کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی به سینمای پسانوگرا
۱۵:۴۱, ۱۳/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۲۰:۳۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا


سلام بر دوستان!

همانطور که از نام جستار مشخص است قرار است نگاهی به سینمای پسانوگرا ( پست مدرن ) داشته باشیم. قبل از هرچیز توصیه میشه که حتما مطالب این تاپیک و به خصوص پست شماره 5 رو مطالعه کنید تا کلیت تاریخی دوره های فلسفی غرب رو بشناسید :

چرا خدا پرستی ( بررسی دوره های مختلف )

سینمای پسانوگرا همانند سینمای نوگرا و کلاسیک متاثر از تحولات تاریخی دوره ی خودش می باشد و این طبیعی است. چرا که اصولا هنر حاصل ترشحات فکری هنرمندانی است که در جامعه ی روزمره زندگی می کنند و تحت تاثیر تحولات فکری عصر خود می باشند.

در این جستار انشالله قصد داریم مباحث مفصلی در ارتباط با مولفه های سینمای پست مدرن داشته باشیم. روش کار به این صورت است که ابتدا نگاهی به خود پست مدرنیسم از زاویه ی مولفه ی مورد داریم و سپس این مولفه را در چارچوب سینمای پست مدرن بررسی می کنیم :

1.نگاه شک آلود و اوج گیری ژانر علمی_تخیلی :

PostModernism ( پسانوگرا یا پست مدرنیسم ) مفهومی است که اولین بار در سال 1949 برای ابراز ناخرسندی نسبت به معماری مدرنیسم به کار گرفته شد و جامعه شناسان شروع رسمی آن را بعد از پایان جنگ جهانی دوم ( اواخر دهه ی چهل ) می دانند.

تعریف دقیق پست مدرنیسم به عنوان یک جنبش فکری بسیار مشکل است. زیرا اصلا اساس آن گریز از چارچوب ها، شکستن ساختار ها و در نوردیدن همه ی مرزهای محدودیت آفرین است. برخی معتقدند که پست مدرنیسم اصلا در راستای مدرنیسم حرکت کرده و مدرنیسم را به اوج رسانده است و برخی دیگر آن را یک تفکر مستقل می دانند که اساسا نگاهی انتقاد آمیز به مولفه های مدرنسیم دارد. اما آنچه که مورد تایید همه ی جامه شناسان و نظریه پردازان غربی و شرقی است، ورود غرب و به ویژه کشورهای صدمه دیده ی اروپا در جنگ جهانی دوم به یک شوک ناگهانی ، ناباوری و ناامیدی است که حالا سعی می کند عقده گشایی کند و به ریش همه ی تئوری پردازان تاریخ پوزخند کنایه آمیز بزند!!

هر کسی مستقلا سعی می کند آرمانشهری می سازد که تا چندی قبل احساس می کرد از مدرنیته و از دل اندیشمندان آن می تواند به آن برسد. مهم ترین ویژگی ساختن این آرمانشهر ها گریز از تعاریف و قوانین سفت و محکم مدرنیته بود . . .

حالا این هنرمندان دور هم جمع می شوند و سعی می کنند حرف خود را در غالب هنر فریاد بزنند. عده ای که از چندی قبل و در حین جنگ جهانی اول، دادائیسم را ابداع کردند و حالا در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم عده ای دیگر راه افتاده اند و برای جلوگیری از فراموشی خسارات جنگ جهانی اول و سبک دادائیسم، سوررئالیسم یا سوپرنتورالیسم را متاثر از افکار فروید به وجود آورده اند. سوررئالیسم کم کم در پست مدرنیته پر و بال می گیرد و در سینما به ژانر علمی_تخیلی کمک می کند و در دهه ی هشتاد رسما افق جدیدی به ژانر علمی_تخیلی باز می کند.

البته این همه ی داستان نیست. چرا که ژانر علمی_تخیلی بیشتر از آن که مدیون ساختارشکنی های پست مدرنیسم و سوررئالیسم باشد، مدیون نگاه شک برانگیز انسان های شکست خورده ی مدرنیته است. شکی که منجر به در هم شکستن همه ی فرضیات قبلی می شود. و ماحصلش یک نگاه غیر معتمدانه به رسانه و آنچه که تا به حال به عنوان تاریخ به خوردش داده اند شده که دیگر حتی به چشمان خود هم نمی تواند اعتماد کند!!!
و اوضاع زمانی وخیم تر می شود که آلبرت اینیشتین رسما در اوایل دهه ی پنجاه دیدگاه کلاسیک نسبت به زمان را زیر سوال می برد و فرضیات عجیب و غریبی را عنوان می کند که ذهن هنرمند غربی را بیش از پیش آشفته می سازد!
اکیدا پیشنهاد می شود که قبل از خواندن ادامه ی بحث مطالب جستارهای زیر را به دقت مطالعه کنید :

جهان موازی و هالیوود

سفر در زمان واقعیت یا خیال ؟

بنابراین یکی از مولفه های اصلی پست مدرن و در راستای آن سینمای پست مدرن به چالش کشیدن تاریخ است. جولین بارنز، یکی از نوول نویسان پست مدرن می گوید : " تاریخ آن چیزی نیست که اتفاق افتاد، آن چیزی است که به ما می گویند! " و این از طرفی نگاه شک برانگیز غرب در آن دوره به رسانه را هم نشان می دهد.
اصلا از این منظر هیچ گاه نمی توان به حقیقتی که در تاریخ افتاده پی برد و فقط باید به واقعیت ها بسنده کرد. بنابراین این راه را برای شک کردن در کل تاریخ باز می کند و به همین جهت کارگردانان و نویسنگان پست مدرن نگاه کنایه آمیز و غیر قابل تصور به مسائل بدیهی تاریخی دارند. فیلم های شاخصی که بتوان از آن ها نام برد سفر شگفت انگیز بیل و تد، و تریولوژی ( سه گانه ) بازگشت به آینده هستند که می توانید عین این دیالوگ ها رو از زبان شخصیت های داستان بشنوید!

بعد از این نگاه شک بر انگیز به تاریخ، پست مدرنیسم به جایی می رسد که می گوید اصلا تاریخ دائما در حال تغییر است. قصه های سفر در زمان این منطق را به اوج خود رسانده اند. در اکثر این داستان ها شخصیت ها با یک دید فکاهی نسبت به مقوله ی زمان سعی می کنند تاریخ را آنطور که باید اتفاق بیفتد ( حالا با کمی بالا و پایین!!!! ) بسازند و احتمال تغییرات شگرف در تاریخ به صورت بالقوه وجود دارد. سری مشهور ترمیناتور مثال خوبی برای این مدعاست.

در ترمیناتور 1 فیلم در مجموع یک نگاه تاریک به تاریخ دارد و ماشین ها سعی می کنند با فرستادن ترمیناتور به گذشته از متولد شدن رهبر انسان ها جلوگیری کنند. در ترمیناتور 2 هم ترمیناتور که به قطب مثبت ماجرا تبدیل شده، سعی می کند غول ماشینی که خود انسان ها درست کرده اند را نابود کند. و در واقع این غول همان هیولای مدرنیته است که با پیشرفت علمی محضی که مد نظر مدرنیته بود به وجود آمده است. در اینجا سارا در یک نریشن ( دیالوگ ) جالب در حالی که برای تغییر تاریخ حرکت می کند یکی از دغدغه های اصلی پست مدرنیته ها را عنوان می کند :

" ما الان در ناحیه ی نامعلومی هستیم . . . و همین طور که پیش برویم، داریم تاریخ می سازیم. "

و سرانجام در یکی از جنجالی ترین فیلم ها تاریخ تغییر می کند!!

سارا در جایی که می گوید، در "ناحیه ی نامعلومی" هستند، به بعد دیگری از داستان پست مدرنیته اشاره می کند و آن مقوله ی فشردگی زمان و در راستای آن حس گمشدگی در تاریخ و بی هویتی است. ویوین سابچاک می گوید : " فیلم های علمی_تخیلی جدید ( پست مدرنیسمی ) به گذشته، حال و آینده ی در هم ادغام شده گرایش دارند و دوست دارند این تمایز زمانی را از بین ببرند. "

و شالوده ی این تفکر را باید از آن فیزیک مدرن و شخص آلبرت اینیشتین دانست. جان گیربین، یک متخصص فیزیک نجومی که متون علمی هم می نویسد، می گوید : " زمان می تواند به طور طبیعی منحرف شود و یا نظمش به هم بریزد."

در همین فیلم سارا را می توان به طور کمال و تمام نماد یک انسان گمشده ی پست مدرن دانست و سایه ی این فشردگی زمان در بالای سرش سنگینی می کندو جولین بارنز این کش و قوس پست مدرنیسمی و این انبساط و انقباض زمانی را به زیبایی توصیف می کند : " چه نامیدانه علامت می دهیم، چه تاریک است آسمان، چه بزرگ اند موج ها! ما همه در دریا گم شده ایم، خیس از ناامیدی، و کسی را صدا می زنیم که ممکن است هرگز نیاید . . . "

بله این صدای ناله ی انسان غربی گمشده است که پارادوکس های زیادی گیجش کرده است. و این پیچیدگی و تناقض را می توان در فیلم های پست مدرن دید.

موفق بمانید

محمد

برگرفته از مقاله ای در ماهنامه ی سینمایی فیلم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، rastin ، sssadatifar ، mohamad ، MiNuTeS

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۴۴, ۱۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۲۰:۵۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #11
آواتار
نقل قول:من گمان میکنم پورنوگرافی بیشتر متاثر از جامعه است تا هنر !!!کلا یه مقوله ی جدا هست که توی همه روابط اجتماعی جا باز کرده مثلا ببین ما چطور وقتی از مدرنیته صحبت میکنیم ولی وقتی میخوایم از سکولاریزم صحبت کنیم کلا اونو جدا میکنیم و یه مبحث اصلی قلمداد میکنیم . توی پست مدرنیسم هم اگه بخوایم به مسئله پورن بپردازیم کلا باید از پورنوگرافی بگذریم و مسئله ای رو باز کنیم که میشه صنعت پورن که با توجه به فضای تالار نمیشه راجع بهش زیاد صحبت کرد .

حرف شما درسته! من فکر می کنم شما منظورت اون صنعت پورنویی که کاملا هدفدار داره داره دنبال میشه و هزینه های

هنگفتی توسط همون دست های پشت پرده داره بابت این مقوله پرداخته میشه! که مد نظر من اون موضوع نیست!

من در واقع دارم میگم که ژانر پورنو کاملا به عنوان یه ایدئولوژی توی پست مدرن مطرح شد! ( دقیقا مثل نسبت سکولاریزم و

مدرنیته که خودت گفتی! ) و مبنای اصلی اش هم نظرات مکتب فرویدیسم و طرفداران فروید بودن!

البته قبلا دوستمون شهاب هم در ارتباط با روانشناسی فیلم های پورنو جستار خوبی رو شروع کرد و مطالب مهمی رو

از منظر روانشناسی نوشته بود :

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-5508.html

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4579.html

نقل قول:براي بازشناسي فيلم‌هاي استنلي كوبريك مي‌بايست به شخصيت سينمايي او و دغدغه اصلي او يعني خشونت رجوع كرد. او در فيلمهايش همواره اين مطلب را مد نظر قرار داده است، انسان و خشونت. او در هر فيلمش به يكي از جنبه‌هاي اين رابطه لاينفك پرداخته است؛ در دكتر استرنج لاو و غلاف تمام فلزي رابطه جامعه و خشونت در قالب جنگ، در فيلم تلألو خشونت را از آينه روان‌شناسي، در باري ليندون خشونت كاناليزه شده در جامعه (قمار و دوئل)، در 2001: يك اديسه فضايي ماهيت و فلسفه خشونت و نيز رابطه خشونت و تكنولوژي و در پرتغال كوكي و [i]چشمان تمام بسته[/b] روان‌شناسي خشونت و س *ك* س را مورد بررسي قرار داده است.

من فیلم A Clockwork Orange ( یک پرتقال کوکی ) رو ندیدم. ولی فیلم های Paths Of Glory ( راه های افتخار )، Spartacus ( اسپارتاکوس )

Full Metal Jacket ( غلاف تمام فلزی ) و Dr. Strangelove ( دکتر استرنجلاو ) کاملا مفاهیمی در نکوهش خشونت رو

دنبال می کنن! حتی نویسندگان فیلم راه های افتخار از هالیوود اخراج میشن و توی لیست سیاه هالیوود قرار می گیرن!

و این انتقاد در فیلمی مثل The Shining ( تلالو ) به یه نحو دیگه دنبال میشه! فقط در ارتباط با اثر آخرش یعنی Eyes Wide Shut ( چشمان باز، بسته )

من هنوز نمیتونم دقیقا تحلیلش کنم و فیلم چند لایه ای و رازآلودی بود! ( که جا داره بعدا در جستار مجزایی بحث بشه! )

نکته ای الان به ذهنم رسید و توی پست های قبلی فراموش کردم بگم در ارتباط با اهمیت مولفه های پست مدرنیسم

هست! شما حتی اگر یه نگاه به آثار جدید بیاندازید به راحتی میتونید مولفه های پست مدرنی و یا شبه پست مدرنی

رو ببینید! انیمیشن وال_ای و شماره ی 9 ( تیم برتون ) کاملا گرایش به پست مدرنیسم دارن! من قبلا هم دیدم که دوستی

در یه تاپیک دیگه کارتون شماره ی 9 رو نقد کرده بود ولی اساسا به پست مدرنیسم اشاره ای نداشت!Huh

چون که اصلا تیم برتون شدیدا به پست مدرنیسم و منجی گرایی و آرماگدونیسم در اون چارچوب گرایش داره و این ابعاد

رو باید در نظر گرفت! یا مثلا توی وال_ای که یک پایان ماشینیزه شده رو می بینیم که حالا ربات ها دارن به جنگ هم میرن

کاملا متاثر از علم گرایی شدیدی که مدرنیسم ها به اون علاقه داشتن و حالا عاقبت به پایان ماشینی رو داریم برای دنیا

می بینیم! در واقع توی این فیلم ها اکثرا منجی ها قصد دارن دنیا رو از چمگال مدرنیسم نجات بدن و هیولاهای ماشینی

رو از بین ببرن و جامعه رو به سمت پست مدرنیسم سوق بدن!

یا علی

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۱۹:۵۷, ۱۵/مهر/۹۰
شماره ارسال: #12

نقل قول:ن فکر می کنم شما منظورت اون صنعت پورنویی که کاملا هدفدار داره داره دنبال میشه و هزینه های

هنگفتی توسط همون دست های پشت پرده داره بابت این مقوله پرداخته میشه! که مد نظر من اون موضوع نیست!

دقیقا . چون ما هر وقت بگیم پورن قبلش باید کلمه ی مهم و کلیدیه صنعت پورن رو بیاریم که در امد زایی هم داره ! این چیزی که توی هالیووده اروتیکه ولی بعضی جاها تنه به پورن هم میزنه راستی راجع به اروتیک به یه سوره از قران رسیدم که خیلی برام جالب بود .

من شر وسواس خناس * الذی یوسوس فی الصدور الناس

در واقع اگه بخوایم اروتیک رو در زبان قرانی بهش اشاره کنیم میشه وسوسه !!!
فروید روی خشونت و شهوت خیلی تاکید داشت و ما در قران داریم که قوه ی غضبیه و شهویه در صدر انسانه ! و کسی که به اون دامن میزنه میشه خناس و باید از شر اون به خدا پناه ببریم !
این چیزی که توی غرب شده هنر اروتیک خدا توی قران بهش میگه وسوسه !

نقل قول:من در واقع دارم میگم که ژانر پورنو کاملا به عنوان یه ایدئولوژی توی پست مدرن مطرح شد!

اخه ببین محمد جان من پورن رو یه ساختار اجتماعی میدونم که تحت تاثیر پست مدرنیسم بود و برای در امد زایی ازش استفاده میشد ولی اینی که توی سینما هست بیشتر برای همون تحریک یا وسوسه استفاده میشه . در واقع پل رفتن به سمت پورنه و از قبل بوده نه اینکه متاثر از پست مدرنیسم بخواد وارد سینما بشه !
منتها توی شکل جدیدش شده عشق مثلثی و روابط شهوانی بیشتر .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
۱۶:۲۴, ۲۰/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۰ ۱۶:۲۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام!
از تبیین بیشتر مقوله ی پست مدرنیسم بنابر دلایل واضح خودداری می کنم!
این پست در واقع جمع بندی صحبت های انجام شده تا الان و همچنین مولفه های اشاره نشده در پست مدرنیسم خواهد بود :

محورهای اصلی پست مدرنیسم :

جمع آوری کلیه ی مولفه های پست مدرنیسم کاری است که تا به امروز انجام نشده است! عمده ی کارشناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که اصلا نگاه شسته و رفته و منسجم به ابعاد پست مدرنیسم و سعی در جمع آوری کلیه ی عناصر موجود در پست مدرنیسم کاری عبث و بیهوده است که بحث را به درازا می کشاند! چرا که هر مولفه ای در مصداق خودش معنا می یابد و ممکن است که اصلا بیش از یک بار در طول عمر هنری اش مطرح نشده باشد!! اما شاید به ساده ترین شکل ممکن بتوان چندین محور اصلی برای تفکرات پست مدرنیته عنوان کرد که از سایرین پر رنگ تر بوده اند :

1.نفی اصول، قواعد،ساختارهای مرسوم، شکستن مرزهای رایج، چارچوب گریزی، کلیشه شکنی، مبارزه با سمبلیسم ( نمادگرایی )، بی قاعدگی، هرج و مرج، آشوب، هجو و . . .

2.بی محوری،بی هدفی، پوچ گرایی ( هیچ انگاری )، ناپایداری، نامتمرکزی، عدم توازن و تعادل، مبارزه با فرجام گرایی و . . .

3.حریم شکنی، لاابالی گری، تابو شکنی، برداشتن مرزهای زشت و زیبا، ابتذال، فرویدیسم، روابط مثلثی و مربعی، پورنوگرافی و . . .

4.شک اندیشی، نسبیت گرایی، سیالیت، زمان گریزی، مکان گریزی، ابهام گرایی، گستردگی، التقاط گرایی،تکثرگرایی، پلورالیزم، پراکندگی، ترکیب فلسفه های مختلف و . . .

5.قالب گریزی، ژانر گریزی، ساختار شکنی، سلیقه گرایی، فردگرایی ( اومانیسم جدید! )، گستردگی و . . .

6.اسکیزوفرنی، پلی فون، روایات و تصاویر غیر خطی، سرعت و ضرباهنگ بالا، سیالیت مکان و زمان، داستان های موازی، کولاژ و بریکولاژ و . . .

7. فراواقع گرایی، ضد ماهیت گرایی، ضد معرفت شناسی، ضد شالوده گرایی، ضد استعلاگرایی، مفهوم گرایی، عمق گرایی، داستان گرایی، ارجاع به متون کلاسیک، بازسازی تاریخ، تاکید بیشتر بر محتوا ( به جای فرم )، فاصله گذاری بین مخاطب و داستان و . . .


اگر سوالی در ارتباط با موارد مطرح شده هست بپرسید!

موفق بمانید

محمد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، Reza2035 ، rastin
۱۷:۱۱, ۲۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #14

سلام:

تشکرچندباره بابت مبحث ارزشمندی که شروع کرده وادامه داید.(قسمتهایی که بدردم میخوردرودنبال میکردم)

وسوال:

لطفا درمورد موارد زیر بیشترتوضیح بدیدباذکرمثال باشه بهتره:

نقل قول:
4.شک اندیشی، نسبیت گرایی، سیالیت، زمان گریزی، مکان گریزی، ابهام گرایی، گستردگی، التقاط گرایی،تکثرگرایی، پلورالیزم، پراکندگی، ترکیب فلسفه های مختلف و . . .
-------------------
درضمن بغیرازموارد مطرح شده ممنون میشم اینجا یادرموضوع جداگانه درمورد پدیده سینمای روشنفکری هم صحبت کنید.

یاحق.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
۱۲:۲۳, ۲۹/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۰ ۱۴:۱۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #15
آواتار
با سلام به شما!

ممنون از این که بحث رو دنبال کردید!

ما خیال می کردیم که این جستار اصلا خواننده ای ندارد . . .

اگر خیلی کلی و ساده بخوام بگم پست مدرنیته با دوتا مولفه ی مدرنیته مشکل اساسی داشته :

1.ساینتیسسیم و پیشرفت های علمی و صنعتی

2.چارچوب گرایی و قوانین سفت و سخت

درباره ی مورد اول که میان صحبت های انجام شده تا الان اشاراتی شد! و این نگرانی در خیلی از فیلم ها و کارتون های

علمی_تخیلی دیده می شه که ما از کارتون های جدید انیمیشن "وال_ای" رو مثال زدیم که یک اثر تماما پست مدرنیستیه!

شما در این کارتون یک پایان ماشینیزه شده رو برای دنیا می بینید که در واقع نشان دهنده ی پایان دنیا نیست! بلکه

نشان دهنده ی پایان مدرنیته است که با اون فاکتور علم گرایی به یک آرمان شهر تمام مکانیکی و تمام صنعتی و ماشینی

تبدیل شده است و موارد دیگه ای که توی این تاپیک پرداختن به اونها مقدور نیست . . .

و اما در مورد دوم قضیه خیلی بسط پیدا می کنه و این مخالفت وارد مصداق های زیادی میشه! عده ای

این مبارزه با چارچوب گرایی رو با تفکرات فروید همراه کردن و فرویدیسم رو مد نظر قرار دادن! عده ی

دیگه ای این مقوله رو می برن با نظریه ی نسبیت انیشتین مخلوط می کنن و یکجور سیالیت در

مقوله ی زمان و مکان به وجود میارن! عده ی دیگه این داستان رو با نظرات نیچه گره زدن و پوچ انگاری

رو به وجود آوردن! گروه دیگه ای ای قضیه رو به سمت نسبیت گرایی، پلورالیزم و تکثرگرایی بردن و در همین راستا

سعی کردن ماجرا رو به تفکرات التقاطی ( مثلا ترکیب فلسفه ی غرب و شرق! ) سوق بدن! عده ای هم با نگاه های شک آلود

سعی کردن به اصل و اساس همه چیز سوال های بی پایان به وجود بیارن که ما در پست اول یکی از مثال هاش که درباره ی

به چالش کشیدن تاریخ بود رو به طور مفصل توضیح دادیم و درباره ی عدم اعتماد به رسانه هم به طور کوتاه اشاره کردیم . . .

همینطور این ماجرا در حوزه های گوناگون دیگه ادامه پیدا می کنه و هر کسی به طور مستقل در گوشه ای سعی می کنه به

هر نحوی که شده یه کار خلاف ساختار گذشته انجام بده و به همین دلیل جنبش های پست مدرنیسمی کاملا بر مبنای

فردگرایی رقم می خورند و پراکندگی و گستردگی زیادی رو میشه در این خرده تفکرات پیدا کرد که ما هم در طول صحبت های

انجام شده به این ماجرا اشاره کردیم که به پست مدرنیته نمیشه به عنوان یک تفکر منسجم و مستقل نگاه کرد . . .

و اگر ما همین یه جمله رو به دوستان فهمانده باشیم که از پست مدرنیسم به این طرف با کلیشه نمیشه مسائل رو تحلیل کرد

و اساسا با نمادگرایی و سمبلیسم مبارزه میشه، شاهکار انجام داده ایم!Smile ( اما کجاست گوش شنوا . . .HuhWink )

یک جمله ی خیلی معروف و زیبا هست که میگه :

"پست مدرنیسم، چرخش از سلطنت خفقان آور روایت‌های کبیر به خودمختاری پرتفرقه‌ی خرده‌روایت‌هاست."

اگر با دقت به عمق این جمله توجه کنید همه ی مولفه های اشاره شده رو می تونید از دلش بیرون بیارید!

فقط در آخر این رو هم دقت داشته باشید که هنوز بیس اصلی پست مدرنیته بر پایه ی اومانیسمه!

ولی این اومانیسم در غالب جدید به عنوان فردگرایی و سلیقه گرایی در جریان هست!

حتی توی ترنس مدرن هم که ظاهرا اصالت به ماورا رسیده هنوز روح اومانیستی در کالبد تمدن غرب

وجود داره، و تئوئیسمی در کار نیست! در واقع فقط تمایلات سطحی انسان در طی این دوره ها تغییر کرده و . . .

در ارتباط با سوالی هم که گفتید درباره ی سینمای روشنفکری صحبت کنید من منظرتون رو متوجه

نشدم! منظورتون سینما معناگراست؟ یا چیز دیگه ای؟ و یا فیلم خاصی مد نظرتونه؟

چون این لفظ یه لفظ خیلی عامه و تحت عنوان جنبش هنری مطرح نیست!

اگر باز هم جایی از توضیحات نامفهوم بود بفرمایید!

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Reza2035 ، rastin
۱:۵۸, ۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۰ ۱:۲۵ توسط asier.)
شماره ارسال: #16
آواتار
سلام دوستان

شاید برخی دوستان از حضور من در این پست خوشحال نشوند ولی جهت اطلاع همان اندک دوستان نیز عرض میکنم که در این بحث ابدا دخالت نمیکنم ولی از آنجا که دوست ایجاد کننده بحث از من دعوت کرد من افتخار شرفیابی در جمع شما و اعاده نظر را پیدا کردم.لازم دونستم چند نکته رو توصیه کنم و دورادور بحث رو پیگیری کنم.

چند نکته ابتدایی:


1.در هر بحث تجمیعی و نه انتقادی به جای پرداختن به تاریخچه یا مصادیق یا هر چیز کتابی دیگه دنبال بیان مطالب تحلیلی و استنتاجی و به اصطلاح جنگ نرم،رسانه ای باشید. به 2 دلیل:
اول اینکه دنیای اطراف ما دنیای سرعت و مختصر گویی هست
دوم اینکه بیشتر اطلاعات بحث های تجمیعی قابل دسترسی برای همه علاقمندان هست و بازگویی آنها تنها وقت بحث را تلف میکند.

2.وقتی به هر سیستم یا نظام یا هر مجموعه نگاه انتقادی میکنید و قصد دارید تا اون نگاه رو از دریچه بحث تجمیعی نشون بدید جز درهم پیچیدگی پیش نمی آید.معمولا نگاه کلان نگر ابتدایی می توان بسیاری از محدوده ها را مشخص و از درهم پیچیدگی ما را رها کند.

3.نقد اندیشه ها و تمامی سیستم ها چه ماکرو و چه میکرو نیازمند پیش نیاز های فکری از زیربنای تفکر غرب است.بنابراین توصیه میکنم بدون این پیش نیاز واردش نشوید چرا که بجای نتیجه دادن تنها ریشه اسلامیت شما را خواهد زد.

و اما چند مطلب که بهتر است در کنار بحثتان در نظر داشته باشید:


1.تقسیم دوران ها و به اصطلاح عصر سازی در فرهنگ و تمدن اسلامی جایی نداره و تنها در تفکر غربی وجود دارد و باید توجه داشته باشید که این تفکر که سنتی و مدرن و پست مدرن و ترنس مدرن دورانهای بشری هستند جز اعمال تفکر غربی نیست که انسان محاط در عصر و زمانه و چیزی به نام دوران ،انسان را در بر میگیرد.یک مثال میزنم تا درک این مسئله آسان تر شود.زمانی نیچه (از اندیشمندان صاحب نام غربی) گفت:"...خدایی وجود ندارد مگر اینکه انسانی از زیر چرخ ارابه های پر قدرت و در حال حرکت پیشرفت جامعه او را صدا بزند..." و در جایی دیگر گفته:"....زمان تنها میتواند تعیین کننده باشد...کدام انسان میتواند پس از عبور از زمان وجود داشته باشد...." گرچه این گفتارها کاربردها و معانی دیگری هم دارد ولی معنی کاربردی آن این است که ذهن مادیگری محصور در زمان است و تنها عامل نگرانی آن زمان است.پس ظرف زمان میشود ظرف بازیگری و سطح متعالی یک پیکره بی خدایی.

2.مهمترین نکته در جنگ نرم که موضوع همه بحث های آخر ازمانی است البته بطور عام، این است که ما باید ابتدا به ساکن از همه فروض غلط فاصله گرفته و سپس بدنبال اثبات حکم باشیم.ببینید دوستان...شما میگید نگاه به فلان نوع تفکر یا فلان نوع سیستم و یا جریان اما وقتی شروع میکنید میگید فلان وقت اولین بار شکل گرفت.این نمیشه....
مثال حرف شما اینه که بگید نگاهی به فلان ساختمان با فلان مهندسی و در ابتدای بحث بگید کی ساخته شد و کی ساخت و چطوری ساخت اما نگید واسه چی ساخت؟روی چی ساخت؟با چه مصالحی ساخت؟
در یک نگاه مهندسی به هر بعد از هر نظامی باید بدنبال اصل ها باشید و فرع را به مخاطب واگذار کنید.مثلا اگر من فیلم درخشش را دیده باشم مهم نیست.مهم اینه که بدونیم در این فیلم استنلی کوبریک چقدر به ایجاد یک تفکر به نام ریکاوی کمک کرده.اگر اینو فهمیدی میفهمی چرا فیلمش را هر روز بیشتر از دیروز تکثیر و تبلیغ میکنند.هدف این تالار پرده برداری و رمز گشایی از رموز و اسراری که همگان نمیدانند و حالا یک سری جوان جویای نام و فعال میایند و اینها را در اختیار همه میگذارند و افشا میکنند.این میشود یک مهندسی متعالی.

3.سینما هنر تصویره.یادتان باشد بیش از توجه به هر چیزی باید تصویر را دنبال کنید.زمانی اسپیلبرگ در یک مصاحبه پس از دریافت جایزه ای گفت :"...مواظب چشمهایتان باشید من با چشمهایتان کار دارم...." و در جایی از ویلکلمون آمده است که :"...من پادشاهی را تمام دارم و نه بر کوران...من بر دنیایی از مردمان بینا حکم خواهم راند مردمی که میبینند و جز آنچه می خواهم نمیکنند..."
پس همواره در هر برداشتی از سینما باید مخاطب را با تصویر آشنا کنیم و نه هیچ بعد دیگری...

دوستان بازهم از اینکه دخالت های اینجانب خوانندگان این تاپیک را کمی آزار داد عذر میخواهم.از دوست عزیزی که این تاپیک را زده عذر میخواهم بابت اینکه پست اینجانب در مسیر بحث ایشان نبود.

در پناه حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، rastin ، محب الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نگاهی به نقش زنان در سینمای غرب SAEED_KOSAR 11 7,970 ۸/خرداد/۹۱ ۸:۳۷
آخرین ارسال: seiied

پرش در بین بخشها:


بالا