|
تحدی قرآن مبتنی بر چه معیارهایی است؟
|
|
۱۸:۰۵, ۳/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۶:۵۷ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان گرامی
حتماً در مورد تحدی قرآن شنیده اید. تحدی قران به این معناست که هیچکس نمی تواند متنی مانند قرآن بیاورد. در این تاپیک به این موضوع می پردازیم که یک متن، باید دارای چه ویژگیهایی باشد تا آن را مانند قرآن بدانیم، و چه کسی صلاحیت بررسی این معیارها را دارد. به زودی مطالبی رو در این مورد قرار خواهم داد. پیشاپیش از توجهتون ممنونم در اینجا به این سوال می رسیم که اگر یک متن بخواید مشابه قرآن تلقی شود، باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟ در مورد تحدی قرآن، معیارهای مختلفی ذکر می شود. این معیارها را می توان به دو دسته تقسیم کرد: 1- معیارهای ملموس 2- معیارهای ماورایی معیارهای ملموس، معیارهایی هستند که توسط افراد عادی یا افراد متخصص قابل بررسی اند. بررسی و درک این معیارها، نیازی به این ندارد که فرد به یک درجه بالای معنوی رسیده باشد. به طور مثال معیارهای زیر معیارهایی ملموس اند: - فصاحت و بلاغت قرآن: متن مورد نظر باید از نظر فصاحت و بلاغت در حد قرآن باشد. - عربی بودن: چنین متنی باید حتماً عربی باشد. این موضوع کار را برای افراد غیر عرب سخت می کند. - عدم تشابه با قرآن: بر خلاف تصور عمومی، چنین متنی نباید مشابه قرآن باشد، زیرا در آن صورت تقلید ادبی به شما می رود، نه آوردن یک متن جدید. به طور مثال وقتی کسی آیۀ اول سورۀ مؤمنون(قد افلح المؤمنون) را به شکل «قد افلح الصالحون» تغییر دهد این به معنای آوردن آیه ای مشابه قرآن نیست. بلکه چنین متنی باید با توجه به معیارهای دیگر، مانند قرآن باشد. معیارهای ماورایی، معیارهایی هستند که لازم است فرد به آگاهی هایی فراتر از معمول دست یابد تا وجود این معیارها در قرآن را حس کند (در صورت وجود این معیارها) و سپس با توجه به عدم وجود این معیارها در سایر متنها، آن را یک متن خارق العاده ارزیابی کند. به طور مثال اعتقاد بر این است که: - چنین متنی باید حقایق عالم هستی را در خورد داشته باشد. یک انسان معمولی نمی تواند این شرط را برآورده کند، زیرا علم او محدود است. (همچنین یک انسان معمولی نمی تواند وجود این معیار را در قرآن بسنجد) - بعضی بر این عقیده اند که چنین متنی باید تمام علوم را در بر داشته باشد. در مورد این که آیا تمام علوم در قرآن هست یا نه، بین علمای اسلامی اختلاف نظر هست. بعضی معتقدند که تمام علوم در قرآن در قرآن آورده شده و پیشوایان اسلام قادر به درک آن بوده اند، در حالی که برخی دیگر معتقدند که این علوم در "لوح محفوظ" هست که در قرآن به آن اشاره شده. به هر حال این موضوع توسط افراد عادی قابل بررسی نیست. - چنین متنی باید راهنمایی انسان را به سمت کمال تضمین کند. بدیهی است که چنین تضمینی تنها از سوی فردی می تواند داده شود که حقایقی فراتر از انسانهای معمولی را بداند. و البته بررسی این معیار هم برای هر کسی ممکن نیست. - و ... در صورتی که ما می توانیم از معیارهای ماورایی استفاده کنیم که یا خودمان به درک بالایی رسیده باشیم و یا اینکه اسلام را با توجه به معیار دیگری قبول کرده باشیم (که در آن صورت می توانیم وجود چنین معیارهایی را در قرآن به صورت تعبدی بپذیریم). اما در این صورت ما نیازی به اثبات الهی بودن قرآن با استفاده از "تحدی" نخواهیم داشت. پس بیایید ببینیم آیا معیارهای ملموس مثل فصاحت و بلاغت، می توانند توسط یک انسان برآورده شوند یا نه؟ در پست بعد به این موضوع خواهیم پرداخت. |
|||
|
|
۱۷:۲۴, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۷ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
فصاحت و بلاغت قرآن:بر خلاف تصور رایح، بررسی فصاحت و بلاغت یک موضوع سیلقه ای نیست. بلکه مبتنی بر معیارهایی است. نمونه از این معیارها در اینجا آورده شده است:
نقل قول:← ویژگیهای ادبی در آیه ۱۷۹ از سوره بقرهمعیارهای ذکر شده برای آیه 179 سوره بقره را می توان به صورت زیر خلاصه کرد: 1) برای رساندن یک مفهوم، بهتر است تا حد امکان از حروف کمتری استفاده شود. 2و 3 و 10) این بندها به لزوم انتخاب کلمات مناسب اشاره دارند، طوری که دقیقاً به مفهوم مورد نظر گوینده اشاره کند. 4) بهتر است از کلمات تکراری استفاده نشود. 5) مطرح کردن چیزی به عنوان سرچشمه چیز دیگری را می توان یک آرایه ادبی دانست. 6) وجود حرکت در حروف به زیبایی جمله می افزاید. 7) کلام نباید خودش را نقض کند. 8 و 9) این بندها به لزوم استفاده از کلمات و فعلهای مثبت اشاره دارند. به طور مثال به جای آنکه به کسی بگوییم «اگر تنبلی نکنی شکست نمی خوری» ، بهتر است بگوییم «اگر تلاش کنی پیروز می شوی» نقل قول:← ویژگیهای ادبی در آیه ۴۴ از سوره هود آیه «و قیل یا ارض ابلعی ماءک و یا سماء اقلعی و غیض الماء و قضی الامر و استوت علی الجودی»؛ نکات ادبی زیادی در این آیه وجود دارد؛ از جمله: ۱. حذف فاعل و آوردن فعل به صورت مجهول که به عنوان تعظیم حذف شده، چون غیر از خدا فاعلی تصور نمیشود. ۲. مخاطب قرار دادن «ارض» با آن که ارض از ذویالعقول نیست و نزد ما مردم قابل خطاب نمیباشد. ۳. مطابقت میان ارض و سماء که معمولا در ردیف همدیگر قرار میگیرند. ۴. مراعات سجع در ابلعی و اقلعی. ۵. نسبت دادن حال را به محل، که گفته «و یا سماء اقلعی»؛ یعنی ای آسمان! از جا بر کن (باران خود را نگه دار). ۶. جناس غیر تام در ابلعی و اقلعی. ۷. ایجاز و اختصار کلام. ۸. موازنه در جملات کوتاه آیه. ۹. حسن تقابل معانی جملات که جوشیدن آب از زمین، باریدن باران و فرو رفتن آب در زمین است. ۱۰. ائتلاف الفاظ. ۱۱. انسجام الفاظ با همدیگر. ۱۲. ترصیع. ۱۳. استعاره ۱۴. شبه اشتقاق در قضی الامر و غیض الماء. ۱۵. هماهنگی خاصی که در آیه وجود دارد. به طور خلاصه: 1) با آوردن عبارت «و گفته شد» در ابتدای جمله، این موضوع ذکر می شود که کارها به دستور خدا انجام شده است. 2) آرایه تشخیص 3) مراعات نظیر 4 تا 15) تقریباً همان آرایه های ادبی که در کتابهای درسی با انها برخورد کرده اید. نقل قول:← ویژگیهای ادبی آیه ۷ از سوره قصصآیه «و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم و لاتخافی و لا تحزنی انا رادوه الیک و جاعلوه من المرسلین»؛ خداوند در این آیه به مادر موسی دو خبر از آینده میدهد: ۱. موسی را به مادرش بر میگرداند؛ ۲. او را از پیامبران قرار میدهد. چون در این جا دو خبر داده است، به مناسبت جفت این خبرها معنا را به صورت جفت جفت آورده است. لذا در این آیه: ۱. دو فعل ماضی، یکی اوحینا و یکی خفت آورده است؛۲. دو فعل امر، یکی ارضعیه و دیگری القیه آمده است؛ ۳. دو فعل نهی، یکی لاتخافی و دیگری لا تحزنی آورده شده؛ ۴. دو وزن اسم فاعل «رادوه، جاعلوه» آورده؛ ۵. دو خبر؛ ۶. دو وعده؛ ۷. دو «فاء»؛ ۸. دو «الی»؛ ۹، دو ماده خوف. همه اینها در آیه جمع شدهاند که نشانه فصاحت و بلاغت و محسنات بدیع است که به حد نهایی رسانده است. در این آیه نوعی آرایه «لف و نشر» به چشم می خورد. نقل قول:← ویژگیهای ادبی سوره کوثرصاحب تفسیر جوامع الجامع در مورد سوره کوثر میفرماید: این سوره با آنکه سوره کوچکی است؛ اما نکتههای زیادی در آن وجود دارد، از جمله: ۱. فعل اعطی را در اول سوره به مبتداء (نا) که اسم آن، الله است، نسبت داده است، تا اختصاص را برساند. یعنی ما فقط کوثر را به تو عطا کردیم. ۲. ضمیر متکلم را به صورت جمع آورده تا عظمت و کبریایی ذات خود را اعلام دارد. ۳. در اول جمله حرف تأکید «انّ» را آورده که به منزله قسم است. ۴. کوثر را که موصوف آن حذف شده، ذکر کرده تا به طریق اتساع بر شمول و شیاع بیشتر دلالت کند. ۵. بعد از کوثر، «فاء» را آورده تا اقدام به شکر فراوان نشأت گرفته از برخوردار از بخشش بیشتر باشد. ۶. جمله: «لربّک» کنایه است، به دین و عقیده عاص بن وائل و نظایر او که با این گفتار رنج آور، متعرض رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شدند، همانهایی که عبادت و نحر کردنشان برای غیر خداست (یعنی تو به خلاف آنها برای پروردگارت نماز گزار و نحر کن!). به طور خلاصه: 1) نسبت دادن فعل به خدا 2) استفاده از ضمیر جمع به منظور احترام 3) استفاده از حرف تاکید «انّ» 4) استفاده از استعاره 5) بیان این موضوع که این نعمت جای شکر دارد. 6) استفاده از عبارت کنایه آمیز |
|||
|
|
۱۹:۴۳, ۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
مفاهیم کلی قرآن با دوراه کلی قابل استنتاج است. الف آشنایی با زبان قرآن و سنت. ب شناخت قواعد و روش های فهم متن. خود این شناخت قواعد و روش های متن اقسام و انواعی دارد، که تا این ها را ندانیم نمی توانیم به حقانیت قران ادارک کامل داشته باشیم و از آن کسب معرفت نماییم. 1- معناشناسی واژه ها و تحقیق لغوی. : ما در قرآن واژه هایی همچون علم و قدرت و ... داریم که ابتدا باید این ها دقیقا معنا گردد و سپس متناسب با عالم ماورای مادی آنها را معنا کنیم. 2- شناخت جایگاه ترکیبی کلمات در ساختار جمله و جمله در متن: برای این منظور لازم است که قواعد دستوری زبان را خوب بشناسیم تا جایگاه نحوی یک کلمه را در جمله و جایگاه جمله در متن پیدا کنیم. ولذا آگاهی از علوم بلاغت و معانی و بیان و شناخت کنایه و تشبیه و استعاره در این جا نقش مهمی دارد. 3- کشف جهان بینی کلی قرآن: قرآن یک نگاه کلی به عالم هستی دارد و آن را به عالم غیب و شهادت تقسیم می کند، گاه از مفاهیم عالم شهادت یا محسوسات سخن میگوید یعنی از نمل و شجر و بقر و زیتون و.... و گاه از مفاهیم عالم غیب (غیر محسوسات) سخن می گوید همچون لوح و قلم و ملک و قضا و قدر.... پس مسلما باید واقف باشیم به این جهان بینی کلی تا نه در ظاهر گرایی اهل حدیث بیافتیم و نه در باطن گرایی صوفیه و اسماعیلیه و... 4- شناخت قرینه های معنایی: هر واژه در لغت شناسی یک معنای وضعی دارد اما همان واژه وقتی در جمله خاصی قرار می گیرد، آن متن پوششی بر آن معنای وضعی می گذارد. و معنای تازه ای به لغت می دهد. حیات در گیاه به یک معناست، در حیوان به یک معنا و در انسان به معنی دیگر، حال حیاتی که در قرآن آمده است یک معنای متعالی تر از این ها را ارائه می دهد با نام حیات طیبه. پس باید همچین شناختی را هم داشته باشیم. 5- کشف شان نزول و سیر نزول آیات: خب این هم مسلم که در شناخت آیات قرآن اثر دارد.
