|
مقاله ای جامع درباره جناب هانری کربن واقدامات وی
|
|
۱۶:۱۸, ۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۱ ۱۶:۵۴ توسط آیات.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اروپائیان به شدت از مكتب امام صادق علیه السلام واهمه دارند و چون خودشان را مالك جهان میدانند تحت كنترل داشتن فكر و اندیشه مردم جهان را یكی از برنامههای پایهای خود قرار دادهاند كه هم اهمیت زیادی به این كنترل میدهند و هم زحمت این كار را تحمل میكنند. در این موضوع، نكته مهم این است كه آنان این برنامه را به طور پوینده و همگام با پویش زمان ادامه میدهند و همواره و نو به نو این تغذیه فكری و جهت دادن به اندیشهها را دنبال میکنند.
اروپائیان به دنبال شكستهای مكررشان در جنگهای صلیبی نتیجه قطعی گرفتند كه هرگز تنها با نیروی نظامیبر اسلام پیروز نخواهند شد و باید جبهه فكری و فرهنگی باز كنند و بیش از جبهه نظامیبه آن اهمیت دهند. مقرر شد ابتدا این كار را به طور آزمایشی در اندلس (اسپانیا) پیاده كنند و كردند و به زودی به نتایج باور نكردنی در جنگهای داخلی اسپانیا رسیدند و جریان نبردها عوض شد. مسلمانها در بیشتر جنگها شكست خوردند. سپس در سال 665 ه . ق برنامه جنگ فكری و فرهنگی را به داخل ممالك اسلامینفوذ دادند. از جانب دیگر در همان زمان، مراوده و مذاكره با چنگیز را آغاز كرده و او را برای حمله به ممالك اسلامیتشویق كردند و اطلاعات مهمیبه خان مغول میدادند كه اسپانیا در غرب به دست اروپائیان و خراسان بزرگ (شامل تاجیكستان، ازبكستان، تركمنستان، افغانستان، پاكستان و خراسان ایران تا ری) در شرق به دست چنگیز سقوط كرد. موفقیت در جبهه فكری ـ فرهنگی در اندلس، افزایش قدرت معنوی، اجتماعی و اقتصادی پاپ و اسقفها را در پی داشت. زیرا هر دو طرح (هم تخریب فرهنگی و هم مراوده با چنگیز) از آنان بود و مجری آن نیز سران كلیسا بودند. بیش از پیش از اهمیت در بارها و پادشاهان كاسته میشد، شاهانی كه نتوانسته بودند در میدانهای صلیبی كاری از پیش ببرند و سخت شرمسار بودند. با سقوط خراسان به دست چنگیز، غربیها دقیقاً دریافته بودند كه مسلمانان هرگز در فكر حمله مجدد به اسپانیا و اروپا نخواهند بود، زیرا اگر همت یا توانی داشته باشند به جانب شرق و مغول خواهند پرداخت كه چنین همتی وجود نداشت. این احساس امنیت به ضررشان تمام شد، زیرا به خودشان مشغول شدند و بر سر رهآورد پیروزیها ابتدا به طور اعلام نشده با هم درگیر شدند. پاپ با شبكه كلیساها بیش از پیش درصدد تملك اجتماعی و اقتصادی كل اروپا بود و میرفت كه جایگاه شاهان را به صفر برساند که بالاخره منجر به كشاكش علنی گردید و نهضت پروتستانتیسم به راه افتاد. در نتیجه این غفلت اروپائیان، دولت مقتدری به نام عثمانی در آناتولی پدید آمد و توانست تا آغاز جنگ جهانی اول در مقابل غرب مقاومت فعالانه داشته باشد. اگر اروپائیان به خود مشغول نمیشدند میتوانستند همه ممالك اسلامیرا (در فاصله حمله چنگیز و آمدن هلاكو) بگیرند؛ زیرا هم تصوف فارسی و هم تصوف عربی، غیرت و انگیزه دفاعی را از مسلمانان كاملا سلب كرده بودند. درگیری درونی اروپا در حوالی سال 1500 میلادی به پیدایش رنسانس و آغاز پیروزی پادشاهان منجر شد و در همان دوران، دو قدرت عثمانی و صفوی در ممالك اسلامیپای گرفت (910 ه . ق). پیدایش هر دو قدرت اسلامیثمره هوشمندی و درایت و اندیشه بس شگفت خواجه نصیر بود كه قدرت مغول را مهار كرد و به یك قدرت نسبتاً اسلامیتبدیل نمود كه زمینه برای پیدایش دو دولت مذكور فراهم گشت. اروپائیان وقتی به خود آمدند كه شرایط دنیا عوض شده و مسلمانان از نو جان گرفته و تا قلب اروپا پیش میرفتند. این بار دربارهای سلطنت، برنامه جنگ فكری ـ فرهنگی را در كنار قدرت نظامیقرارداده و هر دو را خودشان اجرا كردند و به ارسال مأموران دانشمند و هوشمند به درون ممالك اسلامیپرداختند، كه مأموریت همفر و لورنس (معروف به لورنس عربستان) هم زمان با جنگ جهانی اول از آن قبیل است. این بار پرونده و تز برنامه جنگ فكری ـ فرهنگی دو پرونده شده بود و نسخههای مربوط به ممالك تحت حاكمیت عثمانی و ایران از هم جدا و حتی بخش اداری جداگانه داشتند. در ایران از جمله این مأموران، ادوارد براون سفیر انگلیس و گوبینو سفیر فرانسه و نیز اوژن اوبن وزیر مختار فرانسه و ... بودند كه كتابهایی در مورد ایران برای ایرانیان نوشتند. اینان علاوه بر سر سپردگان داخلی از قبیل فتحعلی آخوندزاده، ملكم خان، فریدون آدمیت و دانشآموختگانی از ایرانیان كه در غرب تحصیل كرده بودند، هستند. پس از جنگ دوم جهانی هانری كربن به عنوان فردی صرفاً فكری و فرهنگی و مثلاً بدون كار دیپلماتیك و در شأن صرفاً یك دانشمند، این مأموریت را به عهده گرفت. هانری كُربن و اقدامات او در حوزه علمیه قم ![]() در آن زمان ما طلبه بودیم و جوان؛ میشنیدیم كه كربن فرانسوی به محضر برخی از اساتید بزرگ حوزه میآید و با آنان به تبادل مطالب علمیمیپردازد؛ به خود میبالیدیم كه ما هم استادانی داریم كه دانشمندان غربی سخت نیازمند علومشان هستند و میآیند دو زانو در حضورشان مینشینند و مطالب علمییاد میگیرند. در آن سن و سال چه میدانستیم آن مطالب كه مبادله میشود در نظر غربیها پشیزی ارزش ندارد كه اروپائیان قرنهاست اصول افلاطونیات و ارسطوئیات را به گوشه موزه علوم انداختهاند و جناب كربن مأموریت دیگری دارد. اروپائیان به ویژه دست اندركاران دانشگاه سوربن، نسخه روز را برای اندیشه و فكر ایران نوشته بودند كه از چند عنصر تشكیل شده بود: 1. تصوف با عنوان ارزشمند عرفان. 2. ارسطوئیات برای علمیجلوهدادن و معقول كردن تصوف، تصوفی كه علم را حجاب اكبر میدانست و پای استدلالیان را چوبین. 3. افلاطونیات كه قدری از خشكی مزاج ارسطوئیات، بكاهد و قدری هم از بی مبالاتی تصوف عشقی هپروتی بكاهد و چسب میان آن دو باشد. 4. قدری هم از اشراقیات شیخ اشراق لازم بود كه هم بر توان چسبانندگی افلاطونیات بیفزاید و هم بوی ایرانی ناسیونالیستی داشته باشد. 5. آمیزهای از قرآن و حدیث نیز لازم است تا این معجون به نام دین به خورد متفكران ایرانی اعم از حوزوی و دانشگاهی داده شود، مبادا كه رگ دینداری بجنبد و مكتب امام جعفر صادق علیه السلام و فلسفه و عرفان قرآن و اهل بیت جان بگیرد. هانری كربن آنقدر دقیق بود كه عناصر مذكور هر كدام به همان اندازه كه لازم است باشد نه بیش و نه كم، و چون مشاهده میكرد عشق تصوف برخی از ایرانیان را بیش از حد به طرف افلاطون میكشد، برای پیشگیری از این خطر یك شعار درست كرده بود: «بعضیها افلاطونی متولد میشوند». جمله عجیبی است. چندین كاربرد و ویژگی دارد: 1. مرادش این بود كه اساساً ایرانی گرایش شدید به تخیل محض دارد و اساساً ایرانیان افلاطونی متولد میشوند. 2. بدون این كه افلاطونیات را محكوم كرده و بیفایده بداند، آن را از كارآئی زیاد میاندازد. 3. جمله، خالی از هر نوع دافعه است؛ هم نسبت به ایرانیان و هم نسبت به افلاطون. تنظیم كنندگان نسخه، دقیقاً میدانستند تصوف تا پایان قرن ششم توانست اسلام را به نوعی پوكیِ كشنده و مضمحل كننده مبتلا كند، اما این بار میدیدند كه ایران در عصر تشیع به سر میبرد و تكلیف تصوف در نظر تشیع روشن و مردود است پس باید برنامه دیگری ریخته شود. و نیز میدانستند كه شیعیان با وجود ارسطوئیان فراز، مانند فارابی، ابنسینا و ... هرگز ارسطوئیات را در جایگاه دین جای ندادهاند و همچنین تخیلات و ایدهها و مُثل افلاطون مطرود شیعه است. تصوف محیالدین خوب بود اما برای این كار دو نقطه ضعف داشت: 1. به قدری از دلیل و استدلال عاری است كه نمیتوان آن را یك مكتب علمینامید. 2. اصول و اسكلت آن همان افلاطونیات است و آهنگش آهنگ تصوف و با تار افلاطون آهنگ تصوف را مینوازد. پس بهترین ابزار برای این هدف «حكمت متعالیه» و ملاصدرا است كه همه عناصر مذكور را كاملاً و در حد مطلوب دارد؛ اما نباید محیالدین كاملاً كنار گذاشته شود زیرا حكمت متعالیه فرزند فصوص الحكم است. كربن خودش را خیلی موفق نمیدید گرچه پیروان دانشگاهی متعدد یافته بود و از این كه در حوزه قم اسفار تدریس میشود به شدت خوشحال بود، اما وقتی كه مرحوم طباطبائی به ماهیت او پیبرد و پس از یكی دو سال آشنائی، به او روی خوش نشان نداد، سخت دلگیر بود. هانری كربن امیدوار بود به جای «نهایة الحكمه» یك كتاب چند جلدی در شكل و ماهیت اسفار ملاصدرا اما با ادبیات و اصطلاحات روز، از قلم مرحوم علامه طباطبائی صادر شود، لیكن آگاهی علامه به ماهیت او، او را ناكام گذاشت و فلسفه در نظر طباطبائی در همان قالب كوچك «نهایة الحكمه» درآمد كه حتی مسؤولیت برخی مسائل اساسی آن را نیز نمیپذیرد و میگوید «قالوا». اما اگر امروز كربن زنده بود و حال و هوای ما طلبهها را میدید و آن برنامه متسلسل «زائر شرق» را از شبكه چهارم سیما مشاهده میكرد كه چه مداحیها در موردش شده و میشود، گزارش دیگری مینوشت و جایزه بزرگ خدمت به جهان غرب را میگرفت. گرچه مزد كار خود را گرفته و مدیر «مطالعات عالی دانشگاه سوربن» شده بود. جالب و شنیدنی: در یكی از همین برنامههای «زائر شرق» علاوه بر افاضههای شیوا و بلیغ حضرات حاضر در میز گرد در مدح هانری كربن، از دكتر تجویدی كه در آلمان ساكن است مصاحبهای پخش شد كه او میگفت: «آقای جلالالدین آشتیانی به من گفت هانری كربن به هنگام مرگ روی به قبله كرد و گفت «السلام علیك یا حجة الله». من گفتم شما كه در آن وقت در كنار او نبودی از كجا دانستی كه كربن رو به قبله كرده و این سلام را گفته است؟ آقای آشتیانی گفت: خوب من دانستم دیگر.»! یعنی حضرت آشتیانی كشف و شهود فرموده است كه مأمور استعمار فكری، مسلمان بل شیعه شده است، آن هم شیعه خالص و خلّص و معتقد به امام زمان(علیه السلام)! ناچارم ادامه دهم و تكههایی را از كتاب تاریخ فلسفه اسلامیكربن بیاورم: در صفحه 3 كتاب میگوید: «اذعان مینمائیم كه جامعیت و قاطعیت افكار فلسفی اسلام به خلاف آن چه به مبالغه پنداشتهاند، فقط در فقه اسلام نهفته نیست.» ادامه دارد.... |
|||
|
|
۱۶:۵۷, ۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۱۶:۵۸ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
1. بار ها و بارها گفته ایم که قوانین را رعایت کنید ... اما ...
نقل قول:- از عناوین مناسب برای مطلب خود استفاده کنید. عنوان بایستی طوری انتخاب شود که خواننده، قبل از کلیک کردن روی مطلب بداند دقیقا سوال یا مطلب شما راجع به چه چیزی است و از بحثهای بیهوده نیز جلوگیری می شود.2. و قانون دیگر تالار ... نقل قول:12- هر مطلبی از رسانه های دیگر نقل قول می کنید، بایستی منبع و نویسنده آن را ذکر نمایید. 3. در مورد بحث های عقلی و فلسفی نیز بار ها و بارها در تاپیک های دیگری که همین محتوا را داشت به شما و دوستان دیگر به شدت تذکر دادیم که بروید مطالب را از سایت های دیگر مطالعه کنید ... کتاب مطالعه کنید ... خودتون بیاید از زبان خودتون و منطق خودتون مسائل رو مطرح کنید ... این مقاله ای که دارید کپی میکنید بسیار بسیار طولانی است و کپی کردنش برای شما زحمتی ندارد ولی پاسح گویی خط به خطش زمان بر است و ما هم زمان این کار را نداریم و فضای تالار هم این طور نیست که هر کس از هر مشرب فکری برود از سایتی 200 .... 300 خط بیاید کپی کند بعد بگوید بیایید جواب بدهید ... 4. یک نکته ... شما هانری کربن را لغب دادید "مأمور استعمار فكر" ... ببینیم رهبری در مورد کربن چه میگوید و چه لقبی می دهد با او ؟؟؟ مقام معظم رهبری: معارف شيعه در اوج اعتلاست. معارف شيعى ما معارفى است كه يك فيلسوفِ در غرب پرورش يافتهى با مفاهيم غربى و بزرگ شدهى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرىكُربن را مىآورد دو زانو جلوى علامهى طباطبايى مىنشاند؛ او را خاضع مىكند و مىشود مروج شيعه و معارف آن در اروپا منبع |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: imagescate6xua.jpg]](http://www.sematmag.com/images/stories/fruit/imagescate6xua.jpg)


