|
حدود آرایش و زینت برای زن در اسلام!! مهم!
|
|
۱۴:۳۱, ۱۰/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۱ ۱۴:۳۳ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام ابتدای سخن مزین به قرآن کریم و سخن پیامبر و سخن مولا علی: قران کریم خطاب به کسانی که میخواهند زیور و زینتهای دنیوی را عامل گناه و بی دینی معرفی کنند، میفرماید :«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»؛ بگو: چه كسى زینتهاى خدا را كه براى بندگان خود آفریده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكیزه منع كرده؟ بگو: این نعمتها در دنیا براى اهل ایمان است و خالص اینها (یعنى لذات كامل بدون الم، و نیكوتر از اینها) در آخرت براى آنان خواهد بود. ما آیات خود را براى اهل دانش چنین مفصل و روشن بیان مىكنیم. (اعراف ،32؛ ترجمه الهی قمشهای) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) خود همواره آراسته بود و به آراستگی امر میفرمود. آن حضرت آراستگی را چه در بعد نظافت همچون مداومت بر مسواک، استحمام، گرفتن ناخنها و شانه زدن موی سر... و چه در بعد آرایش همچون رنگ کردن موی سر و محاسن، سرمه کشیدن در چشم، پوشیدن لباس سفید و استعمال عطر و ... رعایت مینمود. در حدیث است که هرگاه قصد خروج از خانه یا پذیرفتن کسی را داشت، موی سر خود را شانه میزد، سر و وضع خود را مرتب میکرد، خویشتن را میآراست و برای آنکه تصویر خود را ببیند، در ظرف آبی مینگریست. وقتی سبب این کار را میپرسیدند، میفرمود: «اِنَّ اللهَ تَعالی یُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذا خَرَجَ إِلی إخْوانِهِ أَنْ یَتَهَیّاَ لَهُمْ وَ یَتَجَمَّلَ»(محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1377، چاپ اول، ج2، ص774. و سنن النبی ج1) خداوند متعال دوست دارد كه بندهاش چون به سوى برادران خود بیرون میرود خود را براى آنها بیاراید و زیبا سازد. از برخی روایات برمیآید که تحمل ژولیدگی و سر و وضع نامناسب اصحاب را نیز نداشت انتقاداتی که در این زمینه در اخبار هست، سندی بر این مدعاست . امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نیز كه خود در غایت زهد و ساده زیستی بود، هرگز سهلانگاری در آراستگی و آراسته بودن را روا نمیدانست. روایتی از آن حضرت نقل شده كه نشان میدهد رفاقت و صمیمیت و خویشاوندی نباید باعث كوتاهی در این امر شود. آن حضرت فرمود:«لِیتَزَینَ اَحَدُكُم لأَخیهِ الْمُسْلِمِ كما یتَزَینَ لِلْغَریبِ الَّذی یحِبُّ أَنْ یراه فی احسن الهَیئة.»(مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج10، ص 91)هر یك از شما براى برادرى كه به دیدنتان میآید خود را بیارائید چنانكه براى بیگانهاى که مایلید در بهترین قیافه شما را ببیند، زینت مىكنید. و اما اینکه:
ریشه بیشتر گرفتاری های خانوادگی و اجتماعی و انحرافات دینی و اخلاقی را باید در مسئله حجاب و عفت و چگونگی روبرو شدن با این مسئله جستجو نمود. مشکل اساسی که امروزه نسل جوان با آن مواجه است چگونگی درک و فهم مسائل مذهبی و شناختن مرزهای دینی و اخلاقی است، متاسفانه نقش زن در جوامع غربی تنها در کالای تبلیغاتی بودن و وسیله ای برای خوشگذرانی و لذت جویی خلاصه شده است.برهنگی و بی حجابی یکی از بیماری های عصر حاضر است که همه کانون ها را دچار مشکل نموده است. برهنگی و بی حیایی زنان و دختران در غرب سبب شده کانون مهر و محبت و صفا و صمیمیت یعنی خانه و خانواده روز به روز از هم گسسته شود و این فرهنگ غلط گاهی از سوی دشمنان دین به برخی از افراد ضعیف جامعه ما نیز سرایت نموده است که در نتیجه آن آمار طلاق روز به روز در حال افزایش است و یکی از علل اصلی آن را می توان در مسئله بی حجابی و تقلید کورکورانه از غربی ها دانست. رو آوردن به آداب و رسوم بیگانگان و فراموشی هویت ملی و مذهبی از عوامل ترویج فرهنگ برهنگی در ممالک اسلامی به شمار می رود در حالی که خود غربی ها اولین کسانی هستند که بارها اعتراف کرده اند، علت بی ثباتی در خانواده های غربی نداشتن حیا و عفت و حجاب می باشد . بی حجابی سبب تنزل ارزش، مقام و جایگاه زن در جامعه است و ترویج بی حجابی در جوامع اسلامی سبب خواهد شد به زن همانند غرب به عنوان کالا و با چشم حقارت نگریسته شود. زنان و مردان و دختران و پسران این مرز و بوم نیک می دانند که به عنوان مسلمان برای خود آیین، روش و مسلکی دارند که آن مرام و مسلک و دین اجازه نمی دهد. شخصیت و حریم آن مورد تجاوز قرار گیرد. مسلمانان کتاب بزرگ از جانب خداوند تعالی یعنی "قرآن کریم" دارند که تمام روش و منش زندگی را به آنها آموخته و راههای سعادت و خوشبختی را بیان فرموده است، اگر قرآن کریم به زنان دستور می دهد که روی خود را از نامحرم بپوشانند می خواهد کانون خانواده استحکام یابد و از هم نپاشد، از زنان و دختران سوء استفاده نشود. آنچه امروزه دردمندان و عالمان و فرهنگیان و فرهیختگان جامعه را نگران کرده است تغییر حجاب و پوشش زنان و ترویج بدحجابی و بی حجابی است که دشمنان دین در پی آن هستند. آنها پیروزی و مسلط شدن بر ممالک اسلامی را فقط در ارائه برهنگی می دانند و می خواهند از این طریق بر یک مملکتی پیروز شوند و آنها مسلما در حملات نظامی و درگیری های رو در رو با مسلمانان به ناچار با شکست مواجه خواهند شد. از این رو جبهه جنگ را تغییر داده و از راه تهاجم فرهنگی و ترویج بی حجابی و بدحجابی و بی بند و باری و اشاعه فساد و فحشا و ارائه مدهای گوناگون مغزهای جوانان و نوجوانان و زنان و مردان را مورد هدف قرار داده اند. حال وظیفه مسلمانان متدین است که با هوشیاری کامل در مقابل این تهاجمات نقش دشمنان را برملا سازند و با الهام گرفتن از زندگی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و زهرای مرضیه و زینب کبری (سلام الله علیها) از حریم عفت و حجاب خود پاسداری کنند. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. آیا هر پوشش، یا هر زینتی برای انسان ضرورت دارد، اسلام می گوید: حتی آرایش و زینت هم برای خود حد و مرزی دارد. زینتی دارای ارزشی است که تجمل پرستی و شهرت تبدیل نشود و حریم عفاف رعایت شود، ریا و خودنمایی نباشد، در برابر چشمان شیطانی نامحرمان نباشد، فرهنگ غربی را وارد فرهنگ اسلامی نکند، بلکه همه نظافت ها، زینت ها و شاداب بودن، مظهر زیبایی خواهد بود. امام باقر (علیه السلام) و امام صادق( ع) فرمود: " شیعه من، زینت ما باشید (زیبایی ما باشید) عیب و زشتی ما نباشید"؛ یعنی طوری نپوشید و نگردید که بگویند آیا این واقعا یک جوان مسلمان است، پس حد و مرز رعایت شود. |
|||
|
|
۱۷:۳۶, ۱۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
