|
زن؛ ریحانه آفرینش ! لحظه ای مکث..
|
|
۱۳:۵۲, ۲۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۲ ۱۴:۲۳ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بـــــه نــــام خــــالـــــق زیبـــــایـــی هــــا ![]() همه چیز ملکِ خداست پس این بدن مانیز ملک اوست .. مشکل بشر اینه که خودرا مالک میدونه به همین خاطره که هر روز خودرا نوعی بزک و ارایش میکنه و به کوی و برزن میاد و هیچکس هم نمیتونه بگه اقا یا خانم بالای چشمتون ابروست ! یه نفر تعریف میکرد تو تلویزیون انگلیس میز گردی درباره پوشش و حجاب بانوان بود هرکس نظرات خودش رو میگفت یک مرتبه خانومی که اونجا حضور داشته بلند میشه و لباس خودش رو از تنش بیرون میکنه و داد فریاد به راه میاندازه که این بحثها چیه .. که مطرح میکنید این تن، تن من است بخواهم می پوشانم .. نخواهم نمی پوشانم به کسی چه مربوط که در حریم زندگی خصوصی من دخالت داشته باشه.. قران تو سوره حمد که هروز میخونیم و اون رو ام الکتاب مادر قران میدونیم .. یک حرف کلید داره اونم اینه که "خدا مالک است" یعنی ای انسان خیال مالکیت رو از سرت بیرون کن هیچ کاری بی اجازه نکن نه فقط درباره دیگران حتی درباره خودت پس هرجوری نپوش هرجوری حرف نزن و هر چیزی نبین ! پ.ن: دوستان عزیز این تاپیک صرفا تعلق دارد به متون و جملات زیبا در مورد زن و مقام زن و پست هایی که خارج از این موضوع باشند حذف خواهند شد. |
|||
|
|
۱۹:۴۷, ۲۷/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۱ ۱۹:۵۰ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بــــه نـــــام خـــالـــق زیبـــــایـــی هـــا اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری،
ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری[/b] از آن معلوم نباشد؛ اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی، ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی؛ اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی، ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی؛ اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید، ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی؛ اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی، ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی؛ اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو در پوشش بودن های تو خریداری و خواستگاری وجود نداشته باشد؛ اینکه جوری حرف بزنی، قدم برداری و پوشش داشته باشی که همکارت، استادت، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد؛ اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود؛ همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید خدایا «دختران امت پدرم، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند، ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن طوری که هیچ چشم و ابرویی، ناز و کرشمه ای، پول و مکنتی نتواند جایگزین آن شود! » |
|||
|
|
۲۰:۰۱, ۲۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
و این که اگر زن که باشی دربارهات قضاوت میکنند درباره ی لبخندی که بیریا نثار هر احمقی کردی دربارهی زیباییات......که دست خودت نبوده و نیست و دست کم لیاقت نگه داری از آن را نداشتی [b]دربارهی تارهای مویت که بیخیال از نگاه شکآلودهی احمقها از روسری بیرون ریختهاند دربارهی روحت، جسمت، دربارهی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت میکنند حیا کن و زن باش! زنی حقیقی! |
|||
|
|
۱۶:۱۷, ۶/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۲۳ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بــــه نــــام خـــــدا من زنی هستم که در پیچ و خم های تاریخ در زندگی اجتماعی باید ها و نباید های نابجا چهره ام را غم آلود و وجودم را تک بعدی و ابزاری قرار داده است. فرهنگ ها و کشور های دیگری چون یونان، روم ، چین ، جاهلیت عرب و در بهاییت و در....این چنین می پندارند درباره من! . یونان: یونانیان زن را زاده شیطان می دانستند و او را در هیچ کاری مداخله نمی دادند و فقط برای ارضای غریزه جنسی و خدمت گذاری، از او استفاده می کردند. در یونان زن به آسانی مورد معامله و واگذاری به بیگانه قرار می گرفت. . روم: هر چند رومی ها در قوانین و حقوق،پیشرفت زیادی داشته اند، اما عقیده آن ها درباره زن این بوده است که او را به علت دارانبودن روح انسانی،برای حشر در روز قیامت لایق نمی دانسته اند. در نظر رومیان زن مظهر شیطان و انواع ارواح موذیه بود، از این جهت در خندیدن و سخن گفتن از او جلوگیری می کردند و اکثرا دهان او را جز در موارد خوردن می بستند. در روم زنان همیشه تحت کفالت بودند و احتیاج به قیم داشتند و پس از مرگ مانند اشیاء به ارث برده می شدند. . چین: اگر دختری متولد می شد، خویشان و نزدیکان با نهایت تاسف و ترحم به پدر و کسان نزدیک طفل تسلیت می گفتند. دختران را زنده می کشتند یا به صحرا می افکندند و یا به برده فروشان می دادند. چینیان خیال می کردند خداوند خالق پسران است و شیطان خالق دختران، لذا در نظر آنان پسران با برکت بودند و دختران طوق لعنت. قربانی دوشیزگان برای خدایان در چین مرسوم بوده است . جاهلیت عرب: زن در میان عرب های جاهلی وضعیت نامناسبی داشته، با فجیع ترین وضع زندگی می کرده و مانند کالایی خرید و فروش می شده و از هر گونه حقوق اجتماعی و فردی حتی حق ارث محروم بوده است. آنان زن را در شمار حیوانات قرار داده و او را جزء لوازم و اثاث زندگی می شمردند. . اگر مرد راحتی خود و همسر اول را می خواهد به همان یک همسر قناعت کند؛ اما او آزاد است دو همسر انتخاب کند. در اين جا ملاكِ تعدد همسران، راحتي مرد است، اگرچه همسر اول او از این کار ناراحت باشد! جالب است كه ملاحظه ي انصاف وعدالت ميان دو همسر تحت الشعاع راحتی مرد قرار می گیرد که دو همسر را بر گزیده است.این است تساوی میان مرد و زن!!! . در جوامع غرب:چهره زن متجدد و اروپایی مآب که تازه شروع به رشد کرده است. قالب این زن را صاحبان سرمایه و تولیدکنندگان لوازم آرایشی و زیبایی دنیای جدید ساخته و خبر آن را با استفاده از وسایل صوتی و تصویری تحریککننده و شعارهای پرجذبه و کشش به جهان بیخبر صادر میکنند؛ آدم عاقل و مسلط بر نفس و شهوت میداند که در پشت آن ماسکهای آزادی و عروسکهای جدید و زیبا به اسم زن، چهره کریه و وحشتناک ضد معنویت و انسانیت و ضد استقلال معنوی و انسانی و ضد زن و حرمت انسانی پنهان است. در این جوامع چهره خانواده بطور کامل متزلزل شده زن که اصلی ترین محور خانواده است نیز به عنوان ابزاری بی ارزش تلقی شده است و تاثیرات خانواده در اجتماع از بین رفته است. .........................................
با گذر بر این گفتارها و آشنایی بر این افکار بر خود می بالم که مسلمانم و دیدگاه دینم و پیامبرم چنین است: دین آسمانی تنها ملاک برتری را تقوا و ارزش های معنوی و فضائل اخلاقی دانسته است. خداوند متعال می فرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم » در زمان رسول الله علیه و آله برخی از اصحاب ، زنان را ازز حضور در امور خارج از خانه منع می کردند «ای مردم ! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شمارا تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید .گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست» ولی با مخالفت آن حضرت مواجه می شدند که می فرمود همانا خداوند به شما زنان اجازه داده است که برای برطرف کردن حوائج خود از خانه خارج شوید» رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «دختران مایه رحمت ،صلاح زندگی و برکت هستند» رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: فراگیری علم و دانش بر هر مرد وزن مسلمان لازم و ضروریست. من به خودم و به همه بانوان ایران، به همه زنان مسلمان تبریک می گویم که در دینم در سرزمینم به من و وجودم، و برای خودم ارزش می نهند |
|||
|
|
۱۹:۵۱, ۱۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بـــــه نــــام خــــالــــق زیبــــایی ها . یک بار می خوانم، دوباره، سه باره... باز هم می خوانمش. نه! انگار عجیب به دلم نشست، دائم توی ذهنم تکرار می شود این حدیث قدسی: «هرکس عاشق من شود، عاشقش می شوم...» . یعنی می شود خدا عاشقم باشد؟ یعنی چه طعمی دارد معشوق خدا بودن؟!! . «هرکس عاشقم شود، عاشقش می شوم...» معلوم است که می شود معشوق خدا شد، البته با یک شرط! اول باید من عاشق خدا شوم آن وقت بیشتر از آنکه عاشقش باشم، معشوقش خواهم بود...! . راست گفته بود هر کس گفته بود: « لیلی نام تمام دختران زمین است.» .
لیلی نام تمام دختران ایران زمین است و مجنونشان خودِ خود خدا!! شاهدش را هم که آوردم: همین حدیث قدسی. . لیلی اسم قشنگ توست، و مجنونت خدا! البته با یک شرط!! همان شرطی که گفتم. در قصه زندگی، لیلی باید عاشق مجنون باشد آن هم از آن عشق های رسوا!! آخر در قصه نظامی لیلی عشقش را پنهان می کرد، شاید همین بود که آخر هم این عشق بی سرانجام ماند!! . اما در قصه زندگی، لیلی باید عاشق مجنون باشد آن هم از آن عشق های هویدا!! یعنی مجنون هر چه گفت لیلی باید بگوید «چشم» آن وقت لیلی هنوز چیزی نگفته مجنون می گوید «چشم». . لیلی جان! تو اگر بدانی خدا چقدر عاشق توست، هیچ وقت دنبال مجنون دیگری نمی گردی. . لیلی جان! تو اگر بدانی خدا جواب چشم گفتن هایت را چطور می دهد دیگر هیچ وقت به نفس چشم نمی گویی. .
لیلی جان! نمی دانی چه عطری توی فضا می پیچد وقتی چادرت را سفت می گیری و می گویی: فقط به خاطر مجنون. نمی دانی وقتی زیبائیت را پشت حریر چادرت پنهان می کنی، مجنون تو را با چه شوقی نشان می دهد به آن همه ملک که گردش به سجودند و قیام. . لیلی جان! نمی دانی چقدر زیباتر می شوی، چقدر دوست داشتنی تر، چقدر لیلی تر وقتی چشم های مهربانت مثل ستاره توی سیاهی چادرت برق می زند. .
لیلی جان! کاش بدانی، اینها را که گفتم، کاش قدر خودت را بدانی، کاش بدانی که تو لیلی هستی و مجنونت خود خود خدا...!! |
|||
|
|
۲۱:۲۹, ۱۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
به نام خالق زیبایی ها دنیا پر شده از دزد...
دزدهایی که قصد ربودن چشمهای معصوم و پاک تو را دارند، چشمهایی که یک عمر با آنها از شدت عشق و علاقه به خداوند گریه کردی و قطرات مروارید گونه آن بر گونههایت مانند آبشاری زیبا جریان پیدا کرد، یک عمر به خاطر نگاه محبت آمیز به پدر و مادر خود با آنها عبادت کردی و یک عمر صفحات زیبای قرآن را ورق زدی و آیه های طلایی آن را نگاه کردی. دزدهایی که با دندان مسلح شدهاند تا به هر نحوی پاکی و عصمت را از چشمان تو سرقت کنند، چرا که آنها به خوبی میدانند که اگر پاکی و عصمت از چشمهای تو دزدیده شود، به راحتی میتوانند همه اجزاء و جوارح تو را به تاراج ببرند و با این کار نام خود را به عنوان بزرگترین قاچاقچیان اعضاء و جوارح انسان در تاریخ ثبت کنند. اگر کمی به خود نیایی و زرنگ نباشی زود تر از آنچه که حتی فکرش را بکنی دزدها به سراغ تو هم میآیند و همه هستی تو را نیز به تاراج میبرند، به همین جهت است که خداوند متعال در سوره نور صراحتاً هشدار میدهد که مواظب این سارقین باشید و با تمام تلاش و کوشش با آنها مبارزه کنید : قُلْ لِلْمُۆْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ به ما یَصْنَعُون: به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند، که این برای آنان پاکیزهتر است، زیرا خدا به آنچه میکنند آگاه است. پس مواظب با ارزشترین اعضاء و جوارح خود یعنی چشمانت باش و اگر برای مدتی چشمان پاک و معصوم شما به سرقت رفته سریعاً و همین امروز چشمهای خود را پس بگیر وگرنه به زودی نوبت به سایر اعضا و جوارحت میرسه.... |
|||
|
|
۲۲:۳۳, ۱۰/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۱ ۲۲:۳۸ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بـــه نـــام خـــالق یکــتـــا ____________________________________ سلام دختری هستم اصلا اعتقادی به حجاب ندارم. به نظر من حجابی که شما ازش حرف میزنین تو جامعه ی امروزی کاربرد نداره و به قولی حجاب مال قدیماست . [/font] . من میگم حجاب اونقدر که شما بزرگش کردین مهم نیست، فقط یه امر شخصیه که هر کس هر طور بخواد میتونه باهاش برخورد کنه، اصلا حجاب یه سلیقه ی شخصیه مثل غذا خوردن، یکی غذای شور دوست داره و یکی غذای بی نمک . موفق باشید. . متن زیر پاسخ منه به نامه این خواهر گلم: دوست پاک و مهربانم سلامعزیزم خیلی خوب شد که آخر حرف دلت را زدی، آخر تا کی من و تو فقط توی چشم هم نگاه کنیم و نه من بفهمم چرا تو چادر سرت نیست و نه تو بفهمی چرا من چادرم را اینهمه دوست دارم!!! . نوشته بودی دختری هستم... خوب شد این را گفتی! می دانستم دختری، عزیزم، اما این تأکیدِ خودت حواس مرا جمع کرد، حواسم را جمع کرد که من با یک گل طرفم، پس باید واژه واژه کلامم توأم با لطافت و محبت باشد؛ آخر مولای ما فرموده: دختر گل است (نهج البلاغه نامه31) . خوب شد این را گفتی حواسم جمع شد! حواسم جمع شد که با وجودی بلورین طرفم، پس باید حواسم باشد، مبادا با حرفهایم روی این بلور خط بیندازم، یا خدای ناکرده قلب مهربانش را بشکنم،آخر مولای ما فرموده: دختر بلورین است، یعنی زیبا و دوست داشتنی اما شکننده! . گفته بودی اصلا به حجاب اعتقاد ندارم، آفرین عزیزم به حجاب نباید اعتقاد داشت! به حجاب باید عشق ورزید، کدام مروارید را می شناسی که عاشق صدفش نباشد؟! آخر مروارید این را خوب می داند که اگر صدف نباشد یا هیچ وقت مروارید نمی شود یا اگر هم شد به غارت می رود، آخر صدف خوب می داند هزاران چشم پر از طمع برایش کمین گرفته اند! . آفرین عزیزم به حجاب نباید اعتقاد داشت! به حجاب باید عشق ورزید، آخر کدام مشک خوشبویی است که عاشق مشکدان نباشد؟! آخر مشک این را خوب می داند که اگر مشکدان نباشد دیگر مشکی نخواهد بود. . آفرین عزیزم به حجاب نباید اعتقاد داشت! به حجاب باید عشق ورزید، آخر کدام گل بلورین را می شناسی که نخواهد همیشه همانطور بماند؟ همانطور زیبا و دوست داشتنی؟! کدام دختر را می شناسی که بداند کیست و چیست و عاشق چادرش نباشد؟! . گفته بودی: « به نظر من حجابی که شما ازش حرف میزنین تو جامعه ی امروزی کاربرد نداره و به قولی حجاب مال قدیماست» عزیزم! چرا باید حجاب مال قدیمها باشد؟! نکند صدفها تمام شده اند، یا مشکها روی زمین ریخته اند، یا دیگر گلی نمانده است؟! هر وقت توانستی ثابت کنی که اینها دیگر نیستند میپذیرم که حجاب هم دیگر لازم نیست! . اما اگر نتوانستی؛ تو بپذیر که دنیا هر چه هم عوض شود باز هم از ارزش گوهر کم نمی شود، باز هم مشک بدون مشکدان دوام نمی آورد و باز هم گل در معرض باد پرپر می شود. . و اما این را هم گفته بودی: «من میگم حجاب اونقدر که شما بزرگش کردین مهم نیست.» احسنت! هر وقت دیدی چیزی را ما بزرگ کرده ایم مایی که یکی مثل خودت هستیم، اصلا نپذیر، اتفاقا مقابلش بایست، تسلیم نشو، من چه کاره ام که برای تو چیزی را بزرگ یا کوچک کنم؟!! . اما این وسط یک حرف می ماند! به نظرت حجاب را ما بزرگ کرده ایم؟! یا...؟! راستی حجاب را چه کسی بزرگ کرده؟! . همان کسی که تو را بزرگ کرده است! همان خدایی که تو را آنقدر بزرگ کرده که تو شده ای جانشین او روی زمین، حالا همین خدایی که تو را اینهمه عزت و کرامت داده است، تو را اینهمه بزرگ کرده است، همین خدا توی کتابش گفته حتی دوست ندارد من و تو طوری حرف بزنیم که بیماردلی بلغزد، چه رسد به پوششی که هزار و یک طمع را در ما بیندازد!! . ببین این خدا چقدر تو را دوست دارد؛ چقدر هوای تو را دارد، چقدر نگران توست که مبادا نگاه کثیفی بر تو بلغزد.از محبت خدا نسبت به تو تا صبح حرف برای گفتن دارم اما از این مطلب بگذریم، [font=Tahoma]. عزیزم در ادامه حرفهایت گفته بودی: « حجاب فقط یه امر شخصیه که هر کس هر طور بخواد میتونه باهاش برخورد کنه، اصلا حجاب یه سلیقه ی شخصیه مثل غذا خوردن، یکی غذای شور دوست داره و یکی غذای بی نمک.» . باشد گیرم که حق با تو باشد! حجاب یک امر شخصی است! یک امر سلیقه ای است، عزیزِمن، کدام سلیقه سلیم را می شناسی که برای گلش بهترین گلدان و برای عطرش بهترین مشکدان را نپسندد؟! . عزیزدلم تو حتی اگر با این قضیه کاملا شخصی و سلیقه ای هم برخورد کنی، اگر خوش سلیقه باشی باز هم حجاب را انتخاب می کنی، جدای از خدا و پیغمبر و دین و واجب و حرام، خودت با انتخاب خودت حجاب را برمی گزینی . آخر گلم کدام گل می پسندد که باد پرپرش کند؟! حتی اگر انتخاب با خودت هم باشد، اگر خودت را گل بدانی من مطمئنم که حجاب را انتخاب می کنی جدای از اینکه حجاب نه سلیقه ایست و نه شخصی! . عزیزم ببخش اگر حرفهایم طولانی شد! امیدوارم جوابت را گرفته باشی اما اگر هنوز هم ابهامی برایت ماند من و دوستانم با کمال میل همراهت هستیم . فقط این یادت باشد که مولای ما فرموده تو گلی... |
|||
|
|
۲۰:۲۰, ۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام خالق یکتا
من اگر پسر بودم... . اسمم حتما علی بود! سید علی... . آن وقت شب ها بعد از مسجد حتما می رفتم زورخانه تا کباده بکشم و میل بزنم و با نفس ِ مرشد جان بگیرم، مرشد علی مولا بخواند و من با ضرب انگشتانش غرق ِ یا علی شوم... . میان گود چرخ بردارم و مرشد برایم ضرب بگیرد، مرشد مولا مدد بگوید و من یا علی... . حتما کشتی هم می گرفتم... می شدم یک کشتی گیر با اخلاق... می شدم یک پهلوان تمام عیار!! . من عاشق مرام پهلوانیم... . من اگر پسر بودم... حتما پهلوان می شدم... زورخانه می رفتم و کشتی می گرفتم، و هیچ کس حریفم نبود!! . اما با همه ی زوربازویم، خوش خلق بودم و با همه مهربان، برای مادرم هم نوکر !! اصلا پهلوان بودن یعنی همین!! . الان اما یک دخترم!! . نه مرشدی برایم ضرب می گیرد و نه من میان گود پا می گذارم! و نه حتی بزن زنگی و نازنفسی و صلواتی و یا علی مددی! . زورخانه رفتن و کباده کشیدن و کشتی گرفتن هم فقط توی خیالاتم پر می کشد!! من یک دخترم... . زورخانه و تشک کشتی جای ما نیست! اما پهلوان که می شود بود!! . جز من کدام پهلوان را می شناسی که تمام کوچه و خیابان ها برایش زورخانه باشند و گود؟! . لباس مشکی پهلوانیش را که بپوشد کسی حتی جرات نکند تماشایش کند چه رسد به هم آورد شدن!! آن وقت تمام مرشدهای خدا برایش ضرب بگیرند و هر نگاه پلیدی را که خاک کرد بلند یا زهرا بگویند!! . جز من کدام پهلوان هست که حتی سیاهی رخت پهلوانیش به جان حریف رعشه اندازد؟!! . جز من کدام پهلوان هست که با این همه زور! خوش خلق است و با همه مهربان؟! برای مادر هم نوکر؟!... . من یک دخترم... ما دختریم... . تمام شرق و غرب حتی از سیاهی چادر ما می ترسند، چه رسد به خود ما! تمام نگاه های ناپاک هم از ما می ترسند... عجب زوربازویی داریم... . ما دختریم... دختران چادری... تمام دنیا از ما می ترسند،اما با اینهمه قدرت باز هم مهربانیم و خوش خلق و برای مادر نوکر... .
پهلوانی یعنی همین... . خودمانیم! عجب پهلوان هایی هستیم! بگویید مرشد برای ما ضرب بگیرد... برگرفته از: ساعت 1.5 آن روز
|
|||
|
|
۱۳:۰۰, ۱۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
امام علی (علیه السلام) می فرماید: زن به سان یک گل است نه قهرمان وفرمانده درکارهای سخت. زن مانندگلی است که بایداورامراقبت کرد.بااین چشم بایدبه این موجوددارای لطافتهای روحی وجسمی نگاه کرد.این نظراسلام است. هم خصوصیت زنانگی زن که همه ی احساسات وخواستهای اوبراساس این خصوصیت زنانگی است حفظ شده است براوتحمیل نشده است ازاو خواسته نشده است درحالی که زن است مثل مردفکرکند مثل مردکارکندمثل مردبخواهد_یعنی خصوصیت زن بودن که یک خصوصیت طبیعی وفطری ومحورهمه ی احساسات وتلاشهای زنانه است دردیداسلامی حفظ شده هم درعین حال میدان علم میدان تقوا میدان معنویت میدان سیاسی برروی اوبازشده است واوهم به کسب علم تشویق شده است هم به حضوردرمیدانهای گوناگون اجتماعی سیاسی. آن وقت درداخل خانواده هم به مردگفته اندکه حق تکلیف تحمیل زیاده روی اعمال قدرتهای جاهلانه وغیرقانونی ندارد. این آن نگاه اسلامی است. امام خامنه ای (مدظله العالی) |
|||
|
|
۲۲:۰۷, ۱۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دختررک رو به من کرد و گفت... دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟! گفتم:ببخشید چی واقعا؟! گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد! گفتم:بله گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشیدفقط سر پایین میندازید و رد میشید! گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه! گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟ گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) باید زانو زد حقاکه سرپایین انداختن کمه آره تو راست میگی ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 52673314529339507387.jpg]](http://img4up.com/up2/52673314529339507387.jpg)





