|
ویژه طالبان علم وسیر وسلوک(=با کمی تامل بخوانید)
|
|
۴:۳۷, ۱۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۱ ۱۹:۴۳ توسط جبریل.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خیلی با خودم کلنجار رفتم تا راضی شدم این مطلبو بنویسم .آخه همش گفته علی آقا میومد توذهنم که میگفت ما فقط از دین مطلباشو یاد میگیریم تا برای دیگران عنوان کنیم . در هر حال بالاخره خودمو راضی کردم تا عنوان باقیات الصالحات هم شده این مطلب ارزشمندو برای بچه ها بنویسم
در کتب حدیثی شیعه با حدیثی بر خورد میکنیم به نام حدیث عنوان بصری. عنوان شخص پیریست ،طالب علم ودانش که تا 96 سالگی پای درس مالک ابن انس از پیشوایان چهار گانه اهل سنت نشسته واز او مطالبی زا آموخته است اما طی یک دیدار با امام جعفر صادق(علیه السلام) است که معنای حقیقی علم را می فهمد زمانی که عنوان از امام درخواست گوشه ای از علم ایشان را میکندامام اینگونه پاسخ میدهند: ای اباعبدالله(کنیه ی عنوان) علم به یادگیری نیست ! همانا علم نوریست که خدا در قلب کسی قرار میدهد که بخواهد او را هدایت کند؛پس اگر طالب علم هستی در مرحله ی اول در خودت حقیقت بندگی را جست و جو کن وعلم را از عمل کردن بدان بدست آور واز خدا طلب فهم کن که او بتو میفهماند (هر کس خودش را چهل روز برای خدا خالص کند خداوند سرچشمه های علم وحکمت را از قلبش بر زبانش جاری میسازد) به راستی مفهوم (وعلم الادم الاسماء کلها چیست؟)واین شعر از امام خمینی چه می گوید؟؟؟؟ گر تو آدم زاده ای پس علم الاسما چه شد؟ "علم دروجود ماست"پس اگرما تعلیم داده ی خداییم پس چراهمه عالم نیستند؟جواب بسیار سادست خدا زمانی نمره ی آموزشی ما رو بیست میده که توی پرورشی بیست بگیریم باز هم بر می گردیم سر همو حدیث معروف (هر کس خودش را چهل روز برای خدا خالص کند خداوند سرچشمه های علم وحکمت را از قلبش بر زبانش جاری میسازد)قاب قوسینت کجا رفتست و او ادنی چه شد؟ حال بشنوید ادامه ماجرا را عنوان که تمام وجودش را شوق فهمیدن فرا گرفته بود پرسید ای اباعبدالله حقیقت بندگی چیست؟ امام پاسخ دادند سه چیز است
===========>زمانی که بنده تدبیر امرش را به مدبرش واگذارد مصائب وسختی های دنیا برایش آسان میشود ===========>زمانی که بنده اشتغال ورزد به آنچه خداوند امر یا نهی فرموده دیگر فراغتی برای خود نمایی وفخر فروشی نمیابد نتیجه اینکه==================================>چون خدا بنده اش را به این سه خصلت گرامی دارد دنیا و ابلیس ومردم در نظر وی آسان میشود و برای زیاده اندوزی وفخر فروشی ومباهات به دنبال دنیا نمیرود وبرای عزت وبزرگی ،آنچه را در دست مردم است طلب نمی کند و روزگارش را به تباهی از دست نمی دهد . این اولین پله از نردبان تقواست که خداوند تبارک وتعالی میفرماید(تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض ولا فساداوالعاقبة للمتقین) مجموعه ی تمام اینها میشود کناره گیری از دنیا (تو مردم باش اما با مردم نباش) {همانا زندگانی دنیا بازیچه وسرگرمیست و برای زینت وفخر فروشی وزیاده اندوزی در اموال واولاد است همانند گیاهی که رویشش به تعجب میآورد کفار را سپس آب به او کم میرسد پس آنگیاه در پیش چشمش زرد می شود وسپس به علفی خشک تبدیل میشود ودر آخرت برای کسیکه دنیا اعجابش کرده عذابیست شدید وبرای مومنی که از آن کناره گرفته بخشش ورضایتی از جانب خداست و حیات دنیا چیزی جز کالای غروز نیست} پس از اینهمه کسب معرفت کاسه ی صبر عنوان لبریز میشود و از امام در خواست توصیه میکند امام فی فرمایند تورا به نه چیز وصیت می کنم که سه تا از آن مخصوص به ریاضت نفس است وسه تیش در باب صبر وسه تای دیگر در باب علم است اما در باب ریاضت نفس:
[b] خور و خواب وخشم و شهوت واما آن سه توصیه در باب حلم :شغب است و جهل وظلمت حیوان خبر ندارد زجهان آدمیت
|
|||
|
|
۱۷:۰۶, ۱۷/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۱ ۱۲:۳۴ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
باسلام
بنده در تعربفی که از علم ارائه فرمودید مشکلی ندارم . اما اصطلاح سیر و سلوک : 1-بر چه مبنایی جعل شده است ؟ 2-به فرض پذیرش ،نسخه امام (علیه السلام) برای جناب عنوان میباشد و افاده عموم نمیکند. ائمه هداه (علیهم السلام) برای هر شیعه ای با توجه به ظرف وجودیش و شاکله ان نسخه مینویسد . بنا بر این این حدیث شریف مبنای بسیار مهم و دقیقی در باب علم حقیقی (معرفه الله ) ارائه میدهد اما برای سیر و سلوک (به فرض جعل مبنایی) نسخه عام نیست . مضاف بر اینکه به تبع علم حقیقی اعتباراتی در عالم کمیت لازم می اید که علمی مجازی و اعتباری را در عالم پدید اورده که امروزه در قالب گزاره ها ارائه شده است .البته جای تشریح دارد که با توجه فرمایشات شما در ادامه بحث به ان خواهم پرداخت .انشا الله |
|||
|
|
۱۵:۲۵, ۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بنده در این وادی اطلاعات کاملی ندارم این مطلب رو هم صرف اینکه یک روایت بو اوردم نظرات خودمهم برداشتی بود که از حدیث کردم اما مشتاقم صحبت شما رو بشنوم
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







