کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لا تأخذنی سنة و لا نوم!
۱۷:۳۳, ۳/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۱۷:۴۰ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

الهی تا به حال می گفتم«لا تأخذه سنة و لا نوم»، الآن می بینم مظهرش را هم «لا تأخذه سنة و لا نوم» که به تفسیر انفسی کریمه پی برده ام

اصل دیگر این که انسان یک هویّت ممتدّ از فرش تا فوق عرش است و همه افعال گوناگوناش را به همین یک هویّت ممتد – یعنی یک شخص انسان- اسناد می دهد که می گوید: من دیدم و من شنیدم و من رفتم و من گرفتم و من تخیّل کردم و من تعقّل نموده ام، و هکذا اسنادهای بسیاری از افعال جورواجور دیگر. و در عین حال که همۀ افعال مختلف به یک شخص اسناد داده می شود، باز در این اسناد یکایک اعضا و جوارح و قوای آنها و مراحل و مراتب نفس لحاظ می شود. مثلا یک شخص انسان می گوید: من دانایم، و من اینجا نشسته ام که نشستن وصف تن است و دانستن وصف روان و هکذا. فافهم.

مثلا رسول الله (صلی الله علیه و علی آله و سلّم) فرموده است:

"نام عینی و لا ینام قلبی" [ چشمم می خوابد ولی قلبم نمی خوابد] قلب، عقل و روح است،و روح مظهر اسم اعظم « یا من لا تاخذه سنة و لا نوم» است. چشم به خواب می رود یعنی خواب عارض بدن می شود نه روح، و روح همیشه بیدار است. آدم خوابیده را صدا می زنی و جواب می دهد، جواب دهنده روح بیدار است.


حدیث مذکور را رسول لله در وصف انسان آورده است نه برای مقام خاصّ خودش، اعنی هر انسان آگاه را رسد که بگوید: « تنام عینی و لا ینام قلبی».

در الهی نامه گفته ام: " الهی تا به حال می گفتم«لا تأخذه سنة و لا نوم»، الآن می بینم مظهرش را هم «لا تأخذه سنة و لا نوم» که به تفسیر انفسی کریمه پی برده ام".

ای عزیز اگر روح بخوابد بدن تباه می شود؛

زیرا که نگاهدارندۀ بدن است.
در تفسیر منهج الصادقین و غیره در ضمن کریمۀ « لا تأخذه سنة و لا نوم» از آیة الکرسی از حضرت رسول الله – صلوات الله علیه- روایت شده است که :

قوم موسی وی را گفتند: هل ینام ربّک؟ آیا خدای تو را خواب باشد؟
فرمود: بار خدایا به مقولۀ این جماعت عالمی، خطاب آمد که ای موسی تو را بر این تنبیه کنم، یک شبانه روز خواب مکن. موسی امتثال امر الهی کرده یک شبانه روز خواب نکرد، پس فرشته ای فرستاد با دو شیشه تنگ، و گفت خدای تعالی می فرماید: امشب این دو شیشه را در دست نگه دار تا روز شود، موسی به حکم الهی آن شیشه ها را در دست نگاهداشت و خود را ضبط کرد تا خوابش نبرد، عاقبة الامر خواب بر او غلبه کرد و دستهایش بهم باز آمده شیشه ها بر یکدیگر خورد و شکسته شد، موسی از خواب درآمد و شیشه ها را شکسته دید، پریشان شد، جبرئیل آمد و گفت حق سبحانه می فرماید که تو در خواب دو شیشه را نگه نمیتوانی داشت اگر من بخوابم آسمان و زمین را که نگه دارد؟!

(انسان در عرف عرفان،ص109،اصل42 )


حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمان آملی در شرح فرمایشات حضرت علامه چنین می نویسد:

انسان از یک حقیقت مجرّدی برخوردار است که این حقیقت مجرّد، در همه حالات و در تمام احوال حضور دارد و او را خواب نیست. بعضی از احکامی که به انسان نسبت می دهیم، احکام مربوط به تن انسان است، نه احکام مربوط به روح انسان( مانند خواب)، خواب از احکام مربوط به روح نیست، بلکه از احکام مربوط به تن است، یعنی تن می خوابد، روح هرگز نمی خوابد.


رسوال الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: چشمم می خوابد ولی قلبم، روحم، عقلم نمی خوابد.


این مختص وجود مقدّس رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست، بلکه این برای همۀ ارواح و همۀ عقول و همۀ نفوس است. یعنی هرگز هیچ عقل و نفسی نمی خوابد. خواب، مربوط به ابدان افراد است نه مربوط به ارواح افراد.

البته روح برای خود، خوابِ مختصِ به خود دارد. این خوابی که در السنۀ مردم رایج است، مربوط به تن انسان است نه مربوط به روح انسان.

همان گونه که در مورد خداوند گفته می شود: «لا تأخذه سنة و لا نوم» خداوند تغیّر نمی پذیرد و نمی خوابد.

این ویژگی برای ارواح انسانها هم هست. یعنی هیچ روحی و هیچ عقلی نمی خوابد.
این مطلب ( که خداوند را خواب نیست) دلیلش این است که خواب از احکام مربوط به تن است نه از احکام مربوط به روح. حقیقت مجرّد را خواب نیست و روح چون مجرّد است نمی خوابد. خدای عالم هم حقیقتی است مجرّد و چون مجرد است، نمی خوابد.

(ارمغان آسمانی، ص359و361 با تلخیص.)




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، جویای حقیقت ، دل خسته ، parisan ، Agha sayyed ، احیاء
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا