|
شعر ها و شعارهای عاشورا از نگاه شهید مطهری/ «نوجوان اکبرمن»
|
|
۱:۳۲, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() کلمه«شعار» عبارت بوده است از شعرها یا نثرهایی که در جنگ ها می خواندند. افراد که در میان جنگ وارد می شدند. در میدان جنگ کمتر شناخت می شدند. گاهی افراد یک سپاه از افراد سپاه مخالف نیز تشخیص داده نمی شدند. این بود که هر قومی و هر لشکری یک شعار مخصوص به خود داشت و جمله ای را انتخاب می کردند. این کار لااقل فایده ای که داشت افراد لشکرها اشتباه نمی شدند و کسی همرزم خودش را نمی کشت. گاهی شعارها از این هم فراتر می رفت و مرد مبارز علاوه بر شعار عمومی، خودش را هم بعضا با شعر شخصا معرفی می کرد. ابا عبدالله در روز عاشورا شعارهای زیادی داده است که در آن ها روح نهضت خودش را معرفی کرده که من برای چه می جنگم، چرا تسلیم نمی شوم، چرا آمده ام که تا آخرین قطره خون خودم را بریزیم؟ و متاسفانه این شعارها در میان ما شیعیان فراموش شده و ما شعارهای دیگری به جای آن گذاشته ایم که این شعارها نمی تواند روح نهضت اباعبدالله را منعکس کند. ائمه ما یکی پس از دیگری آمدند و دستور دادند که عاشورا را باید زنده نگه داشت، مصیبت امام حسین نباید فراموش شود، این مکتب باید زنده بماند. هرسال که محرم و عاشورا پیدا می شود، شیعه باید بتواند جواب بدهد وقتی در مقابل یک سنی و بالاتر در مقابل یک مسیحی یا یک یهودی یا یک لامذهب قرار گرفت و او گفت: شما در این روز عاشورا و تاسوعا که تمام کارهایتان را تعطیل می کنید و می آئید در مساجد جمع می شوید، دسته راه می اندازید، سینه می زنید، زنجیر می زنید، داد می کشید، فریاد می کشید چه می خواهید بگویید؟ حرفتان چیست؟ باید بتوانید بگویید ما حرفمان چیست. اباعبدالله نیامد فقط بجنگد تا کشته شود و حرفش را نزند؛ حرف خودش را زده است، هدف و مقصد خودش را مشخص کرده است. انواع شعار در عاشوا ما در عاشورا دو نوع شعار می بینیم. یک نوع شعارهایی است که فقط معرف شخص است و بیش از این چیز دیگری نیست. ولی شعارهای دیگری است که علاوه بر معرفی شخص، معرف فکر هم هست، معرف احساس است، معرف نظر و ایده است؛ و این ها را ما در روز عاشورا زیاد می بینیم. اباعبدالله در مقام افتخار، خیلی تکیه می کرد روی علیّ مرتضی. البته به اعتبار جدش هم افتخار می کرد. با اینکه آن ها که در آنجا بودند دشمنان علی بودند ولی مدعی بودند که ما امت پیغمبر هستیم. امام حسین کوشش داشت که افتخارش را به علیّ مرتضی رسما بیان کرده باشد. یکی از اشعاری که اباعبدالله در روز عاشورا می خواند و آن را شعار خودش قرار داده بود، این شعر است(مخصوصا یک مصراع آن): الموت اولی من رکوب العار/ والعار اولی من دخول النار نزد من مرگ از ننگ ذلت و پستی بهتر و عزیزت و محبوبتر است. اسم این شعار را باید گذاشت شعار آزادی، شعار عزت، شعار شرافت. یعنی برای یک مسلمان واقعی، مرگ، همیشه سزاوارتر است از زیر بار ننگ ذلت رفتن. مردم دنیا! بدانید اگر حسین حاضر است که تا آخرین قطره خون خود و جوانانش ریخته شود برای چیست؟حسین در دامن پیغمبر و علی و زهرا بزرگ شده است. خطبه ای از امام حسین در روز عاشورا خطبه ای دارد امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا، آن وقتی که از نظر ظاهر همه امیدها قطع شده است و هرکسی باشد، خودش را می بازد. ولی این خطبه آنچنان شور و احساسات دارد که گویی آتش است که از دهان حسین بیرون می آید، این قدر داغ است. پسر زیاد از شمشیشرش خون می چکید. پدر سفاکش بیست سال قبل آن چنان از مردم کوفه زهرچشم گرفته بود که تا مردم کوفه شنیدند پسر زیاد مامور کوفه شده است، خودبخود از ترس خزیدند به خانه های خودشان، چون او و پدرش را می شناختند که چه خونخوارهایی هستند. همین که پسر زیاد آمد به کوفه و امیر شد، به خاطر رعبی که پدرش در دل مردم کوفه ایجاد کرده بود، مردم از دور مسلم پراکنده شدند. امام حسین خطاب به مردم کوفه می فرماید: آن زنازاده پسر زنازاده، آن امیر و فرمانده شما، می دانید به من چه پیشنهاد می کند؟ می گوید حسین! یا باید خوار و ذلیل من شوی و یا شمشیر. به امیرتان بگویید که حسین می گوید: حسین تن به خواری بدهد؟ آیا او خیال کرده که من مثل او هستم؟ خدا می خواهد حسین چنین باشد. شما مگر نمی دانید، آن زنازاده مگر نمی داند که من در چه دامنی بزرگ شده ام؟ من روی دامن علیّ مرتضی بزرگ شده ام. من شیر زهرا را خورده ام. آیا کسی که شیر زهرا را خورده باشد، تن به ذلت و اسارت مثل پسر زیاد می دهد؟! هیهات منّا الذّله ما کجا و تن به خواری دادن کجا؟! شعارهایتان در سینه زنی ها، شعارهای حسینی باشد شعار حسین در روز عاشورا از این تیپ است. آقایان سردسته ها که برای دسته های خودتان شعار می سازید، ببینید شعارهایتان با شعارهای حسین می خواند یا نمی خواند؟! عظمت اباعبدالله چیز دیگری است. او چیزی است و ما چیز دیگری. شعارهایی که در سینه زنی ها و نوحه سرائی ها می دهید، شعارهای حسینی باشد. نوحه بسیار بسیار خوب است. ائمه اطهار دستور می دادند افرادی که شاعر بودند، نوحه خوان بودند، نوحه سرا بودند بیایند برای آن ها ذکر مصیبت کنند. آن ها شعر می خواندند و ائمه اطهار گریه می کردند. نوحه سرایی و سینه زنی و زنجیرزنی، من با همه این ها موافقم ولی به شرط این که شعارها، شعارهای حسینی باشد، نه شعارهای من درآوردی: «نوجوان اکبر من» شعار حسینی نیست. شعارهای حسینی شعارهایی است که از این تیپ باشد: فریاد می کند نمی بینید که به حق عمل نمی شود و کسی از باطل روگردان نیست؟ در چنین شرایطی مومن باید لقا پروردگارش را بر چنین زندگی ترجیح دهد. و یا: من مرگ را جز خوشبختی نمی بینم، من زندگی با ستمکاران را جز ملالت و خستگی نمی بینم. مرا عار آید از این زندگی/ که سالار باشم کنم بندگی شعارهای حسین شعارهای محیی است. ابا عبدالله یک مصلح است. ائمه اطهار از این جهت گفتند عاشورا زنده بماند که این مکتب زنده بماند. برای این که اگر چه شخص حسین بن علی نیست ولی حسین بن علی باید به قول امروز یک سمبل باشد، به صورت یک نیرو زنده باشد. هدفمان از عزاداری در عاشوار چیست؟ پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که هی حسین حسین می کنید و به سر خودتان می زنید، چه می خواهید بگوئید؟ باید بگوییم: ما می خواهیم حرف آقایمان را بگوییم. ما هرسال می خواهیم تجدید حیات کنیم. باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ماست. در این روز می خواهیم در کوثر حسینی شستشو کنیم بکنیم، تجدید حیات کنیم، روح خودمان را شستشو دهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادی و مبانی اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم. ما نمی خواهیم حس امر به معروف و نهی از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکاری در راه حق در ما فراموش شود؛ نمی خواهیم روح فداکاری در راه حق بمیرد. این، فلسفه عاشورا است، نه گناه کردن و بعد به نام حسین بن علی بخشیده شدن! گناه بکنیم بعد در مجلسی شرکت کنیم و بگوییم خوب دیگر گناهانمان بخشیده شد. گناه آن وقت بخشیده می شود که روح ما پیونده بخورد با روح حسین بن علی. اگر پیوند خورد، گناهان ما قطعا بخشیده می شود، ولی علامت بخشیده شدنش این است که دیگر دنبال گناه نمی رویم. اما این که گناه بکنیم، از مجلس حسین بن علی بیرون برویم و دو مرتبه دنبال آن گناه برویم، نشانه این است که روح ما با روح حسین بن علی پیوند نخورده است. شعارهای اباعبدالله ، شعار احیای اسلام است. این است که چرا بیت المال مسلمین را یک عده به خودشان اختصاص داده اند؟ چرا حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می کنند؟ چرا مردم را دو دسته کرده اند، مردمی که فقیر فقیر و دردمندند و مردمی که از پرخوری نمی توانند از جایشان بلند شوند؟ پس این است مکتب عاشورا و شعارهای عاشورا. شعارهای ما در مجالس، در تکیه ها و در دسته ها باید محیی باشد نه مخدّر؛ باید زنده کننده باشد نه بی حس کننده.اگر بی حس کننده باشد نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین(علیه السلام) دور می کند. منبع:استاد شهید مطهری جلد دوم کتاب «حماسه حسینی» |
|||
|
|
۲۰:۵۰, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام شعار سپاه اباعبدالله درجنگ فرشتگان به تماشا آمدند. چهار هزار فرشته که با پرچم سپید به یاری آمده بودند و امام حضورشان در کربلا پس از شهادت خود و یاران خبر داده بود. به سرانگشت یارانی را به هم نشان می دادند که تاریخ، پاک تر و پاک باز تر از آنان ندیده بود. مشرق- عاشورا را چگونه باید دید؟ از کدام زاویه به این زمین و زمان باید نگرست؟ اگر حسین، مصباح است یعنی در تیرگیهای وحشتبار و تاریکیهای نفسگیر، تکیهگاه روشن و شفاف و اگر سفینه است یعنی در موجخیز حادثهها و خیزابهای هولناک، کشتی نجات؛ پس چرا عاشورای او را از منظر روشنگری و راهگشایی و به ساحلرسانی نبینیم؟ برخورد برشی با کربلا و عاشورا و تنها طرح برخی قطعات این رویداد عظیم – آن هم عمدتاً از منظر سوگ و مرثیه – باعث غفلت از دیگر ابعاد و اضلاع آن شده است. اما باید دانست که اشک مقصد نیست، مقدمه گرهخوردگی عاطفی و قلبی ما با کربلا و عاشورا برای تبدیل آن به اسوه و سرمشق در زندگی است؛ چرا که اباعبدالله الحسین (علیه السلام) خود در کربلا فرمود: لکم فی اسوه. خداوند چشمهای ما را بصیرت زینبی عنایت کند تا کربلا را زیبا و عمیق و روشن در قاب قلبمان بیابیم و در متن زندگیمان جستوجو کنیم. در این بخش از روزشمار محرم میپردازیم به روز عاشورا: روز عاشورا، روز محاصره و عطش و شمشیر، شوق و عشق از افق کربلا دمید. مسافران تهجد و شب زنده داری آزادگان و وارستگان از هر چه بند و اسارت و تردید آماده شدند و نه در چشم ها نشانی از خستگی بود و نه در چهره ها نشان تشویش و پریشانی و شکستگی. فرشتگان به تماشا آمدند. چهار هزار فرشته که با پرچم سپید به یاری آمده بودند و امام حضورشان در کربلا پس از شهادت خود و یاران خبر داده بود. به سرانگشت یارانی را به هم نشان می دادند که تاریخ، پاک تر و پاک باز تر از آنان ندیده بود. آن سو نیز هر چه تاریکی و تباهی، خود را برای جنایت و قساوت آماده می کردند. دو سو همه باطل و دو سو همه حق. همه خوبی و همه پلیدی. و هستی نظاره گر صحنه ای که تماشایی ترین و زیباترین صحنه ممکن در آفرینش است. وضعیت روز عاشورا زمان: 10 محرم سال هجری قمری وضعیت هوا: صاف و آفتابی اذان صبح به وقت محلی کربلا: ساعت 4:41 بامداد اذان ظهر: ساعت 11:47 اذان مغرب: ساعت 17:50 طلوع آفتاب: 6:03 غروب آفتاب: ساعت 17:31 تعداد یاران امام: 145 نفر (45 نفر سواره و صد نفر پیاده) روحیه عمومی یاران: استوار و نستوه، بی هراس از مرگ، سرشار از نشاط و عشق و معنویت که محصول عباذت شبانه و بصیرت عارفانه بود. تعداد سپاه دشمن: حدود 30 الی 33 هزار تن سواره و پیاده با آرایش شمشیرزن نیزه انداز تیرانداز و سنگ انداز. روحیه عموی دشمن: آماده قتل و غارت در رویای صله و قدرت، کینه توز و بی رحم. موازنه قوا: 227 نفر در مقابل یک نفر آرایش جنگی سپاه امام حسین(علیه السلام): نعلی، مثلثی و ساعتی آرایش جنگی دشمن: مدور(چپ و راست)، ستون راست سواره نظام، میانه پیاده، چپ سواره نظام شعار سپاه امام: یا محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شعار سپاه دشمن: یا خلیل الله ارکبی( لشکریان خدا برخیزند) این شعار پیامبر در جنگ بود. فرماندهی کل لشکر حق: اباعبدالله الحسین پرچم دار: ابوالفضل العباس(علیه السلام) فرمانده جناح چپ: حبیب ابن مظاهر فرمانده جناح راست: زهیر ابن قین فرمانده سپاه دشمن: عمربن سعد بن ابی وقاص شروع صبح: اذان علی اکبر(علیه السلام) نماز صبح امام، سخنرانی اباعبدالله در جمع یاران، آرایش سپاه وضعیت زمین: خارزار با پستی و بلندی وضعیت خیمه ها: آرام تشنه چشم به راه حادثه نوع سلاح: زره، کلاه خود، سپر، شمشبر، نیزه، خنجر، سنان، زوبین، تیروکمان و دیگر لوازم جنگی. منبع: فرهنگ صلوات یا الله |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نکته های ناب از شهید مطهری | somayeh | 26 | 12,160 |
۲۹/آبان/۹۲ ۲۲:۰۲ آخرین ارسال: somayeh |
|





![[تصویر: IMAGE634887710127141957.jpg]](http://www.khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/27-8-1391/IMAGE634887710127141957.jpg)


