|
سعد و نحس ایام
|
|
۱۳:۲۸, ۱۴/تیر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا ... در منطق عملي هم بسياري از سبكها از اساس منسوخ است ، اسلام هم آنها را منسوخ ميداند ، مثلا آيا پيغمبر در كارها و متود خودش از سعد و نحس ايام استفاده ميكرد ؟ اين خودش مسئلهاي است . ما برويم سيره پيغمبر را از اول تا آخر ببينيم ، تمام كتبي را كه شيعه و سني در تاريخ پيغمبر نوشتهاند مطالعه بكنيم ببينيم آيا پيغمبر اكرم در روش و متود خودش يكي از چيزهايي كه از آن استفاده ميكرد مسئله سعد و نحس ايام بود يا نه ؟ مثلا آيا ميگفت امروز دوشنبه است براي مسافرت خوب نيست . يا امروز سيزده عيد نوروز است هر كس بيرون نرود گردنش ميشكند آن هم از سيزده جا نه از يك جا ؟! آيا چنين حرفهايي هست ؟ در سيره علي عليه السلام چطور ؟ در سيره ائمه عليهم السلام چطور ؟ ما هرگز نميبينيم كه پيغمبر يا ائمه اطهار خودشان در عمل از اين حرفها يك ذره استفاده كرده باشند ، بلكه عكسش را ميبينيم . در نهج البلاغه هست كه وقتي كه علي ( ع ) تصميم گرفت برود به جنگ خوارج ، اشعث قيس كه آن وقت جزو اصحاب بود با عجله و شتابان آمد : يا اميرالمؤمنين ! خواهش ميكنم صبر كنيد ، حركت نكنيد ، براي اينكه يكي از خويشاوندان من كه منجم است يك حرفي دارد و ميخواهد به عرض شما برساند . فرمود : بگو بيايد . آمد . گفت : يا اميرالمؤمنين ! من منجم و متخصص شناختن سعد و نحس ايام . من در حسابهاي خودم به اينجا رسيدهام كه اگر شما الان حركت كنيد برويد به جنگ قطعا شكست ميخوريد و شما و اكثريت اصحاب شما كشته خواهند شد . فرمود : هر كس كه تو را تصديق بكند پيغمبر را تكذيب كرده ، اين مزخرفات چيست كه ميگويي ؟ ! اصحاب من ! سيروا علي اسم الله بگوييد به نام خدا ، به خدا اعتماد و توكل كنيد و حركت كنيد برويد . علي رغم نظر اين شخص ، همين الان حركت كنيم برويم . و ميدانيم كه در هيچ جنگي علي ( ع ) به اندازه اين جنگ فاتح نشد . اين حديث در وسائل است : عبدالملك بن اعين ميآيد خدمت امام صادق ( ع ) عبدالملك برادر زراره است و خودش هم از راويان بزرگ و مرد عالمي است . او نجوم خوانده بود و به همين جهت به اين چيزها عمل ميكرد كم كم احساس كرد براي خودش مصيبت درست كرده ، مثلا از خانه ميآيد بيرون ، يك وقت ميبيند كه امروز قمر در عقرب است ، اگر بروم چنين خواهد شد ، يك روز ميبيند فلان ستاره از جلويش درآمد ، كم كم خود بيچارهاش احساس كرد كه دست و پايش به كلي بسته شده است . "روزي آمد خدمت امام صادق ( ع ) و عرض كرد : يا ابن رسول الله ! من مبتلا شدهام به نجوم احكامي . من كتابهايي در اين زمينه دارم و كم كم احساس ميكنم كه مبتلا شدهام ، اصلا گرفتار شدهام و تا به اين كتابها مراجعه نكنم در هيچ كاري نميتوانم تصميم بگيرم . تكليف من چيست ؟ امام صادق با تعجب فرمود : تو از اصحاب ما ، تو راوي روايات ما به اين چيزها عمل ميكني ؟ ! بله يا ابن رسول الله . فرمود : الان بلند شو برو منزل ، به محض رسيدن ، تمام اين كتابها را آتش بزن ، و ديگر نبينم كه حتي به يك كلمه از اين حرفها عمل كردهاي . علي رغم يك سلسله روايات كه در اين زمينه هست ، ما يك سلسله روايات ديگر داريم كه در تفسير الميزان در ذيل يكي از آيات سوره فصلت: « في ايام نحسات » ذكر شده است . از مجموع رواياتي كه از اهل بيت اطهار رسيده است اين مطلب استنباط ميشود كه اين امور يا اساسا اثر ندارد و يا اگر هم اثر دارد توكل به خدا و توكل به پيغمبر و اهل بيت پيغمبر اثر اينها را از بين ميبرد . بنابراين يك مسلمان ، شيعه واقعي ، در عمل به اين امور اعتنا نميكند ، اگر ميخواهد برود مسافرت ، صدقه بدهد ، به خدا توكل كند ، به اولياي خدا توسل بجويد و به هيچيك از اين امور اعتنا نكند . از همه بالاتر اين است كه شما ببينيد در تاريخ پيغمبر و ائمه اطهار آيا يك دفعه هم اتفاق افتاده كه خود آنها به اين مسائل عمل بكنند ؟ ! ان شاالله ادامه دارد ...
|
|||
|
|
۱۰:۱۱, ۱۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا """ سيره "" يعني چنين چيزها . آيا آنها در منطق عملي خودشان از اين جور امور استفاده كردهاند يا نه ؟ در خراسان يك چيزي معروف است كه من در بعضي از شهرستانهاي ايران ديدهام هستو در بعضي ديگر نيست ، و استاد بزرگوار ما مرحوم حاج ميرزا علي آقا شيرازي ريشه آن را به دست داد كه اين چه بوده و از كجا پيدا شده ؟ در ولايت ما به اصطلاح فريمان خيلي شايع بود و شايد هنوز هم هست كه ميگفتند : اگر شخصي بخواهد برود مسافرت ، چنانچه اول كسي كه به او بر ميخورد سيد باشد ، اين امر نحس است و او قطعا از آن سفر بر نميگردد ، ولي اگر غربتي به او بر بخورد ، اين سفر ، سفر ميموني است . واقعا اين جور معتقد بودند . مرحوم حاج ميرزا علي آقا شيرازي گفت : اين يك ريشهاي دارد : در دوره بني العباس ، سادات را كه بيچارهها اولاد پيغمبر مخفي بودند در خانه هر كسي گير ميآوردند نه تنها خود آنها بلكه تمام آن خاندان از بين ميرفتند ، كم كم اين فكر براي مردم پيدا شد كه سيد نحس به اين معناست ، نحس سياسي است نه نحس فلكي ، يعني يك سيد در خانه هر كسي آمد او ديگر خانه خراب است . اين نحس سياسي كم كم در فكر مردم تبديل شد به نحس تكويني و فلكي . بعد بني العباس هم كه از بين رفتند كم كم زنها و بچهها و مردم ساده لوح گفتند اصلا سيد نحس است خصوصا در مسافرت ان شاالله ادامه دارد ...
|
|||
|
|
۱۰:۲۸, ۱۵/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۱ ۱۰:۳۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ولی در مورد سعد و نحس ایام روایات بسیاری داریم و یک سری کارها رو فرمودند در ایام قمر در عقرب انجام ندهید
اقایانی مثل علامه حسن زاده هم قبول دارند روایات را . اون مطلب که در مورد مولا و جنگ رفتنش ذکر کردید بحث دیگریست برادر من . یا حق حدیثی داریم از امام صادق (علیه السلام) میفرماید نجوم (نه محاسبات فلکی بلکه احکام نجومی ) کمش بی فایده و کاملش هم در دست شما نیست . اثار اجرام سماوی هم بر کره زمین و رفتار انسانها ثابت شده هست . موثر ترین انها نیز ماه است . یا حق |
|||
|
|
۱۰:۳۸, ۱۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:اون مطلب که در مورد مولا و جنگ رفتنش ذکر کردید بحث دیگریست برادر منچه بحثی؟
|
|||
|
۱۹:۰۱, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا يك فرد مسلمان نبايد فكر خودش را با اين موهومات خسته بكند . پس
توكل براي چيست ؟ ما هم دم از توكل ميزنيم ، هم دم از توسل ، و هم از گربه سياه ميترسيم . آدمي كه ميگويد توكل ، و بالخصوص ميگويد توسل و ولايت ، ديگر نبايد اين حرفها را بزند . آن كه ميگويد ولايت ، ميگويد اگر توسل داري ، به اين مهملات اعتماد نكن . پس هر يك از اينها خودش يك اصلي است : غدر و نيرنگ ، و نيز استفاده از وهمها در سيره پيغمبر اكرم ملغي است . |
|||
|
۱۹:۱۱, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
پديده قمر در عقرب چيست؟ ديدگاه اسلام و ائمه(علیه السلام)؟ تا چه حد بر زندگي و ازدواج، تجارت، سفر، نطفه تأثيرگذاره؟ ايام نحس ماه هاي قمري؟ 1. عقرب یکی از برجها(صورتهای فلکی) دوازده گانه منطقة البروج است. و منطقة البروج نواری (کمربندی)دایره شکل در آسمان است که در راستای خط استوار قرار گرفته و محل حرکت نزولی و صعودی ماه و خورشید است. خورشید در کوتاهترین روز زمستان ، نزدیکترین مدار نسبت به افق جنوب را طی می کند لذا در این روز ، اشیاء روی زمین ، بلندترین سایه را دارند. همچنین در بلندترین روز تابستان ، خورشید دورترین مدار نسبت به افق جنوب را می پیماید. در بقیه روزهای سال ، مدار خورشید بین این دو مدار قرار دارد. بنا بر این ، حرکت ظاهری خورشید در فصول مختلف ، روی یک نوار فرضی بر طاق آسمان است. این نوار فرضی را منطقة البروج می نامند. در طول این نوار فرضی ، دوازده صورت فلکی قرار گرفته است که هر کدام آنها را یک برج می نامند. خورشید در هر ماه شمسی در مقابل یکی از این برجها قرار می گیرد ؛ لذا هر ماه شمسی با یکی از این برجها نامگذاری می شود. اسامی این برجها به ترتیب چنین است: حمل‚ ثور‚ جوزا‚ سرطان‚ اسد‚ سنبله‚ ميزان‚ عقرب‚قوس‚ جدي‚ دلو‚ حوت. در حقیقت منطقة البروج نمود ظاهری دو حرکت زمین است . حرکت انتقالی زمین به دور خورشید و حرکت زاویه ای زمین. که اوّلی پدید آورنده سال و دومی پدید آورنده فصول است.(توضیح مفصّل مطلب را در کتب نجومی و کتب هیئت ملاحظه فرمایید.) بنا بر آنچه گفته شد پدید قمر در عقرب زمانی رخ می دهد که از نگاه اهل زمین کره ماه بر روی صورت فلکی عقرب قرار می گیرد. تقویمهای ویژه ای وجود دارند که مواقع قمر درعقرب را مشخص نموده اند. دیگر سیارات قابل رویت با چشم غیر مصلّح نیز بر روی این صور فلکی قرار می گیرند ؛ که در این حالت از تعابیری چون زحل در عقرب ، مشتری در عقرب و ... استفاده می شود. 2. آیا علم نجوم(علم احکام نجوم) صحّت دارد؟ از روایات اهل بیت(علیه السلام) چنین استفاده می شود که علم احکام نجوم علمی الهی است که توسط فرشتگان و انبیاء(علیه السلام) به بشر تعلیم داده شده است ؛ ولی کسانی که به آن احاطه داشته باشند اندکند. در برخی روایات تصریح شده که علم نجوم را جز دو خاندان به درستی نمی دانند ، خاندانی در هند و خاندانی در عرب. و گویا مراد از خاندان عرب ، اهل بیت (علیه السلام) هستند. در روایات زیادی از ترتیب اثر دادن به گفته های منجّمین نهی شده است ؛ ولی نه از آن جهت که این علم نادرست است بلکه از آن جهت که اوّلاً اکثر مدّعیان علم نجوم به خاطر پیچیدگی فراوان آن ، در محاسبات خود دچار اشتباه می شوند. و ثانیاً در گذشته به دعای حضرت داود (علیه السلام) خورشید مدّتی از حرکت باز ایستاده لذا حساب نجوم به هم ریخته است. در جریان ردّ الشمس نیز حساب نجوم درهم شده است ؛ لذا محاسبات منجمین فعلی همه بر ظنّ و گمان است و تنها کسی قادر به محاسبه درست است که مقدار استادن و بازگشت خورشید عالم است. ثالثاً زیان این علم برای مردم بیش از سود آن است. « قيس بن سعد، گفت: بسيار مي شد كه با أمير المؤمنين عليه السّلام در هر سفرى که مي رفت همراه بودم، چون به جانب مردم نهروان تاخت و به مدائن رسيديم و من آن روز همدوش او بودم، مردمى از دهقانان به پيشواز او آمدند، و چند استر پيشكش آوردند و آنها را پذيرفت، و يكى از دهقانان مدائن بنام «سرسفيل» كه پارسيان رأى او را در گذشته حجّت دانستند و در مورد آينده به او مراجعه مي كردند وجود داشت. چون امير المؤمنين عليه السّلام را ديد گفت: از مقصد خود برگرد، فرمود: اى دهقان براى چه؟ گفت: يا أمير المؤمنين ستارهها كه بر آمدند نظر بد به هم دارند سعدها نحس شدند و نحسها سعد شدند، و در چنين روزى بايد نهان شد و بر جاى نشست، اين روز تو كشنده است، و در آن ستاره جنگجو قِران كردند، بهرام در برج ميزان شرف يافته و از برج تو آتش فروزد و براى تو جاى نبرد نيست. أمير المؤمنين عليه السّلام لبخندى زد و فرمود: اى دهقانِ خبرگزار و بيم ده از مقدّرات ، ديشب در آخر برج ميزان چه فرود آمد، و كدام ستاره در سرطان ورود كرد؟ گفت: من آن را بررسى كنم، و از آستين خود اسطرلابى و تقويمى برآورد. امام عليه السّلام به او فرمود: تو ستارهها را سيّاره مي گردانى؟ گفت: نه، فرمود: تو بر ثوابت حكمفرمائى؟ گفت: نه، فرمود: به من خبر ده از طول برج اسد و در وي اش از مطالع و مراجع ؛ زهره چه نسبتى دارد با توابع و جوامع؟ گفت: من نمي دانم فرمود: چيست ميان سرارى و درارى ، و ميان ساعات تا معجرات ، و چه اندازه است پرتو مبدرات؟ و چه اندازه حاصل مىشود سپيده دم در بامدادان؟ گفت:نميدانم. فرمود: اى دهقان مي دانى كه امروز پادشاهى چين ، از خاندانى به خاندانى منتقل شد و برج ماجين وارو شد، و خانههائى در زنج سوخت، و چاه سرانديب جوشيد، و دژ اندلس ويران شد، و مورچه شيح به هيجان آمد، و مراق هندى گريزان شد، و پيشواى يهود در ايله مفقود گرديد ، و سردار روم در روميه نابود شد، و راعب عموريه كور شد و كنگرههاى قسطنطنيه فرو ريخت، تو اين حوادث را مي دانى ؛ و چه چيز آنها را پديد آورده شرقى يا غربى فلك؟ گفت من اينها را نمي دانم، فرمود:به كدام اختر بالاى قطب قضاوت مي كنى، و به كدام نحس شود آنچه نحس شده؟ گفت:من آن را نمي دانم. فرمود: مي دانى امروز 72 عالم خوش شدند كه در هر عالمى هفتاد عالم است برخى در خشكى و برخى در دريا، و بعضى در كوهها، و بعضى در بيشهها، و بعضى در آباديها، و چه خوش كرد آنها را؟ گفت: من آن را ندانم، فرمود: اى دهقان به گمانم با قِران مشترى و زحل قضاوت كردى كه در آغاز شب برايت روشن شدند و درخشانى مريخ و شرقى بودنش در سحر بر تو پديد شد، و سير كرد و جرمش بجرم تربيع ماه پيوست، و اين دليل است كه امروز يك مليون آدمى زادند و مانند آنها بميرند، و با دستش اشاره كرد به جاسوس معاويه كه در لشكر او بود، و فرمود اين هم مي ميرد، زيرا از همانها است و چون آن را فرمود: آن مرد گمان كرد كه فرمود: او را بگيريد، و دلش گرفت و نفسش در سينهاش بند آمد و همان وقت مرد. امام فرمود: اى دهقان به تو ننمايم نمونههاى تقدير را در صورتى كامل؟ گفت: چرا يا امير المؤمنين، فرمود: اى دهقان، همانا ما پديدار قطبيم، و آنچه ديشب پنداشتى كه از برج من آتش فروزد بايدت كه به سود من قضاوت كنى، زيرا روشنى و تابشش نزد من است و شعلهاش از من مي رود، اى دهقان اين قضيهاي است دشوار، آن را حساب كن و از آن نتيجه بگير اگر دانائى به اكوار و ادوار، فرمود:اگر اين را بدانى مي دانم كه بندهاى نى اين نيزار را شماره توانى کرد.امير المؤمنين عليه السّلام گذشت و خوارج نهروان را شكست داد و كشت و با غنيمت و پيروزى برگشت، و دهقان گفت: اين دانشى نيست كه در دست مردم زمان ما است، اين دانش مايهاش از آسمانست. »( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج2، ص: 196 و 197) از این روایت بر می آید که علم نجوم واقعیّت دارد ولی پیچیدگی آن فراتر از آن است که افراد عادی بتوانند به طور کامل از آن مطّلع گرددند. لذا خطا در وادی به مراتب بیشتر از صواب است. زندیقی به امام صادق (علیه السلام) گفت: در علم نجوم چه فرمائى؟ فرمود: آن دانشى است كم سود و پر زيان زيرا جلو مقدّر را نگيرد و از ناگوارى پرهيز ندهد، اگر منجم به بلائى خبر دهد از قضايش رهائى نبخشد، اگر به خيرى گزارش دهد، نتواند در آن شتاب ورزد، و اگر بدو بدى رسد، دفعش نتواند، منجم با علم خدا در مبارزه است كه پندارد قضاى خدا را از خلقش مي گرداند.»( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار ؛ج2 ؛ص191) « به على بن ابى طالب عليه السّلام گفته شد: آيا براى علم نجوم پايهاى هست؟ فرمود: آرى، پيغمبرى بود كه قومش به وى گفتند ما به تو ايمان نياريم تا آغاز آفرينش هر كس و مدت عمر آنها را به ما بياموزى، و خدا عز و جلّ به ابرى فرمود تا بدانها باريد، و در گرد كوه آبى زلال جمع شد و خدا به خورشيد و ماه و اختران فرمود تا بر آن آب روان شدند.(تصویر آسمان آب افتاد) سپس خدای عزّوجلّ به آن پيغمبر وحى كرد كه با قومش بر كوه بالا روند بالا رفتند و بر سر آن آب ايستادند تا آغاز آفرينش و مدت عمرها را از مجارى خورشيد و ماه و اختران و ساعات شب و روز شناختند و هر كدامشان مي دانست كى مي ميرد و كى بيمار مىشود، و چه فرزندى برايش زاده مىشود و چه زاده نمي شود، و روزگارانى بدين وضع بودند تا به حضرت داود كافر شدند و با آنها جنگيد، و در هر روز نبرد كسانى كه عمرشان بسر نرسيده بود به ميدان مىآمدند و آنان كه عمرشان بسر رسيده بود در خانه جا مي گذاشتند، و از ياران داود كشته مي شد و از آنها كشته نمي شد. داود عليه السّلام گفت: پروردگارا من به فرمان تو با آنها پيكار می كنم، و آنها به نافرمانى تو پيكار كنند، از يارانم كشته مىشود و از آنها كسى كشته نمي شود، خداى عزوجل جريان را به او وحى كرد و فرمود: هر كه مرگش رسيده به ميدان نمىآورند تا كشته شود، داود عليه السّلام گفت: خدايا به چه وسيله بدانها آموختى؟ فرمود: از مجارى خورشيد و ماه و اختران و ساعات شب و روز . گفت: داود به درگاه خدا دعا كرد تا خورشيد را بر آنها بازداشت و روزشان بلند شد، و شب و روزشان در هم آميخت و اندازه فزونى را ندانستند، و حسابشان در هم شد، على عليه السّلام فرمود: از اين رو است كه مطالعه در نجوم بد است. »( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار؛ ج2 ؛ص199) برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به کتاب « آسمان و جهان ؛ ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الانوار ؛ ج2 ؛ص 185 به بعد» 3. آیا سعد و نحس ایّام و ساعات صحّت دارد؟ از مطالب بالا روشن می شود که این مطلب نیز به خودی خود صحیح است ؛ ولی راه فهمیدن آن علم نجوم یا علم غیب است ؛ علم غیب که به اذن خدا مختصّ انسانهای خاصّی است ؛ احکام علم نجوم نیز چنان که دانسته شده قطعی نیست. لذا در حال حاضر جز آنچه معصومین (علیه السلام) گفته اند بقیّه سخنان در این باب گمانه زنیهایی بیش نیستند. با نظر به روایات معصومین (علیه السلام) در این باب ، به نظر می رسد که حضرات معصومین (علیه السلام) آنچه را که در این باب قطعی و به حال مردمان مفید بوده را بیان نموده اند. روایات این باب بسیار فراوان است لذا ذکر آن در این نامه نمی گنجد. برای مطالعه روایت این باب مراجعه فرمایید به کتاب« « آسمان و جهان ؛ ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الانوار ؛ ج2، ص: 285 تا آخر کتاب و ج3 از صفحه اوّل تا 97 و بحار الانوار ج 56» 4. آیا پدیده قمر در عقرب بر حوادث زندگی مؤثّر است؟ در رویات زیادی آمده است که هر که در هنگام قمر در عقرب ازدواج کند یا سفر رود روی خوشی را نبیند. امام صادق عليه السّلام فرموند: «هر كه قمر در عقرب سفر كند يا زن بگيرد خير نبيند». و امام كاظم عليه السّلام فرمودند: «هر كه در محاق ماه زن گيرد دل نهد به افتادن بچه و سقط جنين»(آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج2، ص: 173) ظاهراً مراد از قمر در عقرب بودن قمر در صورت فلکی عقرب است نه بودن آن در برج عقرب ؛ چون اوّلی یک روز است ولی دومی یک ماه. همچنین مراد از محاق ، آخر هر ماه قمری است که ماه دیده نمی شود. روایات قمر در عقرب را در ضمن منابع قبلی می توانید ملاحظه فرمایید. 5. آیا لازم است که در زندگی روزمرّه به احکام نجوم اعتنا شود؟ آنچه قطعاً از معصومین (علیه السلام) رسیده مناسب است که رعایت شود. لکن تا آن اندازه که زندگی را مختلّ نکند ؛ چون دین برای این نیست که انسان خود را به سختی بیندازد. لذا در اموری که در طول زندگی کم رخ می دهند مثل ازدواج و سفرهای طولانی ، بهتر است که با افراد عالم ، متّقی و وارد در این گونه امور مشورت شود. چون به صرف دیدن یک روایت نمی توان به آن عمل نمود.چرا که روایات صحیح و سقیم و خاصّ و عامّ و مطلق و مقیّد دارند لذا کسی که در این گونه امور اظهار نظر می کند باید عالم به احادیث باشد. البته راههایی برای بر حذر بودن از نحوست ایّام نیز وجود دارد. راه حلّی که اهل بیت (علیه السلام) برای این امر ارائه نموده اند صدقه دادن است. روایات فراوانی از حضرات معصومین (علیه السلام) وارد شده که نحوست ایّام با صدقه دادن برطرف می شود. « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع ):مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ إِذَا أَصْبَحَ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِكَ الْيَوْم. ـــ هر کس صبح صدقه دهد خدا نحوست آن روز را از دفع می کند. »( بحار الأنوار ؛ج56 ؛ص31 ) « حضرت صادق فرمود: بين من و مردى منجم زمينى مشترك بود براى تقسيم او پيوسته تأخير مي انداخت تا ساعتى را انتخاب كند كه به نظر خودش برايش سعيد باشد و براى من نحس. بالاخره تقسيم كرديم به من قسمت خوب افتاد ؛ منجّم از ناراحتى دست بر پشت دست ديگر زده گفت مثل امروز نديده بودم. گفتم مگر از علم خود استفاده نكردى؟ گفت من با اطلاع از علم نجوم براى شما ساعت نحس انتخاب كردم و خودم در ساعت سعد خارج شدم باز قسمت بهتر به شما افتاد. گفتم ميل دارى حديثى كه پدرم از پدر خود برايم نقل كرده برايت بگويم. پدرم گفت: پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموند: هر كس مايل است نحوست آن روزش برطرف شود اول صبح صدقه بدهد خداوند با اين صدقه نحوست آن روز را برطرف مي كند و هر كه مىخواهد نحوست شبش برطرف گردد شب را با صدقه شروع كند. گفتم من وقتى خارج شدم صدقه دادم . اين صدقه نفعش براى من از علم نجوم تو بهتر بود.»(زندگانى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام، ص: 41) « عبد الملك بن اعين نقل كرده كه به حضرت صادق عليه السّلام گفتم:من به اين دانش (نجوم) مبتلا شدهام، كارى را قصد مىكنم و وقتى به طالع مىنگرم و آن را بد مىبينم مىنشينم و دنبال آن امر نمىروم و وقتى طالع را خوب ديدم دنبال مقصود روانه مىشوم. حضرت صادق (علیه السلام) به من فرموند: انجام مىدهى؟ عرض كردم: بلى، فرمود: كتابهايت را بسوزان.»(درر الأخبار با ترجمه؛ص419 ) «از ابن عمير روايت شده كه من به نجوم نگاه مىكردم و حكم آنها را مىشناختم و طالع را مىدانستم از اين لحاظ چيزى نظير ترس و غيره در دلم راه مىيافت در اين موضوع به حضرت على بن موسى بن جعفر عليه السّلام شكايت كردم. حضرت فرمود: اگر به خاطرت چيزى رسيد به اوّلين مسكينى كه برخورد كردى صدقه بده و سپس دنبال كارت برو ، كه خداى عزّ و جلّ از تو دفع مىفرمايد.» (درر الأخبار با ترجمه ؛ص419 ) « حلبى از حضرت ابا عبد اللَّه الصادق عليه السّلام پرسيد كه: آيا سفر در ايّامى كه كراهت دارند مانند چهارشنبه و غيره مكروه است؟ حضرت فرمود: سفرت را با صدقه شروع كن و در آغاز سفر آية الكرسى بخوان.»( درر الأخبار با ترجمه ص421) « از عبد اللَّه بن سليمان از حضرت امام باقر يا حضرت امام صادق روايت شده كه حضرت فرمود: پدرم وقتى در روز چهارشنبه، يا روزى كه مردم آن را بد مىدانستند مثل اواخر ماه يا غيره به سفر مىرفت، صدقهاى مىداد و بعد بيرون مىرفت.»( درر الأخبار با ترجمه ، ص421 ) http://porseman.org/q/show.aspx?id=106483 |
|||
|
|
۱۹:۲۷, ۱۶/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۱ ۱۹:۲۸ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا آقا وحید به خدا من چشمام آستیکمات تشریف دارن. 1000 سال دیگه نمیتونم این متن رو بخونم. نقل قول:يك فرد مسلمان نبايد فكر خودش را با اين موهومات خسته بكند . پس تمام این متون هم از شهید مطهری هستند. یه بار دیگه ماجرای عبدالملك بن اعين رو از بالا بخونید. واقعا زندگی آدم حروم میشه.موفق باشید. |
|||
|
|
۱۹:۴۲, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
عزیز دل برادر
ctrl + رو بزن بزرگ میشه بخونش مقاله ارشمندیه با منابع معتبر . موفق باشی |
|||
|
|
۲۰:۳۶, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
با تشکر فراوان از جناب وحید110 . که به اندازه کافی مطلب را باز کردند و توضیح بیش از این لازم نیست .
فقط این را هم عرض می کنم که حضرات معصومین نیز هنگامی که کاری را در ایام قمر در عقرب آغاز می کردند با صدقه آغاز می کردند و روایات زیادی در نهی شروع کارها در ایام قمر در عقرب آمده است . و دیگر اینکه بسیاری از روایاتی که ظاهرا در رد این علم است در رابطه اشخاص خاصی است مثل این که فرموده اند : المنجم کذاب که جناب علامه حسن زاده نیز فرموده اند منظور منجم خاصی بوده است نه همه منجمین . |
|||
|
|
۲۱:۱۵, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
البته لازم به ذکره که دو نوع علم نجوم داریم.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










