کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا باید احکامی که دلیلی برایش نمیبینم انجام دهم؟!(گفتگو محو
۰:۲۵, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
چرا باید زیر بار احکامی بروم که دلیلش را نمیدانم .
یا اصلا به نظرم نا مربوط ی آید . مشکل است و مرا از لذت ها منع میکند

چه فرقی بین دلیل احکام و حکمت احکام وجود دارد؟

دوستان این بحث رو میخواهیم گفتگو محور دنبال کنیم

واقعا چرا؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، شیدا ، شیدا ، فرشته مهربون ، black ، فرهاد55 ، سید ابراهیم ، فاطمه خانم ، شهیدطیبه واعظی ، vahrakan ، Havbb 110 ، جویای حقیقت ، omidman ، یا ثارالله ، مجید املشی ، fatemeh ، mohammad reza ، قلب ، faraz_223 ، یاســین

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۲۵, ۲۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۷/بهمن/۹۱ ۰:۲۵)وحید110 نوشته است:  به نام خدا
چرا باید زیر بار احکامی بروم که دلیلش را نمیدانم؟
یا اصلا به نظرم نا مربوط ی آید . مشکل است و مرا از لذت ها منع میکند

چه فرقی بین دلیل احکام و حکمت احکام وجود دارد؟

دوستان این بحث رو میخواهیم گفتگو محور دنبال کنیم

واقعا چرا؟

دلیلش روشنه "احتیاط"؛ تا چیزی رو نمی دونیم باید محتاطانه عمل کنیم و تا زمانی که یقین نکردیم به توصیه ی خیرخواهان (مخصوصا" خدا) عمل کنیم.


البته ما انسان ها کم علم هستیم و خدا جز اندکی علم به ما نداده.

*حضرت امام علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام)می فرمایند:


فـرزنـدم‌! اگـر چـه‌ عـمـر من‌ هـمچـون‌ کسـانی‌ کـه‌ پـیش‌ از مـن‌ بـودند دراز نبود، اما با همـان‌ مهلت‌ کوتـاه‌، بدیده‌ کـاوشگری‌ در کارشان‌ نگریستم‌ و در چندو چون‌ کار و اخبار و سرگذشت‌ زندگیشـان‌ اندیشه‌ کردم‌ و در احوال‌ و اوضاع‌ بازماندگانشان‌، مط‌العـه‌ نمودم‌ و چنان‌ در این‌ بحر مستغرق‌ بودم‌ که‌ دریافتم‌ خودم‌ هم‌ یکی‌ از آنها هستم‌ بلکـه‌ ـ فراتر از این‌ ـ در سیر تاریخ‌ و چگونگی‌ زندگیشـان‌ چنان‌ با آنها امیختم‌ ، کـه‌ احسـاس‌ کردم‌ بـا اولین‌ و آخرینشـان‌ زندگی‌ کرده‌ام‌!

اکنون‌ سفارش‌ و توصیه‌ من‌ با تو چنین‌ است‌:

فرزندم‌ نیکو ترین‌ چیزی‌ کـه‌ دوست‌ دارم‌ تو از وصیتم‌ بجـای‌ آوری‌، پرهیز و ترس‌ از خداست‌. به‌ آنچه‌ آفریدگار برتو لازم‌ و واجب‌ شمرده‌ اکتفا کن‌ و قدم‌ براهی‌ گذار که‌ نیکان‌ و گذشتگان‌ و پدر و مادر و خـانواده‌ات‌ در آن‌ ط‌ریق‌ گـام‌ نهـاده‌اند. زیرا آنـان‌ خویشتندار و پرهیزکار و دانـا بوده‌، و در اینراه ‌چیزی‌ را فروگذار ننموده‌اند.

همـانگونـه‌ کـه‌ تـو می‌ اندیشی‌ و مینگری‌ آنهـا نیز فکر کردند و دیدنـد،تـا اینکـه‌ سـرانجـام‌ این‌ دو کـار این‌ بـود کـه‌ بغـایت‌ خویشتنداری‌ و نهایت‌ انجام‌ تکلیف‌ و وظ‌یفه‌ خود رسیدند. پس‌ اگر نفس‌ تو از ط‌ریق‌ آنان‌ سربـاز زد و نخواست‌ همـانسـان‌ کـه‌ آنـان‌ اندیشیدند و دیدند، بنگـرد و بینـدیشـد و در این‌ دو یقین‌ کند، تو او را بـه‌ متـابعت‌ مجبور کن‌ وخواهـان‌ همین‌ روش‌ پسندیده‌ باش‌.

البتـه‌ با تحصیل‌ و تعلیم‌ و دانایی‌ ،آنرا بط‌لب‌ و در سخنان‌ در هم‌ و شبهـه‌ آمیز خود را رهـا مسـاز،تـا نـاگزیر بمشـاجره‌ و منازعه‌ شوی‌ و پیش‌ از انکـه‌ پا بر این‌ راه‌ گذاری‌ ، از پروردگار یاری‌ بخواه‌ و برای‌ کسب‌ موفقیت‌ و اجتناب‌ از هر بدی‌ ویاسخنی‌ کـه‌ بـه‌ باط‌ل‌ آمیختـه‌ باشدو یا بضلالت‌ گمراهیت‌ کشاند،تنهـا بخداوند مهربان‌ پناه‌ ببر و رو بسوی‌ او آور.

آنگـاه‌ پس‌ از اینکـه‌ مط‌مئن‌ شدی‌ کـه‌ دلت‌ صـاف‌ و پـاک‌ گشتـه‌،و فروتن‌ و فـرمـانبـردار شده‌، و تمرکز فکر واندیشـه‌ یـافتـه‌ ای‌ و مقصدت‌ تنهـا در این‌ راهست‌ در آنچه‌ من‌ بتو سفارش‌ و توصیه‌ میکنم‌، بدقت‌ اندیشـه‌ کن‌.

اما اگر آنچـه‌ را کـه‌ خـواهـانی‌، از تمرکز فکـر و پـاکی‌ دل‌ از پلیدی‌ هـا بدست‌ نیـاوردی‌، بـدان‌ کـه‌ در این‌ حـال‌ به کـور اشتـری‌ میمـانی‌ کـه‌ در ورط‌ـه‌ های‌ وهمناک‌ و دره‌ های‌ تنگ‌ و تـاریک‌ فروافتـاده‌ است‌. چنین‌ کسی‌ که‌ براه‌ اشتباه‌ رود و خط‌ا کند،هرگزخواهان‌ دین‌ و آیین‌ نیست‌ و شبهات‌ را با یقین‌ می امیزد. برای‌ چنین‌ کسی‌ دست‌ برداشتن‌ و درنگ‌ کردن‌ در راه‌ خود بصلاح‌ نزدیک‌ تر است‌.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، faraz_223
۲۳:۱۰, ۲۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #12

(۲۰/بهمن/۹۱ ۲۳:۱۵)وحید110 نوشته است:  حالا اگر به یک حکمی رسیدیم که با علم مخالف بود چه باید بکنیم؟!!
علم چیز قطعی نیست و خود نظریه های علمی دائما در حال تغییره و خود دانشمندان نظریات قبلیشون رو رد میکنن لذا نباید به اینکه خلاف علمه توجه کنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، شهیدطیبه واعظی ، وحید110 ، فاطمه خانم ، شیدا ، fatemeh ، قلب ، faraz_223
۱۴:۵۱, ۲۲/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۱ ۱۵:۰۱ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱۷/بهمن/۹۱ ۰:۲۵)وحید110 نوشته است:  به نام خدا
چرا باید زیر بار احکامی بروم که دلیلش را نمیدانم .
یا اصلا به نظرم نا مربوط ی آید . مشکل است و مرا از لذت ها منع میکند

بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد بحث احکام و اینکه آیا اونهایی که کاملاً تحت اوامر خدا هستند و کاملاً حرام و حلال رو در زندگیشون رعایت میکنن , لذت میبرن یا از لذات خودشون رو محروم کردند , بنده یک سخنرانی از حاج اقا پناهیان یافتم و اون رو نوشتم و به مرور در این تاپیک قرار خواهم داد. بسیار سخنرانی زیبایی بود به همین دلیل آن را نوشتم . امیدوارم استفاده بفرمایید .


