کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حدیث لوح
۱۰:۳۵, ۲۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۱ ۱۰:۴۱ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سالها از تولد حسین(علیه السلام) گذشته بود و حالا امام باقر(علیه السلام) آمده بود نزد جابر بن عبدالله انصاری تا از او از مادرش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) خبر بگیرد. امام باقر(علیه السلام) می خواست در مورد روز تولد حسین و از لوحی که دست مادرش بود، بداند.

امام محمد باقر(علیه السلام) به او فرمودند: اي جابر! مرا از لوحي كه در دست مادرم فاطمه دختر رسول ‏الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ديدي و آن‌چه كه مادرم از مكتوبات آن لوح در اختيار تو گذاشته، باخبر كن!

جابر عرض كرد: قسم به خدا كه من در زمان حيات رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به نزد مادرت فاطمه(سلام الله علیها) رفتم تا ولادت حسين(علیه السلام) را به او تبريك گويم. پس در دستان مباركش لوحي سبز رنگ ديدم، گمان مي‌كنم كه از زمرد بود و نوشته‏ هاي سفيد رنگي چون نور خورشيد داشت. عرض كردم: پدر و مادرم به فدايت اي دختر رسول خدا!(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين لوح چيست! ايشان فرمودند:

اين لوحي است كه خداوند به رسول خدا هديه داده است. در آن، اسم پدرم و اسم شوهرم و اسم دو فرزندم و اسامي اوصياء از فرزندانم مي‏باشد. پدرم آن را به من عطا فرموده است تا با آن، مرا بشارت دهد.

جابر گفت: سپس مادرتان فاطمه(سلام الله علیها) آن را به من نشان دادند. آن را خواندم و از روي آن نوشتم.

پدرم فرمود: «آيا نسخه‏اي كه از آن برداشته‏اي، نزد تو موجود است تا به من نشان دهي»؟

عرض كرد: بلي. پس پدرم با او به منزل جابر رفت. جابر صحيفه‏ اي از پوست نازك بيرون آورد.


پدرم گفت: اي جابر! كتاب را نگاه كن تا من برايت بخوانم. جابر نگاه به نسخه‏ اش مي‏كرد و پدرم مي‏خواند، حتي يك حرف هم مخالف نوشته نبود.

پس جابر گفت: به خداوند سوگند همين‌طور است كه شما خواندي، در لوح نوشته شده بود:

«بسم ‏الله‏ الرّحمن‏ الرحيم
اين كتابي است از سوي خداوند عزيز حكيم، براي محمد، پيامبر؛ نور، سفير، حجاب و دليلش. روح‏ الامين از سوي پروردگار عالميان بر او نازل گشته است. اي محمد! نام‌هاي مرا تعظيم‏ كن و نعمت‌هايم را شاكر باش و آن‌ها را انكار مكن. همانا من خدايي هستم كه به غير از من معبودي نيست؛ كوبنده ستمكاران، پيروزي‏ بخش ستمديدگان و حاكم دين. همانا خداوندي هستم كه به غير از من معبودي نيست، هر كس كه غير از فضل مرا اميد داشته يا از غير از عدل من بهراسد، او را آن‌چنان عذابي ‏كنم كه احدي از جهانيان را عذاب نكرده باشم. تنها مرا عبادت كن و بر من توكل كن. همانا من پيغمبري مبعوث نكردم كه روزهايش اكمال نشد و مدتش به سر رسيد مگر اين‌كه براي او وصي‏ اي قرار دادم. همانا من تو را بر انبيا برتري دادم و وصي‌ات را بر اوصيا، و تو را گرامي داشتم با دو بچه شير و دو نوه ‏ات حسن و حسين. پس همانا حسن را معدن علم خود، پس از گذران مدت پدرش و حسين را خازن وحي خود قرار دادم و او را با شهادت، گرامي داشتم و او به وسيله آن به سعادت رسيد. پس همانا او برترين كساني است كه شهيد شده ‏اند و بالاترين شهدا از لحاظ درجه است. كلمة تامّه خود را با او قرار دادم و حجت بالغه ‏ام نزد اوست. با عترت او پاداش مي‏دهم و عقاب مي‏نمايم. اولين آن‌ها، علي، سيد عابدان و زينت اولياي گذشتة من است و پسرش شبيه جدش محمد است كه باقر علم و معدن حكمت من است. شك‏ كنندگان در جعفر، هلاك خواهند شد، منكر او منكر من است. اين قول، حقيقتاً از سوي من پابرجاست كه گرامي مي‏دارم جايگاه جعفر را و او را در مورد شيعيان، ياران و دوستانش، خوشحال مي‏كنم. بعد از او براي موسي فتنه‏ اي كور و تاريك رخ خواهد داد.


حجت من مخفي نمي‏ ماند، و همانا اولياي من از جام وفادارتر مي‏ن وشند. هر كس هر كدام از آن‌ها را انكار كند نعمت مرا انكار كرده است و هر كس آيه‏ اي از كتاب مرا تغيير دهد، بر من افترا بسته است.

واي بر افترابندان و منكران! پس از اتمام مدت موسي، بنده‏ ام و حبيبم و برگزيده‏ ام علي، وليّ و ياور من و كسي است كه سختي نبوت را بر دوش او مي‏گذارم و او را با تصدي آن امتحان مي‏كنم. او را عفريتي مستكبر مي‏كشد، و در شهري كه بنده صالح بنا كرده است، در كنار بدترين خلايقم دفن مي‏شود. اين قول بر من ثابت است كه او را با پسرش محمد مسرور سازم؛ جانشين پس از او و وارث علمش. پس او معدن علم من، جايگاه سرّم و حجتم بر مخلوقات است. بنده‏اي به او ايمان نمي‏ آورد، مگر آن‌كه بهشت را جايگاه او قرار مي‏دهم و شفاعتش را در مورد 70 نفر از خويشانش كه همگي مستوجب آتش هستند مي‏پذيرم و سعادت به پسرش، علي؛ ولي من و ياورم و شاهد در خلقم و امين من بر وصيم ختم مي‏شود.

از او دعوت كننده به راهم و خازن علمم، حسن را به ‏وجود مي‏ آورم و آن را با پسرش (م ح م د) رحمة للعالمين كامل مي‏كنم. او كمال موسي، بهاء عيسي و صبر ايوب دارد. پس در زمان او، اولياي من ذليل گشته‏، سرهاي آن‌ها هديه داده ‏شود، همان‏طور كه سرهاي رؤساي ترك و ديلم هديه مي‏ شوند. پس كشته و سوزانده ‏شوند و در خوف و رعب و هراس به سر برند. زمين با خون‌هاي آن‌ها رنگين مي‏شود و فرياد و فغان زنانشان بالا مي‏رود. آنان به حتم اولياي من هستند. با آن‌ها، تمامي فتنه‏ هاي كور و تاريك را دفع مي‌كنم و به واسطه آن‌ها زلزله‏ ها را بر‏داشته، غل و زنجيرها را باز مي‌كنم. آن‌ها كساني هستند كه صلوات و رحمت پروردگارشان بر آن‌ها است و آن‌ها هدايت شدگانند.»

اين لوحي است كه خداوند به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هديه نموده و پدرم به من عطا فرموده است تا با آن مرا بشارت دهد.


منبع: حدیث لوح، انتشارات موسسه موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، تفکر ، علی 110 ، احیاء ، در جستجوی سختی ، boghz ، fiftynine ، یا امام رضا ، 135 ، heaven
۱۱:۲۱, ۲۵/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۲ ۱۸:۱۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #2
آواتار



[b]متن عربی حدیث به همراه راویان


بسم الله الرحمن الرحیم

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِيفٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ- إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ الْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلَا بِهِ فِي بَعْضِ الْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّوْحِ الَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ عليها السلام بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله و سلّم وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ عليه السلام فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلَادَةِ الْحُسَيْنِ وَ رَأَيْتُ فِي يَدَيْهَا لَوْحاً أَخْضَرَ ظَنَنْتُ أَنَّهُ مِنْ زُمُرُّدٍ وَ رَأَيْتُ فِيهِ كِتَاباً أَبْيَضَ شِبْهَ لَوْنِ الشَّمْسِ فَقُلْتُ لَهَا بِأَبِي وَ أُمِّي يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله مَا هَذَا اللَّوْحُ فَقَالَتْ هَذَا لَوْحٌ أَهْدَاهُ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ صلي الله عليه و آله فِيهِ اسْمُ أَبِي وَ اسْمُ بَعْلِي وَ اسْمُ ابْنَيَّ وَ اسْمُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِي وَ أَعْطَانِيهِ أَبِي لِيُبَشِّرَنِي بِذَلِكَ قَالَ جَابِرٌ فَأَعْطَتْنِيهِ أُمُّكَ فَاطِمَةُ عليها السلام فَقَرَأْتُهُ وَ اسْتَنْسَخْتُهُ فَقَالَ لَهُ أَبِي فَهَلْ لَكَ يَا جَابِرُ أَنْ تَعْرِضَهُ عَلَيَّ قَالَ نَعَمْ فَمَشَى مَعَهُ أَبِي إِلَى مَنْزِلِ جَابِرٍ فَأَخْرَجَ صَحِيفَةً مِنْ رَقٍّ فَقَالَ يَا جَابِرُ انْظُرْ فِي كِتَابِكَ لِأَقْرَأَ أَنَا عَلَيْكَ فَنَظَرَ جَابِرٌ فِي نُسْخَةٍ فَقَرَأَهُ أَبِي فَمَا خَالَفَ حَرْفٌ حَرْفاً فَقَالَ جَابِرٌ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي هَكَذَا رَأَيْتُهُ فِي اللَّوْحِ مَكْتُوباً:
[b]
[/b]





بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* هَذَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ*- لِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَ نُورِهِ وَ سَفِيرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِيلِهِ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِينَ عَظِّمْ يَا مُحَمَّدُ أَسْمَائِي وَ اشْكُرْ نَعْمَائِي وَ لَا تَجْحَدْ آلَائِي إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِينَ وَ مُدِيلُ الْمَظْلُومِينَ وَ دَيَّانُ الدِّينِ إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَيْرَ فَضْلِي أَوْ خَافَ غَيْرَ عَدْلِي عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ فَإِيَّايَ فَاعْبُدْ وَ عَلَيَّ فَتَوَكَّلْ إِنِّي لَمْ أَبْعَثْ نَبِيّاً فَأُكْمِلَتْ أَيَّامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِيّاً وَ إِنِّي فَضَّلْتُكَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ فَضَّلْتُ وَصِيَّكَ عَلَى الْأَوْصِيَاءِ وَ أَكْرَمْتُكَ بِشِبْلَيْكَ وَ سِبْطَيْكَ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِي-بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِيهِ وَ جَعَلْتُ حُسَيْناً خَازِنَ وَحْيِي وَ أَكْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَةِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً جَعَلْتُ كَلِمَتِيَ التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِيَ الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ بِعِتْرَتِهِ أُثِيبُ وَ أُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِيٌّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ وَ زَيْنُ أَوْلِيَائِيَ الْمَاضِينَ وَ ابْنُهُ شِبْهُ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِي وَ الْمَعْدِنُ لِحِكْمَتِي سَيَهْلِكُ الْمُرْتَابُونَ فِي جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَيْهِ كَالرَّادِّ عَلَيَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأُكْرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِي أَشْيَاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ أُتِيحَتْ بَعْدَهُ مُوسَى فِتْنَةٌ عَمْيَاءُ حِنْدِسٌ- لِأَنَّ خَيْطَ فَرْضِي لَا يَنْقَطِعُ وَ حُجَّتِي لَا تَخْفَى وَ أَنَّ أَوْلِيَائِي يُسْقَوْنَ بِالْكَأْسِ الْأَوْفَى مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِي وَ مَنْ غَيَّرَ آيَةً مِنْ كِتَابِي فَقَدِ افْتَرَى عَلَيَّ وَيْلٌ لِلْمُفْتَرِينَ الْجَاحِدِينَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ مُوسَى عَبْدِي وَ حَبِيبِي وَ خِيَرَتِي فِي عَلِيٍّ وَلِيِّي وَ نَاصِرِي وَ مَنْ أَضَعُ عَلَيْهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا يَقْتُلُهُ عِفْرِيتٌ مُسْتَكْبِرٌ يُدْفَنُ فِي الْمَدِينَةِ الَّتِي بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ- إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِي حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَسُرَّنَّهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِيفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِي وَ مَوْضِعُ سِرِّي وَ حُجَّتِي عَلَى خَلْقِي لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِي سَبْعِينَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ كُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِيٍّ وَلِيِّي وَ نَاصِرِي وَ الشَّاهِدِ فِي خَلْقِي وَ أَمِينِي عَلَى وَحْيِي أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِيَ إِلَى سَبِيلِي وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِيَ الْحَسَنَ وَ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ م‏ح‏م‏د رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَ صَبْرُ أَيُّوبَ فَيُذَلُّ أَوْلِيَائِي فِي زَمَانِهِ وَ تُتَهَادَى رُءُوسُهُمْ كَمَا تُتَهَادَى رُءُوسُ التُّرْكِ وَ الدَّيْلَمِ فَيُقْتَلُونَ وَ يُحْرَقُونَ وَ يَكُونُونَ خَائِفِينَ مَرْعُوبِينَ وَجِلِينَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ وَ يَفْشُو الْوَيْلُ وَ الرَّنَّةُ فِي نِسَائِهِمْ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ كُلَّ فِتْنَةٍ عَمْيَاءَ حِنْدِسٍ وَ بِهِمْ أَكْشِفُ الزَّلَازِلَ وَ أَدْفَعُ الْآصَارَ وَ الْأَغْلَالَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.
[b]





قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَالِمٍ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ لَوْ لَمْ تَسْمَعْ فِي دَهْرِكَ إِلَّا هَذَا الْحَدِيثَ لَكَفَاكَ فَصُنْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تفکر ، میثاق ، علی 110 ، احیاء ، در جستجوی سختی ، boghz ، یا امام رضا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا