|
نابودی جوامع اسلامی به وسیله ی لیبرالیسم!!!
|
|
۱۸:۴۰, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
از اونجایی که من نمیخوام بیخودی زیاده نویسی بکنم و باعث بشم که خواننده ها حوصله شون سر بره، و از این جهت که نمیخوام مطلب نامفهوم هم بشه، در هر مورد، زیاد توضیح نمیدم و حاشیه نمیرم:
ليبراليسم فلسفهای سياسی است که برای حقوق مدنی و سياسی افراد اهميت بسياری قائل است. ليبرالها خواستار تضمين قلمروی اساسی برای آزادی شخصی — شامل آزادی وجدان، سخن، انجمن، اشتغال — هستند و تأکيد میکنند که دولت نبايد جز برای حمايت از ديگران در برابر زيان در اين امور مداخله کند. بنابراين، «ليبرال» به حکومت و حزب و سياستی گفته میشود که در برابر آمريتطلبی (فلسفهای که میگويد برخی افراد حق دارند بدون مشورت با ديگران و رعايت نظر آنان هر کاری بکنند و مصون از پرسش باشند) طرفدار آزادی است. ليبراليسم، در مقام فلسفه، نظامی بسته از تفکر با اصول ثابت و تغييرناپذير نيست. ليبراليسم را شايد بتوان نگرشی به زندگی و مسائل زندگی وصف کرد که بر ارزشهای آزادی برای افراد و برای اقليتها و برای ملتها تأکيد میکند. مهمترين اصول ليبراليسم يا مهمترين مفاهيمی که ليبراليسم بر آنها تأکيد میکند عبارت است از: آزادی، فرد، آزادی وجدان، حکومت با رضايت و خواست مردم و تساوی حقوق. این عقیده ی گول زنک و در ظاهر آسمانی [!] در واقع برای نجات غرب از چنگال کلیسا ابداع شد و در جایگزینی فئودال ها با سرمایه داران هم (به خصوص در انقلاب فرانسه) نقش مهمی ایفا کرد، به طوری که تا به امروز، لیبرالیسم و سرمایه داری پابه پای هم پیش رفتند و لازم و ملزوم همدیگر شدند... تا اینجا که مشکلی نبود، دردسر ها از جایی شروع شدن که ملل استعمارگر اروپایی سعی کردند این عقیده (که برای کشور های غربی ساخته شده بود) را به مستعمراتشان، به خصوص کشور های مسلمان خاور میانه و آفریقا صادر کنند. این روند که از همان دوران فروپاشی امپراتوری عثمانی شروع شده بود، حتی پس از اخراج اروپائیان از کشورهای مستعمره ادامه یافت... ولی چرا؟ مگر نه اینکه خود لیبرالها به آزادی عقیده معتقدند؟ پس دلیل این همه اصرار و تبلیغاتشان برای ترویج لیبرالیسم (و در نتیجه، سرمایه دای و دموکراسی) در این کشور ها چیست؟ و اصلا چه تضاد و تعارضی بین اسلام و لیبرالیسم هست؟ در اسلام، چیزی هست به اسم "امر به معروف و نهی از منکر" (برای شیعیان از فروع دین، و از احکام عملی برای اهل سنت محسوب میشود). این "چیز"، که میتوان گفت مهمترین دلیل پویایی و فساد ناپذیری اجتماعات [حقیقتا] مسلمان محسوب میشود، به زبان ساده، بر مسلمین تکلیف میکند که [در صورت یقین به انجام محرمات یا انجام نشدن واجبات توسط مسلمین،] دیگر مسلمانان را به اعمال نیک فرا خوانند و از اعمال بد باز دارند. در فواید این کار و در مذمت ترک آن در جامعه، احادیث بسیارند و مؤکد. برای مثال به دو نمونه اکتفا میکنم: امیر المؤمنین، علی (علیه السلام) مىفرمايد: «همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا، در كنار امر به معروف و نهى از منكر، جز دميدنى به درياى پهناور نيست. » ایشان همچنین در نامه ی 47 در وصيت خويش به فرزندانش از آنان مىخواهد تا با جان و مال و زبان خود در راه خدا جهاد كنند و سپس مىفرمايد كه مبادا امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند كه شريران بر آنان چيره خواهند شد. خوب، الان میخوام شما رو متوجه یه نکته ای بکنم: تا حالا با اون دسته افرادی روبرو شدین که [مثلا] میگن: "چرا حجاب آزاد نیست؟ من نمیفهمم، شاید کسی اصلا بخواد لخت از خونه بیاد بیرون، به کسی که کاری نداره، به خودش مربوطه!" این دسته، که اغلب از قشر جوان جامعه، و در برابر آسیب های عقیدتی آسیب پذیر هستن، همون افرادین که [به علت جهلشون] تحت تأثیر عقاید لیبرالیستی غرب قرار گرفته ن. متأسفانه غربیها با ابزار ها و وسایل مخصوص خودشون، به طور مستقیم، قشر جوان و کم بصیرت ما رو هدف گرفته ن. چنین رفتارهایی اگه با ضد حمله ی مؤثری روبرو نشن و در نتیجه همه گیر بشن، میتونن به راحتی تمام اثرات و ارزش های اسلام در جامعه رو از بین ببرن. از دوستان خواهش میکنم راه کارهایی برای مقابله با این معضل پیشنهاد کنن. در ضمن، این مطلب اگه خدا بخواد، ادامه داره. به زودی دلایل و مثالهای بیشتری میارم.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فمینیسم ،تاریخچه ، مکاتب ،تاثیرات ان در جوامع کنونی | vahrakan | 0 | 1,156 |
۲۰/خرداد/۹۴ ۱۴:۱۴ آخرین ارسال: vahrakan |
|







