کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یکی از حربه های شیطان (فمینیسم)
۱۰:۰۱, ۱۸/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/بهمن/۸۹ ۱۷:۵۴ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام

امروز میخوام درباره نیرنگ شیرین شیطان با شما صحبت کنم. دوست دارم مرا تکذیب یا تایید کنید. نظرتان هر چه هست بگویید. شیرین است.

میخوام درباره نیرنگ شیطان در گستره جهانی بگم. چیزی که بنیان هر خانواده ای را سیاه میکند. چیزی که هر جمع عاشقانه ای را متلاشی میکند. و چقدر شیرین است که این به دست خود تو انجام میشود.

این نیرنگ چیست؟ کمی فکر کنید و حدس بزنید. چه چیز است که با این همه سیاهی به کام شما شیرین میایید و بعد میفهمید ای کاش و ای کاش؟

این یکی از نیرنگ های اوست که من میگویم.

آن، جابجایی نقش زن و مرد است. شاید این مطلب از نظر خیلی از خواننده ها، مطلبی بس سنتی به نظر بیایید، لطفا کمی تامل و تفکر نمایید.

کودکی خود را به یاد بیاورید. وقتی از مدرسه به خانه می آمدید. آغوش باز و مهربان مادر با غذای خوشمزه و بوی دلنشینش منتظر شما بود. از در نیامده کیف خود را به زمین پرتاب میکردید و میگفتید. مامان من گشنمه چی داری بخورم و مادر با لبخندی که همیشه بر روی لبش بود و آرامش خاصی داشت جواب شما را میداد. تا شما لباسها را عوض کرده و نکرده، دستهای شسته و نشسته آمده این ضیافت کودکانه می شدید.

این مروری به گذشته بود. آیا نقش مادرتان در زندگی شما بی اهمیت بوده است؟ آیا این مادر نبود که وقتی توی کوچه زمین میخوردید به شما دلداری میداد؟ آیا پدر شما به عشق مادرتان نبود که همیشه با دستان پر به خانه می آمد؟ این پدر بار سخت زندگی را بر دوش میکشید تا برای شما نان و رفاهی بیاورد و در این قسمت مادر با ایفای نقش زییای خودش آن برکت را بیشتر متبرک میکرد تا همیشه در خانه آرامشی زیبا باشد.

مادر به چه چیز شناخته میشود؟ به زن بودنش که شما را متولد ساخته؟ به پخت و پزش؟ یا به احساس خوبش؟ به مهربانی اون؟ به آرامشی که به مرد و فرزندانش میداد؟

زندگی مشترک مانند یک ترازویی است که یک سمت مرد با وزن مسئولیتهایش نشسته و در سمت دیگر مادر با وزن مسئولیتهای او.

اینجا مادر نقش خود را خوب بازی میکند و پدر همچنین. پس همیشه این ترازو در توازن است و همه در این خانواده شاد زندگی میکنند و راضی.

حال شیطان جلو می آید. و از زن که سرمایه اش و قوتش احساس اوست استفاده میکند. در گوش او میگوید چرا تو با مردت برابر نیستی؟ چرا او هر کاری که میخواهد انجام می دهد و تو نمیتوانی؟ زن به فکر فرو می رود و میگوید راست میگویی من زندگی خود را باخته ام ولی نمیگذارم دخترم هم ببازد. پس دختر را طوری تربیت میکند که این حق از دست رفته را باز پس بگیرد. اولین حق از دست رفته کار در محیط اجتماعی است تلاش برای کسی شدن. دختر وارد جامعه ای میشود که همه گرگند. پس باید احساسات زیبای خود را کنار بگذارد تا بتواند با این گرگهای درنده روبرو شده و رقابت کند. ماحصل او موفق میشود. او کاری در جامعه انجام میدهد و بقول خود کسی میشود. ولی او چه چیز را از دست داده؟ احساساتش را.

دختر طبق سنت ازدواج میکند. فشارهای مالی و خواسته های برابری او، او را به کار کردن در محیط وحشی جامعه وادار میکند. او همسر یک مردی هست که او نیز چنین کاری میکند. مرد احساسی ندارد و زن احساس خود را کشته است. وای بر من، وای.

شب هر دو خسته پس از مبارزه ای سخت به خانه بر میگردند یکی زودتر و دیگری دیرتر. زن که از این فعالیت وحشیانه خسته است. نیاز به آرامش دارد و مرد همچنین.

آن زمان پدر تو وقتی از این کار و زار به خانه میرسید و خسته از این جنگ وحشیانه مادری بود که به او احساس آرامش دهد و او را یاری دهد و برای فردا نیرویی دوباره بخشد.

حال مرد خسته از جنگ بدنبال آغوش پر مهر همسرش به خانه میاید. در خانه کیست زنی که او نیز خسته و بدنبال آغوش پر مهر و آرامش دهنده است.

مرد گرسنه است رستوان نزدیک غدا می آورد و هر دو میخورند. هر دو خسته اند ولی کوش آن آغوش التیام دهنده؟ هر دو از فرط نا امیدی و خستگی به خواب میروند و با نیروی کمتر از دیروز دوباره به جنگ میروند.

این نیرو تا چه زمانی وجود دارد؟ ١ سال ٣ سال ۵ سال؟ بالاخره این نیرو کم میشود و رو به کاستی میگذارد.

حال زن از مرد این آغوش را طلب میکند و مرد از زن بدون اینکه بدانند چه میخواهند. وقتی زن میبیند که مرد نیاز او را برآورده نمیکند. و مرد میبیند که زن به او بی توجه است. چه بلایی سر آنها می آید؟ بر سر مسایل مختلف با هم به بحث مینشینند.

صحبتها از تساوی و شراکت در کار خانه شروع میشود. زن میگوید تو کار میکنی و من، پس باید در کارهای خانه به من کمک کنی. مرد قبول میکند ولی ناقص انجام میدهد. مرد وقتی آرامش نداشته باشد کارش تباه است. مرد سر نافرمانی بلند میکند و با زن بر سر مسایل بی اهمیت به جنگ بر میخیزد. وای بر من، وای بر من.

زن از این که در بیرون خانه کار میکند و استقلال دارد و نیازی به مرد ندارد و همه کارها را میتواند خود انجام دهد به خود میبالد و چه شیرین است مکر شیطان.

مرد که در بیرون خانه کار میکند و استقلال دارد و پخت و پز و وظایف خانه را نیز انجام میدهد در میبابد که نیازی به زن ندارد و همه کارها را میتواند خود انجام دهد به خود میبالد که به زن چه نیازی است و تنها نیاز را هم میتوان از جایی دیگر جست و چه شیرین است مکر شیطان.

وای بر من.

وای بر من.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یکدوست ، فرهاد ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، parisan ، جوینده حق ، iran67 ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، Havbb 110 ، taleb ، انتخاب ، baran Bahari ، یاســین ، Agha sayyed ، meshkat

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۱, ۲۰/دی/۸۹
شماره ارسال: #11
آواتار
چند نكته :

1- در مورد نظر من كمي سوء برداشت شد. بنده اصلا وارد موضوع اشتغال و ... زنان نشده بودم و در كل با صحبت هاي دوستان موافقم پس دفاعيه معنايي نداره. مطلب من فقط درباره 1-عنوان پست و ارتباطش با محتوا 2- حديث مشهور حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. در واقع من در بحث شركت نكرده بودم.

2- اميدوارم نقل عين يكي از عبارات من با كلي علامت تعجب كاملا اتفاقي بوده باشه. در غير اين صورت از برادر خوبم خواهش مي كنم مطالعه اي عميق تر در مورد مساله زن در اسلام داشته باشند. در اينكه وظيفه اصلي كه خدا به دوش زن نهاده توجه به همسر و خانواده و تربيت فرزندان هست هيچ شكي نيست و بلكه اين افتخاري است كه فقط زن از عهده اون برمياد.اما حضور فعال زن به شكل صحيح و اسلامي در اجتماع نه تنها كوچكترين منافاتي با اين مساله نداره بلكه يك وظيفه شرعي است و زن هم به عنوان انسان و موجودي اجتماعي در سايه حضور در اجتماع هست كه به تكامل مي رسه. حالا منظور من از اجتماع كلي و نظري بود و منظور دوستان برخي مصداق هاي خاص و برتري جويي هاي زنان يا مثلا منظور من فعاليت به معناي كلي به خصوص كسب علم و معنويت بوده و برداشت دوستان شغل به معناي كسب درآمد( كه با اينكه اسلام واجب نكرده ولي با رعايت حدود اسلامي منع هم نكرده)

3- اينكه زن از دنده مرد آفريده شده از اسرائيليات وارد شده در دين اسلام هست كه در عهد عتيق اين مساله گفته شده (البته عهد عتيق در ترك اولي آدم نيز حوا رو مقصر مي دونه!) و ما هيچ روايت و آيه اي در تصديق اين مساله نداريم. بلكه خداوند در قرآن مي فرمايد : "خلقكم من نفس واحدة ..." يا "هوالذي خلق من انفسكم ازواجا..."

4-" الرجال قوامون علي النساء.." به اين معني است كه مردان بر زنان سرپرستي دارند. چه در ترجمه و ريشه لغوي و چه در تفسير. زنان و مردان در سلوك مقامات معنوي هيچ فرقي ندارند. ببينيد حضرت زهرا نعوذ بالله كه اتفاقي زن آفريده نشد. اينكه ما ميگيم ائمه نمونه انسان كامل بودند تا بشر مقام واقعي خودش رو در وجود اونها مشاهده كنه و سعي كنه به اون مقام نزديك شه، همين مساله در مورد زنان و حضرت زهرا(سلام الله علیها) صادق است. يعني ايشون رو فقط به عنوان يك شخص نگاه نكنيم بلكه به مقامي كه ايشون به عنوان يك زن بهش رسيدند فكر كنيم و زنان ارزش و جايگاه واقعي شون رو در شخصيت ايشون ببينند و براي رسيدن به اون جايگاه تلاش كنند.

"قرآن می فرماید «الرجال قوامون علی النساء». این آیه بدین معناست که سرپرستی امور خانه به دوش مرد است. مرد باید برود کار کند.معیشت خانواده به عهده اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است اما معیشت خانواده به دوش او نیست.
این طور هم نیست که بگوییم همه جا باید خانم از آقا تبعیت کند،نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. آیه «الرجال قوامون علی النساء» معنایش این نیست که زن باید در تمام امور تابع شوهر باشد.نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلد اروپا ،بگوییم که زن بایستی همه کاره باشدو مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است.
بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستند. یک جا مرد کوتاه بیاید و یک جا زن کوتاه بیاید. یکی اینجا از سلیقه و خواست خود بگذرد و دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با هم زندگی کنید.
اما خداوند متعال تفاوت طبیعی را در زن و مرد قرار داده است. خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی مناسب است، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند معلوم نیست بتوانند بردارند.
اما بعضی از انگشتها ظریف و باریکند. آن سنگ را نمی توانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می توانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هر کدام یک مسئولیتی دارند. نمی شود هم گفت که مسئولیت کدامیک سنگین تر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است. خدا اینها را اینطور کنار هم قرار داده است."
مقام معظم رهبري 28/6/79


حرف آخرم اينكه
تا خود ما به عنوان مسلمون و شيعه نتونيم نگاه جامع و صحيح اسلامي به مساله زن داشته باشيم، نمي تونيم الگوي زن مسلمان رو به دنيا عرضه كنيم.براي همين هست كه در دودوتا چهار تاي بحث فمينيسم و جنبش هاي به اصطلاح حقوق زن گير ميكنيم و نمي تونيم به زنان و دختران خودمون بگيم كه اسلام هست كه شما رو به جايگاه حقيقي و ارزشمندتون در عين حفظ شأن و عفاف مي رسونه. كتمان حقيقت هميشه نگفتن حقيقت نيست. بلكه يك بعدي نگاه كردن به حقيقت هم نوعي وارونه جلوه دادن اون هست. و به نظر من اين اصلي ترين آفت برداشت هاي به ظاهر اسلامي فعلي از مساله زن هست.

اينكه از دوستان خواهش كردم به بيانات امام و آقا در مورد زنان نگاه كنن اين بود كه اين دو بزرگوار اولياي امر ما هستند و اگر ادعاي ولايت مداري داريم بايد خودمون رو با صحبت هاشون بسنجيم. اين صحبت ها شاخص راه ما و بهترين و مطمئن ترين تفسير از اسلام در زمان حال هست. از طرفي خوشحالم كه مشاركت خوبي رو در اين موضوع ديدم و اين يعني مساله خيلي مهمه و جاي كار داره.

" بله، حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جامعه اسلامی و در جامعه ما حتما باید انجام بگیرد منتها بر مبنای اسلامی و با هدف اسلامی.
یک عده نگویند که این چه نهضتی است؟ این چه حرکتی است؟ مگر زن در جامعه ما چه کم دارد؟
متاسفانه ممکن است بعضی این گونه فکر کنند. این، ظاهربینی است.
زن در همه جوامع - از جمله در جامعه ما - دچار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل می شود، اما
این کمبود، کمبود آزادی به معنای بی‏بندوباری نیست.
این کمبود، کمبود میدانها و فرصتها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست.
این را باید تامین و جستجو کرد. "
.
.
.
"اگر کشور بتواند جامعه زنان را با تکیه بر تعلیمات اسلامی، با همان معارفی که اسلام خواسته است آشنا بکند، من تردیدی ندارم که پیشرفت و ترقی و تعالی کشور مضاعف و چند برابر خواهد شد.
در هر میدانی که بانوان مسؤولانه در آن میدان وارد بشوند، پیشرفت در آن میدان چند برابر خواهد شد.
خصوصیت حضور خانمها در میدانهای مختلف این است که وقتی زن خانواده وارد میدان می‏شود، یعنی همسر و فرزندان او هم واردند.
حضور مرد به این معنا نیست، اما حضور زن به این معنا است.
در هر میدانی که زن وارد بشود - زنی که خانم و کدبانوی یک خانه است - در حقیقت همه آن خانه را در آن میدان وارد می‏کند.
حضور زنان در بخشهای مختلف بسیار مهم است."
مقام معظم رهبري - 28/6/89
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، علی 110 ، بیداری اندیشه ، baran Bahari ، یاســین
۱۶:۲۱, ۳۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام

حرف که زیاد دارم راجع این موضوع

ولی در درجه اول حیفه تاپیکی به این مهمی و موضوعی به این مهمی اینجور سوت و کور باشه
دوستان لطف کنن مطالب اینجا رو بخونن
.....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: omoridi
۲:۵۴, ۲۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
کسی دیگه نظری نداره؟ یعنی بحث عدم جایگاه ها به همین سادگی حل شد!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا