|
تاپیک جامع استقبال از جمعه!!
|
|
۲۳:۲۰, ۱۴/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۱ ۱۸:۲۴ توسط مفقود الاثر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
باسلام{}
دنیا زمانی تموم میشه که نگاه یوسف زهرا از ما برداشته بشه! ازاین که از روی کنجکاوی به این تاپیک اومدید متشکریم!! و حالا که اومدید علی الحساب برای استقبال از جمعه 10 تا صلوات با عجل فرجهم بفرستید! این به منزله ورودیه به این تاپیکه! بعد از این 10تا صلوات هرکاری که فکر میکنید صلاح برای استقبال از جمعه و صاحب این روز انجام بدید! ببینم چیکار میکنیم! یاعلی! اللهم صلی علی محمد و آل محمد |
|||
| آغاز صفحه 72 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۱۲, ۲۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #711
|
|||
|
|||
|
بیا و گـَرد گامهایت را توتیای چشمانمان قرار ده. بیا كه نوای دل انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم. مولا جان بیا ...
|
|||
|
|
۱۸:۴۱, ۲۳/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #712
|
|||
|
|||
|
یا بقیه الله! چشمان اشکبارم را ببین که به راه آمدنت سفید شد و تو باز هم نیامدی.
|
|||
|
|
۱۸:۵۵, ۲۴/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #713
|
|||
|
|||
|
یا بقیه الله!
شاید خدایت نیامدنت را فرصتی دیگر برای من قرار داده است تا وقتی که تو می آیی پاک پاک باشم |
|||
|
|
۱۹:۱۲, ۲۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #714
|
|||
|
|||
|
آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند، حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد.
|
|||
|
|
۱۶:۳۰, ۲۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #715
|
|||
|
|||
|
یوسف فاطمه! کی طنین دلنواز انا بقیه ا... تو از کعبه مقصود ، جانها را معطر می نماید. کی کعبه ،به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گذارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد. برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم.
|
|||
|
|
۱۷:۲۳, ۲۷/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #716
|
|||
|
|||
|
بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلاف های عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(سلام الله علیها) قرار داده ام.
|
|||
|
|
۱۹:۳۸, ۲۸/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #717
|
|||
|
|||
|
کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس...
|
|||
|
|
۸:۰۹, ۲۹/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #718
|
|||
|
|||
|
حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید. خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد.
|
|||
|
|
۸:۴۴, ۳۰/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #719
|
|||
|
|||
|
محبوبم! هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود. عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق! می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟
|
|||
|
|
۹:۴۰, ۳۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #720
|
|||
|
|||
|
یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی". کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







