|
دختر ژاپنی و شهدا
|
|
۱۴:۰۷, ۲۶/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۳ ۱۴:۲۸ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تازه شیعه شده بود و برای اولین بار، به راهیان نور میآمد... دختری اهل ژاپن. دختری که برای رسیدن به راه درست، مجاهده کرد و برای نگه داشتن گنج درستی، هجرت را بر قرار ترجیه داد. روایت جهاد رزمندگان و شهیدان ایران زمین را، با عمق وجود گوش فرا میداد و فکر میکرد. بیتوقع روی خاک طلائیه، فکه و شلمچه مینشست و رنگ چادر مشکیاش، منقش به خاک آسمان میشد...
![]() وقت برگشتن، از او خواهش کردم که برایم بنویسد؛ از آنچه دیده و شنیده و اندیشیده؛ دربارهی شهیدان خدایی... نوشت: «به نام خدا... قبل از این که به این سفر بیایم، شهید برایم وجودی بود با جایگاهی بیش از حد بالا و دور که به سختی میتوانستم دستم را به او برسانم؛ اما الان چیزی که احساس میکنم این است که: آنها زندهدل و همراه هستند که در عین جایگاه بلند و شأن رفیعشان، کنار ما زندگی میکنند و تمام احساسات خود را با ما قسمت کرده و با سبک زندگیشان، با ما صحبت میکنند...» ![]() از او خواستم تا برای زائران شهدا هم پیامی اگر دارد، بنویسد و او چنین نگاشت: «وقتی قدمگاه شهیدان را زیارت میکنی، قلبت را خالی و بزرگ کن و به آغوششان برو... آنها حتما راه را به تو نشان میدهند و به آنها سلام مرا برسان... فاطمه هوشینو»
برگرفته از hamghadameravi.ir
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: IMG-0207.jpg]](http://bayanbox.ir/view/1708499507901963540/IMG-0207.jpg)
![[تصویر: Picture_07.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8171056776/Picture_07.jpg)