لذت , چیزی است که یکی از تقاضاهای اساسی انسانه و انسان همون جوری که به انرژی احتیاج داره , همون جوری که به راحتی احتیاج داره , همون جوری که به انرژی احتیاج داره برای فعالیت جسمی خودش , همون جوری که به راحتی احتیاج داره برای اینکه , جسمش بتونه از این آسودگی و فرصت بهره برداری بکنه , از لذت هم انسان باید بهره مند بشه و خوشایند بودن چیزی برای انسان یه نوع تغذیه ی , هم جسمی است هم روحی . لذت بردن یکی از نیازهایی است که خدا در طبیعت انسان قرار داده ....
بعضی ها هستن توو عالم , با لذت اینجوری برخورد نمیکنن که ما لذت هههههههم نیااااااااااز داریم . بعضی ها انسان هایی هستند , لذت پرست ! اقا آدم های بدی اند , لذت پرستا ؟ میگن عقل , وجدان , ایمان , عاطفه , بفرمایید ؟ رابطه ی با دیگران , همه ی اینا , بی خیال , یه چیز فقط توو دنیا ارزش داره , اون چیه ؟ اون لذته ! چیزی که لذت میبری , این درسته . اگر تو لذت میبری یه کسی رو زیر تریلی خودت لِه کنی , بیخیال , لِه کن برو کِیفشو ببر ! اینا رو بهشون میگن لذت پرست ! البته در فلسفه ی اخلاق , اینها مشهور هستن به کسانی که توو فلسفه ی اخلاق , مکتب اِپیکُریسم رو انتخاب کردن برای خودشون . میگن البته خود اِپیکُر آدم خوبی بوده اما اِپیکُریسم یه مکتبی شده , یه عقایدی هم داشته . بعضی ها میگن عقایدش خوب فهمیده نشده , یه عقیده ای داشته , میگه بابا توو زندگیِِ آدم ها اصل لذته . هر چیزی لذت داشته باشه خوبه . اگر آدما قدرت میخوان , برای اینه که خووب لذت ببرن . اگه آدما پول میخوان برای اینه که خووب لذت ببرن . اگه آدما عاطفه میخوان برای اینه که خووب لذت ببرن از عاطفه . آدم باید ببینه کجا لذت ببره . خیلی روشن و واضح و بی درده سر . ما اینا رو اسمشون رو میذاریم لذت طلبان مطلق و اگه بخوایم خیلی بی وجدانی بکنیم در حقشون میگیم , لذت پرستان ! یعنی میپرسته لذت رو . این جور آدما به خاطر لذت همه جور کار حاضرن بکنن . آیا این جور آدما , آدمای بدی هستن ؟ متفکرانه جواب بدید . بله ؟ دارید فکر میکنید ؟ بله یا نه ؟ اونهایی که میگن بله , احتمالاً جوابشون معلومه چرا بله . آدم یه آدمی رو زیر تریلیش لِه بکنه بره جلو ببینه کِیف بکنه , خوب بله دیگهههه . ولی اونایی که میگن , نه , بد نیست , چرا نیست ؟ یه نفر لذت میبره همش عبادت بکنه , همش نماز بخونه , حالا اون رو کاری نداریم , اون استثناست . امّا اگه یه کسی لذت برد از این که بزنه توو گوش شما , آدم خوبیه یا نه ؟ ( همه ی افراد جلسه هم صدا میگن نه ) پس لذت پرستا آدمای خوبی نیستتتتتتتتتتتن ؟ بنده در این جلسه برای شما ثابت میکنم , لذت پرستا آدم های ببببببببسیار خوبی هستم و لذت پرستی مرااااااااااااام ماست !
دقت کنید ! من با کمک یک بازیگری این رو برای شما اثبات خواهم کرد . چه فایده ای داره اینطوری صحبت کنم ؟ میدونید چرا ؟ فایده ی بحث من اینههههه : هر کسی لذت پرستی میکنه احساس میکنه آدم بی دینیه ! تا احساس میکنه آدم بی دینیه , میگه : اب که از سر گذشت , چه یک وجب , چه صد وجب . بی خیال , بزن بریم . تا آخرش میره . بعد اون وقت من هر چی بهش میگم : ببین ؟ بنده ی خدا , امّت پیغمبر , تو چیزیت نیست , مرگ موش که نخوردی که , تو لذت دوست داره ببری توو زندگیت . میگه حاج آقا شما آخوندا با این لذت بردن , خوب مخالفید دیگههههههههههه . ما به خاطر لذت بردن گناه میکنیم , هر غلطی انجام میدیم , شما میگید , نهههههههههه ! پس ما با شما راهمون جداست . من میخوام به آدم های لذت پرست مطلق ثابت کنم که آدم خوبی هستی , فقط یه مقدار نادونی ! مرض نداری ! لذت پرست هم باش ! از جاتم نمیخواد تکون بخوری ! نکته رو دقت فرمودید ؟
شما قبول دارید بعضی از آدما , موسیقی میذاره تو ماشین , میگه خووووووووشم میاد از این صدااااااااش , میزنه و , بعد میدونه که مثلاً , اجمالاً گفتن این گناهه , این لذت حرامه , نباید ببری این لذت رو . بعد میگه ما که لذت حرامو بردیم , پس دیگه نمازم بی خیال . البته بی خیال نمیگن ! چون اونا حوصله ندارن کلمات رو زیاد طولانی کنن ! میگن : بی خیل ! چون مخفف شه . Big Grin
درست شد آقا ؟ شما قبول دارید این مشکل توو بعضی ها هست ؟ یکمی میرن لذت میبرن , یکمی میخوان لذت ببرن , یکمی تقاضای لذت توو خودشون میبینن , من فعلاً به حرام حلال لذت کاری ندارم , خودشون رو از خدا دوووووووووور شده میبینن ! وقتی یه کسی خودش رو از خدا دور شده دید , 10 برابر بیشتر دور میشه ! ما اول باید بهش ثابت کنیم بابا , تو که خودت فکر میکنی آدمه خیلی خرابی هستی , اینجوری نیییییییست , تو آدم خرابی نییییییستی ! الکی زیر آبی نزن بگی : اب که از سر گذشت ... اب هنوز از سر نگذشته , تو اتفاقاً , من بهت ثاااااااابت میکنم , آدم خوووووووبی هستی , میتونی خیلی راحت خوب تر هم بشییییییی! فقط نادونی نکنی . این یه فایده ی این جور بحث کردن . ...
ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، faraz_223
۱۵:۰۰, ۲۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
لینک سخن رانی رو بزارید . گوش کردن خیلی بهتره تا خوندن
دوست دارم دوستان نتیجه عقلی خودشون رو قرار بدهند
شما هم اگر نتیجه ای گرفتید از این سن رانی قرار بدید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۱۲:۵۸, ۲۱/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۱ ۱۴:۴۱ توسط قلب.)
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام به همه
به قول آقای قرائتی : چطور وقتی انسان وسیله ای میسازه برای استفاده از اون وسیله راهنما مینویسه خب خدا هم من رو ساخته و یک راهنما به من داده تا خودم رو بشناسم.

اگر فرض بگیریم که احکام هیچ دلیل و حکمتی نداره و تنها دلیلش اینه که خدا گفته همین برای عاشقان خدا کافیست
همونطور که انسان اگر چیزی یا کسی رو دوست داشته باشه فقط به دلیل دوست داشتن اون چیز یا فرد هر کاری که بگن انجام میده
.
این آدم "رند" هم که در اشعار حافظ اومده به همین معنی هست که هر جا دلیلش رو ندونستی عاشقی یا همون رندی کن
.

اینم نظر ما
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۱۳:۵۶, ۲۱/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
اولا در علوم طبیعی هر دانشمند نظر قبلیو کامل میکنه نه رد
به نظر من باید دلیل هر کاری که انجام میدیم را بدونیم ولی کم بودن علم ما و ضعفدر دانسته های ما دلیل بر اشتباه بودن حکم نمیشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا