمَةً وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ وَ عَظُمَ الشَّفَقُ وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِي إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ وَ نَکالِ الْعِقَابِ وَ نَوَالِ الثَّوَابِ. تنبيه الخلق عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً وَ کائِنُونَ رُفَاتاً وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَ مَدِينُونَ جَزَاءً وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَ کشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ. فضل التذکير فَيَا لَهَا أَمْثَالًا صَائِبَةً وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاکيَةً وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً وَ آرَاءً عَازِمَةً وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى وَ أُرِيَ فَرَأَى فَأَسْرَعَ طَالِباً وَ نَجَا هَارِباً فَأَفَادَ ذَخِيرَةً وَ أَطَابَ سَرِيرَةً وَ عَمَّرَ مَعَاداً وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ وَ حَالِ حَاجَتِهِ وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَکمْ لَهُ وَ احْذَرُوا مِنْهُ کنْهَ مَا حَذَّرَکمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَکمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ. التذکير بضروب النعم و منها: جَعَلَ لَکمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِي تَرْکيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا فِي مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ وَ قَدَّرَ لَکمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْکمْ وَ خَلَّفَ لَکمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَکمْ مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِيَ الْهَرَمِ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِ وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ وَ عَلَزِ الْقَلَقِ وَ أَلَمِ الْمَضَضِ وَ غُصَصِ الْجَرَضِ وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً قَدْ هَتَکتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِک جِدَّتَهُ وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ وَ تَرْکبُونَ قِدَّتَهُمْ وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا لَاهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا سَالِکةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا کأَنَّ الْمَعْنِيَّ سِوَاهَا وَ کأَنَّ الرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا. التحذير من هول الصراط وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکرُ قَلْبَهُ وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ وَ أَوْجَفَ الذِّکرُ بِلِسَانِهِ وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ وَ تَنَکبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِيلِ وَ سَلَک أَقْصَدَ الْمَسَالِک إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى وَ رَاحَةِ النُّعْمَى فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ وَ آمَنِ يَوْمِهِ وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِيداً وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِيداً وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ وَ أَکمَشَ فِي مَهَلٍ وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ فَکفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالًا وَ کفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالًا وَ کفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً وَ کفَى بِالْکتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً. الوصية بالتقوى أُوصِيکمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَکمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى وَ وَعَدَ فَمَنَّى وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ وَ اسْتَغْلَقَ رَهِينَتَهُ أَنْکرَ مَا زَيَّنَ وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ. و منها في صفة خلق الإنسان أَمْ هَذَا الَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لَافِظاً وَ بَصَراً لَاحِظاً لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ نَفَرَ مُسْتَکبِراً وَ خَبَطَ سَادِراً مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ کادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً لَمْ يُفِدْ عِوَضاً وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ فَظَلَّ سَادِراً وَ بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الْآلَامِ وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً وَ الْمَرْءُ فِي سَکرَةٍ مُلْهِثَةٍ وَ غَمْرَةٍ کارِثَةٍ وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ وَ جَذْبَةٍ مُکرِبَةٍ وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَکفَانِهِ مُبْلِساً وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِک بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ وَ لَا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ عِبَادَ اللَّهِ أَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا أُمْهِلُوا طَوِيلًا وَ مُنِحُوا جَمِيلًا وَ حُذِّرُوا أَلِيماً وَ وُعِدُوا جَسِيماً احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ أَمْ لَا فَأَنَّى تُؤْفَکونَ أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِکمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّوْلِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ فِي فَيْنَةِ الْإِرْشَادِ وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ وَ مَهَلِ الْبَقِيَّةِ وَ أُنُفِ الْمَشِيَّةِ وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ قَبْلَ الضَّنْک وَ الْمَضِيقِ وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ وَ إِخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ. قال الشريف: و في الخبر أنه ( عليه السلام ) لما خطب بهذه الخطبة اقشعرت لها الجلود و بکت العيون و رجفت القلوب ، و من الناس من يسمي هذه الخطبة الغراء. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










