|
تاریخچه ی تفکر کابالا
|
|
۱۸:۱۴, ۱۵/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۰ ۱۸:۱۵ توسط بنده ی خدا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
برای بررسی فراماسونری باید تاریخ یهودیت را بررسی کرد و برای بررسی یهودیت باید تاریخچه ی تفکر کابالا را مورد بررسی قرار داد. تاریخچه ی تفکر کابالا "كابالا" نامي است كه بر تصوف يهودي اطلاق مي شود و تلفظ اروپايي "كباله" عبري است به معني "قديمي" و كهن. معتقدان و پيروان آيين كابالا(2) اين مكتب و فرقه را "دانش سري و پنهان" خاخام هاي يهودي مي خوانند و براي آن قدمتي بسيار قديمي قائلند به عنوان مثال، مي توان به گفته "مادام بلاواتسكي" رهبر فرقه "تئوسوفي" اشاره كرد كه مدعي است "كابالا" در اصل كتابي است رمزگونه كه از سوي خداوند به پيامبران آدم(علیه السلام)، نوح(علیه السلام)، ابراهيم(علیه السلام) و موسي(علیه السلام) نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بني اسراييل بود. به ادعاي او، نه تنها پيامبران الهي بلكه تمامي شخصيتهاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ، مانند افلاطون، ارسطو و اسكندر و... دانش خود را از اين كتاب گرفته اند، حتي اين شخص معتقد است افرادي مانند "بيكن" و "نيوتون" از پيروان "كابالا" هستند. اين ادعاها نه تنها پذيرفتني نيست، بلكه با توجه به معيارهاي تاريخي و مذهبي هيچ پيشينه اي نمي توان يافت، اعتقاد يهوديت و يهوديان به جوانب عرفاني دين تحريف شده خود به "فيلواسكندراني" در اوايل قرن اول ميلادي باز مي گردد ولي او هم رهبر و پشتوانه مكتب جديد نبود، زيرا او هم انديشه هاي خود را محدود به تركيبي از انديشه هاي ديني يهود در قالب فلسفه يوناني و فرهنگ هلني كرد و اكثر محققان و پژوهشگران او را يك متفكر هلني مي دانند تا يك يهودي. در دوران تاريخ اسلامي نيز به همين صورت بوده است، گرايشهاي عرفاني و رازآلود كه در فرهنگ اسلامي پديدار شد، بر يهوديان نيز تأثير گذاشت و متفكران يهودي آشنا به مباحث كلامي و عرفاني را پديدار كرد كه مي توان به "يعقوب بن اسحاق القرقساني" (قرن چهارم هجري- قرن دهم ميلادي) اشاره كرد. او ساكن بغداد بود و از متفكران و نويسندگان برجسته قرآني (3) است و دو كتاب اصلي او به نام "الانوار" و "المراتب" و كتاب "الرياض و الحدايق" به زبان عربي است. اوج توليد فكري يهوديان در عرصه انديشه عرفاني، در دوران پيش از كابالا دو رساله سفر يصيرا (كتاب آفرينش نامه) و سفر بهميرا (كتاب روشنايي نامه) است. اين دو رساله را بايد تلاشي دانست براي ارايه عقايد ديني- سياسي يهود در قالب مفاهيم عرفاني رايج در دنياي اسلامي. بدين سان، مفاهيمي چون "نور" "سلوك" "تجلي" "جدايي" "وصل" و... به يهوديت راه يافت. نخستين تجلي نور در كوه طور بر موسي(علیه السلام) است و سپس داوود، نهاد نور الهي، به حامل آن در دنياي زميني و "شحينا" تجلي روحاني داوود به حامل آن در دنياي ماوراي زميني بدل مي شود. اين همان اسطوره سياسي "خاندان داوود" است كه اينك جامه راز آلود پوشيده است و اين ميراث نه چندان غني كه قباله (كابالا) خوانده مي شود، در سده 13ميلادي به پيدايش تصوف