|
حکمت برابری زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) با سیدالشهدا(علیه السلام)
|
|
۲۲:۱۱, ۱۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام حکمت برابری زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) با سیدالشهدا(علیه السلام) خبرگزاری فارس: آیةالله ریشهری میگوید: برابری فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) مقید است به فضای سیاسی ویژهای که پیروان اهلبیت(علیه السلام) در آن مقطع تاریخی در آن زندگی میکردند. ![]() به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، تبار حضرت عبدالعظیم حسنی با چهار واسطه، به سبط اکبر پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان وحی میرسد، احمد بن علی نجاشی -که یکی از ارکان علم رجال است- درباره نسب آن بزرگوار مینویسد: هنگامی که جنازه او را برای غسل برهنه میکردند، در جیب لباس وی نوشتهای یافت شد که در آن، نسبش، این گونه ذکر شده بود: من ابوالقاسم، عبدالعظیمبن عبداللهبن علیبن حسنبن زیدبن علیبن حسنبن علیبن ابیطالب هستم.[1] حضرت عبدالعظیم که کنیهاش ابوالقاسم و ابوالفتح نیز بوده، در روز پنجشنبه چهارم ماه ربیعالآخر سال 173 هجری قمری، در زمان هارون الرشید در مدینه در خانه جدش حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) متولد شده … و پس از مدت 79 سال و شش ماه و یازده روز قمری عمر، در روز آدینه پانزدهم شوال المکرم سنه 252 هجری قمری، در زمان المعتزّ بالله عباسی به سرای آخرت رحلت کرد. [2] در ادامه به شرح آیتالله محمّد محمّدی ریشهری از حکمت برابری زیارت عبدالعظیم(علیه السلام) با زیارت سیدالشهدا(علیه السلام) که در کتاب «حکمتنامه حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)» آمده است، میپردازیم: ![]() برای اثبات عظمت علمی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) کافی است که بدانیم امام معصوم، مردم را برای حل مشکلات دینی و یافتن پرسشهای اعتقادی و عملیشان به ایشان ارجاع داده است. صاحب بن عَبّاد در رسالهای که در شرح حال حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) نوشته[3]، در توصیف علمی ایشان آورده است: ابوتراب رویانی روایت کرد که شنیدم ابوحمّاد رازی میگفت: خدمت امام هادی(علیه السلام) در سامرا رسیدم و مسائلی از حلال و حرام از ایشان پرسیدم، امام به پرسشهای من پاسخ داد و هنگامی که خواستم از ایشان خداحافظی کنم، به من فرمود: «ای ابوحماد! هنگامی که چیزی از امور دینی در منطقهات برای تو مشکل شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان».[4] این تعبیر، به روشنی نشان میدهد که حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) در عصر خود، مجتهد توانمندی بوده که براساس اصول و قواعدی که از اهلبیت(علیه السلام) در اختیار داشته، میتوانسته دیدگاههای اسلام ناب را در زمینههای مختلف اعتقادی و عملی استخراج کند و به پرسشهای مردم پاسخ گوید. مهمترین نشانه عظمت معنوی و مقامات باطنی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) برابری فضیلت زیارت مزار آن بزرگوار با فضیلت زیارت سیدالشهدا(علیه السلام) است. شیخ المحدّثین «صدوق» از محمّد بن یحیی عطّار –که یکی از اهالی ری است– این گونه نقل کرده که خدمت امام هادی(علیه السلام) رسیدم، ایشان فرمود: «کجا بودی؟» گفتم: حسین بن علی(علیه السلام) را زیارت کردم، امام هادی (علیه السلام) فرمود: «بدان که اگر قبر عبدالعظیم را در شهر خودتان زیارت کنی، مانند کسی هستی که حسین بن علی(علیه السلام) را زیارت کرده باشد».[5] برای توضیح این روایت و تبیین عظمت معنوی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)، باید موضوعات فضیلت زیارت امام حسین(علیه السلام) و مقصود از برابری زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت امام حسین(علیه السلام) و حکمت آن بررسی شود: الف ـ فضیلت زیارت امام حسین(علیه السلام) در احادیث اهلبیت(علیه السلام)، فضایل، آثار و برکات فراوانی برای زیارت امام حسین(علیه السلام) بیان شده است، مانند: آمرزیده شدن گناهان، دعای فرشتگان، دعای اهلبیت(علیه السلام) طولانی شدن عمر، افزوده شدن روزی، زدوده شدن اندوه، شادی دل، تبدیل شدن بدیها به خوبیها، تبدیل شدن شقاوت به سعادت و برخورداری از حقّ شفاعت، همچنین در شماری از احادیث، فضیلت زیارت امام حسین(علیه السلام) بیشتر از حج و حتی طبق برخی از احادیث، ثواب آن، بیش از هزار حج و هزار عمره است.[6] ب ـ مقصود از برابری زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت امام حسین(علیه السلام) مسئله این است که براساس حدیثِ یاد شده، آیا زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) به طور مطلق میتواند جایگزین زیارت امام حسین(علیه السلام) شود و یا در شرایط خاصّی، از چنین فضیلتی برخوردار است؟ در یک جمله، آیا برابری زیارت عبدالعظیم(علیه السلام) و زیارت امام حسین(علیه السلام) مطلق است و یا مقید؟ بیتردید، مقصود امام هادی(علیه السلام) در حدیث یاد شده، این نیست که از فضایل زیارت امام حسین(علیه السلام) بکاهد و یا در بیان فضیلت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) مبالغه کند. بنابراین در پاسخ به سؤالی که مطرح شد، میتوان گفت: برابری فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) مقید است، به فضای سیاسی ویژهای که پیروان اهلبیت(علیه السلام) در آن مقطع تاریخی در آن زندگی میکردند، در زمانی که اختناق شدیدی جهان اسلام را فرا گرفته بود و جامعه تشیّع در دوران زمامداری افرادی مانند متوکل، مُعتـّز و معتمد عباسی، سختترین دورانهای تاریخی خود را سپری میکرد. در چنین شرایطی، امام هادی(علیه السلام) به منظور پیشگیری از خطرهایی که از طرف حکومتهای وقت، شیعیان را تهدید میکرد، فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) را با زیارت امام حسین(علیه السلام) برابر دانسته است، به تعبیری روشنتر، زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) برای کسانی که آمادگی خطرپذیری برای زیارت امام حسین(علیه السلام) را داشته باشند، پاداشی معادل زیارت آن حضرت دارد و حرم حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) شعبهای از حرم سیدالشهدا(علیه السلام) است و این خود، فضیلتی بزرگ و حاکی از جایگاه بلند عبدالعظیم در نزد اهلبیت(علیه السلام) و عظمت معنوی ایشان است. ج ـ حکمت برابری زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) با زیارت سیدالشهدا(علیه السلام) برابری فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت سالار شهیدان ـ هر چند در شرایط ویژه - بیتردید بدون حکمت نیست، شاید نتوان به حکمت آن پی برد؛ لیکن راز و رمز این فضیلت بزرگ را باید در شخصیت علمی، عملی و جهادی آن بزرگوار، جستجو کرد. در میان امامزادگان، شخصیتهای بزرگی وجود دارند؛ اما درباره هیچ یک از آنها نقل نشده و حداقل به ما نرسیده که زیارتش با زیارت سیدالشهدا برابری کند، بنابراین حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) باید از خصوصیات و مقامی برخوردار باشد که از مرقد مطهرش نور حرم حسینی ساطع شود و شمیم دلانگیز سیدالشهدا از آن استشمام شود. احادیث دیگری نیز در فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) نقل شدهاست، مانند آنچه از شهید ثانی در تعلیقه خلاصة الأقوال علامه حلّی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «هر کس قبر عبدالعظیم را زیارت کند، بر خدا لازم میشود که او را داخل بهشت کند».[7] پینوشتها: [1] رجال النجاشی: جلد 2، صفحه 67، شماره 651 [2] ر.ک : مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام): جلد 3، صفحات 181- 185 (رساله «عراضة الإخوان: سفرنامه معلّم حبیب آبادی به آستانه حضرت عبدالعظیم و شهرری»، محمدعلی معلّم حبیبآبادی . [3] این رساله در سال 516 قمری به خط یکی از بنی بابویه نگارش یافته است. (ر.ک. خاتمه مستدرک الوسائل: جلد 4 صفحه 404 شماره 173) [4] شناختنامه حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) و شهرری/مجموعه رسالههای خطّی و سنگی: ص 23 (رساله «رساله فی فضل عبدالعظیم(علیه السلام) » صاحب بن عباد) [5] ثواب الاعمال: صفحه 124 حدیث 1. [6]برای آشنایی با متن احادیثی که به آنها اشاره شد، ر. ک: دانشنامه امام حسین(علیه السلام): جلد 11 (فصل سوم و چهارم از بخش سیزدهم) و برای توضیحات لازم، ر. ک: همان: جلد 11، صفحات 101-111 (پژوهش درباره ارزش زیارت امام حسین علیهالسلام) [7] حاشیة الشهید الثانی علی خلاصة الأقوال: صفحه 191 حدیث 289، مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) جلد 3 صفحه 42 (مقاله «زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)»، رضا استادی) صلوات یا الله
|
|||
|
|
۱۷:۱۵, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) و درک 4 امام معصوم خبرگزاری فارس: حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) در دوران حیات پر برکتش حضور چهار امام معصوم را درک کرده است، آنچنان در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی شناخت داشته است که از سوی امام زمانش به عنوان «نایب امام» رهسپار ایران میشود. ![]() به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت میرسد، پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبةبن قیس بود. ولادت ایشان در سال 173 هجری قمری در شهر مقدس مدینه واقع شده است و مدت 79 سال عمر با برکت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی کاظم، امام رضا، امام محمدتقی و امام علیالنقی علیهمالسلام مقارن بوده است. این فرزند حضرت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از آنجا که از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) است به حسنی شهرت یافته است، حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین(علیه السلام) و از چهرههای بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت(علیه السلام) و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی و احکام قرآن، شناخت و معرفتی وافر داشت. حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) به صورت یک مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محله ساربانان در کوی «سکة الموالی» به منزل یکی از شیعیان رفت، ستایشهایی که ائمه معصومین(علیه السلام) از وی به عمل آوردهاند، نشان دهنده شخصیت علمی و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادی(علیه السلام) گاهی اشخاصی را سؤال و مشکلی داشتند، راهنمایی میفرمودند که از حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش میشمردند و معرفی میفرمودند. به مناسبت 15 شوال سالروز وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) زیارتنامه حضرت در ادامه میآید: *زیارتنامه حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) «اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صِفْوَة اللهِ اَلسَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی مُوسی کَلیمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی عیسی رُوحِ اللهِ اَلسَّلام عَلیکَ یا رَسولَ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیکَ یا خیرَ خَلْقِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیکَ یا صَفِیَّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللهِ خاتَمَ النَّبیّینَ اَلسَّلامُ عَلیکَ یا اَمیرَالْمُؤمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبیطالِبٍ وَصِیَّ رَسُول اللهِ اَلسَّلامُ عَلیکِ یا فاطِمَة سیِّدَة نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلیْکُما یا سِبْطَیِ الرَّحْمَة وَ سیِّدیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّة اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا عَلیَّ بْنَ الْحُسیْنِ سیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّة عیْنِ النّاظِرینَ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلیٍّ باقِرَالْعِلْمِ بَعْدَ النَّبی اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبـآرَّ الْـاَمینَ اّلسَّلامُ عَلیْکَ یا مُوسی بْنَ جَعْفَرِ الطّاهِرَ الطُّهْرَ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا عَلیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضی اَلسًّلامُ عَلیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلیٍّ التَّقیّ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا عَلی بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النّاصِحَ الْـاَمینَ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلیّ اَلسَّلامُ عَلی الْوَصیِّ مِنْ بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی نُورِکَ وَ سِراجِکَ وَ وَلِیِّ وَلیِّکَ وَ وَصِیِّ وَصیِّکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ اَلسَّلامُ عَلیْکَ ایُّهَا السّیِّدُ الزَّکِیُّ وَ الطّاهِرُ الصَّفِیُّ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یَا بْنَ السّادَة الْاَطْهارِ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یَا بْنَ الْمُصْطَفیْنِ الْـاَخیارِ اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللهِ وَ عَلی ذُریَّةِ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَکاتُهُ اَلسَّلامُ عَلی الْعَبْدِ الصّالِحِ الْمُطیعِ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَلِرَسُولِهِ وَلِاَمیرِالْمُؤمِنینَ اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبی اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا مَنْ بِزِیارَتِهِ ثَوابُ زِیارَة سَیِّدِ الشُّهَداءِ یُرْتَجی اَلسَّلامُ عَلیْکَ عَرَّفَ اللهُ بیْنَنا وَبیْنَکُمْ فی الْجَنَّة وَحَشَرَنا فی زُمْرَتِکُمْ وَاَوْرَدَنا حَوْضَ نَبیِّکُمْ وَسَقانا بِکَاْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ صَلَوات اللهِ عَلیْکُمْ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ یُرِیَنا فیکُمُ السُّرُورَ وَالْفَرَجَ وَاَنْ یَجْمَعَنا وَایّاکُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلیْهِ وَآلِهِ وَاَنْ لایَسْلُبَنا مَعْرِفَتکُمْ اِنَّهُ وَلیٌّ قَدیرٌ اَتَقَرَّبُ اِلی الله بِحُبِّکُمْ وَالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِکُمْ وَالتَّسْلیمِ اِلی اللهِ راضیاً بِهِ غیْرَ مُنْکِرٍ وَلامُسْتَکْبِرٍ وَعَلی یَقینِ ما اَتی بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذلِکَ وجهک یا سیِّدی اَللّهُمَّ ورِضَاکَ وَالدّارَ الاخِرَةَ یا سَیِّدی وَابنَ سَیِّدی اِشفَع لِی فِی الجَنَّةِ فَاِنَّ لَکَ عِندَاللهِ شَأناً مِنَ الشَّأنِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ اَن تَختِمَ لی بِالسَّعادَةِ فَلا تَسلُب مِنّی ما اَنَا فیهِ وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلیِّ الْعَظیمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَعِزَّتِکَ وَبِرَحْمَتِکَ وَعافیَتِکَ وَصَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً یا اَرْحَمَ الّراحِمینَ» صلوات یا الله |
|||
|
|
۱۴:۲۹, ۱۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۱ ۱۴:۳۰ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام جفاي تهرانيها در حق سيدالكريم از زبان آيت الله بهجت همان حكايت ماهي و درياست؛ نه قدر آب ميدانيم و نه شكر آن را بجاي ميآوريم. اين نه فقط حال و روز تهرانيها كه شايد توصيف بي وفايي خيلي از ما ايرانيها باشد. حرم حضرت عبدالعظيم حسني عليه السلام آنقدر در دسترس است و باريابي به بارگاه ايشان آنقدر سهل كه همچون ماهي در درون دريا، از وجود انوار كرامت ايشان غافليم. بارها شنيدهايم كه هر كه او را زيارت كند گويا سيد الشهدا عليه اسلام را زيارت كرده است اما كو گوش شنوا! اين مطلب عرض ادبي است به پيشگاه «مَنْ بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي»؛ در اين روزها كه سالگرد وفاتشان است. زيارتنامه حضرت عبدالعظيم حسني عليه اسلام اَلسَّلامُ عَلي آدَمَ صِفْوَة اللهِ اَلسَّلامُ عَلي نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي اِبْراهيمَ خَليلِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي مُوسي كَليمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي عيسي رُوحِ اللهِ اَلسَّلام عَليكَ يا رَسولَ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا خيرَ خَلْقِِ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا صَفِیَّ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللهِ خاتَمَ النَّبيّينَ اَلسَّلامُ عَليكَ يا اَميرَالْمُؤمِنينَ عَلِیَّ بْنَ اَبيطالِبٍ وَصِيَّ رَسُول اللهِ اَلسَّلامُ عَليکِ يا فاطِمَة سيِّدَة نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَليْكُما يا سِبْطَيِ الرَّحْمَة وَ سيِّديْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّة اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَليَّ بْنَ الْحُسيْنِ سيِّدَ الْعابِدينَ وَ قُرَّة عيْنِ النّاظِرينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ باقِرَالْعِلْمِ بَعْدَالنَّبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبـآرَّ الْـاَمينَ اّلسَّلامُ عَليْكَ يا مُوسي بْنَ جَعْفَرِ الطّاهِرَالطُّهْرَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَليَّ بْنَ مُوسَي الرِّضَا الْمُرْتَضي اَلسًّلامُ عَليْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ التَّقيّ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَلي بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِيَّ النّاصِحَ الْـاَمينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا حَسَنَ بْنَ عَليّ اَلسَّلامُ عَلي الْوَصيِّ مِنْ بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي نُورِكَ وَ سِراجِكَ وَ وَلِيِّ وَليِّكَ وَ وَصِيِّ وَصيِّكَ وَحُجَّتِكَ عَلي خَلْقِكَ اَلسَّلامُ عَليْكَ ايُّهَا السّيِّدُ الزَّكِيُّ وَ الطّاهِرُ الصَّفِيُّ اَلسَّلامُ عَليْكَ يَا بْنَ السّادَة الْاَطْهارِ اَلسَّلامُ عَليْكَ يَا بْنَ الْمُصْطَفيْنِ الْـاَخيارِ اَلسَّلامُ عَلي رَسُولِ اللهِ وَ عَلي ذُريَّةِ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلي الْعَبْدِ الصّالِحِ الْمُطيعِ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِاَميرِ الْمُؤمِنينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي اَلسَّلامُ عَليْكَ عَرَّفَ اللهُ بيْنَنا وَ بيْنَكُمْ في الْجَنَّة وَ حَشَرَنا في زُمْرَتِكُمْ وَ اَوْرَدَنا حَوْضَ نَبيِّكُمْ وَ سَقانا بِكَاْسِ جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ اَبيطالِبٍ صَلَوات اللهِ عَليْكُمْ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُرِيَنا فيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ اَنْ يَجْمَعَنا وَ ايّاكُمْ في زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَليْهِ وَ آلِهِ وَ اَنْ لايَسْلُبَنا مَعْرِفَتكُمْ اِنَّهُ وَليٌّ قَديرٌ اَتَقَرَّبُ اِلي الله بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ التَّسْليمِ اِلي اللهِ راضياً بِهِ غيْرَ مُنْكِرٍ وَ لامُسْتَكْبِرٍ وَ عَلي يَقينِ ما اَتي بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذلِكَ وجهک يا سيِّدي اَللّهُمَّ و رِضَاکَ وَالدّارَ الاخِرَةَ یا سَیِّدی وَ ابنَ سَیِّدی اِشفَع لِی فِی الجَنَّةِ فَاِنَّ لَکَ عِندَاللهِ شَأناً مِنَ الشَّأنِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ اَن تَختِمَ لی بِالسَّعادَةِ فَلا تَسلُب مِنّی ما اَنَا فیهِ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَليِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافيَتِكَ وَ صَلّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعينَ وَ سَلَّمَ تَسْليماً يا اَرْحَمَ الّراحِمينَ. ![]() آبروی ری گلچينی از سخنان رهبر انقلاب پيرامون زندگی پربركت حضرت عبدالعظيم حسنی(عليه السلام) [b]حقي عظيم بر گردن تهرانيها رى مركز بسيار مهمّى از لحاظ علمى و فرهنگى در تاريخ ماست و سرسلسلهى بزرگان هم - جناب عبدالعظيم - با اينكه اهل رى نيست، اما حقّاً و انصافاً به رى و تاريخ رى آبرو داد و حقّ عظيمى به گردن همهى تهرانيها و اهل رى دارد. بيانات در ديدار اعضاى برگزاركنندهى كنگرهى حضرت عبدالعظيم الحسنى(12/03/1382) شخصيّت جناب عبدالعظيم براى اغلب مردم ناشناخته است جناب عبدالعظيم مرد بسيار بزرگى است. مردم مقامات علمى اين بزرگوار را نمىدانند. به نظرم مىآيد يك وقت جناب آقاى «رىشهرى» احاديث اين بزرگوار را استخراج كرده بودند و شما مثل اينكه روى آن ديوار همهاش را نوشتيد. اين خيلى كمك مىكند به اينكه مردم از مقام محدّثىِ ايشان آگاه باشند. تجليل از جناب عبدالعظيم، تجليل از علم و جهاد و زهد و تقواست. ايشان صائم النّهار و قائم الّليل بوده است. در حالات ايشان نوشتهاند: در مدتى كه ايشان در رى زندگى مىكرد، همهى روزها را روزه مىگرفت و همهى شبها را مشغول عبادت بود. اينها حقّاً و انصافاً چيزهاى خيلى مهمّى است. در فضيلت ايشان روايات معروفى وارد شده است. حضرت هادى عليهالسّلام به يكى از اهالى رى كه از زيارت امام حسين عليهالصّلاةوالسّلام مىآمد، فرمود: «اگر مىرفتى عبدالعظيم را زيارت مىكردى، ثوابى را كه از زيارت امام حسين نصيبت شده است به تو مىدادند.» ما در جوار جناب عبدالعظيم زندگى مىكنيم، شوق كربلا هم داريم؛ امّا كمتر توفيق پيدا مىكنيم به زيارت اين بزرگوار برويم. اين يك روايت، كه مقام معنوى حضرت عبدالعظيم را نشان مىدهد. آن روز، امام هادى عليهالسّلام مىخواستند اين مشعل در اين نقطه از ايران بدرخشد. بىخود تعريف نمىكردند. مىخواستند دلهاى آحاد ملّتِ مسلمان را در اين نقطهى عالم به وسيلهى نور اين مشعل كه از انوار اهل بيت عليهمالسّلام است و آن روز از دنيا هم رفته بود و ديگر خطرى او را تهديد نمىكرد، روشن كنند. بيانات در ديدار اعضاى برگزاركنندهى كنگرهى حضرت عبدالعظيم الحسنى(12/03/1382) ![]() ابعاد شخصيتی حضرت عبدالعظيم حسنی شخصيّت جناب عبدالعظيم هم شخصيت علمى بوده، هم شخصيت جهادى بوده و هم ابتكاراتى داشته است. مرحوم «شيخ نجاشى» مىگويد: «ايشان خطب اميرالمؤمنين را جمعآورى كرد.» با اين حساب، ايشان در حدود صد و هفتاد سال قبل از تأليف نهجالبلاغه، خطب اميرالمؤمنين را جمعآورى كرده است؛ اين كارِ خيلى مهمّى است. هيچ بعيد نيست كه سيّدرضى رضواناللَّهعليه از نوشتهى ايشان استفاده كرده باشد. از سوى ديگر ايشان به دليل شخصيت جهادى خود، با حال اختفاء و فرار به رى آمده است. شيخ نجاشى مىگويد: «حارباً من السّلطان»؛ ايشان از دست خليفهى عبّاسى از عراق و حجاز گريخت و به رى آمد؛ چون رى مركز و محل تجمّع شيعيان بود. هم در مدينه و هم در عراق، همهى اينها مجبور نبودند از دست خليفه بگريزند. اين، مبارز بودن ايشان را نشان مىدهد. مشخّص مىشود ايشان اهل نشر معارف امامت بوده؛ بخصوص در دوران حضرت جواد و حضرت هادى عليهماالسّلام كه ايشان حداقل راوى اين دو امام است. دوران عجيبى بوده است؛ دوران اختناق شديد نسبت به ائمّه و درعينحال دوران نشاط عجيب شيعه در سراسر دنياى اسلام. اين چيز مهمّى است كه در هيچ زمانى از دوران زندگى ائمّه، شيعيان اين همه فعّاليت و نشاط و تحرّك و سازماندهى و گسترش در دنياى اسلام نداشتهاند كه در دوران اين سه امام - يعنى حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى عليهمالسّلام - داشتهاند؛ اين در حالى است كه اين سه امام خودشان در مدينه و بغداد و در سامرا زير نظر و تحت فشارهاى خيلى شديدى قرار داشتند. معلوم مىشود در آن دوران، اين بزرگوار شخصيت مهم و فعّالى بوده كه مورد توجّه خليفه قرار گرفته و تحت تعقيب بوده و به رى گريخته است. بنابراين هم شخصيت جهادى است، هم شخصيت علمى است و هم محدّث است و حداقل از امام جواد و امام هادى عليهماالسّلام روايت نقل كرده است. بيانات در ديدار اعضاى برگزاركنندهى كنگرهى حضرت عبدالعظيم الحسنى و بيانات در صحن حرم(12/03/1382 و 05/08/1373) ![]() مرجع علم دين در زمان امام هادی عليهالسلام يك روايت از حضرت هادى عليهالصّلاةوالسّلام است كه هم جنبهى علمى حضرت عبدالعظيم و هم جنبهى معنوى آن بزرگوار را نشان مىدهد. كسى خدمت امام هادى عليهالسّلام رسيد. حضرت به او فرمودند: تو در كجا هستى؟ گفت: در رى. فرمودند: هر مشكلى در امر دين داشته باشى، مىتوانى از عبدالعظيمبنعبداللَّه الحسنى بپرسى. يعنى امام هادى عليه السّلام، عبدالعظيم الحسنى را به عنوان يك مرجع علم دين به شيعيان خودشان معرفى كردند. بعد در همين روايت هست كه حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان. اين هم جنبهى معنوى. بيانات در صحن حضرت عبدالعظيمالحسنى(علیه السلام) (05/08/1373) دبيركل حزب الله در محضر سلطان ري دبیرکل حزبالله لبنان پیش از آغاز جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی با این کشور به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در ایران آمده بودند. ![]() ![]() ![]() قصيده خواني اميد مهدي نژاد در محضر رهبر انقلاب درباره حضرت عبدالعظيم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رود از جناب دريا فرمان گرفته است يعنی دوباره راه بيابان گرفته است تا حرف آب را برساند به گوش خاك در عين وصل رخصت هجران گرفته است هم تا بهار را به جهان منتشر كنند دريا ز باد و باران پيمان گرفته است تجديد اين بهار به باران رحمت است باران، كه خو ز حضرت رحمان گرفته است ای تشنگان شهر فراموش! خواب نيست آری، حقيقت است كه باران گرفته است بر جاده های يخزده اين رد گام كيست؟ اين بيرق از كجاست كه جولان گرفته است؟ بوی مدينه می وزد، اين شور از كجاست؟ آيا رضاست راه خراسان گرفته است؟ بر كشتی نجات بگوييدمان كه كيست اين ناخدا كه دست به سكان گرفته است؟ ری كربلاست يا تو حسينی كه هجرتت بغداد را چو شام، گريبان گرفته است؟ ری خاك مرده بود، بگو كيستی مگر؟ كآينك به ضرب گام شما جان گرفته است ايران به دست تيغ مسلمان نشد كه حق اين خاك را به قوت برهان گرفته است برهان تويی كه آينه واری امام را نه نايبی كه حكم ز سلطان گرفته است پيغام غيبت است كه انشاد می كنی در نوبت حضور كه پايان گرفته است غيبت حضور عالم غيب است، وز نهان خورشيد سايه بر سر انسان گرفته است ری پايتخت عشق علی ع شد، چنانكه قم عشقی كه بال بر سر ايران گرفته است تهران چه بود و چيست؟ دهی در تيول ری اين آبرو ز توست كه تهران گرفته است بويی اگر ز نام خدا دارد اين ديار بیشك ز باغفيض تو سامان گرفته است يا سيدالكريم! نگاه عنايتی تهران تو را دو دست به دامان گرفته است از تشنگان شهر فراموش ياد كن تا بشنويم باز كه باران گرفته است ![]() توصيههايي كه امام رضا عليه اسلام به سيدالكريم فرمود به شيعيانشان برساند روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو: * شیطان را به دلهای خویش راه ندهند. * درگفتار خویش، راستگو باشند و امانت را ادا کنند. * از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند. * به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است. * آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود. * به ایشان بگو: همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و ازخطای گنهکارانشان درگذشته است، مگرکسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده، یا کینه آنها را با دل بگیرد. بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ماخارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد «و اعوذبک من ذلک» ![]() جفاي تهرانيها در حق سيد الكريم عليه السلام خاطراتي از ارادت آيت الله بهجت به حضرت عبدالعظيم عليه السلام فرزند مرحوم حضرت آيتالله بهجت رضوان الله تعالي عليه نقل ميكردند: آيتالله بهجت به زيارت حرم مطهر حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السلام، اصرار داشتند و ميفرمودند: «اهل تهران اگر هفتهاي يك مرتبه به زيارت ايشان نروند، جفا كردهاند». ايشان وقتي مي خواستند به حرم حضرت رضا عليه السلام مشرف شوند و نيز در بازگشت از حرم مطهر رضوي، اصرار داشتند از سر راه بايد حرم حضرت عبدالعظيم عليه السلام برويم. يك بار اتفاق افتاد كه ما در راه بازگشت از مشهد نزديك ساعت 12 شب به تهران رسيديم، نيمهشب بود درِ حرم بسته بود ولي ايشان فرمودند: «اثاث را ميگذاريم پشت در حرم، همين جا ميمانيم تا در حرم باز شود»، ايشان پشت در حرم ميماندند و ميگفتند: «بههر نحوي هست نبايد محروم شويم». بارگاه در گذر سالها عكسهاي قديمي از حرم حضرت عبدالعظيم عليه السلام ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() كراماتي از سيدالكريم عليه السلام هدیه سیدالكریم علیه السّلام به آيت الله العظمي مرعشي نجفي طلبه سیّدی، پس از آنكه مقطعی از درسش را در نجف به پایان می برد به تهران می آید و مقدّمات ازدواج ایشان فراهم می گردد. دختری معرّفی می شود و به خواستگاری می روند ، مسائل مطابق سلیقه طرفین طی می شود. جز اینكه پدر دختر شرطی را برای داماد مطرح می كند ، تا پس از تحقّق آن دختر به خانه بخت برود. شرط پدر دختر تهیه این اقلام بود : یك جفت گوشواره ، 4 عدد النگو ، 2 عدد پیراهن ، 2 قواره چادری و 2 جفت كفش. اگر چه درخواست خانواده عروس چندان سخت و چشمگیر نبود ، لكن برای آن عالم بزرگوار تهیه همین قدر هم مقدور نبود .ایشان ناامید از انجام شرط، عازم قم می شود. امّا قبل از حركت به سمت قم به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در شهرری توقّف می كند . آن عالم بزرگوار قبل از آنكه به حرم مشرّف شود، دقایقی را در حیاط صحن و مقابل ایوان می ایستد . تمام حواسش به شرطی است كه از عهده انجام آن برنیامده است. در این لحظه كاملاً متوجّه آن حضرت می شود و مشكل را با آن وجود مقدّس در میان می گذارد. در حالتی دل شكسته زار زار می گرید و برای آنكه كسی متوّجه نشود عبایش را روی صورتش می گیرد. چند لحظه بعد، كسی دست روی شانه اش می گذارد و آرام به گوشش می خواند: كه آقا، بسته تان را بردارید تا خدای نكرده كسی آن را نبرد ! و ایشان ناراحت از اینكه او را از چنین حالی بیرون آورده اند، مكثی می كند و بعد چشم می اندازد، بسته ای جلوی پایش افتاده است! ابتدا اعتنا نمی كند، امّا، بلافاصله طنین صدایی را كه لحظاتی قبل او را متوجّه این بسته كرده بود در ذهنش می نشیند. ![]() نگاه جستجو گرش كسی را نمییابد. بسته را می گشاید . درون بسته این اشیاء به طور مرتّب چیده شده بود: 2 جفت كفش زنانه، 2 قواره چادری، 2 عدد پیراهن، 4 عدد النگوی طلا و یك جفت گوشواره. « اين طلبه كسي نيست ، جز مرحوم آيت الله العظمي مرعشي نجفي از علماء فقيد و مراجع تقليد عظام كه پس از اين كرامت نيز «خادم افتخاري» آستان مقدّس حضرت عبدالعظيم عليه السّْلام شده و تا آخر عمر شريفشان اين مدال خادمي را به سينه داشتند و ايشان در سال 1369 دعوت حق را لبيك گفتند.» پيمان دو خادم دو نفر از خادمين حضرت عبدالعظيم عليه السّلام با هم عهد مي بندند كه هر كدام زودتر ازدنيا رفت از خدا بخواهد ديگري را هم ببرد. از قضا يكي از آنان به رحمت خدا مي رود. پس از گذشت چهل روز، يار هم عهد در عالم رويا، متوّفي را مي بيند كه در جايگاهي مناسب و خوب قرار دارد . سلام مي كند و به او مي گويد: رفيق، از تو گله دارم، مگر ما با هم قرار و عهد نداشتيم؟ و او پاسخ مي دهد: درست است. من بر سر عهد بودم، اما مقداري از پيمانه ات خالي است، وقتي پر شود، خواهي آمد. ![]() اين بار مي پرسد: به من بگو آنجا چه خبر است؟ اين مكان خوب و خرّم را چطور به تو داده اند؟ پاسخ مي دهد: آن قدر بگويم كه سخت است. يادت مي آيد در آن سفر كربلا كه رفتيم از چند گمرك بايد مي گذشتيم. اينجا هم همان است. گمرك به گمرك جلوي آدم را مي گيرند. يكي از آنها مربوط به حساب نماز است. يكي مربوط به روزه است و الي آخر. امّا رفيق، من به هر يك از اين جايگاهها مي رسيدم، وجود مقدّس حضرت عبدالعظيم عليه السّلام تشريف مي آورد، دست مرا مي گرفت و از آنجا رد مي كرد. تا مرحله آخر كه مرا به اينجا آوردند و مي بيني …. ده سال پس از اين خواب، آن خادم هم از دنيا رفت تا به يار هم عهد خود بپيوندد… همسايگان ملكوت نگاهي به چند چهره مدفون در حرم حضرت عبدالعظيم عليه السلام به غير از حضرت حمزه و حضرت طاهر عليها السلام كه در جوار حضرت سيدالكريم عليه السلام مدفون هستند، علما و بزرگان ديگري نيز در آن زمين مدفون هستند. در اينجا تنها به چند نفر از آن خيل اشاره مي شود، بد نيست وقتي به زيارت آن امام زاده عظيم الشان مشرف مي شويم، فاتحه اي هم نثار اين بزرگان كنيم. چرا نسيه؟! همين الان نقدا! فتحهاي هديه كنيد تا بعد! كسي كه امام درباره او مي فرمود روحي له الفدا آیت الله شاه آبادی ![]() در سال 1291 قمری در محله حسین آباد اصفهان در خانه آیت الله میرزا جواد بیدآبادی طفلی پا به عرصه وجود نهاد كه او را محمد علی نامیدند. او بعد از اقامت در عراق و تحصيل در آنجا به ایران بازگشت و در تهران در خیابان شاه آباد (جمهوری اسلامی كنونی) ساكن و از این رو به شاه آبادی معروف گردید. آن بزرگوار مدت 17 سال در تهران اقامت داشت و در سال 1347 قمری راهی شهر مقدس قم شد و به تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. از جمله شاگردان ایشان حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(رحمة الله علیه) و آیت الله العظمی سید شهاب الدین نجفی(رحمة الله علیه) بوده اند. امــــام خمینی (رحمة الله علیه) به آیت الله شاه آبادی بسیار علاقه داشتند تا آنجا كه هرگاه از ایشان نامی به میان می آوردند، می فرمود: روحی له الفداء «جانم فدای او باد». در زمان حكومت رضا خان یكی از مهمترین اقدامات آیت الله شاه آبادی مبارزه با ظلم و ستم شاهی وی بود . چنانكه امام (رحمة الله علیه) می فرمایند: مرحوم آیت الله شاه آبادی علاوه بر آن كه یك فقیه و عارف كامل بودند یك مبارز به تمام معنا هم بودند. سرانجام در سال 1328 شمسی( سوم صفر 1369 قمری) بعد از هفتاد و هشت سال عمر پر بركت روح وی به ملكوت اعلی پیوست و پیكر پاك او با تشییع هزاران نفر از مؤمنین به شهرری منتقل و در رواق ابوالفتوح رازی به خاك سپرده شد. اخلاق مجسم آیت الله میرزا عبدالكریم حق شناس ![]() او در سال 1338 ه.ق برابر با 1298 ه.ش در تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.در سال 1373 ه.ق كه جناب حاج شیخ محمدحسین زاهد تهرانی معروف به زاهد نفت فروش كه در مسجد امین الدوله واقع در بازار وفات كردند، بنا به درخواست اهل مسجد و محل، آیت الله بروجردی به آیت الله حق شناس دستور دادند تا برای حل مشكلات دینی و رسیدگی به امور شرعی آن مسجد، به تهران عزیمت كنند. آیت الله حقشناس با وجود مشغله فراوان در امور شرعی و دروس حوزوی و تدریس كتب فنی از مسائل روز و سیاسی بی خبر نبودند و دقت خاصی داشتند. می فرمودند: «با شروع جنگ تحمیلی این شبهه برای من ایجاد شد كه مبادا در جبهه به من نیاز باشد به خدمت امام راحل مشرف شدم آیت الله شهید صدوقی(رحمة الله علیه) هم در مجلس حضور داشتند. من دو وجبی زعیم عالیقدر بودم گفتم: بنده مدرس حوزه و امام جماعت مسجد امینالدوله هستم. اگر چنانچه وظیفه طور دیگر است دستور می فرمایید به جبهه بروم. امام فرمودند: مگر تو می توانی تفنگ بلند كنی؟ گفتم: بنده یكبار تفنگ بلند كردم و گلنگدن را كشیدم و ماشه را چكاندم به جای این كه من تفنگ را نگه دارم تفنگ مرا مسافتی عقب برد. امام تبسمی كردند و اظهار داشتند: جبهه تو همان مدرسه است و مسجد امین الدوله.» این عالم ربانی در نهایت، در سن 88 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیكر این عالم بزرگوار، در دوم مرداد ماه سال 86 از مسجد ارك تهران واقع در خیابان پانزده خرداد به سوی حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام تشییع شده، و در همان مکان مقدس به خاک سپرده شد. زبان گوياي اسلام حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی ![]() حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی فرزند آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنكابنی در سال 1286 شمسی در تهران متولد شد. حجت الاسلام والمسلمین فلسفی خطیب ارزشمند و توانا و سخنور بی همتایی بود كه در جهت پیشبرد اهداف و آرمان های نهضت امام(رحمة الله علیه) و انقلاب اسلامی با حضور فعّال و سرنوشت ساز خود در صحنه های گوناگون سیاسی، مبارزاتی و تبلیغاتی نقش موثر و به سزایی داشت. ایشان در دوران پیش از انقلاب اسلامی در سخنرانی های خود درباره دین اسلام، مسئولیت های دینی، روابط اجتماعی انسانها ـ علل انحطاط اخلاقی جوانان و به خصوص در مسایل سیاسی روز و روشنگری و افشاگری عملكرد رژیم سفاك پهلوی وقت، بارها توسط مأموران ساواك بازداشت شده و ممنوع المنبر گردید. امام خمینی(رحمة الله علیه) به مقام و منزلت آقای فلسفی از آغاز آگاهی داشتند از این رو، او را «زبان گویای اسلام» ودر پیام دیگر او را «سخنگوی دیانت اسلام» خواندند.با پیروزی انقلاب اسلامی حجت الاسلام فلسفی همچنان به فعالیتها و منبرهای روشنگر خویش ادامه داد و سرانجام در روز 77/9/27 دارفانی را وداع گفت و در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در مقبره آیت الله كاشانی به خاك سپرده شد. جوانمرد طیب حاج رضایی ![]() طیب حاج رضایی فرزند حسین علی متولد 1280 شمسی در میدان تره بار تهران به خرید و فروش میوه اشتغال داشت و از میدان داران مشهور سالهای 1320 تا 1324 بوده است. او با اینكه بارها در درگیریها و نزاعها شركت داشته و به زندان رفته بود اما روزنه های نور ایمان و تعالیم آسمانی در وجود او بود كه در اثر یك تحول روحی به نهضت اسلامی پیوست و از كسانی شد كه در راه امام خمینی(رحمة الله علیه) مبارزه كرد و به شهادت رسید. او نور حسین علیه السّلام را در دل داشت و افتخار او خدمتگزاری در تكیه ها و حسینیه ها بود و در ایاّم عاشورای حسینی تكیه عظیمی به راه می انداخت و با دعوت از سخنرانان برجسته به سینه زنی و عزاداری برای امام حسین علیه السّلام می پرداخت. اوحتی با علماء و روحانیون نیز ارتباط داشته و در گزارشات ساواك آمده است كه وی به منزل آیت الله كاشانی رفت و آمد داشته است. در جریان 15 خرداد 1342 شهید طیب به عنوان یكی از محركین اصلی شناخته شد و شاه برای تحریف مسیر حركت مردمی 15 خرداد، از قالب دین و اسلامیت، بسیار میكوشید كه نهضت را به صورت یك آشوب هرج و مرج طلبانه، و براساس اغراض و هدفهای مادی جلوه دهد، به همین منظور طیب را دستگیر و روانه زندان كرد و شرط آزادی او را این موضوع قرارداد كه وی اعتراف كند برای ایجاد درگیری و تظاهرات و بوجود آوردن بلوا و كودتا، از مرجع تقلید امام خمینی(رحمة الله علیه) پول دریافت داشته و اقدام به اغتشاش نموده است. ![]() اما شهید طیب چنین ننگی را به دامن خود نپسندید و برسردوراهی زندگی و مرگ، مرگ جوانمردانه و شرافتمندانه را انتخاب كرد و بارها به دوستانش گفته بود حاضر نیستم به خاطر چند صباحی بیشتر زیستن دامان مرجع تقلیدی را لكه دار سازم. سرانجام شهید طیب حاج رضایی و هم رزم شهیدش حاج اسماعیل رضایی كه با وی در میدان میوه تره بار(امین السلطان)همكار بود به اعدام محكوم شدند و حكم صادره در تاریخ 11/8/1342 به مرحله اجرا گذاشته شد. این دو شهید گرانقدر را به شهرری منتقل و شهید طیب در صحن مصلی ضلع شرقی و شهید حاج اسماعیل رضایی را در رواق شهید حاج رضایی به خاك سپردند. منبع: رجانیوز |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,550 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,351 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,243 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| علامه مجلسی رحمة الله علیه | آیات | 0 | 1,062 |
۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۱۸ آخرین ارسال: آیات |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,944 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| السلام علیك یا علی بن موسی الرضا المرتضی | جواد مخبریان | 3 | 1,904 |
۲/شهریور/۹۴ ۲۲:۲۷ آخرین ارسال: جواد مخبریان |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,674 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|





![[تصویر: 746022_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/12/07/746022_PhotoA.jpg)
![[تصویر: 13910611000119_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/06/11/13910611000119_PhotoL.jpg)


![[تصویر: 13910611000484_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/06/11/13910611000484_PhotoA.jpg)
![[تصویر: 69365.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69365.jpg)
![[تصویر: 69363.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69363.jpg)
![[تصویر: 69364.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69364.jpg)
![[تصویر: 69351.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69351.jpg)
![[تصویر: 69352.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69352.jpg)
![[تصویر: 69353.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69353.jpg)
![[تصویر: 69366.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69366.jpg)
![[تصویر: 69373.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69373.jpg)
![[تصویر: 69354.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69354.jpg)
![[تصویر: 69355.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69355.jpg)
![[تصویر: 69357.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69357.jpg)
![[تصویر: 69356.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69356.jpg)
![[تصویر: 69358.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69358.jpg)
![[تصویر: 69360.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69360.jpg)
![[تصویر: 69359.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69359.jpg)
![[تصویر: 69361.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69361.jpg)
![[تصویر: 69362.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69362.jpg)
![[تصویر: 69368.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69368.jpg)
![[تصویر: Default2.jpg]](http://www.abdolazim.com/PERSIANnet/graveyard/Default2.jpg)
![[تصویر: Default57.jpg]](http://www.abdolazim.com/PERSIANnet/graveyard/Default57.jpg)
![[تصویر: Default13.jpg]](http://www.abdolazim.com/PERSIANnet/graveyard/Default13.jpg)
![[تصویر: 69371.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69371.jpg)
![[تصویر: 69370.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/69370.jpg)