کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معني عبادت خداوند چيست؟ اياك نعبد واياك نستعين در زندگي
۰:۱۱, ۲/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اسفند/۹۲ ۱:۰۷ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
معناي عبادت خداوند

در زبان عربي وقتي كه چيزي رام، نرم، مطيع باشد، بطوري كه هيچ گونه عصيان و مقاومتي نداشته باشد، تعبد گويند. در قديم راهها و جاده ها به صورت سنگلاخي و ناهموار بود به طوري كه سنگ و خارها مانع رفت و آمد بودند كه با عبور و مرور، كم كم سنگ ريزه ها خرد و نرم مي شدند و مقاومتي در مقابل عابرين نداشتند، و پاي انسانها و حيوانها را آزار نمي دادند بلكه رام و آرام بودند، در حاليكه راهي كه بيراهه بود، سنگها زير پا ناآرام و عاصي بودند. عرب به اين راهي كه نرم ورام شده بود مي گفتند طريق معبد. انسان عبد و معبد يعني كسي كه رام و تسليم و مطيع است و هيچ گونه عصياني ندارد.[ مطهري، مرتضي، آشنايي با قرآن، ج 1 و 2، ص 104، تهران، صدرا، 1370 ش و محمد بن مكرم، لسان العرب، ج 3، ص273، بيروت، دارصادر،1414ق. ] در اصطلاح، عبادت و پرستش خداوند به معناي حالتي است كه در آن انسان از ناحيه باطني خويش توجه به حقيقتي كه او را آفريده است، دارد و خودش را در قبضه قدرت او و نيازمند به او مي بيند. در واقع سيري است كه انسان از خلق به سوي خالق مي كند. اين امر اساساً قطع نظر از هر فايده و اثري كه داشته باشد يكي از نيازهاي روحي بشر است كه انجام ندادن آن، در روح بشر ايجاد عدم تعادل مي كند.[ مطهري، مرتضي، اسلام و مقتضيات زمان، ج1، ص 292، تهران، صدرا، چاپ چهارم، 1373.]
اياك نعبد
جمله اياك نعبد از نظر دستور زبان عربي، اياك، مفعول نعبد است و به حسب طبع اولي مي بايست پس از فعل بيايد و گفته شود نعبدك و اگر اين طور بود معنايش اين بود: خدايا ترا پرستش مي كنيم. ولي علماي ادب مي گويند اگر يك كلمه كه جايش مؤخر است، مقدم بدارند علامت انحصار است، و اين اختصاص اختصاص به زبان عربي ندارد و در فارسي هم چنين است. بنابراين معناي اين جمله مي شود: خدايا تنها تو را پرستش مي كنيم و رام و مطيع تو هستيم. پس جمله اياك نعبد يك جمله است به جاي دو جمله. جمله اثباتي يعني در مقابل خدا تسليم هستيم و جمله نفي يعني در مقابل غير خدا هرگز تسليم نمي شويم.
توحيد در عبادت نيز به همين معناست كه در مقابل هيچ موجود ديگر و هيچ فرمان ديگر خاضع و تسليم نباشيم، بلكه نسبت به غير خدا حالت عصيان و تمرّد داشته باشيم. پس انسان همواره بايد دو حالت متضاد داشته باشد، تسليم محض خدا و عصيان غير خدا.
البته تذكر اين نكته لازم است اطاعت كساني كه خداوند دستور داده مثل پدر و مادر، امام و رهبران جامع الشرايط، همه در واقع اطاعت خدا است. چون خدا فرمان داده است اطاعت مي كنيم و هر رشته اي كه به اينجا برسد عبادت خداست، ولي هرچه در كنار و عرض خدا قرار گيرد، شرك است.
ايمان در اسلام
ايمان در اسلام، بدون كفر عملي نيست، بلكه همواره بايستي در كنار تسليم به خداوند، انكار مظاهر طغيان قرار گيرد، تا ايمان كامل گردد و در جمله اياك نعبد، همان ايمان و كفري كه از شعار توحيد استفاده مي شود، گنجانده شده است. مسلمان كه مي گويد: لا اله الا الله در آن واحد يك ايمان و يك كفر را ابراز مي دارد، ايمان به خدا و كفر به غير خدا.
در آية الكرسي مي خوانيم «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى»[ بقره، 256. ]
اينك كه حقيقت آشكار شده، هيچ گونه اجبار و اكراهي در كار نيست، آنكس كه مؤمن به الله باشد، در حاليكه در همان آن كافر به طاغوت (آنچه كه مظهر طغيان است) باشد، آنكس رستگار گشته و عروة الوثقي يعني به دستگيره محكم، چنگ زده است.
ضمير جمع
نكته جالبي كه در نعبد مطرح است ضمير جمع بودن آن است و بصورت مفرد يعني اعبد گفته نشده است (من تو را مي پرستم) بلكه گفته شده است نعبد (ما، تنها تو را مي پرستيم) آن نكته آنست كه چون انسان در مرحله ساخته شدن است و همانطور كه انسان در مرحله ساخته شدن است و همانطور كه انسان در پرتو شناخت خدا و توجه به او ساخته مي شود نه در صورت غفلت از او و بي خبري از او، و همانطور كه در عمل و فعاليت ساخته مي شود نه با نظر و انديشه محض، يكي ديگر از راههاي ساخته شدن آن، عبارت است از همراه و هماهنگ با جامعه توحيدي بودن، و در ضمن اجتماع توحيدي بودن، راه ساخته شدن اوست نه منفصل و جدا از قافله اهل توحيد.
انسان موجودي است فكري، الهي، عملي، اجتماعي. انسان بدون انديشه و شناخت، انسان حقيقي نيست. انسان بريده شده از خدا و غافل از خدا، انسان نيست. انسان انديشنده الهي بريده از عمل نيز انسان حقيقي نيست، انساني كاستي گرفته است. همينطور انسان انديشنده خداشناس عملي بريده از جامعه توحيدي نيز انسان ناقص است. پس در حقيقت معني اياك نعبد اينست:
خدايا ما مردم جامعه توحيدي در حركتي هماهنگ، همه با هم بسوي تو و گوش بفرمان تو روانيم.
اياك نستعين
اين جمله مفيد توحيد در استعانت است توحيد در استعانت، يعني تنها از او كمك خواستن و تنها از او استمداد كردن و تنها به او اعتماد كردن.
ممكن است در اينجا سؤالي مطرح شود و آن اينكه چرا نبايد از غير خدا استعانت و استمداد جست. اين كه غير خدا را نبايد عبادت كرد منطقي است اما اينكه از غير خدا نبايد استعانت و استمداد جست چه منطقي دارد؟ خداوند، عالم را عالم اسباب قرار داده و انسانها را به انسانهاي ديگر و به اشياء ديگر نيازمند ساخته است و ما ناچار براي رفع نيازهاي خود بايد از اشياء ديگر و از انسان هاي ديگر در زندگي كمك بگيريم و استمداد كنيم.
در پاسخ اين سؤال بايد بگوئيم كه مطلب چيز ديگري است.و اينطور نيست كه هرگونه كمك گيري از غير و اعتماد به غير قبيح باشد، خير،بلكه خداوند اصولاً انسان را موجودي نيازمند به غير خلق كرده، يعني جامعه انسان ها اينطور است كه هر كس به ديگري محتاج است و اينكه مي بينيم در سفارشات اسلامي دائماً امر به تعاون مي كنند نمايانگر همين حقيقت است. در قرآن مجيد مي فرمايد: «تعاونوا علي البر و التقوا»[ مائده، 2. ] «در كارهاي نيك يكديگر را مدد برسانيد.»
اگر استعانت از غير،در هيچ حدي جايز نبود، پروردگار سفارش به تعاون نمي كرد، ولي مي فرمايد: شما به يكديگر محتاج هستيد، و لذا بايستي يكديگر را مدد وياري كنيد.
شخصي در حضور حضرت امير به اين تعبير دعا كرد: خدايا مرا محتاج خلق نگردان! حضرت فرمود: ديگر اينطور نگو. عرض كرد پس چه بگويم؟ فرمود بگو: خدايا مرا محتاج بدان خلق خودت قرار نده. و منظور اينست كه جمله اول نشدني است. زيرا نحوه خلقت انسان، اين طور است كه همواره در پيش برد زندگي دنيايي خودش به ديگران نيازمند است. پس در جمله اياك نستعين نمي گويد كه انسان نبايد استمداد از ديگران بجويد. پس مطلب چيست؟
آنچه اين آيه شريفه مي رساند اينست كه: آن اعتماد نهايي، و آن تكيه گاه قلب انسان، يعني آنچه كه در واقع و نفس الامر انسان به آن تكيه داده، بايستي خدا باشد، و آنچه كه از آنها در دنيا استمداد مي جويد، آنها را بعنوان وسيله بداند. و بداند كه حتي خود انسان، قواي وجود او، نيروي بازوي او، نيروي مغزي او، همه و همه وسايلي هستند كه خداوند آفريده و در اختيار او نهاده است و سررشته در دست اوست، و لذا چقدر انسان در دنيا به وسايلي اعتماد مي كند ولي بعد مي بيند كه برخلاف انتظارش آن وسيله كمكي كه بايد بكند، انجام نداد.[ مطهري، مرتضي، آشنايي با قرآن، ج 1 و 2، ص 110، تهران، صدرا، چاپ پنجم، 1370.]

براي مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه كنيد:
1. مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، تهران، صدرا، چاپ 23، 1373.
2. صادقي اردستاني، احمد، عبادت در اسلام، تهران، خزر، چاپ دوم، 1398.
3. بيرشك، حسين ، چهل حديث عبادت، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1373.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:
عابدترين مردم كسي است كه نسبت به همه مسلمين خيرخواه و پاك دل تر باشد.
اصول كافي، ج3، ص 238

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا