کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کلیساهای خانگی در تهران
۲۰:۰۹, ۲۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
چند سالی است مبلغین برخی فرقه های مسیحیت از طریق تلویزیون های ماهواره ای تبلیغات خود برای جذب جوانان مسلمان و ایرانی به کیش (تحریف شده) مسیحیت را به شدت گسترش داده اند. خطر این گونه تبلیغات تا بدانجا بالا گرفت که رهبر انقلابدر سخنانی خطر گسترش شبکه کلیساهای خانگی را به مسئولین امر گوشزد فرمودند
برای کسانی که اندک آشنایی با اصول تحریف شده دین مسیحیت ، تاریخ تاریک دشمنی اصحاب کلیسا با علم و آزاد اندیشه، انحرافات اخلاقی اصحاب کلیسا و جنایاتی که آنان به نام این دین الهی مرتکب شده اند، داشته باشند گرایش جوانان مسلمان به این دین مایه تعجب و بهت است. اسلامی که –به گواهی تاریخ و اقرار خود تاریخ نگاران غربی- تمام حیات فعلی فلسفی خود را مرهون تلاش دانشمندان و حکمای اسلامی است. اسلامی که مغرب زمین حتی ساختار امروزین دانشگاه هایش را نیز مدیون آن است و گذار از دوران قرون وسطی و ورود به دنیای جدید بدون استمداد از کتاب های علمای اسلام برایش امکان نداشته است. اما با این وجود واقعیت امروز جامعه ایران نشان از این دارد که تبلیغات برخی شبکه های ماهواره ای بعضا موثر واقع شده است و اگر نگوییم باعث جلب توجه عده ای به مسیحیت تحریفی شده است، در خوش بینانه ترین حالت جمعیتی از جوانان مسلمان کشور ما را در حقانیت دین اسلام دچار تردید کرده است. اما چه باید کرد؟ آیا می توان اختیار را از فرزندان انسان سلب نمود؟ و یا می توان جلوی سیل اطلاعات و شبکه های ماهواره ای را مسدود کرد؟ آیا می توان با ادبیاتی صرفا تبلیغی به نفی جریان های تبلیغی پرداخت و توقع داشت جوانان ما به صحبت های "یک طرفه" ما در نفی مسیحیت اکتفا کنند؟

مسلما جواب همه پرسش های بالا منفی است و باید راهی صحیح و "اسلامی" برای این موضوع یافت. اگر به تاریخ اسلام و مکتب اهل بیت (علیه السلام) مراجعه کنیم خواهیم دید آنچه هیچ گاه در مکتب تبلیغی دین اسلام و مذهب حقه شیعه یافت نمی شود "اکراه" و اجبار به پذیرش دین و هدایت است. شرف و برتری فرزندان آدم بر سایر خلائق دقیقا در همین اختیار وی برای گزینش نهفته است و در سایه پذیرش این اختیار است که پاداش و عقاب معنا پیدا می کند. اصولا تسلیم و مسلمان بودن با اکراه و اجبار جمع نمی گردد: لا اکراه فی الدیبا توجه به همین مبانی است که می توان جلسات مناظره و گفتگوی میان جریان های فکری و مدافعان مکتب اهل بیت (علیه السلام) در طول تاریخ را فهمید و تفسیر کرد. جلساتی که در یک سوی آن امام معصوم (علیه السلام) (و یا شاگردان ایشان) حضور داشتند و در سوی دیگر افرادی از ادیان دیگر و حتی بعضا دهریون (ماترالیست های امروزی). سنت مباحثه و جدال احسن ریشه ای بس عمیق در مکتب اهل بیت دارد که در آن ائمه (علیه السلام) به ما آموخته اند چگونه می توان با زبانی نرم و استدلال و برهانی محکم با پیروان سایر ادیان و یا حتی کسانی که خداوند را منکرند به گفتگو نشست. گفتگوهایی که بیشتر از آنکه هدف شان تسلیم کردن طرف مقابل باشد، اثبات قوت برهان و حقانیت دین اسلام و مذهب حقه شیعه برای ناظرین بوده است.

این سنت حسنه بعدها و در دوره غیبت کبری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سوی علمای شیعه تا امروز دنبال شده است. نمونه هایی موفق از این گونه جلسات در سال های ابتدایی انقلاب با حضور شخصیت هایی چون شهید بهشتی، آیت الله مصباح یزدی، دکتر سروش، کیانوری و حبیب الله پیمان تشکیل و از صدا و سیمای وقت پخش شد.
نویسنده این سطور مدعی است برای رفع بسیاری از معضلات عقیدتی نسل جوان و به خصوص فتنه گسترش شبکه کلیساهای خانگی می توان به سخنان شهید بزرگوار استاد مطهری رجوع کرد. آنجایی که ایشان با شجاعت و قاطعیت اساتید، فلاسفه و نظریه پردازان درجه یک ماتریالیست را دعوت به تدریس در دانشگاه های ایران می کنند تا در حضور دانشجویان با آن ها مناظره کنند و مشخص شود چه کسی بر حق است. تاکید آن استاد شهید بر این بود که ایشان با "این بچه کمونیست های التقاطی درجه دو و سه ایرانی" که خودشان هم کمونیزم و تفکرات فلسفی ماترالیزم را عمیق درک نکرده اند حاضر به مباحثه نیستند بلکه طرف بحث ایشان نظریه پردازان و علمای تراز اول کشورهایی چون شوروی سابق است. و در نهایت هم شاهد بودیم جواب این تحدی استاد را با گلوله دادند که سندی شد برای بطلان و نابودی فکری گروهک های التقاطی.

امروز نیز مسئولین فرهنگی اگر سودای مبارزه با اندیشه های ناروا و تحریفی شبکه های ماهواره ای را دارند باید فضای رسانه های عمومی (و علی الخصوص صدا و سیما) را برای بحث و مناظره هایی کاملا آزادانه و در چهارچوب ادب و منطق باز بگذارند. نویسنده مطمئن است اکثر قریب به اتفاق این "خود کشیش خوانده هایی" که در تلویزیون های ماهواره ای به تبلیغات انحرافی اقدام می کنند سواد علمی و مطالعات دینی شان از مسیحیت در حدی نیست که حتی بتوانند کلمه ای از متن کتاب مقدس را به زبان اصلی (لاتین یا یونانی) بخوانند و یا اگر از آن ها در مورد نحله ها و تاریخ مسیحیت سوال شود شک دارم قادر باشندحتی کلیاتی از تاریخ تحولات مسیحیت را پاسخ دهند. آنچه این "خود کشیش خوانده ها" در تلویزیون ها از آن صحبت می کنند بریده هایی نا مربوط و بدون هیچ پشتوانه علمی از کتاب عهدین است که اینگونه روش تبلیغی در نزد علمای حقیقی مسیحیت هم اعتبار علمی-دینی ندارد.

بهترین راه برای مقابله با این آفت، دعوت از علمای حقیقی دین مسیحیت برای حضور در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. علمایی که دارای مدارک علمی معتبر از دانشگاه های علوم دینی دنیا هستند. علمایی که به معنای واقعی کلمه زیر و بم دین مسیحیت، تاریخچه آن، تغییرات و فراز و فرودهایش و همچنین عقاید آن را می شناسند و قادر به تدریس آن هستند. با دعوت از این اساتید (از خارج از ایران) و دادن فرصت به آن ها برای ارائه و تدریس دقیق و عالمانه مسیحیت امروزین می توان تصویری صحیح از دین مسیحیت به جامعه جوان و حقیقت طلب ارائه کرد. به صورت هم زمان با دعوت از علمای اسلامی (و مسلط به عقاید اسلام و مسیحیت) و ایجاد فضای مناظره علمی میان علما می توان فضای گفتگو و مباحثه ای ایجاد کرد که در آن نقد و بررسی دین مسیحیت به حقیقت کلمه به وقوع می پیوندد و بیننده خود در مورد حقانیت و یا گمراهی عقاید آن قضاوت نهایی را خواهد نمود.
مدتی پیش نویسنده این سطور چند سوال از یک دانشجوی شاغل به تحصیل در ایران دریافت کرد که در آن در مورد حقانیت دین مسیحیت و دلایل اسلام برای تحریف آن علت جویی شده بود. یکی از سوالات این بود:

چرا بعضي ها نمی گذارن ما به حرفاشون گوش کنيم؟شايد مسيحيت اون چيزي که بهمون نشون ميدن نيست.مثل چيزي که اونا از اسلام ميدونن(مسلموناي طالبان و رسوم غلطي مثل قمه زدن و...)

و این سوال جدا به حق است. حال که عده ای فرصت طلبِ کم سواد با عنوان قلابی "کشیش" توانسته اند به افکار جوانان ما رسوخ کنند و با تحریف حقایق دارند تصویری روتوش شده و غلط از مسیحیت ارائه می دهند، چرا مسئولین ما از علمای تراز اول دنیای مسیحیت دعوت نمی کنند در مناظره هایی آزاد و زنده به بحث با علمای ما بنشینند تا حقیقت روشن شود؟ تا کی می خواهیم در تلویزیون یک طرفه به قاضی برویم و چرا مدیران رسانه ملی توقع دارند جوانان ما صحبت های یک طرفه را قبول کنند؟

تا کی می خواهیم در مورد شعور جوانان مان به شعار دادن اکتفا کنیم و بترسیم از اینکه نکند آن ها در انتخاب میان حق و باطل "بی شعورانه" تصمیم بگیرند؟ آقایان مدیر رسانه ملی، آنچه شما علمی و سالمش را از جوان ما دریغ می کنید، شبکه های ماهواره ای فاسد و تحریف شده اش را به او عرضه می کنند و سر در برف کردن و ندیدن شما چاره کار نیست. به جرات می توان ادعا کرد در صورت برگزاری جلسات مناظره با حضور دانشمندان و علمای تراز اول دنیای مسیحیت و نقد و بررسی آزاداندیشانه افکار مسیحیت، بساط این شبکه های تبلیغیجمع خواهد شد و جوانان کشور ما حقایق را خود خواهند دید و قضاوت صحیح خواهند کرد.

ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، دل خسته
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا