|
ریاضت و ورزش نفسانی در تحلیل روایی
|
|
۲۰:۲۸, ۲۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ریاضت در لغت کوشش همراه با رنج و تعب است و در اصطلاح به معنای خودسازی و رام کردن نفس با تعلیم و تربیت و به تعبیر دیگر جهاد و مبارزه با نفس است که مورد تایید اسلام بوده و در روایات بر آن تاکید شده است. (فرهنگ لاروس، ج۱، واژه «ریاضت»؛ لغت نامه دهخدا، واژه «ریاضت»؛ معارف و معاریف، ج۵، ص۵۴۷).
امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «خویشتن را به اخلاق نیکو ریاضت دهید، زیرا مسلمانی که دارای اخلاق نیکو است، به منزله کسی است که روزها روزه دارد و شب ها به عبادت قیام کرده باشد». (بحارالانوار ج۰۱ ص۲۹) نیز فرمود: «هر کس به ریاضت خویش مداومت کند، سود برده است». (غررالحکم ج۵ ص۰۷۲) در نامه اش به عثمان بن حنیف فرمود: «به خدا سوگند! چنان نفس خود را ریاضت دهم و آن را بپرورم که در غذا، به گرده نانی اگر بدان دست یابم، شاد گردد و در خورش به نمک قانع شود و کاسه چشمم را آن چنان به گریه از اشک تهی سازم، بسان چشمه ای که آبش فرو رفته باشد». (نهج البلاغه نامه ۵۴) فایده ریاضت فایده ریاضت، جلوگیری نفس از طغیان و سرکشی و فرو خواباندن هواهای نفسانی و رام و مطیع کردن نفس است. در حدیثی از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است که حضرت موسی از خضر درخواست کرد او را نصیحت کند، که جمله آن ها این بود: «خویشتن را به صبر و استقامت ریاضت ده تا از گناه نجات یابی». (به نقل از بحار، ج۱، ص۶۲۲). امیرالمومنین(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: «نفس خودم را به وسیله تقوا ریاضت و سختی می دهم تا روز ترس بزرگ تر(روز قیامت) در امان باشم». (نهج البلاغه، نامه ۵۴). ریاضت به دو دسته تقسیم می گردد: ۱- شرعی: این قسم در اصطلاح اسلامی زهد نامیده شده است. اهل لغت در تعریف زهد گفته اند: «ترک نمودن کاری و اعراض از چیزی (مصباح المفید، ص ۱۵۳) و برخلاف میل و رغبت عمل کردن». (مجمع البحرین، ص ۸۹۱٫) عرفا در تعریف زهد گفته اند: «زهد یعنی خودداری از اعمال حلالی که موجب لذت و خوشایند نفس می گردد. بی اعتنایی به دنیا و توجه به آخرت. روی گردانیدن از هرچه غیر خدا است و توجه به خواست و رضایت ذات مقدس پروردگار عالم». (ملامحسن فیض کاشانی، محجه البیضاء، ج۷، ص ۶۴۳-۷۴۳٫) زاهد کسی است که توجهش از مادیات دنیا به عنوان کمال مطلوب عبور کرده و به حقایق فراتری اشتغال یافته است. در زمینه زهد روایات فراوانی در کلمات معصومین وارد شده است. علی(علیه السلام) می فرماید: «ای مردم؛ زهد یعنی کوتاهی آرزوها». (نهج البلاغه، خطبه ۹۷). امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «زاهد در دنیا کسی است که حلال دنیا را ترک می کند برای ترس از حسابش، و حرام را ترک می کند برای خوف از عقابش». (همان، حکمت ۹۳۴) کسی که در محدوده اسلام و به عنوان مسلمان به ریاضت می پردازد، برنامه ریاضتش کاملا با شرع اسلام منطبق است و بهترین ریاضت شرعیه ترک محرمات الهی و انجام واجبات است. این زهد با رهبانیت در تعارض و تضاد است. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود که در دین اسلام رهبانیت نیست. (همان، حکمت ۲۳۴) نیز در حدیثی فرمود: «رهبانیت امت من هجرت، جهاد، روزه، حج و عمره است». (تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص) حضرت امام در پاسخ استفتایی که آیا عزلت (گوشه گیری) در اسلام جایز است فرمود: «برخلاف متعارف بین مسلمین جایز نیست». (امام خمینی، مجموعه استفتائات، ج۲٫ ص ۴۲۶) ۲- ریاضت غیرشرعی: کلیه ریاضت هایی که برخلاف قسم اول از محدوده شرع خارج بوده و مستلزم انجام کارهایی برخلاف دین اسلام است، جایز نمی باشد که اکثر ریاضت های مرتاضان از این قسم است و محرماتی مثل زیان رساندن به نفس یا ترک واجبات الهی را در پی دارد. همان طور که احادیث آن ذکر گردید، در دین اسلام رهبانیت و ریاضت های خارج از متعارف بین مسلمانان نهی شده است. تفاوت اساسی بین ریاضت جایز و غیرجایز، یکی در هدف و دیگری در روش است. از نظر هدف، ریاضت شرعی، مخالفت با هوای نفس و قرب به خداوند است و در ریاضت غیرشرعی این هدف منظور نیست. دوم در روش است. روش در زهد شرعی کاملا مطابق با اسلام و احکام و دستورهای اسلام است و در ریاضت غیرجایز از هر راهی حتی کارهای غیرشرعی نیز استفاده می کنند. ریاضتی مورد قبول اسلام است که اولا با بدعت توأم نباشد و ثانیاً با عزت نفس و کرامت انسانی منافات نداشته باشد. قرآن مجید یکی از ریاضت های مسیحیان را که رهبانیت و ترک دنیا به منظور گریز از مسئولیت های زندگی است، به شدت نکوهش کرده و آن را بدعتی می داند که ریشه وحیانی نداشته است. اسلام، رهبانیت مسیحیان را با فرمان جهاد، از پیش پای مسلمانان برداشت. یکی از ریاضت هایی که در مکتب تصوف معمول بوده، روش ملامتی است. این افراد برای این که مردم به آنان عقیده پیدا نکنند، تظاهر به بدی می کنند. استاد مطهری می گوید: «اینها مبارزه با نفس است، اما (یک نوع) جهاد با نفسی است که اسلام آن را اجازه نمی دهد» زیرا با عزت نفس منافات دارد. ترک دنیا و رهبانیت هندوها و پیروان کلیسا و یا چله نشینی و عزلت صوفیان و اصحاب خانقاه از ریاضت های نامشروع محسوب می شود. امام خمینی(رحمة الله علیه) از قول استادش مرز میان ریاضت باطل و ریاضت صحیح را بیان داشته و فرموده اند: «میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح، قدم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت باطل (است) و سلوک آن منجر به سوء عاقبت می باشد و دعوی های باطله نوعاً از همین اشخاص بروز می کند و اگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خداجو شد، ریاضت او حق و شرعی است». (امام خمینی- چهل حدیث ص ۵۴) از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: والهوی عدوالعقل، و مخالف للحق، و قرین الباطل= هوای نفس و پیروی از خواهشهای نفسانی، دشمن عقل است و عقل را نابود می کند و نیز مقتضای هوا، متابعت باطل و مخالفت حق است. حضرت در ادامه می افزاید: و قوه الهوی من الشهوات؛ و قوت هوی و هوس و زور آن، از شهوت نفس است. یعنی: پیروی کردن لذتهای نفسانی و مرتکب شدن شهوتهای جسمانی، هوای نفس را قوت می دهد. سپس می افزاید: و اصل علامات الهوی من اکل الحرام و الغفله عن الفرائض و الاستهانه بالسنن و الخوض فی الملاهی= و سبب حدوث هوای نفس و طول امل، سه چیز است: یکی- خوردن حرام و اجتناب ننمودن از حرام و مغشوش. دوم- مسامحه کردن در فرایض و واجبات، سهل گرفتن آنها، خواه ترک کردن، یا انجام دادن و خوب انجام ندادن، و آداب و قواعد آن را اهتمام ننمودن. سوم- فرو رفتن در سرگرمی ها و مکروهات و کارهای لغو و بی فایده کردن. (ترجمه مصباح الشریعه ، عبدالرزاق گیلانی، انتشارات پیام حق، تهران، ۷۷۱۳ هجری شمسی ص: ۲۵۲) رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک»؛ دشمن ترین دشمن تو، نفس توست که در بین دو پهلویت قرار دارد. (بحار/ ۷۶/۶۴، عده الداعی ص۴۶) امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «خوشا به حال بنده ای که برای خدا، با نفس و تمایلات خود جهاد کند و کسی که سپاه هوای نفس را شکست دهد و به وسیله کسب رضایت خدا، بر آن پیروز شود و کسی که عقلش از راه کوشش و اظهار مسکنت و خضوع در پیشگاه خدای متعال به پیکار با هوای نفسش برخیزد، به رستگاری بزرگی نایل شود، زیرا که هیچ حجاب و پرده ای تاریک تر و وحشتناک تر از نفس و هوی، بین بنده و پروردگار نیست. و هیچ سلاح و حربه ای برای کشتن آنها، برنده تر از اظهار فقر و بی چیزی به درگاه خداوند و خضوع و خشوع و تحمل تشنگی در روز [روزه] و بیداری در شب نیست. پس اگر چنین کسی بمیرد، شهید مرده است و اگر زنده باشد و بر این طریق استقامت ورزد، عاقبتش به خشنودی بزرگ الهی می انجامد. چنان که خدای- عزوجل- فرمود: «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، به یقین آنها را به راههایمان هدایت می کنیم و همانا خداوند با نیکوکاران است.» (بحار/۷۶/۹۶/باب۵۴) رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «از جهاد اصغر به جهاد اکبر بازگشتیم. هر کس علمش بر هوای نفسش چیره شود، پس آن علم، سودمند است و هر کس که شهوتش را پایمال کند، شیطان از سایه او می گریزد. خدای متعال می فرماید: هر بنده ای مرا اطاعت کند، امورش را به غیر خود وانمی گذارم و هر بنده ای نافرمانی مرا بکند، او را به نفسش وا می گذارم و دیگر توجهی نخواهم داشت که در کدام وادی هلاک می شود.» (جامع الاخبار ص۸۱۱/ امامی صدوق ص۷۳۲/ معانی الاخبار ص۸۹۱) مردی به نام مجاشع، به حضرت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا، راه معرفت حق چیست؟ حضرت فرمود: معرفت نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه موافقت با حق چیست؟ حضرت فرمود: مخالفت با نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه جلب رضای حق چیست؟ حضرت فرمود: غضب کردن بر نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه وصال حق چیست؟ حضرت فرمود: ترک کردن نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه اطاعت از حق چیست؟ حضرت فرمود: سرپیچی از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه به یاد داشتن حق چیست؟ حضرت فرمود: از یاد بردن نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه نزدیکی و قرب حق چیست؟ حضرت فرمود: دوری گزیدن از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا، راه انس با حق چیست؟ حضرت فرمود: نفرت از نفس عرض کرد: ای رسول خدا، راه انجام دادن این کار چیست؟ حضرت فرمود: یاری خواستن از حق در برابر نفس. (فلاح المسائل/ ص ۲۷) منبع |
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
الاهی قلبی محجوب خدای من، قلب من در حجاب است و نفسی معیوب و نفسم گرفتار ایراد است و عقلی مغلوب و عقلم شکست خورده و هوائی غالب و هوسم پیروز گشته و طاعتی قلیل و فرمانبریم کم است، و معصیتی کثیر و سرکشیم زیاد و لسانی مقرّ بالذّنوب و زبانم به گناهان اقرار میکند فکیف حیلتی؟ پس چاره ی (کار) من چگونه است؟ یا ستار العیوب ای بسیار پوشاننده ی عیبها و یا علّام الغیوب و ای بسیار داننده ی غیبها و یا کاشف الکروب و ای برطرف کننده ی سختیها اغفر ذنوبی کلّها بحرمة محمّد و آله تمامی گناهانم را ببخش به حرمت محمد و آلش یا غفّار یا غفّار یا غفّار ای بسیار بخشاینده!ای بسیار بخشاینده!ای بسیار بخشاینده! برحمتک یا ارحم الرّاحمین دعای سجده ی پایانی از دعای صباح امیرالمومنین علیه السلام/مفاتیح الجنان
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







