|
"دادگاه وجدان"
|
|
۲۰:۱۲, ۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۳:۳۵ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
[b]"نفس لوامه" در آيات نخست سوره مباركه قيامت خداوند متعال مى فرمايد: «لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ. وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»؛ قيامت (75)، آيات 1 و 2.؛ «نه! سوگند به روز رستاخيز. و ((باز)) نه! سوگند به وجدان سرزنشگر!». نفس لوّامه يعنى نفسى كه بسيار انسان را سرزنش و ملامت مى نمايد. نفس انسان در اين مرتبه بيشتر گرايش به خير و نيكى و اعتدال دارد و اگر انسان دچار انحراف و افراط و تفريط گردد، اين «نفس» آدمى از درون او را سرزنش مى كند تا دوباره به سوى اعتدال و خير بازگردد. نفس ملامتگر نيرويى است در درون انسان كه او را نسبت به انجام گناهان و كوتاهى در انجام وظايف و بندگى خداوند مورد سرزنش قرار مى دهد. الميزان، ج 20، ص 103. اين سرزنش هايى كه پس از انجام گناه و نافرمانى خداوند بر انسان هجوم مى آورد زمينه ساز توبه حقيقى است. نفس لوامه نفسى است كه برخوردار از سلامت و استوارى در فطرت و صفاى باطن است به گونه اى كه اگر احساس كند اين سلامت و اعتدال فطرى از بين رفته، مضطرب و نگران و ناآرام مى شود و تلاش مى كند با آب توبه و تضرّع و زارى به پيشگاه خداوند متعال و توسل جستن به اوليا و دوستان خداوند خود را از ورطه گناه و گمراهى آزاد و رها سازد؛ درست مانند چشم سالمى كه گرد و غبار وارد او شده و آرامش انسان را سلب مى نمايد؛ اين چشم با ريختن اشك سعى مى كند خود را از اين گرد و غبار رهايى بخشد. كسى كه بهره مند از نفس سرزنش گر باشد روحى بيدار و آگاه دارد، هر چند در برابر گناه مصونيت نيافته و گاه دچار لغزش و اشتباه مى شود اما چيزى نمى گذرد كه بيدار و پشيمان شده و خود را سرزنش مى نمايد و دو مرتبه به مسير هدايت و سعادت بازمى گردد. اين همان «وجدان اخلاقى» است. اين وجدان اخلاقى همانند يك قاضى عادل و دادگرى، بعد از انجام يك كار نيك يا بد بلافاصله محكمه اى در درون انسان تشكيل مى دهد و به حسابرسى و بازجويى مى پردازد، لذا گاهى انسان در برابر يك كار نيك چنان احساس آرامش درونى مى كند و روح او لبريز از شادى و نشاط مى شود كه لذت و شكوه و زيبايى آن با هيچ زبان و قلمى قابل توصيف نمى باشد. نكته شايان توجه آنكه در آيات نخست سوره مباركه قيامت سوگند به نفس لوّامه در كنار سوگند به قيامت بيان شده است و اين خود بيانگر ارزشمندى و شرافت و جايگاه والاى نفس لوّامه است كه خداوند به آن سوگند ياد كرده است: «لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ. وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»؛ قيامت (75)، آيات 1 و 2.. مقارن بودن اين دو سوگند در واقع نشانگر دو دادگاه درونى و دادگاه رستاخيز است. مفسران شباهت هايى ميان او دو مطرح كرده اند: 1. دادگاه وجدان، سفارش و رشوه و پارتى و پرونده سازى رايج بشرى را نمى پذيرد؛ در دادگاه قيامت نيز اين گونه امور پذيرفته نيست: «وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ»؛ بقره ، آيه 48.؛ «از آن روز بترسيد كه هيچ كس به جاى ديگرى مجازات نيم شود و نه شفاعتى پذيرفته مى شود و نه فديه و رشوه اى و نه يارى مى شوند». 2. وجدان مهمترين و قطورترين پرونده ها را در كوتاه ترين مدت رسيدگى كرده، حكم نهايى خود را به سرعت صادر مى كند، همانطور كه در دادگاه رستاخيز اين گونه است. 3. مجازات و كيفر دادگاه درونى برخلاف مجازات هاى دادگاه هاى رسمى، نخستين جرقه هايش در اعماق دل و جان افروخته مى شود و روح انسان را مى آزارد، سپس آثارش در جسم و چهره و دگرگون شدن خواب و خوراك او آشكار مى شود؛ همانطور كه در دادگاه قيامت مى باشد: «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ. الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ»؛ همزه ، آيات 6 و 7.؛ «آتش برافروخته الهى كه از قلب ها و جان ها زبانه مى كشد». 4. دادگاه وجدان چندان نياز به ناظر و شهود ندارد، بلكه معلومات و آگاهى هاى خود انسان، شاهد و متّهم است. همان طور كه در دادگاه رستاخيز نيز اعضاى انسان مانند دست و پا و پوست او گواهان بر اعمال او هستند. تفسيرى نمونه، ج 25، ص 282. «حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ»؛ فصلت ، آيه 20.؛ «چون به كنار آتش دوزخ برسند گوش و چشم و پوست تن آنها بر ضدّ آنان گواهى مى دهند اين شباهت شگفت انگيز ميان اين دو دادگاه نشانه ديگرى بر فطرى بودن مسئله معاد است؛ زيرا چگونه مى توان باور كرد در وجود يك انسان چنان حساب و كتاب و دادگاه حقيقى و اسرارآميزى وجود داشته باشد، اما در درون اين جهان بزرگ هيچ حساب و كتاب و دادگاهى وجود نداشته باشد، اين باور كردنى نيست. نكته شايان توجه آن كه نفس لوّامه در كسانى كه از مراتب شديدتر و كامل ترى از ايمان به خدا برخوردارند، قوى تر و كامل تر است، به گونه اى كه اگر وسوسه اى شيطانى در نفس آنها پديد آيد، سريع متوجه شده و رو به سوى خداوند مى آورند. قرآن كريم در مورد اين انسان هاى مؤمن و با تقوا مى فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ »؛ اعراف آيه 201.؛ «در حقيقت، كسانى كه از خدا پروا دارند، چون وسوسه اى از جانب شيطان بديشان برسد، خدا را به ياد آورند و بناگاه بينا شوند». منبع:اینترنت |
|||
|
|
۲۲:۴۱, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
یه چیزی که خودم تجربه کردم و خیلی خوب و موثر بود اینه که وقتی یه گناه یا اشتباه هر چند کوچک انجام دادم مثل نفس لوامه عمل کنم(به صورت شدیدتر). مثلا نمازم رو یک ساعت بعد از اذان خوندم یا یک گناه کردم با وجود اینکه به خاطر این کارم زیاد ناراحت نیستم ولی مثل انسان های خیلی بزرگ رفتار کنم و خودم رو خیلی ناراحت کنم، گریه کنم و خواهش و التماس به خدا کنم خدایا منو ببخش و به بدی کارم فکر کنم و ... خیلی اظهار ناراحتی و پشیمانی کنم. این کار واقعا معجزه میکنه بعد از چند بار که این اتفاق بیفته 5 دقیقه نمازت رو دیرتر بخونی خیلی ناراحت میشی و احساس گناه میکنی و دیگه اون کار اشتباه رو تکرار نمیکنی. البته شاید یکم سخت باشه ولی خیلی موثره. شبیه یه جور تلقینه تا تبدیل به باور و واقعیت میشه. امتحانش ضرر نداره. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








