کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به این سه سوال بسیار مهم آیا پاسخ داده اید؟؟!!&*
۲:۱۳, ۲۹/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۲۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
من مدت زیادی از تفکراتم در زندگی رو صرف رسیدن به جواب این سه سوال کردم
پیشنهاد میکنم دوستان هم حداقل مدتی به این سه سوال بپردازند
1- هدف از آفرینش ما چی بوده؟
آقا اصلاً ما برای چی خلق شدیم؟
این دستگاه عظیم خلقت و دنیای مادی که میگن جزئ ناچیزی از هستی هست چرا خلق شده و ما توی این دنیا چیکاره ایم؟
بشر برای چی اومده توی این دنیا و هدف از زندگی چیه؟

2- ما بنده ایم یا آزاد؟
اگر آزادیم که هیچ
اما اگر بنده هستیم بنده ی چه کسی یا چه چیزی هستیم؟
شرایط بندگی چیه؟
آیا ما حقیقتاً شرایط بندگی معبود خودمون رو داریم پیاده میکنیم در زندگیمون
آیا ما بنده وار زندگی میکنیم ، تصمیم میگیریم ، نظر میدیم ، فکر میکنیم، عمل میکنیم یا آزاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

3- ما در این دنیا مقیم هستیم یا مسافر؟
آیا سبک زندگی ما و مدل زندگی ما و برنامه ریزی ما در این دنیا مثل انسانهای مقیم هست یا مثل انسان های مسافر؟
در مسافرت سختی های سفر خیلی راحت تحمل میشن چون میدونیم دیر یا زود تموم میشه اما وقتی یه جا مقیم هستیم سعی میکنیم جوری برنامه ریزی کنیم که اقامت گاهمون راحت باشه
ما این دنیا رو اقامت گاه فرض کردیم یا مسافر خانه
مولا علی میفرمایند کافر در دنیا عمل میکند برای لذت، مومن عمل میکند برای آخرت!!!!!!!!!
بر طبق فرمایش مولا ما در دنیا کافرانه زندگی و برنامه ریزی میکنیم یا مومنانه؟
اگه به شما بگن شما تا هفته ی دیگه باید بری یه کشور خارجی و هیچ چیزی هم از اینجا نمیتونی با خودت ببری شما چه میکنی؟
منطقی هست که هر چی داری بفروشی و تبدیل به ارزی بکنی که در اون کشور خریدار داره!!!!!!!!!!
ما چه میکنیم با دارایی های خود در این دنیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی به این سوالات فکر کردم و پاسخ به این سوالات به زندگی من جهت داد
پیشنهاد میکنم دوستان هم به این سوالات فکر کنند
یا علی مدد

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۲, ۲۹/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اسفند/۸۹ ۱۲:۱۳ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #2
آواتار
اگر جواب سوال اول را پیدا کنیم،
بقیه سوالات خود به خود پاسخ داده می شوند...
وقتی بفهمیم هدف از آفرینشمان چه بوده،
به دنبال راه هایی برای تحقق این هدف می گردیم و نهایت به بندگی خالص خدا می رسیم.
وقتی بنده ی مخلصی شدیم،
نهایت تلاشمان را برای جمع آوری توشه شایسته و کامل برای آخرتمان انجام می دهیم و دل به این دنیا نمی سپاریم و
حقیقت اینکه دنیا محل گذر است را درک می کنیم...

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۲۷, ۲۹/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #3

انسان ابتدا در بهشت بود و سرپیجی کرد حال برای رسیدن به ان نعمت باید تلاش کند امتحان پس بدهد تا قدر نعمت رابداند انوقت است که به رحمان و رحیم بوددن پروردگارش پی میبرد تا بدی نباشد خوبی معنی نداره شاید ما اینجایم که قدران باشیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۷, ۲۹/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #4
آواتار
من که قبلا دنبال سوال اول رفته بودم به این جواب رسیدم
هدف خداوند از خلقت ما چه بوده است؟ پاسخ این است که خود سؤال غلط است، لذا به پاسخ درست نیز نمی‌رسد. چرا که هدف گذاری در انجام یک فعل ناشی از نیاز است و خداوند متعال غنی و بی‌نیاز است.
آیت‌الله جوادی آملی (ادام الله ظله) در پاسخ این سؤال که: «هدف خدا از آفرینش چیست؟» می‌فرمایند: «... این سؤال صحیح نیست، چون خدا خود هدف است، نه این که هدف داشته باشد. هر کسی کاری را انجام می‌دهد، برای آن است که نقص خود را با آن کار برطرف کند. احتیاجی دارد و می‌خواهد آن احتیاج را بر طرف کند تا به کمال برسد».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۱, ۱/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #5

من هم قبلا رو این سوالها تحقیق و فکر کردم به یه چیزایی هم رسیدم ....
اولیش اینکه پست قبلی جواب بسیار خوبی بود ،من اینو نشنیده بودم ولی به صورت دیگری شنیده بودم که آفرینش و خلقت یکی از صفات خداست اگه آفرینش نباشه یک نقصان در ذات خدای متعال است.
مثلا اگر بگیم خدا توانایی آفرینش داره بعد نیافریند حکمت خدا می رود زیر سوال ...
اگر کسی یک توانایی دارد و از اون استفاده نکند اون توانایی و یا خود اون فرد می رود زیر سوال ....
در این مورد یه بحث دیگه ای که پیش میاد اینه که تو این دنیایی که این همه بدیه ،این همه ظلم هست خوب آیا عدم خلقت اون خدا رو می برد زیر سوال؟!اساسا آفرینش یه چیز بد آدم رو می برد زیر سوال؟!
پاسخی که در مورد این سوال هست اینه که خدا ابتدا فرشتگان و ملائکه رو خلق کرده که عالم آنها سراسر پاکی است و زشتی در آن راه ندارد.
اما در مورد عالم ما برایند این دنیا به سمت نیکی هاست ...خوب وقتی میشه عالمی آقرید که برایند آن خوبی باشد چرا چنین نکند؟(البته بدی ها و زشتی های این دنیا هم آفریده ی مستقیم خدای متعال نیستند که این خود بحثی دیگر است!)
البته این از دیدگاه فلسفی است و میدونم منظور ایجاد کننده این تاپیک این دید نبوده ....
"جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا بپرستند"
این آیه از قرآن هم بحث هایی پیرامون خودش در این موضوع دارد که من زیاد آگاهی ندارم میتونید به تفسیر مراجعه کنید!
.
.
در مورد سوال دوم بحث طولانی جبر و اختیار است که کمی پیچیده است اما اگر بخواهم نطرکم تو یه جمله بگم اینه که
"همه ی ما آفرینده ی خداوندیم که خداوند ما را آزاد آفرید"
حال می توانیم بندگی خداوند را پیش بگیریم و یا حتی عناد دشمنی با او را ......
.
.
.
در مورد سوال سوم هم هیچ چیز گویا تر از این حدیث نیست:
امام حسن:
"برای دنیایت آنچنان رفتار كن كه گویا برای همیشه زنده ای ، و برای آخرتت چنان رفتار كن كه گویا فردا خواهی مرد "
....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۱, ۲/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
1.هدف از آفرینش: " "
2.ما بنده ای آزادیم
3.و مسافری مقیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۸, ۲/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
سوره ذاریات آیه 56
و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ


وقتی خداوند ما را آفریده است که فقط او را عبادت کنیم (حال به هر شکل و صورتی) یعنی اینکه باید همه کارهای ما برای خشنودی و رضای خدا باشد.
حال اگر هدف ما رسیدن به خواسته ی خدا باشد، پاسخ سوال دوم و سوم خیلی مهم نخواهد بود.

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۳, ۳/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۰ ۱۲:۱۲ توسط parisan.)
شماره ارسال: #8
آواتار
چرا خداوند ما را خلق کرد و هدفش چه بود؟
شاید خیلی کلیشه ای باشه ولی به نظرم برای اینکه ما به کمال برسیم و در این دنیا رشد کنیم.
ما نیاز داشتیم به اینکه رشد پیدا کنیم پس باید در شرایطی قرار میگرفتیم.
در واقع ما برای اینکه روحمون رو وسعت بدیم به ابزاری نیاز داشتیم.اون ابزار این جسم خاکی بود.
یک جمله معروفی هست که مضمونش اینه:ما باید از جسممون برای متعالی شدن روحمون استفاده کنیم.
در واقع هدف تعالی روح هست نه جسم.پس منطقی نیست که وقتمون رو صرف رسیدگی به این جسم خاکی بکنیم و به لذت هایی که مال جسم هست بپردازیم.
بلکه باید لذت های معنوی و اونهایی که مربوط به روح ماست گسترش بدیم.
و این جز با عبادت (که دوستان اشاره فرمودن) محقق نخواهد شد.
اما عبادت داریم تا عبادت..
دسته ای خدا را از ترس عبادت میکنند..ترس از اینکه در جهنم نیفتند
دسته ای با خداوند تجارت میکنند.یعنی عبادت میکنند و از خداوند توقع ورود به بهشت رو دارند.
اما خوشا به حال دسته سوم که خدارار از روی عشق به خودش عبادت میکنند.
آنها همان کسانی هستند میگویند:خدایا!آتش جهنم را تحمل کنم،دوری تو را چطور تاب آورم؟؟

ما بنده ایم یا آزاد؟
ما آزادیم در عین حال که بنده هستیم.
یعنی آزادی انتخاب داریم اما در یک چهارچوبی که خدا مشخص کرده،پس میشیم بنده.
آزادیم چون حق انتخاب داریم.
یک مورد برای تابع بودن و در طول اراده خدا بودن مثلا میتونه این باشه که ما خودمون نخواستیم به این جهان پا بگذاریم.بلکه خداوند چنین تصمیمی گرفت.

در واقع اراده و آزادی ما در طول اراده خداوند قرار داره.
خیلی فلسفیه و به قول یکی از استادهامون باید فرصت بدیم در مغز دَم بکشه.
به نظرم ما هم بنده هستیم هم آزاد.
از بنده بودن نباید تعبیر بدی بشه.مثلا اسیر بودن.(من اصلا چنین تعبیری رو قبول ندارم)
ما بنده ایم.چون خودمون رو ملزم میدونیم یکسری محدودیت هاکه خدا مشخص کرده و به نفع خود ماست،رعایت کنیم.
شاید بعضی هااین محدودیت ها رو دلیلی بر این امر(بنده بودن) بدونن ولی باید بگم که نه تنها بد نیست بلکه به همون رشد و کمال در سوال اول منجر خواهد شد.


در مورد سوال سوم هم که همون حدیثی که آقای سینا گفتن از امام حسن (علیه السلام)کاملا درسته و من هم موافقم.
شاید اگر معنای این جمله رو با تمام وجود درک کنیم بتونیم به سوال سوم پاسخ بدیم.
برداشت من اینه :
اگر هر لحظه به این فکر کنیم که فردایی وجود نخواهد داشت،در ترک گناه موفق تر خواهیم بود.
اگر به این فکر کنیم که تا ابد قراره اینجا باشیم،باید سعی کنیم آسایش زندگی رو در حد متعادل برای خود و خانوادمون فراهم کنیم.آسایش به این معنا که تمام نیاز های اولیه رو فراهم کنیم بدون دلبستگی به اون، نه اینکه اونقدر فراهم کنیم که دلبستگی ایجاد بشه و جدا شدن از اون سخت بشه.
پس ما مسافری هستیم که اقامت خیلی طولانی در این جهان خواهیم داشت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۵, ۳/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
اما درباره پاسخ پرسش اول
خود خدا در قرآن و احادیث قدسی و همچنین رسول اکرم و ائمه ی معصومین و بزرگان دین در این باب سخن بسیار گفته اند
اولاً اگر موجودی قابلیت هستی یافتن داشته باشد و قابلیت مورد رحمت و فیض خدا واقع شدن را داشته باشد و خداوند از این امر دریغ ورزد اشکال و نقص برای اوصاف خدا پیش میاید و خداوند منزه است از دریغ!!!!!!!!!!
ثانیاً سوال اصلی هدف خدا نیست از خلقت، بلکه هدف ما از زندگی در این جهان است!!!!!!!!!
تنها هدف از زندگی انسان در این جهان، خودِ خداست!!!!!!!!!!!
به چه معنا؟
ببینید دوستان در حدیث قدسی داریم که خداوند میفرماید ای انسان تمام عالم را برای تو خلق کردم و تورا برای خودم!
به چه معنا؟
یعنی تو را برای رسیدن به نهایت رحمت و فیض خودم که همانا لقای رب و فنای فی الله است خلق کردم!!!
و این معنای کلام مولا علی در مناجات شعبانیه است که میفرماید: الهى هب لي كمال الانقطاع اليك
و این کمال انقطاع و نهایتِ فیض و رحمت کی واقع میشود؟
در نهایت قرب بنده به خدا حاصل میشود!!!!!!!!
قرب نتیجه ی چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قرب نتیجه ی معرفت است و عمل متناسب با آن معرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معرفت از کجا حاصل میشود؟؟؟؟؟؟؟؟
معرفت هم از پذیرش عبودیت و گردن نهادن به راه هدایتی که پروردگار تعیین کرده برای بندگانش و این است علت اینکه خدا در قرآن چرا میفرماید که جن و انس را خلق نکردم جز برای عبادت "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (56- الذاریات)"
پس هیچ هدفی نداریم از زندگی در این عالم جز شناخت خدا و رسیدن به قرب خدا و هر آنچه که در زندگی نتوانیم به آن رنگ و بو و سمت و سو و وجه ی الهی بدهیم در روز قیامت افسوس آنرا خواهیم خورد و آن لحظات غفلتِ عمر ما، گریبان ما را خواهند گرفت و از پاسخ دادن در آن عاجز خواهیم ماند و این است مفهوم آیه ی شریفه ی
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ (26)
وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (27 – الرحمن)
همه چیز بر آن (دنیا) فانى مى‏شوند، (26)
و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند! (27)
در این آیه صراحتاً خدا فرموده هر لحظه از عمرت را که به آن وجه و صبغه ی خدایی ندهی روز قیامت فانی شده و بیحاصل خواهی یافت چون همه چیز فانی هست به جز چیزهایی که با تنها باقی عالم، پروردگار عزیز و رحیم، ربطی پیدا کرده باشد و اینجا معلوم میشود که ارزش و قدر و اهمیت نیت انسان در کارها چه قدر بالاست
ما همه میخوریم و میخوابیم و کار میکنیم وازدواج میکنیم و معامله میکنیم و...
خوشا آن مردان رندی که نیت نَفَس کشیدن های خود را هم برای حضرت دوست خالص میکنند
اگر عمری بود و توفیقی در باب نیت هم آیات و روایات و سخنان بزرگان رو خدمت دوستان تقدیم میکنیم
فقط اینجا یک نمونه را تقدیم میکنم
دوستی پرسید چگونه میتوان نیت درس خواندن را خدایی کرد؟
جواب ها و راهها، بسیار است
اما یکی از آنها این است که : خداوند روزی بندگانش را تضمین کرده اما همین خدا امر کرده است که اگر طالب دریافت روزی حلال هستید باید به دنبال کسب شغلی بروید و تلاش کنید و رفتن به دنبال کسب کار از و واجبات است برای مردان که نشانه بندگی است، با این که روزی مارا خدا تضمین کرده و ما میگوییم خدایا من برای اینکه بارم به دوش دیگران نباشد در زندگی و اجرای عمل مورد رضایت تو و رسیدن به کسب و کارِ حلال، در حال کسب علم هستم که مقدمه ی انجام واجب تو یعنی تحصیل شغل من است و من برای رضایت تو و کسب عزت و خروج از سربار شدن بر جامعه و دیگران به این امر روی آورده ام پس تو خودت مرا در این راه توفیق روز افزون عنایت فرما.
اما از همه ی اینها که بگذریم من بعد از پاسخ دادن به این 3 سوال یه سوال بزرگتر برایم به وجود آمد که:
پس من چرا متناسب با جوابها به این سه سوال در زندگی ام عمل نمیکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟​؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟​؟
و از اینجا بسیار ترسیدم که مبادا این به اصطلاح محفوظاتی که خود را به آنها دلخوش کرده ام که شاکله ی ایمان مرا تشکیل داده پس چرا آثاری در زندگی من آنچنان که باید و شاید ندارد ؟؟؟؟؟؟؟؟
تا این که به این جملات برخورد کردم و دیگر واقعاً .....
این جملات را با دقت بخوانید::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بنده بالوجدان میبینم که اگر در مقابل شخص بزرگی قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعی میبینم و هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیه تر باشد دگرگونی حال بیشتر میشود، اما در عین حال که معتقدم و همه ما معتقدیم که خدای متعال از هر بزرگی و صاحب جاهی بزرگتر و وجیه تر است، پس چرا وقتی به نماز می ایستم با اینکه یقیناً خود را در مقابل حق – جل و علا - قرار میدهم هیچ تأثیری و تفاوتی و تغییر حالی در خود نمی یابم؟
{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ} (( همانا مؤمنان، فقط كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان لبریز از خوف خدا ميگردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.)) " انفال-2"
از اینجا میفهمم که این ایمان، ایمان واقعی نیست؛ لذا میکوشم که خود را به مرحله ای برسانم که قدری از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.

التماس دعا
لطفاً پدر و مادر حقیر را دعا بفرماید!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۴, ۹/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
یادش به خیر عجب پست جالبی زده بودیم

اما حیف و صد حیف که نه یادمان میماند که چه گفته ایم

و صدها و صدها و صدخا حیف که اندکی عمل به گفته ها نمیکنیم

راستی عجب عباراتی است:


بنده بالوجدان میبینم که اگر در مقابل شخص بزرگی قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعی میبینم و هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیه تر باشد دگرگونی حال بیشتر میشود، اما در عین حال که معتقدم و همه ما معتقدیم که خدای متعال از هر بزرگی و صاحب جاهی بزرگتر و وجیه تر است، پس چرا وقتی به نماز می ایستم با اینکه یقیناً خود را در مقابل حق – جل و علا - قرار میدهم هیچ تأثیری و تفاوتی و تغییر حالی در خود نمی یابم؟
{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ} (( همانا مؤمنان، فقط كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان لبریز از خوف خدا ميگردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.)) " انفال-2"
از اینجا میفهمم که این ایمان، ایمان واقعی نیست؛ لذا میکوشم که خود را به مرحله ای برسانم که قدری از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا