|
گره گشائى از كار مردم
|
|
۲۳:۵۴, ۲۷/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا الله
دوست داشتنى ترينِ خلق پيش خدا كسى است كه به مردم نفع برساند يا خانوادهاى را خوشحال كند يا با برادر مسلمانش به خاطر برآوردن حاجتش راه برود. پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله مىفرمايد: «مؤمنان برادران يكديگرند كه بعضى از آنان نيازهاى بعضى ديگر را رفع مىكند و خداوند هم نيازهاى او را برآورده مىكند. از بهترين اعمال اين است كه انسان مؤمنى را شاد، يا گرسنگى را از او دفع كند و از غصه برهاند يا قرض او را ادا كند يا به او لباس بدهد»(2). همچنين در ادامه مىفرمايد: «دوست داشتنى ترينِ خلق پيش خدا كسى است كه به مردم نفع برساند يا خانوادهاى را خوشحال كند يا با برادر مسلمانش به خاطر برآوردن حاجتش راه برود، اين عمل از اعتكاف دو ماه در مسجدالحرام بهتر است»(3). آنچنانكه از دستورات رهبران دينى ما استفاده مىشود، گره گشائى و رفع نياز از نيازمندان و برادران دينى بايد تبديل به يك ارزش و يك فرهنگ عمومى شود كه همه سعى در برآوردن حاجات مردم باشند چنانكه اميرالمؤمنين على عليه السلام در اين باره به كُميل مىفرمايد: «اى كميل به خانوادهات دستور ده در تحصيل مكارم اخلاق بكوشند و حتى در تاريكيهاى شب به برآوردن حاجات مردم و رفع گرفتارىهاى آنها بپردازند، سوگند به خدائى كه جانم در دست اوست، هيچكس بر دل انسان مؤمنى سرور و شادمانى وارد نمىكند مگر آنكه خدا از اين عمل خير يعنى سرور و شادمانى، مايه لطفى مىآفريند كه در موقع نزول بلا و به هنگام گرفتارى سريعتر از سيلاب در سراشيبى، به يارى او مىرسد و او را نجات مىدهد(4). كيفيت برآوردن حاجت امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «...احسان و نيكى كامل نمىشود مگر به سه خصلت: تعجيل در انجام دادن آن، كوچك شمردن آن و پنهانى انجام دادن آن. اگر زود انجام دادى، بر اهلش گوارا و شادى آفرين خواهد بود و اگر نيكى خود را كوچك شمردى، در واقع پيش خدا آن را بزرگ كردى و اگر پنهانى انجام دادى، نيكى و احسان خود را تكميل نمودهاى. و هنگامى كه برادرت از تو سئوال و درخواست نيازى كرد، فورا حاجت او را برآورده كن پيش از آنكه از كمك و يارى تو بىنياز گردد»(5). اسلام آن قدر در اين مسأله پيش مىرود كه نه تنها دستور مى دهد هرچه زودتر به همنوع خود كمك برسان، بلكه مهمتر از آن، مىفرمايد: «پيش از آنكه برادرت از تو سئوال كند، حاجتش را برآور و نيازش را رفع كن. چنانكه آن حضرت مىفرمايد: «خداوند به نيكى و خدمت به ديگران، هنگامى پاداش مىدهد كه سئوال نكرده صورت بگيرد و حاجتش برآورده شود اما اگر سئوال كرد، ممكن است عرق خجالت در پيشانى او نقش بندد و صورتش سرخ شود. در صورتى كه نمىداند آيا تو حاجت او را برآورده مىكنى يا نه، در اين صورت قسم به خدا بازهم قسم به خدا اگر تمامى دارائيت را به او بدهى، كفايت نمىكند»(6). معلوم مىشود به خطر انداختن آبروى اشخاص به هيچوجه جايز نيست و بايد عِرض مردم محترم شمرده شود مخصوصا اشخاصى كه آبرومند و عفيف هستند، شخصيت آنها را بايد در نظر گرفت چرا كه شأن و منزلت افراد متفاوت است چنانكه خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد: «يَحْسَبُهُمُ الجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النّاسَ اِلحافا...»(7). «... و از شدت خويشتندارى، افراد ناآگاه آنها را بىنياز مىپندارند، اما آنها را از چهرههايشان مىشناسى، و هرگز با اصرار از مردم چيزى نمىخواهند، اين است مشخصات آنها....». يعنى اشخاص آبرومند سخنى نمى گويند ولى در قيافه و چهره آنها نشانه هائى از درد و رنج درونى هستند كه افراد فهميده متوجه مىشوند و نيز آنها با اصرار از مردم چيزى نمىخواهند چون مىدانيم كه نيازمندان عادى(قطع نظر از سائلان حرفهاى) معمولاً اصرار در سئوال مىكنند ولى كسانى كه آبرومنداند، حتى سئوال هم نمىكنند چه رسد به اصرار، لذا بايد افراد توانا به فكر آنان باشند و نگذارند حيثيت آنها به خطر بيفتد. ________________________________________ 2. «المُؤْمنُون اِخوةٌ يقضىِ بعضهم حوائجَ بعضٍ، فيقضى اللّه لهم حاجتهم...».بحارالأنوار، ج74، ص 316، كتاب العشرة، باب قضاء حوائج المؤمنون، ح73. 3. همان. 4. «يا كُميل: مُر أهلك أن يسعوا فى المكارم و يدلجوا فى حاجة مَن هو نائم فوالّذى نفسى بيده ما أدخل أحد على قلب مؤمن سرورا الاّ خلق الله من ذلك السرور لطفا فإذا نزلت به نائبة كان أسرع اليها من السيل فى انحداره حتى يطردها عنه كما يطرد غريبة الإبل» همان، ص 314. 5. «... لا يتمُّ المعروف الاّ بثَلاثِ خصالٍ: تعجيله، تصغيره و ستره. فإذا عجّلته هنّأته و إذا صغّرته عظّمته و إذا سترته أتمَمته. و رُوى: إذا سألك أخوك حاجةً فبادِرْ بِقضائها قبلَ استغنائه عنها» . همان، ص 313 و 314. 6. «... جزىَ اللّهُ المعروف إذا لم يكن يبدأ عن مسألةٍ فأمّا إذا أتاك أخوك فى حاجةٍ كادَ يرى دمه فى وجهه مخاطرا لا يدرى أتعطيه أم تمنعه فواللّه ثم واللّه لو خرجتَ له من جميع ما تملكه ما كافيته» همان، ص 414. 7. سوره ی بقره: 273. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







