| نظرسنجی: به نظر شما وقوع حوادث اخیر جزء علاءم ظهور است؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| بله | ![]() ![]() |
5 | 100.00% |
| خیر | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| اصلا به هیچ وجه | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| تمام | 5 رأی | 100% | |
|
اصرار بر دعا و علل تسریع و تأخیر در اجابت دعا p#
|
|
۲۲:۴۵, ۱/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۸ ۱۱:۳۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
این مطلبی هست که وقتی خوندم هی زدم تو سرم!! البته من به اوضاع خودم نگاه کردم برای منم دعا کنید شرايط استجابت دعا نقل است كه وقتى ابراهيم ادهم وارد بصره شد مردم در اطرافش اجتماع كردند و پرسيدند: خداوند مىفرمايد: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم» ولى ما او را مىخوانيم، اما دعايمان مستجاب نمىگردد؟ ابراهيم گفت: اى اهالى بصره! ده چيز در دلهاى شما راه پيدا كرده كه مانع استجابت دعايتان مىگردد: 1- خدا را شناختهايد، اما حقّ او را ادا نمىكنيد (و اوامرش را اطاعت و از نواهيش دورى نمىكنيد). 2- قرآن مىخوانيد، اما به مضامين آن عمل نمىكنيد. 3- مىگوييد: پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را دوست داريد، اما سنّت او را رها كردهايد. 4- مىگوييد شيطان دشمن ماست، ولى از او پيروى مىكنيد. 5- بهشت را دوست داريد، اما برايش عمل نمىكنيد. 6- موت را حقّ مىدانيد، اما خود را برايش مهيّا نمىسازيد. 7- هنگامى كه از خواب برمىخيزيد (بجاى طاعت) به غيبت مردم مىپردازيد. 8- نعمت خداى را مىخوريد، اما شكرش را به جاى نمىآوريد. 9- مىگوييد: از آتش دوزخ مىترسيم، ولى از آن نمىگريزيد. 10- مردههايتان را دفن مىكنيد، اما از ايشان عبرت نمىگيريد. ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج1 503 شرايط استجابت دعا ..... ص : 503 صادقانه به این 10 مورد بیاندیشید منبع ارشادالقلوب ج1 503 شرايط استجابت دعا سخنان فوق از ابراهيم ادهم همگي برگرفته از بيانات اميرالمؤمنين عليه السلام است كه در پاسخ به اين پرسش كه از ايشان پرسيدند: خدا ميفرمايد ادعوني استجب لكم از من بخواهيد تا شما را اجابت كند پس چرا خدا را ميخوانيم اما دعايمان اجابت نميشود، حضرت فرمود: فقال صدقت یا امیر المؤمنین انت القبلة اذا ما ضللنا و النور اذا ما اظلمنا و لکن نسالک عن قول الله تعالی ادعونی استجب لکم فما بالنا ندعو فلا یجاب قال ان قلوبکم خانت بثمان خصال- اولها انکم عرفتم الله فلم تؤدوا حقه کما اوجب علیکم فما اغنت عنکم معرفتکم شیئا و الثانیة انکم آمنتم برسوله ثم خالفتم سنته و امتم شریعته فاین ثمرة ایمانکم و الثالثة انکم قراتم کتابه المنزل علیکم فلم تعملوا به و قلتم سمعنا و اطعنا ثم خالفتم و الرابعة انکم قلتم انکم تخافون من النار و انتم فی کل وقت تقدمون الیها بمعاصیکم فاین خوفکم و الخامسة انکم قلتم انکم ترغبون فی الجنة و انتم فی کل وقت تفعلون ما یباعدکم منها فاین رغبتکم فیها و السادسة انکم اکلتم نعمة المولی و لم تشکروا علیها و السابعة ان الله امرکم بعداوة الشیطان و قال- ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا فعادیتموه بلا قول و والیتموه بلا مخالفة و الثامنة انکم جعلتم عیوب الناس نصب عیونکم و عیوبکم ورا ظهورکم تلومون من انتم احق باللوم منه فای دعا یستجاب لکم مع هذا و قد سددتم ابوابه و طرقه فاتقوا الله و اصلحوا اعمالکم و اخلصوا سرائرکم و امروا بالمعروف و انهوا عن المنکر فیستجیب الله لکم دعاکم. چون دلهاى شما در هشت مورد خیانت و بىوفایى کرد: 1) خدا را شناختید، ولى حقش را آن گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. از این رو آن معرفت به کار شما نیامد. 2) به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟ 3) کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولى در عمل با آن مخالفت کردید. 4) گفتید ما از آتش دوزخ میترسیم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مىروید. 5) گفتید ما به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولى کارهایى انجام میدهید که شما را از بهشت دور میسازد. 6) نعمتهاى خدا را استفاده مىکنید، ولى شکر و سپاسگزارى نمیکند. 7) خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، شما نیز او را دشمن بداریر. شما به زبان او را لعن مىکنید، ولى در عمل با او دوستى مینمایید و از او اطاعت میکنید. 8) عیبهاى مردم را برابر دیدگانتان قرار دادید و عیبهاى خود را پشت سر انداختید، در نتیجه کسى را ملامت میکنید که خود به ملامت سزاوارتر از او هستید. با این وضع چه دعایى از شما مستجاب گردد، در صورتى که شما راهها و درهاى دعا را به روى خود بستهاید؟! پس تقوا پیشه کنید؛ کارهایتان را اصلاح کنید؛ امر به معروف و نهى از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند. بحار الانوار: ج۹۰،ص۳۷۷ ارتباط ابراهيم ادهم با معصومین(عليهم السلام) ابراهیم ادهم همعصر امام سجاد، امام باقر و امام صادق(عليهم السلام) بوده و گزارشهایی از رابطه وی با آنها در منابع آمده است. برخی منابع، از ملازمت وی با امام سجاد سخن گفتهاند.(49) ملاقات ابراهیم ادهم با امام چهارم شیعیان و توصیه امام به وی نیز در منابع شیعه ذکر شده است. (50) زین العابدین شیروانی، از ملاقات ابراهیم ادهم و امام باقر سخن گفته (51) و محمدکاظم اسرار تبریزی (۱۲۶۵-۱۳۱۵ق)، شاعر و صوفی عصر قاجار، او را از مریدان امام پنجم شیعیان دانسته است. (52) روایاتی از امام باقر(عليه السلام) به نقل از او در آثار روایی ذکر شده است. (53) چنانکه در کتاب سفینة البحار و دیگر منابع آمده، در جریان خروج امام صادق از کوفه به سوی مدینه، ابراهیم ادهم نیز از مشایعتکنندگان وی بوده (54)[sup] [/sup]و برخی منابع، ابراهیم را از خادمان امام صادق دانستهاند. (55) 49.شیروانی، ریاض السیاحه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۹۰. 50. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۱۸؛ قمی، سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۹. 51. شیروانی، ریاض السیاحه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۹۰. 52. تبریزی، منظر الأولیاء، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۰. 53. ابن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ۱۴۱۱ق، ص۷۵. 54. قمی، سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۹؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب(علیه السلام)، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۴۱. 55. جزائری، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۳۶؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب(علیه السلام)، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۴۸؛ مجلسی، زندگانی حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)، ۱۳۹۸ق، ص۲۲. منبع |
|||
|
|
۹:۳۵, ۲۷/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۸۹ ۹:۴۱ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
متن جلسه سوم اخلاق آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی در شب های ماه مبارک رمضان
رمضان المبارک 1431 / 23-5-1389 اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ» خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو هنگامی که تو را صدا میزنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آنهنگام که تو را میخوانم و رو به من فرما در آنزمان که با تو نجوا میکنم. همانا من به سوی تو فرار کردهام و در مقابل تو ایستادهام. مروري بر مباحث گذشته بحث ما راجع به دعا بود و گفته شد در ماه مبارک رمضان سفارش شده است که انسان هم تلاوت قرآن داشته باشد و هم دعا کند. جهت آنهم این است که اهل معرفت میگویند این ماه، ماه سلوک إلیاللهتعالی و ضیافتالله است و لذا این ماه، ماهی است که «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» با يكديگر سخن ميگويند. عبد هم باید این سخنان ربّ را كه خطاب به عبد گفته است، بازگو کند و هم باید با ربّ خودش سخن بگوید و آنچه را که میخواهد از او تقاضا کند. جلسه گذشته عرض کردم كه دعا بر دو قسم است؛ دعای مأثور و غیرمأثور. دعاي مأثور را در جلسه گذشته معنا کردم. معناي دعاي غیرمأثور هم این است که عبد مطالب و خواستههايش را در هر قالبی كه خودش میخواهد، انشا کند كه این نوع از دعا، دارای شرایط و آدابی است. عرض کردم که ما در معارفمان اموری را میبینیم كه در باب دعا اعمالی را بيان ميفرمايند كه انسان بايد قبل از دعا انجام دهد و بعد از خداوند درخواست کند. روایات متعددی را خواندم كه در آن روایات مسأله «نماز قبل از دعا» مطرح شده بود؛ ديديد كه در روایات متعدد دو رکعت نمازخواندن را داشتیم. همچنين روزهگرفتن، که من عرض کردم ماه رمضان که اینقدر به دعاي در آن سفارش شده، به خاطر اين است كه همه در آن صائم هستند و به طور معمول انسانهای سالم در اين ماه روزه ميگيرند؛ لذا انسان براي دعاكردن آماده ميشود. نمازها و دعاهایی هم که در اين ماه وارد شده و از ائمه (علیهمالسلام) مأثور است، براي همين جهت است. جلسه گذشته من روایات اين بحث را مطرح کردم و به بعضی از اموری که در دعا دخالت دارد، اشاره كردم امشب یک مطلب ديگري را میخواهم عرض کنم. جلسه گذشته گفتم این امور که در دعا نقش دارد -مثل اینکه انسان پيش از آنكه حاجتش را از خدا بخواهد، دو رکعت نماز بخواند- تأثيرش اين است كه انسان را به خداوند نزديك ميكند و انقطاع از غير خدا و اتصال به او را تقويت ميكند. در يك روایتي داشت كه وضو بگیر، دو رکعت نماز بخوان، بعد حاجتت را از خدا بخواه؛ یا روزه بگیر، سپس دعا كن. این امور یعنی صوم و صلاة به دعا كمك ميكند؛ «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة». جلسه گذشته روایات آن را خواندم و آیه شریفه را معنا کردم و ارتباط دعا با صوم و صلاة را هم بيان كردم. عرض کردم که این امور مقتضی را در دعا شدت میبخشند، یا به فعلیت ميرسانند و یا در اجابت تسریع ميكنند. این سه مورد بود که جلسه گذشته گفتم. معناي سرعت در اجابت دعا راجع به سومین تأثير كه «سرعت در اجابت» بود، میخواستم مطلبي را بگويم. چون میخواهم بگویم روایتی را كه ديشب نقل كردم -عامه هم این را نقل میکنند- هيچ منافاتي با آن مطالبی که گفتم، ندارد. روایتی از پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده است كه: «مَن تَوضَّأ فَأحْسَنَ الوُضُوءَ، ثُمَّ صَلَّى رَكعَتَينِ، فَدعَا رَبَّه كانَتْ دَعْوةً مُسْتَجَابَةً»؛ تا اینجای روایت با همه روایاتی که جلسه گذشته گفتم همسو است. بعد دارد «مُعَجَّلَةً أو مُؤَخَّرَةً» یعنی اگر با اين شرايط دعا كند، زود یا دیر، يك دعاي مستجاب دارد. یک وقت اشتباه نشود که این روایت میخواهد بگوید ما تسریع در اجابت نداریم و این امور در تسریع اجابت مؤثر نیستند. نخیر! سال گذشته این را مطرح کردم که اموری هستند که تسریع در اجابت دعا دارند و از آن طرف هم اموري در اجابت دعا تأخیر مياندازند. بنابر این ما در روايات مسأله سرعت و بُطئ در اجابت دعا را داريم. سريعترين دعا نسبت به اجابت مثلاً ما در روایت داریم که اگر برادر مؤمنی پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، دعایش به سرعت مستجاب ميشود. یعنی این دعا از نظر تأثیر و سرعت در اجابت، سریعتر به اجابت میرسد تا او خودش براي خودش دعا کند. روایت از امام باقر (علیه السلام) است که حضرت فرمود: «أَسْرَعُ الدُّعَاءِ نُجْحاً لِلْإِجَابَةِ دُعَاءُ الْأَخِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ». سريعترين دعايي كه موفق به اجابت ميشود، دعا براي برادر مؤمن در غياب او است. روايت خیلی صریح است؛ اصلاً نصّ در سرعت در اجابت است. دعايي كه دير مستجاب ميشود از آن طرف هم درباره كندي و بُطئ در اجابت روايات مختلفي داریم. مثلاً از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه حضرت فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ الْوَلِيَّ لِلَّهِ يَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَمْرِ يَنُوبُهُ فَيَقُولُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِي حَاجَتَهُ وَ لَا تُعَجِّلْهَا». همانا بندهاى كه دوست خدا است در پيشآمدى كه براى او رخ داده دعا ميكند و خدا به فرشتهاى كه موكّل او است ميفرمايد حاجت بنده مرا برآور، ولى در آن شتاب مكن! حاجت او را برآورده کن، اما عجله نکن! دست نگهدار! روايت قبل در مورد سرعت بود، این روايت در مورد بُطئ است. هر دو مورد را داریم. با زباني دعا كن كه هرگز معصيت نكردهاي! مطلبی را که میخواهم بگویم این است كه اين روایات، با هم منافاتی ندارد. البته در اینها جهاتی مطرح است كه اشاره خواهم كرد. مثلاً فرض کنید آنجایی که تسریع در اجابت مطرح بود كه فرمود اگر یکی از برادران مؤمن در حق انسان دعا کند، آن دعا زودتر به اجابت میرسد تا خودم دعا کنم، جهتش این است که ما در روایات داریم كه با زبانی دعا کنید که با آن زبان معصیت نکردهايد. من از زبان شما معصیت نکردهام؛ لذا اگر شما برای من دعا کنی، زودتر مستجاب میشود. ولی خودم ـ نعوذبالله ـ با زبانم معصیت کردهام. همين آلودگي زبانم به معصيت موجب میشود اجابت دعاي من بطیئ شود. اینها هر کدام جهت و دليل دارد و این مباحث بسیار ظریف است و جزء معارف ما و نکات معرفتی ما است. تأخير در بروز آثار اجابت؛ نه در خودِ اجابت البته این نکته را هم تذكر بدهم که در بحث تأخیر در اجابت، اینطور نیست كه دعاها مستجاب نشده باشد و خدا به آنها جواب نداده باشد؛ بلکه همه اين دعاها پذیرفته شدهاند. اما این سرعت و بُطئ در ظهور و بروز اثر است. بروز و ظهور اثر، دير و زود دارد. وقتي من دعا کردم، خدا جوابم را داده و رویش را از من برنگردانده است؛ پس دعاي من مستجاب شده و جواب گرفتهام. مقبول هم شده است؛ یعنی خدا پذیرفته است و گفته چشم! آنچه میخواهی را به تو میدهم؛ اما در تأثیر، تأخیر افتاده است. بنابر این «تأخیر در تأثیر» یعنی «تأخير در بروز و ظهور علائم اجابت» که این خودش یک بحث مستقلی است. علّت تأخير در ظهور آثار اجابت دعا گاهی هم در تأخیر، مصلحتي هست. چهبسا الآن در این موقع اگر چيزي را كه از او درخواست كردهام به من بدهد، به ضرر من میشود؛ لذا اجابت را به تأخير مياندازد. فرض کنيد كسي از خدا پول میخواهد؛ خدا اگر همين الآن به او بدهد، نفْسش سرمست و چموش میشود و او را به تباهي ميكشاند. برای همین خدا میگذارد موقعی به تو پول میدهد که نَفْسَت چموش نشود. لذا دعايت مستجاب شده و خدا جواب تو را داده و درخواستت را هم پذیرفته و مقبول هم واقع شده است؛ اما بحث در سرعت و بُطئِ بروز و ظهور اثر اجابت دعا است. علّت تأخير اجابت دعاي خوبان در باب بُطئ گاهی این جهت مطرح است که عرض کردم و گاهی هم نه؛ مسأله بالاتر از این حرفها است. یک مسائل معرفتی است كه تأثير اجابت را به تأخير مياندازد. چون متن روایت است، میگويم. مطلب این است که چون رابطه «عبد و ربّ» یک رابطه محبّتي است، یعنی رابطه ميان «مُحبّ و محبوب» است، اگر عبد از اولیای خاص خدا باشد، خدا صدايش را دوست دارد. لذا اگر او دعايي كند و درخواستي از خدا داشته باشد، خدا زود حاجتش را به او نميدهد. چون اگر خداوند زود حاجت او را بدهد، دیگر او درخواستش را تکرار نمیکند. یعنی خداوند آهنگ صدای او را دوست دارد و میخواهد كه او پشت سر هم بگوید «یا الله»! خدا از آهنگ صدای او لذت میبرد. روایت را ميخوانم که تعبیر امام صادق (علیه السلام) است: «إِنَّ الْعَبْدَ الْوَلِيَّ لِلَّهِ يَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَمْرِ يَنُوبُهُ فَيَقُولُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِي حَاجَتَهُ»؛ یعنی آن بندهای که از اولیای خاص خدا است، وقتي در امري دعا كند، خداوند فرمان ميدهد حاجت او را بدهيد! اما «وَ لَا تُعَجِّلْهَا» عجله نكنيد! چرا؟ چون «فَإِنِّي أَشْتَهِي أَنْ أَسْمَعَ نِدَائَهُ وَ صَوْتَهُ». من دوست دارم این آهنگ را بشنوم. پس چه مسأله سرعت در اجابت، چه مسأله بطئ، یعنی سرعت و كُندي بروز آثار اجابت دعا، هیچکدام از اینها بيحساب و كتاب نيست؛ بلکه همه حسابشده است. حالا من دوباره سراغ مطلب اصلي بحث ميروم. قبل از دعا، پيشكش ببر! در روایات گذشته بحث نماز و روزه قبل از دعا مطرح شده بود. اما یک روایت داریم که مسأله را به طور کلی مطرح ميکند. من این روایت را میخوانم بعد هم اشاره به جهت آن میکنم. دارد: «عَنِ النَّبِيِّ صَلَّیاللهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّم أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ فَقَدِّمْ صَلَاةً أَوْ صَدَقَةً أَوْ خَيْراً أَوْ ذِكْراً»؛ حضرت میفرماید هرگاه خواستی دعا کنی و از خدا تقاضایی داشته باشی، قبل از آن یا نماز بخوان، یا صدقه بده، یا یک کار خیری انجام بده و یا ذکری بگو. این روایت چه میخواهد بگوید؟ من به یک جهت بسیار سطح پایین آن اشاره ميکنم و آن این است که وقتي تو از خدا تقاضا میکنی و چیزی از او میخواهی، قبل از آن بیا «برای خدا» یک کاری کن که روی تقاضا کردن از او را داشته باشی. یک کاری براي خدا، ِللّه، انجام بده که رويت بشود از او درخواست كني. به اصطلاح ران ملخی پيشكش ببر! مورچه هم براي حضرت سليمان (علیه السلام) يك چيزي بُرد؛ حرف اين است كه بیمعرفت نباش! بدتر از مورچه نباش! یک کار الهی انجام بده و بعد درخواستت را به زبان بياور. خیلی زیبا است كه اوّل بحث صلاة را پیش میکشد، بعد صدقه را و بعد میگوید یک کار خیر، لِلّه و فی سبیلالله انجام بده و بعد میگوید یک ذکری از اذکار را بگو. اين يك جهت بسيار ساده و در سطح پایين بود كه من عرض كردم. عمل صالح، عبد را به خدا متوجه ميكند اینکه گاهی اشاره میکنند قبل از دعا، اموری و اعمالی را انجام بده و بعد دعا کن، منظورشان اعمال الهی است، چه عبادی باشد و چه قُربی باشد. قبل از دعا لااقل نمونهای از این اعمال الهی را انجام بده. با اینکه این به نفع خودت است و در کیسه خودت میرود ولی از نظر صوري اینگونه است كه اگر قبل از دعا باشد در اجابت تأثير ميگذارد. گذشته از اینکه این كارها، خودش قبل از آنکه بخواهی وارد دعا شوی، از نظر درونی تو را متصل به مبدأ میکند. با اين كا تو داری يك کار برای او انجام میدهی. یعنی آن چیزی که اساس دعا است را تحصيل ميكني. اساس دعا توجه تامّ به خالق و ربّ است، و اين عملِ صالح، زمینهساز روح دعا است. سرّ تأکید بر استعانت از نماز و روزه لذا اگر شما به روایاتي كه جلسه گذشته خواندم نگاه کنید، ميبينيد فرموده كه قبل از دعا دو رکعت نماز بخوان يا روزه بگير؛ جهت و دليلش را هم در انتهای روایت ذكر كرده است كه «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة». یعنی جهتش اين است كه در بین تمام عبادات، تنها دو عبادت است که تمام پیکرهاش پرستش است و آن صلاة و صوم است. چون وقتی انسان روزه گرفت، ممکن است احدی جز خودش و خدايش نفهمد. لذا این پیکرهاش پرستش است. صلاة پیکرهاش کُرنش به معبود است. لذا روايات روی این دو مورد تکیه میکند. قرآن هم میگوید از اینها کمک بگیر؛ «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة». دعا خودش مؤثر است. اما اگر میخواهی براي به مقصد اجابت رسيدن دعا، از چيزي كمك بگیری كه حتماً هم نياز به كمك داري، از این دو مورد استعانت بجو و كمك بگير. سرآمد اموری که در دعا مؤثر است -چه از نظر اقتضاء، چه از نظر فعلیت، چه از نظر سرعت اجابت- عبارت از نماز و روزه است. استعانت انبیا و اولیا از نماز، هنگام اعجاز و كرامت لذا در تاريخ هست كه غالباً وقتی معجزات يا کراماتی از انبیاء و اولیاء سر میزد، اوّل نماز میخواندند و از خدا میخواستند، بعد آن کرامات و معجزات از ایشان سر میزد. ما در روایت راجع به حضرت عیسی (علیه السلام) داریم كه وقتي ميخواست مرده را زنده کند، نماز میخواند و از خدا ميخواست. راجع به ائمه (علیهم السلام) هم موارد بسیاری داریم که ایشان برای اینکه کرامتی ظاهر كنند، از خدا استعانت میجُستند. همه اینها روی همین جهت بوده است. البته ما درباره انسانهای برتر اخبار و روایاتی داريم که نشان میدهد آنها چهبسا با کلمهای يا با اشارهای، بدون استعانت از نماز هم مس وجودی انسانها را طلا ميكردند. |
|||
|
|
۱۶:۵۳, ۱۴/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۰ ۰:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام وخسته نباشد
چرا در روایت داریم که اصرار بر دعا موجب برآمدن حاجات است و در تعالیم دیگر داریم بعضی دعاها به صلاح نیست ؟ حال ما از کجا بدانیم که کدام دعا به صلاح است و کدام نیست و علت این تأخیر در استجابت چیست ؟ بالاخره در دعا اصرار بکنیم یا نکنیم ؟ گاهی اوقات خواستی از خداوند متعال داریم و هر چه نذر و نیاز و گریه و زاری به درگاه خدای بی نیاز می کنیم برآورده نمی شود . این جاست که هزار و یک پرسش در ذهن ما بوجود می آید که مگر خداوند متعال نفرمود:"بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را " پس چرا جوابم را نمی دهد . چرا در روایت داریم که اصرار بر دعا موجب برآمدن حاجات است و در تعالیم دیگر داریم بعضی دعاها به صلاح نیست ؟ حال ما از کجا بدانیم که کدام دعا به صلاح است و کدام نیست و علت این تأخیر در استجابت چیست ؟ بالاخره در دعا اصرار بکنیم یا نکنیم ؟ امام باقر علیهالسلام می فرماید : واللّه لا یُلِحُّ عبدٌ مُؤمِن علَى اللّه عز و جل فی حاجتِهِ إلاّ قضاها لَهُ بـه خـدا سوگند هیچ بـنده مؤمنى در حاجت خود به درگاه خداوند عز و جل اصرار نورزد ، مگر آن که حاجتش را بر آورد . (الکافی : 2 / 475 / 3 منتخب میزان الحکمة : 200) در بیان برخی علما نیز آمده که خیلی اصرار بر دعا نکنید شاید به مصلحت شما نباشد ، چرا که شاید در آینده و یا در قیامت و پس از مرگ متوجه شویم که استجابت آن دعا به خیر ما نبوده و خدا را شکر کنیم که آن دعا را مستجاب نکرده است. هر دو درست می گویند ولی شبهه تعارض بین این دو مطلب ، ناشی از مسامحه در استفاده لفظ دعا در گفته علما است.در صورتیکه منظور علما بر عدم اصرار بر دعا ، در واقع عدم اصرار بر استجابت دعا است.پس در واقع انسان باید بر دعا اصرار کند ولی بر استجابت ظاهری اصرار نکند. مثلا یک کسی که صاحب فرزند نمی شود همیشه و تا آخر عمر خوب است که بر دعا به صاحب فرزند صالح شدن اصرار کند ولی بر استجابت آن اصرار نکند. و از اینکه به ظاهر این دعا بر آورده نمی شود بی تابی نکند و نا امید از رحمت الهی نشود و افسرده نگردد . خود دعا کردن از جهات مختلف ممدوح است. از قبیل ارتباط با خدا و پیوند دائمی با خدا و اینکه انسان خود را محتاج به خدا ببیند. .و اینکه خود دعا کردن فی نفسه مطلوب است و خود همین دعا کردن نوعی استجابت است. تا خدا نخواهد کسی توفیق دعا کردن و ارتباط با خدا را پیدا نمی کند. و از آنجایی که خداوند فرموده و وعده داده که : ادعونی استجب لکم- هر دعایی به تحقیق مستجاب می شود ولی نه به آنصورت ظاهری که ما همیشه بفهمیم. خداوند همه دعا ها را مستجاب می کند ولی گاهی مطابق ظاهر آن و گاهی که به صلاح نیست مطابق صلاح فرد و حتی بیشتر از خواسته فرد به او می دهد، لکن انسان به آن توجه ندارد. البته گاهی هم عدم استجابت ناشی از مانعی مثل گناه است که با توبه انسان ، دعاهای او نیز شنیده و مستجاب می شود. پس شایسته است تمام نیاز هایمان را در دعا هایمان مد نظر بیاوریم بر آنها اصرار کنیم ولی در عین حال عرضه داریم که خدایا اگر به صلاحمان نیست آنگونه که خود می دانی و به خیرمان است پیش بیاور. و برای خداوند متعال تعیین تکلیف نکنیم که حتما باید چنین کنی و چنان کنی و این دور از ادب و خضوع است . امام باقر علیهالسلام می فرماید : واللّه لا یُلِحُّ عبدٌ مُؤمِن علَى اللّه عز و جل فی حاجتِهِ إلاّ قضاها لَهُ بـه خـدا سوگند هیچ بـنده مؤمنى در حاجت خود به درگاه خداوند عز و جل اصرار نورزد ، مگر آن که حاجتش را بر آورد اصرار نداشتن بر استجابت ظاهری کسی که اصرار بر استجابت ظاهری دعا دارد ، در دعا هم اگر استجابت ظاهری پیش نیامد ، گاهی برخی از رحمت خدا مأیوس می شود و یا کسانی بوده اند که نعوذ بالله کارشان به کفر کشیده شده است. در حالیکه اگر می دانستند که استجابت این دعا به خیرشان نیست هیچگاه این همه اصرار نمی کردند. البته عدم استجابت دعا همیشه ناشی از این نیست که به صلاح فرد نباشد. گاهی موانعی برای استجابت دعا وجود دارد، نظیر برخی گناهان که منجر به حبس دعا می شوند و دردعای کمیل به برخی از آنها اشاره شده است . در رابطه با اصرار بر خواسته های معنوی یا مادی ، مطلبی را که باید توجه داشته باشیم ، مسئله همت انسان است.که به ما توصیه شده که همت هایمان را بلند کنیم و خواسته هایمان را در قله ها قرار دهیم و تمام همت خود را مصروف خواسته های ناچیز دنیایی نکنیم. ولی از آنجایی که انسان ، مادام که در دنیا قرار دارد به حوائج مادی هم نیازمند است ، به ما توصیه کرده اند که نمک طعامتان را و حتی بندکفشتان را از خدا بخواهید. و به نظر می رسد که این کار،توحید افعالی و فعلی انسان را تقویت می کند. از طرف دیگر، باید توجه داشته باشیم که ظرفیت و معرفت انسان ها، متفاوت است. آنهایی که دارای ظرفیت و معرفت بالاتری هستند ، به طبع در دعاهایشان خواسته های بلند همتانه بیشتری را لحاظ می کنند و کسانی که در سطح معرفتی پایین تری هستند، به تناسب معرفت و همتشان ، خواسته هایی از خداوند طلب می کنند. ضمن اینکه باید بدانیم ، نفس ارتباط گیری با خداوند مطلوب است. در حدیث قدسی در بیان علت تفاوت های انسان ها آمده است: خداوند به این دلیل انسان ها را متفاوت آفریده (در خلق و مال و جمال و ... ) تا آنکس که در مرتبه بالاتری است خدارا به این واسطه شکر کند و آنکه در مرتبه پایین تری به لحاظ ظاهر قرار دارد در دعا ، از خداوند طلب کند که به او هم بدهد و به این واسطه هر دو گروه به خداوند متصل شوند و ارتباط برقرار کنند. البته این حدیث موارد دیگری هم دارد که به تناسب بحث ، فقط این قسمت را آوردم. در مورد ادامه سئوالتان باید بگویم که این تصور اشتباه، ناشی از این است که ما هنوز نتوانسته ایم این تفکیک را در ذهنمان ایجاد کنیم که خیر و صلاح واقعی فرق دارد با آنچه که ما فکر می کنیم که به خیر و صلاحمان هست. «عسی وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ » (سوره بقره آیه 216) ؛ چه بسا شما از چیزی کراهت داشته باشد در حالی که خیر شما در آن است و همین طور چه بسا چیزی را دوست می دارید در حالی که در حقیقت برای شما شر است و خدا می داند حقایق امور را و شما نمی دانید. چه بسا کسی که در بیابان دارد از تشنگی می میرد و از خداوند مطالبه آب دارد کاملا مطمئن است که یافتن آب برای او نافع و به صلاح او است، ولی حتی همین شخص در حقیقت مطمئن نیست که رسیدن به آب به خیر و صلاحش است. شاید اگر الان از تشنگی بمیرد ، با وضع بهتری از دنیا برود و اگر به او آب برسد و زنده بماند و مثلا 30 سال دیگر زنده بماند ولی شرایطی در آینده زندگی اش پیش بیاید که عاقبت به شر از دنیا برود. چه بسیار کسانی که صاحب فرزند نمی شوند و با هزار اصرار و دعا و نذر و نیاز به فرزند می رسند ولی بچه ای ناقص الخلقه به دنیا می آید یا فرزند ناخلفی می شود، که بعدا پشیمان می شوند از این همه اصراری که کرده اند بر اجابت دعایشان و خواهند گفت که ای کاش بی فرزند باقی می ماندیم. مساله ای که از اهمیت زیادی برخوردار است، توجه به حقیقت دعا و پی بردن به ارزش دعا است؛ اینکه به دعا تنها به چشم وسیله ای برای گرفتن حاجت نگاه نکنیم؛ نه اینکه حاجات خود را از طریق دعا نخواهیم، خیر، بلکه مقصود این است که بدانیم نفس دعا کردن، عبادت است یعنی دعا از دعوت است و در دعا انسان از خداوند دعوت می کند تا در دل و جان او با صفات جمال و جلال اش تجلی کند و به دلی مومن که عرش خدا است بنشیند بنابراین دعا کننده چه حاجت بگیرد و چه نگیرد عبادت کرده و به خداوند نزدیک شده است. چه بسا شما از چیزی کراهت داشته باشد در حالی که خیر شما در آن است و همین طور چه بسا چیزی را دوست می دارید در حالی که در حقیقت برای شما شر است و خدا می داند حقایق امور را و شما نمی دانید امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: «افضل العبادة الدعا» (میزان الحکمه/ج4/ص1644) دعا برترین عبادت است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که: «دعا کن و مگو کار، گذشته است (و آنچه مقرر شده همان میشود) همانا نزد خداوند عزوجل مقام و منزلتی است که جز با درخواست به دست نمی آید.» (همان،ص1646) در این روایات تنها بحث از فضیلت و عبادت بودن دعا و ارزش خود دعا است و هیچ بحثی از گرفتن حاجت و نگرفتن آن بمیان نیامده است، تا ما ارزش حقیقی دعا را درک کرده و با شوق و رغبت به سوی آن بشتابیم. مسأله اجابت دعا از مسائل قطعى در همه ادیان الهى است. قرآن مجید مىفرماید: «اذا سئلک عبادى عنى فانى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان؛ هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو) من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مىکنم» (بقره، آیه 186) گاهی این سوال به ذهن انسان می رسد که اگر خداوند صدای ما را می شنود، به دعا و درخواست ما آگاه است، توانایی اجابت هم دارد و خودش فرموده: از من بخواهید تا اجابت کنم؛ پس چرا برخی اوقات شاهد اجابت سریع دعاهای خود نیستیم؟ آیا خدا ما را فراموش کرده است؟ می دانیم که فراموشی در خداوند راه ندارد. پس علت چیست؟ اولا هیچ دعایی خالی از نوعی اجابت نیست؛ زیرا همانطور که گفتیم، دعا نوعی عبادت و پرستش است و در هر عبادتی که با قصد قربت انجام می شود؛ یعنی عبادت کننده تصمیم دارد به خدای خود نزدیک شود و به کمالات ذات اقدس اله آراسته گردد، خالی از اثر قربی نیست. بنابر این، همین که دعا و عبادت با خلوص نیت و شرایط لازم انجام می شود، در همان لحظه به اجابت می رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می گذارد و با استمرار این حالت است که آدمی به تدریج مظهر نورانیت و اسماء و صفات کمالیه حق تعالی شده، به کمال و سعادت شایسته خود می رسد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شما را به دعا سفارش مى کنم؛ زیرا با هیچ عمل دیگرى همچون دعا، به خدا نزدیک نمى شوید.» ثانیا در خصوص استجابت دعا، توجه به یک نکته لازم و ضروری است که رسیدن به هر خواسته ای راه خود را دارد و باید از مسیر طبیعی خودش بدان دست یافت. البته در کنار تلاش فردی و اجتماعی موضوع دعا هم سفارش شده است و باعث جلب عنایت و کمک خداوند می شود. به عبارت دیگر باید برخاست و دعا کرد؛ نه اینکه نشست و دعا کرد. دعا کردن نشستنی نیست. دعا برای کسی مفید است که در مسیر قرار دارد و عملا تلاش می کند و نهایت سعی خود را برای رسیدن به اهداف خود در زندگی انجام می دهد. چنین کسی بسیار موفق خواهد بود و برای او رسیدن به خواسته ها و استجابت دعاها دور از انتظار نیست. دوستان برای کسب اطلاعات بیشتر درمورد مهدویت وظهور به وبلاگ خوب [url=http://antiasrail.blogfa.com] مراجعه کنند |
|||
|
|
۲۰:۳۱, ۱۴/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۰ ۲۰:۴۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
نکته یک: خدا به وسیله ی قرآن و 14 معصوم چگونه دعا کردن را به ما آموخته
به طور مثال در تعقیب نماز ظهر چه میخوانیم و لا حاجة هی لک رضا ولی فیها صلاح الا قضیتها یعنی چه؟ یعنی خدایا از حاجاتم آنها را برآورده کن که خشنودی تو و صلاح کار من در آن باشد 2 شرط رو اینجا گذاشته ، یکی خشنودی خدا (یعنی حاجتم در راستای بندگی تو باشد نه خواسته ای در راستای عصیانم) و بعد دیگر اینکه این حاجت به صلاح من باشد نکته ی 2: هم در آیات قرآن داریم و هم در روایات که چه بسیار چیزهایی رو که ما فکر میکنیم خیر ما در آن است اما نفعی برای ما ندارد و چه بسا آنچه که ما فکر میکنیم خیر ما در آن است برای ما ضرر هم داشته باشد و بلعکس چه بسیار چیزهایی که فکر میکنیم در آن برای ماضرر هست اما خیر ما در آن هست خوشبختانه هر کسی هم این مورد رو فراوان تجربه کرده نکته 3: اصرار بر استجابت یک دعای خاص بدون در نظر گرفتن خیر یا شر بودن آن (ولو که ما بپنداریم خیر ما در برآورده شدن آن است) تلویحاً یعنی خدایا ما بیشتر از تو نعوذاً بالله میدانیم خیرمان در چیست پس همین را به من بده محور در اصرار بر برآورده شدن دعا به این شکل منیّت است و با روح بندگی و اعتراف به عبد بودن و علیم بودن خدا نسبت به ما تناسبی ندارد نکته ی 4: خدا کریم و جواد است و محال است کسی به درگاهش دعا کند و دست خالی برگردد پس در هر دعا چه میشود برای دعا کننده؟ بر طبق روایات یکی از این 3 حالت برایش اتفاق می افتد یا همان را خدا به او عنایت میکند و حاجتش روا میشود یا خدا میداند که این به خیر او نیست پس بهترش را برایش رقم میزند و به او عنایت میکند یا این دعا ذخیره میشود برای سختترین روزی که از هر زمان دیگری دست انسان از همه چیز کوتاه است و از هر زمان دیگری محتاجتر به رفع حاجاتش میباشد ، یعنی روز قیامت و در آن گرفتاری عظیم گرفتاریش را خدا بر طرف میکند و حاجاتش را به واسطه ی آن دعا برآورده میکند نکته ی 5: بله بر طبق آیات قرآن و روایات امکان دارد در مواردی اگه خیلی شخص اصرار کند خداوند از باب ادعونی استجب لکم چیزی را که خیرش در آن نیست به او ببخشد اما در اینجا مثل این میشود که انسان وسایل ارتکاب به گناه را خودش از طرق مختلف جمع میکند و بعد اقدام به گناه میکند(تمام این وسایل به اذن خدا در اختیار او قرار گرفته اما خدا راضی به این نیست که بنده اش با دست خودش ، خودش را با گناه هلاک کند) اما از آنجا که عالم ، عالم اختیار هست تا جایی که مشیت و حکمتش اقتضا میکند به بنده اش امکان انجام اعمال اختیاری را میدهد و در این حالتِ اصرار بر دعای بیش از اندازه، در حقیقت دعا مانند یک وسیله است که با اصرار بنده از خدا خواسته خدا در اختیارش گذارده هر چند میداند به خیر او نیست اما از باب تجلی عالم اختیار به او میدهد چرا که همانطور که گفتم بر طبق آیات و روایات اصرار بر برآورده شدن یک حاجت بدون قید و شرط (مثلا نگیم اگه خیر ما توش هست، فقط بگیم ما همین رو میخوایم به هر قیمتی) با روح بندگی و اعتراف به علیم بودن خدا سازگار نیست و نوعی منیّت در آن وجود دارد!!!!! از مصادیق کسانی که معمولاً شدیداً اصرار بر رفع حاجات میکنند کسانی هستند که در این آیه معرفی شده اند ...فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ (200- بقرة) بعضى از مردم مىگويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن!» ولى در آخرت، بهرهاى ندارند. (200) و یکی از دلایل این بی بهره بودن در آخرت و ابدیت برای این هست که در در خواستشان فقط مطلوب خودشان در نظر بوده و نه رضایت خدا و به خیر و صلاح بودن خواسته یشان برای خودشان اما کسان دیگری هستند که علاوه بر دنیا آخرت را هم میخواهند وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ (201) أُولئِكَ لَهُمْ نَصيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ (202) و بعضى مىگويند: «پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» (201) آنها از كار (و دعاى) خود، نصيب و بهرهاى دارند و خداوند، سريع الحساب است. (202) طلب خیرِ آخرت یعنی طلب کسب رضایت خدا چون خدا میخواهد ما به خیر و سعادت ابدی برسیم و این یعنی مقید کردن دعا و نه دعای بی قید شرط!!!! در ضمن یاد آوری میکنیم که این تالار جای ایجاد شبه و تلاش برای پاسخ به آن نیست ، چون ما متخصص در این امور نیستیم و کاکرد تالار هم قرار نیست بر مبنای ایجاد شبه و بعد تلاش برای پاسخ گویی به آن باشد!!!!!!! نکته ی آخر این که روایت داریم که حتی برای بستن بند کفش هم دعا کنید چرا که امور چه کوچک و چه بزرگ انجام شدنشان به اذن خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!! بسا که خم شدی و دیگه کمرت راست نشد!!!!!!!!!!!! دعا ، مُهر بندگی هست دعا از بهترین ابزار تقرب و انس و بندگی هست و در روایات داریم که چه بسیار برکاتی که فقط به علت دعانکردن به بنده نمیرسند پس همواره دعا کنید اما دعای بی قید و شرط هرگز انجام ندید و همواره همانطور که خدا توسط قرآن و اهل بیت به ما آموخته اند بگید اگه خشنودی خدا و خیر ما در آن است خدایا به ما بده مقید اگر کردید دعای خود را اصرارش انشالله مشکلی ندارد برای پدر و مادر حقیر اگه شد دعا بفرماید |
|||
|
|
۱۷:۵۸, ۱۵/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام خدمت مدیر کل
با توجه به اینکه جنابعالی فرموده اید شبهه ایجاد نکنید بنده شبهه ایجاد نکردم بلکه اگرتوجه کنید پاسخی بهتر ومنطقی تر از شما داده ام فقط هدف من از طرح این سوال این بود که اهمیت وجایگاه دعا درایین ومذهب ما به خوبی مشخص وروشن شود با تشکر |
|||
|
|
۲۳:۱۱, ۱۶/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
جهان نیوز می نویسد:حجتالاسلام و المسلمین علی ثمری، محقق و پژوهشگر دینی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) درباره دلایل عدم استجابت دعا گفت: یکی از سفارشها و آموزههای قرآن برای ما، دعا کردن است و خداوند در سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۱۸۶ میفرماید که به بندگانم بگو من به شما نزدیک هستم مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. پس چطور میشود که ما گاهی خدا را میخوانیم ولی اجابتی نیست؟ ما در این گفتار به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم.
دعا؛ فصل ویژه در زندگی اهل معرفت وی افزود: دعا، فصل ویژهای در زندگی اهل معرفت است و حدود سی عامل و اصل موجود است تا دعایی مستجاب شود. بدین ترتیب علل و عواملی هستند که اینها دست به دست هم میدهند تا مقدمه استجابت دعا شوند از مجموع روایتی که در دست داریم سی عامل حاصل میشود که هنگامی که با هم همراه شوند زمینه استجابت دعا را فراهم میکنند و بالطبع هر کدام از اینها رعایت نشود سبب عدم استجابت دعا میشود. لقمه حرام و عدم دقت در خوردن رزق طاهر؛ عامل حبس دعا وی اظهار کرد: از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جلد ۸۱ کتاب شریف بحارالانوار صفحه ۳۵۲ و کتاب شریف عدةالداعی ابن فهد حلی صفحه ۲۴۲ روایتی نقل شده است که در آن به مواردی اشاره میشود که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعضی از ارکان و رئوس اصلی سبب عدم استجابت دعا را متذکر میشود و اسباب اول را پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برگرفته از منش افراد در کسب لقمه ذکر میکنند؛ یعنی لقمه حرام و عدم دقت در خوردن لقمه پاکیزه و طاهر، سبب میشود دعای انسان مستجاب نشود. این محقق و پژوهشگر دینی افزود: عدم استجابت دعا به خاطر خوردن لقمه حرام به اثر وضعی گناه در زندگی انسان برمیگردد؛ گناهان آثار وضعیای در زندگی انسان ایجاد میکنند، از آن جمله اینکه فاصله انسان را از معبودش زیاد میکنند و به تبع آن سبب حبس شدن دعا میشوند. جملهای که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در دعای کمیل ذکر میکنند: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا؛ خدایا از آن گناهانی که سبب حبس شدن دعا میشوند به تو پناه میبرم.» یعنی گاهی از اوقات ناخواسته و ناخودآگاه ما به دست خودمان ارتباطمان را با خدا قطع میکنیم. غیبت؛ بازداشتگاه خواستههای انسانی وی اظهار کرد: بعد از لقمه حرام، شاخص گناهانی که مانع از اجابت دعاست پردهدری و حریمدری از مؤمنین است که ما به آن غیبت میگوییم، غیبت زن و مرد مسلمان سبب میشود که انسان دعایش محبوس شود و عدم اجابت دعا به دنبالش است؛ یعنی انسانهایی که گرفتار این رذیله زشت اخلاقی هستند و پشت سر مردم حرف میزنند و باکی ندارند که از مردم نزد آنها چیزی گفته شود عرض و آبروی مردم برایشان مهم نیست و اهل غیبت هستند، دعاهایشان حبس میشود. حسادت؛ گورستان ادعیه مستجاب نشده وی تصریح کرد: یکی دیگر از دلایل عدم استجابت دعا، حسادت است؛ دعای حسود را خداوند مستجاب نمیکند که یکی از علتهایی که افراد وادار به غیبت میشوند حسادت است؛ چون حسود چشم دیدن نعمتی را در مرام و مشی زندگی کسی ندارد و در صدد تخریب او بر میآید به همین واسطه دریچههای رحمت خدا را به روی خودش میبندد. خدا هیچگاه نمیگذارد بنده مؤمنش ضایع شود، خداوند تبارک و تعالی وعده داده که مؤمنین و اهل تقوی را یاری میکند و اگر انسان ناخواسته و ناخودآگاه برای حریمشکنی افراد ورود پیدا کرد خداوند با این کیفیت فرد را از رفتن آبرویش حفظ میکند. چشمبستن بر مظاهر دنیوی؛ راهی در استجابت دعا این کارشناس امور دینی گفت: نکته دیگری که از عوامل عدم استجابت دعاست گرفتار شدن به مظاهر دنیاست، افرادی که چشمشان از مظاهر دنیا پر میشود دعایشان محبوس میشود. در لسان روایت داریم که فرد متکبر و انسانی که دچار عُجب شده است دعایش مستجاب نمیشود؛ انسانی که خود را برتر و بزرگتر از دیگران میبیند احساسی که در درون خود دارد این است که بقیه در پیشگاهش باید کوچکی کنند و برای خودش منزلت و جایگاهی قائل است؛ به تعبیر روایات در مرحله دیگری دریچههای رحمت خدا به رویش بسته میشود و تقاضاهای آنها در غالب دعا محبوس میشود. عجب و خودبزرگبینی؛ حبط کننده دعاها وی اظهار کرد: انسانهایی که دچار عجب شدهاند نیز دعایشان مستجاب نمیشود که عجب با تکبر فرق میکند در تکبر انسان خودش را بزرگ میبیند در عجب انسان عملش را بزرگ میبیند و فکر میکند بهترین کار را او انجام میدهد بهترین خدمت را او دارد میکند، بهترین نماز از او صادر میشود، بهترین کار خیر را او داردانجام میدهد، بهترین شیوه و روش را او دارد، این یک حالت ترفع باطنی در او ایجاد میکند که هم نتیجه آن کبر میشود و هم اینکه غره و مغرور به اعمالش میشود و اینها دست به دست هم میدهند تا دعا مستجاب نشود. یکی دیگر از دلایل عدم استجابت دعا، حسادت است؛ دعای حسود را خداوند مستجاب نمیکند که یکی از علتهایی که افراد وادار به غیبت میشوند حسادت است؛ چون حسود چشم دیدن نعمتی را در مرام و مشی زندگی کسی ندارد و در صدد تخریب او بر میآید به همین واسطه دریچههای رحمت خدا را به روی خودش میبندد قلب قسی جایی را برای اجابت دعا نمیگذارد وی به دسته دیگری که دعایشان مستجاب نمیشود اشاره کرد و گفت: افرادی که دارای قساوت قلب شدهاند و رحم به همنوع خودشان ندارند، افرادی که نسبت به اتفاقاتی که در اطرافشان میافتد احساس تکلیف و وظیفه نمیکنند و بیتفاوت از کنار نارساییها، رنجها و مشقات به آسانی میگذرند خداوند نیز دعای آنها را مستجاب نمیکند. ریا؛ دور کننده ادعیه از ایصال الی المطلوب این کارشناس مسائل دینی افزود: اثر دیگری که باعث میشود دعا حبس شود ریاکاری است، انسانهایی که به دنبال خودنمایی و مطرح کردن خودشان هستند گرفتار بیماریای میشوند که در یک مقطعی وقتی درمانده میشوند درهای رحمت خدا به روی آنها بسته میشود. اهل طعنه دعایشان راهی به آسمان ندارد وی اظهار کرد: افرادی که با زبانشان به مردم زخم زبان میزنند و در رفتار و حرکات و سکنات خود «طعنه» میزنند و اهل طعنه زدن هستند دعایشان راهی به آسمان ندارد حالا یک وقت این کار در محیط خانواده است و زن و شوهر هستند که این کار زشت را انجام میدهند یا در بین قوم و خویش یا در بین همکاران صورت میگیرد، خلاصه اینکه بعضی افراد لطیف و مهربان و دلچسب نمیتوانند حرف بزنند بالاخره در صحبتهایشان یک زخم زبانی به طرف مقابل میزند این نیش زدنها باعث میشود که دریچه رحمت خدا به روی انسان بسته شود و دعا حبس شود. خود قدیسبینی؛ عاملی در عدم اجابت دعا ثمری عنوان کرد: افرادی که گناه خود را به گردن دیگران میاندازند و از خود یک قدیسی میسازند که هرچه خرابکاری و تاریکی هست متوجه اطرافیان میکنند و خودشان را از خطا و اشتباه بری میکنند و انتقادپذیر نیستند و اشکالاتشان را نمیبینند، اگر اشکالی هم بر آنها وارد شود بدون استثناء همه را به گردن دیگران میافکنند، خودشان را تقریبا طاهر میبینند، انسانهایی که چنین حالتی پیدا میکنند در لسان روایات داریم که دعایشان حبس میشود. وی گفت: افرادی که با خودبزرگبینی خود سبب تحقیر دیگران میشوند به نحوی از شیوه رفتار و کار و مدیریت خودش تعریف میکند که این تعریف، دیگران را زیر سؤال میبرد و زحمات دیگران را نادیده گرفته و ضایع میکند به تعبیر عامیانهاش افرادی که به دنبال ضایع کردن مردم و مطرح کردن خودشان هستند اینها در مقطعی، شرایطی را به وجود میآورند که دیگر امکان اجابت دعا برایشان نیست. این محقق افزود: علاوه بر این، پا را فراتر میگذارند و خود را پاک جلوه میدهند و دیگران را بد معرفی میکنند در روش و رفتارش شیوهای را پیش میگیرد که از آن شیوه برداشت عمومی بشود که این آدم صحیح و سالمی است و دیگران اینگونه نیستند این دارد خوب عمل میکند و دیگران خوب عمل نکردند با این دیدگاه جلو میروند. گروه دیگری که دعایشان مستجاب نمیشود کسانی هستند که در زندگی نان دینشان را میخورند؛ یعنی با ابزار و با اسم دین و اسم خدا و پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رزق دنیایشان را تأمین میکنند؛ یعنی با شیوه، رفتار و کردارشان به نحوی جلب توجه میکنند که مردم اینها را افرادی خداجو و خداخواه تصور کنند و به اینها اعتماد میکنند و گذران زندگی اینها از این راه است. سخن به نجوا گفتن در جمع؛ عامل ایجاد سوءظن و راه حبس دعا وی گفت: نکته جالب دیگری که سبب عدم استجابت دعا میشود «در گوشی» صحبت کردن است؛ آدمهایی که در یک جمعی به شکلی صحبت میکنند که ایجاد سوءظن و گناه در بین مردم میکند. توصیه داریم که «اتقوا من مواضع التُهَم» یا میفرماید: «اتقوا ظنون المؤمنین» جایی که متهم میشوید پرهیز کنید، کاری نکنید که سبب شوید مردم به واسطه شما به گناه بیفتند یا کاری نکنید که با رفتار و کردار شما مؤمنین دچار سوءظن بشوند. در جلسهای نشستهاند که یک دفعه دو نفر در گوشی باهم صحبت میکنند با این پیشفرض آن جماعت را متوجه به این سمت میکنند که فکر و ذهنشان به مسیر انحراف کشیده میشود و سوءظن پیدا میکنند. |
|||
|
|
۱۰:۱۸, ۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با این وجود فقط دعای معصومین اجابت میشه که !!!!!!!!
![]() ولی خوب بنده شنیدم که دعای انسان در بعضی از زمانهای خاص یا مکان های متبرک به حرمت اون عزیز مستجاب میشه. خدا رو شکر که ما امام حسین (علیه السلام)رو داریم وگرنه من یکی نمیدونم با این همه گناه با چه امیدی می تونستم به زندگیم ادامه بدم .البته قبول دارم که باید انسان خودش رو شایسته نام اهل بیت کنه ولی خییییلی سخته که همه چیزو مو به مو عمل کنی.من معتقدم که حتی برای این که پاک زندگی کنیم اول باید دعا کنیم و بعد تلاش و مطمئنم که خدا هر کسی رو که از صمیم قلب دعا کنه یاری می کنه هر چند گنه کار باشه.
|
|||
|
|
۱۱:۴۰, ۱۴/اردیبهشت/۹۸
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۸ ۱۱:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
جمع بندي مختصر از برخي مباحث مطرح شده:
آيا بي قيد و شرط از خدا بخواهيم؟! پرده نخست: امام باقر علیه السلام میفرماید: واللّه لا یُلِحُّ عبدٌ مُؤمِن علَى اللّه عز و جل فی حاجتِهِ إلاّ قضاها لَهُ. بـه خـدا سوگند هیچ بـنده مؤمنى در حاجت خود به درگاه خداوند عز و جل اصرار نورزد ، مگر آن که حاجتش را بر آورد. الکافی: ج2 ، ص 475 پرده سوم: عَسي أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسي أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون (بقره - 216) چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا ميداند، و شما نميدانيد. پرده سوم: در تعقیب نماز ظهر: و لا حاجة هی لک رضا ولی فیها صلاح الا قضیتها خدایا از حاجاتم آنها را برآورده کن که خشنودی تو و صلاح کار من در آن باشد 2 شرط اينجا بيان شده است، یکی خشنود و رضای خدا (یعنی حاجتم در راستای بندگی تو باشد نه خواسته ای در راستای عصیانم) و بعد دیگر اینکه این حاجت به صلاح من باشد. |
|||
|
|
|
|














