کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطراتی از زیارت اربعین، تجلی ولو کره الکافرون....
۲۳:۵۴, ۲۵/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۹ ۱۲:۱۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم ربّ شهداء و الصدیقین


شکر و سپاس بی پایان خدایا را که بر این فقیر حقیر سراپا تقصیر منت گذاشت و توفیق زیارت اربعین امام حسین علیه السلام را نصیب این بی مقدار بی لیاقت کرد


اول می خواستم خاطرات رو به شکل کلاسیک شروع کنم بنویسم

راستش حوصله ام نیومد

شاید سر فرصتی این کار رو کردم

اما حیفم آمد قطره ای از این دریا را با شما در میون نگذارم


پرده ی اول:

خیلی وقت پیش حدیثی خونده بودم به این مضمون که از علامات مومن پنج چیز است

تا اونجا که در خاطرم مونه 4 تاش اینا بود که بسم الله را بلند می گوید، روزی 51 رکعت نماز می خواند(17 رکعت واجب+34 رکعت مستحب)، انگشتر عقیق بدست راست می اندازد و زیارت اربعین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از وقتی این حدیث رو خوندم، خیلی دلم می خواست زیارت اربعین مشرف بشم

اما معمولاً این زیارت به علت استقبال فوق العادش، خطرناک هم هست و معمولاً هر سال کلی شهید در اثر بمب گذاری ها درش رخ میده

مادر من هم مثل هر مادری....

برای همین هیچ وقت جرأت نکردم که این درخواست رو با مادرم در میون بگذارم

و میدانیم که برای زیارت های مستحبی اذن و رضایت والدین به ویژه مادر لازم است (اویس قرنی و مادرش و زیارت رسول الله و ...)



پرده ی دوم:

از ماه اول که شروع به کار کردم، به دلم این نیت افتاد که هر ماه مقداری از حقوقم رو پس انداز کنم برای زیارت کربلا کنار بگذارم

از این موضوع هم به هیچ کس چیزی نگفتم

بعد از این سفر هم فهمیدم خیلی بهتر هست انسان نیت کارهای خیر مستحبش رو اصلاً به کسی نگه!!!



چند روز مونده به اربعین بود که پسر عمه ام اس ام اس (ببخشید پیامک) زد و گفت:
علی میای برای اربعین بریم کربلا؟

بهش جواب دادم راستش اذن مادرم لازم هست


چند لحظه بعد دوباره بهم اس ام اس داد:

بیا اذن مادرتم گرفتم دیگه چی میگی؟


با اینکه بسیار تعجب کردم، گفتم باشه میام حجت جان


گفت پاسبورتت مشکل اعتبار که نداره؟

گفتم نه

گفت پس میام سراغت که بگیرم و بدم به یکی از آشناهام که بره برای ویزا


مفصل قصه ی اینکه چی شد تا بعد از کلی وعده آخرم یارو گفت شرمنده نمیتونم ویزا بگیرم، رفیقم که تو سفارت عراق بود نیستش ایران


تقریباً از گرفتن ویزا نا امید شده بودم

و زمانی هم دیگه نداشتیم برای گرفتن ویزایی که بشه باهاش به زیارت اربعین رسید

یه روز به اما حسین گفتم تو دلم: آقا جان شما اگه نمی خواستید جور کنید چه کاری بود که اینو انداختید تو دل ما
من که توی برنامه ام نبود که این اربعین بیام، آخه این چه کاریه؟

شب تو رخت خواب بودم که گوشیم زنگ خورد


ميدونيد كي بود؟
كسي كه چند سال قبلش با هم رفته‌ بوديم كربلا، اما در فاصله برگشتن از سفر تا اون شب به من زنگ نزده بود، بعد از اون شب تا امروز هم دوباره به من تاحالا زنگ نزده!!!!!!!!!!
جوابش رو دادم (پسر حاج آقا علی محمد برنا به نام حسن برنا بود)
گفت حاج علي چه خبر؟
گفتم هيچ خبر، خدا رو شكر.
گفت كربلا نمي‌ري؟
بهش گفتم ماجراي پاسبورت رو.
گفت يه شماره بهت مي‌دم، رفيق يكي از اعضاي سفارت عراق هست، پاسپورتا رو مي‌دي بهش فردا و همون روز به شما ويزا رو ميدن! و بعد هم بلافاصله قطع كرد و تا امروز هم باز به من زنگ نزده!!!

الله اکبر




[b]حالا از بین این همه رفیق ببین خدا چه جوری انداخته تو دل این بنده ی خدا به ما زنگ بزنه و بپرسه رفتنتون به کربلا چی شد؟

اونم همون لحظه ای که دیگه قطع امید کردیم از غیر خدا و رو زده بودیم (البته به علت جهل با حالت شکایت) به خود امام حسین علیه السلام..[/b].





پرده ی سوم:

خلاصه جور شد و...
9 دی ماه از تهران با هواپیما رفتیم نجف اشرف

فکر کنم صبح یازدهم بود که بعد زیارت مولا امیرالمومنین عازم حرکت به سمت کوفه شدیم

عصر رسیدیم به مسجد میثم تمار

بعد رفتیم مسجد کوفه،
تهران که بودیم یکی از پیر مردهای اهل دلی که جزو بچه‌های بالا محسوب می‌شه و به قولی خیلی خفن و ... هست، گفت رفتی کوفه سلام منو به حضرت مسلم برسون و بگو فلانی که از کودکی عاشقت هست به شما سلام رسوند

چون فکر نمی‌کردم بریم کوفه اصلاً موقع اومدن گفتم إن شاء الله آقا رضا اگه رفتنی شدیم حتماً (آقا رضاي عالي كه گه‌گاهي حجت الاسلام مسعود عالي از كمالات معنوي او در سخنراني‌هاشون سخن مي‌گن)

و وقتی کوفه رفتیم حس کردم که این سفر هم مثل خیلی از قسمت‌های زندگیم احتمالاً پر از برنامه‌هایی هست که دست ما نخواهد بود


از مسجد کوفه رفتیم به سمت مسجد سهله

مسجد سهله.....

هر بار که به این مسجد پا گذاشتم آرزومند نماز جماعتی شدم که روزی در این مسجد اقامه خواهد شد که در صف اولش کسانی چون سلمان فارسی، مالک اشتر، اصحاب کهف، خضر نبی، عیسی مسیح و... خواهند بود و چه پیش‌نمازی...


بعد از نماز مغرب و عشا شبانه از مسجد سهله رفتیم به سمت کربلا به قصد حرکت با پایه پیاده

نجف که بودیم، بودند کسانی که سال‌های قبل پیاده به زیارت حضرت سیدالشهدا رفته بودند و توصیفات عجیبی از مهمان‌نوازی مردم عراق از زوار امام حسین می‌کردند

با خود می‌گفتم که به نظرم این‌ها دارند مقداری غلو می‌کنند

اما چه بگویم که چیزهایی دیدم که دانستم خیلی کمتر از آنچه به واقع وجود دارد را بیان کرده‌اند



مسیری که نادانسته ما را در آن قرار دادند مسیری بود که معمولاً مسیر اصلی پیاده روی به سمت کربلا نیست
معمولاً از نجف مستقیم مسیر جاده را پیش می‌گیرند تا به کربلا

اما ما از مسجد سهله شروع کردیم که گویا مقداری دور‌تر میشد

اما قسمتمان بود تا از آن مسیر برویم


از یک افسر عراقی پرسیدیم که مسیر کربلا از چه سمت است

گفت می‌خواهید پیاده بروید

گفتیم بله

گفت: الان که دیگر شب شده بیایید در منزل ما بمانید، بهترین غذا، حمام و جای خواب در اختیار شماست، صبح زود با آمادگی بیشتر حرکت کنید

گفتیم نه ممنون تازه شروع کردیم و می‌خواهیم حداقل یه 2 ساعتی راه برویم

از او اصرار و از ما انکار


لیلة المبیت که میدانید چیست
شبی است که مولا علی در بستر به جای رسول الله خوابیده بودند

هر کسی ما را در مسیر می‌دید
فریاد می‌زد مبیت، مبیت و به سمت ما می‌دوید

بعضی‌هاشون انگار در تاریکی شب کمین می‌کردند تا زائر امام حسین را شکار کنند و ببرند برای خدمت به او

خلاصه بعد از آنکه مطمئن شد که ما مبیت بیا نیستیم راهنمایی کرد ما را


مسیر را که آغاز کردیم

یه کوچه باغ مانند بود به عرض حدود 8 متر، که دو طرفش نخلستان بود و آب و خانه‌های روستایی
شب بود و خلوت

انگار توصیف بهشت بود

اونقدر مسیر روح افزا بود که همون پانزده دقیقه‌ی اول داشتیم برنامه‌ریزی می‌کردیم برای زیارت اربعین سال بعد!!!!!

انگار توی باغ‌های بهشتی داشتیم راه می‌رفتیم

وقتی به آدم تعارف می‌زدن، مثل خيلی از ما‌ها تعارف الكی و بفرما نمی‌زدند

می آمدند جلو و التماس می‌کردند که بیایید تا در خدمتتان باشید


با دو پسر عمه‌ام در حرکت بودیم یکی از این‌ها که ما را دعوت کرد یک پیرمرد عرب واقعاً نورانی بود
آمد جلو پرسید کربلا می‌روید؟

گفتیم بله

گفت الان شب شده بعد دست هر سه تای ما را گرفت در دستانش و گفت مسیر از اینجا به بعد خلوت و خطرناک می‌شه چون شب هم در حرکت هستید بیایید تا شب در خدمت باشیم

و ما تشکر می‌کردیم

التماس از نگاهش موج می‌زد

و ما حقیقتاً تحت تأثیر پاکی و صداقت این پیرمرد قرار گرفتیم
بعد هر سه شانه‌های ایشان را بوسیدیم و ضمن تشکر گفتیم باید برویم

و او هم با کلی دعا ما را بدرقه کرد




مسیر را همین طور رفتیم تا دیگر فقط جاده‌ی خاکی بود؛ در اين بين پسر عمه كوچكم كه هم سن من بود، گفت هوس پرتقال تامسون كردم!!!
اگر به عراق رفته باشيد مي‌دانيد كه اصلاً در آنجا پرتقال تامسون خيلي وجود ندارد، اكثراً پرتقال‌هايي هستند هسته‌دار و كوچك‌تر از تامسون با پوستي سفت‌تر.
من و پسر عمه بزرگم بهش خنديديم و گفتيم باش تا بياد، نصف شبي تو بيابون اونم اينجا تو عراق پرتقال تامسون مي‌خواي!؟؟!

از دور دو تا چراغ روشن ديديم، داشت به ما نزديك مي‌شد، يه ون بود. نزديك ما كه شد اوم كنار همان پسر عمه كوچكم، شيشه برقي را داد پايين، گفت سلام، دستات رو بيار جلو، پسر عمه‌ام دستانش را برد جلو، 4، 5 پرتقال تامسون گذاشت تو دستش و بلافاصله رفت.
وقتي رفت پسر عمه كوچكم با دهان كاملاً باز خشكش زده بود و ما نيز با چشماني كه از تعجب به حداكثر سايز گشاديش رسيده بود خشكمان زده بود!
عجيب‌ترين و غيرقابل توضيح‌ترين خاطره من در اين سفر بود!!!!


حدود ساعت 12 شب شده بود به مسير ادامه داديم که دیدیم جاده دو طرف می‌شود
هيچ چراغي نبود، ناگزير يكي را انتخاب كرديم و رفتيم
يك‌هو ديديم رويمان نورافكن انداختند (مثل توي فيلما كه رو زنداني فراري يه هو نور مياندازن)
گفتن كي هستيد؟
گفتيم كربلا؟
يك افسر از پادگان نظامي آمد بيرون گفت: زائر الحسين؟
گفتيم بله بله
گفت بيايد جلو.
درب پادگان نظامي عراق را باز كرد و 2 سرباز مأمور كرد كه به همراه خودش از اين در پادگان تا دري كه در اون سمت پادگان بود ما رو مشايعت كند.
در ديگر پادگان را باز كردند و با احترام ما را راهنمايي كرد و گفت (يمين يسار مستقيم.) تا برسيم به وسط جاده نجف كربلا
يعني با اينكار باعث شد كلي از مسير كم بشود، (به جاي دور زدن پادگان از وسط پادگان رد شديم)
وقتي مشايعت فرمانده پادگان را كه فهميده بود ما زائر امام حسين عليه السلام هستيم ديدم، با خودم گفتم فرداي قيامت با زائران حسين عليه السلام چه خواهند كرد.
رفتیم تا حدود ساعت 2 نصف شب بود که رسیدیم به جاده نجف به کربلا

روی تیر‌های چراغ وسط جاده شماره خورده بود

فکر کنم حدود تیر 300 بود که بیرون آمدیم (بعدها فهمیدیم که آخرین ستون که می‌رسد به میدان مشک پشت حرم حضرت عباس علیه السلام شماره اش 1552 است) نجف تا کربلا حدود 90 کیلومتر است


دیگر نای قدم زدن نداشتم وِلُو شدم روی صندلی کنار حسینیه
یک دفعه دیدم یکی آمد جلو و آب پرتغال و کیک به ما داد
بعد یکی دیگر آمد و موز و نوشابه داد
و بعد هم یکی آمد و لیوان یکبار مصرف آب

و حواستان باشد که ساعت نزدیک 3 نصفه شب بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و خدمات رسانی به زوار در این حد ادامه داشت....


شب رفتیم در یکی از حسینه ها

صبح بیدار شدیم و دیدیم اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو وَه سیل جمعیتی است که دارند پیاده میروند به سمت کربلا

نجف به کربلا 3 خط تا جاده داره

توی دو تاش فقط آدم بود توی اون یکی هم که ماشینا میومدن و می رفتن باز آدمها بودند

و بین جاده ها هم ماشین بود


قدم به قدم موکب و حسینه بود

عرب ها به هیئت هایی که ما در ایران با داربست و برزنت تو محرم راه می اندازیم میگن موکب



از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توی این مسیر میدادن


کباب ترکی ای میدادن که توی تجریش نمیخوری
کله پاچه
انواع خورشت، فلافل، تخم مرغ نیمرو و شیر و شیرکاکائو و حلیم و فرنی و انواع میوه و هر چی فکرش رو بکنی

و همه ی اینها با بهترین کیفیت مواد اولیه

حیرت انگیز بود

به طور مثال کباب درست کردنش اینجوری بود که

گوسفند میکشتن همونجا، پوستش رو می کندن ، گوشت و استخون و جدا میکردن ، همونجا میریختن توی چرخ گوشت، بعد مواد دیگه بهش میزدن و میزدن به سیخ و میزاشتن روی آتیش و برمیداشتن میزاشتن لای نون و بعد میدادن به ملت


و این جالب بود که اونها التماس میکردن برای خدمت به زوار



توجه 1:
یه جمله داشتن توی مسیر بزرگ زده بودن:



حب الحسین هویتنا و خدمت لزوّار الحسین شرفٌ لنا

حب حسین هویت ما است و خدمت به زائران حسین شرف ماست

و التماس میکردند و میگفتند بیایید و مارو از اين شرف محروم نکنید






حیرت انگیز اول:
یه جا دیدیم تعداد خیلی زیادی گوسفند آوردن

یکی پرسید این همه گوسفند آوردی اصلاً چه قدر کلاً گوسفند داری؟

گفت من هر چی دارم هر سال میارم برای زوار اربعینن امام حسین!

یکی دیگه از بچه گفت: پس تو چه جوری زندگی می کنی؟

گفت: عباس میرسونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




نتیجه ی اول:
تا قبل از این سفر مطمئن بودم که من ویژگیهای یک شیعه ی امیرالمومنین رو ندارم و نهایتاً محب اهل بیت هستم
بعد از این سفر چیزهایی دیدم که به این نتیجه رسیدم که اگر اینها محب اهل بیتند پس من....





حتی ایستگاه هایی بود بین راه که ملت رو با دستگاه و دست خالي ماساژ میدادن
تخت گذاشته بودن و دست و پا و پشت ملت رو مشت و لُق و ماساژ میدادند


پُر از ایستگاه های حلال اهمر که همگی داوطلبانه اومده بودند



یکی از پسر عمه هام مجبور شده برای گرفتن پماد بره سراغشون

یکی از این ایستگاه ها ایرانی بود

یه متخصص اورژانس اومده بود داوطلبانه و ازش در حد تزریقاتی استفاده میکردن

حالا چرا؟
چون اونقدر فوق تخصص داوطلب شده بودند که بیشتر از این چیزی به این بنده ی خدا نرسیده بود و البته به همین هم دلخوش بود

میگفت ردیف اول اون جلو سه تا فوق تخصص هستند که به دو زبان عربی و انگلیسی هم مسلط هستن

ما هم این ته در حد تزریقاتی خدمت میکنیم


الله اکبر



هر کسی با هر چیزی که داشت سعی میکرد با خدمت به زوار امام حسین ارادتش رو به امام حسین نشون بده

یکی دستمال کاغذی خریده بود

یکی در خونش رو باز کرده بود و ملت به عنوان دستشویی یا حمام یا خوابگاه از خونش استفاده می کردند

یکی چایی میداد و ..... خلاصه هر کی با هر چی که در توانش بود





چند حیرت انگیز دیگر:

خودم دیدم یک مرد که با یک پا و دو عصا پیاده میرفت این راه را که جز عاشقان نتوانند پیمود



خودم دیدم

از زائرانی از اسپانیا را


خودم دیدم
زائرانی از آلمان را


خودم دیدم چندین زائر خانوم (آن هم با چه پوشش و حجاب و چادری) از فرانسه را



کثرت زوار شیعه ی ترکیه ای برایم عجیب بود




و یکی از عجیبترین چیزهایی که در این سفر دیدم یک هیئت بود (هیئت گفتم ها نه چند نفر زائر که گروهی از جایی آمده باشند)

یک هیئت

فکر میکنید ازکجای عالم آمده بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاخ آفریقا؟

نه خیلی پرت تر


آمریکا؟

نه نه خیلی پرت تر


چین و یا روسیه؟


نه نه گفتم خیلی پرت تر؟



بگذار خودم بگویم برایت


از ماداگاسکار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اصلاً میدانی ماداگاسکار کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جزیره ای در جنوبی ترین مناطق قاره ی آفریقا

از اونجا بری پایین تر میرسی به قطب

و همگی شیعه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


یادم می آید در دوران دانشجویی بعضی ها میگفتن شما که مدعی هستید که ولایت علی بر حق است، حالا یکی که توی شاخ آفریقا هست چه جوری میخواد به ولایت علی برسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته همون موقع ها هم جوابشان را میدادیم


اما اینجا دیگر دیدم با چشمان خودم

شاخ آفریقا که هیچ

خدا هادی هست و....


ماداگاسکار کجا، اربعین و کربلا و زیارت امام حسین کجا


الله اکبر


یکی از بچه ها یک هلندی را دیده بود

میگفت گویا مسلمان هم نبوده


گفتیم چرا آمدی ؟

گفت: آمدم اصلاً ببینم این ملت دارن میرن چی رو ببینن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


یاد فیلم روز واقعه افتادم

کم و بیش میدونید که هلند حتی در بین کشورهای آزاد اروپایی از نظر فساد در مسائل مواد مخدر و س ک س و ... جزو آزاد ترین هاست

با خودم میگفتم آقا امام حسین از دل فسقستان و کفرستان این بنده ی خدا را کشیده روز اربعین تو صحرای کربلا چی میخواد بهش نشون بده، فقط خدا میدونه

چه دلبری هایی میکند حسین زهرا


این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آقا امام حسین دنیا را فتح کرده


و هر چه بیشتر وهابی ها و جبهه ی ابلیس میخواهند نور خدا را خاموش کنند با اینکه تمام ابزار تبلیغات هم در اختیار آنهاست خدا نور خود را تمام خواهد کرد هر چند مشرکان را خوش نیاید



حتی حج هم به پای این تجمع عظیم انسانی نمی رسد
و هیچ تجمع انسانی به پای این تجمع انسانی در کره ی زمین نمی رسد!!!!!!!!!!!!!!!!

