|
کتابی در باره رزق
|
|
۱۴:۲۱, ۳۱/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۱ ۱۴:۲۴ توسط rezakarimi.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بررسی کتاب جایگاه رزق انسان در هستی نوشته اصغر طاهرزاده
[b] این کتاب مجموعه ای از روایت های زیبا و خواندنی در باب رزق است و من کمتر کتابی را به جامعیت (از جنبه روایی) این کتاب دیده ام. سخن اصلی در باب «جایگاه رزق انسان در هستی» این است: امروزه اكثر مردم نسبت به تأمين رزق در توهّم شديدي بهسر ميبرند اما معصومین پیام دیگری برای ما داده اند: رزق، دو رزق است: رزقي كه تو به دنبال آن هستي و رزقي كه آن به دنبال تو است، كه رزقِ نوع دوم طوري است كه اگر هم به سوي آن نروي، به سوي تو ميآيد. غم فردا را نباید امروز بخوریم. هر کس به روزی اش می رسد و آن رزقي هم كه به صورت حرام مصرف كردهاي چيزي جز رزق تو نبوده است مگر اينكه آن را به صورت حرام بهدست آوردي و مصرف نمودي . حکمت تضمین روزی این است که بندگان بندگی کنند. خداوندي كه ميفرمايد شما را براي بندگي آفريدم و اگر گرفتار رزق شويم از بندگي باز ميمانيم، پس حتماً دنيايش را طوري نيافريده است كه ما گرفتار رزق شويم(ص78) به گفته طاهرزاده امام معصوم، عالِم به قواعد عالَم هستي و سخنش هماهنگ با عقل روحاني انسانهاست پس باید به سخنش اعتماد کنیم. اوست که گفته غم فردا را نخور و راضی به رزق الهی باش. مقدّرات حكيمانه، بستر تعالي انسانهاست. روزی مثل مرگ مقدراتی هستند که خواه ناخواه به سراغ ما می آیند و هيچكس نميتواند رزقي كه خداوند براي ما مقرّر فرموده است، از دست ما بربايد. در این وضعیت تضمین روزی است که بیهودگی غم و حرص و زشتيِ التماس فقيران و تكبّر ثروتمندان به اثبات می رسد. ![]() از نظر استاد طاهرزاده زندگی اقوم (در سوره اسراء آيه 9) به معنی زندگی با تعادل توحیدی است. قرآن زندگی اقوم را به ما نشان داده است و یکی از راه های تعادل این آیه است: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» (سوره اسراء، آيه29) يعني دست خود را آنچنان به گردنت قفل نكن كه هيچ بخششي از تو صادر نشود، و آنچنان هم در بخشش افراط نكن كه دچار فقر كامل شوي. این آیه معنای میانه روی است. تفسیر این آیه در کتاب با توجه به ادامه آیه (إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ ) این است: رزق هركس مقدّر شده است، حالا اگر بر ما تنگ گرفتند، الحمدلله، و اگر وسعت دادند، باز هم الحمدلله.(ص143). اینجاست که می توان گفت مبحث «میانه روی» مکمل مبحث «رضایت به رزق الهی» است. بنده باید بداند وظیفه اش بندگی است و روزی اش تضمین شده و باید به این تقدیر تسلیم باشد و معنای تسلیم نه تنبلی بلکه میانه روی است. نکته 1: لحن گفتاری کتاب کتاب اگر در حالت نوشتاری ویرایش می شد حجم آن کمتر می شد چون مطالب در حین گفتار به صورت طبیعی تکرار می شوند و اقتضای لحن کتاب هم این بوده که مطالب مفصل و همراه با حکایات و اشعار بیان شوند. گفتاری بودن لحن کتاب در مقدمه ناشر به خوبی تبیین شده است. كتاب- بايد علاوه بر آنكه جنبة اطلاعرساني داشته باشد، جنبة حضوري و بازيگرانة مخاطب خود را نيز حفظ كند. این نکته ویژگی بسیار مهم لحن گفتاری و ممیزه آن با لحن نوشتاری است که خود فرصتی مناسب می طلبد تا به عنوان یک موضوع مفصلا بررسی شود. نکته 2: جایگاه تلاش انسان برای روزی در این کتاب محور مباحث، تسلیم به مقدرات شدن است در اینجا سوالی به ذهن می رسد: جایگاه تلاش برای کسب روزی کجاست؟ پاسخ به این سوال در کتاب جداگانه و واضح و مفصل داده نشده است.ولی اشارات در این موضوع کم نیستند. در جایی روایتی نقل می شود که « قَدْ تَكَفَّلَ لَكُمْ بِالرِّزْقِ وَ اُمِرْتُمْ بِالْعَمَلِ»؛ ولی طاهرزاده عمل را به معنی عبادت برای آخرت تفسیر می کند: كاري به عهدة خود گرفته و كاري را به عهدة شما گذاشته، آنچه خود به عهده گرفته، تأمين رزق شماست و آنچه به عهدة شما گذارده، آباداني قيامتتان است (ص66). در جایی دیگر از کتاب صریحا به موضوع طلب روزی اشاره می شود: حضرت سيدالشهداء ميخواهند جواب اين سؤال را بدهند كه ممكن است انسان بپرسد اگر رزق مقسوم است پس تلاش براي چه؟ حضرت ضمن آنكه ابتدا توصيه به تعادل در طلب رزق ميكنند، سپس ميفرمايند: «فَإنَّ ابْتِغاءَ الرِّزْقِ مِنَ السُّنَّةِ» يعني؛ در طلب رزق بودن، سنت و روش پيامبران و اولياء الهي است. پس اگر ميخواهي تحرك و تلاشي همانند آنها داشته باشي، بايد از طلب رزق به نحوي كه گوشزد شد باز نماني تا در عالَم پيامبران خدا وارد شوي» (ص182). هنوز به نظر می رسد طلب رزق توضیح بیشتری می خواهد. گاهی با ذکر روایت به صورت تلویحی پاسخی به این سوال داده شده است. مانند روایت امیرالمومنین که «چه بسيار افراد ميانهروي كه تقديرهاي الهي به كمكشان ميآيد.» (كافي، ج 5، ص 81) و نیز مانند روایت امام صادق علیه السلام (كافي، ج 5، ص 81.)در بخش «تحرکی با نشاط» : «بايد تلاش تو براي زندگي، فوق انسانِ اِهمال كار و دونِ انسانِ حريصِ راضي به دنيا و اميدوار به دنيا باشد، از آن حرص، نفس خود را در حدّ انسان معتدلِ غير حريص پايينتر بياور، و نيز برتر بدار نفس خود را از كسي كه در طلب رزق سستي ميكند.» . این دو روایت ( که از فروع کافی - کتاب المعیشه یعنی بخش فقهی کافی کلینی- نقل می شوند و طبیعی است که کمتر از اصول کافی مورد مطالعه عمومی قرار بگیرند) می توانند مقدمه توضیح نقش اختیار انسان در طلب روزی باشند که درکتاب با سرعت از آنها گذر می شود (و حداقل کلمات تصریحی در موضوع ندارند). طاهرزاده در شرح این جنبه روایت به اجمال می گوید: در آن حدّ كه بتواني نياز حقيقيات را به دست آوري تلاش كن، كه در اين حدّ، در عرصة طلب رزق وارد شدن، براي امتحان دادن، كافي است.» (ص190). گویا کتاب شرح این مسئله را بر عهده خواننده گذاشته و باز بحث را به رضایت به روزی الهی منتقل می کند.
|
|||
|
|
۱:۱۳, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام دوست عزیز واقعا تو این چند روز خیلی دنبال چنین کتابی میگشتم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Rezgh.jpg]](http://almizan.lobolmizan.ir/ketab/image2/Rezgh.jpg)


