کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیت الله بهجت ثروتمندترین مردجهان
۰:۴۷, ۲۸/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۹:۲۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
آیت الله بهاء الدینی (رحمة الله علیه)
اکنون آقای بهجت ثروتمندترین مرد جهان (از نظر معنویت) است.


رهبر معظم انقلاب، آیت الله خامنه ای
آن بزرگوار (آیت الله بهجت) که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینه روشن و صیقل یافته الهام الهی، و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.

آیت‌الله جوادی آملی

بحث درباره شخصیت بزرگواری مثل آیت الله العظمی بهجت کار دشواری است. زیرا این بزرگوار جزء «جوامع الکَلِم» عصر ما بود. هر انسان صالحی، کلمه الهی است و کلمات الهی یکسان نیستند.

هر کدام مظهر نامی از نام های پر برکت خداوند هستند، ولی «جوامع الکَلم» مظهر نام های برترند. آنکه جوامع الکلم اصیل و کامل است، آن انسان معصوم است. ولی شاگردان انسان معصوم در سایه علم صائب و عمل صالح سهمی از این جوامع الکلم دارند. اگر خدای سبحان از عیسای مسیح (علیه السلام) به عنوان کلمه یاد کرده است، آن جزء جوامع الکلم است؛ چه اینکه وجود مبارک پیغمبر و امیرمؤمنان (علیه السلام) از کامل‌ترین مصادیق جوامع الکلم اند. آن حضرت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: لَقَدْ اُعطِیتُ جَوامِعَ الکَلِمْ وَ لَقَدْ اُعطِیتَ یا عَلی جَوامِعَ الکَلِم.

آیت الله مصباح
آیت الله بهجت جامع دقتهای مرحوم آقا میرزامحمدتقی شیرازی از طریق شاگردان برجسته شان آقا شیخ محمد کاظم و همین طور نوآوری های مرحوم آقای نائینی و مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی، و تربیت های معنوی مرحوم آقای قاضی می باشند.
این استادان یک شخصیت جامع الاطرافی به وجود آورده اند که نعمت بسیار بزرگی در عصر ما به حساب می آید.

استاد خسروشاهی
شناختن آیت‌الله العظمی بهجت و کمالات ایشان جز به تهذیب نفس و توسعه وجودی ممکن نیست و هر کسی با توجه به سعه وجودی خودش می تواند درک کند، بنابراین برای شناخت کمالات ایشان باید تهذیب نفس کرد و وجود خود را توسعه داد تا از کمالات آقا بهره بیشتری برد.

حجت‌الاسلام والمسلمین فقهی
اگر شجره طیبه انسانیت غیر از چهارده معصوم میوه سالم داده باشد که حتما داده است یکی از آن میوه های سالم وجود مقدس آیت الله العظمی بهجت است.

آیت الله علامه محمد تقی جعفری
صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را می بینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی می ماند و در واقع هشدار دهنده است.

علامه طباطبایی
الحمدالله که در زمانی زندگی می کنیم که شخص بزرگی (آیت الله بهجت) زندگی می کند. برویم یک بار نفسش به ما بخورد! ایشان عبد صالح است.

آیت الله شیخ جواد کربلایی
ایشان و مرحوم شیخ عباس قوچانی هر دو رفیق بودند و از شاگردان مرحوم قاضی بودند. آقای بهجت در سیر و سلوک عرفانی بسیار کتوم بودند و نتایجی خیلی فوق العاده ای در این سیر و سلوک و ارتباطش با مرحوم قاضی گرفته بود و به درجات عالی رسیده بود.

استاد امجد
آیت الله العظمى بهجت از مفاخر عصر ما هستند کسانى که کمابیش با ایشان آشنا هستند می دانند که ایشان در یک اوج اعلا در علم و معنوّیت قرار دارند. بنده معتقدم که آقاى بهجت در علم و معنوّیت نظیر ندارد. به تعبیر دیگر، ایشان فرشته روى زمین هستند، باید از برکات وجود ایشان استفاده کرد.

آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی
نماز ایشان، زندگی ساده، رفت‌وآمد به مسجد، حال و هوای ایشان در کنار مرقد حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) درس اخلاق بود و هر کس ایشان را می‌دید، یاد خدا می‌افتاد و ایشان از مصادیق بارز «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» به شمار می‌آمد.

آیت الله فکور
آیت الله محمد حسن احمدی می گوید: آیت الله فکور خیلی نسبت به آقای بهجت عنایت داشتند و می فرمودند: آقای بهجت ازجمله افرادی هستند که مخصوصاً در صراط معنویت فوق العاده هستند.

آیت الله حاج سید عبدالکریم کشمیری
از محضر ایشان سؤال شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟ فرمودند: آقای بهجت، آقای بهجت

آیت الله سید احمد فهری
از ایشان نیز پرسیده شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟ فرمودند: آقای بهجت، آقای بهجت

آیت الله مشکینی
ایشان (آیت الله العظمی بهجت) از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن می باشند، و استادانی که ایشان از آنها استفاده کرده اند نیز در مقام خیلی بالایی قرار دارند که ما باید مانند ستاره ها به آنها بنگریم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ایشان کتابها نوشته شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، محیصا ، یا ثارالله ، انصارالمهدی ، Ramin_Ghn ، Hadith ، netlog36 ، sunrise59 ، عبداللهی ، Asma ، سید ابراهیم ، أین المنتظر ، مفقود الاثر ، qompayamak ، دل خسته ، ali0077 ، منادی حق
۱۲:۴۲, ۲۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم




مشهد که می رفتند

مشهد که می رفتند خیلی مقید بود توی نگهداری از بچه ها کمک کند تا عروسشان هم

به زیارت برسد.

می گفت بچه ها را بگذارید پیش من . وسایل و خوراکی هایشان را هم بگذارید و خودتان

بروید زیارت.

از حرم که برمی گشتند می دیدند آقا بچه را بغل کرده تا آرام باشد یا خوابانده و همین

طوری توی بغلش راه می برد که بیدار نشود و در حال ذکر و عبادت خودش است...

آیت الله بهجت را می گویم ....


[تصویر: 41c41ea4d01083151cb6a825e7b21d78-300]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، سید ابراهیم ، أین المنتظر ، میلاد.م ، علمدار133 ، taleb ، مفقود الاثر ، qompayamak ، bagheri4 ، yektasepas ، منادی حق
۱۱:۲۷, ۳/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
آقا از حرم که می خواست برگردد

مشت هایش را می بست

و دیگر باز نمی کرد

تا برسد خانه و روی سر بچه ها دست بکشد.

آیت الله بهجت را می گویم



چند ساعت مانده بود به اذان صبح

چند ساعت مانده بود به اذان صبح

طبق معمول بلند شده بود برای تجدید وضو

هوا خیلی سرد بود

از اتاق بیرون رفته بود

آنجا خورده بود زمین و دیگر نتوانسته بود بلند شود

چند ساعت بعد که آقا را پیدا کرده بودند دیده بودند در حالی که بدنش از سرما خشک شده همان طور که روی زمین افتاده دارد ذکرهایش را می گوید

گفته بودند خب چرا صدا نکردید

گفته بود خب نخواستم اذیت بشوید

آیت الله بهجت را می گویم



آن رقت قلب همیشگی

یکی از اطرافیان بچه ی شان از جایی پرتاب شده بود و توی کما بود.

زنگ زده بودند برای التماس دعا

آقا آن رقت قلب همیشگی را که وقتی کسی التماس دعا می گفت پیدا نکرده بود

یکی از اهل خانه پرسیده بود جریان چیست؟

گفته بود وقتی اجل کسی حتمی است کاری نمی شود کرد

اینها از ما شاکی باشند بهتر است تا این که از خدا شاکی باشند

در عوض ما دعا می کنیم خدا به بهترین نحو برایشان جبران کند

آیت الله بهجت را می گویم



کارهای شخصی اش را به هیچ وجه به کسی نمی گفت

کارهای شخصی اش را به هیچ وجه به کسی نمی گفت

مثلأ می آمد پایین می دید که دندان هایش را جا گذاشته

برمی گشت بالا دندان ها را برمی داشت

یا دنبال عصایش که می خواست بگردد به هیچ کس نمی گفت

آیت الله بهجت را می گویم



مشهد که می رفتند

مشهد که می رفتند خیلی مقید بود توی نگهداری از بچه ها کمک کند تا عروسشان هم به زیارت برسد.

می گفت بچه ها را بگذارید پیش من . وسایل و خوراکی هایشان را هم بگذارید و خودتان بروید زیارت.

از حرم که برمی گشتند می دیدند آقا بچه را بغل کرده تا آرام باشد یا خوابانده و همین طوری توی بغلش راه می برد که بیدار نشود و در حال ذکر و عبادت خودش است...

آیت الله بهجت را می گویم



مقید بود تولد افراد را بهشان تبریک می گفت

مقید بود تولد افراد را بهشان تبریک می گفت .

بعضأ به بچه ها هم هدیه می داد .

به عروسشان هم همین طور. روز تولدش که می شد می گفت غذای کافی درست کنید و فقرا و همسایه ها را اطعام کنید.

آیت الله بهجت را می گویم




آن وقت ها که بچه ی کوچک داشتند

به خانمش گفته بود فقط مراقب بچه ها باش

لازم نیست به خاطر من مطبخ بروی

یک آب ساده هم که توی هاون بکوبی با هم می خوریم

آیت الله بهجت را می گویم



جویای حال گرفتاران

امان از آن روزی که برای گرفتاری یک کسی یا شفای مریضی به آقا التماس دعا می گفتند

یک ریز آقا باید حال آن شخص را می پرسید ببیند گرفتاری اش برطرف شده یا نه

تا خبر برطرف شدن گرفتاری را هم نمی شنید دست بردار نبود

باید مواظب بودند وقتی التماس دعا می گویند یک جوری بگویند که آقا بو نبرد که آن گرفتاری چه بوده

آیت الله بهجت را می گویم



یکی از مرغ ها مریض شده بود

خیلی حالش بد بود

اهل خانه چندان موافق نبودند که مرغ ها از قفس بیرون بیایند

خب کثیف کاری می شد

آقا هر روز مرغ مریض را یک ساعتی از قفس بیرون می آورد و خودش بالای سرش می ماند و مراقب بود

می گفت خب حیوان باید قدم بزند که حال و هوایش عوض شود و "بهبود" پیدا کند

یک ماهی بود که حیوان کاملا حالش خوب شده بود...

فردای عصری که آقا رحلت کرد دیده بودند که حیوان هم مرده...

آیت الله بهجت را می گویم



مقید بود مرغ و خروس توی خانه داشته باشند

و هم مقید بود رسیدگی به مرغ و خروس ها را خودش تنهایی انجام دهد

صبح از مسجد که برمی گشت اول آب و دانه ی مرغ و خروس ها را می داد و قفسشان را مرتب می کرد

خودش پوست خیارها و غذاهای مانده را از توی خانه جمع می کرد می آورد برای حیوان ها

بعد ظرفی را که با آن غذا آورده بود توی حوض می شست می آورد داخل خانه

یک بار هم اول شب به مرغ و خروس ها سر می زد

یک بار هم بعد از عبادت یک ساعته ی سرشب هایش

یک بار هم موقع خواب که روی قفس را با پتوی مخصوصشان می پوشاند

می گفت سرما می خورند

آیت الله بهجت را می گویم



بچه توی حیاط بازی می کرد

هی دور و بر درخت انار می پلکید

آقا هی می گفت از دور و بر آن درخت بیا این طرف بازی کن

فعلا دور و بر آن درخت نباش

بچه گوش نمی کرد

تا این که زنبور دستش را نیش زد

آیت الله بهجت را می گویم



رفته بودند آقا برایشان خطبه ی عقد بخواند

آقا خطبه را که خوانده بود به عروس و داماد گفته بود حالا یک سفارش به عروس خانم دارم یک سفارش هم به آقا داماد

منتها وقتی سفارش عروس خانم را می گویم آقا داماد باید گوشش را بگیرد و نشنود

وقتی هم سفارش آقا داماد را می گویم عروس خانم باید گوشش را بگیرد و نشنود

حالا کدامتان اول دست روی گوشش می گذارد؟...

بعد گفته بود شوخی کردم. نمی خواهد دست توی گوشتان فرو کنید.

اما هر کدامتان بدانید که نباید به سفارش آن یکی کاری داشته باشید..

منظور آقا این بود که عروس و داماد نباید یک سره توی روی هم در بیایند و بگویند چرا به سفارش آقا عمل نکردی ...

هر کس باید به فکر سفارش خودش و وظیفه ی خودش باشد...

عاقد آیت الله بهجت بود

داماد هم علیرضا پناهیان بود



دختر بچه پرتقال دلش خواسته بود

مادرش گفته بود توی این فصل پرتقال از کجا پیدا کنیم؟

بعد از چند دقیقه دختر بچه با یک پرتقال وارد اتاق شده بود

هیچ کس نمی دانست این پرتقال را کی دست او داده

آقا فرموده بود این بچه توی حرم دلش پرتقال خواسته بود

حالا با قاعده به او پرتقال داده اند

منظور آقا این بود که توی حرم هرچیزی که واقعا دلت بخواهد با قاعده می آورند بهت می دهند

"با قاعده" یکی از آن تکیه کلام های شیرین آقا بود

آیت الله بهجت را می گویم



بچه ها را که حرم می برید

می گفت بچه ها را که حرم می برید

حتما خوراکی دستشان بدهید که توی حرم بخورند...

آیت الله بهجت را می گویم



بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه

اگر ناراحتی یا غم و غصه ای توی صورت کسی می دید

حتی پیش آمده بود که نمازش را نمی بست

تا یک جوری آن ناراحتی رابرطرف کند و صورت آن شخص را خوشحال ببیند

آن وقت نمازش را می بست

می گفت آدم اگر یک نفر را خوشحال کند همان موقع خدا یک ملک خلق می کند که او را از بلاها مصون نگه دارد

آیت الله بهجت را می گویم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hooman-za ، yektasepas ، وحید110 ، Agha sayyed ، علمدار133 ، ali0077 ، منادی حق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  در محضر آیت الله بهجت بیداری اندیشه 41 24,171 ۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۱
آخرین ارسال: Hadith
  سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) Agha sayyed 315 123,684 ۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶
آخرین ارسال: saloomeh
  خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) ترنم 18 8,099 ۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹
آخرین ارسال: رضوانه
  دعایی که آیت‌الله بهجت خواندن آن را به رهبر انقلاب توصیه کرد monazzah.51 0 1,309 ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۱۸
آخرین ارسال: monazzah.51
  دعایی که آیت‌الله بهجت خواندن آن را به رهبر انقلاب توصیه کرد عمار رهبری 0 1,359 ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۴۵
آخرین ارسال: عمار رهبری
  آیت الله بهجت را می گویم.. برهان 0 1,209 ۲۱/شهریور/۹۲ ۲۱:۲۸
آخرین ارسال: برهان
  23حکایت و خاطره ی زیبا از حضرت العبد بهجت رحمه الله علیه یاوران مهدی 3 2,776 ۴/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۷
آخرین ارسال: آفتاب

پرش در بین بخشها:


بالا