هر چند فرعون با تمام قوا نخواهد که موسی به دنیا بیاید اما خدا موسی را میگذارد در دامن خودش تا نشان دهد خدا خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


و هر چند همه ی کفر و نفاق و دستگاه ابلیس با همه ی قدرتهای پوشالیشان نخواهند که یوسف فاطمه....
اما خواهد شد آنچه خدا خواسته

چه با ما و چه بی ما

فقط خودمان باید به خودمان رحم کنیم و از این قافله جا نمانیم




حیرت انگیزی دیگر:

خودم دیدم که پیرزنی مسکین و گرسنه نان خشک از زمین جمع میکرد

کسی گفت چرا نمی روی و غذا نمیگیری؟؟؟؟؟؟؟؟

میدانید چه گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفت: لا هذا لزوار الحسین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نه این برای زوار امام حسین است


الله اکبر

مسکین است و محتاج

اما دستش طرف غذای زائر امام حسین نمی رود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




فوق حیرت انگیز:

با هر کسی که صحبت کردم گفت زیر قبه رفته و زیارت یک دل سیر بهش رسیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روز اربعین که به سمت کربلا قدم بر میداشتم شدت جمعیت را که میدیدم با خود گفتم من اگر پایم به بین الحرمین هم برسد راضی هستم

اما قربان کرم آقا امام حسین بروم

رفتم
بین الحرمین که هیچ
داخل حرم که هیچ

زیر قبه ی امام حسین که هیچ
دستم هم به ضریح مطهر رسید (هر چند نزدیک بود که قلبم از چشمم بزند بیرون) اما رفتم و رسیدم و توانستم به توفیق الهی در بهترین جاهای حرم هم زیارت کنم


نمیدانم این سیستم چه جوری و از کجا داشت مدیریت میشد

این جمعیت میلیونی
فقط هزینه ی این جمعیتی که حداقل 16 ملیون تخمین زدن رو سرانگشتی حساب کنید
حداقل روزی 15000 تومان برای هرکس
و حداقل 4 روز

و یک دینارش را هم دولت عراق نمیدهد!!!!!!!!!!!


از این جمعیت میلیونی که به همه زیارت میرسد، جای خواب میرسد و.....



رفقای زیادی را دعا کردم

به نیت بچه های تالار هم دعا کردم
بین الحرمین نماز هم خواندم



و اما حرم علمدار حسین...


گفتنی ها بسیار است

راستش شاید إن شاء الله ادامه اش را نوشتن

خیلی هایش را ننوشتم

از آنکه ما را در روز آخر از موکب بردند خانه ی خودشان چه اتفاقات حیرت انگیزی افتاد و چه گفتگوهایی که بینمان انجام نشد و وهابی ها با ایشان چه کرده بودند و آنها با ما چه کردند و...

از یک تجلی جزئی جامعه ی مهدوی در این سفر


و

چه بگویم از الطاف حیرت انگیزی که مولا امیرالمومنین در بازگشت از کربلا در نجف به ما کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


و چه بگویم از اتفاقات عجیبی که در بازگشت در ایران برایم رخ داد




سربسته بگویم

فهمیدم و چشیدم که روز قیامت هم اگر که زوار امام حسین را اینگونه تحویل بگیرند

دیوانه است کسی نخواهد جزو دستگاه امام حسین باشد

چشیدم و دیدم که یعنی چه که در روایات می گویند

همه ی ما اهل بیت باب خدا هستیم
لکن باب امام حسین وسیع تر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


شاید ادامه داشته باشد إن شاء الله....

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، MohammadSadra ، یا صاحب الزمان ، rastin ، Havbb 110 ، seyed ahmad ، mahdy30na ، عبدالرحیم ، مجید املشی ، freewish ، Ramin_Ghn ، شیدا ، فرشته مهربون ، ats ، Reza71 ، محب الزهرا ، وحید110 ، میلاد.م ، یاســین ، mohamad ، mohammadhadi ، Agha sayyed ، aboutorab ، ELENOR ، مسافر ، hesam110 ، Seyed Mohsen ، حسن.س. ، حسن عزتي ، Hadith ، Admirer ، حقیر ، جویای حقیقت ، علمدار133 ، sarallah ، heaven ، Farzaneh ، بیداری اندیشه ، fazel ، ساقی ، yamin ، ترنم ، حسام+ ، fatemeh ، احیاء ، محیصا ، غفران غ ، MESSENGER ، در جستجوی سختی ، Tolou ، yektasepas ، mahdyshr ، فاطمه خانم ، meshkat ، مرغ باغ ملکوت ، mohammad reza ، Islam ، mkashipazha ، viana ، مجنون الحسین ، N.Mahdavian ، ZaHrA110M ، ali.khm ، Asma ، Night moans ، عبدالرحمن ، منادی حق ، Aryha ، یاوران مهدی ، یا امام رضا ، meisamtiger ، Night_World ، آفتاب ، L.H ، صبح صادق ، bagheri4 ، fiftynine ، لبخند خدا ، مصباح ، amrtat71 ، mahyamatin ، azade ، السا

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۱۸, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #31
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در این مستند زیبا و تاثیر گذار بخش‌هایی از عظمت پیاده روی میلیونی اربعین حسینی به تصویر کشیده شده است، که با بهره از بیانات امام خمینی(رحمة الله علیه)، امام خامنه ای(مدظله العالی) و آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) توانسته است پنجره‌های جدیدی از معارف حسینی را به روی مخاطبین خود بگشاید.(منبع)

دیدن این مستند زیبا را به همه توصیه می کنم


مدت زمان: 40 دقیقه 54 ثانیه
در ضمن برای راحتی شما این مستند بصورت قسمت قسمت جدا شده
قسمت اول یااهل العالم-جای خالی تو

قسمت دوم یااهل العالم- لبیک یا حسین

قسمت سوم یااهل العالم-زیارت اربعین؛ نشانه مومن

قسمت چهارم یااهل العالم-چراخدا برای کربلا مناسک تعریف نکرده؟

قسمت پنجم یااهل العالم- جای قدم های زینب

قسمت ششم یااهل العالم-اربعین بهترین راه معرفی حسین به جهان

قسمت هفتم یا اهل العالم-هر کس برای حسین سینه نزند...

قسمت هشتم یا اهل العالم-فضیلت و ثواب پیاده روی اربعین

قسمت نهم یا اهل العالم-نقش زیارت اربعین در افزایش ایمان

قسمت دهم یا اهل العالم-حسین صدا میزند: بیا..

قسمت یازدهم یا اهل العالم-استاد نجابتی و پرچم لبیک یا حسین

قسمت دوازدهم یا اهل العالم-پیاده روی اربعین از علائم ظهور

قسمت سیزدهم یا اهل العالم- تزورونی

قسمت چهاردهم یا اهل العالم- اربعین و جاذبه مغناطیس حسینی

حتما ببینید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، عبدالرحیم ، در جستجوی سختی ، Night moans ، سید ابراهیم ، ali.khm ، fatemeh-55 ، مجنون العباس ، meisamtiger ، ترنم
۱۴:۲۱, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #32
آواتار
بسم رب الحسین

اینم بگم اربعین در عراق روز 3 دی ماه است یکروز بعد از ایران بعلت اینکه انها محرم را 30 روزه کردند

[تصویر: 587760_kzvpcLCt.jpg]

برای راه حسین
مهــم نیست تو پای رفتن داری یا نداری .. .
در سفر کربلا قلب تــوان راه رفتن میدهد نه اعضای بدن
آنجا که باید لبیک یا حسین را قلبی گفتن نه ظــاهری !!

التماس دعای فراوان از دوستانی که میرن...........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، در جستجوی سختی ، Night moans ، عبدالرحمن ، شیدا ، yamin ، سید ابراهیم ، Farzaneh ، fatemeh-55 ، مجنون العباس ، حسن عزتي ، Night_World ، meisamtiger ، ترنم
۲۲:۳۸, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #33
آواتار
یه خاطره خیلی کوتاه چند کلمه ای بگم

اون روزی که به من گفتن کربلا میری؟

من گفتم حتما

بعد بهم گفتن یه شرایط خاصی داره ها قبول می کنی؟

منم گفتم چیه؟

گفتن پیاده روی طولانی داره

من تا اون موقع اسم این پیاده روی رو نشنیده بودم و با این قصد هم نرفتم!


نتیجه گیری اخلاقی:
خب حالا شماهایی دارید میرید و به سلامتی برگردید
به ما چیزی به عنوان توصیه نگفتند و صفر صفر رفتیم
ولی شما این همه توصیه و فیلم و کلیپ در اختیار دارید
با دست پر برید و برگردید


اوقات خوش آن بود که با دوســــت بسر شد
باقی همـــــــــه بی حاصلی و بی خبری بود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، mohammad reza ، در جستجوی سختی ، شیدا ، fatemeh-55 ، عبدالرحیم ، مجنون العباس ، حسن عزتي ، Night_World ، meisamtiger ، Night moans ، ترنم ، yamin
۲:۰۱, ۲۱/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۳:۰۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #34
آواتار
به همه برادر خواهرا توصیه می کنم حتما یکبار هم که شده این سفر رو تجربه کنید

این سفر مثل یک خواب خوب می مومنه

حتما میدونید که زیارت حضرت جزو عمرتون به حساب نمیاد

شاید دلیلش این باشه که شما به قطعه ای از بهشت وارد می شید

آن هم قطعه خوبش

فقط چون یکی مثل من چشم دیدن را ندارد نمی فهمم آنجا چه خبر است

خیلی ها با یک بار رفتن می رسند

و یکی مثل من باید خیلی این سفر رو بره تا شاید برسه

یکی از نتایج مشترکی که همه در این سفر می گیرند این است "هیچی نیستیم"

از هر لحاظ

آید آن روز که خاک سر کویش باشم
ترک جان کرده وآشفته رویش باشم

ساغر روح فزا از کف لطفش گیرم
غافل از هر دو جهان ، بسته مویش باشم

سر نهم بوسه زنان بر قدمش تا دم مرگ
مست تا صبح قیامت ز سبویش باشم

یوسفم گر نزند برسربالینم سر
همچو یعقوب ، دل آشفته مویش باشم


از آقا بخواهید که سبو را پر کنند

دونه دونه قدما رو باهاتون خیلی گران حساب می کنند
ضرر نمی کنید و شرمنده هم میشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، مجتبی110 ، مرغ باغ ملکوت ، مجنون العباس ، mohammad reza ، در جستجوی سختی ، حسن عزتي ، سید ابراهیم ، Night_World ، شیدا ، meisamtiger ، Night moans ، ترنم ، yamin
۱۶:۵۶, ۲۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #35
آواتار
[تصویر: 31983_CSR2H6XM_pic.jpg]
يک روحاني در حال بوسيدن پاي يک زائر کوچک


[تصویر: 31983_O1X3M62Q_file.jpg]
همکاري يک شهروند چيني در آماده کردن خيمه هايي ميان جاده اي


[تصویر: 31983_CSR2H6XM_file.jpg]
بوسيدن پاي زخمي يک زائر توسط سرباز ارتش عراق


[تصویر: 31983_O1X3M62Q_pic.jpg]
خوابيدن در مسير کاروان ها براي اجبار کردن زائران به خوردن غذاي هيئت


[تصویر: 31983_4NQEBNPU_file.JPG]
آماده کردن آتش براي پختن غذاي نذري


[تصویر: 31983_4NQEBNPU_pic.JPG]
توزيع انواع شيريني جات ميان زائراني که راهي کربلا هستند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Night_World ، در جستجوی سختی ، yamin ، عبدالرحیم ، شیدا ، meisamtiger ، mohammad reza ، Night moans ، لبخند خدا ، ترنم ، مصباح ، aboutorab ، مرغ باغ ملکوت ، أین المنتظر
۱۹:۴۸, ۲۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #36
آواتار
بسم رب الحسین

[تصویر: arbaaaan.jpg]

به اشک چله گرفتم که غرق غم باشم

دعا کنید که من اربعین حرم باشم

دعاکنید...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، عبدالرحمن ، در جستجوی سختی ، meisamtiger ، mohammad reza ، Night moans ، لبخند خدا ، ترنم ، yamin ، سید ابراهیم ، مصباح ، aboutorab ، مرغ باغ ملکوت ، bagheri4
۱۳:۱۲, ۲۴/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۲ ۱۳:۱۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #37
آواتار
چون امروز فردا تعداد زیادی از زائران راهی میشن آخرین توصیه رو می کنم

توی قرآن یک تشبیه زیبایی هست در مورد بهشت

در سه جای قرآن بهشت به عروسی تشبیه شده که به حجله می رود

وازلفت الجنه للمتقين غير بعيد [ق-31]

واذا الجنه ازلفت [تکویر-۱۳]

وازلفت الجنه للمتقين [شعراء-۹۰]

زلفی یک عبارت سنگینی هست

موقعی که عروس میخواد به خانه شوهر بره از یک طرف شوق زیادی داره!!!(در مثال گرفتار نشید) و از طرفی آهسته قدم میگذارد و با حیا راه میره

در قرآن بهشت اینطور برای بهشتیان قدم میگذاره و نزدیک میشه

ولی جنت الحسین اینطور نیست!!!

این بهشت رو ما باید سراغش بریم و نه با حیا

با سر باید بریم

سختی بکشیم

البته اینی که گفتم تفسیر قرآن نبود فقط یک تشبیه بود

زیارت کربلا مثل مرگ هم هستش

یکی از دوستام که فردا عازم هست که از راه بدرش کردم و راضیش کردم به رفتن میگفت میترسه که بره البته ترسش از این بود که بره و نرسه نه اینکه از خود سفر بترسه (الان هم این متن رو میاد میخونه)

این کلیپ رو از آیت الله بهجت ببینید


هر کسی از دنیا میره چه مومن باشد چه کافر میگه ای کاش جلوتر آمده بودم !

حالا کربلا هم همینطوره کسی که محرم باشه میرسه و خوش بحالش میره و مست میشه

کسی که نامحرم باشه (مثل من) هم باز به یک چیزی میرسه (چایی و غذا و ...) و باز میگه چرا زودتر نیامدم؟

فقط بدی این سفر موقع برگشتشه

التماس دعای فرج زیر قبه

همین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، سید ابراهیم ، مصباح ، meisamtiger ، Night_World ، yamin ، aboutorab ، mohammad reza
۰:۲۲, ۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #38
آواتار
ســـوداگرانِ مرگيم، ياران شاخ و برگيم
رنـــــدان پا بــــــــرهنه، بر حال ما بــــــصيرند

پاكند مى‏فروشان، مستانِ دل‏خروشان
بــــربسته چشم و گوشان، پيران سر به زيرند

بــردار جام مى را، جم را گذار و كى را
فــــــرزند مـــــاه و دى را، كاينان چو ما اسيرند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، حسن عزتي ، mohammad reza ، meisamtiger
۲۰:۴۶, ۸/دی/۹۲
شماره ارسال: #39
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
حقیقتا نمیدونم از کجا شروع کنم
ولی بد نیست بدونید
الان تنها آتیشی که تو دلم بلوا میکنه دوری از حضرت اباعبدالله (علیه السلام) هست
نه اینکه بخوام شعار بدم حقیقتا دوری از کربلا برا کربلا دیده ها سخته
میگن بدبخت کربلا ندیده بدبختر کربلا دیده
وگرنه زیارت کربلای حسین آدم رو ملکوتی میکنه ملکوتی بشی آرامش وجودتو میگیره
دعا کنید ملکوتی بمونم
اوندفعه که بدجور بالوپرمون رو سوزوندیم زمین گیر شدیم
فقط از خدا میخوام زندگیم رو جوری تنظیم کنه نه 6ماه یه دفعه یا فصلی یک بار هر ماه کربلا باشم
در درجه اول خدا کنه آدمی قبل از حرکت قشنگ خودشو ساخته باشه اکثرا منتظر یه معجزه هستیم تا بیایم تو راه . بود تو کربلا آدمی که بهم گفت تو این 9 10 دفعه ای که اومدم کربلا منتظرم یه اتفاق خوب برام بیوفته یه تغیر اساسی . اما واقعا چطور چه تغیری.........
تا تو خودمون تغییر ندیم خدا تغییرمون نمیده
کاشکی معرفتمو بیشتر میکردم
نمیدونم چطور ولی باید عابدتر شم
و اما چه گزشت
اول از مرز بهتون بگم که کسی که 36بار اومده بود کربلا گفت تا حالا اینقدر مرزو شلوغ ندیده بود دستم یه جا گیر کرد نزدیک بود بشکنه خدا رخم کرد
بعد مگه ماشین پیدا میشد تو این سرما
بعدشم که ماشینی که مارو برد نجف یخچال بود تا اتوبوسBig Grin
یه نماز صبحم خوندیم نمیدونم مقبول بود یا نه عین آدمی که موقع خنده تمام وجودش میلرزه داشتیم تکون میخوردیم از سوز سرما داستانی بود برا خودش

نجف حرم امیرالمومنین(علیه السلام)

زیارت حضرت علی (علیه السلام) اوج آرزوی تمام عاشقان ولایت هست
حالا فکر کن زائر حضرت اباعبدالله(علیه السلام) در اربعین حسینی در اوج غم اهل بیت (علیه السلام) قرار حرکتشرو از جوار حرم علوی آغاز کنه
مگه میشه مولا زوار جگرگوشش رو ببینه و خوشحال نشه
به خدا ضرر میکنید اگه اربعین راهی کربلا نشین
حداقل یکبار بیاید این مسیرو برید چون خیلیا با دیدنتون شاد میشن بماند........

صبح جمعه 29 آذر روز حرکت از نجف به کربلا

داستان عجیبی در حال شکل گرفتن بود
صبح با کمی تاخیر کاروان مجبور شدیم نمازرو در مسجد نیمه کاره امام علی (علیه السلام) با اونهمه زواری که اونجا اسکان داده شده بودن بخونیم
صفای عجیبی داشت
میون این همه عاشق از کشورهای مختلف هند ترکیه آذربایجان پاکستان چقدر آفریقایی همه هم خوشحال از اینکه اینجا حاضرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو این سرما آدم بدجور لرزه میزنه نه امکانات گرمایشی اصلا هیچی یه دستشویی حداقل 20 دقیقه وقت آدم رو میگیره حالا بقیش پیشکش
این چه عشقیه چه خبره قراره کجا برن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمازرو خوندیم
حرکت آغاز شد اول از همه این همه جمعیت منو وادار به ماشاءالله گفتن مداوم کرد
آخه شنیده بودم بهترین راه شناسوندن مولا به دنیا همین حرکته
دعا میکردم تا کربلا همینطور سیل جمعیت باشه ولی فکر میکردم هرچی بریم جلو حرکت تند و کند زوار فاصله بندازه و جمعیت کمتر شه (من سادرو ببین)
علی 110 بنده خدا گفت اگه تو این دنیا با زوار امام حسین (علیه السلام) اینطور رفتار میکنن اون دنیا چیکار میکننرو باید بیاین از نزدیک ببینید. حالا اونورو نمیدونم ولی بیاین اینورو ببینیدSmile
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد میدن بهتون بخوریدBlush
آخه نمیدونید که چه سبزیپلو با ماهی عجب باقالی پلو با گشتی اونم با سبک خودشون یه قیمه نجفی خوردیم که هیچی برا گفتن ندارم

همه با یک هدف به یک قبله درحال حرکتن پرچم اتحادیه اروپا میاد از کنار ما رد میشه به خاطر کاروانیای دیگه مجبوریم آهسته تر حرکت کنیم
دیدن این آدم اروپائیا خیلی جالب بود تو این مسیر
جدا خدا عجب توفیقی به این شیعیه عراق داده
باید باشی و ببینی تا به یه دیگ عدسپلو دادنت ننازی
چیکار که نمیکنن این مردم
دارو ندارشون رو میارن برای مولا خرج میدن

اونقدر شلوغ بود که ما نبینیم کسی برای دادن یه لیوان آب التماس نکنه
ولی قربون امام حسین (علیه السلام) برم نه کسی گشنه میمونه نه تشنه نه بیجا
عشقشون خدمت به زوار امام هست
تمام سال خودشون رو برای این چند روز آماده میکنن
یه تیکه زمین خالی تو این 80 90 کیلومتر نمیبینی مگر اینکه یه موکب(حسینیه) ساختن یا چادر زدن
تو کربلا بود آدمی که با اصرار ما گفت 400ملیون خرج کرده مغازشم که لوازم خانگی بود تمام وسایل رو داده بود عقب تا زوار مولا اونجا بخوابن
تا چند روز بعد اربعین هم تو کربلا نزری دادن ادامه داره ولی بعد اذان ظهر اربعین اکثر موکبها تعطیل میشه
خلاصه حرف برادر علی 110 رو تکرار میکنم اگه اینجوری اینجا اینطوری به زوار اربعین حسینی میرسن اون دنیا براش چیکار میکنن

من دیدم کاروان خیلی کند راه میره یه سری جلو جلو رفتن یه سری هم خیلی عقب موندن حرکت ما هم 3روزو نیمه تموم نمیشه
خودم با تماسی که با مدیر کاروان داشتم که خیلی عقب بود از دوستان خداحافظی کردم و ساعت 14 از تیر 120 (180تا تیر هم تا خروج کامل از نجف بود که بعد 0 میشه تیر مسیر شروع میشه تا 1465فک کنم) حرکتم رو شروع کردم
تیر 400 اذان مغرب نمازرو خوندیم 100 تیر دیگه جلو رفتم و تیر 500 تو یه موکب خوابیدم
فرداش بعد از نماز صبح حرکت رو شروع کردم و تا تیر 850 خیلی خوب رفتم

کفشی که من با خودم بردم خیلی بد بود
حتما باید با یک کفش با کفی نرم یا مثل خودشون با دمپایی نرم یا ایری حرکت کرد یا کفش ورزشی مخصوص پیاده روی بلند مدت

تا تیر 1020 خیلی سخت رفتم اذان رو که گفتن زدم تو یه موکب نمازو نهارو که خدا خیرشون بده یه قاطی پلو دادن که عجیب خردن داشتWink سیرم بودما ولی خوب.....
ساعت 14:30 حرکت شروع کردم حرکت تند و سریع من با خستگی زیاد به خاطر کوله پشتی بی مصرف حرکت رو سخت کرده بود ولی خودم رو به تیر 1220 رسوندم و نماز مغرب رو خوندم

دیدم راهی نیست تا کربلا اگه امشب رو بخوابم فردا برم بازم یه روز زودتر میرسم دیدم حالا که باید اخم و تخم مسئولین رو ببینم فرقی نداره فردا برسم یا امشب(البته بنده خداها چیزی هم نگفتن)

عشق کربلا وجودمرو آتیش میزد
پاشدم
تاول پای راستم اذیت میکرد
کفی سفت کفشم پدر کف پام مخصوصا جلوش رو در اوبرده بود ولی چه میشد کرد دلم طاقت نداشت
انگشتای پاهام رو جمع کرده بودم
و هرچی میرفتم جلو حرکتم کندتر میشد
سرم پائین بود
گاهی سرم رو بالا میوبردم تا ببینم تیر چندم
1365بود سال تولدم گفتم 100 تیر چیزی نیست دیگه رسیدم ولی پاها خیلی اذیت میکرد

لحظه وصال

قدمهای کند و کوتاه دلمرو بیشتر آتیش میزد کی تموم میشه پس........
یه دفعه شنیدم یکی با لحجه عربی گفت اسلام علیک یا اباعبدالله (علیه السلام)
سرم رو ابردم بالا

یا ابلفضل (علیه السلام)

گنبد طلائی با گلدسته های حرم حضرت عشق خود نمائی میکرد
گیج شدم
تیرو نگاه کردم دیدم 2 3 متر جلوتر تیر 1400 هست
برگشتم از اون آقا پرسیدم اونجا حرمه امام حسین (علیه السلام) گفت آره

اشک از چشمام جاری شد
یه نیرویی به پاهام وارد شد
نمیدونم چطوری ولی انگار خستگی تو پاهام نبود
بندهای خدا گاهی بر میگشتن ببینن این دیوانه به معشوق رسیده کیه
تو حال خودم نبودم فقط گریه میکردم و میرفتم

اونقدر رفتم تا جایی که یه دیوار حائل شد
مردم به سمت چپ میرفتن
خستگی اونجا یه خورده بهم چیره شد
خیابان محل اسکان رو پرسیدم سمت راست رو نشون دادن
گفتم میرم وسایل رو میزارم بعد میرم حرم
پاها دوباره بی جون شدن
پرسان پرسان رفتم تا جائی که دیدم گنید و گلدسته های یکی از این دو عزیز خیلی نزدیکمه
دلم طاقت نیوبرد(آخه مسیر بدجور تشنت میکنه)
برگشتم سمت حرم
دیدم حرم حضرت عباس(علیه السلام) هست
گفتم حتما حکمتی بوده که از این سمت بیام
ولی دلم تو حرم امام حسین (علیه السلام) بود
تسبیح رو درابردم یه قبضه گرفتم به این نیت که حضرت ابالفضل (علیه السلام) اجازه میدن برم اول زیارت امام حسین (علیه السلام)
ادب حضرت عباس (علیه السلام) مارو قل داد سمت حرم امام حسین(علیه السلام)
تو اون شلوغی با یه سختی کفشو یجا مبایل و کوله رو جای دیگه دادم و .............
این عشق وصف نشدنیه باید خودتون برید بچشید
5شنبه هم قسمت شد بعد نماز صبح حرکت کردیم کاظمین 1ساعت حرم بودیم و برگشتیم کربلا 9شب رسیدیم
چون میگن خیلی فضیلت داره شب جمعه کربلا باشی
1ساعت کم بود ولی خوب همین قد که امام رضا (علیه السلام) حضرت معصومه (سلام الله علیها) امام زاده حمزه بن کاظم (علیه السلام) جوابم رو دادن و کاظمینیمون کردن خدارو شکر میکنم
چون قرار بود خود هیئت ببره نبردن غم مارو گرفته بود که یکی از هم کاروانیا که راهو چاه بلد بود 4شنبه قرار کاظمین رو باما گزاشت ما بد جور عشق امام موسی کاظم (علیه السلام) رو تو دل داریم کی نداره
خیلی چیزا جا موند اگه وقت کردم و یادم اومد مینویسم
زیارت عاشورا یادتون نره روزی یک بار
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، منادی حق ، مصباح ، در جستجوی سختی ، شیدا ، مجنون الحسین ، سید ابراهیم ، حسن عزتي ، yamin ، مرغ باغ ملکوت ، Night_World
۲۰:۱۵, ۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #40
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
عجب سفر قافل گیر کننده ای بود من فکر میکردم تیر 1465 تازه به کربلا میرسم
هنوز تو شک اون لحظه هستمAngel
خیلی دوست دارم زودتر زمان فراق بگزره خدایا.........
اینجا که بودم خوب مطمئن بودم نجف و کربلا رو هرجور برم میبینم
ولی دلم کاظمین رو هم بدجور میخواست پدر و پسر امام رئوف امام رضا (علیه السلام)
امام جواد(علیه السلام) که جای خود امام کاظم(علیه السلام) که بعد امیرالمومنین(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) بدجور عزیز دله
حسابی چه مشهد چه قم چه شهر ری طلب کاظمین کردم که خدارو شکر قسمتم شد
ولی الان خیلی شاکیم
تو راه برگشت صحبت سامرا شد
یکی از غربت زیاد سامرا گفت (راست گفت پارسال تو سامرا انقدر از امام زمان(علیه السلام) خجالت کشیدم) که یه هندی یا افغانی یا پاکستانی تو کاظمین سامرا پیدا نمیکنی
اینها اکثرا 6امامی هستن فک کنم
یه حدیث از امام هادی(علیه السلام) یه جا خوندم که کسی که به امام مهدی(علیه السلام) اعتقاد نداشته باشه مثل کسی هست که پیامبر خاتم محمد مصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را قبول نداشته باشه
برا همین وقتی یادم می افته که زائر سامرا از کاظمین هم کمتره (چون شیعه 7 امامی هم داریم ولی کسی که امام رضا (علیه السلام) امامشه حضرت مهدی (علیه السلام)رو هم قبول داره) قصم میگیره که چرا برای سامرا هم عزوجز نزدم تا اونرو هم به هم بدن
حیفه تا اونجا بری و قصور کنید
شب شهادت رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام حسن (علیه السلام) هست
خدا کنه امام حسین (علیه السلام) برام یه مدینه مکه بگیره از خدا
زیارت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دخت گرامشون حضرت زهرا (سلام الله علیها) امام حسن (علیه السلام) امام زین العابدین (علیه السلام) امام محمد باقر (علیه السلام) امام صادق (علیه السلام) و خانه خدا وای چقدر تو حرم امام حسین (علیه السلام) برای خودم و عاشقان خواستم
خدا کنه جوابم رو بدن
یه روز یه تاپیک بزنم بگم رفتم زیارت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وای برای من تو 14 معصوم رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یه چیز دیگس
هر چند ما کشته نام حسینیم (علیه السلام)
تو کربلا باید یادی هم از امام باقر (علیه السلام) کرد کودک 5ساله و چه کودکی یه پدر بزرگ امام حسن (علیه السلام) یه پدر بزرگ امام حسین (علیه السلام)
همون تور که حسنین از مادر نبوین امام باقر (علیه السلام) هم حسنینین
میگفتن اسرای کربلا تو دربار یزید شنیدن که اصحاب یزید در جواب یزید که پرسیده بود با این اسرا چه کنیم گفتند بکشیمشان
امام باقر (علیه السلام) بلند شد و رو به یزید ملعون فرمودند : فرعون و اصحابش از تو و یارانت بهترند
چون یاران فرعون در مقابل سوال فرعون گفتند آنها را به حال خود واگزار حال یارانت و تو تصمیم قتل آل نبی(علیه السلام) رو گرفتید
قربان امام باقر(علیه السلام)
سختی راه ما هیچی نبود در مقابل آنچه اهل بیت (علیه السلام) بعد از عاشورا دیدند
ما که هیچی
انقدر امنیت تو راه بود که خدا میدونه
این سلفیها و تکفیریها کسانی را تهدید میکنن که از بصره 370کیلیموتر تا نجف راه می افتند
حالا ما با اونها یکی هستیم
با اینهمه خطر
شیعیان عراق از ما خیلی محبتر هستند
فقط بینش سیاسیشون بالا نیست این تو تاریخ ثابت شده
مخصوصا تو واقعه کربلا
یا خدا اونجا خیلی باید یاد زینب (سلام الله علیها) بود
هیئت عهد آدینه مشکلات زیادی داشت که از سوء مدیریت بود نه چیز دیگه
ولی مردم ما طاقت یه خورده سختیرو ندارن
این سفر یادتون میده صبوری کنید
بزرگتون میکنه اگه هدف عالی داشته باشید
هرکی اندازه قدر ظرفش میگیره
میگن یه جوانی رفت پیش امام صادق(علیه السلام) گفت کمی حکمت به ما بیاموزید
حضرت بردش به کنار شهر ناگهان دیدن یه سواره ای داره به سرعت میره و یه پیرمرد هیزم به دوش سر راهش او هم در حال حرکت است
سوار چند بار داد زد و وقتی دید پیر مرد به اندازه کافی کنار نرفته به لگد به پشت او زد
پیر مرد پاشد و هیزمهارا جمع کرد و به حرکتش ادامه داد
حضرت رو به جوان پرسید تو اگه جای پیر بودی چکار میکردی؟
جوان گفت فتیله پیچش میکردم
حضرت فرمود این پیر از یاران ماست و ما به او حکمت آموختیم تو اول ظرفیتترو زیاد کن ما حکمت به تو می آموزیم
جریان این روزهای ماست
باید بزرگ شیم
تو راه تیر 1065 کویتیها کباب ترکی میدادن با مرغ بریان
باید بودید سف رو میدیدید
از ایران هم یه موکب بود 1070 فک کنم سربند میداد
انشاءالله یه روز با حضرت صاحب زمان (علیه السلام) پیاده از کربلا به سمت مدینه بریم
28سفر در جوار حرم نبوی باشیم

صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، شیدا ، مصباح ، Night_World ، meisamtiger
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قرائت دسته جمعی زیارت اربعین (مومن شتاب کن) میلاد.م 46 16,801 ۲۲/آذر/۹۳ ۱۳:۴۳
آخرین ارسال: میم.حسین.الف
  توصیه رهبرانقلاب برای شرکت پر شور در زیارت اربعین ghoran 1 1,422 ۱۳/آذر/۹۳ ۱:۱۹
آخرین ارسال: ساجد

پرش در بین بخشها:


بالا