کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اسم اعظم در اسلام$
۱۶:۵۳, ۸/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۲۴ توسط fatemehsadat.)
شماره ارسال: #1
آواتار
همگی تا بحال درباره اسم اعظم خدا چیزهایی شنیدهایم. گاه آرزو کرده ایم وای کاش گفته ایم که چه می شد ما هم به این اسم اکسیری دست می یافتیم تا به آرزوهای نایاب و محال خویش دست می یافتیم. اما اندکی بعد به ذهنمان خطور می کرد که دست ما کوتاه و خرما برنخیل!اما این دریغ و افسوس سرایی ها خیلی در منطق اسلام جایی ندارد.اگر تلاش کنی به حقیقت اسم شریف اعظم در جوانی هم دست خواهی یافت . این نوشتار که بر گرفته از قلم رانسنگ مرحوم علامه طباطبایی است ،برآن است تا پرده از اسم اعظم الهی برگرفته و راز دستیابی به آن را بیاموزد.اسمای الهی و مخصوصاً اسم اعظم گرچه در جهان موثرند و اسباب برای نزول فیض و رحمت های الهی می‏باشند ولی تاثیر اولاً و بالذات از ذات حق تعالی در این عالم است که از فلان زبان دال بر آن حقایق و یا تاثیر به معنای مفهوم متصور در اذهان باشد.
1) اسم اعظم حقیقت و یا حقایقی در عالم تکوین است.2) انسان با اتصال با آن می تواند موثر شود. 3) راه اتصال به حقیقت اسم اعظم ،انقطاع از خود می‏باشد. 4) ولی و یا نبی علیه‏السلام می‏تواند مظهر آن اسم شود.5) اسمای جزئیه مطابق حالات و خواسته‏های نیایشگر با هم تفاوت دارند،
ای طـالب اسم اعـظم، ایـن نام بـگـشـا در این طلـسـم مـحکم مـفـتـاح جهـان گـشا به دست آر مـعـنـی صریـح و اسم مـبـهـم بینی که همه به تو مضاف است بینی که تویی خود اسم اعظم در جـام جـهــان نـمــای بــاقـــی می‌بـیـن رخ جـان فزای ساقی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، mhvvhm
۲۳:۱۹, ۸/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


اسم اعظم یک لفظ نیست

یک حقیقت است

ببینید دوستان
مبانی اعتقادی ما می لنگد
بدون پی ریزی مبانی اعتقادی درست دانستن اینها چندان دردی را از ما دوا نمیکند

برای چندین و چندمین بار در تالار این نکته ی بسیار مهم را مشخص میکنم
هر گاه با یک شخص یا یک متن یا هرچیزی که تصور میکنید برای شما میتواند مفید باشد مواجه شدید
اگه تونست این 5 ویژگی رو در شما ایجاد کنه به درد شما میخوره
اگه نه فعلاً به درد شما نمیخوره و به قول استاد بازیگوشی هست
چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید
اما ملاک 5 گانه برای تشخیص مفید بودن یک چیز برای ما
1- میل شما را به ترک معصیت رشد بدهد
2- میل شما را به اطاعت و بندگی خدا رشد دهد
3- محبت شما را نسبت به خدا و دوستان خدا (اهل بیت) رشد دهد
4- بغض و نفرت شما را نسبت به دشمنان خدا و دشمنان دوستان خدا (اهل بیت) رشد دهد.
5- دنیا را در نزد شما کوچک کند و آخرت و خداوند را در نظر شما عظیم و ارزشمند کند

یا علی
حق نگهدار همه ی شما
هدف از بندگی خدا هم انجام خوارق عادت نیست
مقامات و مکاشفات هم نیست
طی الارض و دخل و تصرف در عالم تکوین هم نیست
دیدن سر و باطن افراد هم نیست

هدف از بندگی خدا چیز دیگری است دوستان
امر کُن (موجود شوی) خداوند به اذن الله در اختیار اهل بیت بوده است


وجود نازنین خود رسول اکرم که اول ما خلق الله هست خود اسم اعظم خداست
اما خوب ما مسائلی بسیار مهمتر را باید قبلش بدانیم

ما یک مقاله ی دوره ی دکترای تخصصی را در کلاس دوم راهنمایی متوجه میشویم؟
برخی جملاتش ممکن است بفهمیم تازه آنهم مشخص نیست که آیا برداشت شخصی ما هست یا واقعاً منظور تنظیم کننده ی مقاله بوده است
خود حضرت امام نهی میکردند برخی اطرافیانشان را که به سراغ خواندن سرالصلاة بروند
هر چیزی قدم به قدم و پله پله
اگر طالب شناخت معارف عمیق و ناب عرفان شیعی هستید
پیشنهاد میکنم این دو کتاب بسیار ارزشمند را مطالعه فرماید:

کتابی فوق العاده ارزشمند برای طالبان سلوک الی الله

و


معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی





یا علی

خدانگهدارتان
ما گفتیم
صلاح مملکت خویش خسروان دانند

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، boghz ، Agha sayyed ، وحید110 ، میلاد.م ، یاســین ، revenger ، saloomeh ، سدرة المنتهی ، أین المنتظر ، fatemehsadat
۲۳:۳۹, ۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
دختر عموی بزرگوارم ، فاطمه خانوم؛
این حقیر با سخنان برادر خوبم علی آقا کاملا موافقم . چند نکته اضافه تر:
به مطالبی که در سایتهایی بمانند ویکیپیدیا درج شده خیلی اطمینانی نیست . پس تا حصول اطمینان کامل از صحت و سقم مطالب آنرا درج نفرمایید.
مطلب را بصورت خلاصه نوشته اید و پینوشته ها بیشتر از مطلب است که این خود میرساند که گویا شما مطلب را خود مطالعه نفرموده اید.
در همان خط اول آورده اید که
"اولیاء الهی به وسیله آن دست به تصرفات غیرطبیعی و خلاف عادت می‌زنند و به حاجات می‌رسند"
این حقیر تا به حال از هیچیک از بزرگواران ، چه در زمان و عصر حاضر و چه از قدما و متقدمین چنین چیزی نه خوانده ام و نه شنیده ام .لطفا بدون مستندات مکفی اینگونه عبارات را قرار ندهید.
با سپاس

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، mhvvhm ، وحید110 ، fatemehsadat
۱:۳۶, ۹/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
در مورد اسم اعظم آسف ابن برخیا من شنیدم که (اگر اشتباه نکنم) گونه ای توسل به اهل بیت علیهم السلام بوده.
در کل اسم اعظم رو من چند مورد یافتم ، یکی جا شنیدم (یا خواندم) که تمام اسماء خداوند متعال اعظم هستند ، و این استفاده کننده از اسم است که باعث قدرت دادن به آن می شود.
از بعضی ها هم مصداقی برای اسم اعظم شنیدم "یا من ......" (دقیقش یادم رفته).
بعضی ها هم می گن این اسم مخفی هست و در اختیار عوام قرار نمی گیرد (یک داستان که نمی دونم درسته یا نه می گه که شخصی این اسم رو تقاضا کرد ، استادش گفت جنبه این اسم رو نداری ، قبول نکرد ، به او مسئولیتی رو محول کرد ، فرد بنا بر اون ماموریت به دروازه شهر رفت ، شخصی رو دید که به وسیله عمال حکومتی به او ظلم می شد ، بر گشت و به استاد خود گفت اگر اسم اعظم را به من می گفتی او را نجات می دادم ، استادش گفت که آن شخص (مظلوم) همان کسی است که اسم اعظم را به من یاد داده بود و تو جنبه استفاده آن را نداری.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fatemehsadat
۲:۳۱, ۹/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #5

به نظر بنده اسم اعظم خدا یه اسم بسیار رایج خدا شاید مٍثل الله باشه مهم اون شخصی که اینو بر زبان میاره هری پاتر که نیست طرف بگه اکسپندزیاموس جسم از زمین بلند شه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fatemehsadat
۲:۲۸, ۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۱ ۲:۳۳ توسط revenger.)
شماره ارسال: #6

اسم اعظم چیست؟

پاسخ به این سؤالات، با عنایت به مباحث ذیل میسر است:

اولا: اسماء الهی کلماتی هستند که با نظر به یکی از صفات الهی، به ذات پروردگار اشاره دارند. برای نمونه لفظ شافی با توجه به صفت “ شفادهنده” به ذات خداوند اشاره می کند.

اسماء الهی واسطه بین ما و خدا هستند و ما در هر موردی خداوند را با اسم مناسب آن مورد می خوانیم. مثلا هرگاه درخواست بخشایش گناهان خود را داشته باشیم، خداوندرا با لفظ “ یا غفور” می خوانیم و برای درخواست بهبود یک بیمار، لفظ “ یا شافی” رابکار می بریم، زیرا هر کدام از اسماء الهی اثر ویژه خود را دارند.

برخی اسماء معنی عامی دارند و به جای چند اسم دیگر می توان آن ها را به کار برد، مثل لفظ علیم که اعم از سمیع و بصیر و شهید است؛ به همین دلیل شکل اسماء از نظروسعت و ضیق معنا، در هم تداخل می کنند تا جایی که به اسمی منتهی شوند که دیگر اسمی مافوق آن نباشد و به آن اسم اعظم یا اسم الله الاکبر گفته می شود.
(البته اسم الله الاکبر به معنای دیگری هم به کار رفته است) و چون یک اسم هر چه وسیع تر باشد، آثار و برکات آن هم بیشتر خواهد بود،اسم اعظم دارای وسیع ترین محدوده اثر و برکت است، به گونه ای که هر امر و اثری را در عالم شامل خواهد شد.


ثانیا: در احادیث اسلامی وارد شده که هرکس خدا رابه آن اسم اعظمش بخواند دعای او مستجاب می‏ شود.

و باز وارد شده است که اسم اعظم الهی، از اسرار می ‏باشد، و دانستن آن کلید گشایش بسیاری از مشکلات است، و به همین دلیل جزپیامبران و امامان (علیه السلام) کمتر کسی بدان دست‏ خواهد یافت.

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: به عیسی بن مریم (علیه السلام) دوحرف آن عطا شده بود،موسی (علیه السلام) چهار حرف، ابراهیم(علیه السلام) هشت ‏حرف، نوح (علیه السلام)پانزده حرف، آدم (علیه السلام) بیست و پنج‏ حرف و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هفتاد و دو حرف را می ‏دانست ،و یک حرف، از آن حضرت هم مخفی بود[1].

در روایت دیگری[2]می ‏خوانیم: اسم اعظم خداوند متعال هفتاد و سه حرف است، و«آصف بن برخیا» فرزند خواهر سلیمان (علیه السلام) یک حرف آن را می ‏دانست، که توانست بدان تکلم کند و زمین را مهار سازد و تخت ‏بلقیس را با یک چشم به هم زدن،نزد سلیمان (علیه السلام) بیاورد و زمین به حالت اول برگردد[3].

در روایت دیگری آمده: به حضرت عیسی (علیه السلام) دو حرف از "اسم اعظم‏" عطا شده بود، که به بیان قرآن می توانست: به اذن خداوند کور مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی را شفادهد و نیز مردگان را زنده گرداند[4].

در روایت دیگری می‏ خوانیم: عمر بن حنظله، به امام باقر(علیه السلام) گفت: ای مولای من!منگمان می‏کنم نزد تو مقام و منزلتی دارم.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: آری، همینطور است.

عمر بن ‏حنظله گفت: حال که چنین است، من از تو درخواستی دارم.

امام فرمود: درخواست تو چیست؟

عمر گفت: می‏ خواهم"اسم اعظم خداوند" را به من بیاموزی!

امام باقر(علیه السلام) فرمود: آیا طاقت فهم و درک آن را داری؟!

عمر گفت: آری.

امام (علیه السلام) فرمود: داخل اتاق شو.

وقتی «عمر» داخل اتاق شد، امام باقر(علیه السلام) دست ‏خود را روی زمین گذاشت، اما بدون فاصله اتاق تاریک شد، به طوری که از ترس، ناله و فریاد «عمر» بلند گردید!

امام باقر(علیه السلام) فرمود: چه می‏ گویی؟ آیا"اسم اعظم‏" را به تو بیاموزم؟

عمر گفت: نه، آنگاه امام(علیه السلام) دست‏ خود را از روی زمین بر داشت و فضای اتاق به ‏روشنایی و حالت اول بر گشت.[5]

در روایاتی هم می‏ خوانیم: افرادی به حضور حضرت امام حسین(علیه السلام) رسیدند وتقاضای آموختن"اسم اعظم الهی‏" را کردند، و چون از تلقی آن ناتوان ماندند،ازاین تقاضا منصرف شدند.[6]

و امام صادق(علیه السلام) فرموده است: ان سلمان، علم الاسم الاعظم .[vii] و لذا به اسرار غیبی و وقایع پشت پرده دانا بوده و گاهی آنها را بیان می کرده است.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود در ذیل آیه «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ»[7]می گوید: پدرم از حسین بن خالد از ابی الحسن امام رضا (علیه السلام ) برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: بلعم باعورا دارای اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا می کرد و خداوند دعایش را اجابت می کرد،
در آخر به طرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد،
این ببود تا آن روزی که فرعون برای دستگیر کردن موسی و یارانش در طلب ایشان می گشت ، عبورش به بلعم افتاد، گفت : از خدا بخواه موسی و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوی موسی برود، الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان ، خداوند قفل از زبان الاغ بر داشت و به زبان آمد و گفت :
وای بر تو برای چه مرا می زنی ؟ آیا می خواهی با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمی با ایمان نفرین کنی ؟ بلعم این را که شنید آن قدر آن حیوان را زد تا کشت ، و همان جا اسم اعظم از زبانش بر داشته شد، و قرآن درباره اش فرموده :
«فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ،وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی اْلأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثَْ»[8].

البته ما عقیده داریم که ازعطایا و کراماتی که خداوند تبارک و تعالی به ائمّه اطهار علیهم السلامارزانی فرموده است،"اسم اعظم"استو این از ویژگی های آنهاست.

1-امام باقر علیه السلاممی فرماید:اسم اعظم خداوند، هفتاد وسه حرف است. آصف بن برخیا فقط یکی از آن حروف را می دانست که توانست زمین را درهم نوردد و قبل از یک چشم برهم زدن، تخت بلقیس را از سرزمین سبا در نزد سلیمان حاضر سازد و ما ائمّه معصومین - هفتاد و دو حرف از آنرا می دانیم و یک حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده که نزد او مستور است ولاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم[9].

2-امام صادق علیه السلام فرمود: به حضرت عیسی علیه السلام دو حرف از حرف های اسم اعظم داده شده که به وسیله آن معجزات خود را ظاهر می کرد و به حضرت موسی بن عمران علیه السلام چهار حرف و به حضرت ابراهیم علیه السلام هشت حرف و به حضرت نوح علیه السلام پانزده حرف و به حضرت آدم علیه السلام بیست و پنج حرف داده شد
و خداوند تمام حرف ها را برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت او جمع فرمود واسم اعظم هفتاد و سه حرف است که به رسول الله هفتاد و دو حرف آن داده شده و یک حرف در پرده است.[10]

3-امام صادق علیه السلام فرمود: چگونه مردم، فرمایش امیرالمومنین علیه السلام را انکار می کنند که فرمود: «من اگر بخواهم با همین پایم به سینه معاویه که درشام است می زنم و او را از تختش سر نگون می نمایم» در حالی که عمل آصف بن برخیا را که تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان علیه السلام آورد، انکار نمی کنند؟! آیا پیامبر ما افضل تمام پیامبران نیست؟ آیا وصی او بر ترین اوصیاء نیست؟

پس چرا لااقل امیرالمؤمنین را به قدر آصف نیز باور ندارند؟ خداوند بین ما و بین آنان که حق ما را انکار می کنند و برتری ما را قبول ندارند، قضاوت فرماید.[11]

شخصی به نام علی پسر محمد نوفلی می گوید: از امام هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، هفتاد و سه حرف است و نزد آصف تنها یک حرف بود که وقتی تکلم به آن حرف کرد توانست به تخت و جایگاه بلقیس ملکه سباء دست یابد و آن را در اختیار سلیمان پیامبر خدا قرار دهد و همه این کارها در کمتر از چشم بهم زدنی واقع شود
ولی نزد ما ائمه علیه السلام هفتاد و دو حرف از اسم اعظم خداوند وجود دارد و یک حرف هم نزد خداوند عزوجل است که در علم غیب آن حرف مخصوص خود خداوند متعال است.[13]

نتیجه این که از ائمّه اطهار سلام الله علیهم اجمعین به کرّات و مرّات اعمال خارق العاده ای دیده شده که در بسیاری از آنها نور وجود اسم اعظم خداوند نزد ائمه اطهار مشهود است. البته باید توجه داشت که آنها درمیان خودشان قواعدی دارند که در چه موقع اسم اعظم را به کار گیرند وچه وقت ‏به کار نگیرند.
ائمه علیهم ‏السلام قادر بر انجام امور، از راه غیر طبیعی می باشند و یابه تعبیر دیگر تسلط بر قوانین طبیعی و مافوق طبیعی دارند ولی درعین حال با قوانین عادی و طبیعی و طبق معمول زندگی می‏ کنند. اما می ‏دانند که در چه حالی اسم اعظم را به کار ببرند.

پس بنابر آن چه از روایات به دست می آید، اگر کسی از اسم اعظم خداوند با خبر باشد، ویژگی هایی در او پدید خواهد آمد؛ هر دعایی بکند مستجاب می شود و حتی با اسم اعظم می تواند در جهان طبیعت تصرف کند.

ثالثا: باید توجه داشت که این اسم،از قبیل الفاظ نیست‏ بلکه برای آن، حقیقت و واقعیت دیگری است .

البته در میان مردم مشهور است که خدا اسمی از قبیل الفاظ به نام اسم اعظم دارد که هرگاه به آن اسم خوانده شود، دعا مستجاب می‏ شود; ولی به هنگام مراجعه به اسمای لفظی، چنین اسمی را پیدا نکردند. از این جهت گفته ‏اند این اسم از حروف مجهول برای ما، ترکیب یافته است و اگر ما بر آن دست ‏یابیم، همه چیز را تحت اراده ‏ی خود در می ‏آوریم.

گر چه در برخی از روایات اشاراتی به این نظر هست، چنان که وارد شده است که بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏به اسم اعظم نزدیک‏تر از سفیدی چشم به سیاهی آن است و نیز آمده است که در آیة الکرسی و اول سوره‏ ی آل ‏عمران، حروف اسم اعظم پخش شده است و یا در میان حروف سوره حمد موجود است و امام آن حروف را می‏ شناسد و آنها را ترکیب می‏ کند و دعای او مستجاب می‏ شود.

و هم چنین همان طوری که بیان شد و معروف است؛ آصف بن برخیا ، از اسم اعظم اطلاع داشت وآن را بر زبان آورد و توانست تخت ملکه سبا را در کمتر از یک چشم به هم زدن، نزد سلیمان بیاورد و اسم اعظم دارای هفتاد و سه حرف است، خدا هفتاد و دوحرف آن را به پیامبران آموخته، ولی یکی را برای خود برگزیده است.

ولی بحث های حقیقی از علت و معلول و خواص آن، این نظر را رد می‏ کند، زیرا در جهان هر پدیده‏ای برای خود علت ویژه ‏ای دارد و ضعف و قوت معلول بستگی به کیفیت علت از نظر قوه و ضعف دارد; هرگاه اسم اعظم از قبیل الفاظ باشد، سرانجام از دو حالت‏ بیرون نیست،
اگر تلفظ شود از مقوله کیف مسموع و اگر تصور نشود از مقوله امور ذهنی خواهد بود، و در هر دو صورت چگونه می‏ توان گفت: کیف مسموع و یا صورت خیالی یک شیی‏ء دارای چنین قوه و قدرتی است که در جهان تحولی ایجاد می‏ کند، درحالی که خود اسم اعظم بنابر این فرض، معلول نفس وذهن انسان است.

ﭘس اگر اسمای الهی اعم از اسم وسیع و عام، یا اسم خاص تاثیری در آفرینش دارند، به خاطر واقعیت های آنها است، نه به خاطر الفاظی که از آنها حکایت می‏ کند ونه به خاطر معانی بی اثری که از آنها در ذهن پدید می ‏آید; طبعا باید گفت مؤثر در هرچیز خدا است. از آن نظر که واقعیت این اسماء را دارد، نه لفظ مسموع مؤثر بوده و نه مفاهیم محض.

از طرف دیگر خدا نوید می‏ دهد که من دعای دعوت‏ کنندگان را اجابت می ‏کنم و می‏ فرماید: «...اجیب دعوة الداع اذا دعان...[14]»، ولی مقصود آیه هر نوع دعا نیست، ولو دعایی که هنوز از اسباب طبیعی منقطع نشده و توجه کامل به خدا تحقق نیافته است، بلکه ناظر به کسی است که از هر سببی چشم بپوشد و فقط به پروردگار خود توجه کند;
در این صورت با حقیقت اسمی که با در خواست او کاملا مناسب است، ارتباط پیدا می‏ کند و واقعیت، اثر خود را می‏ گذارد و دعای او مستجاب می‏ شود و این است معنی خواندن با اسم، و لذا هرگاه انسان با اسمی که ارتباط برقرار کرده، اسم اعظم باشد، همه چیز ازاو اطاعت می‏ کند و دعای او مستجاب می‏ شود.

این که می‏ گویند خدا اسم اعظم را به برخی از پیامبران آموزش داده، مقصود این استکه راه انقطاع از غیر خدا و توجه به خدا را به روی آنان باز کرده که در همه جا با واقعیت این اسم، ارتباط برقرار می‏ کنند و دعای آنان مستجاب می‏ شود.[15] و روایات دیگر را هم باید چنین تفسیر کرد و اسمای لفظی و صور ذهنی را، اسم اسم نامید.

پس خواص تاثیرات اسماء الهی و به ویژهاسم اعظم، مربوط به حقایق آنهاست و نه لفظ آنها و یا معنای ذهنی آن ها، و تخلق شخص گوینده به صفات الهی و متصل شدن او به حقیقت اسمای الهی خداوند است که زمینه استجابت دعا را فراهم می کند و می تواند علت برخی تصرفات باشد؛
همان گونه که در دعا حقیقت طلب و دل بریدن از دیگران،یکی از علل بهره مندی از فیوضات است و نه لفظ و یا معنای ذهنی دعا. البته کلمات و الفاظ نیز یاد آور حقایق هستند و از این رو مورد احترامند، ولی تاثیر اصلی مربوط به همان حقایق است. پس تا کسی آمادگی درونی و صفای لازم را حاصل ننماید، هرگز به اسم اعظم خداوند دست نخواهد یافت، به خلاف اسم لفظی که ممکن است از هر کسی خارج شود.

رابعا: در عرفان اسلامی، آمده است که از سویی نظام اسمای الهی در واقع توجیه کننده ی خلقت عالم است و عالم همه عرصه ی جلوه نمایی اسماء و صفات حق است و هر یک مظهر اسمی از اسماء الهیه می باشند و از سویی دیگر ازجمله ی اسماء اسم اعظم است و اسم اعظم جامع جمیع صفات حق می باشد ، پس مظهر اسم اعظم باید حائز کمالات مظاهر دیگر باشد و این همان انسان کامل است که از آن به حقیقت محمدیه هم تعبیر می آورند .[16]

نتیجه این که شما با دقت در این چند نکته ای که بیان کرده ایم می توانید به پاسخ هر دو سؤال خود دست یابید. (دقت کنید)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...


"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
پی نوشت ها :
[1]. نفس ‏الرحمن، ص 310; بصائر الدرجات، ص 9 – 228.

[2]. نفس الرحمن، ص 310; بصائر الدرجات، ص 9 - 228 .

[3]. نمل/40

[4]. سوره آل عمران، آیه 49; نفس الرحمن، ص 310 .

[5]. نفس الرحمن، ص 311; بصائر الدرجات، ص 230 .

[6]. نفس الرحمن، ص 311; اثبات الهداة، ج 5، ص 194 .

[7].الاختصاص،ص 8; اختیار معرفة الرجال، ص 11; بحارالانوار، ج 22، ص 341; بهجة الامال، ج 4، ص‏412;الدرجات الرفیعة، ص 210 .

[8]. اعراف/175"و بر آنها بخوان سر گذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ،ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد"

[9]. اعراف/175 و176 " ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد و اگر می خواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش ها) بالا می بردیم (اما اجبار بر خلاف سنت ماست ،پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرائید ،
و از هوای نفس خود پیروی کرد ، مثل او همچون سگ (هار)است که اگر به او حمله کنی ، دهانش را باز فو زبانش را برون می آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری ،باز همین کار را می کند ، (گوئی چنان تشنه دنیا پرستی است که هرگز سیراب نمی شود) این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند ."

[10]. بحارالانوار، ج 27، ص 25

[11]. بحارالانوار، ج 27، ص 25 و26

[‎‎[12. بحارالانوار، ج 27، ص 28‏‎-‎تفسیر نمونه، ج 7ف ص 30‏‎ ‎، جلد 15 صفحه 468-476-دانشنامه رشد، ذیل اسم اعظم

[13]. بحار الانوار، ج 50، ص 176، شماره 55. دانشنامه رشد ، ذیل اسم اعظم

[14]. بقره/186(دعای دعا کننده را ، به هنگامی که مرا می خواند ، پاسخ می گویم. )

[15]. تفسیر ‏ المیزان ج8 / 370و371‏ ‎

[16]. تجلی و ظهور در عرفان نظری ، سعید رحیمیان ص 255-259

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، جویای حقیقت ، fatemehsadat
۸:۱۷, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
داداش اینکه خیلی مسخرست که بگیم اسم اعظم لفظه
خو اگه اینطور باشه که نعوذ بالله هرکی که این لفظ رو بلد باشه میتونه خدا رو مجبور کنه به کاری که خودش میخواد

قضیه مثل عصای حضرت موساست که فقط اون عصا به دست خود حضرت موسی و به اذن خدا اژدها میشد و اگه دست ما باشه هرچیم بزنیم زمین تکون نمیخوره

من فکر میکنم "اسم اعظم" نام یه موهبت الهیه مثل مستجاب الدعوه شدن و داشتن چشم بصیرت که خدا به بعضی از اولیای خودش میده و بستگی به درجه ایمان داره

(اگه 1 درصدهم احتمال بدیم که لفظ باشه هرکسی نمیتونه ازش استفاده کنه و فقط اولیاء الله و کسایی که خدا بهشون اجازه بده میتونن ازش استفاده کنن مثل عصای حضرت موسی و انگشتر حضرت سلیمان علیهما السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fatemehsadat
۱۲:۳۹, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #8

داداش اگه با منی بهت پیشنهاد میکنم تا اخرش بخونی کامل توضیح داده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fatemehsadat
۲۰:۱۷, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
نه عزیزم نظر کلیم رو گفتم
شاید باورت نشه ولی اول پستم رو نوشتم و بعدش پست شما رو خوندم
البته پست شما هم با پست من تناقضی نداره
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fatemehsadat
۲۲:۱۴, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام
شیوخنا مسئلة!
مگر اسمی عظیم تر از الله هم ممکنه وجود داشته باشه؟مگر الله جامع ترین و کامل ترین اسم خدا نیست که تمام اسامی رو شامل می شه؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fatemehsadat
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا