|
ان الحسنات یذهبن السیئات
|
|
۲۱:۰۹, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عبد عاصی : بیان زیبای علامه طهرانی (رحمة الله علیه) درباره آیه کریمه را مطالعه بفرمایید و فکر کنید . این مطلب در کتاب انوار ملکوت جلد اول آمده است . ![]() (وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ). «و بپايدار نماز را در دو طرف روز و پاسي كه از شب ميگذرد، به درستي كه حسنات، گناهان را از بين ميبرند؛ اين تذكّري است براي افرادي كه متذكّر گردند.» انسان گاهي در اين دنيا مبتلا به گناه ميشود، و گاهي اوقات حسنات از او صادر ميگردد؛ گناه در وقت غفلت است (لا يَزنِي الزّانِي حِينَ يَزنِي و هو مُؤمِنٌ و لا يَسرِقُ السّارِقُ حِينَ يَسرِقُ و هو مُؤمِنٌ) طاعت در وقت تذكّر. نفس انسان كه قابليّت كمال و إرتقاء به مدارج و معارج عالية انسانيت را دارد، در وقت عروج و كمال، هر نقيصه و گناهي كه از او سابقاً سرزده خود بخود آمرزيده و محو خواهد شد. چون بنا بالفرض گناه و معصيت در سطح كوتاه از افق نفس قرار داشت، و فعلاً كه نفس از آن افق حركت كرده و از آن منزل بيرون آمده در منزل بالاتري رفته و در سطحي عالي در پرواز است، آن منزل قبل با تمام آثار و خصوصيّات آن بجاي خود مانده و با اين نفس حركت نكرده است؛ لذا گناه و معصيت در اين منزل وجود خارجي ندارد. حالتي بود از براي نفس سابقاً روي داده بود و فعلاً كه نفس تغيير منزل داده است پاكيزه از گناه وارد شده است. بنابراين تحقيقاً كاري كه شخص را جنبش دهد و موجب ارتقاء درجه گردد، خود بخود موجب آمرزش گناهان سابق او كه حالات دنيّۀ نفس او در وهلۀ سابقه بودهاند خواهد بود. توحيد مكفّر ذنوب است، و در عالم توحيد اصلاً گناه معني ندارد روي اين معني توحيد مكفّر ذنوب است، و در عالم توحيد اصلاً گناه معني ندارد. شخصي كه به مرحلة توحيد رسيد، مانند بچهاي كه از مادر متولد شده است پاكيزه خواهد بود؛ چون بالفرض گناهان سابقه روي كوري چشم باطن و مشاهدۀ عالم كثرت و غفلت از خدا و توجّه استقلالي او به ما سوي الله تعالي بوده است. و اصولاً معني گناه غير از اين چيزي نيست، ليكن چون با مجاهده و رياضات شرعيه و اطاعت و تسليم در برابر فرامين خدا حالت او تغيیر كرد غفلت او تبديل به ذكر و چشم حقيقت بين او شفا يافته، و نظر او به تمام موجودات نظر تبعي شده و نظر استقلالي به ذات واجب الوجود افكنده است. در اينجا هر چه است خير محض است و طهارت محض؛ فلذا عبور از مرحلۀ شرك به توحيد عاليترين توبه و نافعترين قسم از اقسام آمرزش گناه است. و بالعكس چون نفس انسان قابليت نزول و تردّي را دارد، اگر طاعتي در مدّتي از او سر زد و سپس از مقام اوليّۀ خود نزول كرد و حجاب غفلت ديدۀ باطن او را كور كرد و متوجّه زخارف دنيا شد، خدا را فراموش نمود و به اسباب دنيا با نظر استقلال نگريست، اين نزول نفس موجب حبط و از بين رفتن و نابود شدن حسنات و خيرات سابقۀ او خواهد بود. چون آن حسنات در منزلي از منازل نفس متناسب آن منزل از او سر زد، و فعلاً كه آن منزل را تغيير داده و منزل بدي انتخاب نموده آن آثار سابقه در آن منزل سابقه خواهد ماند و نفس دست خالي بدون حسنهاي فعلاً زيست میکند، و بطور كلّي مطالب فوق را در دو جمله ميتوان خلاصه نمود: 1ـ آنكه نفس در قوس صعود و طيّ مدارج كمال در هر منزلي كه وارد شود سيّئآت مترتبه در منازل قبل محو و نابود ميگردد. 2ـ آنكه نفس در قوس نزول و وارد شدن در مُرديات هوي و نفس امّاره در هر منزلي كه نزول كند تمام حسنات و خيرات منازل سابقه حبط و نابود خواهد شد. آیاتی از قرآن راجع به آمرزش و تكفير گناهان راجع به آمرزش و تكفير گناهان در صورت اول آياتي در قرآن مجيد وارد است: منها: آنكه در سورۀ فرقان كه صفات عباد الرحمن و خواصّ آنها را يك يك طيّ آياتي ميشمارد، ميفرمايد: ( وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا* يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا * إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا)ملاحظه ميشود كه در اينجا ايمان و عمل صالح و توجّه را مكفّر قتل نفس محرّمه و زنا قرار داده، و در منزل ايمان و عمل صالح كه نفس طهارت ميگیرد و طاهر میگردد تمام سيّئآت كه آثار نفس بوده تبديل به حسنات ميگردد. منها: آنكه در سورۀ محمّد ميفرمايد: ‘(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ). در اينجا ايمان به خدا و ايمان به پيغمبر و كتاب خدا و عمل صالح را مكفّر گناهان قرار ميدهد. ![]() منها: آنكه دربارۀ اهل كتاب كه ايمان ندارند و تقوي ندارند، ميفرمايد: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ). و غير از اينها آيات ديگري كه راجع به تكفير گناهان در قرآن مجيد آمده است. و امّا راجع به گروه دوّم و آن دستهاي كه چون از منزل اوليّۀ تقوي و توحيد نزول كنند تمام حسنات سابقۀ آنها حبط و باطل است نيز آيات بسياري در قرآن مجيد وارد است: منها: (وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ) و منها: قوله تعالی مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ*أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ) درست ملاحظه میشود كه در اين دنيا طلب حيات دنيا و زينت او را كه حال و ملكۀ نفسي است موجب حبط تمام حسنات و بطلان خيرات و مبرّات و جميع افعال انسان قرار داده است.و در سورۀ كهف وارد است كه قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا*الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا*أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا). در اينجا كفران به آيات خدا و لقاي او را موجب حبط اعمال و گم شدن فعّاليتهاي دنيوي كه بنظر خود آنها خوب بوده است قرار ميدهد.در كتاب «بحار الأنوار» از «امالي» مرحوم صدوق نقل میکند: إلي أن قال: عَن مُحَمَّدِ بنِ مِسعَرٍ قالَ: كُنتُ عِندَ سُفيانَ بنِ عُيَينَةَ فَجاءَهُ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلّي الله عليه و آله و سلّم أنَّهُ قالَ: إنَّ العَبدَ إذا أذنَبَ ذَنبًا ثُمَّ عَلِمَ أنَّ اللهَ عَزَّوجَلَّ يَطَّلِعُ عَلَيهِ غَفَرَ [غُفِرَ] لَهُ. فَقالَ ابنُ عُيَينَةَ: هَذا كِتابُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، قالَ اللهُ تَعالَی: (وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ*وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ) فَإذا كانَ الظَّنُّ هو المُردِيَ كانَ ضِدُّهُ هو المُنجِيَ . نماز محو کنندۀ گناهان است از اين مطلب خوب استفاده ميشود كه سوء ظنّ به خدا كه از آثار بُعد و وقوع در منزلهاي پائين نفس است موجب وقوع در جهنّم میشود، نه نفس اعمال زشت و گناهان، بلكه طبق قوله تعالي وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ*وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ )، فقط همين حالت نفسيّۀ سوء ظن آنها را به جحيم انداخته است؛ در اين صورت ضدّش كه آن حسن ظنّ به خدا و معرفت آنكه خدا از گناه اطّلاع دارد، نفس اين معني موجب نجات و بهشت خواهد بود.بنابراين از آنچه ذكر شد معني آيۀ عنوان كلام روشن ميشود كه چگونه نماز محو كنندۀ گناهان است؛ چون نماز از حسنات است و حسنات ماحي سيّئات. حسنه كاري است كه خدا او را بپسندد، و خدا چيزي را ميپسندد كه مقرّب عبد باشد به او؛ و مقرّب بنده فعلي است كه از روي خلوص بجاي آورده شود. بنابراين نماز كه توجّه تامّ به خداست مؤمن را در أنوار ملكوتي ميبرد و در آنجا ديگر گناه وجود ندارد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: my_documents%5Cmy_Gallery%5Calameh%20tehrani3.jpg]](http://www.motaghin.com/my_documents%5Cmy_Gallery%5Calameh%20tehrani3.jpg)
![[تصویر: noor.jpg]](http://www.islam-einstein.com/wp-content/uploads/2011/08/noor.jpg)
مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ*أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ) درست ملاحظه میشود كه در اين دنيا طلب حيات دنيا و زينت او را كه حال و ملكۀ نفسي است موجب حبط تمام حسنات و بطلان خيرات و مبرّات و جميع افعال انسان قرار داده است.

