کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ازدواج و مسئله‌ای به نام سقف سنی
۱۱:۱۸, ۳۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
ازدواج پرآوازه‌ترین واژه در گستره هستی است. غایت اصلی ازدواج نیل به آرامش است و خانواده برترین آرامشگری متقابل زن‌ها و شوهرهاست چرا که یاد خدا و آرامیدن در کنار همسری دل‌آرام و آرامش آفرین دو منبع اصلی آرامش وجود انسان است.احساس امنیت درون و دل‌آرامی در گستره حیات حق همه داوطلبان ازدواج برای همیشه زندگی است.
سن حقیقی برآیندی است از سن زیستی و اطلس ژنتیکی و کروموزومی، سن روانی و عقلانی و سن تقویمی و شناسنامه‌ای.
*افزایش امید به زندگی در نیم قرن گذشته در جمعیت زنان و مردان
امید به زندگی در نیم قرن گذشته در جمعیت زنان و مردان به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته است به گونه ای که میانگین عمر زنان ایرانی نسبت به یکصد سال گذشته حدود دو برابر شده است. و چند سال از مردان پیشی گرفته است. به سخن دیگر دختران 40 ساله امروزی همانند دختران 20 ساله چندین دهه گذشته هستند.
علاوه بر آن استانداردهای بهداشتی نسبت به گذشته فوق العاده فراگیر شده زنان از بیشترین سلامت زیستی و مراقبت‌های بهداشتی برخوردار بوده و به دور از بسیاری از آسیب‌های گذشته می‌توانند در هر سنی ازدواج کرده و توفیق فرزندآوری را در بعد از سنین 40 و 45 سالگی داشته باشند.
پژوهش‌های انجام شده در چندین کشور مختلف در چند سال اخیر بیانگر این حقیقت است که ازدواج زنان بعد از 35 و 40 سالگی به یک پدیده کاملا طبیعی تبدیل شده و فرزندآوری بعد از 45 سالگی با بیشترین دقت و مراقبت‌های ویژه صورت پذیرفته عموماً این گروه از مادران فرزندانی سالم و هوشمند به دنیا می‌آورند و میانگین آسیب‌های احتمالی نوزادان آنها کمتر از میانگین همه موالید جامعه است.
در آموزه‌های دینی پیوند ازدواج از بیشترین اهمیت برخوردار است به گونه‌ای که حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: "پرثواب ترین واسطه‌گری در گستره حیات، واسط شدن و رابط شدن برای پیوند ازدواج و تالیف قلوب است".
در حقیقت همه آرامش و سعادت دنیوی و اخروی انسان در سایه ایمان به خدا و آرامیدن در کنار همسری دل‌آ رام، آرامشگر و نوازشگر معنا می‌یابد. به سخن دیگر کسی که بیش از همه در ترسیم سرونشت انسان در گستره حیات دخیل است،‌ به طور قطع همسر است؛ همچنین آن کسی که بعد از خالق زوج‌آفرین محرم راز است و نزدیک‌ترین و پرجاذبه‌ترین همراه برای انسان است بی تردید همسر است و بس.
گرچه بعد از خدای مهربان مکرم‌ترین و محترم‌ترین انسان‌ها پدرها و مادرها هستند، اما نزدیک‌ترین، آرامش‌بخش‌ترین و محقق ترین آدمها همسران هستند، از همین منظر انتخاب همسر مهم‌ترین، سرنوشت‌سازترین و سترگ‌ترین و بالطبع ضروری‌ترین انتخاب انسان در گستره حیات است. بدون تردید، انتخاب همسر دل‌آرام و آرامشگر رسالت بسیار سترگی است که تحقق چنین توفیق ارزشمندی متضمن بهره‌مندی از بینش عمیق و نگرش غنی نسبت به هدف غایی ازدواج و یاری جستن از اندیشمندان، روانشناسان و مشاوران بصیر و فهیم، حاذق و مجرب، متدین و متعهد در این مهم است.
* کاهش طلاق با فراوانی ازدواج‌های موفق و پایدار
در این رهگذر درک عمیق از معنا و مفهوم کفویت و همسانی حقیقی در زوجیت با اندیشه نیل به احساس آرامش ماندگار و تجربه خوشبختی به معنای دقیق آن بسیار سرنوشت‌ساز است؛ در هر جامعه‌ای که فراوانی ازدواج‌های موفق و پایدار براساس انتخاب‌های دقیق و هدفمند بیشتر باشد، بالطبع همسرگریزی و همسرستیزی و طلاق و جدایی کمتر صورت گرفته و شاهد ارتقای بهداشت روانی و بیشترین امنیت اجتماعی در آن خواهیم بود.
لذا بایسته و شایسته آن است که در انتخاب همسر بیشترین توجه به اصول کفویت و زوجیت مبذول شود. اصولی که می‌تواند مطلوب‌ترین بستر آرامشگری متقابل را فراهم کرده و جاذبه‌های همسری را مضاعف کند، اصولی که تحقق آن تضمین‌گر ازدواج پایدار و استحکام خانواده خواهد بود. در واقع، مبانی و اصول کفویت از نگاه آموزه‌های دینی و یافته‌های پژوهشی در حوزه ازدواج‌های دل آرام و پایدار با مولفه‌های فطری، معنوی و عقلانی جهان شمول همسو است.
هم‌اندیشی در هدفمندی حیات و ایمان به خالق هستی، کفویت در پاکی طبع و طهارت نفس، قابلیت تن پوشی روانی- جنسی، شایستگی در محبت ورزی و گذشت و ایثار، قابلیت عرضه بلاشرط، بی‌منت و بی‌توقع همه جذبه‌های روانی، رفتاری و نفسانی در حریم ارزش‌ها و برخورداری از اندیشه تلاشمداری در تحقق بخشیدن به آرمان مقدس ازدواج، یعنی نیل به آرامش ماندگار و تجربه خوشبختی از اصلی‌ترین اصول کفویت در زوجیت است.
بدون تردید در این منظر و نگاه عمیق، دیگر مسائل و مباحثی همچون سن ازدواج، تفاوت‌های سنی، سن مطلوب فرزندآوری، تحصیلات و تفاوت‌های تحصیلی، پیشگامی در تحصیلات دانشگاهی توسط زنان و اکتساب تجارب حرفه‌ای مقید و موثر و ارزشمند توسط مردان، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و هیئت ظاهر از معیارهای فرعی در انتخاب همسر تلقی می‌‌شود و نمی‌تواند از صول و شاخصه‌های اصلی و سرنوشت ساز در انتخاب همسر مطلوب محسوب شود.
لذا شایسته و بایسته آن است که همه کارگزاران فهیم و اندیشمندان حکیم و صاحب‌نظران خبره، روانشناسان و مشاوران بصیر و دلسوزان ارزش‌های دینی در جامعه اسلامی با عنایت به اصول عرشی کفویت همواره تلاش کنند به دور از برخی باورهای کلیشه‌ای و نگرش‌های بازدارنده و نامعقول، در فراهم کردن بستر مطلوب ازدواج برای همه داوطلبان ازدواج در هر سنی که باشند از هیچ کوششی فروگذار نباشند.
*ضرورت تعیین سقف سنی خاص برای ازدواج
بازشناسی و زدودن برخی از موانع فرهنگی ازدواج و عوامل بازدارنده ازدواج‌های به‌هنگام و موفق همچون تأکید غیر عقلانی بر پایین بودن سن شناسنامه دخترها نسبت به پسرها به هنگام ازدواج و تعیین سقف سنی خاص برای ازدواج دیگران به خصوص زنان، امری است فوق العاده ضروری.
بدون شک، از جمله مسائلی که در چند دهه اخیر به طور جدی در امر ازدواج به هنگام مورد توجه بوده است، مسأله اختلاف سن و سطوح تحصیلی دخترها و پسرهای داوطلب ازدواج است. با افزایش میانگین سن و گستره دامنه عمر زنان نسبت به مردان و فزونی قابل توجه زنان در اکتساب مدارج دانشگاهی، دیگر نمی‌توان به معیارهای سنتی و کلیشه‌ای مثل کوچک بودن سن شناسنامه‌ای خانم‌ها و سقف مفروض سنی برای ازدواج موفق براساس باورهای نه چندان علمی و عقلانی تأکید کرده و واژه‌های کلیشه‌ای قدیمی که عمدتاً نشان از واماندگی علمی و فرهنگی است مثل پیردختر و نظایر آن را به زبان آورد.
با یک نگاه تحلیلی به آمار و ارقام ارائه شده در ارتباط با سن آقایان و زنانی که در 5 سال گذشته ازدواج کرده‌اند به روشنی در می‌یابیم که بر خلاف شیوه‌های سنتی و کلیشه‌ای رایج در گذشته، فراوانی بالا بودن سن مردان نسبت به زنان در ازدواج افزایش یافته است؛ درواقع در حدود 15 درصد از ازدواج‌های ثبت شده در 5 سال گذشته عروس خانم‌ها با آقا داماد‌ها همسن بوده یا آقا داماد حداقل یک سال کوچکتر از عروس خانم بوده است. چرا که گستره عمر خزنان نسبت به چند دهه گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
با عنایت به مراتب فوق شایسته آن است که در بستری از عقلانیت و اصول و معیارهای مقبول جهان‌شمول نگاه دوباره‌ای به معنا و مفهوم کفویت به ویژه در ارتباط با سن داشته باشیم و از اندیشه‌های سطحی که غالباً برخاسته از عقب ماندگی فرهنگی و دورماندن از چرخه پرشتاب دانش به ویژه عدم درک یا توجه به مفاهیم بنیادی سن زیستی و روانی در ازدواج است اجتناب کنیم و مفهوم کفویت در زوجیت را با همسانی و مشابهت‌های ظاهری و گرایش‌های کلیشه‌ای یکسان تلقی نکنیم.
هدف اصلی نگارنده این مکتوب طرح دیدگاهی متفاوت از غالب نگرش‌ها و باورهای کلیشه‌ای حاکم بر جامعه نسبت به سن ازدواج به طور اعم، تفاوت سنی دخترها و پسرها به هنگام ازدواج به طور اخص و تحقق بخشیدن به آرمان زوجیت توسط زنان و مردان بعد از حدود 40 سالگی، برداشتن سقف سنی برای زنان و مردان آماده ازدواج، بعد از 45 سالگی است.
*ازدواج و مسئله‌ای به نام سن
همواره یکی از مباحث مورد توجه در ازدواج و دغدغه‌های بسیاری از خانواده‌ها مسئله سن به طور اعم و تفاوت‌های سنی داوطلبان ازداوج به طور اخص است. بعضاً وجود برخی باورهای کلیشه‌ای نه چندان خوشایند، پیرامون سن مطلوب یا سقف سنی مفروض برای ازدواج یا تأکید بر کمتر بودن سن دخترها نسبت به پسرها در زمان ازدواج می‌تواند یکی از اصلی‌ترین موانع فرهنگی ازدواج در جامعه ایران اسلامی تلقی شود.
در اینجا لازم است به چند نکته مهم پیرامون گستره سن ازدواج در زنان و مردان اشاره کرد:
الف) سن حقیقی انسان کدام است؟
حقیقت آن است که سن حقیقی انسان آمیزه‌ای است از برآیند سه مولفه اساسی.
1) سال تولد و سن شناسنامه‌ای
2) ساختار ژنتیکی، سن زیستی و بیولوژیکی
3) سن روانی و عقلانی و نشاط و سرزندگی حیاتی
*سن روانی افراد همیشه با سن شناسنامه‌ای آنها هم‌خوانی ندارد
معنا و مفهوم سن حقیقی این است که زنان و مردان که در یک روز و سال معین متولد شده‌اند و اینک حدود 20، 30، 40، و 50 سال از تقویم زمان تولد آنها گذشته است، لزوماً از شرایط زیستی و روانی همانند برخوردار نیستند، چراکه رگه‌ها و ساختار ژنتیکی، اطلس کروموزمی، شرایط زیست بیولوژیکی و وضعیت روانی، زمان و شرایط انعقاد نطفه، حیات جنینی(قبل از تولد)، شرایط حاکم بر زمان تولد، وضعیت زیستی و عاطفی مصوینت‌های بدنی و استانداردهای بهداشتی در دوران رشد و تحول بعد از تولد، سرزندگی و نشاط حیاتی، آرامش روانی، بهره‌مندی از نگرش مثبت و انگیزه تلاش، دلبستگی امن به والدین محبوب، احساس غنی وهمدلی و همانندی با وی، اکتساب آمادگی‌های عاطفی و روانی و کفایت‌های عقلانی در ایفای نقش خطیر همسری و آرامش آفرینی قبل از ازدواج، عموما در بین مردان یا زنانی که کاملا همسن هستند، به طور فوق العاده و قابل ملاحظه‌ای متفاوت است.
