|
شیطان در رسانه های غربی
|
|
۷:۴۸, ۲۴/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۸۹ ۷:۵۰ توسط ANTi666.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- شيطان وجود دارد
اين جمله همانقدر كه صحيح است، مي تواند گمراه كننده نيز باشد. اساسا شيطان كيست و وجود او چگونه است؟ آيا او وجود مطلق دارد يا دستخوش نوعي صيرورت و سنت تاريخي است. اساسا فهم مفاهيم غيبي و ظهورات آنها از جن و فرشته و شيطان گرفته تا معجزات و عذاب ها ممكن نيست مگر آنكه آنها را در بستر ربوبيت حضرت حق بر جريان و حركت تاريخ ببينيم. تأملي اندك بر تحول و تطورات تاريخي روشن مي سازد كه ظهور مفاهيم غيبي از ابتداي تاريخ به صورت كاملا معناداري به مرور كاهش مي يابد كه سير معجزات و عذاب ها روشن ترين وجه آن است. از معجزات حضرت نوح(علیه السلام) و موسي(علیه السلام) كه سيل عالم گير و شكافتن رود نيل و يدنوراني و... است، به شفاي مريضان و نهايتا به يك كتاب (قرآن) به عنوان آخرين معجزه تاريخ انبيا مي رسيم و از سنگ شدن و مسخ شدن انسانها به صورت خوك و ميمون به عصري مي رسيم كه پيامبرش هيچگاه نفرين نمي كند و اگر نفريني هم وجود دارد اثرش خارج از روابط طبيعي عالم شهود نيست. در روايات نيز آمده است كه شياطين تا قبل از بعثت حضرت عيسي تا آسمان هفتم بالا مي رفتند و استراق سمع مي كردند. همين كه آن بزرگوار مبعوث شد، حركت آنها از آسمان چهارم به بالا ممنوع شد و سپس وقتي پيامبر گرامي اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مبعوث شد از همه آسمانها ممنوع گرديدند و هدف تيرهاي شهاب قرار گرفتند (به نقل از ترجمه تفسير الميزان، جلد 1 صفحه 216) اين را اضافه كنيد به حذف جنيان از مراوده و دخالت در امور انسانها بويژه در عصر قرآن باز اضافه كنيد اين را كه بزرگترين گناهان كه بعضاً در مقياس جوامع بزرگ اتفاق مي افتد ولي هيچ كس ظاهرا نه خوك مي شود و نه ميمون و نه سنگ مي شود و نه سنگ از آسمان مي بارد، نه يأجوج و مأجوجي مي آيند نه هاروت و ماروتي فرستاده مي شوند. اينها به معناي حذف عوالم ملكوتي نيست بلكه به معناي سعه صدر در كفر و ايمان است و نشان از مرحله جديدي از تربيت انسان در بستر سنتهاي الهي است كه تقدير انسان را در ابعاد عقلاني و روحاني مي جويد. شايد با همين رويكرد است كه برخي انديشه ورزان شيعي تاريخ را به 3 دوره عين (قبل از بعثت)، عقل (از بعثت تا ظهور) و روح (بعداز ظهور) تقسيم كرده اند. انسان دوره عينيات نيازمند كمك بيشتر و دستگيري بيشتري بوده است و لذا براي هدايت او مفاهيم غيبي اعم از شيطاني و الهي به صورت عيني و شهودي تجلي مي كرده اند. تا به امروز مي رسيم كه «عصر غيبت» به مفهوم عام براي همه تاريخ و بشريت و به معناي خاص در قلمرو حيات شيعي است. اين مقدمه بيان شد تا مقداري روشن شود كه تاريخ بويژه در مورد ظهورات عوالم غيبي هيچگاه عيناً تكرار نمي شود و لذا برخي ظهورات و توانايي هاي ظاهري و بصري باستاني ابليس دليلي براي وقوع در زمان حاضر نمي شود و حتي به نوعي خلاف حكمت تاريخي است. يا اگر در دوره اي از تاريخ شيطان امكاني در استراق سمع و در نتيجه پيشگويي برخي وقايع داشته كه فرع بر امكان حضور او در طبقات بالاي آسمان بوده دليلي بر امتداد اين جواز نيست بلكه بعكس انديشه حكمي خلاف آنرا اقتضا مي كند. نكته مهم ديگر اين است كه به موازات و علي رغم غيبت ظهورات ابليس، بستر انديشه و سيستمها و مكاتب شيطاني به مرور شكل مي گيرد و به عنوان نمونه اگر روزي شيطان خود را به شكل نوجواني زيبا ظاهر مي ساخت تا عملي شنيع را به قوم لوط بياموزد، امروز اقوامي آمده اند كه همجنس گرايي را علمي، قانوني و حتي مشروع!! جلوه مي دهند، يا اگر تلاش هاي ابليس روزگاري صرف اين مي شد كه يك قارون رباخوار تربيت كند، ثمره اش تمدني است كه شريان هاي نظام اقتصادي آن، بانكداري ربوي است. نكته آن است كه وقتي چنين نظم و سيستمي شكل گرفت و انسان هايي براي آن تربيت شدند، ابليس جني و فرزندان و لشگريانش به غايت تبلور و ظهور در فرايندهاي شهودي و عادي بدل مي شوند و ظهورات باستاني آنها نه ضرورتي دارد و نه شايد امكان. عصر ما، عصر فترت و احتضار شيطان و درعين حال عصر بسط و گسترش امور و مجاري تمدني شيطاني است و اين پارادايم دوگانه روشنگر بخشي از پيچيدگي هاي زمانه ماست. با اين مقدمه تا حدودي روشن مي شود كه اگر دستگاه تبليغاتي «شيطان بزرگ»! نمايشهايي كريه و خوفناك و درعين حال قدرتمندانه از يك صورت شيطاني ارائه مي دهد، از سر دلسوزي و خيرخواهي و توجه به عالم غيب نيست. بلكه نمايش جلوه اي از ابليس است كه وجود خارجي ندارد و مخاطب را دچار حيرت مي كند و به تدريج به انفعال مي كشاند. 2- يكي از زمينه هاي به تصوير كشيدن شيطان در رسانه هاي غربي و بويژه هاليوود را بايد در قرائت هاي جديد از كتاب مقدس و بويژه بخش استعادي و غامض مكاشفات يوحنا جستجو كرد آنجا كه مي گويد «...فرشته اي را ديدم كه از آسمان پايين آمد... او اژدها (شيطان) را گرفت و به زنجير كشيد و براي مدت هزار سال به چاه بي انتها افكند.» پس از پايان هزار سال، شيطان از زندان آزاد خواهد شد...» (عهد جديد، مكاشفه، باب بيستم) همين موضوع مورد توجه اربابان رسانه اي قرار گرفت و در پايان هزاره دوم و اوايل هزاره سوم محصولات فراواني وارد بازار رسانه اي و بويژه سينمايي شد آثاري همچون: بچه رزماري، طالع نحس، جن گير، كنستانتين، پايان روزها، دروازه نهم و حتي فيلمي همچون «ون هلسينگ» و يا «دراكولا ساخته ي برام استوكر» و... نمادهاي شيطان فارغ از انتقادات عقلي، كلامي و تاريخي در باب صحت و سقم مكاشفات يوحنا و پارامترهاي موضوعي و محتوايي چنين فيلمهايي، مي توان وجوه مشتركي از نمايش شيطان در اين آثار را برشمرد: الف- «شيطان ظهور مي كند» و در واقع از يك غيبت هزار ساله بازمي گردد و اين ظهور چه در سطح فردي و چه در مقياس اجتماعي و سياسي در بافت فرهنگي و ذهنيت كنترل شده غربي معنا مي يابد و تعبير مي شود. وجوه بارز آن در حوزه گرايشات سياسي غرب فيلمهايي همچون فاينال فانتزي (نهايت خيال) و يا «سرزمين بهشت» است كه سال بازگشت و حمله شيطان به بشر را سال 1979 معرفي مي كند يعني سال ظهور انقلاب اسلامي ايران و حتي در فيلم فاينال فانتزي محل خروج شيطان را دره كاسپين (درياي مازندران) به تصوير مي كشد و قس علي هذا. ب- شيطان نوظهور غربي قدرت تصرف و تسخير و حلول دارد و از كششي رازگونه بهره مي برد. اين شيطان آنگونه است كه اگر روح خود را به او بفروشي قدرتهايي ويژه مي يابي (آنچنان كه «دكتر فاستوس» در نمايشنامه معرفي به همين نام به قلم كريستوفر مارلو اين راه را در پيش مي گيرد) همين راز وارگي و منشأ حقيقي قدرت دانستن شيطان يكي از زمينه هاي شيطان گرايي نوين است. ج- كساني كه سر راه شيطان و يا حتي مسيح قرار مي گيرند، معمولاً تناسب دروني و شخصيتي با اين واقعه ندارند بدين معنا كه شخص تصرف شده توسط شيطان و يا مورد توجه قرار گرفته توسط مسيح لزوماً انسانهاي به ترتيب پست و شريفي نيستند و حتي به نظر مي رسد به عمد عكس اين مطلب اتفاق مي افتد، يعني انسانهاي بي گناه (همچون در جن گير، طالع نحس، محسور و...) تصرف شيطاني مي شوند و از آن طرف در فيلمي مثل استيگماتا گويا روح مسيح در كالبد زن بدكاره اي حلول مي كند. و اين انحراف ذهن از ويژگي هاي باطني و دروني و اصلاح آنها به سمت يك واقعه صرفاً اتفاقي است. 3- ويژگي هاي شيطان هاليوودي به علاوه نكات فراواني كه در كتابها، رمانها و شبه فلسفه هاي نوپديد و بطور كلي نظام رؤياپردازي و رسانه اي غرب وجود دارد، تأثيراتي تدريجي در بلندمدت برجاي گذاشته است. اتفاقي كه در تاريخ 2006.6.6 اتفاق مي افتد شايد نمونه گويايي باشد، در اين تاريخ نسخه بازسازي شده «طالع شيطاني 666» و به بهانه قرار گرفتن سه 6 در شمارش تاريخ دركنار هم كه نشانه شيطان است، به نمايش درمي آيد، در اين تاريخ دو طيف از مردم ظهور مي كنند، گروهي كه از ترس نحوست، قدرت و شرور شيطان از خانه ها بيرون نمي آيند و گروهي كه به عكس اين تاريخ را براي جشنها و عروسي هاي خود انتخاب مي كنند. اين دو گروه به نوعي مغلوب و منفعل شيطان دست پرورده همين نظام فرهنگي هستند. اين دو طيف در مورخه 1976.6.6 كه نسخه اوليه طالع شيطاني به نمايش درآمد وجود نداشتند و به نظر مي رسد شيطان هاليوودي تاثيرات خود را برجاي گذارده است. اين تأثيرات به گونه اي ديگر در پذيرش تدريجي و تلطيف و قلب ماهيت مفاهيم شر و شيطاني و سوق مخاطب به اين هدف ديده مي شود. در موج جديدي از آثار هاليوودي شيطان ديگر آن موجود پليد و منفور نيست، پولانسكي كه در فيلم «بچه رزماري» شيطان را قدرتمند، مخوف و منفي تصوير مي كرد امروز به «دروازه نهم» مي رسد كه پرستش بي چون و چرا و محض شيطان را دلپذير و تبليغ مي كند، در فيلم دروازه نهم ديگر درگيري خير و شر وجود ندارد بلكه مسئله، سبقت به سوي شيطان است، آنگونه كه مخاطب آرزو مي كند به جاي قهرمان فيلم به قدرت مطلق و رازگونه شيطان ملحق شود. نمادهاي شيطان پرستي همچون ستاره پنج پر در فيلم رمز داوينچي به نمادهايي مثبت تبديل مي شوند و علامت 666 كه پيشتر نماد و نشانه شيطان دانسته مي شد، به يك نماد هندسي مقدس تعبير مي شود. و يا فراماسونري با همه پليدي هايش در فيلم «ثروت ملي» به عنوان ميراث دار گنج عظيم و تاريخي كل بشر معرفي مي شود. (اين فيلم متأسفانه در دو نوبت بدون كمترين تحليل از شبكه 3 سيما به نمايش درآمد) و يا جادوگران كه چهره اي كريه داشتند و همواره در سايه شيطان مي زيسته اند امروز به قهرمانان نوجوانان ما در آثاري همچون هري پاتر و ارباب حلقه ها بدل مي گردند. با اين وصف به نظر مي رسد وارد موج دوم نمايشهاي شيطاني شده ايم كه به جرات مي توانيم عنوان شيطان گرايي بر آن اطلاق كنيم. موج اول به نمايش انحرافي خارج از جايگاه حقيقي شيطان (چه جايگاه وجودي و چه مقام تاريخي مبتني بر حكمت تاريخ) معطوف بود و موج جديد به توجيه و دلپذير و صاحب تقدير و مطلق معرفي كردن آن برمي گردد. در اين موج پيچيدگيها و گفتمان سياه شيطان- خدايي تبيين مي شود. 4- با اين اوصاف يك ترديد جدي خود را به صورت اين سؤال باز مي نماياند كه: «فارغ از نوع نمايش و صحت و سقم محتوايي و مباحث كلامي و فقهي درون موضوعي درباره نمايش و تجسد ويژگي هاي شيطان، آيا اصل اين موج ظهور عوالم غيبي در رسانه ملي حركتي حكيمانه و براساس گفتمان ديني متناسب با زمانه ماست يا سايه اي است از آنچه در دنياي غرب (با مباني، گرايشات و غايت و جايگاه تاريخي متفاوت و گاه متضاد با ما) در حال وقوع است؟! البته نمايش فله اي فيلمهاي هاليوودي با مضاميني از اين دست در بخشهاي مختلف رسانه ملي و ظهور برنامه هايي با همين رويكرد چونان برنامه سينما و ماوراء مي تواند ما را به پاسخ اين سؤال نزديك كند. پرسش اساسي ديگري كه وجود دارد اين كه، اساساً نماد شرارت و ظلم و سياهي روزگار ما كيست؟! آيا شيطان در حال احتضاري كه مهلتش در حال اتمام است (براساس برخي روايات ابليس در مسجد كوفه بدست حضرت ولي عصر از بين خواهد رفت) يا سعه صدري كه جريان تاريخي باطل در كفر و الحاد خويش و در صورت يك كل فرهنگي و تمدني عرضه كرده است!؟ (كه البته ثمره مشترك تلاشهاي ابليس و اهواء انساني و خردجزئي سودانگارانه است). اين مسئله اي است كه تأمل نخبگان فرهنگي و انديشمندان و راهبران فرهنگ جامعه و رسانه ها را مي طلبد و اين ژرف كاوي روشن خواهد كرد كه چرا «شيطان بزرگ» اذهان عمومي را به سمت يك شيطان موهوم ديگر معطوف مي كند. و نكته آخر اينكه شيطان طراحي و نمايش داده شده اگر امكان تحقق خارجي نداشته باشد (كه ندارد) نشان از عدم تعمق و انفعال و صرفاً ساختارشكني و براي جذب مخاطب آمده است (كافي است تصور كنيد شيطان وجود خارجي و عيني پيدا كند، يك محاسبه عقلي روشن مي سازد كه كار دنيا به هفته اي نمي كشد) و اين وجه مشترك ديگري از شيطان هاليوودي و شيطان در رسانه ها است. در پايان متذكر مي شوم كه سطر به سطر آنچه بيان شد، سر فصل مباحث پردامنه اي است كه از حوصله اين مجال اندك خارج بود و چاره اي جز اختصار و اجمال نبود. منبع : کیهان (حقیر تمامی مطلب رو تائید نمیکنم!) |
|||
|
|
۱۴:۳۱, ۲۴/آبان/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
حقیر هم تمام مطالب را تأیید نمی کنم
مقاله نکات مثبتی دارد و نکات غلط دیگری هم دارد که اگه خدا توفیق بده و فرصت کنم خدمت دوستان عرض خواهم کرد اگر هم خود جناب anti666 لطف کنند ممنون میشم یا علی |
|||
|
۲:۱۱, ۲۵/آبان/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مقاله شیطان در رسانه های غرب،به نظر من ، علارقم تحلیل خوبه افکار غربی ها و شرح دادن مقوله شیطان، خود،درک درستی از شیطان نداشته و شیطان رو در حال حاظر،فقط از دید ماوراطبیعت و متافیزیک نگاه کرده و در مواردی وجود فیزیکی شیطان رو منکر میشه! بعبارتی،عقیده من و امثال من که یقین داریم شیطان بطور مستقیم،با یعضی از انسان های خدافروخته و تاثیرگذار که در راس فراماسونری هستن،ارتباط داره رو رد میکنه! نکته جالب مقاله،برداشت اشتباه مخاطبان این رسانه ها،از قدرت و حیطه شیطان، بی ثبات دونستن دنیا،با دادن روح به کالبد شیطان فرضی خودشان و دادن یک ترس منطقی به کسانی که اگر این اتفاق بیوفته بدشون نمیاد،هست. از طرفی تهدید مخالفان واقعیت ساخته شده که برای آنها دور از ذهن نیست،معنا و هدف خاصی رو دنبال میکنه. |
|||
|
۲۰:۱۳, ۲۹/آبان/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۵/آبان/۸۹ ۲:۱۱)ANTi666 نوشته است: دوست من سلام قبل از آنکه هر مطلبی را از هر جایی در این سنگر انتشار دهید پیشنهاد میکنم در مورد منابع دست اول نویسنده آن و محتوای آن تحقیق کنید این مطلب تقریبا ترجمه مطلب شیطان کجاست؟از ادین جانستین در یکی از مجلات نیمه پژوهشی نیمه سرگرمی در یکی از کشورهای ماسونی است.انقدر این مطلب سخیف و متوهم است که من حتی بریده آنرا نگهداری نکردم ولی خوب بخاطر دارم که با یکی از دوستانم در مورد مطالب دور از ذهن این مطلب بحث کردیم.دوست من اگر هر جای این مطلب از نظر شما صحیح است حاضرم با دلایلی انکار ناپذیر رد کنم و بگویم که چرا ما باید از شیطان این درک را پیدا کنیم و اینکار به چه درد شیطان میخورد. Janstien,Edin,1961,"Where is saten?",McLin Review,p.126 |
|||
|
۱۵:۰۶, ۲/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
دوست عزیز،اگر توجه کرده باشین،این مطلب رو از روزنامه کیهان برداشتم! کیهان هم که میدونید واسه کی و کجاست! اگر قرار باشه،ببینم روزنامه شریعتمداری هم از کجاش مطلب رو در آورده که دیگه هیچی نباید بنویسیم! در مورد نقد هم،قبل از اینکه شما زحمت بکشید،خودم زیر پست زدم که یکسری هاش رو قبول ندارم. در مورد بحث کردنش هم،شما هم اگر غیر از قرآن و نهج البلاغه ،هر نوشته ای رو بیارید،میتونم به چالش بکشونم،و این هنر نیست! در هر صورت ممنون از یادآوریتون موفق و پیروز باشید |
|||
|
|
۱۵:۴۱, ۲/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
دوست عزیزم سلام
هدف من از بیان تذکراتم زیر سوال بردن زحمات شما نبود بلکه ضمن تشکر از شما گفتم که این مطلب با بی توجهی عده ای در رسانه های بزرگ نوشتاری ما به تقلید از کجا به چاپ رسیده است.ضمن آنکه درخواست من جنبه پیشنهادی داشت که میتوانستید در ذیل مطلبی که ارائه کردید به تبیین و تحلیل کامل آن بپردازید تا به این شکل زهر پیام سخیف این مطلب گرفته میشد و دوستان نیز به این دست پدیده ها و نظایر آن که در نشریات و رسانه های ما به وفور موجود است پی میبردند.البته این حقیر چون دیدم که تنها به رد مطالبی اشاره کردید و توضیحاتتون را کامل نکردید پیشنهاد نقد دادم و گرنه بنده قصد اهانت به شما یا زیر سوال بردن زحماتتان را نداشتم.در ضمن حرف شما متین است که این منابع غیر قابل تشکیک هستند اما بطور کامل تر میتوان گفت که هر مطلبی که از لحاظ عقلی خدشه ای برآن وارد نشود را نمیتوان به چالش کشید که این موارد شامل فرمایشات ائمه معصومین و رهیافت های بزرگان دین نیز میشود چه بسا بزرگان علمی نیز مطالبی بیان کرده اند که غیر قابل انکار است.ضمن آنکه به چالش کشیدن مفاهیم ارائه شده در جهت یافتن نقاط ضعف و قوت آنها و تقویت و تکمیل آنها هنری بس والا است که نیازمند مطالعه و تفکر و تدبر فراوان است.فلذا ضمن عرض ارادت به شما و زحماتتان چنانچه سوء تفاهمی به سبب نقصان نوشتارم بوجود آمد پوزش میطلبم. در پناه حق سلامت و سر بلند باشید. |
|||
|
|
۱۷:۱۰, ۲/آذر/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
حقیر هم نگفتم شما قصد بدی داشتید. البته این منابع غیر قابل تشکیک هم نیستند! ممنون از پیشنهادتون |
|||
|
|
۱۷:۵۷, ۱۵/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۰ ۱۸:۰۱ توسط fr60din.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
اما تجسّم چيست؟
منظور از تجسّم پيداکردن، جسمانيّت و اثر آن است. جسم در فلسفه، يعني 3 بعدي بودن. تجسّم، يعني مرئي و قابل مشاهده شدن. هم اجنّه و شياطين و هم فرشتگان ميتوانند تجسّم يابند؛ البتّه با فرقي که بين اين دو وجود دارد. فرق اين دو آن است که اجنّه و شياطين، ذاتاً مادّي هستند؛ ليکن از مادّة لطيف (به تعبير قرآن خلق شده از آتش) بنابراين گويا قانون گازها بر آنها حکومت دارد. از اينرو بدن و جسم مادّي خود را ميتوانند مرئي يا نامرئي کنند اگر انبساط يابند، قابل مشاهده نيستند و ميتوانند سريع طيّ طريق نمايند و اگر انقباض ياب?د و خود را جمع کنند، ميتوانند تجسّمي بهشکل يک موجود پيراموني شوند، شبيه به يک انسان يا يک حيوان و ... امّا فرشتگان از اساس، فاقد مادّه هستند و به اصطلاح روح مجرّد هستند؛ يعني ابتدائاً و بنابراين فاقد شکل (جسمانيّت) بوده و فقط اگر تنزّل يابند، ميتوانند بهشکلي تجسّم يابند.گاه اين تجسّم را فقط رسول يا وليّ ميبيند؛ مانند تجسّمهاي جبرائيل و گاه حتّي نزديکان و حتّي گناهکاران هم ميبينند؛ مانند تمثّل و تجسّم فرشتگان براي ابراهيم خليل(علیه السلام) و فرزندانش يا تجسّم فرشتگان براي قوم لوط. فرق بين تجسّم شياطين و تجسّم فرشتگان از همينجا فرق ظريف بين اين دو تجسّم آشكار ميشود. اجنّه و شياطين وقتي تجسّم مييابند، فاقد مادّه نيستند، بنابراين آثار مادّي را هم با خود دارند پس اگر غذا بخورند يا آميزش كنند و مانند آن هيچ امتناعي ندارد. چنانچه در روايات اساسي كه گزارش تجسّمهاي شياطين شده است، اين آثار را ميبينيم؛ بهطور مثال عمل قوم لوط ابتكار و ابداع شيطاني بود كه به شكل جواني تجسّم يافت و براي اوّلين بار عمل شنيع همجنسبازي را به مردم آموخت. اينجا چون سه بعدي بودن، همراه عنصر مادّي هم هست، آثار مادّي هم بر آن بار ميشود، امّا در تجسّم فرشتگان، فرشته واقعاً مادّي نميشود؛ فقط مرئي و ديدني ميشود. بنابراين در تجسّم فرشتگان براي ابراهيم(علیه السلام) ميبينيم كه دست به غذا دراز نميكنند و در تجسّم براي قوم لوط هم به لوط اطمينان ميدهند كه قوم نميتوانند آزاري به آنها برسانند. تجسّم شياطين در روايات اسلامي در گزارشهاي اساسي و روايات اسلامي، به وضوح تجسّم شياطين را ميبينيم. فهرستي از اين تجسّمها در روايات به قرار زير است: 1. تجسّم در قيافة پيرمردي از اهل «نجد» و حضور در «دارالنّدوه» و طرح پيشنهاد ترور پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با كمك 40 نفر از قبايل مختلف؛ 2. تجسّم در غدير و شنيده شدن صداي صيحة او و فراخوان شياطين براي چاره در مقابل ولايت عليّ بن ابيطالب(علیه السلام)؛ 3. تجسّم در جنگ بدر به شكل يكي از اهل «مدينه» و تحريك مشركان به قتال كه آية 48 سورة انفال از آن پرده برداشته است؛ 4. تجسّم در سقيفة بني ساعده و تبريك به خليفة اوّل؛ 5. تجسّم در ماجراي عاشورا و اسارت اهل بيت(علیه السلام) بنا بر روايت امّ ايمن از اميرالمؤمنين علي(علیه السلام)؛ 6. و ... آيا شياطين جسد هم پيدا ميكنند؟ در تصويري كه قرآن و روايات از شياطين ميدهند، چنين چيزي مشاهده نميشود؛ امّا برعكس در فيلمهاي غربي به وفور چنين چيزي مشاهده ميشود؛ بهگونهاي كه ركن اين فيلمها، همين تجسّد است. اين آموزة خرافي از هاليوود به برخي فيلمهاي شرقي و ايراني هم رسوخ كرده است. با تأمّل ميبينيم چنين چيزي در تعارض با اصول عقلي ميباشد. 1. تجسّد به شكل حلول: اين تجسّد مستلزم تناسخ و حلول است كه باطل ميباشد. در ادلّة عقلي و ديني، بر بطلان تناسخ، براهين زيادي اقامه شده است كه همه در اينجا قابل اقامه است. اگر برگشت يك روح از بزرخ به يك بدن مادّي محال است، حلول يك شيطان هم به كالبد انسان مُرده محال است. 2. تجسّد به شكل تسخير: بدين معنا كه بدون اينكه فرد، مُرده باشد و روح از بدن او جدا شده باشد، روح او در بدن خودش بياثر شده و روح شيطاني در كالبد او اثر كند. استبعاد اين از حلول بيشتر است؛ چون در جاي خود ثابت شده است كه روح و بدن در اتّحاد با هم هستند. حال براي تسخير بايد از سويي اين اتّحاد تبديل به مفارقت شود و از سوي ديگر، روح شيطاني در آن كالبد حلول كند. بهعلاوه كه در جاي خود ثابت شده است كه هم روح انسان هم روح جن و شيطان، همهجا همراه با بدن است؛ يعني در دنياي مادّي داراي بدن مادّي و در برزخ، داراي بدن برزخياند. حال اشكال اينجاست كه شيطاني كه ناچار، خود داراي بدن است؛ هرچند نامرئي و منبسط. پس چگونه ميتواند بدني ديگر هم برگزيند؟! و در كالبد يك انسان قرار گيرد؟! از اينرو، هم حلول و هم تسخير از نظر عقل محال است و اين فقط يك خرافه است كه توسط هاليوود در حال گسترش ميباشد. يك شبهه در قرآن، كاركردهايي غير از وسوسه براي شيطان شمارش شده است؛ از جملة آنها «مسّ» و «قرين» شدن و ... است. در آية «يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ؛1 شيطان بر اثر تماس، آشفتهسرش كرده»آمده است. اين اثر خاص (خبط) چيست و آيا اثر همان تسخير نيست؟ همينگونه آية: «نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛2 بر او شيطاني ميگماريم تا براي وي دمسازي باشد.» آيا قرين قرار گرفتن شيطان براي انسان، چيزي غير از تسخير است؟! پاسخ اين است كه بله! هيچكدام از اينها به معناي تسخير يا ملازمه با تسخير نيستند. سخن اين نيست كه شياطين نميتوانند به انسان آزاري برسانند و صرفاً آنها را دعوت به بدي ميكنند؛ بلكه سخن در آن نوع خاص از تسلّط است كه به كلّي اختيار را از انسان ساقط و شيطان به مثابة روح انسان در كالبد او حاضر ميشود. چنين چيزي مقبول نيست والّا اساساً در روايات از شيطاني سخن است كه كار او آزار و اذيّت انسانهاست. بهطور كلّي قاعده در جنبة مثبت و منفي انساني يك چيز است. چنانچه در جانب مثبت، فرشتگان الهي در بدو امر، ملهِم انسان ب? خوبيها هستند و با پيگيري انسان و راه رفتن او در خيرات، اين الهام به مراتب دستگيري رسيده و به مرتبة تأييد ميرسد؛ در جانب بديها نيز شياطين همينگونهاند. ابتدا وسوسهگر به بديها هستند، امّا تبعيّت از آنها، نفوذ آنها و سلطنت آنها بر انسان را بيشتر ميكند تا به مرحلة قرين انسان شدن ميانجامد. به اين ترتيب ميبينيم كه وقتي مؤمني مؤيّد به تأييد فرشتهاي ميشود به اين معني نيست كه فرشته در او حلول كرده است. همينگونه است، وقتي كه فاسق و كافري با ازدياد بديهايش «نزولگاه» شياطين شده و با آنها قرين ميشود، در اين حالت كالبد او در اختيار شياطين قرار نگرفته و روحش منعزل نميشود. براي نمونه امام رضا(علیه السلام) دربارة دعبل خزائي وقت انشاء قصيدة معروفش فرمود: «نطق روح القدس علي لسانك» يا دربارة خود اهل بيت(علیه السلام) هست كه مؤيّد به روح القدس هستند، امّا اينها هرگز مبناي حلول روح القدس در كالبد آنها و انعزال روح انساني آنها نيست. آنها مسخّر جبرائيل و روحالقدس نميشوند. مؤيّد به او ميشوند و بين اين دو فرق است. روح با ازدياد ايمانش به مرتبهاي ميرسد كه قوّت برتر ميگيرد و درك و توان برتر از موجودات برين دريافت ميكند. اين اتّصال روحاني با عوالم قدس تفاوت بسياري دارد به معناي جا گرفتن روح يا فرشتهاي در كالبد انسان. دربارة شياطين نيز قصّه همين است. روح انسان شقي با تجرّدي خاص، ارتباط و اتّصالي با شياطين مييابد كه درك و تواني خاص بر بديها مييابد. بنابراين قرآن از «وحي» شياطين، «القاء» آنها و ... سخن ميگويد. اينها هيچكدام تسخير شدن به معناي ياد شده نيست كه روح منعزل و شيطان همه كاره شود؛ بلكه برعكس روح در چنين حالتي در فعّاليت بيشتر و تجرّد بيشتر است و اتّصالش با بدن نيز شديدتر است. بنابراين افعال و اقوال صادره واقعاً و مباشرتاً از آن خود انسان است؛ هرچند در تأييد فرشتگان يا قرين بودن با شياطين چنين درك و قوّهاي ي?فته باشد. دروازة شياطين، خرافهاي ديگر در بسياري از آثار هاليوود، سخن از برگشت شيطان است و براي اين بازگشت، گاهي گذرگاه زماني درست ميكنند؛ مثلاً مقطع هزارة دوم، در فيلم روزگار پاياني يا گذرگاه مكاني كه نقاطي در زمين را دروازة خروج شياطين قرار ميدهند. در فيلم «فاينال فانتزي»، «درياچة كاسپين» (درياي خزر) و گذرگاه مكاني و سال خروج هم مصادف با 1357(سال پيروزي انقلاب اسلامي) است.!! در همين سريال، دائماً از دروازة شياطين سخن است. اين خرافة در حال گسترش، مبتني بر تحريف مسيحيّت است. در مكاشفة يوحنّا سخن از تبعيد شيطان به جهنّم؛ به مدّت هزار سال است و اين فهم انحرافي است. به نصّ قرآني، شيطان پس از تمرّد نه به جهنّم بلكه همراه با انسان به زمين هبوط كرده و در كنار او به وسوسه و تدارك مراتب ولايت خود ميپردازد. امّا در فهم مسيحي، اين موجود تبعيد شده به جهنّم به دنبال فرصت و بزنگاهي است تا به دنيا برگردد؛ مثلاً اوّل هزاره فرصت مييابد يا جاهاي در روي زمين معبري براي خروج اوست! از اين خرافيتر آنكه شيطان وقتي از اين گذرگاهها به دنيا بر ميگردد، فرصتي كوتاه دارد تا مثلاً با بشري بياميزد و پسر خود را به دنيا بياورد تا دروازة دوزخ بر او بسته شود و او در دنيا ماندگار گردد (فيلم روزگار پاياني) و در برخي فيلمها بستن دروازة جهنّم منوط به اعمال خرافي ديگري است كه بايد انجام گيرد. هيچ يك از اينها مطابق با واقع نيست و نبايد در فهم مؤمنان قرار گيرد. ماهنامه موعود، ویژه نامه جن شماره 123 پينوشتها: 1. سورة بقره (2)، آية 275. 2. سورةزخرف (43)، آية 36. |
|||
|
|
۱۰:۵۱, ۲۸/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۰ ۱۰:۵۴ توسط nooromahdi.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
![]() در فيلم هاي شيطان پرستي ، ترس همراه نوعي تعليق وجود دارد که نفس بيننده را بند مي آورد . اگر تا به حال فيلم هايي با موضوع شيطان پرستي ديده باشيد متوجه شده ايد که کارگردان و بازيگران اين نوع فيلم ها قصد دارند با نشان دادن وجود شيطان روي زمين به شکلي نمادين به جنگ خير و شر بروند . اين نوع داستان ها با حس هيجاني که منتقل مي کنند معمولا پربيننده هستند .بين کارگردان هايي که درباره شيطان پرستي فيلم ساخته اند ، رومن پولانسکي از همه مشهورتر است . بچه رزماري /رومن پولانسکي داستان فيلم « بچه رزماري » درباره زن و شوهر جواني است که با برنامه شوم همسايه هاي شيطان پرستشان قرار است فرزندي از شيطان را به دنيا بياورند . « بچه رزماري » يکي از مطرح ترين فيلم هاي تاريخ سينماست که به جرات مي توان گفت جدي ترين فيلمي بود که موضوع شيطان و شيطان پرستي را پيش کشيد . اين فيلم يک حادثه عجيب در دنياي فيلمسازي بود و با گذشت نزديک به 50سال از ساخت آن هنوز هم جزء بهترين فيلم هاي اين زمينه است . با اينکه پولانسکي هم همين نظر را درباره فيلمش دارد اما يک اتفاق تلخ و غير منتظره در نهم آگوست 1969 « رزماري » را به تلخ ترين فيلم پولانسکي تبديل کرد . شارون تيت بازيگر تازه کاري بود که بعد از آمدن به هاليوود با رومن که کارگردان شناخته شده اي بود ازدواج کرد . زماني که رومن در لندن به سر مي برد ، شارون که ماه آخر بارداريش را مي گذراند در خانه اش در بورلي هيلز لس آنجلس مشغول استراحت بود که عده اي به آنجا حمله کردند و او و مهمانانش را به فحيع ترين شکل با بيش از 100 ضربه چاقو به قتل رساندند ، بعد طنابي دور گردنش انداختند . بعد از اين اتفاق رسانه ها قتل شارون را به فيلم بچه رزماري و موضوع شيطان پرستي ربط دادند ؛ تا اينکه پليس قضائي سه زن و يک مرد را به همراه چارلز منسون ( رئيس گروه ) دستگير و محاکمه کردند . چارلز منسون که گرايش شيطان پرستي داشت بعد از يک سال در تاريخ 24 جولاي 1970 در حالي که با چاقو پيشاني اش را به شکل x بريده بود وارد دادگاه شد و گفت : « من براي جهان شما يک x هستم و با هيچ دادگاهي نمي توانيد مرا بشناسيد . » منسون و چهار همدستش در دادگاه عالي کاليفرنيا به اعدام محکوم شدند اما زماني که لايحه لغو مجازات اعدام تاييد شد آنها به خاطر جنايت هاي بي شماري که انجام داده بودند به زندان ابد محکوم شدند و هنوز هم در زندان بسر مي برند . فيلم بچه رزماري با اينکه فيلم خاطره انگيزي بود اما شيريني هاي جوايزي که اين فيلم گرفت تا آخر عمر به کام پولانسکي تلخ است . ماموران سر صحنه قتل شارون تيت هستند . فرشته سقوط کرده /گريگوري هابليت « فرشته سقوط کرده » يک فيلم ترسناک ـ معمايي است که در سال 1989 ساخته شد . کارآگاه جان هابز اصلي ترين شخصيت فيلم است . او مسوول بررسي و رسيدگي به پرونده يک قاتل زنجيره اي به اسم ادگار ريس است و در تحقيقاتش متوجه مي شود ماجراي اين قتل ها به پرونده پليسي که 30 سال قبل خودکشي کرده است مربوط مي شود . او از طريق بازجويي از دختر آن پليس و کتاب هايي که پيدا مي کند متوجه وجود شيطاني به اسم عزازل مي شود که در جسم انسان ها حلول مي کند و دست به جنايت مي زند . تا ده دقيقه اول فيلم چيزي شما را بهت زده نمي کند اما همين طور که پيش مي رويد اتفاقاتي مي افتد که باورش سخت است ، اين فيلم براي طرفداران دنزل واشنگتن يک نقش آفريني ناب از اين بازيگر است . فيلمنامه اين فيلم را نيکلاس کازان ـ فرزند کارگردان معروف اليا کازان ـ نوشته است که خيلي از منتقدان معتقد بودند او با سابقه اي که پدرش در زمينه فيلمسازي دارد مي توانست خيلي بهتر از اينها عمل کند. صحنه هاي واقعي اين فيلم که در زندان تصوير برداري شده در يک زندان واقعي به اسم هولمس بورگ در شمال شرقي فيلادلفياست که بيشتر از صد سال داير بود . اين زندان در سال 1996 بسته شد . بازيگران : دنزل واشنگتن ، جان گودمن ، دانلد ساترلند ، امبت داويتس ، جيمز گاندولفيني ، الياس کوئتاس ، رابرت جوي و مايکل ج پاگان. طالع نحس / جان مور ، ريچارد دونر « طالع نحس » در ژانر وحشت و موضوع شيطان پرستي همان شهرتي را دارد که « جن گير » داشت . اين فيلم که اولين نسخه اش در سال 1976 به کارگرداني ريچارد دانر ساخته شد ، درباره کودکي است که رفتاري شيطاني دارد . اين فيلم با تاکيد کارگردانش روي عدد 666 که نمادي از شيطان است در تاريخ 6/6/1976 در آمريکا و کشورهاي ديگر به اکران عمومي درآمد . رابرت تورن که معاون سفير آمريکا در کشور ايتالياست بعد از مرگ نوزادش تصميم مي گيرد به خاطر بالا بردن روحيه همسرش کاترين ، پسر بچه اي را که در بيمارستان مادرش را از دست داده به فرزندي قبول کند .او پنج سال بعد از بلايي که پسر نامتعادلش سر يک کشيش بيچاره مي آورد متوجه مي شود بچه اش همان نوزاد شيطان صفتي است که مدتي قبل همه درباره اش حرف مي زدند و مي گفتند بايد کشته شود . ديمين پسر بچه عجيبي است که به گفته کشيش اصلا از انسان زاده نشده و ماهيتي شيطاني دارد ؛ هر کس که با او مشکلي داشته باشد به طرز مشکوکي کشته مي شود . در نسخه دوم فيلم ، ديمين را مي بينيم که به پسر نوجواني تبديل شده که تحت سرپرستي عمو سام است . او از معلم مدرسه اش مي شنود که قدرت عجيبي دارد ومأموريت هاي زيادي به عهده اش است . او عدد 666 را در فرق سرش پيدا مي کند و دست به خودکشي مي زند ... بازيگران : ليوشريبر ، جوليا استيلز ، ميافارو ، ديويد تويلس ، ديويد وارنر ، گرگوري پيک ، لي رميک ، پاتريک تراگتون و ... وکيل مدافع شيطان / تيلور هکفورد وکيل مدافع شيطان در سال 1997 بر اساس رماني از اندرو نيدرمن ، نويسنده نيويورکي ساخته شده است . اين فيلم داستان مردي به اسم کوين بومن است که به طور ناخواسته وکيل مدافع شيطان مي شود و همان اول راه همسرش مري را از دست مي دهد . بازيگران : کيانو ريوز ، آل پاچينو ، چارليز ترون ، جفري جونز ، کنين نيلسن و ... خانه شيطان /تي وست اسم « خانه شيطان » اولين بار در سال 1996 روي فيلمي از جورج مليس گذاشته شد . فيلمي که او ساخت درباره وجود شيطان در يک شهر کوچک بود . به فاصله 13 سال براي دومين بار تي وست شروع به نوشتن فيلمنامه اي با همين نام کرد و بعد از مدتي آن را ساخت . داستان اين فيلم به 30 سال قبل بر مي گردد که دختر جواني به سم سامانتا هيوز دنبال يک کار نيمه وقت مي گردد تا هم به درسش برسد و همه زندگي اش را تامين کند . سامانتا تصميم مي گيرد در خانه اي نگهداري از کودکي را بر عهده بگيرد . براي همين با يکي از دوستانش به خانه اي بزرگ و قديمي مي رود که کيلومترها از شهر فاصله دارد . زماني که آنها به خانه مي رسند ماه گرفتگي اتفاق مي افتد . او صاحبخانه مخوفي دارد که راز بزرگي در سينه اش است . خيلي ها اعتقاد دارند که اين فيلم از روي يک ماجراي واقعي ساخته شده است اما مطبوعات در اين باره هنوز خبر رسمي اي منتشر نکرده اند . يکي از خدمه هاي محلي که در اين فيلم نقش سياهي لشکر را بازي مي کرد مورد حمله قرار گرفت و گلوله يک هفت تير به اشتباه به سمت او نشانه رفت . بازيگران : ژاکلين دوناهو ، تام نانون ، ماري ونرونو ، گريتا گروينگ ، آج بوئن و ... دروازه نهم / رومن پولانسکي همان طور که گفتيم رومن پولانسکي بيشتر از بقيه همکارانش به موضوع شيطان پرستي پرداخته است که يکي از اصلي ترين آنها همان « بچه رزماري » است . خيلي ها فکر مي کردند بعد از مرگ شارون تيت او ديگر سمت ساخت اين نوع فيلم ها نرود اما اين اتفاق نيفتاد و « دروازه نهم » به کارگرداني رومن در سال 1999 با موضوع شيطان پرستي به اکران عمومي درآمد . بعد از کشته شدن يکي از همکاران کسلر ، دين متوجه مي شود اين سه کتاب زماني که در کنار هم قرار مي گيرند مثل اين است که شيطان حلول مي کند و دست به کارهاي خطرناک مي زند .البته اتفاقات ناگواري در ادامه اين فيلم رخ مي دهد که اشاره مستقيمي به مسائل شيطان مثل عدد 666 دارد . خط اصلي داستان درباره شيطان پرستاني است که تلاش مي کنند به قلمرو شيطان دست پيدا کنند . رومن داستان اين فيلم را از روي کتابي به قلم آرتور پرز رورت نويسنده و روزنامه نگار اسپانيايي نوشته است . بازيگران : جاني دپ ، لنا آلين ، امانوئل سينيه ، جک تايلور ، توني آموني ، فرانک لانگا و ... شيطان هاي ايراني علاوه بر فيلم هاي خارجي ، در نمونه هاي داخلي هم چندين بار شيطان به تصوير کشيده شده است . در سکانس هاي متعددي از فيلم ها و سريال هاي وطني به شيطان و احاطه هاي که او ممکن است به انسان پيدا کند اشاره شده است ؛ اما چند سريال ساخته شدند که شيطان در آنها به معناي واقعي به تصوير کشيده شد . کارگردان اين سريال سعي کرده با نشان دادن چهره شيطان و کارهايي که او انجام مي دهد در معرض خطر بودن انسان براي نزديک شدن به گناهان شيطاني را خيلي واضح به تصوير بکشد . او يک فرشته بود / عليرضا افخمي يکي از اولين دفعاتي که ما تصوير يک شيطان مجسم و بدجنس را در تلويزيون شاهد بوديم به سال ها قبل باز مي گردد ؛ زماني که بهاره افشاري اولين حضور جدي اش در تلويزيون را با يک نقش خاص که ريسک بالايي داشت تجربه کرد . عليرضا افخمي با به تصوير کشيدن شخصيت فرشته توانست سايه سنگين شيطان در زندگي يک سري آدم را نشان بدهد . « او يک فرشته بود » ماه رمضان سال ها قبل از شبکه دو با فيلمنامه اي از عليرضا کاظمي پور روي آنتن رفت و توانست مخاطبان بي شماري را جذب کند ؛ هر چند اين سريال ضعف هاي ساختاري داشت اما در مقايسه با سريال هايي که در اين زمينه ساخته شده اند خوب از آب درآمده بود . بهزاد طاهري به طور تصادفي با دختري به اسم فرشته برخورد مي کند که حال مساعدي ندارد . بهزاد که خانواده متديني دارد او را به خانه اش مي برد شايد بتواند کمکي کرده باشد . فرشته با رفتارهاي زننده و عجيبي که دارد آرامش خانواده طاهري را به هم مي زند و تا جايي پيش مي رود که نزديک است بهزاد و همسرش رعنا از يکديگر جدا شوند . يکي از مشخصه هايي که فرشته داشت ، نگاه شيطاني و بد ذاتي بود که به ديگران مي انداخت ؛مثل زماني که سعي کرد با نگاهش مادر بهزاد را از پاي در بياورد و اين کار را هم انجام داد . بازيگران ؛ حسن جوهرچي ، بهاره افشار ، مريم کاوياني ، مرتضي ضرابي ، رضا توکلي ، فاطمه غلامي ، ايليا شهيدي فر ، ثريا قاسمي - اغما/ سيروس مقدم نشان دادن شيطان راه و روش هاي خاص خودش را دارد . سيروس مقدم ماه رمضان سه سال قبل سعي کرد شيطاني به اسم الياس را به تصوير بکشد که در روح جراحي به نام طه پژوهان نفوذ مي کند ومديريت تمام کارهايش را برعهده مي گيرد . دکتر طه پژوهان پزشک فوق تخصص مغز و اعصاب است که به دليل جراحي هاي موفقيت آميزش روي رزمندگان در جبهه ها به پنجه طلا معروف بود . بعد از مرگ همسرش با دوست قديمي اش الياس در خانه ويلايي زندگي مي کند . اين سريال که از شبکه اول روي آنتن رفت شيطان را آن قدر بديهي نشان مي داد که گاهي مخاطب به خنده مي افتاد . شيطان در همه کارهاي دکتر دخالت مي کرد . زندگي شخصي اش را کنترل مي کرد ، دستور مي داد که کدام بيمارش زنده بماند و بدون اينکه گوشي تلفن همراهي داشته باشد با ديگران تماس مي گرفت ... اين سريال هم در زمان پخش مثل سريال « او يک فرشته » جنجالي و پر مخاطب بود و حاشيه هاي زيادي به دنبال داشت . بازيگران : امين تارخ ، نفيسه روشن ، ايرج نوذري ، لعيا زنگنه ، حامد کميلي و ناصر ممدوح . نويسنده: ميترا شکوري |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: 01.jpg]](http://dariush88.persiangig.com/image/nooro/01.jpg)