|
|||
|
|
۲۲:۵۶, ۱۶/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۱۱:۰۴ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام آقا ابراهیم
معیارهایی که فرمودید، مربوط میشن به روشهای تفسیر قرآن که البته در مورد هر متن دیگری هم می تونه مطرح بشه. به طور مثال اگر شما بخواید یک متن به یک زبان دیگه رو بفهمید، باید ابتدا با قواعد اون زبان آشنا باشید. همچنین برای فهم اندیشه های گفته شده در یک متن، باید با جهان بینی مربوط به آن آشنا باشیم. همچنین باید با موقعیتی که اون متن در آن گفته شده آشنا باشیم. اما چه چیزی قرآن رو متمایز می کنه؟ ممنون |
|||
|
|
۱۱:۳۰, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۱ ۲۲:۵۶)فرهاد55 نوشته است: سلام آقا ابراهیم نه این ها قواعد شناخت و درک بهتر آیات قرآن کریم است و نه تفسیر.... تفسیر نیاز به علوم دیگه ای داره که محل بحث ما نیست. ما زمانی می توانیم بگوییم که درکی از قرآن داریم که سطحی از موارد بالا را داشته باشیم. یا علی مدد |
|||
|
|
۱۲:۰۴, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان قران فقط از لحاظ ادبی و معیار های ادبی با کسی تحدی نمیکنه چون اگه فقط فصاحت و بلاغت باشه تا الان کلی در مقابل با قران متن و کتاب قرار دادن باید پیروز میشد . مثل اینکه گفتن : ایا این سوره ، پاسخی به تهدی قران است ؟؟(با توجه به معجزاتی که بعدش ذکر شده در موردش؟) بسم الله الرحمن الرحيم ثشقيل الفيل ما الفيل و ما ادراک ما الفيل هذا صاحب الخرطوم الطويل الفيل خير من الف ابل فتفکر فی الفيل وان الله يحب الفيل والابابيل و هو لا يحب الکفار و الاباطيل[/b] ------------ البته ویژگی ادبی یکی از ویژگی های تحدی هستش و علت اینکه همیشه این ویژگی بارزترین علت بود این هستش که کسانی که بجای جانشینان واقعی رسول خدا نشستن بجز همین عامل چیزی رو نمیتونستن علم کنند و همین رو همیشه ملاک قرار میدادند و اگر میگفتن علم و ... پاسخی برای اون نداشتن. البته بحث تحدی مهم هستش ولی باید جوانب اصلی تحدی رو بحث بشه روش ، و این مباحث تفسیر و ... که فرمودید مباحث اصیل اون ( البته با توجه به اینکه اگر کلام و تفسیر ، کلام و تفسیر معصوم باشد ایرادی ندارد ) جای ایراد ندارد. |
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۱۷/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۱۲:۳۳ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام آقا سینا
این متن "الفیل ما الفیل" از چند جهت نمی تونه معیارهای تحدی قرآن رو برآورده کنه: 1- از بین معیارهای ملموس، این متن رو میشه به خاطر داشتن تشابه با قرآن رد کرد. در واقع این متن همون طور که در پست اول گفته شد یک تقلید ادبی از قرآن محسوب میشه. 2- معیارهای ماورایی: مثل علم که شما اشاره فرمودید. به طور مثال اعتقاد بر این هست که هر قسمت از قرآن، محتوی تمام علوم هست (حتی نقطه زیر "ب" ). خب متن آورده شده نمی تونه صاحب چنین ویژگی ای باشه، چون آورنده این سحن تمام علوم را نمی دانسته، چه رسد به اینکه بخواد اونها رو در متنی که آورده جای بده. اما باید توجه داشته باشیم که معیارهای ماورایی فقط زمانی می تونند به عنوان یک اثبات به کار برن که ما اونها رو درک کرده باشیم. به طور مثال اعتقاد بر این هسنت که بزرگان اسلام توانایی درک این موضوعات رو داشته اند. و گرنه اگر ما وجود این معیارها را در قرآن به شکل تعبدی بپذیریم، نمی تونیم در اثبات الهی بودن قرآن از اونها استفاده کنیم، و گرنهع دچار دور میشیم. نکات ادبی که در پست دوم آورده ام، منبعشون از این سایت هست که این سایت از این کتابها نکات رو نقل کرده: -التمهید، محمد هادی معرفت، قم، موسسه النشر الاسلامی، ج ۵، ص ۶۲؛ المیزان، علامه طباطبایی، سید محمد حسین، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ج ۱، ص ۴۳۳. -التمهید، محمد هادی معرفت، قم، موسسه النشر الاسلامی، ج ۵، ص ۷۶؛ مجموعه مقالات، تنظیم سید عبدالوهاب طالقانی، تهران، دار القرآن الکریم، چ اول، ۱۴۱۰ هـ ، ص ۲۹۴. -مجموعه مقالات، همان، ص ۱۵۸. -جوامع الجامع، طبرسی، مترجم: عبدالعلی صاحبی، مشهد، انتشارات قدس رضوی، چ ۱، ۱۳۷۷، ج ۶، ص ۷۲۱. و نویسندگان این کتابها هم نا آشنا به علوم قرآنی نبوده اند. |
|||
|
|
۱۸:۱۷, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
درمورد اوون ایه : من هم همین که هر متنی توانایی مقابله نداره و فقط بحث زیبایی و یا اینکه یک متنی باشه حالا تا مقابل قران بمونه دلیل نمیشه. از طرف دیگه وقتی خدا میفرماید که حتی سوره ای مانند قران بیاورید اول شما باید اینجا ببینی منظور چیه و بعد بتونیم درباره اون بحث بکنیم. بعد خدمت شما عرض کنم که :قران چه ویژه گی هایی داره ، بعد با توجه به اون باید نمونه ای مانند اون بیریم که بسنجیم تا ببینیم ایا مانند قران هست یا نه . پس اول باید وِیژگیهای قران رو بدونیم ( این یک بخش ) و دوم اینکه با توجه به پشت سر گذاشتن مرحله اول و شناخت ویژه گی های قران متون و یا هر کگتوبی که برای برکناری و بشری بون قران هستش رو با اون بسنجیم نه اینکه قران رو با اون بسنجیم. خدمت شما این هم بگم وقتی قران بیان میکنه که همه جن و انس بیان و باهم جمع بشن و در مقابل قران تحدی کنن ، باید دقت کرد که : 1 -تحدی منحصر به فصاحت تنها نیست 2- کسی که چنین ادعایی میکنه ، نشان از محکم بودن و دارای پشتوانه بودن کلام رو نشون میده و از طرفی برای کوچک کردن ( بقول دوستی برای در اوردن حرص و تحریکمخالفین اینگونه صحبت میکنه خدا ) و ناچیز شمردن توان فرد و افرادی که دست به مقابله میزنند ، اشاره میکند. [/b] قران بجز فصاحت و بلاغت دارای چه ویژگی هایی هستش؟ بلی یکیش فصاحت بود ، یکی دیگر علم ، که این خود علم از علم ماقبل و بعد رو در خودش داره ( برای نمونه مثلا بحث خلقت انسان از ابتدا تا پایان دوره بارداری) ، بعدی بحث خبرهای غیبی هستش که از جمله مباحثی هستش که میشه بهش اشاره کرد ( مثلا ماجای غلبه و شکست رومیان - ماجرای فتح مکه و استقرار در انجا در حالت امن - و ... )، از مباحث مهم که متاسفانه از اون غافل میشیم بحث تازگی و نو بودن قران هستش که متاسفانه مورد غفلت قرار میگیره ( این بحث تازگی قران به نوعی با تمام ویژگی هایی که چه یاد شده و چه بعدا ذکر خواهد شد عجین و به نوعی این تازگی موجب اون میشه که انسان با هر بار خوند و یا تامل در اون به نکات مهم و باارزشی دست پیدا میکنه . البته این جا باید به این حدیث اشاره کنم که "" بله، از پيامبر اكرمنقل شده است "براي قرآن كريم ظاهر و باطني است. براي باطن آن نيز باطني است تا هفتاد بطن."(سفينه البحار، شيخ عباس قمي، ج 1، ماده بطن، نشر اسماعيليان.) هر چند در روايت ياد شده به هفتاد بطن اشاره شده است، ولي مراد اين است كه براي قرآن كريم تأويلها و مراتب متعددي از معنا وجود دارد كه به عددي محدود نميشود بلكه به حسب اختلاف مراتب افرادي كه اهل تفسير آيات قرآن كريم هستند اين معاني تغيير ميكند و همگي نيز مورد نظر اسلام است و همين ترتيب يعني ظهور يك معناي ساده ابتدايي از آيه و ظهور معناي وسيعتري براي آن و همچنين ظهور و پيدايش معنايي ديگر و وسيعتر براي آن در سرتاسر قرآن مجيد جريان دارد مثلاً از آيه كريمه "وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلاَ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئا(نسأ،36) خدا را بپرستيد و هيچ چيز را ]در عبادت[ شريك او قرار ندهيد" استفاده ميشود كه نبايد بتها را پرستش كرد و با نظري وسيعتر در مييابيم كه انسان از ديگران به غير اذن خدا پرستش نكند و با نظر وسيعتر از آن انسان ميفهميم حتي از دلخواه خود نبايد پيروي كنيم و با نظري وسيعتر از قبل درك ميكنيم كه نبايد از خدا غفلت كرد و به غير او التفات داشت. بنابراين، قرآن كريم با اين كه در تعليم خود انسانيت را مورد نظر قرار داده و تعليم خود را مناسب سطح سادهترين فهمها ـ كه فهم عامه مردم است ـ قرار داده و با زبان ساده عمومي سخن گفته است، ولي بر حسب توانايي درك معنويات، آن را پشت پرده ظواهر قرار داده تا از پشت اين پرده هر كس فراخور حال فهمهاي مختلف و به حسب حال و اندازه درك خود از آنها بهرهمند شود. پيامبر اكرم در اينباره ميفرمايند: "إنّا معاشر الأنبيأ تكلّموا الناس علي قدر عقولهم ما گروههاي پيغمبران با مردم به اندازه عقلهايشان سخن ميگوييم."(بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 1، ص 37، داراحيأ لتراث العربي / ر.ك: قرآن در اسلام، علامه طباطبايي، ص 33 ـ 42، دارالكتب الاسلاميه / تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ترجمه عبدالكريم نيري بروجردي، ج 3، ص 136، مركز نشر فرهنگي رجأ.) بحث هدایتگری قران برای اهل قران و مایه گمراهی برای مخالفین رو هم داریم که خدا میفرماید : وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً، و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مىكنيم و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمىافزايد إسراء آیه 82. بحث اینکه قران برای همه هستش و فقط برای عالم و دانشمند و ... نیست بلکه جامعیت و همه فهم بودن قران خودش از مباحث مهم و ویژگی هایی هست که برای هر کتاب و مکتوبی نیست. و ویژگی هایی دیگر که ان شا الله در مباحث اینده بیام میشه . خلاصه کلام اینکه برای تحدی اول ویژگی شناسی میکنیم بعد مدارکی که برای مخالف هست رو با قران میسنجیم ( معیار ما قران محسوب میشه ). در انتها یک نمونه تاریخی برای تحدی میارم : ( البته برای تفصیل این ماجرا دعوت میکنم به کتاب احنجاج طبرسی ج 2 ص142 . کتاب تفسیر کنز الدقائق ج7 ص 509 ذیل ایه : قل لئن اجتمعت الانس... / دکر شده) عبدالکریم بن ابی العوجاء، عبدالملک مصری، عبدالله بن مقفع، ابوشاکر دیصانی از جمله افرادی بودن که خواستن مثل قران بیارن و بعد از یکسال هرکدام در آیه ای ماندن و نتوانستن کاری از پیش ببرند و .... و درحالی که این علت کاری از پیش نبردن رو برای یکدیگر بیان میکردن امام صادق علیه السلام از کنار اینها در حال عبور بودن که این ایه : قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآَنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا / را برای این زنادقه تلاوت میفرمایند و این 4 نفر اعلام میکنند که اگر برای اسلام حقیقتی باشد ، وصایت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به کسی بجز جعفر بن محمد نرسیده است و بعد از این جملات بر عجز و ناتوانی خود اقرار کرده و از هم جدا شدند ( متن کامل رو میتونید تو منبع اعلام شده بخونید * |
|||
|
|
۲۱:۰۹, ۱۷/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۲۱:۳۸ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت شما
همون طور که اشاره فرمودید، اولین قدم اینه که ما ببینیم یک متن باید دارای چه ویژگیهایی باشه تا بشه اون رو مانند قرآن بدونیم (این تاپیک هم در همین مورد هست). و وقتی ما می تونیم یک ویژگی رو به عنوان معیار تحدی قرآن بپذیریم، که اون ویژگی در قرآن وجود داشته باشه. از طرف دیگر، تحدی قرآن معمولاً برای اثبات الهی بودن قرآن به کار می رود. پس ما نمی تونیم از معیاری که وجود اون در قرآن رو به صورت تعبدی پذیرفته ایم در این بحث استفاده کنیم، زیرا در این صورت دچار دور میشیم. پس اگر موافق باشید، از این به بعد فقط به معیارهای ملموس می پردازیم. در نوشته شما به چند مورد از این معیارها اشاره شده: 1- فصاحت 2- خبرهای غیبی 3- علم 4- وجود بطن های مختلف 5- هدایتگری برای یک گروه و گمراه کنندگی برای گروه دیگر 6- همه فهم بودن آن حالا یک سوال: فرض کنید فردی جمله ای رو ذکر می کنه و ادعا می کنه که این جمله، مشابه یکی از آیات قرآن هست. آیا این جمله را باید فقط با معیارهای مربوط به آن آیه خاص بسنجیم یا با مجموعه ای از معیارهایی که مربوط به آیات مختلف قرآن اند؟ ممنون |
|||
|
۲۱:۳۸, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
علیکم السلام
شما الان معیاری که بخوای برای غیر کلام بشری بودن قران اعلام کنی چه چیزی بیان میکنی؟ اگه امکان داره این بخش رو که به عنوان نقل قول از شما در پایین گفتم رو لطفا بیشتر توضیح بدید . (۱۷/بهمن/۹۱ ۲۱:۰۹)فرهاد55 نوشته است: از طرف دیگر، تحدی قرآن معمولاً برای اثبات الهی بودن قرآن به کار می رود. پس ما نمی تونیم از معیاری که وجود اون در قرآن رو به صورت تعبدی پذیرفته ایم در این بحث استفاده کنیم، زیرا در این صورت دچار دور میشیم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









