|
قساوت قلب....
|
|
۲:۰۶, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۲:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
قساوت قلب آدمی با دلی نرم و رقیق به دنیا می آید و خود اوست که باعث قساوت قلب خود می شود. انجام هر گناه پله ای می شود برای قساوت قلبش. وقتی قلب انسان را قساوت بگیرد، دیگر نسبت به امور لطیف و ظریف و نورانی تأثیرپذیر نخواهد بود؛ در نتیجه بسیاری از امور که باعث تنبه و رشد دیگران است، در رشد و ترقی او تأثیر نخواهد داشت: « کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «چنین نیست که آنها می پندارند؛ بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است».(5) انسانی که دچار قساوت قلب می شود، نه تنها با خالق خود مشکل پیدا می کند؛ بلکه در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی اش هم دچار مشکل می شود. وقتی دل آدمی سخت می شود، نمی تواند از احساسات لطیف و پاک برخوردار باشد و در نتیجه زندگی سرد و خشنی خواهد داشت؛ هم چنانکه خداوند درباره برخی از گنهکاران لجوج می فرماید: « خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « خدا بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظار آن هاست».(6) گناه از اعضاء و جوارح، سرازیر قلب مى شود و اندک اندک قلب را به یک باتلاق متعفن و گندیده مبدل مى کند. در چنین شرایطی است که انسان راه و چاه را تشخیص نمى دهد و مرتکب اشتباهات عجیبى مى شود که همه را حیران مى کند و با دست خود تیشه به ریشه سعادت خویش مى زند و سرمایه خوشبختى خویش را به باد فنا مى دهد. تکرار و استمرار گناه، اندک اندک آدمی را در تاریکى روحى بیشترى فرو مى برد و به جایى مى رساند که گناهانش در نظرش حسنات جلوه و گاه حتی به گناهش هم افتخار مى کند. در این مرحله است که راه هاى بازگشت به رویش بسته مى شود و تمام پل ها پشت سرش ویران مى گردد و این، خطرناک ترین حالتى است که ممکن است براى یک انسان پیش آید.(7) رسول خدا صلی الله علیه و آله : « از مستی گناه بپرهیز؛ چرا که برای گناه هم جنونی مانند جنون شراب وجود دارد؛ بلکه جنونش شدیدتر است» ===================== 5. مطففین: 14. 6. بقره: 7. 7. تفسیر نمونه، ج 26، ص 266. ادامه دارد...............
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۴۰, ۱/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/دی/۹۱ ۱۹:۲۳ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
آفت دوّم: حسد
امّا حسد: بدان كه حسد طاعات را به فساد آورد و بنده را بر خطيئات دارد و آن دردى است كه بسيارى [از] علما و قرّاء بدان مبتلا شدهاند، تا به عوام و جهّال چه رسد، تا هلاك كرده ايشان را و در آتش برده. نمىشنوى كه پيامبر فرمود: شش گروه به شش چيز در آتش روند: عرب به تعصّب و حكّام به جور و ظلم و دهاقين به كبر و تجّار به خيانت و اهل رستاق به جهل و علما به حسد «11». پس بلايى كه شومى آن به حدّى باشد كه علما را به آتش برد، سزاوار باشد كه از آن بپرهيزند. و بدان كه پنچ چيز از حسد پديد آيد: يكى: فساد طاعت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد: الحَسَدُ يَأْكُلُ الْحَسَناتِ كُلَّها كَما يَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ «12». يعنى حسد تمام حسنات را نابود كند، چنان كه آتش هيزم را. دوّم: فعل معصيت، چنان كه وهب گفت: حاسد را سه علامت است: چون حاضر شود تملّق و چاپلوسى كند و چون غايب شود غيبت كند و به مصيبت شاد شود و شماتت كند. گفتم: حاسد را اين خود تمام است كه خداى تعالى از شرّ او استفاده فرموده است: [وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ] «13» هم چنان كه از آن شيطان فرموده است و حاسد را به منزلت شيطان و ساحر فرو آورده است. سوّم تعب و غم بىفايده، بلكه وزر و معصيت، چنان كه ابن السمّاك گويد: لَمْ أَرَ ظالِماً أَشْبَهُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الْحاسِد. هيچ ظالم را نديدم كه به مظلوم مانندهتر بود چون حاسد. چهارم: دل كورى تا هيچ حكمى از احكام خداى تعالى فهم نكند. پنجم: محرومى و خذلان كه هرگز به مراد نرسد. چنان كه حاتم گفت: الضَّغينُ غَيْرَ ذى دينٍ، وَالْعائِبُ غَيْرَ عابِدٍ، وَالَّنمامُ غَيْرَ مأْمُونٍ، وَالْحَسُودَ غَيْرَ مَنْصُورٍ. كينهورز بىدين است و عيب جوينده حق نيست و سخنچين امان ندارد و حسود يارى نشود. چگونه حسود به مراد رسد و مراد او آن است كه زوال نعمتهاى خداى تعالى از بندگان او بشود و چگونه بر اعدا نصرت يابد و اعداى او بندگان مؤمن خدايند و چه نيكو گفت ابو يعقوب: اللّهُمَّ صَبِّرْنا عَلى تَمامِ النِّعْمَةِ عَلى عِبادِكَ وَحُسْنِ حالِهِمْ. خدايا! ما را صبرى ده بر تمامى نعمت و نيكو حالى بندگان خود. پس چنين دردى بدين رسوايى را معالجت مهم باشد و بدان مشغول بايد شد به توفيق اللّه تعالى. ####################################################### (11)- «سِتَّةُ يَدْخُلونُ النارَ بِسِتَّةٍ: العَرَبُ بالعَصَبيَّةِ والأُمراءُ بالجورِ والدهاقين بالكبرياء والتُّجار بالخيانة، وأهل الرساتيق بالجهلِ، والعُلماء بالحَسَد». احياء العلوم: 3/ 163؛ طبقات الشافعية: 6/ 344 با كمى اختلاف. اين روايت در مصادر شيعه با كمى اختلاف موجود است: منية المريد: 324، الفصل الثانى فى آفات المناظرة؛ جامع الأخبار: 140، الفصل المائة...؛ بحار الأنوار: 73/ 156، باب 27، ذيل حديث 1. (12)- كشف الخفاء 1/ 356 با كمى اختلاف. اين روايت در مصادر شيعه به اين صورت آمده است: عن أبى عبداللّه عليه السلام قال: «إنّ الحسد يأكل الايمانَ كما تأكُلُ النارُ الحَطَب»؛ الكافى: 2/ 306، باب الحسد، حديث 2؛ بحار الأنوار: 70/ 244، باب 131، حديث 2 و... (13)- فلق (113): 5. ادامه دارد.....................
|
|||
|
|
۲:۲۳, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
خصوصیات قلب قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا (سوره الشمس آیه 9) رستگار شد کسی که قلب خود را از آلودگیها پاک نگه داشت. کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ (سوره مطففین آیه 14) سخن اینها را نخوان که کارهای ناشایست اینان بر روی قلبهایشان تیرگیها و زنگارها قرار داده است. و درباره روشنایی قلب میگوید: إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً (سوره انفال آیه 29) اگر راه تقوا و پاکی را پیش گیرید خدا نور روشنائی در قلب شما قرار میدهد. و یا در آیه دیگر: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا (سوره عنکبوت آیه 69) کسانی که در راه ما با خلوص نیت کوشش کنند ما راه خود را بر روی آنها باز میکنیم . متقابلا از اینکه کارهای ناشایست انسان روح او را تیره و کدر میکند و کششها و گرایشهای پاک را از انسان میگیرد، به کرات در قرآن سخن رفته است. از زبان مؤمنان میگوید: نَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ (سوره آل عمران آیه 8) و یا در وصف بدکاران: کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ (سوره مطففین آیه 14) چنین نیست بلکه ظلمت ظلم و بد کاری هایشان بر دلهای آنها غلبه کرد. فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ (سوره صف آیه 5) چون از حق روی گرداندند خدا هم دلهایشان را از اقبال به حق بگرداند. و یا از قفل زده شدن و مُهر خوردن بر دلها و قسی شدن قلبها سخن میگوید: اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ (سوره بقره آیه 7) وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ (سوره انعام آیه 25) بر دلهایشان پرده نهادهایم که فهم نتوانند کرد. قَبْلُ کَذَلِکَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْکَافِرِینَ (سوره الاعراف آیه 101) پس دلهایشان زنگ قساوت گرفت و بسیار فاسق و نابکار شدند. قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا (سوره الشمس آیه 9) رستگار شد کسی که قلب خود را از آلودگیها پاک نگهداشت. |
|||
|
|
۲۲:۱۲, ۲/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۱ ۲۲:۱۳ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
قساوت قلب درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته) متن حديث: «يَا عَلىّ ثَلاَثٌ يُقْسيِنَ الْقَلْبَ:اَسْتِمَاعُ اللَّهووَ طَلَبُ الصَّيْدِ وَاِتْيَانُ بَابِ السُّلْطَانِ» ترجمه: اى على، سه چيز انسان را سنگدل مى كند: شنيدن لهو; شكار; رفت و آمد در دربار سلطان مسائلى پيرامون قساوت قلب: آن چه براى ما مهم است آگاهى در مورد صفات و بيماريهاى قلب و راه درمان آنهاست، ولى شناخت اجمالى معناى قلب نيز فايده دارد. از اين رو بايد دانست كه قلب بر دو معنا اطلاق مى شود: 1ـ قطعه گوشت صنوبرى كه در سمت چپ سينه قرار دارد و درون آن چهار حفره هست كه تصفيه خون را بر عهده دارد و خون را در ساير نقاط بدن پخش مى كند. 2ـ قلب، به معناى دل، روح و جان آدمى است و به فرموده امام باقر(عليه السلام) چهار قسم دارد: قلبٌ فيه نفاق و ايمان، اِذا أَدْرَكَ الْمَوْت صاحِبَه عَلى نِفاقِهِ هَلَكَ، وَ اِنْ أَدْرَكَهُ عَلى ايمانِهِ نَجى; دلى كه درآن نفاق و ايمان هر دو هست، پس اگر هنگام مرگ، صاحب آن نفاق داشته باشد هلاك شده و اگر با ايمان باشد نجات مى يابد. وَ قَلْبٌ مَنْكوُسٌ وَ هُوَ قَلْبُ الْمُشْرِكِ; دل وارونه و آن دل مشرك است. وَ قَلْبٌ مَطْبُوعٌ وَ هُوَ قَلْبُ الْمُنافِقِ; دلى كه چركين و زنگ زده و بسته و آن دل منافق است. وَ قَلْبُ اَزْهَر اَجْرَد، وَ هُوَ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فيهِ كَهَيْئَةِ السَّراجِ اِنْ أَعْطاهُ اللّه شُكْرٌ وَ اِنِ اِبْتَلاهُ صَبْرٌ; دل فروزنده و پاك و آن دل مؤمنين است كه به مانند چراغى فروزان درآن است، اگر خداوند به او نعمت دهد سپاس مى گزارد و اگر بر او بلا فرستد صبر مى نمايد.(1) اصول كافى در حديثى از امام صادق(عليه السلام) همين تقسيم را كرده است.(2) قرآن مجيد بعضى از قلوب را به عنوان « قاسيه» (قساوتمند) توصيف كرده است(3) و گاه قلوبى را «ناپاك» ناميده(4) و قلبهايى را «بيمار» معرّفى مى كند(5) و قلبهايى را«مهرخورده» و بسته ناميده است.(6) @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 1. شهيد آية الله دستغيب، قلب سليم، ص 317. 2. ج 2، ص 309، باب الظلمة قلب المنافق. 3. سوره مائده، آيه 13. 4. سوره مائده، آيه 41. 5. سوره بقره، آيه 6. 6. سوره توبه، آيه 87.
|
|||
|
|
۱۴:۵۲, ۳/دی/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
ادامه درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)
در مقابل اين قلبهاى گوناگون، «قلب سليم» را مطرح مى كند كه هيچ يك از آن عيبها را ندارد; يعنى هم پاك است و هم نرم و عطوف و در برابر حق تسليم و منقاد. بنابراين، مى توان قلب را بر دو قسم تقسيم كرد: قلب ليّن(نرم) و قلب قسىّ. امّا قلب لينّ قلبى است كه در روايات، آن را «حرم خدا» ناميده اند. امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: اَلْقَلْبُ حَرَمُ اللّهِ فَلا تَسْكُنْ حَرَمُ اللّهِ غَيْرَاللّهِ; قلب حرم خداست، غير خدا را در حرم خدا ساكن مكن».(7) اين همان قلبى است كه مى تواند حقايق غيب را ببيند و به ملكوت بنگرد چنان كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «لَولا اَنَّ الشَّياطينَ يَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنى آدَم لَنَظرُوا اِلىَ الْمَلَكُوتِ; اگر شياطين، قلوب فرزندان آدم را احاطه نكنند مى توانند به جهان ملكوت نظر افكنند».(8) در هر حال، بهترين سرمايه براى نجات در قيامت «قلب سليم» است. و همان بود كه ابراهيم(عليه السلام) با آن به بارگاه پروردگارش شتافت و فرمان رسالت را دريافت كرد. سخن در باره اين نوع از قلب را با اين حديث پايان مى دهيم: «اِنَّ لله فى عِبادِهِ آيَتَهُ وَ هُوَ الْقَلْبُ فَاَحَبَّهااللّهِ اِلَيْهِ «أَصْفاها» وَ«أَصْلَبَها» وَ«أَرَقَّها»: أَصْلَبَها فى دينِ أُمِّهِ وَ أَصْفاها مِنَ الذُّنُوبِ، وَأَرَقَّها عَلَى الاْخَوانِ; براى خداوند در ميان بندگانش ظرف و پيمانه اى به نام «دل» است كه از همه آنها بهتر، همان ظرفى است «صافتر»، «محكمتر» و «لطيفتر» باشد; از همه محكمتر در دين خدا، از همه پاكتر از گناهان، از همه لطيفتر در مقابل برادران دينى».(9) ####################################### 7. در بحارالانوار ج 7، ص 25، باب«حب الله»، ح 27 8. بحارالانوار، ج 70، ص 59، باب القلب و صلاحه. 9. بحارالانوار، ج 70، ص 56. |
|||
|
|
۰:۵۳, ۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
ادامه درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)
قسم دوّم، قلبى كه قساوت (= سنگدلى) دارد. بعضى هستند كه شديدترين خطابه ها و گوياترين دلايل و نيرومندترين اندرزها و مواعظ در وجودشان كمترين اثرى نمى گذارد، و اين مسأله ساده اى نيست. قرآن چه تعبير جالبى در اين زمينه دارد! كه بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضيق صدر معرّفى مى كند، چنان كه در آيه 125 سوره انعام مى گويد: «فَمَنْ يَرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْديَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ وَ مَنْ يَرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلُ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى السَّماء آن كس را كه خدا مى خواهد هدايتش كند سينه اش را براى اسلام گشاده مى سازد، و آن كس را كه بخواهد گمراه نمايد سينه اش را چنان تنگ مى نمايد كه گويى مى خواهد به آسمان بالا رود». اين موضوعى است كه با مطالعه حالات افراد كاملا به دست مى آيد: بعضى روحشان باز و گشاده است كه هر قدر حقايق در آن وارد شود به راحتى پذيرا مى شود، امّا بعضى به عكس آن چنان روح و فكرشان محدود است كه گويى هيچ جايى براى هيچ حقيقتى در آن نيست، گويى مغزشان را در يك محفظه با ديوارهاى نيرومند آهنى قرار داده اند. البتّه هريك از اين دو(يعنى شرح صدر و قساوت قلب) عواملى دارد: مطالعات مستمر و ارتباط با دانشمندان و علماى صالح، خودسازى و تهذيب نفس، پرهيز از گناه و مخصوصا غذاى حرام، و ياد خدا از عوامل شرح صدر است و بر عكس، جهل و گناه و لجاجت و جدال و مراء و همنشينى با بدان و مجرمان و دنياپرستى و هواپرستى، باعث تنگى روح و قساوت قلب مى شود و اين كه قرآن مى گويد: آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند شرح صدر مى دهد، يا اگر بخواهد گمراه سازد ضيق صدر مى دهد; اين خواستن و نخواستن، بى دليل نيست، سرچشمه هاى آن از خود انسان شروع مى شود. منبع: پایگاه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)
|
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
سنگها، مراحل مختلفی دارند!!!!!! الف: خرد میشوند، از آنها نهرها جاری شده و انسانها را سیراب میکنند. «یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ» ب: انفجار ندارند، ولی حدّاقل خود و اطراف خود را تر میکنند. «فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ» ج: از خشیت الهی، سقوط و سجود دارند. «یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ» در اینجا نظر نویسنده تفسیر گران قدر احسن الحدیث در مورد این آیه جالب به نظر میرسد که میفرماید: کوهها نسبت به خدا درک دارند و از خدا میترسند و بعضی از سنگها از ترس خدا فرود میآیند. همان طور که قرآن در جای دیگر فرموده: همه چیز خدا را تسبیح میکنند ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ و إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ اسراء/ 44 و نیز در جای دیگر میگوید: کوهها با داوود هم صدا شده و تسبیح میکردند: إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْراقِ انبیاء/ 79 و سبأ/ 10، و نیز در آیه ای دیگر میگوید: اگر این قرآن را به کوهی نازل میکردیم میدیدی که از ترس خدا خاشع و پاره میشود حشر/ 21 پس چه بعدی دارد که سنگی از ترس خدا از بالا فرود آید، کوه در نظر ما جامد است ولی نسبت به خدا شعور و درک و ترس دارد؟! باید اینگونه آیات را به حکم طرح مسئله حساب کرد و درباره آنها تحقیق نمود. به جهت بیتوجّهی شما به این همه نشانه و آیه که از روی لجاجت و کینه بود، دلهای شما را قساوت فرا گرفت و سنگدل شدید و ای بسا که دلهای تان از سنگ نیز سختتر شد، نه چشمه عواطف و علمی از آن میجوشد و نه قطرات محبتی از آن تراوش میکند، و نه هرگز از خوف خدا میتپد
پیامهای آیه:
1-قساوت و سنگدلی، بدترین نوع مرض روحی است که به جهت لجاجتهای پی در پی، برای انسان پیدا میشود. «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ» 2ـ مشاهدهی آیات و الطاف الهی، در افراد لجوج به جای تقویت ایمان، موجب قساوت قلب میگردد. «قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ» (هم چنان که قرآن، برای مؤمنان مایهی شفا و رحمت و برای ظالمان، موجب زیان و خسارت است. اسراء، 82) 3ـ کاری نکنیم که نسل ما، شرمنده رفتار ما شود. نیاکان سنگدل شدند، ولی خداوند به نسل آنان میگوید: «قَسَتْ قُلُوبُکُمْ» 4ـ علم، به تنهایی نورانیّت نمیآورد. بعد از دیدن آن همه معجزه، باز سنگدل شدند. «قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ» 5 قساوت، مراحلی دارد. «کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» 6ـ با سادهترین تشبیه، عمیقترین معارف را میتوان بیان کرد. «کَالْحِجارَةِ» 7ـ انتقادات باید مستند باشد. قرآن که میفرماید: دلهای بعضی از سنگ سفتتر است، دلیل آن را که جاری شدن آب از کنار سنگ است، بیان میدارد. «وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ» 8ـ جمادات، مرحلهای از شعور را دارا هستند. زیرا خوف و خشیت دارند. «وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ» (با توجّه به اینکه خشیت، تنها برخاسته از علم است، نه چیز دیگر: «إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» فاطر، 28. و مولوی نیز میگوید: جملهی ذرّات پیدا و نهان با تو میگویند، روزان و شبان ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم با شما نامحرمان، ما خامُشیم [b]نطق آب و نطق خاک و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل 9ـ داروی قساوت، توجّه به علم خداوند است. «کَالْحِجارَةِ» ، «وَ مَا اللَّهُ به غافلٍ» 10ـ سنگدلی، در رفتار ما مؤثّر است. «قَسَتْ قُلُوبُکُمْ») ( «عَمَّا تَعْمَلُونَ») 11-خداوند به همهی کارهای ما آگاه است. «وَ مَا اللَّهُ به غافلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» بخش قرآن تبیان |
|||
|
|
۱۷:۴۲, ۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
راه علاج قساوت قلب چيست ؟ پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند :
يا علي (علیه السلام) : چند چيز است که قلب را جلا مي دهد :
1- نشست و برخاست کردن با علماء . 2- دست کشيدن بر سر يتيم .
3- در سحر ؛ از خداوند آمرزش طلب کردن . 4- شب زنده داري .
5- کم خوابيدن و روزه گرفتن در روز .
6- خواندن بسيار از سوره {قل هو الله احد } قلب را نوراني مي کند 7- کم خوردن .
8- خوردن حبوبات قلب را جلا مي دهد . 9- گريه کردن از خوف خداوند .
10- گريه براي سيد الشهداء (علیه السلام)
11- صدقه دادن . 12- خوش اخلاقي در خانه با خانواده و زن و بچه . تحف العقول /296
|
|||
|
|
۰:۲۵, ۱۰/دی/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
مسائلى پيرامون قساوت قلب: آن چه براى ما مهم است آگاهى در مورد صفات و بيماريهاى قلب و راه درمان آنهاست، ولى شناخت اجمالى معناى قلب نيز فايده دارد. از اين رو بايد دانست كه قلب بر دو معنا اطلاق مى شود: 1ـ قطعه گوشت صنوبرى كه در سمت چپ سينه قرار دارد و درون آن چهار حفره هست كه تصفيه خون را بر عهده دارد و خون را در ساير نقاط بدن پخش مى كند. 2ـ قلب، به معناى دل، روح و جان آدمى است و به فرموده امام باقر(عليه السلام) چهار قسم دارد: قلبٌ فيه نفاق و ايمان، اِذا أَدْرَكَ الْمَوْت صاحِبَه عَلى نِفاقِهِ هَلَكَ، وَ اِنْ أَدْرَكَهُ عَلى ايمانِهِ نَجى; دلى كه درآن نفاق و ايمان هر دو هست، پس اگر هنگام مرگ، صاحب آن نفاق داشته باشد هلاك شده و اگر با ايمان باشد نجات مى يابد. وَ قَلْبٌ مَنْكوُسٌ وَ هُوَ قَلْبُ الْمُشْرِكِ; دل وارونه و آن دل مشرك است . وَ قَلْبٌ مَطْبُوعٌ وَ هُوَ قَلْبُ الْمُنافِقِ; دلى كه چركين و زنگ زده و بسته و آن دل منافق است. وَ قَلْبُ اَزْهَر اَجْرَد، وَ هُوَ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فيهِ كَهَيْئَةِ السَّراجِ اِنْ أَعْطاهُ اللّه شُكْرٌ وَ اِنِ اِبْتَلاهُ صَبْرٌ; دل فروزنده و پاك و آن دل مؤمنين است كه به مانند چراغى فروزان درآن است، اگر خداوند به او نعمت دهد سپاس مى گزارد و اگر بر او بلا فرستد صبر مى نمايد.(1) اصول كافى در حديثى از امام صادق(عليه السلام) همين تقسيم را كرده است.(2) قرآن مجيد بعضى از قلوب را به عنوان « قاسيه» (قساوتمند) توصيف كرده است(3) و گاه قلوبى را «ناپاك» ناميده(4) و قلبهايى را «بيمار» معرّفى مى كند(5) و قلبهايى را«مهرخورده» و بسته ناميده است.(6) پي نوشت : 1. شهيد آية الله دستغيب، قلب سليم، ص 317. 2. ج 2، ص 309، باب الظلمة قلب المنافق. 3. سوره مائده، آيه 13. 4. سوره مائده، آيه 41. 5. سوره بقره، آيه 6. 6. سوره توبه، آيه 87. |
|||
|
|
۰:۰۲, ۱۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
در مقابل اين قلبهاى گوناگون، «قلب سليم» را مطرح مى كند كه هيچ يك از آن عيبها را ندارد; يعنى هم پاك است و هم نرم و عطوف و در برابر حق تسليم و منقاد.
بنابراين، مى توان قلب را بر دو قسم تقسيم كرد: قلب ليّن(نرم) و قلب قسىّ. امّا قلب لينّ قلبى است كه در روايات، آن را «حرم خدا» ناميده اند. امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: اَلْقَلْبُ حَرَمُ اللّهِ فَلا تَسْكُنْ حَرَمُ اللّهِ غَيْرَاللّهِ; قلب حرم خداست، غير خدا را در حرم خدا ساكن مكن».(7) اين همان قلبى است كه مى تواند حقايق غيب را ببيند و به ملكوت بنگرد چنان كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «لَولا اَنَّ الشَّياطينَ يَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنى آدَم لَنَظرُوا اِلىَ الْمَلَكُوتِ; اگر شياطين، قلوب فرزندان آدم را احاطه نكنند مى توانند به جهان ملكوت نظر افكنند».(8) در هر حال، بهترين سرمايه براى نجات در قيامت «قلب سليم» است. و همان بود كه ابراهيم(عليه السلام) با آن به بارگاه پروردگارش شتافت و فرمان رسالت را دريافت كرد. سخن در باره اين نوع از قلب را با اين حديث پايان مى دهيم: «اِنَّ لله فى عِبادِهِ آيَتَهُ وَ هُوَ الْقَلْبُ فَاَحَبَّهااللّهِ اِلَيْهِ «أَصْفاها» وَ«أَصْلَبَها» وَ«أَرَقَّها»: أَصْلَبَها فى دينِ أُمِّهِ وَ أَصْفاها مِنَ الذُّنُوبِ، وَأَرَقَّها عَلَى الاْخَوانِ; براى خداوند در ميان بندگانش ظرف و پيمانه اى به نام «دل» است كه از همه آنها بهتر، همان ظرفى است «صافتر»، «محكمتر» و «لطيفتر» باشد; از همه محكمتر در دين خدا، از همه پاكتر از گناهان، از همه لطيفتر در مقابل برادران دينى».(9) 7. در بحارالانوار ج 7، ص 25، باب«حب الله»، ح 27 8. بحارالانوار، ج 70، ص 59، باب القلب و صلاحه. 9. بحارالانوار، ج 70، ص 56. |
|||
|
|
۱۸:۱۲, ۱۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
قسم دوّم، قلبى كه قساوت (= سنگدلى) دارد.
بعضى هستند كه شديدترين خطابه ها و گوياترين دلايل و نيرومندترين اندرزها و مواعظ در وجودشان كمترين اثرى نمى گذارد، و اين مسأله ساده اى نيست. قرآن چه تعبير جالبى در اين زمينه دارد! كه بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضيق صدر معرّفى مى كند، چنان كه در آيه 125 سوره انعام مى گويد: «فَمَنْ يَرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْديَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ وَ مَنْ يَرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلُ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى السَّماء آن كس را كه خدا مى خواهد هدايتش كند سينه اش را براى اسلام گشاده مى سازد، و آن كس را كه بخواهد گمراه نمايد سينه اش را چنان تنگ مى نمايد كه گويى مى خواهد به آسمان بالا رود». اين موضوعى است كه با مطالعه حالات افراد كاملا به دست مى آيد: بعضى روحشان باز و گشاده است كه هر قدر حقايق در آن وارد شود به راحتى پذيرا مى شود، امّا بعضى به عكس آن چنان روح و فكرشان محدود است كه گويى هيچ جايى براى هيچ حقيقتى در آن نيست، گويى مغزشان را در يك محفظه با ديوارهاى نيرومند آهنى قرار داده اند . البتّه هريك از اين دو(يعنى شرح صدر و قساوت قلب) عواملى دارد: مطالعات مستمر و ارتباط با دانشمندان و علماى صالح، خودسازى و تهذيب نفس، پرهيز از گناه و مخصوصا غذاى حرام، و ياد خدا از عوامل شرح صدر است و بر عكس، جهل و گناه و لجاجت و جدال و مراء و همنشينى با بدان و مجرمان و دنياپرستى و هواپرستى، باعث تنگى روح و قساوت قلب مى شود و اين كه قرآن مى گويد: آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند شرح صدر مى دهد، يا اگر بخواهد گمراه سازد ضيق صدر مى دهد; اين خواستن و نخواستن، بى دليل نيست، سرچشمه هاى آن از خود انسان شروع مى شود. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «أَوْحَى الله - عزّوجل - اِلى مُوسى(عليه السلام)لا تَفْرَح بِكَثْرَةِ الْمالِ، وَلا تَدَعْ ذِكْرى عَلى كُلِّ حال; فَاِنَّ كَثْرَة الْمالِ تَنْسىَ الذُّنُوب، وَ اِنْ تَرَكَ ذِكْرى يَقْسَى الْقُلُوب; خداوند متعال به موسى(عليه السلام) وحى فرستاد كه اى موسى از فزونى اموال خوشحال نباش، و ياد مرا در هيچ حال ترك مكن; چرا كه فزونى مال غالبا موجب فراموش كردن گناهان است و ترك ياد من قلب را سخت مى كند.(10) 10. بحارالانوار، ج 7، ص 55. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






