کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: آیا اسلام را خود انتخاب کرده اید؟؟
سعی میکنم بشناسم و سپس انتخاب کنم
من مسلمانم و اسلام را میشناسم نیازی به انتخاب کردن نیست.
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحلیل یا تقلید...
۱۰:۴۲, ۲۲/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۱ ۱۱:۱۳ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ما مسلمانیم؛ به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم به احکام اسلام احترام بگذاریم و آنها را رعایت کنیم. واجبات را انجام بدهیم؛ از محرمات دوری گزینیم و مکروهات و مستحبات را در کارهای روزمره مان لحاظ کنیم.
پس "لا اکراه فی الدین" به چه معناست؟؟ مگر نه اینکه اکراه و اجباری در دین نیست؟؟
یادم است جایی توضیح این آیه را اینگونه شنیدم: اکراهی در "انتخاب" دین نیست. راه و بیراهه نمایان است، آزادی که دین خود را انتخاب کنی. اما وقتی انتخاب کردی دیگر باید مقید به آن باشی. برایم مثالی زد: رفتن به دانشگاه اجباری نیست، اما وقتی رفتی به دانشگاه قوانینش را بی چون و چرا باید بپذیری. قانون پذیری یعنی این.
راست است. وقتی دینت را انتخاب کردی و فهمیدی که اسلام برترین دین است باید بی چون و چرا احکامش را عمل کنی.
انشاءالله که دوستان تا اینجای بحثم موافقند
حال ما مسلمانیم. اما کی انتخاب کردیم دینمان را؟؟ دوران دبیرستان؟ ابتدایی؟ یکی از دوستان در جواب این سوالم گفت: وقتی که در نوزادی اذان در گوشمان گفتند!!! و واقعا هم درست است. ما مسلمانیم چون از بچگی مسلمان بودیم؛ چون پدرانمان مسلمان بودند. همانطور که اعراب بت می پرستیدند همچون پدرانشان. و این یعنی جهل.
آری اسلام برترین دین است اما ما از کجا به این نتیجه رسیدیم؟؟ جز شنیدن از پدرانمان؟؟ آیا این چیزی جز "مسلمان شناسنامه ای بودن" است؟واقعا کداممان نشستیم و اسلام را بررسی کردیم و با ادیان دیگر مقایسه کردیم و بعد به این نتیجه رسیدیم که آری اسلام برترین دین است؟؟ (روی سخنم با جمع دوستان است نه یکی دو نفر)
چندی پیش که این سوالات در ذهنم مطرح شد (ذهنی که دوست تر ميدارم آشفته بودنش را و بقیه به تمسخر میگیرند!!) تصمیم گرفتم اسلام را خود بشناسم و سپس انتخاب کنم. حال برای شناخت باید چه کنم؟؟ آیا باید همچون ابلهان دست روی دست بگذارم تا یک بسته قرص فرهنگی برایم پست شود و درونش محتوای اسلام شناسی باشد و روزی سه وعده بخورم تا اسلام را بشناسم!! یا نه باید خودم بیاندیشم!!
باید خود اسلام را بشناسم و انتخاب کنم. برای شناخت باید چه کرد؟ در کنار توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار؛ باید حرکت هم کرد.
باید مطالعه کرد. جایی خواندم برای شناخت هر دینی باید اول خدایش را شناخت، بعد پیامبرش را، بعد روزگار ظهورش را، بعد اندیشه هایش و احکام و دستوراتش را، بعد تربیت شدگانش را (آن الگوها که به جامعه تحویل داده است)
کار خیلی سختی بود. باید اول خدای اسلام را شناخت و با خدای ادیان و مذاهب دیگر مقایسه کرد (مثل اهورا مزدا و ...) هم آنچنان که قبلتر گفتم میتوان از روی صفاتی که در قرآن آمده خدا را شناخت. با بررسی صفات و رفتار. تا آنجا که عقلت میکشد. برای شناخت پیامبر از رفتار و اعمال و سنتش کمک میگیریم. بعد باید تاریخ اسلام را خواند و بررسی کرد که در چه زمانی و در چه مکانی و در چه شرایطی چه دستوری داده و یا چه عکس العملی از خود نشان داده است. تربیت شدگان اسلام سلمان فارسی، ابوذر، بلال و ... اند. از طرفی میتوان ائمه را هم در نظر گرفت. باید همه اینها را شناخت.
پس باید سخت کوشید. اگر میخواهیم به نتیجه درست برسیم. اگر میخواهیم مسلمان شناسنامه ای نباشیم.
اصل قضیه را گفتم. چند مثال می آورم. و همه را به شناخت اسلام سفارش میکنم.
در اسلام طلاق جایز است اما در مسیحیت نه. (دلیلش چیست)
در اسلام تا چهارتا زن برای مرد جایز است.
(دلیلش چیست)
در اسلام استفاده از طلا برای مرد حرام است. (دلیلش چیست)
در اسلام هرکسی اجازه حکومت ندارد، خلیفه باید معصوم باشد (یکی از مشکلات جهان استبداد است و یعنی زورگو حاکم بوده و در اسلام این مشکل حل شده است) و در مسیحیت اصلا این مسئله مطرح نیست!
در اسلام عدالت اصل است (آنچنان که در جهان امروز تضاد طبقاتی بیداد میکند و ناشی از حاکم نبودن اسلام است)
در اسلام اعتقاد به منجی آخر الزمان داریم و میدانیم کیست و چگونه است و چه میکند اما در وهابیت و اهل تسنن و ... نداریم.
در اسلام نماز داریم
(دلیلش چیست) و در مسیحیت هفته ای یک بار اعتراف به گناه!
در اسلام روزه داریم
(دلیلش چیست) و ....
و اگر در پی یافتن حقایق و فلسفه و حکمت این احکام و اعتقادات باشیم میتوانیم ادعا کنیم که اسلام را شناخته ایم و:
دریافته ایم که اسلام دین برتر است و برای دنیا و آخرت کارآمد است (نه همچون مسیحیت که فقط به درد آخرت میخورد)
این یعنی : عاقلانه انتخاب کرده ایم؛ نه کورکورانه تقلید

[تصویر: 535243_10150922065611405_156713076404_12...8629_n.jpg]

... اللهم عجل لولیک الفرج ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، شهرام ، فاطمه خانم ، blue.blood ، ترنم ، mosafer ، Asma ، emj ، مجید املشی ، nafas

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۳۶, ۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #61
آواتار
جناب
(۱/آذر/۹۱ ۱۷:۵۱)فرهاد55 نوشته است:  سلام آقای مسافر
در انجیل، به آمدن پیامبری به نام "قارقلیط" یا "پارکلیت" بشارت داده شده. افراد مختلفی ادعا کرده اند که همان پارکلیت مورد ادعا هستند، مانند پیامبر اسلام و مانی.
تا جایی که خوندم، پارکلیت رو "تسلی دهنده" یا "برگزیده شده" معنی می کنند.

در مورد معجزه، تا جایی که من می دونم دو تا معجزه برای پیامبر ذکر شده:
1- قرآن
2- شق القمر

در مورد قرآن، گفته میشه که هیچ کس نمی تونه کتابی مثل قرآن رو بیاده. که این بحث مفصلی می خواد. به طور مثال حتی خود اعراب امروزی هم نمی تونند میزان فصاحت و بلاغت قرآن رو در اون حدی که ادعا میشه بفهمند که اون رو به فاسد شدن زبان عربی امروز نسبت میدن.
همچنین گفته میشه که هیچگونه تکامل تدریجی در قرآن وجود ندارد و این رو یکی از نشانه های فوق بشری بودن قرآن می دونند. در راستای این ادعا، تفاوت بیان آیات رو به تفاوت شرایط نسبت میدن. در حالی که هیچ معیار دقیقی نیست که بگه میزان تفاوت بین دو جمله، چقدر ناشی از تفاوت شرایط هست و چقدر ناشی از تکامل قدرت بیان گوینده.

در مورد وقوع شق القمر هم حتی بین مسلمانان اختلاف نظر هست. اون خبری هم که در مورد مشاهدات ناسا منتشر شده جعلیه.

این رو هم نمیشه به عنوان یک معیار تلقی کرد.
از طرفی، وقتی کسی خودش رو جانشین فرد دیگری معرفی می کنه، انتظار میره که اون فرد رو تایید کنه. همون طور که "بهاء الله" هم پیامبر اسلام رو تکذیب نکرد.
از طرف دیگه، پیامبر اسلام تمام مطالب ادیان قدیم رو تایید نکردند. و هر چیزی که تایید نشده، به تحریف یا ناکامل بودن ادیان قدیمی تر نسبت داده میشه. (که این خودش یک ادعا است)
لطفا جملات را درست استفاده کنید
قارقلیط اشتباه است و فارقلیط درست است و همچنین پریکلیتوس ( یونانی) . لطفا در اسامی دقت کنید. من دنبال مچ گیری نیستم.
یک نکته رو دوستان خوب هستش دقت کنند این هست کلمه معجزه هستتش که کلمه ابداع شده در کلام میباشد و واژه اصلی کامه بینه هستش.
در مورد قران ، قران تنها جنبه فصاحت و بلاغت نداره بلکه جنبه های دیگر هم دارد برای نمونه جنبه علمی - خیر از غیب -تازه بودن کلام قران در طول تاریخ - و از جمله مباحثی که موجب حقانیت اون میشه تحدی قران هستش که همه را دعوت به مقابله و مبارزه دعوت میکنه . و این مورد خودش موجب شده که کلام خدا رو نشون بده . برای نمونه یک ایه از ایات تحدی رو برای شما ذکر میکنم
وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * بقره 24 .

(یونس 39-طور 35 -اسرا 89-هود 14 - بقره 24-25 -یوسف 81 -حج 74- انبیا 23 - هود 45 )

در مورد فصاحت شمار وارجاع میدم به موضوع معلقات سبعه ( شعراشم خواستی برات قرار میدم) که ببینید اونهایی که در زمان حضرت بودند در اوج شاعری که داشتند و اشعارشون به عنوان برترین شعر بود و اون شعراشون در خانه خدا نصب میشد در مقابل کلام خدا کم اوردند.

زمان حال که جای خود دارد.

دوست گرامی بینه هایی که وجود دارد کم نیست ولی چیزی که بقا داشته و هنوز میتوان دید قران است وگرنه بقیه بینات را باید در کتب تاریخی مشاهده کرد.الان کسی بگه بینه ( معجزه حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام و عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام ایا در این زمان وجود دارد؟ایا مرده ای که زنده شده در زمان حاظر وجود دارد؟ ایا رود نیل باز هم باز شده است و یا عصا دوباره مار میشود؟

در مورد شق القمر کسی نگفت که کلام ناسا درست هستش پس دیدی که قران راست گفت ، متاسفانه خیلیا از مباحثی علمی که ثابت میشه میخواهند قران و دین را ثابت کنند در حالیکه معیار نامناسبی است . هیچکسی برای ثابت کردن نظریه علمی که ثابت میشود کلام یک کودک که ان عمل را با بی تجربگی انجام میدهد هیچگاه نمیگویند که چون کودک اون کار رو انجام داده پس نظریه هم درست است.

ببخشید دوست گرامی اینجا شباهت بها الله با نبی اکرم در چی بود؟ عدم تکذیب ابیای پیشن بوده از دید شما؟اگر تکدیب نکرده پس چطور شخصی که خود را شیعه میپنداشت و بعد ها مدعی به مقام الوهیت شده است ؟ این قیاس شما جای تامل دارد که چرا دو شخصی که از هیچ نظر همسان نیستند را با هم مقایسه کردید؟

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آشفته ، mahdy_mir ، mosafer ، فرهاد55
۰:۰۰, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #62
آواتار
(۱/آذر/۹۱ ۱۶:۴۰)آشفته نوشته است:  مگه اسلام دین علمی (اعتقادی) و عملی نیست؟؟
وقتی هم اعتقادات تحریف شد هم اعمال؟؟ من معنی میکنم که اسلام تحریف شد.
شاید بهتر باشد کتاب «تشیع علوی تشیع صفوی» را بخوانی.
آنگاه خواهی دید که چگونه تحریف شد...

به نام خدا

سلام
آشفته جان شما دائم به من کتاب معرفی میکنی Wink ممنون . من قبلا با کتابخوان های دیگه ای تو سایتن برخورد داشتم .

محض اشاره خدمت شما , کتابخوانهای زیادی هستند که علمشان مایه گمراهیشان است .

انشاالله که خدا عنایتش به من بیشتر بشه , با کتاب یا بی کتاب . در ضمن اگر کتاب مورد نظر رو خوندید , قبل از افاضه فضل کردن

قلم فرسایی کرده و کمی از مطالب کتاب را نقل قول میکردید .

فقط خدا از همه قلبها آگاهه , و اینکه چه کسانی با چه اهدافی , در کجاها فعالیت میکنند.

در مورد اینکه میفرمایید اسلام تحریف شده , بهتره تاریخ طبری را بخوانید . ( بیشتر قسمت مربوط به خوارج نهروان )

Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mosafer ، فرهاد55
۱۳:۲۷, ۲/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۱ ۱۴:۰۸ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #63

سلام آقای مهدی سینا
نقل قول:ببخشید دوست گرامی اینجا شباهت بها الله با نبی اکرم در چی بود؟
نه منظورم شباهت نبود. منظورم این بود که این معیار (که هر کسی که پیامبران قبلی را تکذیب نکرد، بر حق است) معیار کاملی نیست.
تا جایی که من می دونم، بهاییان هر جایی از اسلام رو که با اعتقاداتشون در تناقض به نظر می رسه رو با آوردن تفسیر توجیه می کنند.
مسلمانان هم هر جایی که آموزه های دینشون با ادیان مسیحیت و یهودیت در تضاد به نظر میاد رو با اعتقاد به ناکامل بودن و تحریف شدن ادیان پیشین، توجیه می کنند.
حالا جای سوال هست که آیا این توجیه ها درست است یا نه؟ مثلا آیا تفاسیری که بهاییان ذکر می کنند درست است یا نه؟ و آیا اون مسائلی که ادعا میشه در ادیان پیشین تحریف شده اند، واقعاً حاصل از تحریف بوده یا از ابتدا در اون ادیان وجود داشته؟ (این دومی بررسیش خیلی سخته)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: blue.blood
۱۳:۵۹, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #64

(۲/آذر/۹۱ ۱۳:۲۷)فرهاد55 نوشته است:  سلام آقای مهدی سینا
ممنون میشم اگر این جمله رو شرح بدید. مثلا "کامه بینه" به چه معناست؟ Blush

منظور ایشون کلمه بینه (حجتی آشکار،آشکار و روشن،دلیل روشن) است

یک اشتباه تایپی که ممکنه هر کسی مرتکب این اشتباه بشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، mahdy30na ، blue.blood
۱۴:۳۹, ۲/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۱ ۱۴:۴۳ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #65

سلام
دوستان، یه پیشنهاد دارم:
با توجه به اینکه بحث خیلی مفصل هست، بیایم یه لیست از روشهایی که برای بررسی صحت مکاتب پیشنهاد میشه رو ارائه بدیم تا در مورد هر کدومش مفصل صحبت بشه (دوستان لیست رو کاملتر بفرمایند):
1- فلسفه
2- اعجاز علمی
3- اعجاز عددی
4- تحدی قرآن
5- فصاحت و بلاغت قرآن
6- پیشگوییهای قرآن
7- شباهت آموزه ها و عقاید با ادیان پیشین
8- تحلیل تقلیدها
9- خوب بودن آموزه ها رو با استفاده از یه معیار دیگه بسنجیم
10- شانسی انتخاب کنیم
11- ایمان بیاوریم بعد بفهمیم
12- مکتب باید به زندگی هدف بده
13- به آنچه می دانیم عمل کنیم تا خدا آنچه که نمی دانیم را به ما بیاموزد
14- ببینیم که "متخصصان" چه اعتقادی دارند، ما همون رو بپذیریم
15- به فردی که آموزه رو مطرح کرده نگاه کنیم؟ (چطور میشه سنجیدش؟)
16- اعتقادات قبلیمون رو زیر سوال نبریم و فقط تقویتشون کنیم
17- هر چه که برامون می تونه نفع (مادی و اخروی) داشته باشه اما نمی تونه ضرر داشته باشه رو پپذیریم
18- ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: blue.blood
۱۶:۰۵, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #66

بسم الله الرحمن الرحیم
(۲/آذر/۹۱ ۱۳:۲۷)فرهاد55 نوشته است:  تا جایی که من می دونم، بهاییان هر جایی از اسلام رو که با اعتقاداتشون در تناقض به نظر می رسه رو با آوردن تفسیر توجیه می کنند.
مسلمانان هم هر جایی که آموزه های دینشون با ادیان مسیحیت و یهودیت در تضاد به نظر میاد رو با اعتقاد به ناکامل بودن و تحریف شدن ادیان پیشین، توجیه می کنند.
حالا جای سوال هست که آیا این توجیه ها درست است یا نه؟ مثلا آیا تفاسیری که بهاییان ذکر می کنند درست است یا نه؟ و آیا اون مسائلی که ادعا میشه در ادیان پیشین تحریف شده اند، واقعاً حاصل از تحریف بوده یا از ابتدا در اون ادیان وجود داشته؟ (این دومی بررسیش خیلی سخته)

جناب فرهاد55

جسارتا مثالی که ذکر میکنید یک مشکل داره.شمادارید ادیان الهی رو بایک فرقه ضاله همردیف میکنید.؟!
بهاییت چه دارد که بخواهید دین الهی اسلام را با تفاسیرپوچ وبی سروته توجیه کند؟
تحریف درادیان دیگر که توسط خود مسیحیان وپیروان دیگر ادیان هم تائید شده ...درکش خیلی هم سخت نیست.
این که برای خداجسم قائل بشیم وکشتی گرفتن یک پیامبر با خدا....زنای یک پیامبر با محارمش...نوشیدن شراب درمراسمات دینی ...وهزاران دروغی که درتورات وانجیل وارد شده .

شما خیلی راحت دارید مسائلی رو لابلای مطالبتون بیان میکنید که صحیح نیست.



درپناه حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، ELENOR ، mahdy30na ، فرهاد55
۱۶:۵۲, ۲/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۱ ۱۸:۱۰ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #67
آواتار
با سلام دوستان از اشتباه تایپی که پیش اومد پوزش طلبیده و پیش میاد .
خوب مچمو گرفتی افرینAngel ولی جواب مناسب ندادی.
جناب فرهاد 55

(۲/آذر/۹۱ ۱۳:۲۷)فرهاد55 نوشته است:  سلام آقای مهدی سینا
نه منظورم شباهت نبود. منظورم این بود که این معیار (که هر کسی که پیامبران قبلی را تکذیب نکرد، بر حق است) معیار کاملی نیست.
تا جایی که من می دونم، بهاییان هر جایی از اسلام رو که با اعتقاداتشون در تناقض به نظر می رسه رو با آوردن تفسیر توجیه می کنند.
مسلمانان هم هر جایی که آموزه های دینشون با ادیان مسیحیت و یهودیت در تضاد به نظر میاد رو با اعتقاد به ناکامل بودن و تحریف شدن ادیان پیشین، توجیه می کنند.
حالا جای سوال هست که آیا این توجیه ها درست است یا نه؟ مثلا آیا تفاسیری که بهاییان ذکر می کنند درست است یا نه؟ و آیا اون مسائلی که ادعا میشه در ادیان پیشین تحریف شده اند، واقعاً حاصل از تحریف بوده یا از ابتدا در اون ادیان وجود داشته؟ (این دومی بررسیش خیلی سخته)

ببخشیدا کجا بهاییا دین اسلام و تشیع رو قبول دارند؟
اگر اسلام و تشیع رو قبول داشتن که بها الله خودشو تا حد خدایی ، خودش رو بالا نمیبرد و نمیگفت من خدام . کسی که از ادعای نیابت کم کم پیشرفت میکنه ( ابتدا ادعاي نيابت خاص حضرت حجت (عج ) و سپس ادعاي مهدويت و پس از آن ادعاي نبوت و مرحله آخر ادعاي الوهيت و خدايي مي نمايند!) ، فکر نمیکنم بشه به حرفاش اطمینان کرد. چون ممکن هست حرف قبلی خودش رو تکذیب کنه.
این که فرمودید : مسلمانان هم هر جایی که آموزه های دینشون با ادیان مسیحیت و یهودیت در تضاد به نظر میاد رو با اعتقاد به ناکامل بودن و تحریف شدن ادیان پیشین، توجیه می کنند.
ایا بها الله هم برای اثبات درستی کلام خودش حرف جدیدی زد که اساس و بنیان اون با ادیان پیشین سازگار باشه؟کتاب خودشون که پر از ایراد و تناقض هستش برادر من ؟
نمیدونم شما تا چه حد با آرا و عقاید اونها اشنا هستید ولی با کمی تامل برای شما اشکار میشه که یک فرقه که خودش را وابسته به مثلا تشیع میداند ( ریشه و تاریخ بهاییت رو مطالعه بفرمایید که از کجا شروع و چطور بهاییت شکل گرفت) چطور یک دیانت جدید محسوب میشه.

دوست گرام وقتی دیانتی که ریشه نداشته باشه شما چطور میخوای حقانیت و آرای اون رو اثبات کنی؟

(۲/آذر/۹۱ ۱۳:۲۷)فرهاد55 نوشته است:  تا جایی که من می دونم، بهاییان هر جایی از اسلام رو که با اعتقاداتشون در تناقض به نظر می رسه رو با آوردن تفسیر توجیه می کنند.
مسلمانان هم هر جایی که آموزه های دینشون با ادیان مسیحیت و یهودیت در تضاد به نظر میاد رو با اعتقاد به ناکامل بودن و تحریف شدن ادیان پیشین، توجیه می کنند.
حالا جای سوال هست که آیا این توجیه ها درست است یا نه؟ مثلا آیا تفاسیری که بهاییان ذکر می کنند درست است یا نه؟ و آیا اون مسائلی که ادعا میشه در ادیان پیشین تحریف شده اند، واقعاً حاصل از تحریف بوده یا از ابتدا در اون ادیان وجود داشته؟ (این دومی بررسیش خیلی سخته)
دوست گرامی یک سوال ؟ ایا دین جدید نباید موقعی می امد که دین پیشین تحریف یا منسوخ میشد؟ چطور است که این دیانت دین جدید محسوب میشود در حالی که : میرزا حسینعلی در لوحی مندرج در کتاب «مائده آسمانی ی ج7، ص219»،همچنین در کتاب: «ایقان ص154» و «سورة الملوک ج5، ص11 و 22 و «آثار قلم اعلی»» جزماً اعتراف و اذعان می دارد «که قرآن به هیچ وجه و صورتی تحریف در آن راه نیافته، و قرآن تمام بوده و اکنون نیز همان است که بوده است».
خوش اعتراف میکند و باز هم دین جدید می اورد؟
دوست گرمی کمی مطالعه کنید در این زمینه بهاییت بعد از اینها دفاع کنید .باز هم مدرک بخوای برات میزارم که بدونی اینها در کتب مختلف اعتراف به عدم تحریف و عدم منسوخ شدن قران کردند. اینها خودشون گاف که چه عرض کنم چیزی فراتر از اون در کتاباشون دادند و خودشونو زیر سوال بردند .یکجا یچیز میگن جای دیگه حرف خودشونو منکر میشن.
در مورد بخش دوم که گفتین ببینیم ایا از تحریف بوده یا نه ، باید خدمت شما بگم شما موارد رو پیدا کنید و در اینجا بحث میکنمیم ، البته بحث علمی و مستند نه اینکه نظر خودمونو بگیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، blue.blood ، mosafer ، فرهاد55
۱۳:۱۱, ۶/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۱ ۱۳:۲۷ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #68

سلام آقا مهدی
اولاً عذر می خوام از شما. و ممنونم از تصحیحی که انجام دادید.

خب گفتیم که اگر یک مکتب، خودش رو پیرو یک مکتب دیگه معرفی کنه، باید:
1- اون مکتب قبلی دچار انحراف شده باشه یا کامل نباشه.
2- مکتب جدید باید با اون مکتب قبلی سازگاری داشته باشه.

از طرفی وقتی یک مکتب خودش رو پیرو یک مکتب دیگه معرفی می کنه، طبیعیه که از جهاتی با اون مکتب قبلی تفاوت داشته باشه، (اگه تفاوت نداشته باشه که مکتب جدید به حساب نمیاد). معمولاً پیروان مکتب جدید، این تفاوتها رو به چند شکل توجیه می کنند:
1- با اعتقاد به این که آموزه های جدید کاملتر از آموزه های قدیمی بوده و اونها رو منسوخ کرده.
2- با اعتقاد به اینکه آموزه های جدید در مکتب قدیمی هم وجود داشته و تحریف یا حذف شده.
3- یک تفسیر از مکتب قبلی ارائه می دهند که با آموزه های جدید همخوانی داشته باشد.

مورد سوم رو میشه با بررسی کردن تفسیرهای ارائه شده سنجید. اما بررسی موارد 1 و2 خیلی سخته و برای بررسیشون به معیارهایی نیاز داریم.
به طور مثال در اسلام اعتقاد بر این هست که آموزه های اسلام، با آموزه های حضرت مسیح (قبل از آنکه مسیحیت دچار تحریف شود) همخوانی دارد. حالا ما چطوری می تونیم این رو بسنجیم؟ ما اگر بخوایم این رو بسنجیم، نیاز داریم بدونیم که آموزه های حضرت مسیح چی بوده و کدوم یک از آموزه های مسیحیت فعلی اصیل هست و کدومشون تحریف شده. پس ما نیاز به معیاری پیدا می کنیم که بتونیم با استفاده از اون تحریف شدن یا تحریف نشدن یه آموزه رو تشخیص بدیم که جا داره به این معیارها هم بپردازیم.
اجازه بدید بحث موردی رو بعد از مشخص شدن معیارها داشته باشیم.

نقل قول:یکجا یچیز میگن جای دیگه حرف خودشونو منکر میشن
خب این میشه یک معیار دیگه: یعنی در آموزه ها و اعتقادات مربوط به مکتب، نباید تناقضی وجود داشته باشه.
اما بررسی این موضوع هم به این سادگی نیست. به طور مثال، در قرآن هم مواردی وجود داره که در جایی یک حکم گفته شده و در جای دیگه اون حکم نقض شده.
در این مورد، مسلمانان اعتقاد به وجود "ناسخ و منسوخ" دارند. یعنی اگر ما یک آیه رو دیدیم که حکم گفته شده در یک آیه دیگر رو نقض می کرد، اون آیه که جدیدتر هست، حکم گفته شده در آیه قدیمی تر رو نقض می کنه. این باعث میشه که شما نتونید تناقضی رو در احکام اسلام پیدا کنید و فقط بتونید ناسخ و منسوخ پیدا کنید.

ممنون

نقل قول:این که برای خداجسم قائل بشیم وکشتی گرفتن یک پیامبر با خدا....زنای یک پیامبر با محارمش...نوشیدن شراب درمراسمات دینی ...وهزاران دروغی که درتورات وانجیل وارد شده .
سلام آقای راستین
مواردی که فرمودید رو خیلی ساده میشه بررسی کرد، اما همیشه مسئله به این سادگی نیست.
به طور مثال در اسلام اعتقاد بر این هست که طواف کعبه در ماه ذی حجه توسط حضرت مسیح (علیه السلام) انجام شده بوده است و این مراسم در ابتدا در مسیحیت وجود داشته، اما در مسیحیت امروز این موضوع تحریف شده (منبع). خب فکر می کنم ما راهی برای بررسی این موضوع نداشته باشیم، مگر اینکه به احادیث موجود رجوع کنیم. این هم در صورتی امکان پذیر هست که به درستی اسلام پی برده باشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، blue.blood
۱۵:۵۱, ۱۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۱۵:۵۲ توسط mahdy_mir.)
شماره ارسال: #69
آواتار
سلام بر فرهاد55 عزیزم
خوبی ؟


(۶/آذر/۹۱ ۱۳:۱۱)فرهاد55 نوشته است:  سلام آقای راستین
مواردی که فرمودید رو خیلی ساده میشه بررسی کرد، اما همیشه مسئله به این سادگی نیست.


اگه ساده میشه بررسی کرد پس چرا بعدش میگی به این سادگی نیست HuhHuhHuh

شما بشدت دچار تناقض گویی هستی Dodgy نمیتونی اعصابتو جمع و جور کنی ؟ یکم استراحت کن Big Grin

(۶/آذر/۹۱ ۱۳:۱۱)فرهاد55 نوشته است:  مگر اینکه به احادیث موجود رجوع کنیم. این هم در صورتی امکان پذیر هست که به درستی اسلام پی برده باشیم.

شما پی نبردی ؟ بخاطر همون مشکل اعصاب شماست که در بالا عرض کردم .Cool
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۸:۲۵, ۱۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #70
آواتار
سلام
بحث بعدی چیه؟
قراره چی بحث بشه؟
این که حل شد.
راستی یه چیزی ، بعضی از دوستان میگن با عقل به نتیجه برسیم . یجورایی عقل رو قاضی میدونن .
خواستم بگم عقل باید اینکار رو بکنه اما کدوم عقل؟ عقلی که خالص باشه و هیچ ورودی در اون برای نتیجه گیری دخیل نباشه.
یچیز دیگه اگه بگیم با عقل قرار هست به همه نتایج برسیم این یجا لنگ میزنه. الان تو فیزیک این مشکل هست.
یکی از دوستان میگه یه قاعده فیزیک هستش که جدیدا میگن برای اسباط هرچی باید اونو ببینیم و لی موندن تو اینکه تو ازمایش بعضی چیزارو موندن و نمیشه با ازمایش هم فهمید مثلا یه ازمیایش هست که میگه وقتی انسان خوابه یسری اشعه ازش ساطع میشه ولی میخوابه دیگه اثری نیست. اینو نمیتونن توجیح کنن و هیچ دلیل علمی هم نداره.
این یه نمونه وقتی وجود داره ولی راه ثابت کردن نیست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، آشفته ، فرهاد55
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا