|
تجاوزات دشمنان ایران
|
|
۱:۲۶, ۲۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
این صفحه رو از امروز باز میکنم تا با دشمنان این مرز و بوم بیشتر آشنا شوید . دشمنانی چون رومی ها ، اعراب ، افغان ها ، موغول ها ، روسها ، انگلیس ها ، فرانسوی ها و غیره می پردازیم . در روز های آینده ، یکی یکی به حملات دشمنان ایران در تاریخ های گوناگون و ددمنشیهای آنان میپردازیم . ابتدا حمله اعراب رو براتون مینویسم تا بفهمیم که واقعا پیامبر سلام الله و اعمه اطهار بین این یاغیان و افسار گسیختگان حیف شدند . البته نوشته ها و تحقیقات من هیچ ارتباطی به اعمه اطهار ندارد چون پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و نزدیکانشان از این حمله آگاه نبودند . در سال ۶۳۶ ميلادي اعراب مسلمان به ايران حمله کردند - متاسفانه عده*اي نيز بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از آن اشاره *کنم . عبدالحسين زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته يبسيار بر جاي نهادند ---- پس از تسلط اعراب در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين دهند با هزار غلام بچه و کنيز. ( کتاب تاريخ سيستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاريخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷) در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره ( سردار عرب ) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که خدا از ري نصيب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵) در حمله به شاپور نيز مردم پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخي؛ صفحه 116 -کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه 2011) در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاريخ طبري؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاريخ ده هزار ساله ايران؛ جلد دوم برگ 123) در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام خود داري کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ ) در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام به بهانه (دادرسي ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند ... و ديه ي چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند. (کتاب تاريخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاريخ رويان؛ صفحه ۶۹ ) در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ي مردم شهر را بجز يک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303) در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام مي کشتند و غارت مي کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282 ( در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ ) پس از فتح" استخر" (سالهاي 28-30 هجري) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند براي بار دوم" استخر" را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم " استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته " بودند بيرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخي صفحه 135-- کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163) رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215) مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179) جنايات اعراب تنها به اين شهر*ها ختم نشده است و اينها تنها گوشه*اي از تاراج ميهنمان به دست تازيان بود و آشکارا مقاومت ايرانيان در برابر آنان را ثابت مي*کند. اگر شهر خاصي* مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روايت آنرا شرح دهم. در کتاب عقدالفريد چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخني از خسرو پرويز نقل شده که مي گويد: اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند.از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند . برگرفته از سایت http://www.ashpazonline.com حملات دشمنان دیگر در روزهای آینده ...! التماس دعا |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۵۷, ۱۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان شاید هرز نامه باشه اما یک کلامی رو از فردی که حرف بیجا نمیزنه شنیدم سندش رو هم نمیدونم اگه گیر آوردم میگم حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: اسلام را به جای در(درب) از دیوار به ایران بردند. سندش رو نمیدونم اگه پیدا کردم میذارم اگه دوستی سند این رو میدونه بگه چون تا حدی معروفه اگر هم قابل اعتنا نیست مدیران محترم پاکش کنند. |
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۱۵/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۰ ۱۴:۰۸ توسط bagheri4.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
کتاب مهار انحراف را که برادر فرهیخته ام ،محمد صدرا معرفی کرده بود
مسائل بسیاری را جواب داده است . توصیه میکنم این کتاب را حتما مطالعه کنید که تا به شما هم ثابت شود اسلامی ویروسی شده ای که عمر به ایران صادر ،امام علی آن را قبول نداشت .چون عمر می ترسید اسلام محمدی واسلام با مرام علی به ابر قدرت آسیا ،ایران برسد وپروژه حذف امام علی وخاندانش به درستی پیش نرود . اسلام توسط خلفای راشدین به ایران آمد و تحت نظر بنی امیه وبنی عباس اداره شد هنوز هم ضرب المثل ،مگر می خواهی کافر مسلمان کنی در میان مردم مرسوم است که نشات گرفته از شکنجه مردم ایران توسط سپاه عمر و بنی امیه و بنی عباس بود. حال این که ستاره ای از خاندان عترت وطهارت در مشهد ایران درخشیدن گرفت از نیکبختی ایرانیان بود . با این همه پروژه شوم ایرانیان راه نجات ورستگاری را در اهل بیت یافتند و هنوز هم در دنیا الگوی بیداری اسلامی دنیا شدند . این که ما آدم نبودیم عرب ما را به اسلام تشرف داد جوک ساله ،اگر این طور بود چرا در قرن 14هم ما الگو اعراب هستیم ،به تمام ملت های حق طلب ،خط می دهیم ،لبنان با کمک مالی ما اسرائیل را عقب می راند، اسرائیل توسط ایران در در میدان ورزشی ودنیای تجارت بایکوت شده است. از تنها کشور وفادرا به آرمانهای فلسطینی ،سوریه حمایت می کند در حالی که اعراب به سوریه اسلحه ومزدور برای اغتشاش می فرستند .......... قبول کنید که در همان زمان هم خلفای راشدین می دانستند که ایرانیان پیرو امام علی خواهند شد نه اسلام ویروسی شده ،پس دست پیش گرفتند که پس نیفتند . امام خمینی ،امام موسی صدر ،امام خامنه ای ،سید جمال الدین اسد آبادی جزو معدود ایرانیان تاثیر گذار در جهان اسلام وجهان حق طلبی است . طبیعی است که سخترین دشمنان با این مردان آزادیخواه در گیر باشند . |
|||
|
|
۱۶:۵۲, ۱۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
این را هم در نظر دارید که پیامبر طی نامه ای به شاه ایران از حمله به کشور ایران در آینده پرده بر می دارد ؟
|
|||
|
۱۹:۱۹, ۱۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۰ ۱۶:۵۲)K-1 نوشته است: این را هم در نظر دارید که پیامبر طی نامه ای به شاه ایران از حمله به کشور ایران در آینده پرده بر می دارد ؟ می شود لطف کنید منبع این حرفتان را هم بفرمایید . پیامبرسه نامه نوشت به سه ابر قدرت دنیا ،ایران ابر قدرت آسیا ، مصر ابر قدرت آفریقا و روم ابر قدرت اروپا . در نامه هم دعوت به دین مبین اسلام بود چون خسرو اپرویز در ابتدای نامه نام خود را ندید وبه نام خداوند بخشنده مهربان نامه آغاز شده بود ،نامه را پاره کرد . پیک پاره شدن نامه را به پیامبر گزارش داد پیامبر هم فرمود خداوند شکمش را پاره کند که به فاصله کوتاهی خسرو اپرویز توسط پسرش پهلویش دریده وکشته شد. امام علی ودیگر ائمه هرگز در جنگ در ایران شرکت نداشتند ،این جنگ راتایید نکردند وبر پیروزی های آنها شادمانی نکردند . باز هم توصیه میکنم کتاب مهار انحراف را مطالعه بفرمایید . |
|||
|
|
|
|