لذا گاه به حکایت شناسنامه، زنی یک سال از مردی که مایل است با او ازدواج کند در ظاهر بزرگتر است، اما با یک نگاه عمیق به سن زیستی و روانی وی به راحتی در می‌یابیم که به طور مثال زنان چند سال از نظر سن زیستی و نشاط درونی، سرزندگی و پویایی حیاتی و بلوغ عقلانی، مهارت ارتباطی و آرامشگری و نوازشگری جوان‌تر از مرد است، در واقع جوانی زیستی و نشاط روانی و سرمایه عقلانی زوج یا زوجین می‌تواند نقش بسیار مهمی در زندگی مشترک و فرزند آوری داشته باشد. به سخن دیگر همیشه به درجات متفاوت، سن زیستی و سن روانی و عقلانی آدم‌های مختلف با سن شناسنامه‌ای آنها هم‌خوانی ندارد.
از یک سو دوستی را می‌بینیم که در حدود 40 سالگی همه موهایش سفید شده، پوست بندش فرسوده شده و تعداد زیادی از دندان‌هایش عاریه‌ای است از سوی دیگر دوست قدیمی خود را ملاقات می‌کنیم که در 60 سالگی یک تار موی سفید در سر ندارد همه دندان‌هایش سالم است و پوست بدنش نیز حکایت از نشانه‌های جوانی سن زیستی او است!
با عنایت به مراتب فوق، این سوال مطرح می‌شود که حداقل سن مطلوب برای ازدواج کدام است؟
*نمی‌توان سن مشخصی را به عنوان سن مطلوب ازدواج برای مناطق مختلف ایران و جهان در نظرگرفت
به طور کلی هر جوانی که بلوغ جنسی را تجربه کرده و با گذار از آن در صورت بهره مندی از رشد مطلوب جسمانی، برخورداری از هوشمندی، کفایت‌های عقلانی، سلامت روانی، تعهد و توان مسئولیت‌پذیری خانوادگی و اجتماعی، درک و احراز صلاحیت‌های بایسته و شایسته همسری و مهارت‌های بالفعل یا بالقوه آرامشگری و آرامش آفرینی ماندگار می‌تواند به انتخاب فردی که او را همسری مطلوب می‌انگارد، بیاندیشد.
بدیهی است برخی این شرایط را در مناطق شهری و روستایی کشور در حدود 18 تا 20 سالگی می‌یابند، بعضی کمی زودتر و جمعی نیز تا حدود 25 سالگی و حتی بیشتر از آن نمی‌توانند شایستگی‌های لازم، بلوغ فکری و پختگی عقلانی و قابلیت زوجیت و آرامش‌‌افرینی، تعهد و مسئولیت پذیری اجتماعی را به دست آورند.
بنابراین با توجه به متغیرها و مولفه‌های گوناگون در بحث سن حقیقی که به اختصار بدان اشاره شد که نمی‌توان برای مناطق مختلف شهری و روستایی ایران و جهان سن مشخصی را به عنوان سن پایه یا مطلوب ازدواج تعیین کرد.
*واقع شدن در معرض بلوتوث موجب کاهش سن بلوغ جنسی می‌شود
از منظر دیگر، با عنایت به کاهش قابل توجه سن آغاز تجربه بلوغ در دخترها و پسرها در چهار دهه گذشته(حدود 3تا4 سال) دیگر صرف سن تجربه بلوغ جنسی نمی‌تواند معیار تعیین‌گری برای سن ازدواج یا ملاحظات مورد نظر در تفاوت‌های سنی زنان و مردان باشد.
به عبارت دیگر با توجه به تحول فوق‌العاده در فرآیند پدیده بلوغ جنسی در دخترها و پسرها، به گونه‌ای که بعضاً میانگین آغاز تجربه بلوغ جنسی در بین پسرها در برخی از کشورهای پیشرفته، از میانگین آن در بین بسیاری از دخترها در بعضی کشورهای در حال رشد یا رشد نایافته که با فقر اقتصادی مواجه هستند، پایین تر است، دیگر نمی‌توان صرف میانگین بلوغ جنسی در دختران را به طور مطلق در همه نقاط جهان از همه پسرها پایین تر تلقی کرد و آن را در زمره مفروضات کلیشه‌ای در توجیه ضرورت پایین بودن سن دخترها از پسرها به هنگام ازدواج مورد تأیید قرار داد.
در واقع آغاز بلوغ جنسی در دخترها و پسرها در غالب موارد با فاصله حدود 1 تا 2 سال صورت می‌پذیرد(افروز، 1389) و حتی گاه در برخی شهرها و مناطق جغرافیایی مشاهده می‌شود که در خانواده‌های مختلف با تبار اقتصادی و وضعیت اجتماعی مشابه بعضی از پسرها همزمان با دختران همسال خود بلوغ جنسی را تجربه می‌کنند، مطالعات انجام شده در این زمینه بیانگر آن است که به طور کلی، حدود 10 درصد از پسرها زودتر از دخترها همشهری خود به بلوغ جنسی می‌رسند.
به طور کلی سه دلیل اساسی را می‌توان برای کاهش سن بلوغ جنسی برشمرد: الف) تغییر جدی در الگوهای تغذیه کودکان و نوجوانان و مصرف حجم فوق العاده‌ای از پروتئین‌ها و چربی‌ها، مواد شیمیایی و هورمون‌های موجود در غذاها و فرآورده‌های گوشتی؛ ب) استفاده از برخی لوازم بهداشتی و آرایشی، مانند کرم‌ها و شامپوها و دیگر مواد به اصطلاح بهداشتی با ترکیب خاص شیمیای؛ ج) واقع شدن در معرض فرآورده‌های روزافزون صوتی و تصویری با اهداف روانی- جنسی(نظیر برنامه‌های ماهواره‌ای، رایانه‌ای، سرگرمی‌های مجازی، بلوتوث‌ها و ) و متأثرشدن حوزه ذهنی بسیاری از کودکانو نوجوانان در مسائل جنسی، فراهم شدن نگرش‌ها و تمایلات زودهنگام روانی- نسی در کودکان و نوجوانان و در پاره‌ای موارد، حکامیت برخی نگرانی‌ها، ناامنی‌های درونی، اضطراب و هیجان‌های روانی- جنسی بر اندیشه و رفتار کودکان ونوجوانان
*آیا می‌توان برای ازدواج سقف سنی تعیین کرد؟
با عنایت به اینکه هدف غایی ازدواج در گستره حیات و برای همیشه زندگی احساس آرامش و تجربه خوشبختی است و دیگر عملکردهای ازدواج همچون ارضای مطلوب و مشروع تمایلات جنسی و کشش‌های نفسانی و فرزندآوری از پیامدها و نتایج قهری ازدواج است و نه هدف اصلی آن و با درک این حقیقت که همه داوطلبان ازدواج دوست دارند در همه لحظه‌های زندگی، به ویژه در سال‌های پیری و کهنسالی از چنین ارامش و ارامشگری برخوردار شوند آیا می‌توان برای ازدواج یک سقف محدود سنی را تعیین و تعریف کرد؟
یقیناً با توجه به اینکه همه انسان‌ها، کودکان و نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، سالمندان و پیران محبت‌پذیر و تکریم طلب آفریده شده و نیازمند آرامش ماندگار هستند و از سویدای درون بر این باورند که یاد و ایمان به خالق زوج آفرین و ازدواج و آرامیدن کنار همسری دل آرام و آرامشگر دو منبع اصلی آرامش وجود است، هرگز تعیین سقف سنی برای ازدواج نمی‌تواند امری منطقی و عقلانی باشد چرا که همه زن‌ها و همه مردها برای همیشه زندگی به ویژه در سال‌های سالمندی و پیری بیشتر به آرامش نیاز دارند.
از نگاه دیگر در ارائه یک پاسخ منطقی و عقلانی و جهان شمول به این وسال بسیار مهم و اساسی بایسته است توجه خاصی به یافته‌های نوین پژوهشی پیرامون افزایش چشمگیر استانداردهای بهداشتی و سلامت به ویژه در زنان ، گستره عمر، امید به زندگی و احساس نیاز روانی به همدلی و همراهی همسری دل‌آرام و آرامش بخش به ویژه در سالمندی مبذول شود.
در جهان معاصر، با پیشرفت علوم و اعتلای فرهنگ زیستی، دانش افزایی مستمر خانواده‌ها در حوزه سلامت، فراهم شدن تحصیلات پیش دانشگاهی و دانشگاهی برابر برای دخترها و پسرها در مناطق شهری و روستایی، همگانی شدن بهداشت و خدمات پزشکی و درمانی، حضور فعال‌تر خانم‌ها در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی، اعتلای هرچه بیشتر مقام و منزلت بانوان و رعایت اصول بهداشتی در فرزندآوری، در غالب کشورها، افزونی امید به زندگی در بین مردان و زنان به صورت هماهنگ قابل مشاهده است.
*میانگین عمر زنان بیشتر از عمر مردان است
در گذشته، به دلایل مختلف از جمله، فرزندآوری‌های متعدد و در غالب موارد به دور از تدبیر بایسته و بدون برنامه‌ریزی لازم، عهده‌دار شدن کارهای سخت در خانه و بعضاً خارج از خانه همچون مزارع و کارخانه‌ها، نقصان مراکز مطلوب خدمات بهداشتی، کم توجهی در رعایت اصول بهداشت فردی، عدم بهره مندی از تغذیه مناسب، کمبود امکانات پزشکی و درمانی، ابتلای درصد قابل توجهی از مادران به بیماری‌های عفونی، کم خونی و سرطان رحم ، بسیاری از آنها دچار فرسودگی جسمانی و دلمردگی روانی و پیروی زودرس و مرگ زودهنگام می‌شدند و میانگین عمرشان کمتر از مردان بود.
اما امروزه، با گسترش روزافزون خدمات موثر بهداشتی و درمانی و کاهش قابل ملاحظه میانگین خانوار و افزونی فوق العاده دانش بهداشتی مادران، در غالب کشورها بالاخص در کشورهای آمریکایی و اروپایی و برخی کشورهای آسیایی از جمله ایران، میانگین عمر زنان به میزان در خور تأملی بیشتر از میانگین عمر مردان است. نکته دیگری که در زمینه گستره عمر زنان می‌توان بدان اشاره کرد. حفظ سلامت، سرزندگی و نشاط پویایی نزد بسیاری از زنان بعد از دهه پنجم یا ششم حیات‌شان است، به گونه‌ای که بسیاری از زنان در سنین پنجاه و شصت سالگی نیز دارای ظاهری آراسته و جاذبه‌های شایسته همسری هستند.
*اصطلاحات پیردختر برای دختران 40 ساله امروز نشان از واماندگی فرهنگی است
لذا این تصور نادرست کلیشه‌ای در نزد برخی از عوام و بعضا خواص کم توجه و کم بصیرت که همه زنان در سنین بالای چهل سالگی فوق العاده شکسته می‌شوند کاملا ناصحیح و ناروا و به دور از مروت و انصاف علمی است. در واقع سلامت زیستی و پویایی حیاتی دختران 40 ساله امروز همانند دختران 20 ساله چهل تا پنجاه سال گذشته است و همان طوری که پیش‌تر اشاره شد مطلقا روا نیست که در مخاطب قرار دادن دختران مجرد 40 سال به بالا که عموماً از نظر زیستی و روانی آمادگی کامل برای ازدواج موفق و فرزندآوری مطلوب دارند اصطلاحات فوق العاده قدیمی که نشان از واماندگی فرهنگی و دور بودن از یافته‌های پژوهش‌های نوین و جهان‌شمول است، نظیر پیردختر را به زبان جاری کرد و علاوه بر ایجاد اضطراب و تعارض در آنها و خانواده‌های آنها مانع فرهنگی دیگری را به موانع ازدواج افزود.
مطابق آمار لحظه به لحظه سازمان ثبت احوال کشور، به رغم آن که به طور کلی تعداد جمعیت مردان در مناطق شهری و روستایی کشور حدود 2و5 درصد بیشتر از زنان است، یعنی در قبال هر هزار دختر سنین 20 تا 40 سال آماده ازدواج، حداقل هزار و 25 پسر در همین سنین حضور دارند!
اما در هرم بالای جمعیتی کشور تعداد زنانی که بالای 70 سال حدود 5 درصد بیشتر از مردان است. این بدان معناست که امید به زندگی و میانگین طول عمر زنان نسبت به چند دهه گذشته به طور معنی‌داری افزایش یافته است و بالطبع در سال‌های پیری که عموما فرزندان ازدواج کرده و خود خانواده دیگری را بنا کرده‌اند؛ بیش از پیش نیازمند ادامه حایت با همسری دل آرام هستند.
به گزارش بخش جمعیت سازمان ملل متحد در دهه 1345-1366 میانگین امید به زندگی جمعیت مردان ایران 49.5 سال و در زنان 49.3 سال بود، این رقم در دهه 1380 - 1371 در مردان به 66.0 سال و در زنان به 69.3 تغییر یافته و این روند در دهه 1390-1381 در مردان به 72.1 سال و در زنان به 75.7 سال افزایش یافت.
دکتر غلامعلی افروز، استاد دانشگاه تهران
منبع : Tasnim News Agency

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: زینب خانوم ، Ali#59 ، aboutorab ، لبخند خدا
۱۳:۵۸, ۳۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۳ ۱۴:۰۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام و عرض ادب خدمت داداش مهدی عزیز
می خوام چند خطی برات بنویسم بعد اگه دیدی حرفم مفت و بی ارزش بود اشاره کنی حذفش می کنم
اطلاع رسانی و روشنگری های شما قابل تقدیر و تحسین هست
خدا خیرت بده - اجرشو هم ان شاء الله میگیری
اما نظر حقیر اینه بیاییم برای براندازی فرهنگ های غلط که امروزه شاهدش هستیم چه در سیمای کشور و چه در ماهواره ها که دارن تیشه به ریشه بنیان خانواده مخصوصاً امر مهم ازدواج و تشکیل خانواده میزنند فکری بکنیم و برنامه هایی ارائه بدین
گفتم فرهنگ غلط :
پخش فیلم های ایرانی خانوادگی که مثلاً زوج جوانی بعد از ازدواج صاحب خانه و ماشین و تمامی لوازم خانه و شغل و پول و وووو
شبکه های ماهواره ای که نگو نپرس با اون فرهنگ ضد دینی شون - مخصوصاً شبکه های مرتبط با بهائیان
کم دیده شده برنامه ای در این خصوص پخش شده باشه که زوج جوان در ابتدای زندگی از کف امکانات شروع به زندگی کرده و یا در حوزه دین و مذهب رنگ و لعابی داشته باشند ( الان شدم منتقد فیلم و سریال )
الحمد الله در منطقه ای از سرزمین ایران عزیز اسلامی زندگی می کنم که کمتر به مد و تجمل گرایی گرایش داریم و بیشتر به زعم برخی از روشنفکران و مد گرا ما املیم و به این املی خود مفتخریم .
اما با همه این اوصاف شاهد برخی از موارد هستیم که بسیار دردناک و خانمان برانداز و مشکلساز برای آینده جوانان اطراف خود هستم
فرض مثال "
شاهد بودم طرف نه کاری داره نه منبع درآمدی بعد اقدام به ازدواج نموده ( خوب خدارو شکر لااقل جرأتشو داره ) حالا که شروع کرده زندگی مشترکشو رفته زیر بار قرض و قوله برای خرید لوازم آنچنانی - تلویزیون و یخچال و فرش و آپارتمان مستقل با رهن بالا و و و همش وام و دستی از این ور و انور
خوب این زوج تا کی بدوند تا کمی از بدهکاریهاشون رو بدن و تو فکر یه زندگی بی دغدغه و راحت باشند
اصلاً آیا لازم بود این وسائل و امکانات در سطع بالا را بگیره و با سطح پایین زندگی شروع نمی شد ؟
آیا این زندگی به معنی واقعی زندگی هست ؟
چرا این فرهنگ غلط مثل ویروس داره چی میگن ایپیدمی ( همه گیر ) داره میشه ؟
باور کنید موردی رو میشناسم برای بچه اش نتونسته یه جفت کفش فوتبال بخره اونوقت دم به ساعت با این نصاب و اون نصاب در مکالمه بوده برای نصب آنت و رسیورش - خودش اعتراف کرده دو تا دیش دارم هر تو تاش آنتن نمیده چند وقت دیگه هم جام جهانی شروع میشه می مونم معتل !!!!!
عرض کردم چند خط برات بنویسم شد این
البته حرف بخوام بزنم تا فردا می تونم از فرهنگ های غلطی که داره پدر زوج های جوون رو در میاره برات بزنم
فعلاً همین بقیه باشه طلبتون اگر عمری بود و خواستید
مفید بود مطلبم فقط برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا بفرمایید
اللهم عجل لولیک الفرج
خیر و سعادت و سلامت نصیب همه شیعیان و محبان و منتظران باد ان شاءالله
یا علی علیه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، Ali#59 ، زینب خانوم ، ballista ، لبخند خدا
۱۴:۵۳, ۳۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
البته من با تمام گفته های آقای دکتر افروز موافق نیستم...
اما در مجموع خوب بود...
فقط شما رو به خدا فونت رو ریزش نکنین که چشمامون داره درمیاد...
اشاره کرده بودین که دیده شده پسرها با دخترهای همسن خودشون ازدواج میکنن و یا حتی یکسال بزرگتر...
بعد تو توضیحش گفته بودین جوانها از کلیشه بیرون اومدن...
من دلیلش رو بهتون میگم...
اوایل که پسرهای دهه 60 به سن ازدواج رسیدن خیلی از دخترهای دهه 70 رو گرفتند...
چند تا اتفاق افتاد...
یکی این که دختران دهه 70 خیلی زود ازدواج کردند و در واقع هنوز عروسکشون رو میخواستن...
یکی این که دختران دهه 70 خیلی ازدواج کردند، در حالی که دختران دهه 60 دیگه کسی رو نداشتن که باهاش ازدواج کنن...
یعنی بسیاری از دهه هفتادی ها شوهر کردند، در حالی که دهه 60 ایها شوهر نکردند...
بعد اون پسرهای دهه 60 ای که با دهه 70 ایها ازدواج کردند، به گوش بقیه هم رسوندند که اختلاف سنی زیاد، همچین چیز خوبی نیست...
یعنی آمار نشون داد...
این شد که بقیه پسرهای دهه 60 دنبال کسی گشتند که هم عاقل شده باشه و وقت بچه بازیش نباشه، هم قدر شوهرو بدونه و هم این که پسرهای دهه 60 دیگه الآن کاری ندارن جز ازدواج و هم این که پسر دهه 50 ای باقی نمونده که بره دخترای دهه 60 رو بگیره. پس همینم خوبه
یعنی یکسری از اتفاقاتی که توی کشور ما توی سالهای اخیر افتاده، فقط با بررسی آمار سن و رفتن به دفتر 4 تا روانشناس و دعواها و بحثهای زوجین قابل حدسه...
بچه های اول دهه 60 خیلی تعدادشون زیاد بود و امکانات براشون خیلی کم...
این شد که خیلی هاشون موندن تا با بچه های آخر 60 و یا اوایل 70 مدارج ترقی توی زندگی رو طی کنند...
خیلی ها نتونستن دانشگاه برن...
توی کلاسهای درس ما تا 5 نفر هم سر یه میز مینشستیم...
کار برای اینهمه بچه تعریف نشده بود...
لذا ازدواج ها عقب افتاد، علاوه بر این که خونه و مهریه و وسایل جهیزیه هم برای این همه آدم تعبیه نشده بود...
لذا قیمت خونه ها رفت بالا، وسایل خونه همه جوره وارد شد و ضربه به اقتصاد کشور هم خورد...
یعنی خیلی از چیزهایی که ایشون ازشون نام میبرن که باهاش استناد کنن به رشد عقلی در جامعه، من میگم اجبار بوده...

واقعاً سن ازدواج مقوله مهمیه...
اما مهم تر از اون فرهنگسازی های دیگه است...
اصلاً این عروسی تو کشور ما ها باید به این شکل ریشه کن بشه...
والا خارجی ها با 20 نفر مهمون عروسی میگیرن...
حالا ما تا دختر عمو بزرگه خانم جان رو دعوت نکنیم، عروسی نمیشه برگزار کرد...
مخارج الکی...
سنگهای مسخره...
دیدگاه های اشتباه در مورد همسر...
و الی آخر دیگه...
به قول آقای ابوتراب گفتنی زیاده...
من از همین جا بگم که از این گفتنی ها بسیار استقبال میکنم...
برای هر مشکلی که توی زندگی های امروزی سایه افکنده، یه تاپیک باز کنین و با هم بحث کنیم که چه جوری خانواده مون رو از این بلا ایمن کنیم...
یکیش همین اختلاف سنی بود که آقا سینا به حق بهش اشاره کردن...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، aboutorab ، لبخند خدا
۱۵:۱۸, ۳۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۳ ۲۲:۲۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام مجدد


و اما ادامه حرفها چه عرض كنم درد دل "

در ادامه حرفهام مي خوام يه یادآوری بکنم و تفاوت دوران 30 - 35 سال قبل را با الان به همراه مختصري از حال روز برخي افراد ديگر
يادمه خونه مون که 4الي 5 اتاق داره هيچ كدوم از اتاقها فرش يا موكت يا مبل

بذار اول يه توضيحي بدم تا بعد سوء تفاهم يا برداشت نشه چون قبلاً گفتم امليم و از اين دست حرفها اينم با جرأت بگم و همه جا هم ميگم ما غني ترين و ثروت مندترين افراد كره زمين هستيم البته جز من عاصي و روسياه-
و فقير و نادار و ضعيف فقط و فقط اونيه كه ولايت علي بن ابيطالب رو نداره همين .

القصه "

اون زمان البته بچه هاي اهل شمال بيشتر متوجه ميشن من چي ميگم - همه اتاق ها با يه چيزي به نام حصير پوشيده شده بود و به ندرت كسي خونه اش فرش يا موكت بوده يا مبل
اما مهر و محبت و عشق و علاقه موج ميزد تو همه خونه ها - خوب الان فرهنگ بالا رفته و به قولي باكلاس شديم ديگه بايد مثل قديمه امل نباشيم ///

يادمه خونه ما زوج هاي جواني براي اجاره اتاق براي زندگي مشترك شان مي آمدند و چند سالي مي موندند و بعد صاحب خونه مي شدند و سر زندگي خودشون ميرفتند كل وسايل زندگيشون تو يه اتاق نهايتاً برخي تو حياط و انباري مشترك
آي چقدر ما باهم خوش بوديم - انگار چند خانواده كه ميرن براي پيك نيك و مسافرت
چقدر از حال همديگر مطلع بوديم و به درد هم مي خورديم البته من اون زمان هنوز بچه بودم الان هم هستم بچه يه جفت پدر و مادري كه منو با عشق و محبت به ارباب بزرگ كردند و خدا سايه شون رو هيچ وقت از سرم كم نكنه ان شاءالله

اما الان چي ؟
زوج هاي جوون در ابتداي زندگي خونه مستقل مي خوان اونم مبله و پاركينك و ماشين و وووو البته نه همه شون
وسايل هاي داخلي كه چند تا خاور مي خواد جابجاش كنه
بگذريم
نتيجه اش سال تا سال نه از فك و فاميل خبر دارن نه از پدر و مادر حالا وارد مسائل دينيش نمي شم

خوب چرا ؟

چون مرد خونه داره مي دوه قسط هاي عقب مونده رو بده

خانوم خونه هم دنبال كار ميگرده كمك خرج مردش بشه

ديگه وقتي باقي نمي مونه به ديگر مسائل برسه

يه رفيق دارم تو تهران تو يه قسمتي از مترو كارمنده و 8 سالي هم ميشه ازدواج كرده هم خودش هم خانومش حقوق بگيرند و كار نداريم ازش پرسيدم چرا بچه نداري ؟

ميگه سيد كو وقت ؟
بايد فعلاً بدوييم تا قسط آپارتمان مون رو بديم -سال تا سال وقت نمي كنم بيام شمال
كل خانواده پول رو هم گذاشتيم با قرض قول نصف پولش جور شد بقيه اش قسط بدهي داريم .


نمي دونم والا نياز بود آپارتمان ؟
يعني اگه خونه استيجاري بود و تو منطقه اي ضعيف تر نمي شد ؟

خوب يه دليلش فرهنگ غلط و الگو برداري از چي بگم يه عده اي ناراحت نشن از از از ----خودتون جاخالي رو پر كنيد .

بگذريم

تازه اگه بچه اي كه بدنيا بياد كه بايد پرورشش بده - لابد پرورشگاه و شيرخوارگاه حتماً چون پدر و مادر كه وقت ندارن

بعد بچه اي كه تحويل اجتماع بدن چي بايد باشه ( سرشار از مهر و محبت ؟)
خدا به خير بگذرونه

بسه ديگه خسته تون كردم
حرفهام طعم خوشي نداره ميدونم - نمي خوام نااميد كننده و دلسرد كننده باشه

يكي از دلخوشي هامو براتون بگم و يا علي (علیه السلام)

يكي از هزاران دلخوشي هام اينه كه يه پدر و مادري دارم با فرهنگ غني اسلامي كه چهارتا فرزند بزرگ كردند با نداري ها ساختند و مشكلات زندگي را يكي پس از ديگري پشت سر گذاشتند و براي من بزرگترين سرمايه بعد از ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام هستند. هر روز صبح دعاي مادرم بدرقه راهمه و نگاهشون كه مي كنم روحيه ام چند برابر ميشه و از خداي خوبم براي اين نعمت بزرگ تشكر مي كنم .

و در آخر براي همه پدر مادران شيعه و محب آناني كه در قيد حياتند آرزوي سلامتي و طول عمر باعزت و براي آناني كه به عالم بالا رفتند آرزوي رحمت و متنعم بر سر سفر ارباب آرزومندم

موفق و سلامت باشيد
يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، زینب خانوم ، لبخند خدا
۱۵:۴۴, ۳۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام
اینجا اول از دو بزرگوار که متنایی نگاشتن که جای تامل داره.
متاسفانه الان هرکی واسه خودش یه خونه جدا میخواد تا راحت باشه و کسیم کاری به کارش نداشته باشه.اخرش میشیم روباتBig Grin
ولی جدا از همه اینه که خانم موزه خوب گفتن و من واقعا به این حرف سالهاست رسیدم چون میبینم و درک کردم( کسی که هنوز با کارهای بچهانه دارن بزرگ میشن حتی 40 ساالشونم باشه بازم بچه هستن ) نسل بعد ما دقت ککنین که نمیخوام زیر سوال ببرمتون ولی داداش من خواهر من رشد به بلوغ فکریه و درک نه چیز دیگه. الانم که خدارو شکر رشد فکری و درک اومده بالا ولی یچیزایی هست به اسم مسئولیت که کمتر کسی داره.طرف با پول پدر داره زندگی میکه بعد میخواد زندگی رو چطور بکذرونه؟

سید یه نکته ای گفت که دور هم بودن خونواده ها در چد سال پیش ( زیاد دور نرین)همین الانم بعضیا اینجوری هستن
اگه حساسیت و چشم همچشمی و ... بزاریم کنار و پشت هم باشیم هیچ مشکلی نیست چون هر کاری کنی و هرجور زندگی کنی حرف زیاده پشتش.
خانم موزه و دیگر دوستان ببینین ممکنه بگن با یکی که هم سنت هست و یا بزرگتر زندگی اولش خوبه و لی بعدش بد و یا درک و ... مشکل برمیخورین ، اما اگه واقعا فکر و عقیده باهم جور باشه میشه زندگی خوبی داشت.
یکی از دوستان میگه حداقل باید 10 سال خانمش از خودش جونتر باشه ، خو برادر من اون دیگه میشه بچه تو نه زنت.
بعضیام که لطف میکنن و میگن همونا خوبه تا همسن ، همکار من دقت کنین که اونا چقدر متوجه هستن از زندگی که بتونن همراه باشن نه هم راه.

این حدیث رو براتون میزارم ، برداشت با خودتون.

رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: “فرزند سه حق بر پدر دارد: اول انتخاب نام نیکو، دوم کتابت، نوشتن و سواد آموزی، سوم ازدواج، زمانی که فرزند بالغ شد

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۴، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ ق؛ فیض کاشانی، ملا محسن، محجة البیضاء، ج ۲، ص ۶۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، aboutorab ، زینب خانوم ، لبخند خدا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا