کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حسين ‏(علیه السلام) امروز كجاست ، چه ميكند و چه ميگويد؟
۲۳:۴۸, ۷/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۱ ۲۳:۵۷ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام در راستای شناخت تاریخ اهل بیت ورقی تازه خواهیم زد در تاریخ قیامی عظیم در تاریخ ، که جهان را دگرگون ساخت.
این قیام از زمانی آغاز شد که معاویه در پی صلحی با امام حسن علیه اسلام رسما مخالفت با اهل بیت را آشکار کرد.
این قیام که زین پس بران پرداخت میشود تاریخ نگاری است که قدم به قدم با هم روزهای از ان را خواهیم خواند و همراه با کاروان عاشورایی میشویم که جهان را به تحیر واداشته است.
بسم رب الحسین ، یا ابا عبد الله الحسیـــــــــــــــــــن ادرکنی
دوستان خواهشی از همگی دارم ، هر روز برای فرج یگانه زمان ، قطب عالم امکان ، منتقم خون جدی الحسین ، دعا کنید با صلواتی بر محمد و آل محمد.

==========================================
حسين ‏(علیه السلام) امروز كجاست ، چه ميكند و چه ميگويد؟
=========================================
سال ۴۱ هجرى قمرى
صلح‏نامه

معاويه با امام حسن(علیه السلام) پيمان صلح منعقد ميکند.
در متن پيمان صلح موارد زير مقرر گرديد:
1- معاويه طبق دستور قرآن و سيره پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفتار كند.
2- بعد از معاويه خلافت به امام حسن(علیه السلام) يا امام حسين(علیه السلام) برسد.
3- اهانت و سب اميرالمؤمنين (علیه السلام) ممنوع شود.
4-بيت المال مسلمين زيرنظر امام حسن(علیه السلام) مصرف شود.
5- معاويه متعهد مي شود كه مردم و شيعيان شام و عراق و حجاز در امان باشند.

معاويه كه هيچگاه قصد اجراي مفاد صلح‏نامه را نداشته است از همان ابتداء كليه مفاد قرارداد را بجز بند دو نقض ميكند و با برنامه‏ريزي بلندمدت جهت نقض اين بند نيز اقدام ميكند .
---------------

سا ل ۵۶ هجرى قمرى
ولايتعهدى يزيد

بر خلاف مفاد قرارداد، معاويه فرزند خود يزيد را به ولايت‏عهدى خويش برگزيد و از مردم با زور و فشار براى وى بيعت گرفت.

در تمام ۱۵ سال گذشته اهانت و سب اميرالمؤمنين (علیه السلام) نيز نه تنها منع نشد بلكه تا دوران عمربن عبدالعزيز(سال 99هـ.ق) ادامه يافت، و همواره كينه و دشمني او با شيعيان ادامه داشت و به قتل عام شيعيان مي پرداخت.
زيادبن سميه كه روزي در صف ياران امام علي(علیه السلام) قرار داشت، در زمان خلافت معاويه حاكم و فرمانرواي كوفه و بصره شد و چون شيعيان را مي شناخت آنها را به دستور معاويه مورد تعقيب قرار داد و به شهادت رساند، به طوري كه احدي از شخصيت هاي معروف شيعه در عراق باقي نماند.

البته خود معاويه به خوبى مى دانست كه عملى شدن اين كار، مشكلات و موانع فراوانى دارد. راز دشوارى هاى اين كار را بايد از يك سو، شخصيت منفى و تبه كار يزيد دانست، چرا كه يزيد جوانى لاابالى، فاسق، هرزه، بى بندوبار، آلوده و در يك كلام، بى دين بود و افكار عمومى، به ويژه صحابه و مسلمانان برجسته اى كه هنوز در قيد حيات بودند و روش و منش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را به ياد داشتند، به سادگى پذيراى چنين شخصى به عنوان خليفه مسلمانان نبودند. از سوى ديگر، بنا بر يكى از بندهاى صلح نامه، خلافت بعد از معاويه از آنِ حسن بن على(عليه السلام) و اگر براى ايشان اتفاقى افتاد، از آنِ حسين بن على(عليه السلام) بود و معاويه حق نداشت كسى را به عنوان جانشين بعد از خود، انتخاب كند،3 از اين رو تا امام مجتبى(عليه السلام) در قيد حيات بود، معاويه با مانع بزرگى در جهت انتخاب جانشين رو به رو بود. گذشته از اين‌ها اصلا تا آن زمان، هيچ يك از خلفاى پيشين، فرزند خود را به عنوان جانشين انتخاب نكرده بود و اصولا خلافت، يك منصب موروثى نبود تا بعد از مرگ پدر، پسر بر جاى وى تكيه زند.
معاويه كه به اين موانع و مشكلات واقف بود و مى دانست طرح چنين مسئله و پيشنهادى در بدو امر و بدون انجام مقدماتى، عدم پذيرش جامعه اسلامى و در نتيجه، تنش ها، چالش ها و پيامدهاى منفى و زيان بارى را براى حكومتش در پى خواهد داشت، در ابتدا از طرح آن به طور آشكار و گسترده، خوددارى كرد و ضمن صبر و انتظار تا زمانى كه شرايط لازم فراهم آيد، تدابيرى انديشيد و هر گونه ترفند و حيله اى كه ممكن و لازم بود به كار بست. انجام سفرها، نوشتن نامه ها، تطميع يا تهديد و ارعاب برخى افراد براى همراه كردن آن ها با خود، از جمله اقدامات اوست. به هر تقدير، شرايط لازم براى انجام چنين كارى در سال هاى آخر عمرمعاويه فراهم شد و او توانست جامعه اسلامى را آماده پذيراى اين امر كند.
===========
ادامه دارد....
===========
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، SAViOR ، جویای حقیقت ، aboutorab ، سرباز منتظر ، تفکر ، hesam110 ، yamin ، AFG Shia ، سدرة المنتهی ، حقیر ، دل خسته ، مجید املشی ، saloomeh ، nafas ، بچه شیعه ، Amirsaeed ، تازه مسلمان ، بیداری اندیشه ، hsnberjis ، مصباح ، عبدالرحمن ، mahramaneh ، nasimesaba ، دالاهو ، مجنون العباس ، غریب

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۳, ۲۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #41
آواتار
اول ‌صفر سال ‌۶۱ هجرى قمرى
ورود كاروان اسرا به دمشق
اهل بيت (علیه السلام) را همراه راس نوراني و پاك سيد الشهدا و ياران باوفايشان به طرف دمشق آوردند.‏ اهل بيت (علیه السلام) چون نزديك دروازه دمشق رسيدند، ام كلثوم شمر لعنه ‏الله عليه را صدا زد و فرمود: ما را از دروازه‌اي وارد دمشق كنيد كه مردم كمتر اجتماع كرده ‏باشند و سرها را از ميان محملها دور كنيد تا نظر مردم به آنها جلب شده به نواميس ‏رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نگاه نكنند.‏

شمر كاملاً برخلاف خواست ام كلثوم عمل كرد و كاروان اهل بيت(علیه السلام) را از دروازه ساعات كه ‏براي ورود كاروان تزيين شده بود و مردم زيادي در آنجا اجتماع كرده بودند، وارد شهر ‏دمشق كرد و اهل بيت (علیه السلام) و سرهاي مقدس را در اين دروازه نگاه داشت تا در معرض ‏تماشاي مردم قرار گيرند، سپس آنها را در نزديكي در مسجد جامع دمشق، در جايگاهي ‏كه اسيران را نگاه مي‌دارند، نگاه داشت.

در بعضي از نقلها آمده است كه اهل بيت (علیه السلام) را سه روز در اين دروازه نگاه داشتند.‏..

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: M912 ، hesam110 ، عبدالرحمن ، mahramaneh ، سدرة المنتهی ، مجنون العباس ، غریب ، سیمرغ
۱۷:۲۶, ۱۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #42
آواتار
سلام
این روزها هوای حج خانه خدا بوی دیگری دارد ، از سویی برای نفس قربانی میکنن و از سویی برای مغفرت خواستن و چشم پوشی از گناه ، خدا را با حالتی غریبانه نجوا میکنند.
در این حال و هوا با نزدیک شدن به عرفات و در زیر چادرهای صحرای عرفه ، میدانیم که حاجی ما ، امام ما ، فرزند نبی اکرم دست از اعمال میکشد و برای نگهداشتن حرمت حرم امن الهی قصد به ترک انجا را میکند.
امام حسین ، زنده نگهدارنده اسلام ،در وصیت به برادر خویش محمد بن حنفیه مینویسند:
« اِنّي ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ في اُمَّهِ جَدّي، اُريدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهي عَنِ المنكَرِ وَ اَسيرَ بِسيرهِ جَدّي وَ اَبي عَليَّ بن اَبي طالبٍ (عليه السّلام) »
« من برای جاه طلبی و کام جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم ».
"مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188. و مقتل الحسین مقرم،ص156"
به یاد داشته باشیم در این روز ، با یاد ان حضرت دعای عرفه را با حال غربت بخوانیم.
تا محرم و کربلا چند منزل باقیست.
"باشید با این کاروان"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Fatemeee ، مصباح ، عبدالرحمن ، محب الزهرا ، mahramaneh ، سدرة المنتهی ، مجنون العباس ، غریب
۱۰:۲۴, ۱۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #43
آواتار
دیگر صدای کاروان حسینی گوشم را نوازش میکند
انگار همین یک کوچه بالاتر هیئتی خود را اماده میکند
همین دیروز بود که ....Confused
[تصویر: emam-hosein35-n.jpg]
حسين منى و اءنا من حسين احب الله من احب حسينا حسين سبط من الاسباط .
حسين از من و من از حسينم ؛ دوستدار حسين محبوب خداست ؛ حسين امتى از امت ها است .
ذخائر العقبى /124 و سنن ترمذى 2/307 و كنزالعمال 6/221 و 7/107 الفصول المهمة /171 و فضائل الخمسة 3/264 - 262.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، محب الزهرا ، aboutorab ، در جستجوی سختی ، mahramaneh ، M912 ، سدرة المنتهی ، عبدالرحمن ، مجنون العباس ، میم.حسین.الف ، غریب
۱۵:۰۳, ۱۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #44
آواتار
سلام
محرم شروع شد
برای دوستان طرح اینو گرافی رو هم در حال تهیه هستم تا بیشتر با این مسیر ها و اتفاقات و منازل اشنا بشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، محب الزهرا ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، غریب
۱۲:۲۰, ۱۶/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
سلام
این هم تقدیم اونهایی که این بحث رنبال میکردن
البته چند تصویر اینفوگرافی هست در ارتباط با حرکت و مسیر حرکت امام حسین به سمت کربلا
یدونه نمونه میزارم و بقیه روئ لینک با کیفیت بالا

[تصویر: 139212071138357542215504.jpg]
لینک با کیفیت بالا

تصویر دیگر
لینک
روزشمار قیام امام‌ حسین (علیه السلام).
التماس دعاAngel
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، محب الزهرا ، مجنون العباس ، میم.حسین.الف ، سدرة المنتهی ، غریب
۲۳:۲۹, ۱۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #46
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خواستم بگم که بیایم و با امیر این قافله همراه باشیم ،
زیاد تا سر منزل ننهایی نمانده

[تصویر: %D8%AA%D8%B1%D8%A8%D8%AA.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، مجنون العباس ، سدرة المنتهی ، غریب ، عبدالرحمن
۱۴:۱۹, ۲۷/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #47
آواتار
فقط جهت یاد اوری این قیام.
کمتر از دو ماه تا ماه حرامی که هتک حرمت شده
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، مجنون العباس ، سدرة المنتهی ، غریب ، عبدالرحمن
۱۶:۳۰, ۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #48
آواتار
سلام
صرفا جهت یاد اوری
(۱۴/آبان/۹۱ ۲۳:۲۶)mahdy30na نوشته است:  سلام
برای محرم خودمونو داریم آماده میکنیم؟
نهم ذى الحجه سال‌ شصتم هجرى قمرى
شهادت مسلم (علیه السلام)
مسلم را به بالاى دارالاماره مي بردند، در حالى كه نام خدا بر زبانش بود، تكبير مي‏گفت، خدا را تسبيح مي‏كرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهى درود مي‏فرستاد و مي‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ‏ باز كه دست از يارى ما كشيدند، حكم كن! با ضربت‏ شمشير، سر از بدنش جدا كردند، و... پيكر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سر و صداى زيادى به پا كردند.

پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانى‏» رفتند و با دو ضربت، سر اين انسان والا و حامى بزرگ مسلم را از بدن جدا كردند. درحاليکه اين چنين با خداي خود ميگفت: «بازگشت‏ به سوى خداست. خدايا مرا به سوى رحمت و رضوان خويش ببر!» بدن هانى را هم به طنابى بستند و در كوچه ‏ها و گذرها بر خاك كشيدند. خبر اين بيحرمتى به مذحجيان رسيد. اسب سوارانشان حمله كردند و پس از درگيرى با نيروهاى ابن‏ زياد بدن هانى و مسلم را گرفتند و غسل دادند و بر آنها نماز خواندند و دفن كردند، در حالى كه جسد مسلم، بي ‏سر بود. آن روز، تنى چند از سرداران اسلام هم دستگير شده و به شهادت رسيدند و اجساد مطهرشان در كنار آن دو قهرمان رشيد به خاك سپرده شد و در روز نهم ذيحجه، كربلاى كوچكى در كوفه بر پا شد و يادشان به جاودانگى پيوست.
برای توضیح بیشتر مینونید به اینجا سر بزنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، غریب ، عبدالرحمن
۲۰:۳۸, ۲۳/مهر/۹۴
شماره ارسال: #49
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
جهت یاد اوری
دوم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى
ورود به كربلا
كاروان امام پس از حركت و طي مسيري كوتاه به منطقه‌اي رملي ‏كه با نخلستان و تپه ماهوري احاطه شده بود رسيد. وقتي به آن جا رسيدند، حضرت ‏فرمود: نام اين زمين چيست؟ عرض شد: كربلا. حضرت فرمود: پروردگارا! از اندوه و بلا به ‏تو پناه مي‌برم. سپس حضرت فرمود: توقف كنيد و رحل اقامت بيفكنيد. به خدا اين جا ‏محل خوابيدن شتران ما و جاي ريخته شدن خون ما و قتلگاه و مدفن ماست و به خدا در ‏اين جا حريم حرمت ما شكسته مي‌شود و جدم همين را به من خبر داده است...‏

سپس اصحاب امام پياده شدند و حر و لشكرش هم در ناحيه ديگري مقابل امام پياده ‏شدند. حضرت در گوشه‌اي نشست و به اصلاح شمشير خود پرداخت در حالي كه اين ‏شعار را مي‌خواند اي روزگار! چه بسيار صبح و شام كه صاحب و طالب حق كشته گشته ‏و روزگار بدل نمي‌پذيرد و امور به خداي بزرگ بازمي‌گردد و هر موجود زنده‌اي اين راه را كه ‏من رفتم خواهد رفت.

زنان حرم ناله سردادند ... ام ‏كلثوم صدا مي‌زد اي واي يا محمد، اي واي يا علي، اي وام مادرم، اي واي يا فاطمه، اي ‏واي يا حسن، اي واي يا حسين، اي واي از بيچارگي بعد از تو يا اباعبدالله!‏

هنگامي كه قافله كربلا به منزل رسيد و لشكر حر جلوي امام حسين (علیه السلام) و اصحابش را ‏گرفت و خبر مي‌رسيد كه از كوفه لشكر آماده آمدن به كربلاست، جريان واضح گشت و ‏معلوم شد كه حسين (علیه السلام) و ياران همراهش كشته مي‌شوند. ابي‌عبدالله يارانش را جمع ‏كرد و خطبه‌اي خواند و پس از حمدوثناي الهي فرمود: اما بعد اي اصحاب من، مي‌بينيد كه ‏چه پيش آمده است. يعني صحبت از كشته شدن است.

خيلي مختصر مي‌فرمايد: از عمر ما به همين ‏اندازه باقي مانده است. از آن جمله فرمايشات امام حسين (علیه السلام) است كه مي‌فرمايد: آيا ‏نمي‌بينيد كه كار به جايي رسيده كه حق پايمال شده و به آن عمل نمي‌شود و باطل رواج ‏يافته است و به معروف عمل نمي‌شود و از منكر نهي نمي گردد جا دارد كه مومن آرزوي ‏مرگ كند اما من مرگ را جز سعادت نمي‌بينم و زندگي با اين ظالمها جز ذلت نيست.‏

مقصود آن حضرت را اصحاب فهميدند و اعلام جان نثاري كردند. خورشيد خود را به معركه ‏رسانده و گرماي طاقت‌فرسايش امان همه را ربوده بود و تشنگي بر هر دو سپاه غلبه ‏كرده بود امام (علیه السلام) دستور داد كه به همه سپاه حر و اسبهاي آنان آب بدهند و آنان را ‏سيراب كنند و امام (علیه السلام) و ياران هم آب نوشيدند.‏

همچنين در اين روز امام حسين (علیه السلام) اولين خطبه خود براي سپاه حر را خواندند. آفتاب به ‏وسط آسمان رسيده بود هنگام نماز ظهر بود. امام به حجاج بن مسروق جعفر امر كرد ‏اذان بگويد: سپس امام (علیه السلام) با عبا، ردا و نعلين بعد از حمد و سپاس خداوند چنين فرمود: ‏اي مردم، من از خداي شما و شما پوزش مي‌طلبم من پيش شما نيامدم مگر وقتي كه ‏نامه هايتان رسيد قبل از اينكه من شما را بيابم، نامه‌هاي شما به من رسيد كه ما را ‏امامي نيست، شايد خداوند ما را بر هدايت مجتمع كند اگر بر همان گفتار هستيد، من به ‏سوي شما آمدم اگر شما به عهدها و پيمانهاي خود، آنگونه كه من اطمينان يابم، به من ‏قول مي‌دهيد به سرزمين شما وارد مي‌شوم. آنها ساكت بودند به موذن گفته شد اذان را ‏بگويد امام (علیه السلام) به حر گفت تو با يارانت نماز بگزار، حر گفت: نه شما بخوان ما نيز به همراه ‏تو نماز مي‌خوانيم سپس امام با آنها نماز خواند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، عبدالرحمن
۱۷:۲۶, ۲۹/مهر/۹۴
شماره ارسال: #50
آواتار
(۲/آذر/۹۱ ۱۸:۱۸)mahdy30na نوشته است:  
هفتم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى
بستن شريعه فرات
در اين روز عبيدالله بن زياد نامه‌اي به نزد عمربن سعد فرستاد و به او ‏دستور داد تا با سپاهيان خودبين امام حسين (علیه السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله ايجاد كرده ‏و اجازه نوشيدن حتي يك قطره آب را به امام ندهند، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن ‏نعمان خودداري شد.‏

عمربن سعد نيز فوراً عمروبن حجاج را با پانصد سوار در كنار شريعه فرات مستقر كرد و ‏مانع دسترسي امام حسين (علیه السلام) و يارانش به آب شدند و اين رفتار غيرانساني سه روز ‏قبل از شهادت حضرت صورت گرفت در اين هنگام مردي به نام عبدالله بن حصين ازدي كه ‏از قبيله بجيله بود فرياد برداشت كه اي حسين! اين آب را ديگر سان رنگ آسماني ‏نخواهي ديد! بخدا سوگند كه قطره‌اي از آن را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي!‏

امام حسين (علیه السلام) فرمود: خدايا! او را از تشنگي بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار ‏مده! حميد بن مسلم مي‌گويد به خدا سوگند كه پس از اين گفتگو به ديدار او رفتم در ‏حالي كه بيمار بود، قسم به آن خدايي كه جز او پروردگاري نيست، ديدم كه عبدالله بن ‏حصين آنقدر آب مي‌آشاميد تا شكمش بالا آمد! و باز فرياد مي‌زد العطش! باز آب مي‌خورد ‏تا شكمش آماس مي‌كرد ولي سيراب نمي‌شد و چنين بود تا جان داد. ‏

در اين روز بود كه خبر رسيدن مسلم بن عوسجه كه شبانه از كوفه به كربلا آمده و خود را ‏به سپاه امام رساند، اصحاب و ياران را خوشحال و شادمان كرد مسلم اولين شهيد ‏عاشوراست كه در حمله نخست به شهادت رسيد. پيرمردي بزرگوار از طايفه بني‌اسد و از ‏چهره‌هاي درخشان كوفه و از هواداران اهل بيت (علیه السلام) بود از اصحاب پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و از ‏مسلمانان باسابقه به شمار مي‌رفت و از آن حضرت هم روايت شده است كه پارسا، ‏شجاع و سواركاري نامي بود.
یاران چیزی تا قیامت کبری باقی نیست بیایید ماهم وارد خیمه حسینی شویم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,579 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,379 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,251 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,950 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,725 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,589 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,706 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا