|
مدعیانی که از قرآن شکست خوردند !
|
|
۱۳:۵۳, ۱۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/تیر/۹۱ ۱۴:۰۴ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
..:: بسم الله الرحمن الرحیم ::..
معارضین قرآن هر چه بیشتر تلاش مى نمودند، کمتر نتیجه مى گرفتند و به عجز خویش بیشتر آگاه مى شدند و عظمت قرآن را گسترده تر درک مى کردند. کلامى که خدایى بود و در توانایى بشر نبود تا به مانند آن را بیاورند . همواره در طول تاریخ، بى خبران و معاندانى بوده اند که در برابر نور حق، مقاومت نموده و با تمام سرمایه هاى خویش که آنها نیز، امانت الهى بوده است، در برابر خداى خویش به خود بالیده اند و در راه خاموش نمودن نور حق، قدم برداشته اند. . درمیان این زشت سیرتان، کسانى هستند که در صدر اسلام، در هنگام طلوع خورشید اسلام و ظهور کتاب آسمانى قرآن، آن مشعل هدایت، به صحنه نبرد با حق پرداخته و در برابر قرآن ایستادگى نموده اند و چنین ادعا کردند: که قرآن مى تواند، همانند داشته باشد؛ زیرا قرآن، کتابى فوق العاده و خارق العاده و معجزه نیست، قرآن کلام الهى نیست، بلکه کلام بشرى است و آنها هم مى توانند، همانند آن را بیاورند. از آن جمع نادان و بى خبر از خدا، عدهاى قدم فراتر نهاده و خود را پیامبر آسمانى نیز معرفى کردهاند که تاریخ چهره این دروغگویان را براى نسلهاى بعد روشن ساخته است. اینان که به معارضه با قرآن پرداختند، کلامى آوردند که هیچ تشابهى با قرآن نداشت و آنها را بیش از پیش رسوا نمود. آنها از معارضه با قرآن نهتنها سودى نبردند، بلکه چهره دروغین آنها بیشتر آشکار گردید. اکنون به ذکر تعدادى از آن قوم گمراه پرداخته مى شود که البته هرکدام در فن سخنورى، ماهر و سرآمد عرب در بلاغت بودند ولى در این میدان، شکست سختى را متحمل نمودند. . . 1-مسیلمه کذاب : او از قبیله بنی حنیفه بود که در عهد پیامبر(صلی الله علیه وآله) به او ایمان آورد ولکن بعد از مدتی مرتد شد و خود ادعای نبوت نمود و در یمامه خروج بر پیامبر کرد و در مواردی به شدت به تکذیب پیامبر پرداخت. در مورد وی آمده که شراب را حل و وجوب نماز را لغو کرد.1 وی در سال دهم هجرت به پیامبر نامه ای نوشت که قسمتی از آن چنین است: «از مسیلمه پیامبر خدا به محمد پیامبر خدا. سلام بر تو، من در امور با تو شریک هستم و نصف زمین براى من و تو، و نصف دیگر آن براى قریش است ولکن قریش قومى تجاوزکار است».2 وقتى نامه او را، دو نفر از قبیله وى، به حضرت رسول صلى اللّه علیه و اله و سلم رساندند، حضرت پس از مطالعه فرمود: نظر شما دو نفر در مورد مسیلمه چیست؟ آنها پاسخدادند: ما او را تصدیق مى نمائیم. حضرت رسول فرمود: قسم به خدا اگر نبود که پیامبران، چنین نمى کشتند، هر آینه شما را گردن مى زدم. . و ساکن کوفه بوده و با هشام بن حکم مناظراتى داشته است و از چهار نفرى است که از معارضین مشهور به حساب آمده و جریان معارضه و اظهار عجز و ناتوانى او گذشت. در مورد او آمده است که در اواخر عمر به محضر امام صادق علیه السّلام آمد و از گذشته خویش توبه نمود. . سپس حضرت در پاسخ او چنین نگاشت: بسم اللّه الرحمن الرحیم. من محمد رسول اللّه الى مسیلمه الکذاب.» السلام على من اتبع الهدى امّا بعد فان الارض للّه یورثها من یشاء منعباده و العاقبة للمتقین. «بنام خداوند بخشنده مهربان. از محمد فرستاده خدا به سوى مسیلمه کذاب.» درود بر کسى که از هدایت و حق پیروى مىنماید. اما بعد، همانا زمین براى خداست. به هر کس بخواهد از بندگان به ارث مى دهد و عاقبت و پایان براى پرهیزگاران است. 3 . از جمله بافته ها و مجعولات او در معارضه با قرآن چنین گزارش شده است: 1- الفیل و ما الفیل و ما ادراک ما الفیل، له ذنب و بیل و خرطوم طویل. 2- لقد انعم اللّه على الحبلى اخرج منها نسمة تسعى من بین صفاق وحشى. 3- و المبذرات زرعا و الحاصدات حصدا و الذاریات قمحا و الطاحنات طحنا و الخابزات خبزا و الثاردات ثردا و اللاقمات لقما. اهالّة و سمنا لقدفضلتم على اهل الوبر و ما سبقکم اهل المدر. 4 . رافعى در مورد وى مى گوید: تمام کلام وى بى ارزش و سست است و قابل تمسک نیست. کلامى پریشان و مبتذل و بى معنى است.5 کلام وى آنقدر سست و ضعیف است و در مقایسه با قرآن آنقدر بى ارزش است که هر کس با زبان عربى آشنا باشد و قرآن را مطالعه نماید، به ساختگى آنها پى مى برد.پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از مطالعه نامه مسیلمه فرمود: نظر شما دو نفر در مورد مسیلمه چیست؟ آنها پاسخ دادند: ما او را تصدیق مىنمائیم. حضرت رسول فرمود: قسم به خدا اگر نبود که پیامبران، چنین نمى کشتند، هر آینه شما را گردن مى زدم. . 2-عبداللّه بن مقفع : او معروف به این مقفع فارسی است 6که ادیب در زبان عرب بوده و کتاب کلیله و دمنه را به زبانی بدیع به عربی برگردانیده است. در مورد او آمده است که او به همراه، ابن ابى العوجاء و ابو شاکر دیصانى و عبد الملک در موسم حج، در زمان امام صادق علیه السّلام در حالى که به تمسخر قرآن پرداخته بودند، در مسجدالحرام توافق نمودند تا به معارضه قرآن بپردازند و مانند قرآن را بیاورند. از جمع آنها، ابن ابىالعوجاء، پیشنهاد نمود که هر کدام به اندازه یک ربع قرآن همانند قرآن را بیاورند و هنگامی که قرآن را نقض کردند، پیامبرى محمد باطل خواهد شد و با بطلان او، اسلام پایان خواهد یافت. آنها توافق نمودند که تا سال بعد، هر کسى سهم خویش را آماده نماید و در همان مکان آنچه را آماده نمودهاند، ارائه نمایند و پس از گذشت یک سال که دوباره گرد هم جمع شدند، هیچکدام نتوانسته بودند، مأموریت خویش را انجام دهند و هر کدام شرح حال خویش را چنین گزارش مى نماید: ابن مقفع مى گوید: این قرآن از سنخ و جنس کلام بشر نیست و من از زمانى که از شما جدا شدم همواره در این عبارت به فکر فرو رفته ام و نمى توانم مانند آن را بیاورم و آن چنین است: . وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ اِبْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ اَلْمٰاءُ وَ قُضِیَ اَلْأَمْرُوَ اِسْتَوَتْ عَلَى اَلْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ «به زمین خطاب شد که فوراً آبت را فرو بر و به آسمان امر شد که باران را قطع کن و زمین آب را در خود فرو برد و حکم انجام شد و کشتى بر کوه جودی قرار گرفت و فرمان هلاکت ستمکاران در رسید .»7 . 3-عبداللّه ابو شاکر دیصانى: او ساکن کوفه بوده و با هشام بن حکم مناظراتى داشته است و از چهار نفرى است که از معارضین مشهور به حساب آمده و جریان معارضه و اظهار عجز و ناتوانى او گذشت. در مورد او آمده است که در اواخر عمر به محضر امام صادق علیه السّلام آمد و از گذشته خویش توبه نمود. . 4-عبدالکریم ابن ابى عوجاء: ابن ابى العوجاء، شاگرد حسن بصرى بوده و با امام صادق علیه السّلام احتجاجهایى داشته است و از چهار نفر معارضینى است که سرگذشت آنها گذشت. او احمد بن حسین بن حسن بن عبد الحمد کندرى است. ادیب فن عربیت بوده و به معارضه قرآن پرداخته و آنچنانکه نقل شده معارضه او چنین است:و النجم السیّار و الفلک الدوّار و اللیل و النهار ان الکافر لفى اخطار. أمض علىسنتک و أقف اثر من قبلک من المرسلین فان اللّه قامع بک زیع من ألحد فى دینهو ضلّ عن سبیله . 5-سجاح بنت حارث تمیمیه: او دختر حارث بن سوید تمیمى بود که مدعى نزول وحى بود و به سوى مسیلمه کذاب روى آورد و با او ازدواج نمود و از جملات معارضهگونه او چنین است: «انّ اللّه خلق النساء افراجا و جعل الرجال لهنّ ازواجا فتولج فیهنّ قعسا ایلاجا ثمّ نخرجها إذا نشاء اخراجا فینتجن لنا سخالا انتاجا» 8 . 6-ابو العلاء معرى: او احمد بن عبداللّه بن سلیمان، شاعر و لغتدان و استاد فن صنایع بودهاست. به معارضه قرآن پرداخته است و نقل شده که معارضه او چنین بوده: «أقسم بخالق الخیل و الریح الهابّه بلیل، ما بین الاشراط و مطالع سهیل، انالکافر لطویل الویل و ان العمر لمکفوف الذیل، تعدّ اتّق مدارج السیل و طالع التوبةمن قبیل تنج و ما اخالک بناج .» 9 . 7-ابو الطیّب متنبىّ: او احمد بن حسین بن حسن بن عبد الحمد کندرى است. ادیب فن عربیت بوده و به معارضه قرآن پرداخته و آنچنان که نقل شده معارضه او چنین است: «و النجم السیّار و الفلک الدوّار و اللیل و النهار ان الکافر لفى اخطار. أمض علىسنتک و أقف اثر من قبلک من المرسلین فان اللّه قامع بک زیع من ألحد فى دینهو ضلّ عن سبیله.» 10 معارضین قرآن هر چه بیشتر تلاش مىنمودند، کمتر نتیجه مىگرفتند و به عجز خویش بیشتر آگاه مىشدند و عظمت قرآن را گستردهتر درک مىکردند. کلامى که خدائى بود و در توانائى بشر نبود تا به مانند آن را بیاورند و اعجاز بیانىآن، همه آنها را شیفته خود نموده بود، لکن، غالبا روح لجاجت آنها مانع از ایمانشان مىشد. . پینوشتها: 1. تاریخ الطبری، ج 2/499 2. سیره ابن هشام، 4/247 3. سیره ابن هشام، 6/247 4. سیره ابن هشام، 4/247 و اعجاز القران رافعی، ص 175. 5. اعجاز القران رافعی، ص 157. 6. احتجاج طبرسی، 2/142 و بحارالانوار، 89/16. 7. هود/44. 8. تاریخ الطبری، 2/499. 9. لغتنامه دهخدا، ذیل کلمه ابوالعلاء، ص 635. 10. لغتنامه دهخدا، ذیل کلمه ابوالطیب، ص 566. . منبع: اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت علیهم و السلام و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام ، رضا مۆدب |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