با تشکر از دوست گرامی زنان به عنوان نيمي از پيكره جامعه نقش بسيار مهمي در ايجاد و گسترش عفّت، پاكدامني و اخلاق در بين جوامع بشري دارند. عفّت و حياي زن، كه يكي از مهمترين عوامل حفظ و بقاي عفّت عمومي است، نه تنها در تمام اديان و مذاهب الهي مورد تأكيد قرار گرفته، بلكه عقول و افكار بشري نيز آن را مورد تأييد قرار دادهاند. از نظر اسلام، اهميت اين موضوع به حدّي است كه برخي روايات آن را «تمام دين» ميدانند. در روايتي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) آمده كه فرمودند: «اَلْحَياءُ هُوَ الدينُ كُلُّهُ»؛ حيا تمام دين است. كنزالعمّال، ج 3، ص121. امام علي(عليهالسلام) نيز در مورد عفّت و پاكدامني ميفرمايد: «عفّت و پاكدامني منشأ هر خيري است.» به همين منظور، در تمام اديان و مذاهب آسماني، «اَلعِفَّةُ رَأسُ كُلِّ خَيْر» غررالحكم و دررالكلم،حديث 1168. قوانين گوناگوني براي حفظ و بقاي عفّت و حياي عمومي وضع شدهاند، كه «حجاب» و پوشش زن از جمله آنهاست. «حجاب»، كه به معناي پوشيدن تمام بدن و زيباييهاي ظاهري زن در برابر مردان بيگانه است، براي پيشگيري و مهار برخي گرايشها و رفتارهاي خودنمايانه و وسوسهانگيز ميباشد. اين در حالي است كه زنان به طور طبيعي دوست دارند در برابر جنس مخالف خودآرايي كنند و زيبايي زنانگي3 خود را به نمايش بگذارند. همانگونه كه بيتوجهي به غريزه خودنمايي و تبرّج براي زن زيانبخش است، خودنمايي و تبرّج بيش از اندازه و خارج از چهارچوبه حجاب نيز زيانبخش خواهد بود و سلامت رواني زن را به مخاطره مياندازد. اين مطلب دقيقا مانند اين است كه بگوييم: غذا خوردن براي سلامتي ضرورت دارد، اما زيادهروي و عدم رعايت قانون غذا خوردن مضر است. در ارضاي نيازهاي رواني نيز بايد جانب اعتدال رعايت شود، زيرا هرگونه زيادهروي در آن موجب از دست رفتن انرژي رواني انسان ميشود و سلامت رواني او را مختل ميسازد. البته تفاوتي كه در ارضاي نيازهاي رواني، مثل نياز به خودنمايي و تبرّج در زن، با نيازهاي جسماني مثل نياز به غذا خوردن وجود دارد اين است كه اينگونه نيازها سيريناپذيرند و اگر انسان در ارضاي آنها حد افراط را در پيش بگيرد، نه تنها نياز او برطرف نميشود، بلكه روز به روز تشنهتر شده، تمام فكر و ذهن او را به خود مشغول ميكند. در ارضاي نياز به خودآرايي و خودنمايي نيز همين مطلب وجود دارد؛ يعني اگر زن در توجه به زيبايي ظاهري و خودآرايي افراط كند، كمكم به حدّي ميرسد كه بيمارگونه به تجمّل و آرايش ميپردازد و هيچگاه احساس ارضا و سيري نميكند. شهيد مطهّري در اينباره مينويسد: «روح بشر فوقالعاده تحريكپذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريكپذيري روح بشر محدود به حد خاصّي است و از آن پس آرام ميگيرد. همانگونه كه بشر ـ اعم از مرد و زن ـ در ناحيه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و تملّك جاه و مقام سير نميشود و اشباع نميگردد، در ناحيه جنسي نيز چنين است. هيچ مردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس سير نميشود. و از طرفي، تقاضاي نامحدود، خواه ناخواه، انجام ناشدني است و هميشه مقرون است به نوعي احساس محروميت، دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود، منجر به اختلالات روحي و بيماريهاي رواني ميگردد».(مرتضي مطهري، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1379، ص434. ) وست كوت (Westkott) در نقد نظريه كارن هورناي (Karen Horney) كه معتقد بود زنان بايد با خارج شدن از خانه و به عهده گرفتن كارهاي متفاوت در مشاغل گوناگون، هويّت خود را بيابند، ميگويد: زنان امروزي ما بين نياز به جلب توجه مردان و دنبال كردن اهداف شخصي خود، گير افتادهاند. به همين دليل، رفتارهاي متضادي از خود نشان ميدهند؛ گاهي اغواگر و پرخاشگر و گاهي مؤدب و گاهي جاهطلب ميشوند. زنان امروز بين كار و عشق، دو پاره شدهاند و در نتيجه، هيچكدام آنها را ارضا نميكند. در كتاب روح زن ميگويد: زن طوري آفريده شده است كه وابسته به يك مرد باشد و فقط براي او طنّازي و عشوهگري كند. به همين دليل، اگر تكيهگاهش را نيابد و به تجمّل و جلوهگري خود ادامه دهد، دوام نخواهد آورد و نابود ميشود، در ادامه، آورده است: «زن همچون بوته نيلوفري است كه طالب چوب خشك يا ديوار لخت و عرياني است تا آن را از گل و سبزه بپوشاند. اگر چنين چوب و ديواري نيابد، خشك و نابود خواهد شد».( جينا لمبروزو، روح زن، ترجمه پري حسام شه رئيس، تهران، دانش، 1369،ن، ص24.) از اينجا فلسفه و حكمت وجوب پوشش و حجاب براي زن در اسلام مشخص ميشود؛ زيرا اين حكم به دليل اينكه نقش اساسي در متعادل كردن غريزه خودنمايي و تبرّج زن دارد، عامل مهمي براي جلوگيري از بخش بزرگي از اضطرابها و دغدغههاي فكري زن محسوب ميشود؛ زيرا آزاد بودن زن در خودآرايي و به نمايش گذاردن جلوههاي زنانه در جامعه، موجب افراط در تجمّل و توجه به زيباييهاي ظاهري ميشود، كه اين توجه افراطي ميتواند سبب بروز اختلالهاي رواني در زن شود. توضيح مطلب اين است كه وقتي زن مكشوف و آرايش كرده در بين مردان ظاهر ميشود، طبعا عدهاي خوششان ميآيد و او را مورد تحسين و تكريم (ظاهري) قرار ميدهند. به همين دليل، دايم سعي ميكند وضع ظاهري خود را طوري قرار دهد كه بيشتر موردپسند آنها واقع شود. معمولا اينگونه زنان و دختران براي اينكه زيباتر شوند، هر روز وقت زيادي را صرف آرايش و تقليد از مدهاي جديد مينمايند. اين روند ميتواند ناراحتيهاي رواني زيادي براي آنان ايجاد كند؛ زيرا به دليل اينكه هميشه كارها به دلخواه پيش نميرود، باعث بروز نگرانيهايي براي آنها ميشود. براي مثال، اين تصور كه آيا با صرف اينهمه وقت و هزينه مالي، توانستهاند جلب نظر ديگران بكنند و مورد پسند آنان شوند يا به عكس، مورد تمسخر و تحقير آنانند، ميتواند دايم ذهن آنها را به خود مشغول كند و آنها را به موجوداتي نگران تبديل نمايد. دليل ديگري كه ميتواند به نگراني آنها بيفزايد اين تصور است كه هر لحظه ممكن است رقيبي زيباتر از راه برسد و شكار آنها را بربايد. و سرانجام، دليل ديگري كه باعث ناراحتي و استرس براي آنها ميشود اين است كه ميبينند به مرور زمان، از زيباييهايشان كاسته ميشود و زنان جوانتر و زيباتر جاي آنها را ميگيرند و نقش آنها را در ربودن دلها كمتر ميكنند. گرچه آنها براي اينكه در اين رقابت، ضعف خود را جبران كنند، دست به كارهاي گوناگوني ميزنند: تنوّعطلبي بيشتر در لباس و آرايش و افراط در جلوهگري و خودآرايي؛ ولي نتيجه چنداني برايشان ندارد. وقتي زن در اثر آزادي در خودآرايي و جلوهگري به چنين احساسي رسيد، به زودي متوجه ميشود كه در اين رقابت، ديگر توان مقابله با زنان زيبا و جوان را ندارد، بخصوص وقتي پا به سن ميگذارد اين احساس تلخ در او بيشتر ميشود؛ زيرا مشاهده ميكند همان مرداني كه چندي پيش خريدار نازها و كرشمههاي او بودند، ديگر حاضر نيستند با او مراوده داشته باشند و بهاي چنداني به او نميدهند. اينجاست كه دچار افسردگي و اضطراب ميشود و حتي گاه ديده شده است كه برخي زنان دست به انتحار ميزنند. كتاب چهره عريان زن عرب مينويسد: «زيبايي، به نمايش برجستگيهاي بدن و آرايشي كه اضطراب دروني و فقدان اعتماد به نفس را پنهان ميكند، نيست، بلكه پيش از هر چيز مديون قدرت تفكر، سلامت جسم و كمال نفس است. چه بسيار دختراني كه به سبب شوق دستيابي به نشانههاي مقبول زيبايي و زنانگي، به اختلالات رواني و اضطرابات گوناگون دچار گرديدهاند. گمان و تصور يك دختر اين است كه زندگي و آيندهاش به اندازه بيني و يا خميدگي مژههايش بستگي دارد تا آنجا كه حتي يك ميليمتر كوتاهي طول مژه نيز ميتواند به مسئلهاي جدّي و بحراني واقعي در زندگي او تبديل شود».(نوال السعداوي، چهره عريان زن عرب، ترجمه حميد فروتن و رحيم مرادي، 1359، ص167.) آنچه اين مشكل را حادتر ميكند اين است كه زنان بدحجاب خيلي زودتر از زنان ديگر زيبايي خود را از دست ميدهند؛ زيرا در پزشكي اثباب شده است كه برهنگي اعضاي زن در محيط گرم يا سرد، سبب به هم خوردن تعادل چربيهاي زير پوست شده، لطافت و ظرافت و صافي عضلات را مبدّل به ناهمواري و مردانه شدن آنها ميكند. علاوه بر اين، وقتي زن تمام زيباييهاي خود را در معرض تماشاي عموم قرار داد، ديگر چيزي براي جلب نظر ندارد. بنابراين، بدحجابي، هم از جهت جسمي و هم از جهت رواني، از زيبايي زن ميكاهد و اين خود عاملي در تشديد سرخوردگي و ناراحتي زن ميباشد. اما به عكس، رعايت حجاب سبب افزايش زيبايي زن ميشود. در روايتي، امام علي(عليهالسلام) ميفرمايد: «عفّت و حجاب سبب افزايش و رشد زيبايي ميشود.»(«زَكاةُ الْجَمالِ اَلْعِفافُ.»؛ ميرزا حسين نوري، مستدركالوسايل، بيروت، موسسة آلالبيت لاحياء التراث، ج7، ص46.) و نيز در روايتي ديگر ميفرمايد: «پوشش و حجاب براي حال زن بهتر است و سبب دوام زيبايي او ميشود.»( «صِيانَةُ الْمَرْأَةِ اَنْعَمُ [لِحالِها وَ اَدْوَمُ] لِجَمالِها.»؛ همان، ج 14، ص 255. ) |
|||
|
|
۲۱:۴۹, ۱۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با سلام.ممنون از تاپیک خوبتون
یه سوالی بود که با توجه به صحبت معلم زبان فارسیمون چند وقتیه تو ذهنمه.که آیا آرایش ملایم زن جلوی نال محرم هم مشکل داره؟ |
|||
|
|
۲۳:۲۳, ۱۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم دلیل عرفانی بسیار زیبا در مورد حجاب از استاد صمدیکل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت يک شکل و يک بافت و صورتي در بيايد، قهراً به بافت انسان در مي آيد . همانطور که قوه خيال، حقايق آنسويي را مطابق با مناسباتي که بينشان است، با اشکال اين سويي براي انسان پياده مي کند، قوه خيال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبيعت به صورت انسان شکل مي دهد و چون عصمت بيشتر با اسم شريف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل مي دهد، نه صورت مرد . چون مرد بيشتر با اسم ( الظاهر) و زن بيشتر با اسم شريف (الباطن) در ارتباط است . لذا همان مقام اسم شريف (الباطن ) آمده در شريعت و براي زن به صورت حجاب مطرح شده است اين حجاب در حقيقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: ((از پشت هفت هزار حجاب داريد من را مي بينيد ))اگر عدد را بالاتر ببرد باز هم حق است . نه اين که دين اگر به زن مي گويد(( تو حجاب را نگه داشته باش )) اين العياذ بالله جسارت به زن است اين در حقيقت يک احترامي به زن است . به او مي گويد (چون تو مطابق اسم شريف ((الباطن )) الهي پياده شده اي، ما نمي خواهيم که تو در معرض ديد هر کسي قرار بگيري، لذا محجوب باش. بگذار اگر ديگران مي خواهند تو را ببينند از پشت حجابها ببينند)) اين حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اينکه براي خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنيد نمي توانيد حقيقت غيبيه ذات مرا ببينيد، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنيد و حجابها را خرق کنيد و پاره کنيد باز هم همچنان مرا در پشت حجاب بايد ببينيد. هرگز من کشف تام نمي کنم، حتي در قرآن هم کشف تام ذاتي نکرد. قر آن هم اگر چه خدا را به ما معرفي کرد، اما يا با الفاظ يا با معاني يا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معاني و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفي کرد و الا حق آنطوري که حق است، براي خلق جلوه نمي کند، که اگر بخواهد بکند لازمه جلوه گري حق براي خلق بساط خلق را جمع کردن است . زن تا موقعي که در حجاب است، حق است؛ موقعي که از حجاب در آمده است وجهه ي خلقي پيدا مي کند. وقتي وجهه ي خلقي پيدا کرد، ديگر تواناييش شکسته مي شود . اين است که حجاب براي زن يک احترام است که زن بيشتر شبيه به خداوند شود. و اگر مي خواهند ((عصمت اعظم )) را به صورت شکل زني در بياورد، ظاهراً به بهترين شکل در مي آورد که بهتر و زيباتر از اين چهره در نظام هستي پيدا نمي شود . لذا مشابه چهره جناب صديقه طاهره در عالم هرگز زني پيدا نمي شود، چه اينکه مشابه چهره پيغمبر و اميرالمومنين هرگز در عالم پيدا نمي شود . حال که اين عصمت کبراي الهي را در حضرت صديقه طاهره تجلي کرده است او آنچنان در حجاب قرار مي گيرد که فقط امير المومنين لياقت ديدار همچنين جمالي را خواهد داشت . که به او گفتنند (زهراي عزيز اگر علي ابن ابيطالب نبود براي تو هرگز در عالم کفوي پيدا نمي شد )) چون زن وشوهر بايد کفو هم ديگر باشند. لازم به ذکر است که مراد از حجاب، حجاب اسلامی و قرآنی یعنی چادر است |
|||
|
|
۹:۵۲, ۱۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۰/آبان/۹۱ ۲۱:۴۹)فدايي ولايت نوشته است: با سلام.ممنون از تاپیک خوبتون یه سوالی بود که با توجه به صحبت معلم زبان فارسیمون چند وقتیه تو ذهنمه.که آیا آرایش ملایم زن جلوی نامحرم هم مشکل داره؟ با سلام آرایش گردى صورت و دستها تا مچ در صورتى که بسیار خفیف باشد و منشأ مفسده اى نگردد اشکالى ندارد، ولى از آرایش هاى تند یا مفسده انگیز باید پرهیز کرد. اما منظور از آرایش ملایم اینست که باعث جلب توجه سایر افراد نگردد و در صورتیکه حتی شخص احساس کند آرایش نگاه دیگران را به او کمی جلب کرده صحیح نیست و باید پاک شود. درحالیکه در همه جا تأکيد شده است که منظور از آرايش ملايم و خفيف در حدي است که جلب توجه افراد را نکند و منشا مفسده اي نشود.در نتيجه نبايد گفت اين رژ لب و ريمل و سايه اي که ایشان مي زنند در مقابل آرايش ديگران چيزي نيست...، بلکه معيار آن تقريباً آرايش بسيار ناچيزي است که افراد عادي متوجه آن نمي شوند و موجب جلب توجه نامحرمان به زيبايي چهره نمي شود. در مجموع بايد خدمت بانوان محترم عرضه داشت که اگر اهل تقوا و رعايت حلال و حرام الهي هستيد و از روايات شديد و خطرناکي که در مورد عذاب زناني که خود را براي نامحرمان آرايش مي کنند مي ترسيد، براي خود فتوا صادر نکنيد و به اين استنباط ها و تحليل هاي افراد بي سواد هم توجهي نکنيد. بلکه رساله مرجع خود را باز کنيد و مو به مو بر اساس آن عمل کنيد و از هر نوع افراط و تفريط بپرهيزيد و اگر مرجع شما آرايش کم و خفيف را هم جايز نمي داند، تسليم و مطيع باشيد و نظرات مراجع ديگر را با آن نسنجيد و در عالم زنانه خود، مردانه هم نوا با خواجه شيراز شويد که: فعل خود و رأي خود در عالم رندي نيست. فعل آن چه تو انديشي، حکم آن چه تو فرمايي |
|||
|
|
۹:۰۶, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۰/آبان/۹۱ ۲۱:۴۹)فدايي ولايت نوشته است: با سلام.ممنون از تاپیک خوبتون سلام حجاب یعنی زن از کمترین تعرض مرد (که همون نگاهه) مصون باشه. پس معنای حجاب اعم از پوشش هست. هر مساله ای که باعث جلب نگاه نامحرم بشه ضد حجابه. آیا هدف از ارایش چیزی جز بهتر و زیباتر "دیده شدن"هست؟ اگر قصد فقط زیباییه چرا در برابر نامحرم؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرایی افراط زنان در آرایش | sarallah | 11 | 6,712 |
۱۷/آبان/۹۱ ۱۴:۰۲ آخرین ارسال: farzad313 |
|