يهودي انجاميد. و به گفته خود يهوديان تا اين زمان (13ميلادي) قباله(كابالا) واژه اي عام بود و مصداق مشخصي نداشت، نه كتابي با اين نام وجود داشت و نه مكتبي جدي از عرفان يهودي. كابالا(تصوف يهودي) به شدت متأثر از فرهنگ اسلامي است. در واقع، انديشه پردازان مكتب كابالا به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي به اقتباس از متون عرفان اسلامي دست زدند و به فهم و درك خود از اين مفاهيم روح يهودي دادند و اين دقيقاً كاري است كه يهوديان به شاخه هاي تنوع علم و دانش انجام دادند. براي نمونه، بايد به مفاهيم "هوخمه" (حكمت)، "نفش" (نفس) "نفش مدبرت) (نفس مدبره)، "نفش سيخلت" (نفس عاقله) "نفش حي" (نفس حيات بخش)، "روح" و... در فرقه كابالا اشاره كرد. فرقه كابالا به دو بخش حكمت نظري و حكمت عملي تقسيم مي شود كه در ادامه به آن اشاره مي كنيم. پيدايش كابالا پيدايش كابالا باز مي گردد به اوايل قرن 13ميلادي كه مؤسس آن فردي به نام "اسحاق كور" (1160-1235) بود. او در بندري در جنوب فرانسه به نام بندر ناريون مي زيست، تعاليم عرفاني او براي كمال معنوي مراتب مختلفي قايل بود و سيري استعلايي را براي رسيدن به كمال مطلق پيشنهاد مي كرد و مفهوم "عين صوف" هم ساخته اوست. اين كلمه كه به معني لايتناهي است، در تمامي جملاتش به معني خداوند به كار برده است ولي بعدها به معني نظام هستي به طور عام به كار گرفته شد. (4) دوران شهرت "اسحاق كور" مصادف است با سلطنت جيمزاول، شاه آراگون (1213-1276) (5) شاه آراگون در سال 637هجري- 1229ميلادي به دولتهاي اسلامي آندلس هجوم برد و موجي از جنگهاي صليبي را عليه اسپانياي اسلامي برانگيخت كه به "بازپس گيري" (6) شهرت يافت. بعد از اين درگيريها او به "جيمز فاتح" معروف شد و به يكي از قدرتهاي اروپايي بدل گشت. وزير جيمز فاتح "يهودا لاوي" نام داشت و يهوديان ثروتمند زيادي در دربارش رفت و آمد داشتند و اين يهوديان يكي از بانيان تحريك جيمز فاتح براي اشغال اسپانيا بودند و عموماً تمامي حكومتهاي محلي بعد از اشغال اسپانيا به همين يهوديان واگذار شد. يكي از اين يهوديان، "خاخام موسي بن نهمان" معروف به "نهمانيدس" بود. او بزرگترين مقام مذهبي يهود در اسپانيا بود به نحوي كه زماني او را به كلمه "ربي" به معني مطلق كلمه مي شناختند. با الهام از نظرات اسحاق كور در شهر گورنا يك مركز تصوف يهودي ايجاد كرد و همين مركز تصوف نقش اصلي را در اشاعه فرقه كابالا در اروپا برعهده گرفت. تأليفات "نهمانيدس" حدود 50 كتاب و رساله در زمينه تفسير تورات، فقه تلمودي و كابالاست و رساله هاي او تا سال 1325ميلادي، منبع اصلي تغذيه فكري كاباليستها بوده است. تصوف كابالا مدعي شناخت خداوند، آفرينش و رازهاي نظام هستي بود. انديشمندان و گردآورندگان فرقه كابالا معتقدند كه كابالا مكمل تورات است و معتقدند خداوند اسراري را به طور شفاهي و خصوصي به موسي(علیه السلام) ابلاغ كرده است تا تنها در اختيار محرمان قوم برگزيده قرار دهد. آنها معتقدند كه دين يهود يك پوسته است و قلب آن "كابالا" ست. فرقه كابالا با اين ادعا كه در فضاي آن روز قاره اروپا كه ساحري و كيمياگري بازار گرمي داشت جاذبه اي بسيار شگفت يافت و تأثير و گسترش فراواني پيدا كرد. فرقه سازان كابالا احيا و ترويج آرمانهاي مسيحي را به دست گرفتند و اين حركتها در تحريكات جنگ افروزانه صليبي قرن13 و حركتهاي شبه صليبي و نوصليبي قرنهاي بعد متبلور شد. هسته هاي كابالا با تمركز بر مناطق مختلف ايتاليا كه قلب مسيحيت جهان (واتيكان) نيز بود، شروع به ارايه پيشگويي هاي مختلفي درباره ظهور قريب الوقوع مسيح و استقرار سلطنت "ماشي يح" (مسيح) پيشگويي مي كردند. به عنوان نمونه، مي توان به "گرسونيدس"، نوه "نهمانيدس" اشاره كرد كه ظهور مسيح را در سال 1358 ميلادي پيش بيني كرد. در اواخر قرن 13 موسي لئوني كتابي نوشت به نام ظهر به معني "جلال" و درخشش و او براي معتبركردن كتاب خود آن را منتسب به خاخامي به نام "شمعون بن يوحاي" كرد. اين كتاب اصل و مرجع فرقه كابالاست و شامل 24فصل است كه بخش عمده آن شرح گفتگوهاي "شمعون بن يوحاي" با مريدان و شاگردانش است كه مكاشفات خود و رازهاي هستي را فاش مي كند. مفاهيم اين كتاب سرشار از پيشگويي ها درباره سرنوشت و رسالت الهي و آينده قوم يهود است. كاباليسم در خاورميانه در قرن 17از طريق افرادي مثل "حييم بن عطار" مراكشي و "شالوم (سليم) بن يوسف شبازي"، شاعر يهودي يمن، فرقه كابالا را در شمال آفريقا و يمن گسترش داد. خاخام ديگري به نام "اسحاق بن موسي" نيز در روستاي حرير (اربيل كردستان) مستقر شد و همراه با پسران خود در تمامي بين النهرين و كردستان اقدام به تبليغ كابالا نمود. در نيمه دوم قرن 18"خاخام شالوم شرابي" در بيت المقدس مستقر شد و به رهبر معنوي فرقه كابالا در شمال آفريقا و به تعبير دايرة المعارف يهود" در سراسر مشرق زمين" بدل گرديد. در دايرة المعارف يهود مي نويسد: "اقتدار تفوق آميز اين حلقه به سرعت در تمامي كشورهاي اسلامي تثبيت شد و مواضعي بسيار نيرومند كسب كرد" و امروز: فرقه كابالا، روز به روز در ميان رسانه هاي جهان تبليغ مي شود. اعضاي اين فرقه چندين كانال تلويزيوني دارند كه هر روز برنامه هاي تبليغي اين آيين انحرافي را پخش مي كنند. اين رسانه ها هر روز خبر عضويت يكي از چهره هاي معروف را همراه با مصاحبه ها و... در كل دنيا مخابره مي كنند. از "مدونا" كه نه به عنوان يك خواننده، بلكه به عنوان يك نماد فرهنگي در اروپا و آسيا و آمريكا شناخته مي شود تا اليزابت تايلور72ساله، "باربارا استرسينه" 63ساله، "دايان كيتون"، "دمي مور"، "استلا مك كارتني"، "بريتني اسپيرلز" و "پارليس هيلتون" ... و حتي چهره هاي ورزشي مانند "ديويد بكام" به همراه همسرش "ويكتوريا" كه آخرين مشاهيري هستند كه در ماه مه 2004يعني چندي پيش به عضويت فرقه كابالا درآمده اند. و امروز شاهد رواج بسياري از فرقه هاي ساختگي هستيم كه تنها راه مشروعيت آنها دادن آزاديهاي بي حد و تأييد اين آزاديها از سوي اين فرقه هاست. متأسفانه امروزه چه از راههاي نشر و كتاب و حتي برنامه هاي ماهواره اي لس آنجلسي مي بينيم كه اين فرقه ها آرام آرام جاي خود را در ميان جوانان بي اطلاع و حتي فرهيختگان زانو زده در برابر غرب باز مي كند... 3- جنبش مذهبي و فرهنگي در دين يهود كه در قرن دوم ميلادي پديدار شد، رهبري اين جنبش "عنان بن داوود" بود كه مصادف با خلافت منصور عباسي زندگي مي كرد و ساكن بغداد بود. پيروان او در ابتدا به "غنانيه" شهرت داشتند، ولي بعدها "قرائيون" نام گرفتند. يهوديان به آنان "بني فحرا" يعني "طايفه فحرا" مي گفتند( فحرا به معناي كتاب مقدس است). علت اين نامگذاري آن است كه آنها تنها منبع شناخت و سلوك ديني را متون اصلي و اوليه ديني مي دانستند و منكر سنتهاي شفاهي بودند كه خاخامهاي يهودي در سالهاي بعد رايج كردند. در سال 1863 تزار نيكلاي اول به اين افراد آزادي و حقوق كاملي داد. در سال 1932تعداد اين افراد در روسيه حدود ده هزار نفر بود و حدود دو هزار نفر نيز در لهستان، استانبول، فلسطين و عراق مي زيستند و در سال 1970 تعداد قرائيون در فلسطين اشغالي، هفت هزار نفر گزارش شده است. 4- دايرة المعارف يهود/ جود ائيكا/ جلد 6/ ص 535 و جلد 9 ص 35و36 5- تشابه عمدي نام شاه آرگون (پادشاه افسانه اي فيلم ارباب حلقه ها كه ناجي تمامي سرزمينهاي كتاب تالكين است) با نام شاه آرگون قرن 12ميلادي كه با فتح اندلس به "جيمز فاتح" تغيير نام پيدا كرد، مسلماً از روي مبناي سهوي نبوده است. 6- Reconqusta 7- دايرة المعارف يهود/ جود ائيكا/ جلد 10/ ص 553و554 ادامه دارد |
|||
|
|
۸:۱۷, ۲۹/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۰ ۸:۱۸ توسط yasin.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
آنچه باید درباره ستاره انگلیسی دانست؛ چرا دیوید بکام از دستبند قرمز استفاده می کند؟
این روزها دیوید بکام، ستاره سابق فوتبال انگلیس، از دستبند قرمز رنگی استفاده می کند که دلیل آن می تواند قابل توجه و گویای خیلی مسائل باشد. به گزارش خبرنگار ورزشی مشرق، دیوید بکام که از دوران حضور در تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا به کیش کابالا پیوسته و با این فرقه در ارتباط است، نمودهایی از این باور را در رفتار و سبک زندگی خود بروز داده است. یکی از نمونه های آن چندی پیش در موضوع شماره پیراهن های وی در دوران حضور در این تیم، لس آنجلس گالکسی امریکا و میلان ایتالیا، در مشرق منتشر شد. اینک نمودی دیگر از حضور فعال و باور جدی وی به این فرقه را می توان در یکی از تصاویر ببینید. وی در این تصویر از دستبند قرمز رنگی استفاده کرده که در کابالا به آن توجه فراوانی شده و از احترام ویژه ای برخوردار است. این دستبند که در دست چپ کابالیست ها بسته می شود، نمادی از دوری "چشم شیطان" است که آنها را از بدی و شر دور می کند. این دستبند از منظر آنها اثر وضعی بسیاری داشته و همراهی آن بسیار مهم تلقی می شود. این دستبند که بکام به آن توجه زیادی دارد، از سوی همسرش هم مورد بهره قرار می گیرد. این دو در رفتار اجتماعی، به شدت تابع رسوم و قواعد کابالا بوده و به آن اهمیت می دهند. کابالا که این روزها از سوی جریان صهیونیسم جهانی در حال ترویج و گسترش است، یکی از فرقه های عرفانی یهودیت به شمار می رود که فعالیت فرهنگی فراوانی در جهان دارد. یکی از روش های این فرقه، جذب ستاره ها و اشخاص مشهور جهت ترویج انگاره های خود است. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







