|
تاپیک جامع استقبال از جمعه!!
|
|
۲۳:۲۰, ۱۴/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۱ ۱۸:۲۴ توسط مفقود الاثر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
باسلام{}
دنیا زمانی تموم میشه که نگاه یوسف زهرا از ما برداشته بشه! ازاین که از روی کنجکاوی به این تاپیک اومدید متشکریم!! و حالا که اومدید علی الحساب برای استقبال از جمعه 10 تا صلوات با عجل فرجهم بفرستید! این به منزله ورودیه به این تاپیکه! بعد از این 10تا صلوات هرکاری که فکر میکنید صلاح برای استقبال از جمعه و صاحب این روز انجام بدید! ببینم چیکار میکنیم! یاعلی! اللهم صلی علی محمد و آل محمد |
|||
| آغاز صفحه 77 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۱۴, ۱۶/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #761
|
|||
|
|||
|
اي عزيز زهرا ! رايت رسول خدا ، اي آخرين رسالت پيغمبران بر دوش ، اي شمشير علي (علیه السلام) بر كف ، و اي عصاي موسي در دست ، اي خاتم سليمان در انگشت ، بر ما چه سخت است كه همگان را ببينيم و تو را نبينيم .
|
|||
|
|
۱۵:۱۹, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #762
|
|||
|
|||
|
اي عزيز زهرا ! اي يادگار خدا در زمين ، اي دست تواناي حق در آستين ، اي قرآن ناطق خدا ، اي رسم اعظم الهي ، چه سخت است كه لطفت را به عيان ببينيم و دشمن در انكار وجود نازنينت بر ما طعنه زند .
|
|||
|
|
۹:۳۷, ۱۹/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #763
|
|||
|
|||
|
اي عزيز زهرا ! اي زاده ي ياسين و طه ، اي فرزند صراط مستقيم ، اي تسلّي بخش زهراي اطهر ، اي پور عسگري ، بر ما چه گران است كه چهره ي دلربايت را ببينيم و تو را نشناسيم ، اي قلب عالم امكان ، اي رحمت بيكران ، آخر در انتظار مقدم پاكت نشسته ايم ، جان و مال و فرزندانمان فداي قدوم تو ، بيا و دستمان گير
|
|||
|
|
۲۲:۱۰, ۲۰/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #764
|
|||
|
|||
|
مولاي من تو مي آيي وهمه ستاره هاي آسمان و ماه درخشان به سجده ات مي آيند ، تومي آيي وبهار مي شود دلهاي خزان زده يمان ، تو مي آيي وهمه ي نيلوفرهاي آبي شكوفه مي كنند . تو مي آيي وغروب جمعه ها ، ديگر دلهايمان نمي گيرد
|
|||
|
|
۱۹:۲۵, ۲۱/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #765
|
|||
|
|||
|
مولای من تومي آيي وقمريان صداي شادي سر مي دهند وكوه دوباره استواري را مي آموزد و دشت صبوري را ، و دلهاي عشاق طراوت وسرسبزي را، دوباره دشتها پراز گل نرگس مي شود
|
|||
|
|
۲۰:۵۰, ۲۲/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #766
|
|||
|
|||
|
دنيا را نور فرا مي گيرد و غفلت از دلهايمان پر مي كشد و جهل وناداني مي ميرد وگلهاي دانايي مي شكفند رايحه در رايحه وعطر ايمان همه ي جهان را فرامي گيرد ودنيا پر مي شود از عطر ذات حق وچه دنيايي باشكوهي خواهيم داشت اگر تو بيايي .
|
|||
|
|
۸:۵۵, ۲۳/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #767
|
|||
|
|||
|
بگذار تا در ميان ستارههاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم ؛ بگذار تا از درد جدائي ات كه با غيبتت همه تكيه گاه مظلومان از بين رفته بنالم . پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى مي دانم كه با حضورت در ميان مردم ، هر قطره آب معنى يك دريا را ميدهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند با تو گلستان ميشوند ؛ اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهايي ام ميرسد!
|
|||
|
|
۱۳:۲۵, ۲۵/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #768
|
|||
|
|||
|
هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانيه ها را به خاطر ديدنت مي شمارند ؛ چرا كه همه هفته به اميد جمعه مي مانيم و هنگامى كه جمعه فرا مي رسد زمين و زمان بوى تو را مي دهد ؛ امّا غروب جمعه دلم را مي شكند و هنگامى كه جمعه مي رود دلم مي گيرد چرا كه روزى كه وعده داده اى كه خواهم آمد بدون تو سپرى شد !
|
|||
|
|
۹:۰۷, ۲۶/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #769
|
|||
|
|||
|
تمام هستي ام را خاك قدمت مي كنم تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ، چرا كه تو آفتاب يقينى ، كه اميد فرداها هستى ، تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت گل سرخ مي مانى و نرم و سبز و لطيفى ، تو معنى كلمات آسمانى هستي كه دستهايش براى آمدنت به زمين دعا مي كند.
|
|||
|
|
۱۸:۳۷, ۲۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #770
|
|||
|
|||
|
چه باشم چه نباشم بهار در راه است بهار همنفس ، ذوالفقار در راه است نگاه منتظران ، عاشقانه می خواند که آفتاب شب انتظار ، در راه است
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







