کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فراماسونری،قدرت پوشالی!
۷:۲۰, ۲۴/آبان/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

فراماسونری قدرت پوشالی:

بی شک در حوزه مطالعاتی صهیونیزم و فراماسونری بزرگنمایی دشمن یکی از مهمترین آفاتی است که گریبانگیر محققین وپژوهشگران می گردد.

این آسیب در فراماسونری چشمگیر تر و به تبع آن خطر ناک تر است. متاسفانه دلایل متعددی دست به دست هم داده اند تا برخی عزیزان نا خواسته در زمین بازی این حزب شیطانی قرار بگیرند ودرعین داشتن نیتی پاک سربازان پیاده نظام صهیونیزم باشند.

ازعمده ترین دلایل دچار شدن به چنین بیماری که بنده آن را " توهم قدرت دشمن" می نامم می توان موارد زیر را نام برد:

1 – نبود منابع صحیح و موثق در حوزه مطالعاتی فراماسونری:

متاسفانه در این حوزه معیار صحیحی برای تشخیص سره از ناسره وجود ندارد و برخی پژوهشگران به صرف یافتن چند نشانه و بدون هیچگونه تحلیل بلا فاصله آنرا به فراماسونری و صهیونیزم ارتباط می دهند و چه بسا در مواردی حتی به سود آنها گام بر دارند .

به عنوان نمونه عده ای که البته برخی از آنها مقرض بودند (در بند بعدی به آن اشاره خواهد شد) و عده ای پژوهشگر ساده لوح به صرف کشف سندی که سید جمال الدین اسد آبادی را فراماسون نشان می داد به آن دامن زدند در حالی که در تحلیلی هوشمندانه تر خود همین سند دروغین بودن آن را نشان می داد و جالبتر اینکه این مسئله برای اولین بار توسط تقی زاده فراماسون تبیین شده بود .

2 – آمیختگی داده های درست و نادرست:

تا دهه 80 میلادی نزدیک به پنجاه هزار کتاب و مقاله در باره فراماسونری نگاشته شده بود که به جرات می توان گفت قریب باتفاق آنها را خود ماسونها به رشته تحریر در آورده بودند.

به عنوان نمونه مهمترین کتاب در زمینه فراماسونری در ایران توسط اسماعیل رائین نگاشته می شود که خود یک ماسون است.

به عبارتی بهتر اگر یک معمای بسیار دشوار را به شما بدهند بالاخره شما و یا شخص دیگری موفق به حل آن خواهید شد اما اگر طراح معما در اثنای سعی شما برای حل آن ، دائما داده های مسئله را تغییر دهد دیگر هرگز قادر به حل آن نخواهید بود، لذا این بهترین حربه فراماسونها برای جلوگیری از آشکار شدن ماهیتشان است.

مرحوم "استفان نایت" در کتاب "برادری" می گوید : در مسیر تحقیقات برای انتشار کتابم در باره نفوذ فراماسونری در دستگاه های بریتانیای کبیر روزی شخصی با من تماس گرفت و گفت از ماسونهای عالی رتبه لندن است و می خواهد به من اطلاعات ارزشمندی در باره فراماسونری بدهد ، وقتی با وی قرار گذاشتم به من گفت در شبکه فراماسونری اگر شخصی بخواهد از مرتبه 22 به مرتبه 23 ارتقا یابد می بایست بر روی صلیب به نشانه تمسخر آیین حضرت مسیح (علیه السلام) مدفوع بکند.

در ابتدا برای به دست آوردن چنین سوژه ای خیلی خوشحال شدم ولی پس از انجام تحقیقات بیشتر متوجه شدم این مسئله کذب محض است و می خواهند مرا با داده های غلط گمراه نمایند .(گفتنی است کتاب برادری نوشته استفان نایت به طور وسیع توسط دولت انگلیس از بازار جمع آوری گشت و او 18 ماه پس از چاپ کتابش در سن 33 سالگی کشته شد).

3 – قدرت پوشالی فراماسونها:

بهترین عبارت قرآنی که حقیر برای فراماسونری یافتم "شیاطین من الانس"و یا "حزب شیطان" بود که به بهترین وجه گویای ظاهر و باطن این جریان است وهمچنین همه میدانیم که: " ان کید الشیطان کان ضعیفا (براستی که مکر شیطان ضعیف است)" .

اصولا ماهیت شیطان بزرگنمای خود است در حالی که تمامیتش پوچ و حربه هایش کم دوام و زود گذر است و اینگونه است که یاران و اصحاب او در بین انسانها یعنی شبکه فراماسونری نیز از همین الگو استفاده می کند .

شاید برای نمونه عجیب جلوه کند که دستگاه فراماسونری با وجود موقعیت ممتاز کویر سمنان برای حمله به ایران و آزاد سازی گروگانهای امریکایی به کویر طبس حمله می کند ، تا به قولی نماد گرایی شیطانی اش را نیز عملی کند (قرار گرفتن کویر طبس در مدار 33 درجه ) گفتنی است عدد 33 از نمادهای اصلی فراماسونری می باشد.

اما از هردوی اینها مهمتر آن است که نیروه های امریکایی چه در کویر سمنان بنشینند و چه در طبس و چه در هر جای دیگر این کشور می بایست به اذن الهی با تمام تجهیزاتشان به درک واصل گردند و این قدرت محض است که فقط از آن الله است نه شیطان وپیروانش.

از اینها که بگذریم بررسی روند شکل گیری و رفتاری این جریان اینگونه می نماید که فراماسونری همیشه سعی در این داشته تا خود را بسیار بزرگتر از آن که هست جلوه دهد برای نمونه شما می بینید این جریان بزرگترین اتفاقات دنیا را که ربطی به آنها نداشته را با ساخت و پرداخت افسانه های شگفت انگیز و استفاده از چند نماد ماسونی به خود ارجاع می دهد تا با ایجاد رعب و وحشت و احساس سر در گمی در مردم به حیات کثیف و شیطانی خود ادامه دهد.

برای نمونه اخیرا خبری در رسانه ها منعکس گشت مبنی بر این که پس از بررسی جمجمه هیتلر مشخص گشته است که آن جمجمه متعلق به یک زن بوده و هرگز هیتلر خود کشی نکرده است و یا این خبر که صدام فرزند نامشروع هیتلر بوده است که نیروهای امنیتی آلمان معشوقه هیتلر را برای مسکوت ماندن این ماجرا به عراق منتقل کرده اند و او در آن کشور وضع حمل نموده و صدام در تکریت عراق می آید و جریان فراماسونری او را به قدرت می رساند و جالبتر اینکه حالا که قرار است صدام را سرگون کنند اعلام می کنند که او را پس از سی و سومین سال حکومتش حذف کرده اند تا بگویند ما پشت سر تمامی این اتفاقات هستیم جالب اینجاست چون هیچ شخصی باور نمی کند کسی جرات داشته باشد چنین دروغ بزرگی(حکومت 33 ساله صدام) بگوید لذا آنرا باور می کند ، اما این در حالی است که اگر اعدام صدام در سال 2006 را از سال به حکومت رسیدنش یعنی1979 کم کنیم عدد حاصل 27 است نه 33 ، گویا آنها هم فهمیده اند که متاسفانه محققین ما بیشتر ترجمه می کنند تا تحلیل .

با اینکه این موارد بیشتر شبیه به یک شوخی به نظر می رسد تا یک حقیقت تاریخی ، اما این جریان با یک نماد گرایی ساده (33 سال حکومت صدام و استفاده از نماد صلیب شکسته هیتلر ) سعی در ایجاد ارتباط بین این دو مسئله ناچسب می کند چه بسا چند سال دیگر هم بگویند بررسی استخوانهای صدام نشان داده که آنها متعلق به یک پیر زن است.کما اینکه CNNاعلام کرد آنکه اعدام شد بدل سوم صدام به نام « ميكائيل رمضان» بود و صدام هنوز زنده است.

بی شک جریان شیطانی فراماسونری در هیچ جای تاریخ آنچنان که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ضربه خورد مورد دیگری را به خاطر ندارد ، لیکن همین ها با گنجاندن و بوجود آوردن چند نشانه و نماد ماسونی در چند سال اخیر فردا خواهند گفت انقلاب ایران هم ماسونی بوده است و آنها امام خمینی (رحمة الله علیه) را به حکومت رسانده اند !!! و این نماد ها نیز گواه صحت این مطلب است.( به زودی در این زمینه افشا گری های قابل توجهی خواهم نمود).

در جریان جنگ اخیر اسرائیل با لبنان (جنگ تموز) که به شکست مفتضحانه اسرائیلی ها انجامید و دوست و دشمن بر این مسئله صحه گذاشتند هنگامی که جنگ در روز سی و دوم تمام شد آن را یک روز دیگر ادامه دادند تا شاید مثلا فردا بگویند حزب الله لبنان از شاخه های فراماسونری است و جنگشان به قولی دعوای زرگری بوده است و گواهش اینکه جنگ 33 روز به طول انجامید و احترام نظامی نیروهای حزب الله شبیه سربازان نازی هیتلر است.

جان کلام اینکه ردیابی یک جریان مخفی آن هم در این آشفته بازار و آمیختگی اطلاعات راست و دروغ بسیار سخت است.

4 – بازی با نماد ها :

استفاده بیش از حد و دیوانه وار از نماد ها و نشانه ها در این جریان علاوه بر آشکار ساختن عقبه کابالیستی و پاگانیستی فراماسونری با مصر باستان وسایر ایدئولوژی های الحادی ، پرده از نقشه ای شوم بر می دارد و آن مصادره بی شرمانه نشانه های ملی و باستانی اقوام و تمدنهای کهن به دو منظور است:

نخست ساخت پیشینه تاریخی مجعول و دروغین برای خود و دیگری اعلام حضور گسترده در سرتاسر جهان .

برای نمونه اینها از ستاره 5 پر(پنتا گرام) گرفته تا 9 پر را نماد خود و یا شاخه ای از فرقه های خود می دانند در حالی که این نمادها سالها پیش تر از آنکه نطفه نحس فراماسونری درسال1717 در انگلیس بسته شود وجود داشته اند.

لذا نکوست تا عزیزان به قول معروف هر گردی را گردو ندانند واز طرفی دیگر اجازه تصرف این نمادها را ندهند امروز شما اگر از ستاره 5 پر استفاده کنید شیطان پرست و اگر ستاره 6 پر را ترسیم کنید صهیونیست خواهید بود ، ستاره 7 پر نماد کابالیستها و یهودیان ، ستاره 8 پر نماد شوالیه های تمپلر و ستاره 9 پر نماد بهائیت است .

خوب حالا چه باید کرد گویا بهتر است اصلا سراغ ستاره نرویم و یا اینکه اگر در مسجد جامع یزد نقش ستاره های شش پر را دیدیم بگوییم صهیونیستها این مسجد تاریخی را بنا کرده اند در حالی که ستاره شش پر برای اولین بار در قرن هفت توسط صهیونیستها استفاده شد که در همان زمان نیز به شدت مورد اعتراض ومخالفت جمعی از یهودیان قرار گرفت چرا که ایشان "منورا" شمعدان هفت شاخه را نماد خویش می دانستند و جالبتر اینکه هزاران سال پیش از آنها ستاره شش پر را "یبوسی ها" در کنعان مورد استفاده قرار داده بودند.

البته ذکر موارد فوق به معنای این نیست که آنها در فتنه های جهان نقش ندارند بلکه مراد این است که این جریان شیطانی حتی شکست های آشکار ش را نیز طرحی از نقشه بزرگ و مخفی خود بیان می کند تا خود را مانند اربابشان ابلیس شکست ناپذیر و قدرتمند جلوه دهد در حالی که هرگز اینگونه نبوده و حد اقل همین بس که تا کنون موفق به حل مسئله شیعه نشده اند در حالی که در جلوی چشمانشان جنبش های اسلامی وعلی الخصوص شیعی در حال قدرت گرفتن هستند.

گواه این ادعا همین که فراماسونها قرار بود نظم نوین جهانی خود را در سال 2007 تحقق بخشند ، ازهمین رو در سال 2006 جنگ با حزب الله لبنان را شروع کردند تا بلافاصله در عرض یک سال پرونده سوریه و ایران را نیز یکسره کرده و به عبارتی بهتر نظم یکپارچه ماسونی صهیونیستی خود را اعلام دارند اما در کمال تعجب و در مقابل چشمان از حدقه برآمده فراماسونها ارتش تا دندان مسلح اسرائیل با تمام عقبه لجستیکی جهانی خود از دوهزار رزمنده حزب الله شکست سختی خورد، تا بار دیگر یادآور پیروزی طالوت برجالوت و پیروزی مسلمانان در جنگ بدر و خندق با اتکا به خداوند متعال بر خیل عظیم مشرکان و کافران باشد.

حزب شیطان از این گونه شکستها زیاد به خاطر دارد لیکن سعی بر این دارد تا با سرپوش گذاشتن بر آنها و حتی در استراتژی بی شرمانه یعنی هم سو نشان دادن آنها با جریان صهیونیزم خود را بسیار بسیار بزرگتر از آن که هست جلوه دهد در حالی که هرگز و هرگز اینگونه نیست.

به امید ظهور که صد البته نزدیک است


کاری از استاد علی اکبر رائفی پور
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، جوینده حق ، ELENOR ، mabbaszadegan ، MAHDI59 ، masonryfree ، mosafer ، zarati313 ، Amir ، مجید121 ، parsa ، محب الزهرا ، ANTI satan ، mohammad_amin
۰:۴۹, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
همانطور که در ابتدای این فصل بدان اشاره شد به علت مبارزات كليسا در اواخر قرون وسطي فرقه های با گرایشات جادوگرانه و شیطان پرستانه بيشتر درقالب گروه هاي مخفي به كار خود ادامه دادند. در همين دوران (یعنی اوایل قرن 12 ميلادي) است كه طبق یرخی نظریات و شواهد تاریخی شاهد اولین جرقه های پایه ریزی انجمن هايی مخفي با عنوان "فراماسونري"[1] در اروپا هستيم.

انجمن های فراماسونری نوعی تشکیلات مخفی است که با انگیزه تسلط استعماری بر مردم جهان شکل گرفته است. اسناد بسیاری دال بر وجود اعتقادات و آموزه های شیطانی در این انجمن ها وجود دارد. فلذا بررسی دقیق تر این انجمن ها در بحث تاریخچه شیطان گرایی ضرورت دارد.

نسبت به تاریخ دقیق شکل گیری فراماسونری اختلافات فراوانی مشاهده می شود، چرا که بسیاری از منابع مربوطه، اعم از منابعی که خود فراماسون ها در تدوین آن ها نقش داشته اند و یا افراد غیر ماسون نوشته اند، تصویر مغشوش و آشفته ای نسبت به منشا شکل گیری فراماسونری به دست می دهند.[2]به عنوان مثال برخی از مشهورترین مورخان فراماسونری همچون "جیمز اندرسون"[3]،که خود از اعضاء فراماسونری انگلستان بوده است، در کتاب مشهور خود با عنوان "قانون اساسی فراماسونری"[4] با استناد به برخی اسناد موهوم، سرآغاز شکل گیری فراماسونری را در انگلستان به قرن دهم میلادی باز می گرداند و در مواردی پا را بسیار فراتر نهاده و صراحتا بیان می کند که پیشینه فراماسونری به حضرت آدم(علیه السلام) می رسد.

غالبا در تاریخ نگاری هایی که توسط خود فراماسون ها نسبت به شکل گیری فراماسونری تدوین شده است،به شدت تلاش می شود تا پیشینه این جریان در هاله ای از رمز و راز و ابهام باقی بماند و فراماسونری نه به عنوان نهادی نوپدید،بلکه به مثابه ی تداوم نحله ای کهن و رازآمیز جلوه گر شود که قدمت آن به دورانی بسیار کهن می رسد.این ترفند به منظور استتار ماهیت فراماسونری و ایجاد جاذبه ای جادویی برای آن بوده است.[5]

از طرف دیگر برخی از محققین معتقدند که سرآغاز تاریخ جدی فراماسونری به سال 1717 میلادی(سال تاسیس لژ بزرگ انگلستان)باز می گردد.منتهی این بدین معنا نیست که فراماسونری فاقد هرگونه پیش زمینه تاریخی بوده است. در این جا لازم است به این پیش زمینه و ارتباط آن با آئین ها و آموزه های شیطانی اشاره ای شود. چرا که بسیاری از آموزه های شیطان گرایانه در دوران های بعدی جریان شیطان گرایی و فرقه های شیطان پرستی در این دوران ریشه دارد. [6]

طبق نظر برخی از محققین پایه ریزی اولیه انجمن هاي فراماسونري، طي جنگ هاي صليبي شکل گرفته است. در دوران چند صدساله ی این جنگ ها دسته های مختلفی از نظامیان صلیبی اقدام به تشکیل گروه هایی با عنوان مشترک "شهسواران" نمودند. ساختار این گروه ها به شدت متمرکز بود و در راس هر گروه فردی به عنوان "استاد اعظم" وجود داشت. در میان این گروه ها، نام چهار گروه برجسته تر از بقیه گروه ها به چشم می خورد که عبارتند از: "شهسواران سن جان"، " شهسواران معبد"، " شهسواران توتونی"، " شهسواران سن لازاروس".[7]در میان این 4 دسته نقش "شهسواران معبد" در تداوم جنگ های صلیبی و همچنین پایه ریزی هسته های اولیه فراماسونری بارز تر است. [8]

شهسواران معبد که بیشتر با عنوان "شواليه هاي معبد"[9] شناخته می شوند، در سال 1118 میلادی و ‌توسط 9 نفر از شواليه هاي فرانسوی شکل گرفت. این گروه درابتدا خود را "سربازان فقیرعیسی مسیح" می نامیدند.بعد از مدتی "بالدوین"، سرکرده سپاهیان صلیبی که برخود نام "پادشاه اورشلیم" را نهاده بود، این دسته را در نزدیکی معبد سلیمان جای داد و حفاظت از زائران مسیحی را به ایشان سپرد. بدینسان اعضای این گروه و سربازانشان "سربازان فقیر مسیح و معبد سلیمان"[10] نام گرفتند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۴, ۱۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
به نام خدا
راستش نمی دونم همین چین مقاله ای که به طور کامل به بررسی فراماسونری به پردازه تو سات وجود داره یا نه , اگر بود این مقاله رو پاک کنید و اگر نبود پس خوب این مقاله رو به خونید و به دیگران هم بگویید که بخوانند .
من تو این مقاله سعی کردم با استفاده از چندین منبع یک سری مقاله در مورد تاریخچه ی فراماسونری و تا حدودی از اهداف اون ها رو براتون شرح بدم , اما قبل از خوندن این مقاله یک سری موارد است که باید آن را به گویم :
1- در مورد مقاله : این مقاله با نام اصلی " فراماسونری پدیده ی نو ظهوری نیست " به بررسی تاریخچه ی این انجمن مخفی در جهان و مخصوصا در ایران در وبلاگ شخصی حقیر به زودی انتشار نوشته می شود .از از اون جایی این اثر به بررسی تاریخچه ی فراماسونری می پردازد پس زیاد پیرامون نماد شناسی ماسون ها نمی پردازه اما چند مقاله با نام نماد شناسی و اسطوره های مصر نیز در وبلاگ حقیر در چند روز آینده نوشته خواهد شد که اگر مسئولین سایت اجازه دهند یه مقاله نیز با نام نماد شناسی ماسون ها در این سایت نوشته خواهد شد لازم به ذکر نیز هست که در چند روز آینده یک تاریخچه ی کلی از انجمن های مخفی به غیر از فراماسونری که در طول تاریخ وجود داشته اند نیز در وبلاگ حقیر چاب خواهد شد .
2- منابع مقاله : راستش در مورد منابع این مقاله چند منبع وجود داره که به نظر شما می رسونم
الف ) کتاب فراموش خانه ها اثر اسماعیل رائین
ب ) مقاله ای با نام " فراماسونری : دجال آخرالزمان " که از وبلاگ استاد رائفی پور دریافت شده است
ج ) سخنان گهر بار استاد رائفی پور
د ) کتاب برابری و برادری
و ) کتاب انجمن های مخفی و سری
ه ) کتاب اصول و مبانی فراماسونری
ی ) کتاب اسرار شوالیه های معبد و چند مقاله از ویکی پدیای انگلیسی
3- در رابطه با بحث :خواهشا در این مقاله از هر گونه بحث و از افزودن مطلب هم جدا خوداری کنید, دلیل این هم اینه که می خوام یه مقاله ی یک دست و و عاری از هرگونه مبهمات وجود داشته باشد اما اگر مطلبی به نظر شما مبهم بود یا سوال داشتید می تونید بپرسد و بنده در قالب جواب به سوال به رفع مبهمات می پردازیم
در پایان اول باید بگم که وظیفه ی خودم دونستم که این چنین مقاله ای رو بنویسم و امید وارم که این مقاله روزنه ای باشه به شناخت اتفاقات پیرامون خود و جهان . باز لازم به ذکر است در این تاپیک نگاهی گذرا به مقاله ی " فراماسونری پدیده ای نو ظهوری نیست " که در وبلاگ حقیر قرار در چند روزه آینده نوشته شه پرداختم یعنی قسمت هایی رو که شاید برای این تاپیک زیادی بوده رو پاک کردم که البته زیاد نیست اما اصل مقاله در وبلاگ بنده در چند روز آینده نوشته خواهد شد. در پایان امید آن است که مورد قبول شما اساتید واقع شود.
________________________________________________________________________________________
مقدمه
برای شروع در نوشتن این مقاله یک سری سوال به وجود میاد که جواب اونها خورده ای گنگ و نامفهومه نمونه ای از این سوالات عبارت است از :
1- وقایع جهان امروز را چه گونه می توان توجیح کرد ؟
2- چرا امروزه مسجدالاقصي كانون توجه اديان الهي است ؟
3- تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیل صورت گرفته است ؟
4- چرا با وجود کشورهای پیشرفته ای مثل روسیه و چین , چرا ایران باید به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی باشد ؟
5- چرا امروزه غرب, مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد ؟
6- هدف غرب به خصوص آمریکا در خاورمیانه چیست ؟
7- آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه ی همه قرار گرفته است ؟
8- چرا آمریکا از اسرائیل حمایت می کند ؟
9- آیا آمریکا بازیچه ی دست اسرائیل است یا بلعکس ؟
10- چرا اخیرآ ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است ؟
شاید برای کسانی که برای اولین باره که با معقوله ی فراماسونری آشنا شدند جواب به این سوالات کمی سخت باشه و یا کسانی که هرگز با فراماسونری آشنا نشده اند این سوالات بی ربط باشه اما کسانی که در زمینه ی فراماسونری تحقیق کرده اند حتما یک جواب قانع کننده ای برای این سوالات دارن اما بعضی ها چون اولین بار هست که با این معقوله دست و پنجه نرم می کنند این مقاله می تواند تا حدودی آنها را روشن نماید .
قبل از جواب دادن به این سوالات نکته ای حائض اهمیت :
1- در جهان پست مدرن ,جهانی که تکنولوژی حرف اول رو می زنه و در جهانی که انسان به زندگی در کرات دیگر در کهکشانات دیگر فکر می کنه شایدی حرف زدن در مورد چیز هایی مثل روح – جن – تک چشم – جادو و .... که تا حدودی بنیان این انجمن های مخفی باشه سخته اما این یک حقیقته که باید با اون دسته و پنجه نرم کرد
فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانونهای برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانونها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری یک سازمان نیست، بلکه کانونهای مختلفی فراماسون هستند. برخی از اینها با هم در رابطه‌اند یا کانون بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهند. برخی دیگر کم و بیش یا کاملاً مستقل اند. صاحبان این تشکیلات همچنان در پس پرده ی ضخیمی از اسرار , کارهای خود را انجام می دهند. آن ها افراد عپغیر ماسون یا بهتر کسانی که به اصطلاح خودشون برادرشون نباشن را به درون لژ های خود راه نمی دهند ( نمی پذیرند ) و به کسانی که ماسون نباشند بی گانه می گویند.
ماسون ها به گفته ها , انتقادات و حتی ناسزاهای مخالفین و بیگانه گان پاسخ نمی دهند و با سکوت مطلق نیت ها و هدف های خودشون رو پیش می برند. نویسندگان و گویندگان مخالف را با عواملی که دارند می کشند یا از جامعه طرد می کنند و نمی گذارند صاحب شغل و مقام و عنوان شوند.
اما چه کسانی عضو این انجمن هستند ؟ - دلیل آنها چیست ؟ - چرا کسی نباید از افکار و اهداف آنها با خبر شه ؟ و ....
چرا ؟ چه جوری؟ کجا ؟ چه وقت ؟ و هزاران سوال که در ذهن یک محقق به وجود می آید.
برای شروع به جواب تک تک این سوالات در مورد این انجن ابتدا به ریشه ی این کلمه و چگونگی تشکیل ( تشکیل به معنای چگونه درست شدن این انجمن نیست به معنای چگونگی تشکیل لغوی کلمه است ) این کلمه می پردازم :
ریشه ی لغوی فراماسونری :
از حدود اوایل قرن 17 میلادی یعنی سال 1717 به این طرف که این انجمن مخفی علنا شروع به کار کرد به تریج کلمات فراموشخانه و فراماسونری وارد کتاب ها ی لغت , تاریخ, مجلات و کتاب هاب فارسی شد . واژه ی فراماسونری احتمالا از کلمه ی انگلیسی freeston mason گرفته شده که این کلمه در انگلیسی به معنای" سنگ تراش ظریف کار " است. برخی واژه فراماسونری را " بنّای آزاد " می نامند یعنی بنّایی بدون مزد کار نمی کند.در ایران نیز این کلمه در دوره ی قاجار به دلیل این که فراماسونری اولین حرکت روشن فکری بوده و فشار های متعددی از سوی حکومت و نیز روحانیون بر روشنفکران* و افکار جدید آه ها اعمال شده است , فراماسونری در ایران به نام انجمن سری و یا فراموشخانه ها معروف شد.
این لغت در زبان های انگلیسی فرانسوی آلمانی اسپانیایی ایتالیایی نامیده می شود.
دانش نامه ی ویکی پدیا در رابطه با اصل این کلمه این طور می نویسد :
" از قرن 14 به بعد بعضی از نویسندگان این لغت را به آن هایی که سنگ تراشی می کردند بکار می بردند ولی دلائل فراوانی وجود دارد که ثابت می کند معنی و منظور لغت – بنّای آزاد – و – سنگ تراش – که قبلا به کار برده می شد , بزودی معنای وسیع تری پیدا کرده است. " **
در این میان نویسنده ی کتاب تاریخ فراماسونری می نویسد " آن گروهی از مردم که از اصول فراماسونری پیروی می کردند, همان کسانی بودند که در قرن 17 در محفل بزرگ بریتانیا گرد آمده بودند. در این محفل مردان آزاد , بنّاها , طلا کاران و کسانی که مرتبط با این حرفه ها بودند در آن انجمن جمع شده بودند "
کلمه ی فراماسون در زبان فرانسه از دو کلمه ی – فرانک – به معنای آزاد و دیگری - ماسون - به معنای بنّا می باشد. عنوان فرانک در قرون وسطی به بعضی از اصناف اطلاق می شد که به رایگان کار نمی کردند و بیگاری نمی دادند و حجار ها از این قبیل بودند.لیکن بمّا ها باید بیکاری می دادند اما با ساختن کلیساهای بزرگ اروپا که هنوز نیز بعد از صد سال هنوز پابرجاست سبب آزادی بنّاها شد. زیرا مسیحیان وقتی عمل بنّاها را دیدند همه به آزادی آن ها رای دادند و به دین ترتیب کلمات فرانک ماسون در زبان فرانسه و فری مایسن در زبان انگلیسی متداول شد.
در زبان فارسی نیز از روزیکه این کلمه شنیده شد – فراموشخانه – بود و یعد از آن فریمسن و از سال 1906 که لژ گرانداوریان در ایران تشکیل گردید کلمه ی ماسن و ماسونی به وسیله ی وثوق الدوله, دبیرالملک, محمد علی فروغی و تقوی در نوشته های ماسونی و ترجمه ی کتاب قانون اساسی اساسی به کار رفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا