|
آهی سوزان بر واقعه ی عاشورا (مقتل)
|
|
۱۹:۰۱, ۲۴/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۱ ۱۹:۰۳ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . ![]() ![]() . حضرت مسلم را نزد ابن زياد بردند، او در قصر دار الاماره يك كوزه بزرگى از آب سرد ديد، به صاحبان آن گفت: (اسقونى من هذا الماء) مقدارى از اين آب به من بدهيد. مسلم بن عمرو باهلى جواب داد: يك قطره از اين آب نخواهى چشيد مگر اينكه در دوزخ از آن بخورى!! حضرت مسلم در جوابش فرمود: مادرت به عزايت بنشيند تو چقدر قساوت و شقاوت دارى!! . عماره بن عقبه بن ابى معيط جوانى را كه به او قيس مىگفتند فرستاد و مقدارى آب براى مسلم برد، هر چه خواست از آب بياشامد قدح پر از خون مىشد، دفعه سوم خواست بياشامد، باز قدح پر از خون شد و دندانهايش در آن افتاد، از آشاميدن آن صرف نظر كرد و گفت: اگر مقدّر بود آب بياشامم اينطور نمىشد. . مقتل مقرم . . . . --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در صورت تمایل به پست زدن لطفا سعی کنید متناسب با روز ، مقتل همان روز رو قرار دهید.....(مثل هیئت ها که هر روز روضه ای خاص می خونند) لطفا کوتاه باشد... برای گذاشتن شعر و ... به تاپیک ( يــا قَــتــیـــلَ الْـــعَـبَراتِ " ويژه نامه محرم 1434 " ) مراجعه کنید.... اینجا فقط مقتل لطفا..... . . پ.ن: می خواستم فردا موضوع رو ایجاد کنم..... اما ترسیدم فردایی در کار نباشه.... .
================================================================== . نقل قول: یکی از دوستان امر کردن که بگیم چه روزی چه روضه ای میخونن ....(شاید کسی لازم داشته باشه). . شب اول : روضه حضرت مسلم (رضی الله عنه) شب دوم: روضه ورود به کربلا و روضه حضرت زینب (سلام الله علیها) شب سوم: روضه حضرت رقیه (سلام الله علیها) شب چهارم: روضه طفلان حضرت زینب (سلام الله علیها) شب پنجم: روضه حضرت عبدالله بن حسن (علیه السلام) شب ششم: روضه حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) شب هفتم: روضه حضرت علی اصغر (علیه السلام)... عطش شب هشتم: روضه حضرت علی اکبر (علیه السلام) شب نهم: روضه حضرت قمر بنی هاشم (علیه السلام) شب دهم: روضه ارباب (علیه السلام) ...گودال .
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۷, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . . ![]() . عطش........تیر سه شعبه.........کودک شیر خوار..........گلوی کوچک....... اصلا دیگه روضه لازم نیست،مقتل لازم نیست.........همین کافیه...... . ثم رجع بالطفل مذبوحا و دمه يجرى على صدر الحسين (عليه السلام) پس حضرت با دل پر حسرت با طفل مذبوح خود برگشت با يكدست قنداقه او را گرفت و با دست ديگر سر به پوست آويخته را نگه داشت و در حاليكه خون از گلوى آن طفل به سينه حضرت جارى بود ،برگشت..... . |
|||
|
|
۹:۱۴, ۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آذر/۹۱ ۹:۱۸ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. .. ![]() بعد از ضربت خوردن بفرق همايون على اكبر (سلام الله عليه) قوت و توانائى از شاهزاده رفت سپر از يك دست و شمشير از دست ديگرش افتاد..... . ثم اعتنق فرسه فاحتمله الفرس الى عسكر الاعداء يعنى دست به گردن اسب انداخت و معانقه كرد كه اسب او را به خيام حرم ببرد ولى از كثرت لشگر آن حيوان راه خيام را گم كرد روى به ميان لشگر مىرفت .... از هر جا آن حيوان عبور مىكرد بى رحمان ضربت بر بدن آن جوان مىزدند خلاصه هر كه هر چه در دست داشت مضايقه نمىكرد و با آن ضربتى بر شاهزاده مىزد... . تا حدى كه مرحوم مجلسى فرموده: فقطعوه بسيوفهم ارباً اربا يعنى آن نانجيب مردم شاهزاده را با شمشيرهايشان پاره پاره كردند. . . . این ارباً اربا معنی خیلی دقیقی داره...... من جرات نمیکنم بگم.....برید خودتون بخونید...... |
|||
|
|
۱۶:۱۴, ۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آذر/۹۱ ۱۹:۰۲ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکَ یا قتیل العـَ بـَ رات آن هنگام که روح به حلقوم مبارکش رسید فریاد زد : یا اَبتاه ! عَلیکَ مِنَّی السَّلام . هذا جَدّی رَسولُ الله یَقرَؤکَ السَّلام وَ یَقول عَجّل القُدومَ الَینا .ای پدر ! سلام من بر تو باد . این جدم رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که به تو سلام میرساند و میگوید که بشتاب بسوی ما . روایت شده که حضرت با شتاب خود را به شهزاده رساند ، اما وقتی به نعش علی اکبرش رسید آرام آرام و افتان و خیزان به جگرگوشه اش نزدیک شد . گویی حضرت را یارای نزدیک شدن به پیکر اشبه الناس خَلقً و خُلقً برسول الله را نبود . آنهنگام فرزند را در آغوش کشید و فریاد زد : خدا بکشد جماعتی که تو را کشت ، چه چیزی ایشان را جری کرده که از خدا و رسولش نترسیدند و پرده حرمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را پاره کردند . پس در حالیکه میگریست فرمود : عَلی الدُّنیا بَعدَک العَفا . ای علی ! بعد تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیوی . ![]() در مقاتل اینگونه آمده که در بین شهدا کربلا علی اکبر (علیه السلام) بیشترین زخم را بر بدن داشت . علت را اینگونه میتوان بیان نمود که در لشگریان کفر ، عده زیادی بودند که از علی امیرالمؤمنین کینه بدل داشتند ، پس وقتی شنیدند که فرزندش علی اکبر که هم نام او نیز هست بمیدان آمده با هر چه داشتند ،از نیزه و تیر و شمشیر تا سنگ و گرز به او زخم زدند و عداوت و کینه خود را به علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشان دادند . اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱:۲۹, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکَ یا قتیل العـَ بـَ رات ![]() وقتی حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) تنهایی برادر خود را دید ، بنزد حضرتش آمد و از مولا و امام خود اذن میدان خواست . اما امام غریب با گریه جانسوزی به برادر گفت : ای برادر ! تو صاحب لوای منی ، چون تو نمانی کس با من نماند . عباس بن علی (علیه السلام) عرض کرد : سینه ام تنگ شده و از زندگانی دنیا سیر گشته ام و اراده کرده ام از این جماعت منافقین خون خواهی نمایم.(در مقاتل اینگونه آمده که قدرت و هیبت حضرتش آنچنان بود که با حضورش قریب به اتفاق کوفیان بی ایمان یا کشته میشدند و یا فرار مینمودند .برای همین ایشان نگفتند بروم تا فدایت شوم ، بلکه فرمودند بروم تا خون خواهی نمایم.) امام فرمودند : پس حال که عزم سفر آخرت کرده ای طلب آب کن از برای کودکان . پس حضرت ابوفاضل (علیه السلام) بسوی دشمن رفته و آنها را به پند و نصیحت گرفت اما کلام او در دل سنگدلان بی ایمان اثر نکرد . وقتی به خیام بازگشت و شرح ماجرا داد ، کودکان این بدانستند و نالیدند و ندای العطش العطش در آوردند . پس جناب عباس (علیه السلام) از برادر اجازه گرفت تا به شریعه رفته و آب آورد . چقدر سخت است دیدن کودکان تشنه لب بر عمو . اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۲:۰۰, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
فَاِذا بَرِقَ البَصَرُ. وَ خَسَفَ القَمَرُ. و جُمِعَ الشَّمسُ و القَمَرُ. [/b] وعلقمه شد قیامت. |
|||
|
|
۱۵:۲۳, ۴/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۱ ۲۱:۱۱ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکَ یا قتیل العـَ بـَ رات ![]() جناب عباس (علیه السلام) بسوی شریعه حرکت نمود . بیش از چهار هزار نفر مامور مراقبت از شریعه بودند ، اما هیچ کدام از این روبه صفتان یارای روبه رو شدن با حضرتش را نداشتند . پس هر که بسمت ایشان میآمد یا به درک واصل میشد و یا زخمی کاری میدید .روایت است که ایشان بیش از هشتاد تن را به هلاکت رساندند و خود را به شریعه فرات رساندند . در گیر و دار نبرد عطش بر جگر حضرت شدید شده بود و ایشان کف دستی آب برداشت ، اما ، صورت کودکان حرم و لبان تشنه مولایش او را از نوشیدن منع مینمود . جانم به قربان این ادب و آداب نگه داشتنت عمو جان . از شط بیرون شد و به سمت خیمگاه حرکت نمود . اینبار افراد مراقب که میدانستند نمیتوانند با حضرتش رو در رو بجنگند از قفا و ناغافل ایشان را مورد هجوم قرار دادند و دست راست را که مشک بهمراه داشت با ضربتی کاری زدند که دست از بازو قطع شد . حضرت با چابکی با دست چپ مشک را گرفت و بدوش چپ انداخت و حرکت نمود تا نانجیبی دگر ، دست چپ را مورد ضربت قرار داد و حضرت مشگ بدندان گرفت که ناگه .. مشک به تیری سوراخ گشت و آب و آبرو هر دو ریخت . و تیری دگر بر جگر و سینه سوخته عباس بن علی (علیه السلام) نشست و او از اسب به زیر آمد . اما چه فرو آمدنی که سوار بی دست چگونه از اسب پیاده شود جز با صورت ... اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکَ یا قتیل العـَ بـَ رات در اینهنگام بود که صدای عباس بن علی (علیه السلام) بلند شد : یا اخا ! ادرک اخاک . پس ملعونی با عمود اهنین بر فرق مبارکش زد . امام حسین (علیه السلام) چون عقابی خود را به بالین عباسش رساند و تن پاره پاره او را دید و فریاد زد : اَلانَ اِنکسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی . اکنون پشت من شکست و تدبیر و چاره ام بگسست . پس حضرت نتوانست پیکر قطعه قطعه برادر با خود به خیمه گاه ببرد . سوار بر مرکب شد و رو سوی خیمه گاه آورد . تمام زنان و کودکان منتظر بر در خیام بودند تا امام عمو را بیاورد . وقتی حضرت به اهل حرم رسید سوال هیچکس را پاسخی نداد . "برادرجان ! برادرم عباس را چه کردی ؟" "پدر جان ! پس آب چه شد؟" حضرت یکراست بسمت خیمه ابالفضل العباس (علیه السلام) رفتند و عمود خیمه را کشیدند . یعنی دیگر کسی منتظر عباس نباشد . راوی میگوید امام حسین (علیه السلام) رو به خواهرش حضرت زینب (علیه السلام) نمودند و فرمودند : "الان خواهرم دیگر لباس اسارت به تن کنید و خلخالها از سر و گردن بردارید که حرم را حریم و نگهبانی نیست ".. ولعنت الله علی القوم الظالمین ... ![]() اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۵/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۱ ۱۷:۵۶ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکَ یا قتیل العـَ بـَ رات امروز عاشورا است .. چه مقتلی میتوان برای این روز خواند .. وداع مولایمان با بی بی زینب (سلام الله علیها) .. وداع مولایمان با دخترش سیکنه .. وداع مولایمان با فرزندش علی بن حسین (علیه السلام).. وداع با اهل حرم ... و یا از بتن کردن آن پیراهن کهنه و مندرس که خود با غلاف شمشیر سوراخ سوراخش نمود تا ... از تیر سه شعبه نشسته بر گلوی حسین (علیه السلام) .. از شمشیرها و نیزها و تیرهای نشسته بر تن حسین (علیه السلام) .. یا از .. حصین بن تمیم لعین تیری بر دهان حضرتش زد ، ابو ایوب لعین تیری بر حلقوم شریف ، هر یک از کوفیان با هر چه داشتند بر بدن امام ضربت میزدند تا اینکه سنان ملعون نیزه بر گلوی ایشان وارد نمود و همان را بیرون آورد و بر سینه مبارکش وارد کرد و بدان اکتفا ننمود .تیری به کمان گذارد و بر نحر شریف آن حضرت افکند که ان حضرت در افتاد . در روایت سید بن طاووس و طبری آمده که سنان بر روی سینه حضرت نشست و میگفت : "بخدا قسم که من سر تو را از بدن جدا خواهم ساخت و میدانم که تو پسر رسول خدایی و پدر و مادرت از تمامی پدر و مادر ها بهترند " . او مینشست و من مینشستم
او روی سینه ، من در مقابل او می بـُـرید و من می بـُـریدم او ازحسین سر،من ازحسین دل الّلهمَّ العن اوَّل ظالمٍ ظَلَمَ حَقّ محمدٍ و آل محمدٍ و آخِرَ تابعٍ لهُ عَلی ذلک الّلهمَّ العن العِصابَة الّتی جاهَدتِ الحُسینَ و شایعَت و بایعَت و تابعَت عَلی قَتله الّلهمَّ العَنهُم جَمیعاً . ![]() اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۷:۳۴, ۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . ![]() مرحوم قزوينى مىگويد: راوى گويد: ديدم كه همه مخدرات بيرون دويدند حتى اطفال سر و پا برهنه روى ريگهاى گرم آرام نداشتند به يمين و يسار فرار مىكردند و يا على و يا محمد مىگفتند ... مگر يك زن مجلله موقره ذات الجلال را ديدم در ميان خيمه آتش مانده گاهى بيرون مىدود و گاهى در خيمه مىرود، خيلى مضطرب بود، گفتم: اى بانو چرا فرار نمىكنى؟ فرمود: در ميان آتش بيمارم مانده است..... . مقتل از مدینه تا مدینه |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() وقتی که زینب(سلام الله علیها) باچشمانی اشکباراما دلی محکم واستوار،دودست به زیر پیکرچاک چاک برادربرد وآن رابه مددآسمان اززمین بلند کردوبغض واشک وآه وشکروشکیب واستغاثه اش به هم آمیخت واین دعاازحنجره اش بیرون ریخت: "خدایا این قربانی رابه کرمت ازآل محمد قبول فرما!" تازه مافهمیدیم که زینب درکجای کربلا ایستاده است وچه نسبتی باعاشورادارد.ودراین حادثه بزرگ،علاوه بربارسنگین خودش، بار نیابت چه بزرگانی رابردوش میکشد. وبرای چندمین باردریک روز به این واقعیت رسیدیم یااین واقعیت رادوره کردیم که:عاشوراوکربلارانفهمیدیم....و "هنوز به درک درستی ازعاشوراوکربلا دست نیافته ایم." سقای آب وادب-سیدمهدیشجاعی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مقتل خوانی سید الشهدا در روز عرفه... | راوی110 | 0 | 1,154 |
۶/آبان/۹۳ ۱۳:۵۷ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| نوحه و مقتل خوانی به چه زبانی؟ | رهگذر. | 4 | 2,561 |
۲۶/آبان/۹۲ ۰:۰۴ آخرین ارسال: رهگذر. |
|







![[تصویر: sip9NN_535.jpg]](http://media.afsaran.ir/sip9NN_535.jpg)
![[تصویر: 5.gif]](http://mileyr.persiangig.com/moharam/5.gif)



![[تصویر: siCA8p_535.jpg]](http://media.afsaran.ir/siCA8p_535.jpg)
![[تصویر: siAghP.jpg]](http://media.afsaran.ir/siAghP.jpg)
![[تصویر: 011.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7563707204/011.jpg)
![[تصویر: 5c44d368_01e8_43f0_9264_89238d39d5161.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7563968381/5c44d368_01e8_43f0_9264_89238d39d5161.jpg)

![[تصویر: 14943939663343712455.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7566074836/14943939663343712455.jpg)
![[تصویر: 7960efc8_ecc4_460a_ba09_327a27f35394.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7564444836/7960efc8_ecc4_460a_ba09_327a27f35394.jpg)
![[تصویر: Harme_Emam_Hossein01_9_.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7565064301/Harme_Emam_Hossein01_9_.jpg)
![[تصویر: sisAsG_535.jpg]](http://media.afsaran.ir/sisAsG_535.jpg)

![[تصویر: %D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9...n.com_.jpg]](http://apr59.persiangig.com/image/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-91-roomiran.com_.jpg)