|
ضمیر ناخود آگاه و پیام های مخفی
|
|
۱۶:۴۴, ۲۸/اسفند/۸۹
(آخرین تغییر در این ارسال: ۲۸/اسفند/۸۹ ۱۶:۵۰ توسط ho3in mk.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم...
سلام به همه ی دوستان و کاربران گرامی تالار بیداری اندیشه... می دونم که این موضوع تکراری شده ولی تا اون جایی که من دیدم در دو تاپیک(موضوع) قبلی که به بحث در این مورد پرداخته شده بود، فقط چند تا پست علمی درباره ی این موضوع بود و فقط بقیه ی دوستان به تحلیل در مورد این موضوع پرداخته بودند... این بود که تصمیم گرفته شد که در یک تاپیک جداگانه به بحث در این مورد پرداخته بشه... لازم به ذکر هست که مدیران محتر بخش (Zohur12 و سلمان) در جریان باز کردن تاپیک جدید هستن... لذا از تمامی دوستان خواهشمندم که با صبر و حوصله به خواندن مطالب بپردازند و در انتها با تمام شدن مطالب علمی به تحلیل در مورد اون بپردازند... گفتن این نکته رو هم ضروری می دونم که ما در این جا جمع نشدیم که مثلا فلان خواننده رو محکوم کنیم یا هر چیزه دیگه ای... تصمیم این که شما مطالب ارائه شده رو قبول بکنین یا نه با خودتونه و ما این جا فقط مطالب رو ارائه میدیم... پس خواهشا همکاری کنین... ضمنا پست های این تاپیک به مرور زمان کامل میشه... ممنون... |
|||
|
۱۷:۴۲, ۲۸/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
اين يكي از پژوهش گران اين كار:
http://jeffmilner.com/ مثلا به اهنگ Nature Trail to Hell گوش بديد يا Pokemon Rap خوب بارها و بارها گوش بديد ايا واقعا همينه؟ كسي كه انگليسيش خوب باشه ميتونه كلمات متعددي به جاي كلمات حاضر بذاره اما در مورد امثال Pink Floyd - Empty Spaces خيلي واضحه. اما من كلا ميخواستم بدونم چه جور تاثيري روي ضمير نا خودآگاه ميذاره؟ مثلا من از ليدي گاگا گوش ميدم يا امينيم چي اتفاقي مي افته دقيقا؟ |
|||
|
۴:۰۷, ۲۹/اسفند/۸۹
(آخرین تغییر در این ارسال: ۲۹/اسفند/۸۹ ۴:۱۲ توسط ho3in mk.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در اولین پست درباره ی این موضوع به تبیین مفاهیم اولیه در این مورد پرداخته شده... لازم به ذکره که این پست قسمت های مفیدی از مطالب ارائه شده در Wikipedia هست با کمی دخل و تصرف... که دونستنش لازمه...
نهان سازی نهانسازی در برگردان یا واروننگاری صوتی (Backmasking) روشیاست برای ضبط صدا که در آن نوا یا پیامی صوتی، به صورت وارونه بر روی نوار آهنگی دیگر ضبط شده و مستتر میشود. بعضی از افراد واروننگاری را تعمدی دانسته اند و بر این باورند که میتوان پیغامی را بدین وسیله به شنونده، بدون اینکه از آن آگاه باشد و بدون اینکه خود بخواهد، منتقل نمود. (بعدا به توضیح این بحث خواهیم پرداخت.) نخستین بار "بیتلز" با بهره جویی از برگردان آواز و موسیقیشان در ضبط آلبوم "روُلور" "Revolver" (۱۹۶۶)، واروننگاری را به مردم شناساندند(1). از آن زمان هنرمندان موسیقی از این شگرد برای جلوههای مختلف هنری، فکاهی و هزلی در آثارشان (چه به صورت آنالوگ و چه دیجیتال) استفاده کردهاند. این روش همچنین برای سانسور واژهها یا عبارتهای نامناسب و پدیدآوردن یک نسخهٔ پاکسازیشده از ترانه، نیز مورد استفاده قرار میگیرد. واروننگاری در آمریکا از دههٔ ۱۹۸۰ زمانی که نهادهای مذهبی بهکارگیریاش را توسط گروههای برجستهٔ موسیقی در راستای اندیشههای اهریمنی دانستند، منشأ کشمکشهایی گردید که تظاهرات صفحهسوزان و وضع قانون ضد نهانسازی در برگردان توسط قانون گذاران ایالتی و فدرال امریکا را در پی داشت(2). تاثیر وارون نگاری بر روی ضمیر ناخودآگاه موضوعی است که هنوز مورد چالش قرار می گیرد. تاریخچه شکلگیری اگرچه بعد از اختراع فونوگراف توسط "توماس ادیسون" در سال ۱۸۷۷، ایجاد این پدیده باکمک چرخش وارونهٔ صفحهٔ موسیقی امکانپذیر بوده است، اما پیشرفت فناوریهای صوتی در دههٔ ۱۹۵۰ و همزمان با آن، همهگیرشدن استفاده از دستگاههای ضبط صدا بر روی نوار در استودیوهای ضبط، راه را برای شکل گیری این صنعت هموار نمودند(3) و (4). در این میان باید گروه "بیتلز" را پیشگام معرفی، عرضه و معروف سازی این شگرد دانست(1)." جان لنون" (John Lennon) (خوانندهٔ گروه) و "جورج مارتین" (George Martin) (تهیه کننده) هردو ادعا کردهاند که کاشف شگرد واروننگاری در سال ۱۹۶۶ بههنگام آمادهسازی آلبوم "روُلور" "Revolver" بودهاند. این شگرد بهویژه در آهنگهای" فردا هرگز نمیفهمد" (Tomorrow Never Knows) و "من فقط خوابام" (I'm Only Sleeping) و تک آهنگ "باران" (Rain) ،به کار گرفته شده است (5). "لنون" عنوان ساخت زمانی که نئشه ی ماری جوانا بوده، به اشتباه آهنگ "باران" را برعکس پخش میکند و درپی آن نوای گوشنوازی میشنود. فردای آن روز این موضوع را با دیگر اعضای گروه به میان گذارده و این روش را برای نخستین بار در تکنوازی گیتار آهنگ " فردا هرگز نمیفهمد" (Tomorrow Never Knows) و درآهنگ "باران" (Rain) بهکار میگیرد (6) و (7). اما بنا بر گفتهٔ مارتین، گروه با تغییر تندی و برگردان نوار آهنگ "فردا هرگز نمیفهمد" در حال آزمایش بودهاند و این او بوده که ایدهٔ وارونه سازی آواز لنون و نوای گیتار را داده که در بخشی از آهنگ "باران" به کار بسته شده است. به ادعای او، پس از آن بوده که لنون از این شگرد خوشش آمده و آن را ادامه دادهاست (8) و (9). به هر حال، "باران" نخستین آهنگی میباشد که دربردارندهٔ پیامی در وارونش است. وضع قوانین یکی از برایندهای خشم به بار آمده، اخراج شدن پنج دی جی از رادیوها بود، بدین سبب که شنوندگان را به جستجوی پیامهای پنهانی در برگردان آهنگها ترغیب کرده بودند(10). پیآمد جدیتر دراین زمینه شاید تصویب قانونی علیه نهانسازی در برگردان، از سوی فرمانداری ایالتی آرکانزاس و کالیفرنیا بود. دادخواست سال ۱۹۸۳ کالیفرنیا بدینسان مطرح شد تا از نهانسازی که میتواند رفتارمان را نادانسته و ناخواسته دگرگون ساخته و ما را به هواخواهان ضد مسیح بدل سازد جلوگیری کند. دادخواست مصوب انتشار هر نوع صفحه یا نواری که نهانسازی احتمالی موجود در برگردانشان را بهوضوح عنوان نساخته را از مصادیق تجاوز به حریم خصوصی افراد شناخت که بهخاطرش میتوان توزیعکنندهٔ اثر را تحت پیگرد قانونی قرار داد(11). قانون آرکانزاس که بهاتفاق آراء در ۱۹۸۳ پذیرفته شد، به آلبومهایی از بیتلز، "پینک فلوید", "الکتریک لایت ارکسترا"، "کوئین" و "استیکس "معطوف میشد(12) و حکم نمود که نوارها و صفحهها باید برچسبی با این مضمون را برخود داشته باشند: «هشدار: این اثر حاوی گفتار نهان شده در برگردان خود میباشد که ممکن است قابل درک توسط ضمیر ناخودآگاه، بههنگام پخش عادی باشد». البته این حکم توسط بیل کلینتون فرماندار وقت، به سنای ایالتی عودت داده شد و در نهایت ملغی گردید(13). لایحهٔ شماره ۶۳۶۳، که در سال ۱۹۸۲ توسط نمایندهٔ کالیفرنیا "باب دورنان" تقدیم مجلس شد نیز حکمی مشابه را پیشنهاد میکرد(14). این حکم به کمیسیون فرعی بازرگانی، ترابری و جهانگردی ارجاع شد و هرگز تصویب نشد(15). همچنین توسط مجلسهای تگزاس و کانادا، اقدامات حکومتی مشابهی درخواست شدند(13). با ورود سی دی به بازار در دهه ۱۹۸۰، ولی پیش از دسترسی به فنآوریهای ویرایشی صدا در کامپیوترهای شخصی در دهه ۱۹۹۰، امکان گوش دادن به برگردان ترانهها دشوارتر شد و هیاهوی بوجود آمده فروکش کرد(16). تجدید فعالیت گرچه جنجال نهانسازی در برگردان در دههٔ ۱۹۸۰ به اوج خود رسید، باور همگانی رخنه در ناخودآگاه در دههٔ بعد گستردهتر و این باور نهانسازی شیطانی به دهه ۱۹۹۰ کشیده شد(17). همزمان، تولید نرمافزارهای ویرایش صدا با ویژگی توانایی برگردان اصوات، روند وارونهسازی صدا(16) که پیشتر تنها توسط دستگاههای ضبط حرفهای شدنی بود را ساده کرد(14). ابزار عمومی ضبط صدای ویندوز که درون ویندوز ۹۵ تا ویندوز اکس پی وجود داشت، توانایی وارونه سازی صداها را با یک کلیک به کاربر میداد(18)، و همانند آن نرم افزار محبوب "Audacity" پس از فراگیر شدن اینترنت، جویندگان پیامهای واروننگاری شده در موسیقیها از این نرمافزار بهره گرفتند، تا وبگاههایی جهت عرضهٔ نمونههای موسیقی وارونه ایجاد کنند، که این امر به روشی پراستفاده برای جستجوی پیامهای نهانسازی شده در برگردان آهنگهای متداول بدل گردید. استفاده نهانسازی در برگردان بهعنوان یک شگرد از دههٔ ۱۹۶۰ مورد استفاده قرار گرفته است. در دورهٔ ضبط مغناطیسی، برگردان صدا نیاز به دستگاههایی داشت که نوار را وارونه به چرخش درآورد، که البته کاری بس دشوار بود. ضبط دیجیتال به این روند سهولت بهسزایی بخشید. انگیزههای گوناگونی برای استفاده از این شگرد در آهنگها برشمرده میشوند که در ادامه بدانها اشاره میشود. برگردان اهریمنی مادامی که جنجال نهانسازی اهریمنی در برگردان، گریبانگیر آهنگهای راک کلاسیکی شد، که سازندگانشان نیز هرگونه تبلیغ برای شیطان پرستی را رد میکردند، اینگونه نهانسازی توسط گروههای هوی متال دانسته استفاده شد تا پیامهایی در برگردان ترانههاشان گنجانده سازند. گروههایی هم از این صنعت اهریمنی نمایی جهت بهرهوریهای اقتصادی سود میبردند(19). برای نمونه گروه ترش متال "اسلیر"(Slayer) صدایی که به وضوح برعکس شده بود را در ابتدای آلبوم سال ۱۹۸۵شان" دوزخ در انتظار است" (Hell Awaits)، در آهنگی به همان نام گنجاند، که پیاپی شعار میداد «به ما بپیوندید». اگرچه "تام آرایا" (Tom Araya) خوانندهٔ گروه، تصریح کرد که بهرهگیری از این صنایع بدیع بهاصطلاح شیطانی «صرفاً جهت تأثیر گذاری» بیشتر بودهاست(20)." کریدل آو فیلث" (Cradle of Filth)، گروه دیگری است که با استفاده از صنعت اهریمنی نمایی آهنگی با عنوان "شام در کاخ انحرافیان" (Dinner at Deviant's Palace)، انتشار داده که تماماً شامل اصوات فراگیر و قرائتی برعکس از دعای ربانی است(21). (در نگرش مسیحیان خواندن وارونهٔ نیایش ربانی بخشی کلیدی از یکی از آئینهای مذهبی شیطان پرستان، معروف به مراسم عشای ربانی سیاه (Black Mass) است) (22)(23). استفادهٔ زیبایی شناختی نهانسازی در برگردان گاهی برای بهسازی یا تسهیل درک معنا یا مفهوم یک آهنگ بکار برده میشود(19). در طی دادرسی پروندهٔ پیامهای زیرآستانهای گروه "جوداس پریست" (Judas Priest)، "راب هالفورد" (Rob Halford)،خواننده گروه اعتراف کرد کلمات «در نیمههای شب، عشق میگزد» ("In the dead of the night, love bites") را بهصورت برگردان در آهنگ "گزشهای عشقی" (Love Bites) از آلبوم "مدافعان ایمان"(Defenders of the Faith) گنجانیده است. زمانیکه از وی پرسیده شد چرا این پیام را ضبط کرده است، او گفت: «بههنگام ساخت آهنگ، شما همواره در پی ایدههای نو و نواهای بدیع هستید». "استنلی کوبریک" (Stanley Kubrick) در سکانس معروف "ضیافت نقابداران" در فیلم "چشمان کاملاً بسته" (Eyes Wide Shut) از آهنگی از "جاسلین پوک" (Jocelyn Pook) که در پس زمینه حاوی مناجاتی به زبان رومانیایی بصورت برگردان شده بود، استفاده کرد. یکی دیگر از تکنیکها در واروننگاری شامل برگردانکردن بخشی پیشین از یک آهنگ میباشد. "میسی الیوت" (Missy Elliott) از این تکنیک در یکی از آهنگهایش با نام "بهکارش ببند" (Work It) استفاده کرد. یک شگرد دیگر، شامل برعکس کردن کل یک آهنگ بیکلام است. "جان لنون" ابتدا میخواست آهنگ "باران" را چنین بسازد، ولی مخالفت "جورج مارتین" تهیهکننده و "پل مککارتنی" عضو دیگر گروه، سبب شد بخش وارون شده به ۳۰ ثانیه تقلیل یابد. گروه "استون روزز" (The Stone Roses) بهکرات از این تکنیک در آهنگهای "متوقف نشو" (Don't Stop)، "گرنیکا"(Guernica) و" سیمون"(Simone) استفاده کردند(24). همگی این آهنگها نسخههای برگردان شده از آهنگهای دیگر گروه بودند و گاهی با آوازهای جدیدی مجدداً صداگذاری شدند. هنرمندان بیشتر از برگردان اصوات یا نوای سازها جهت ارائهٔ جلوههای ویژهٔ صوتی استفاده میکنند(25)(26). یکی از این جلوهها، وارونهٔ صدای پژواک میباشد. شوخیهای پیامی یکی دیگر از کاربردهای واروننگاری، نهانسازی پیامهای نیشدار یا به سخرهگرفتن در یک ترانه است. در ترانهٔ "مسیر انحرافی به دوزخ" (Nature Trail to Hell) از آلبوم سال ۱۹۸۴ "ویرد ال یانکویچ سهبعدی" ("Weird Al" Yankovic in 3-D)، خواننده با استفاده از صدای برگردان عنوان میکند «ابلیس سس پنیر چیز ویز میخورد»(16). "الکتریک لایت ارکسترا" (ایالاو) و "استیکس" ، بدنبال درگیریهایشان در جنجال دههٔ ۱۹۷۰ نهانسازی در برگردان، ترانههایی را منتشر ساختند که این رفتارهای برضدشان را به سخره میگرفتند. ایالاو، در پاسخ به اتهامات پیشین در مورد استفاده از برگردانهای اهریمنی، در سال ۱۹۸۳ آلبوم کاملی با نام "پیامهای مخفی" (Secret Messages) منتشر ساخت، که در ترانههای آن مکرراً از پیامهای اینچنینی استفاده کرده بود. "استیکس" و "آیرون میدن" (Iron Maiden) نیز آلبومهایی با انگیزههای مشابه در همان سال بیرون دادند. ایجاد پیامهای انتقادی و صریح فرانک زاپا از نهانسازی در برگردان برای پرهیز از سانسور استفاده کرد. از نهانسازی در برگردان همچنین برای ضبط بیاناتی که چه بسا، بیش از اندازه برای پخش انتقادی باشند، استفاده میشود. "فرانک زاپا " (Frank Zappa) برای اجتناب از سانسور شدن آهنگ "سرگین داغ" (Hot Poop) از آلبوم سال ۱۹۶۸ "ما تنها بخاطر پول درآنیم" (We're Only in It for the Money) از نهانسازی در برگردان استفاده کرد. در نگارش منتشره پیامی برگردان نهاده شد که دربرگیرندهٔ سرودهای بود که پیشتر دستور حذف آن از متن آهنگ "مردم مادر" (Mother People) بهدلیل هرزهگویی، ازسوی کمپانی پخشکننده داده شده بود. پس زاپا آنرا بیرون کشید، وارونه کرد و درون آهنگی دیگر از آلبوم قرار داد(27). مثالی دیگر را میتوان در آلبوم "سرگرمی تا مرز مردن" (Amused to Death) سال ۱۹۹۱ "راجر واترز" (Roger Waters) یافت که در جایی از آن، وارونه "استنلی کوبریک" (Stanley Kubrick) را بهدلیل عدم پذیرش درخواست او، برای بهکارگیری صدای تنفس در فیلم "راز کیهان" (2001: A Space Odyssey) بهعنوان افکتی در آلبوم جدیدش، نکوهش میکند. سانسور کاربرد دیگر نهانسازی در برگردان، در سانسور واژهها و عباراتی است که برای پخش در شبکههای رادیو تلویزیونی همگانی و یا نسخهٔ پاک آلبومها نامناسب تلقی میشوند(28). اما سازندگان بر استفاده از آن واژهها در متن ترانهشان پافشاری میکنند. این کار بهویژه در موسیقی رپ نمودار گردیده است. برای نمونه میتوان به کاربرد کلمه "ish" بجای کلمه "shit" که امروزه بسیار متداول شده و درواقع برگردان آوایی آن میباشد اشاره کرد. یا موارد دیگری بدین سیاق که بهجای خود واژه یا عبارت از برگردان آن در متن آهنگ استفاده میشود. نمونهای از این دست را میتوان در سانسور کلمات نامناسب در آلبوم "روزهای بهتر"(Better Dayz)۲۰۰۲) از "توپاک" (2Pac)) دید که بازیابیهای فراوانی به واژگان مرتبط با مواد مخدر، هرزگوییها و کلمات رکیک داشت. همچنین این پدیده در نسخهٔ پاکسازی شدهٔ آلبوم" امتیاز" (The Score) از گروه "فیوجیز" (The Fugees) یافته میشود که ناسزاگوییهای برگردانشدهٔ زیادی در درون خود نهان کردهاست. بدینسان که اگر آلبوم را وارونه پخش کنید واژههای سانسور شده به روشنی در میان دیگر گفتارهای نامفهوم برگردانده شده، قابل تشخیص است. بازتابها در جامعهٔ فرهنگی پدیدهٔ نهانسازی در برگردان در شماری از فیلمها و سریالهای محبوب تلوزیونی کاربرد داشته یا بدان اشاره گردیده است. در بخشهایی در قسمت «وارونه» از سریال تلوزیونی کمدی-تخیلی "رد دوارف" (Red Dwarf) که داستان آن در بخشی از کرهٔ زمین میگذرد که در آنجا گذر زمان به عقب است، عملاً فیلم برعکس پخش میشود و گفتارهای وارونهٔ نامفهوم، با زیرنویس نشانداده میشوند. در یک صحنه مجادله در مشروب فروشی اگر دیالوگ وارونهشده را برگردان کنیم جملاتی شنیده میشود که برخلاف زیرنویس نوشته شده درحال مسخره کردن شنوندگانی است که با صرف وقت این پیام را دریافت کردهاند(29)(30). در بخشی از فیلم انیمیشن سینمایی “بیویس و باتهد امریکا را مینمایند" (Beavis and Butt-Head Do America) ۱۹۹۶)سکانسی از توهمات "بیویس" و "باتهد" در صحرا شامل صداهایی است که اگر برگردانده شود بهوضوح جملات «همه برید کالج، درس بخونید، حسابی درس بخونید» از زبان "بیویس" و "باتهد" شنیده میشود. در فیلم کمدی "نیکی کوچولو" (Little Nicky) ۲۰۰۰، شخصیتی در تلاش است تا ثابت کند پیامی شیطانی در آلبوم "آزی آزبورن" (Ozzy Osbourne) نهفته است. در این زمان قهرمان فیلم (یکی از فرزندان شیطان با بازیگری "آدام سندلر" (Adam Sandler)) به او میگوید "آزی" همواره در مورد پیامهای شیطانیاش صادق و روراست بوده و هرگز ازاین تدابیر استفاده نمیکند. در عوض گروهی با سبکی ملایمتر همچون شیکاگو پیام شیطانی «به نام اهریمن تورا فرمان میدهم تا بغض و کینه را در سرتاسر جهان پراکنده سازی(31)» را در برگردان آهنگش نهانسازی نموده است. در قسمتی از سری سال ۲۰۰۱ سریال تلوزیونی "خانوادهٔ سیمپسون" (The Simpsons)، "بارت" عضو گروه موسیقی با نام "بچههای پارتی" میشود که ترانهٔ «بمب را بنداز» آنها دربردارندهٔ جملهٔ مبهمیاست(32) که بارها از زبان رقاصههای عرب بازگو میشود. "لیزا" درپی گمانبرانگیز بودن بیت، آنرا وارونه پخش میکند و پیام نهانسازی شدهٔ «به نیروی دریایی بپیوندید» را در برگردان ترانه کشف میکند و درمییابد که این گروه همچون ابزاری دردست نیروی دریایی امریکا برای انتقال پیامهای زیرآستانهای عمل میکند. در قسمتی دیگر که "پل مککارتنی " درآن به ایفای نقش خویش پرداخته وارون یکی از آهنگهای او پخش میشود و جملهٔ «اوه، در ضمن، من هنوز زندهام» پدیدار میشود که اشارهای طنزگونه دارد به واقعهٔ شایعهٔ مرگ او در دههٔ ۱۹۷۰ دارد. اتهامات و دیدگاهها هنرمندان بنامی به نهانسازی در برگردان متهم شدهاند، از جمله: "لد زپلین" (Led Zeppelin) ، "بیتلها" (The Beatles) (19)، "پینک فلوید" (Pink Floyd)(19)، "الکتریک لایت ارکسترا"(Electric Light Orchestra (E.L.O))(19)، "کوئین" (Queen)(19)، "استیکس" (Styx)(19)، "ایسی/دیسی" (AC/DC)(19)، "جوداس پریست" (Judas Priest)(19)، "ایگلز" (Eagles)(19)، "رولینگ استونز" (The Rolling Stones) (19)، "جفرسون استارشیپ" (Jefferson Starship)(19)، "بلک اوک آرکانزاس" (Black Oak Arkansas)(19)، "راش" (Rush)(19)، "بریتنی اسپیرز" (Britney Spears)(19) و "امینم" (Eminem) (16)، کموبیش تمامی این هنرمندان اتهامات وارده را مردود دانستهاند. یکی از شناختهشدهترین واروننگاریهای انتسابی، به آهنگ "پلکانی بهسوی بهشت" از (لد زپلین) در سال ۱۹۷۱ باز میگردد. وارونهٔ بخشی از آهنگ، شامل جملهایست که با عبارت «به سلامتیِ شیطانِ شیرینِ من» ("Here's to my sweet Satan") آغاز میشود. ولی شرکت "نشر موسیقی سوان" (Swan Song Records) بیانیهای با این مضمون در رد این ادعاها صادر نمود: «صفحه گردونههای ما برای پخش موسیقی فقط در یک جهت گردش میکنند و آن جهت متعارف است [و نه جهت عکس[.»(22) و خوانندهٔ گروه، "رابرت پلنت" (Robert Plant) در مصاحبهای، به اتهامات وارده چنین پاسخ داد: «این برای من بسیار تلخ است، چراکه «پلکانی بهسوی بهشت» با سرحد خیرترین نیّات نوشته شده بود و در مورد وارونهسازی و انگ بندی به آهنگ درنهایت، تنها باید گفت، این انگارهٔ من از خلق موسیقی نیست». یکی دیگر از این پیامهای وارونهٔ منتسب، جملهٔ «حشیش کِشی حال میده» ("It's fun to smoke marijuana") در آهنگ "دیگری میمیرد" (Another One Bites the Dust) از گروه "کوئین" است که همانند مورد پیشین از سوی سخنگوی گروه تکذیب شد(16). به هر صورت همواره اتهاماتی ازسوی نهادهای گوناگون بر اهالی موسیقی وارد شده که بدانها انگ آلودهسازی بخش ناخودآگاه ذهن مردم بواسطهٔ نهانسازی مطالب غیراخلاقی و اهریمنی در برگردان آثارشان را وارد میسازند. گروههای مسیحی افراطی گروههای مسیحی افراطی گوناگونی اظهار داشتهاند که شیطان، یا موسیقیدانان تحت نفوذش از پیامهای نهانسازی شده در برگردان آهنگها برای دگرگونسازی رفتاری، بدون اینکه قربانی آگاه باشد استفاده میکنند. آنان معتقدند که بدین وسیله مغز قربانی فرمانی را دریافت میکند که عملاً گوشش آنرا نشنیده است. پیشوای روحانی، "گری گرینوالد" (Gary Greenwald) ادعا کرده، پیامهای پنهان در برگردان موسیقی راک شنوندگان را به سکس و مصرف مواد مخدر تحریک میکند. کشیش "جیکوب آرانزا" (Jacob Aranza) در سال ۱۹۸۲ در کتابش" نقاب برداری از پیامهای وارونهٔ در نقاب"(Backward Masking Unmasked) نوشته: «گروههای راک در حال استفاده از واروننگاری برای هدایت پیامهای اهریمنی و در پیوند با مواد مخدر به ضمیر ناخودآگاه مردم اند». دی جی مذهبی، "مایکل میلز" (Michael Mills) در سال ۱۹۸۱ استدلال کرده «ضمیر ناخودآگاه بهواسطهٔ تکرار ضرباهنگ و ترانهٔ آهنگها با موفقیت تحت تأثیر قرار میگیرد.( بواسطهٔ پیامی زیرآستانهای (Subliminal stimuli) و بصورت ناآگاهانه)». میلز سفرهایی به سراسر آمریکا برای آگاه سازی والدین از خطرات موسیقی راک ترتیب داده است(11). برخی وبگاههای مذهبی مسیحی ادعا کردهاند، فنآوری نهانسازی در برگردان امروزه بهطور گسترده برای مقاصد اهریمنی در حال استفاده است. تارنمای گروه استرالیائی "باورمندان انجیل" (Bible Believers) گفتاوردی از "جیکوب آرانزا" از کتاب " نقاب برداری از پیامهای وارونهٔ در نقاب"(Backward Masking Unmasked) عطف به گفتار "ویلیام یارول" (William Yarroll) تحت موضوع فیزیولوزی پنداشتی از سازوکاری که توسط آن پیامهای موجود در موسیقی به ناخودآگاه میرسند، مینویسد: در مرکز فرماندهی مغز شیری یکطرفه قرار دارد. براساس اطلاعات برنامهریزی شدهٔ پیشین، واکنشهای احساسی و صلاحدید ما، یک پیام ارسالی به مغز پذیرفته یا رد میشود... اگر این روند تفسیری، پیام را با منطق موجود در نیمکرهٔ خودآگاه مغز منطبق نبیند، آنرا به نیمکرهٔ دیگر برای ارزیابی بعدی میفرستد. [به عبارت دیگر،] اگر نیمکرهٔ هوشیار سمت چپ مغز نتواند اطلاعات همخوان شناختهشدهای را بیابد، نیمکرهٔ خلاق سمت راست پروسهٔ رمزگشایی را بهعهده میگیرد. وقتی نیمکره سمت راست پیام ناشناخته را آئینهوار برعکس میکند ... آنگاه پیام، دریافت و ثبت میگردد. تارنمای باورمندان انجیل همچنین از نشریهٔ امروز روانشناسی (Psychology Today) از طرف دکتر "سیلورمن" (Silverman) چنین نقل قول میکند: «ادراک محرکهایی که ضعیفتر از آنند که آگاهانه شناسایی شوند ... پدیدهای حقیقی است که ورای تمامی تردیدهای معقول نمودار گردیدهاست». دعوای حقوقی "ریچارد رامیرز" (Richard Ramirez) قاتل زنجیرهای، در دادرسی سال ۱۹۸۸ اظهار داشت، موسیقی "ایسی/دیسی" و بهویژه آهنگ "ولگرد شب" از آلبوم" شاهراهی بهسوی دوزخ" الهامبخش او برای ارتکاب جنایت بودهاست(33). "دیوید جان اوتس"(David John Oates)، بنیانگذار نظریهٔ برگردان گفتار مدعی شد آهنگ "شاهراهی بهسوی دوزخ" در همان آلبوم، دربردارندهٔ پیامهای واروننگاری شدهٔ، "قانون منم"،(I'm the law) "نام من ابلیس است» (My name is Lucifer) و «او به جهنم تعلق دارد» (She belongs in hell) است. "آنگوس یانگ" (Angus Young) از "ایسی/دیسی" در پاسخ چنین گفت: «شما نیازی به برگرداندن موسیقی [آلبوم[ ندارید، برای آنکه ما هرگز [پیامها را] مخفی نساختیم. ما آلبومی را با نام شاهراهی بهسوی دوزخ خواندهایم، آنجا این درست جلو چشمشان بود».(34) در سال ۱۹۹۰، از گروه هوی متال انگلیسی، "جوداس پریست" برای پروندهٔ خودکشی پیمانی (suicide pact) بین دو مرد در نوادا دادخواهی شد. دادخواست خانوادهٔ قربانیان بر این ادعا تهیه شده بود که آلبوم سال ۱۹۷۸ جوداس پریست "کلاس منقوش" (Stained Class) دربردارندهٔ پیامهای نهانی، شامل عبارت «انجامش بده» (Do it) در لابلای آهنگ «بدست تو بهتره، بهتر از من» (Better By You, Better Than Me) و پیامهای مختلف نهانی برگردانشده میباشد. پرونده از سوی قاضی بهدلیل نبود شواهد کافی از جاسازی پیامهای زیرآستانهای در آهنگها، مختومه اعلام شد و قاضی پرونده چنین اظهارداشت: «پژوهش علمی ارائهشده ثابت نمیکند محرکهای زیرآستانهای، حتی اگر ادراک هم شوند، دستمایهٔ شکلگیری و ایجاد اقدامی به این وسعت شوند. عواملی سوای این محرکها موجود بودند که رفتار درگذشتگان را توجیه میکنند.»(35) اعضاء گروه "جوداس پریست" اظهار داشتند: «اگر میخواستند فرامینی را در آهنگهایشان بگنجانند که مرگ هواخواهانشان را سبب شود که به زیانشان بود و آنها ترجیح میدهند فرمان زیرآستانهای «سی دی های بیشتری از ما بخرید» را بجای آن درون آهنگهایشان وارد سازند».(36) دیدگاه علمی، پژوهشها و بدبینیها "مایکل شرمر" (Michael Shermer)، شکگرای سرشناس ادعا نمود که رخداد پدیدهٔ پل مرده در سال ۱۹۶۶ بههمراه پیام منتسب در پایان آهنگ "من خیلی خستهام"، بواسطهٔ دریافتی نادرست از یک الگو ایجاد شده بود. "شرمر" مدعیست که آنزمان، مغز انسان با یک توانایی تشخیص الگوی قوی که برای پردازش میزان زیاد سروصدا در محیط پیرامونی لازم بود، استنتاج نموده ولی امروز این قابلیت به تولید مثبت های کاذب میانجامد. "برایان واندل" (Brian Wandell) استاد عالیرتبه روانشناسی در دانشگاه استنفورد تصریح میکند: «که توجه و وقع گذاری به پیامهای وارونه، اشتباهی است که از این قابلیت الگوشناسی نشأت گرفته است و اظهار میدارد تئوریهای انگیزش زیرآستانهای همگی «موهوم» و «نامقبول» اند».(37) "جیمز واکر" (James Walker)، مدیر انجمن پژوهشی مسیحیت "واچمن فلوشیپ" (Watchman Fellowship) مدعیست که: «شما میتوانید هر سرود روحانی مسیحی را برگزینید و اگر وارونهٔ آنرا مدت مدیدی با سرعتهای مختلف پخش کنید، آنرا به بازگویی هرآنچه میخواهید وادار خواهید ساخت.» مدیر تبلیغات گروه لد زپلین نیز در تأیید آن گفتار میگوید: «هرچه را میخواهید برعکس پخش کنید، و شما بالاخره درآن چیزی مییابید.» "اریک بورگوس" (Eric Borgos) از وبگاه برگردان صدای (talkbackwards.com) عنوان میدارد که: «از لحاظ علم ریاضی، اگر شما به حد نیاز گوش فرادهید، سرانجام الگویی خواهید یافت».(16) مادامیکه "جف میلنر" (Jeff Milner) از وبگاه واروننگاری (jeffmilner.com) چنین برمیشمرد: «اغلب مردم، وقتی سایت را نشانشان میدهم میگویند قادر به درک شنیداری هیچ چیز نیستند، البته این تا زمانیست که من متن برگردان ترانهها را نشانشان بدهم».(38) مهندس صوت "ایوان اولکات" (Evan Olcott) مدعیست: « پیامهای برگردان در آفرینههای هنرمندانی چون کوئین و لد زپلین، برگردان آواهایی کاملاً تصادفی هستند که در آنها واجهای سروده یا گفته شده، هنگامیکه وارونهوار شنیده میشوند، آمیزهٔ تازهای از واژهها را میآفرینند». در سال ۱۹۸۵، روانشناسان دانشگاه لثبریج، "جان ووکی" (John Vokey) و "جی. دان رید" (J. Don Read) پژوهشی را با استفاده از سرود روحانی شماره ۲۳(Psalm 23) از انجیل، آهنگ "دیگری میمیرد" از گروه "کوئین" و قطعات صوتی دیگری که ویژهٔ این آزمایش ساخته شده بودند، ترتیب دادند. "ووکی" و "رید" نتیجهگیری کردند چنانچه نهانسازی در برگردان وجود هم داشته باشد، بر ذهن بیاثر است. شرکت کنندگان در آزمایش، برای بازشناسی عبارات واروننگاشت شده بههنگام پخش عادی دچار اشکال شده و ناتوان از تمیزدهی انواع پیام از یکدیگر (اعم از پیامهای مذهبی، شیطانی یا تجاری) بودند و همچنین رفتارشان نیز به عملکردی نیانجامید که نتیجهٔ پیام واروننگاشته باشد. "ووکی" چنین نتیجه گرفت: «ما نتوانستیم هیچ اثری از پیامهای مهندسی شدهٔ برگردانده را روی رفتار شنوندگان بیابیم، چه رفتار آگاهانه و چه ناخودآگاهانه». نتایج مشابه "ووکی" و "رید" پیشتر از سوی" د.آوریل" (D. Averill) در سال ۱۹۸۲ کسب شده بود. براساس آزمایشی در سال ۱۹۸۸ توسط "تی ای مور" (T.E. Moore) نیز چنین نتیجهگیری شد: «هیچ گواهی از اینکه شنوندگان آگاهانه یا ناخودآگانه ازسوی درونمایهٔ گفتارهای برگردان شده تحت تأثیر قرار گرفته باشند موجود نمیباشد». در سال ۱۹۸۷ "دیوید جان اوتس"،جستار شبه علمی را پیش کشید با نام برگردان پیام که در کتابی با همان نام بازنمود یافت. این نظریه پس از نمایش در رسانهها مورد توجه عامه قرار گرفت. در این نظریه باور او بر این است که: «انسان بههنگام خَلق گفتار، ناخودآگاه پیامهای پنهانی را میآفریند که نمایانگر بینشیاست از اندیشههای درونی او. این بارِکلام در بخشی از وارون عبارات بازگو شده نهفته گردیدهاست و ترکیب این دو کلام (اصل و برگردان) است که ازسوی آگاهی و ناخودآگاه دریافت میشود. اوتس مدعیست که پیام برگردان همواره روراست بوده و حقیقت دیدگاه درونی گوینده را آشکار میسازد.»(39) اغلب دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی نیز بدلیل نبود مبنای نظری برای اینکه پیشگوییهای اوتس حتی ارزش آزمودن داشته باشد، و این واقعیت که خیلی از ادعاهای او ناآزمودنی هستند، از آزمودن تئوری خودداری کرده و آنرا فاقد وجاهت علمی دانستند. به هر صورت، در اندک آزمایشهای علمی انجام گرفته نیز این دریافتهها تأیید نشدند.(40) در سال ۱۹۹۲، طی آزمایشی ثابت شد قرارگیری در معرض پیامهای برگردان شده به دگرگونگی چشمگیری در رفتار نمیانجامد. پرفسور روانشناسی مارک "د. آلن" (Mark D. Allen) میگوید: «دریافت پیامهای زیرآستانهای از طریق برگردان کاملاً ناممکن بوده و باور انجام پذیری آن بهغایت مضحک است.» پایان قسمت اول 1. Sullivan, Mark (اکتبر ۱۹۸۷). "'More Popular Than Jesus': The Beatles and the Religious Far Right". Popular Music 6 (3): 313–326. )http://dx.doi.org/10.1017%2FS0261143000002348( 2. Billiter, Bill (۲۸ آوریل، ۱۹۸۲). "Satanic Messages Played Back for Assembly Panel", Los Angeles Times، page B3 3. White, Ray. Musique Concrète (http://whitefiles.org/rws/rx01.htm). بازدید در تاریخ 05 نوامبر ۲۰۰7. 4. Peters, Michael. The Birth of Loop: A Short History of Looping Music. (http://www.loopers-delight.com/history/Loophist.html) بازدید در تاریخ 10 مارس ۲۰۰۷. 5. Mugan, Chris. Subliminal advertising: The voice within (http://arts.independent.co.uk/music/feat...ce).بازدید در تاریخ 13 اکتبر 2006. 6. Stevens, John (2002). The Songs of John Lennon: The Beatles Years. Berklee Press. pp. 149, 155–156. ISBN 0634017950. 7. Aldridge, Alan (1991). The Beatles Illustrated Lyrics. Houghton Mifflin. pp. 135. ISBN 039559426X. 8. Olcott, Evan. Audio Reversal In Popular Culture. (http://web.archive.org/web/2006082114324...eversal/). بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ 21 اوت 2006. بازدید در تاریخ 26 اوت 2006. 9. Giuliano, Geoffrey; Vrnda Devi (1999). Glass Onion: The Beatles in their own words. Da Capo Press. pp. 265. ISBN 0306808951. 10. Blecha, 49 11. Vokey, John R.; J. Don Read (November 1985). "Subliminal messages: Between the devil and the media". American Psychologist 40: 1231–1239. (http://dx.doi.org/10.1037%2F0003-066X.40.11.1231) 12. Holden، Stephen، «Serious Issues Underlie a New Album from Styx» (http://query.nytimes.com/gst/fullpage.ht...965948260) ، ۲۷ مارس ۱۹۸۳. بازیابیشده در تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۰۷. به 13. Vokey, John R.; J. Don Read (November 1985). "Subliminal messages: Between the devil and the media". American Psychologist 40: 1231–1239. (http://dx.doi.org/10.1037%2F0003-066X.40.11.1231) 14. Poundstone (1983), 200–214 15. (http://hdl.loc.gov/loc.uscongress/legislation.97hr6363) 16. Searcey، Dionne، «Behind the Music: Sleuths Seek Messages In Lyrical Backspin» (http://online.wsj.com/article_email/SB11...kzWj.html) ،، ۰۹ ژانویه ۲۰۰۶. بازیابیشده در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۰۷. (به زبان انگلیسی) 17. Racocy, Rudolf E. (1992). "Introduction: The Importance of Music to People". In Kenneth J. Bindas. America's Musical Pulse: Popular Music in Twentieth-Century Society. Praeger. pp. xvi–xvii. ISBN 0275943062. 18. ↑ Help with Windows Sound Recorder (http://www.ccc.commnet.edu/dl/dl-help/he...rder.htm). Capital Community College. بازدید در تاریخ ۰۹ مه ۲۰۰۷. 19. Blecha, 52 20. Hellqvist, Janek (در تاریخ ۰۳ دسامبر ۱۹۹۸). )http://www.slaytanic.com/faq.html(. Slyer: The Abyss. slaytonic.com. بازدید در تاریخ ۱۶ آوریل ۲۰۰۷. «پرسش مصاحبهگر: 'آیا این نمادهای شیطانی را فقط بهعنوان جلوهٔ صوتی بهکار گرفتهاید؟' تام: 'بلی...'» 21. Corbin, Dean. Hard Rock/Metal/Punk (http://web.archive.org/web/2006081919395...ock.html). Backmask Online. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ ۱۹ اوت ۲۰۰۶. بازدید در تاریخ ۰۶ اوت ۲۰۰۶. 22. Davis, Erik (2007). "Led Zeppelin IV". In David Barker. 33 1/3 Greatest Hits, Volume One. Continuum. pp. 212–214. ISBN 0826419038. 23. Fuller, Thomas (۱۸۶۳). Good Thoughts in Bad Times, and Other Papers (http://www.books.google.com/books?vid=OCLC05821745) ص ۱۵۷. Ticknor and Fields. بازدید در تاریخ ۲۱ مارس ۲۰۰۶. 24. Brown, Ian. Interview with Adam Walton. February 2, 1999. (Interview) (http://adamwalton.co.uk/mmt_arc/int-ianbrown.htm). Retrieved on 2007-03-17. 25. Molitorisz, Sacha (در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۰۴). Out of the box (http://blogs.smh.com.au/radar/archives/2..._box.html) . Radar Blog. Sidney Morning Herald. بازدید در تاریخ ۱۵ آوریل ۲۰۰۷. 26. • Federlein, David (در تاریخ ۰۱ آوریل ۲۰۰۶). Reader comments: backwards satanic messages (http://skepdic.com/comments/backcom.html). The Skeptic's Dictionary. بازدید در تاریخ ۲۶ اوت ۲۰۰۶. 27. Pacholski, Luke. We're Only In It for the Money (http://www.lukpac.org/%7Ehandmade/patio/...oney.htm). lukpac.org. بازدید در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۲۰۰۶. 28. Nelson, Chris (در تاریخ ۰۸ سبتامبر ۱۹۹۸). Sticker Ban Policy: Family Values Or Consumer Fraud? (http://www.vh1.com/news/articles/501064/...ory.jhtml) . VH1. بازدید در تاریخ ۰۳ فوریه ۲۰۰۷. 29. Trivia for "Red Dwarf" Backwards (1989) (http://www.imdb.com/title/tt0684144/trivia?tr0675506). The Internet Movie Database. بازدید در تاریخ 1۹ اکتبر 2010. 30. Broadcast Yourself (http://www.youtube.com/watch?v=XQbdvbRRu6U). YouTube. بازدید در تاریخ 1۹ اکتبر 2010. 31. Hopper، Tristin، «Student sets up "backmasking" website»،(http://www.charlatan.ca/index.php?option...Itemid=27) The Charlatan، 26 ژانویه 2006. بازیابیشده در تاریخ 20 آوریل 2007. (به زبان انگلیسی) 32. Duffy, Michael (در تاریخ 6 فوریه 2009). Play that back (http://www.reversespeech.com/imgs/advertiser2.jpg). The Advertiser (Adelaide). بازدید در تاریخ 6 فوریه 2009. 33. Watkins, Terry. Rock Music: The Devil's Advocate (http://www.av1611.org/rock.html). Dial-the-Truth Ministries. بازدید در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۰۷. 34. Young, Angus & Malcolm Young. Interview with Sylvie Simmons. AC/DC Celebrate Their Quarter Century (http://www.sylviesimmons.com/interviews....iew=ACDC). Mojo. December 2004. 35. Sophia, Cassiel. Subliminal Suicide? (http://www.meta-religion.com/Secret_soci...cide.htm). Metareligion. بازدید در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۰۷. 36. Van Taylor، David، «Dream Deceivers: The Story Behind James Vance Vs. Judas Priest»، KNPB Channel 5 Public Broadcasting، ۱۹۸۲. 37. Holguin، Jaime، «Backmasking unmasked! Music site's in heavy rotation»،(http://seattletimes.nwsource.com/html/ar...ng27.html) Seattle Times، 27 فوریه 2006. بازیابیشده در تاریخ 28 فوریه 2007. (به زبان انگلیسی) 38. Hopper، Tristin، «Student sets up "backmasking" website»،(http://www.charlatan.ca/index.php?option...Itemid=27) The Charlatan، 26 ژانویه 2006. بازیابیشده در تاریخ 20 آوریل 2007. (به زبان انگلیسی) 39. Oates, David. Reverse Speech - Voices From The Unconscious (http://www.reversespeech.com/article0903...peech.com. بازدید در تاریخ 6 فوریه 2009. 40. Duffy, Michael (در تاریخ 6 فوریه 2009). Play that back (http://www.reversespeech.com/imgs/advertiser2.jpg). The Advertiser (Adelaide). بازدید در تاریخ 6 فوریه 2009. |
|||
|
۱۸:۰۴, ۲۹/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خوب دوستان، خواهشا اگه پسته قبلی رو نخوندین، اول اونو بخونین بعد اینو چون مطالبی که الان می خوام بگم کاملا مرتبط با اون هست...
اول از همه یکم در باره ی علمی بودن و سندیت آن بحث کنیم تا بعد به خوده موضوع برسیم... همون طور که در پست قبلی دیدین خیلی از افرادی که نام آن ها برده شد مخالف این قضیه هستند و اون رو به طور کلی یا تاثیرات اونو رد میکنن... من به اظهارات خود خواننده ها در رد این موضوع کاری ندارم و فقط به بررسی صحبت های شخصیت های علمی آن می پردازم چون حرف خواننده ها در اون وضعیت (که از اونها شکایت شده و به دادگاه رفتن) اصلا قابل اعتماد نیست... همون طور که دیدین این نظریه مخالف های زیادی داره اما اشخاص معتبر علمی دیگری هم هستن که از اون ها داخل مقاله نام نبرده شده بود که کاملا با این قضیه موافقن... مثلا دکتر "ویلیام دورل" دکتر مغز در ایالت واشنگتن...ویلیام دورل بر اساس تحقیقات 14 سالش بر روی مغز نظر خودشو این طوری بیان می کنه: «در مغز سیستمی وجود دارد که مانند یک کامپیوتر عمل می کند. این سیستم از ورود مطالب غیر منطقی و غیر مستقیم به مغز خود داری می کند و این گونه اطلاعات را رد می کند. سیستم ارزیابی این دستگاه بر اساس منطق انسن است. اگر چنین اطلاعاتی خارج از منطق انسان وارد این سیستم شود، دستگاه این اطلاعات را از مغز دور خواهد کرد و انسان را وا می دارد تا این اطلاعات را فراموش کند...، ولی اگر هر گونه اطلاعاتی به بخش خاصی از مغز برسد، مغز بدون چون چرا پذیرفته و آن را جزء قواعد آماده خود قرار می دهد. با این روش به سادگی می توان اطلاعات خاصی را وارد سیستم اطلاعاتی خود کرد، بدون این که شخص درموقع شنیدن متوجه پیام آن شود. این سیستم اطلاعاتی و گیرنده ی پیام ها را در اصطلاح Subliminal Program می گویند، به معنای "پیام هایی که گوش نمی شنود ولی مغز آن ها را دریافت می کند". (حمید کریمی،استادیار دانشگاه علم و صنعت ایران،کتاب جهان تاریک، ص 128،چاپ 1388) همون طوری که گفتم دانشمندان زیادی هم هستن که بر این موضوع صحه گذاشتن... اما جدا از نظر های این دانشمندان بررسی گفته ها و اتفاقات تاریخ، نکات قابل تاملی به ما می آموزد::: همون طوری که تو متن پست اول هم خوندین ضرر های استفاده از این موضوع تا به حدی جدی بود که طرح منع استفاده از پیام های ناخودآگاه به مجلس امریکا میره... خوب خوده این قضیه خیلی مهمه... حتما چیز مهمی در پس پرده ی استفاده از این موضوع بوده... در ضمن یاداوری می کنم که این اولین بار نیست که چنین طرح هایی در مجلس امریکا مطرح میشه... به دلیل خود کشی های فراوان و آسیب های جدی ای که در اثر کنسرت های این خواننده ها بوجود آمده بود طرح ملغای تمامی کنسرت ها چندین بار در مجلس امریکا مطرح می شه... در جریان آزمایش معروف "جیمز ویکاری" بر روی بینندگان سینمایی در نیویورک باز هم طرح منع استفاده از تبلیغات Subliminal در مجلس امریکا مطرح می شه... این ها خود صحه ای بر تاثیر این پیام ها بر روی ذهن افراد هست... بلاش برتن مسئول فعلی کلیسای شیطان در آمریکا: «بسیاری از جوانان به لطف موسیقی راک به ویژه ترانه های مرلین منسون، به شیطان پرستی روی آورده اند و خواهان عضویت در کلیسای شیطان هستند.» خوب دوستان با خودتون فک کنین اگر پیام های مخفی آهنگ ها تاثیری ندارند پس چه چیزی باعث شده که بلاش برتن چین حرفی بزنه... خشونت و دعوت به S.E.X و Drug و مثل این ها که دیگه تو همه ترانه ها پره... پس چرا گرایش به شیطان پرستی... این همه مکتب که توش همه چی آزاده... چرا اونا نه؟؟؟ پس چی باعث این تاثیر می شه؟؟؟ با تفکر در این گفته ها و وقایع اتفاق افتاده در تاریخ به وضوح می توان به این نتیجه رسید که این موضوع یعنی وجود پیام های نهان در آهنگ ها حقیقت داره... و از تاثیر اون بر روی افراد نمی شه چشم پوشی کرد... پایان پست دوم
|
|||
|
۲۱:۰۶, ۱/فروردین/۹۰
(آخرین تغییر در این ارسال: ۱/فروردین/۹۰ ۲۱:۳۵ توسط ho3in mk.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
در پست سوم قصد دارم توضیحاتی در مورد ضمیر ناخوداگاه بدم و تاثیر پذیری اون رو نسبت به محرک ها ی خارجی اثبات کنم و در ادامه به آوردن مصداق هایی در این زمینه بپردازم...
خوب، فک میکنم تقریبا همه با ضمیر ناخوداگاه آشنایی کلی داشته باشین یا حداقل اسم اون رو شنیده باشین... ولی به عنوان مقدمه برای این که نشون بدم که ضمیر ناخوداگاهی هم وجود داره من همیشه یه مثال میزنم... قضیه ی "هیپنوتیزم"... خوب در هیپنوتیزم چه اتفاقی می افته؟؟؟ در هیپنوتیز ضمیر خوداگاه انسان تقریبا غیر فعاله و ضمیر ناخوداگاه فعال میشه... در اون حالت بدن تقریبا مثله یه تابع عمل میکنه... تقریبا هیچ اراده ای روی داشته های مغزش نداره... هر چی سوال ازش می پرسن جواب میده هر کاری که بگن قبول می کنه و... پس این نشون میده که وقتی چیزی مربوط به ضمیر ناخوداگاه انسان میشه، بی اختیار در اون جا ثبت میشه و انسان در زندگیش به اون ها عمل می کنه... و این خیلی مهمه چون از این طریق هر داده ای رو میشه به مغز القا کرد... پس تا این جا نتیجه شد که ضمیر ناخوداگاه وجود داره و از محرک های خاصی تاثیر می پذیره... خوب حالا می خوام بگم که این محرک ها می تونن چه چیزهایی باشن... به سادگی طبق نظریه هایی که برای تصدیق تاثیر پذیری ضمیر ناخوداگاه آمده، می شه این رو اثبات کرد... اما به دلیل این که نظریه های مخالفی هم و جود داره ما از اونا استفاده نمی کنیم... برای اثبات این تاثیر پذیری می شه از عکس های زیر استفاده کرد... گرچه این ها تصویر هستند و بحث ما در مورد آهنگ هست... اما فک نمی کنم ایجاد اشکال بکنه که ما برای اثبات این تاثیرپذیری از این عکس ها استفاده کنیم... ![]() فک می کنم که تبلیغات فیلم باشه... این تابلو ها رو طوری قرار دادن که کلمه ی S.E.X نشون داده بشه... ![]() روی قوطی نوشیدنی PEPSI خط ها طوری کشیده شدن که کلمه ی S.E.X نشون داده بشه... ![]() این تبلیغ VODKA هست... روی تکه های یخ کلمه ی ABSOLUTE VODKA نوشته شده... ![]() این پک روی یک بازی هست که با حروفی که روی پک هست کلمات FUN GAME به مغز القا می شه... ![]() این هم اسکناس 50 روپیه ای هست که در گوشه ی اون کلمه ی S.E.X نشون داده شده... ![]() خوب، فک می کنم الان یه سوال براتون پیش اومد که: خوب، حالا این چه ربطی به اون داره؟؟؟ این که ما از عکس هایی که اینطورین تاثیر می پذیریم چه ربطی داره به آهنگ ها؟؟؟ خوب،نکته دقیقا همین جاست... همون طوری که از عکس های بالا معلوم شد، ضمیر ناخوداگاه ما از برخی محرک ها تاثیر می پذیره... چیزایی که ما اونارو در ظاهر نمی بینیم ولی در ما تاثیر دارن... این قضیه کاملا در مورد آهنگ ها هم صادقه... چیز هایی که ما نمیشنویم ولی مغز ما اون رو میفهمه و ثبت می کنه... پس تا اینجا نتیجه این شد که اگر محرک هایی در آهنگ ها باشن میتونن ضمیر ناخوداگاه مارو تحریک کنن... اما در مورد این که اون محرک ها چه طوری باید باشن تا فقط به ضمیر ناخواگاه ما مربوط بشن و فقط در اونجا ثبت بشن::: همون طوری که بیان شد این گونه محرک ها باید طوری باشن که ضمیر خوداگاه ما قادر به تشخیص اونا نباشه... یعنی درمورد آهنگ باید طوری باشه که ما اونو نشنویم... یعنی صوتی باشه که به طور طبیعی قادر به شنیدن اون نیستیم... خوب این تکنیک در مورد Reversing کاملا صادق هست... 1.قدرت صوتی که ما انسان ها با هم صحبت می کنیم و اونو به سادگی می شنویم در حدود 20 تا 30 "دسیبل" (Decibel) هست... در نوع خاصی از Reversing ، خواننده ها در "پشت آهنگ" با صوتی با قدرت بین 2 تا 3 "دسیبل" پیامی را به شنونده انتقال می دهند که به خاطره این که گوش ما قادر به شنیدن آن نیست، ثبت آن به ضمیر نا خوداگاه مربوط میشه... این تکنیک در آهنگه La Is La Bonita از Madona استفاده شده... در طول این آهنگ که به زبان اسپانیایی هست در قسمت های متعددی کلمه ی Gomobergen بسیار زیاد تکرار میشه... جالب این جاست که اصلا چنین کلمه ای در زبان اسپانیایی وجود نداره و معنی نداره... وقتی برگردان این قسمت رو با دستگاه های پالایش صدا با قدرت زیاد Play می کنیم جمله ی زیر به گوش میرسه::: “Listen To Me, Satan” "به من شیطان گوش بده"... (خوانندگان محترم به اطلاع برسونم که من خودم این آهنگ رو کلا گوش ندادم و Reverse نکردم و در این یک مورد فقط در حال نقل قول هستم... و کتابی که این مطلب رو از اونجا خوندم از سندیت خوبی برخورداره...) 2.در نوع دیگه ای از Reversing خود برگردان صوت آهنگ حاوی پیام هایی هست... برای فهم کامل این موضوع درک چند نکته ضروری هست::: نکته اول که بسیار مهم هم هست... اونم این که وقتی ما صوتی رو گوش می کنیم، این صوت در مغز از هر طرف همه جوره مورده بررسی قرار می گیره... درک حالت معمولی آهنگ که ما اونو میشنویم بر عهده ی ضمیر خوداگاه هست اما درک برگردان اون که ما در حالت معمولی نمی شنویم بر عهده ی ضمیر ناخوداگاه هست... دوم این که درک ما از برگردان کردن آهنگ مثله برگردان کردن کلماته که با این تفکر در درک برگردان کردن آهنگ ها به مشکل می خوریم... برگردان کردن اصوات کاملا مثل برگردان کردن کلمات نیست که مثلا برگردان کلمه ی "علی"، "یلع" باشه... فرض کنید اصوات که شامل بیان هجا ها، اعراب ها، کشش ها، تحریر ها، صدای آلات موسیقی و غیره اند مانند ترتیب حروف "QAZWSXEDCRFVTGBYHNUJM" باشن... با فرض این که این حروفی که از چپ به راست نوشتم همون اجزای صوت باشن، داریم::: ![]() خوب حالا دقت کنین که در حالت معمولی اجزاء "QAZW" که به گوش ما می رسه یه معنی میده اما در Reverse اون این اجزاء "WZAQ" نیست که معنی دار هست... مثلا اجزاء "XSWZ" به گوش ما معنی دار میشه و اجزاء "AQ" بی معنی جلوه می کنه... این دلیل این هست که میگم در آهنگ ها برگردان کلمه ی "علی" "یلع" نمیشه... امیدوارم که متوجه شده باشین... سومین نکته اینه که در برگردان اصوات، در برخی موارد خود صدای خواننده با صدای آلت موسیقی تلفیق پیدا میکنه و تولید لفظ میکنه... یعنی مثلا من یه کلمه رو با کشش می خونم، اما در طول این کشش صدای یه آلت موسیقی با صدای من تلفیق پیدا میکنه که در نتیجه در برگردان آن هجای جدیدی بوجود می آد... پایان قسمت سوم...
|
|||
|
۱۴:۲۷, ۳/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
خوب اینجا جاش هست که منم یه چیزی رو بگم:
ریورس یا برگردان موج صدا رو برعکس میکنه(تون صدا)من نرم افزارشو دارم.اکثر خوانندگان فارسی زبان(بیرون کشور)شعرهاشون خیلی واضح با اهداف شیطانی سروده شده.حدوده 10 تا ترانه دارم که علنا داره چرت و پرت به مخاطب تحویل میده مخصوصا اون زنه هنگامه!توی این داخلی ها هم متاسفانه کم نیستند.به نظر بنده اونائی که داخلی اند و اینارو میخونند نمیدونند و شاعر و آهنگساز اونها این کارارو میکنه و خواهننده ملعبه ای بیش نیست.من وقتی این قضیه رو توی سخنرانی اقای رائفی دیدم باور نکردم و مشکوک شدم.با نرم افزار ترک ایکس رفتم شعر کاملشو دانلود کردم دیدم بعلهههههه آقایون چه چیزا که نمیگند...مطمئنم شمام بشنوید باور نمیکنید مگه اینکه خودتون تبدیلش کنید.... توی ریورسینگ که یه علم و هنر هست،هر صدای جاز و یا نوتی ممکنه همراه شعر یه کلمه رو خلق کنه!از همه بدتر اون شعر سیندرلا بود که پررو پررو میگفت من ابلیس...مدیرا...اگه مجازه و مشکل ایجاد نمیکنه همشونو براتون میذارم چون من یه گشتی که میزدم اینجور مطالب رو هیتلر میکردند. |
|||
|
۱:۱۷, ۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۳/فروردین/۹۰ ۱۴:۲۷)alinozad نوشته است: خوب اینجا جاش هست که منم یه چیزی رو بگم: دوست عزیز همونطوری که تو اولین پست هم گفتم ما قصد نداریم این جا کسی رو متهم کنیم... نظرات شخصی برای هر کس محترم هست... اما بذاریم مردم و دوستان خودشون در مورده اون چیزی که میخوان قبول کنن قضاوت کنن... |
|||
|
۲۲:۱۹, ۶/فروردین/۹۰
(آخرین تغییر در این ارسال: ۶/فروردین/۹۰ ۲۲:۲۸ توسط ho3in mk.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
همون طوری که تا الان متوجه شدین برخی از افراد معتقدند که این کار کاملا به صورت آگاهانه صورت می گیره و برخی دیگه معتقدند که عمدی در کار نیست و به طور کاملا اتفاقی جملات معنی داری در برگردان آهنگ بوجود میاد... این دسته از افراد معتقدند که مفاهیمی که در آهنگ ها به صورت وارونه قرار داده می شود به شخصیت خود فرد بر می گردد... یعنی مثلا در مورد خواننده هایی که در برگردان آهنگ آن ها مفاهیمی شیطانی شنیده می شه، این دسته از افراد معتقدند که خود خواننده در تسخیر شیطان قرار دارد... یعنی شیطان از زبان خواننده (به صورت ناخوداگاه) مفاهیم خودشو به دیگران القا میکنه...
در مورد تاثیر این موضوع و آزمایش هایی که در این زمینه انجام شده در پست های قبلی توضیحاتی داده شد... به طور کلی آزمایش ها و وقایعی که در طول چند دهه ی گذشته در جهان اتفاق افتاده حاکی از اینه که پیام هایی که به صورت ناخود آگاه (Subliminal) به مغز انسان می رسه (چه از طریق شنیدن و چه از طریق دیدن) در رفتار شخص تاثیر میذاره... به همین دلیل هست که امروزه از این تکنیک به شدت در تبلیغات، فیلم ها، موزیک ها و ... استفاده میشه... در این پست قصد دارم تا با همراهی دوستان مصداق هایی برای این موضوع بیارم... دوستان و طرفداران خواننده های محترم توجه داشته باشن که ما اینجا قصد نداریم کسیو محکوم کنیم... ما فقط به عنوان پژوهشگر اینجا این مصداق هارو بیان می کنیم... و قبول یا رد اون به عهده ی خود خواننده هست... این رو به این جهت متذکر میشم که دیگه سوء تفاهمی بوجود نیاد... نرم افزار هایی که برای این کار انتخاب شده (Audio Edit Magic) هم این جا برای دانلود میذارم تا همه ی دوستان به سادگی بتونن این کاررو بکنن... Audio Edit Magic نحوه ی کار هم به این شکل هست که اول قسمتی از خود آهنگ که در برگردان اون مفهومی نهفته شده گذاشته میشه و بعد در ادامه Reverse آهنگ به کمک اون نرم افزاره... پیشنهاد می کنم که برای این که بهتر متوجه جملات بشین اون رو با KM PLAYER اجرا کنین و سرعت اونو بیارین پایین... از دوستان هم خواهش میکنم که اگر کسی می خواد مصداقی بذاره به همین نحو بذاره... ممنون... دوستان پیشنهاد می کنم که برای این که خودتون متوجه بشین اول متن نوشته رو نگاه نکنین و بعد از این که گوش دادین متنو نگاه کنین... راستی از روی احتیاط هم که شده اول Reverse رو گوش کنین چون وقتی که اول اینو گوش می کنین موقعی که اصله آهنگو گوش میدین چون می دونین که مفهومی پشت اون هست، اون وقت دیگه ذخیره ی این اطلاعات با ضمیر خودآگاه هست و تاثیری روی شما نداره... |
|||
|
۱۸:۴۳, ۷/فروردین/۹۰
(آخرین تغییر در این ارسال: ۷/فروردین/۹۰ ۱۸:۴۳ توسط alinozad.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
خوب سلام.ببینید من بعد از کلی ور رفتن با اینترنت این فایلهارو پیدا کردم که خیتلر هم بود!با دردسر دانلود کردم،فایلها اینجوریه که اول آهنگ پخش میشه و بعد ریورس اون پخش میشه.اسم فایلها با اعداد هست از 01 تا 20 و توی همین فولدر یه فایل html هم هست که نوشته هاش توشه یعنی میتونین هم متن خود شعر رو بخونین هم متن ریورس اون رو!میذارم برای دانلود.من همشونو تست کردم و واقعی بودند یعنی آهنگ اصلیشو دانلود کردم و خودم هم ریورس کردم همین نتایج رو داد و دستکاری نشده اند.لینک دانلود فایل رو میذارم:
http://s1.picofile.com/file/6474204224/music.rar.html در ضمن برای من و کسان دیگه خیری نداره که کسی قبول کنه یا نه و من فقط به شخصه برای اطلاع اینو میذارم تا بشنوید و خودتون قضاوت کنید!شعر جدید یه خواننده ایرانی رو هم خودم ریورس کردم یه تیکه ای اسم یکی از شیاطین رو تکرار میکنه و صداش میکنه!!!نم چیزی رو که تجزیه تحلیل کردم میگم بهتون و هرکی حق داره قبول کنه یا نه!ما توی خونه خودمون که یه خانواده ایم دقیق4 نفر قبول کرد و 2 نفر گفت مزخرفه م چرت و پرت!پس دوستان عزیزم خواهش میکنم کسی نظر جنجالی نده تا این تاپیک هم مثل تاپیک های دیگه خراب شه.کوچیک همتونم هستم ببخشید زیاد حرف زدم.یا علی |
|||
|
۱۴:۲۹, ۲۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان...
جدید ترین ورژن این نرم افزارو میتونین از این جا دانلود کنین... Audio Edit Magic v9.2.21 Built 821 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: pspbe7cf4d8j5qjplryy.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/pspbe7cf4d8j5qjplryy.jpg)
![[تصویر: tdwebarxy73877l10p8i.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/tdwebarxy73877l10p8i.jpg)
![[تصویر: 5uzye4h82o5kxck5qto.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/5uzye4h82o5kxck5qto.jpg)
![[تصویر: 3vhohmakjxqn1bjd35d5.png]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/3vhohmakjxqn1bjd35d5.png)
![[تصویر: 6ir4ctpicggzxkgz8l7f.gif]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/6ir4ctpicggzxkgz8l7f.gif)
![[تصویر: r0gldkf7pwf4xvl47.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/r0gldkf7pwf4xvl47.jpg)
![[تصویر: my528zi66ynkvlkgw8y.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/my528zi66ynkvlkgw8y.jpg)