کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یاران عشق (لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است)
۱۳:۲۱, ۱۷/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۰ ۲۰:۰۴ توسط jkb.)
شماره ارسال: #1

سلام و درود خدا بر حسین (علیه السلام)
درد , رنج و سختی برای چه؟
کربلا یعنی بورس داد و ستد . بورسی که در آن خدا منتظر است.منتظر چه کسی؟
برای ورود به بورس چه شرایطی لازم است؟ داشتن پول کافی .
ولی در این بورس نیازی به پول داشتن نیست. ورودی این بورس دل داشتن است.
بورس تغیر می کند : بورس ماشین , بورس لباس و ...
آیا بورس کربلا نیز تغیر می کند؟
کربلا بوده , هست و خواهد بود ولی در دهه 60 ه.ق رنگ و رونق دیگری داشت. بگذریم از جوان مردی کشی!؟ چرا که در داد و ستد تاجران برای منافع شخصی خود دست به هر کاری می زنند.
ولی چرا مسئول بورس تذکری به شرکت کننده گان نداد!!!؟
عده ای در اطراف به یاد صحبت ها در آغاز آفرینش افتادند:
""این بنده من است. خلیفه بر روی زمین. بر او سجده کنید که من چیزی می دانم که شما نمی دانید.""
زدند , کشتند و بردند ولی صحنه هایی ایجاد شد که انسانیت به خلیفه اللهی خود بالید وخواهد بالید:
قربانی کردن عزیزان , وفا و پایداری به عهد , بازگشت در آخرین لحظات و و و چیزهایی که زبان هر چقدر هم ماهر باشد قادر به بازگویی آن ها نیست . چرا که حرف های زده شده به مرحله عمل رسیده و آن قدر زیبایی هست که دیگر زبان سکوت اختیار می کند.
بورس کربلا تنها بورسی است که از آغاز بوده و تا آخر هم خواهد ماند. چرا که سرمایه گذاری در آن از هر قشری که باشی سود کلانی را برایت خواهد داشت.
راستی شرکت کنندگان امروز چه کسانی هستند؟!! آیا سرمایه خود را تقدیم کرده اند؟؟
در عرصه ای که همه صحبت از آگاهی و اطلاعات می زنند آیا جایگاه مناسبی برای سرمایه گذاری پیدا کرده ایم؟؟ آیا بورس این عرصه هم صحنه عمل است؟؟ یا حرف حرف حرف!!!! خسته شده ام خسته!!!
[b]حسین زمان ما کیست؟؟ شنیده ام چند وقت پیش شخصی امادگی خود را برای دادن جانش اعلام کرده است.[/u]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، shafagh_mah ، meshkat ، حسن عزتي ، soldier ، rastin ، محیصا ، محمود ، mohamad ، parisan ، YARA ، محب الزهرا
۱۶:۴۷, ۱۷/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۰ ۱۶:۴۸ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خداخیلی جمله جالبیه:
[align=CENTER]هر روز عاشوراست و هر زمینی کربلاست
می بینم؟شمر را می بینم؟شمر را می شناسم؟اگر هر روز عاشوراست،امام حسین(علیه السلام) کدام است؟نکند در میان سپاه عمر سعد ایستاده ام؟[/b]
حسین(علیه السلام) تنهاست.
آیا کسی هست که حسین(علیه السلام) را یاری کند؟

آیا کسی هست که از دین خدا دفاع کند؟
شهید مطهری فریاد میزد:شمر هزار و چند صد سال پیش مرد،شمر امروز را بشناسیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، jkb ، Hadith ، محیصا ، parisan ، محب الزهرا
۲۲:۴۹, ۱۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3

یاران امام حسین(علیه السلام)
ابراهیم بن حصین ازدی
از شهدای کربلا و اصحاب دلاور امام حسین (علیه السلام) بود. از جمله کسانی که سیدالشهدا (علیه السلام) در لحظات تنهایی , نام برخی از یاران را می برده و صدا می زده است:""و یا ابراهیم بن الحسین..."".وی بعد ازظهر عاشورا در کنار امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید.
ابوبکر حسن بن علی
از شهدای کربلا , فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) . مادر او ام ولد بود. از مدینه همراه عمویش امام حسین (علیه السلام) به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن , خدمت سیدالشهدا آمد و اجازه میدان طلبید و به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید.
ابو عمرو نهشلی(یا: خثعمی)
از شهدای کربلاست که به قولی در حمله اول و به قولی در نبرد تن به تن شهید شد. از شخصیت های کوفه و مردی متهجد و شب زنده دار بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، rastin ، محیصا ، parisan
۲۰:۱۰, ۱۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #4

عبدالله بن علی
مادر او فاطمه ام البنین است و هنگام شهادت امیرالمومنین(علیه السلام) کودکی شش ساله بوده است و در واقعه کربلا حدود 27 سال از عمرش می گذشت . هنگامی که اصحاب امام (علیه السلام) و گروهی از اهل بیت او شهید شدند , عباس بن علی برادران خود را که از مادر با او یکی بودند خواند و گفت : به میدان بروید.
اولین آنها عبدالله بن علی که از عثمان و جعفر بزرگتر بود بپاخاست , ابوالفضل به او گفت : ای برادر ! به میدان برو تا تو را کشته در راه خدا ببینم و تو فرزندی نداری , پس او به میدان آمد و رجز می خواند و شمشیر می زد و مبارزه کرد تا آن که مردی به نام هانی بن ثبیت بر او حمله کرد و با شمشیر ضربه ای بر سر او وارد کرد و او را شهید نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، rastin ، محیصا ، parisan
۱۸:۰۶, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5

عثمان بن علی
او بعد از برادرش عبدالله بن علی به میدان رفت در حالی که بیست و یک سال از عمر او می گذشت و این رجز را می خواند :
انی انا عثمان ذو مفاخر شیخی علی ذوالفعال الطاهر سنو النبی ذی الرشاد السائر ما بین کل غائب و حاضر.
خولی بن یزید تیری بر او زد و او را به شهادت رسانید . و برخی نوشته اند که : در اثر آن تیر از اسب به روی زمین افتاد و مردی از قبیله بنی ابان بر او حمله کرد و او را شهید نمود و سر او را از بدن جدا کرد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، rastin ، محیصا ، parisan
۱۸:۰۸, ۲۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۰ ۱۸:۰۹ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #6
آواتار
به نام خدا
بامداد عاشورا، حسین (علیه السلام) دستور داد تا خیمه ای بر پا نمودند و در ظرفی که عطر بسیاری در آن بود،نوره تهیه کردند و به آن خیمه آمد تا به نظافت بپردازد.
روایت شده که بریر بن خضیر همدانی و عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری، پشت خیمه منتظر بودند که بعد از حسین (علیه السلام) اقدام به تنظیف کنند.در این هنگام بریر شروع به مزاح کرد با عبدالرحمن نمود.
عبدالرحمن گفت: ((ای بریر! آیا میخندی؟ اکنون چه موقع خنده و چه جای گفتن سخنان خنده آمیز است؟))

بریر گفت: ((طایفه من میدانند که من شوخی و مزاح را در جوانی و پیری دوست نداشته ام، ولکن به خاطر خوشحالی که از وصال به شهادت دارم، این عمل را انجام می دهم.به خدا قسم چیزی نمانده است تا با شمشیر خود با این جمعیت روبرو شویم و ساعتی با آنان بجنگیم و سپس دست بر گردن حوریان بهشتی اندازیم.))
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، rastin ، Agha sayyed ، محیصا ، parisan
۱۴:۴۸, ۲۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #7

حَجّاج بن مَشروقِ جُعفِیِّ
حجّاج از شیعیان مخلص و از یاران حضرت امیر المومنان علی (علیه السلام) بود . هنگامی که حضرت سیدالشهدا به سوی مکه رفت او هم از کوفه به طرف مکه روانه شد و در هنگام نمازها ، مؤذن آن حضرت بود . وی در روز عاشورا از امام اجازه جهاد گرفت و روانه میدان شد و بعد از ساعتی نبرد با کوفیان در حالی که آغشته به خون بود خدمت آن حضرت رسید و پس از ذکر مطالبی مجددا به صحنه کار زار برگشت و بعد از دلاوری بسیار به شهادت رسید .
.
وی اهل کوفه و از یاران‏امیر المؤمنین‏«ع‏»بود.وقتی خبر هجرت امام حسین‏«ع‏»را از مدینه به مکه شنید،خود را به‏آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا آمد.همواره ملازم سید الشهدا بود و درپنج وقت نماز،اذان می‏گفت.در مسیر راه،وقتی که امام حسین‏«ع‏»به منزلگاه‏«قصربنی مقاتل‏»رسید و در آنجا خیمه‏گاه عبید الله بن حر جعفی را دید،حجاج بن مسروق رادر پی او فرستاد تا او را به پیوستن به امام فراخواند.[sup] [/sup](گرچه توفیق حسینی شدن نیافت).
.
هنگامی که کاروان حسین‏«ع‏»با سپاه حر بر خورد کردند،او به امر امام،اذان ظهر گفت.
در برخی کتب از او با عنوان‏«مؤذن حسین‏»یاد کرده‏اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، shafagh_mah
۲۰:۰۲, ۲۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #8

ابو ثمامه صائدی
از یاران سید الشهدا و شهید نماز , که روز عاشورا به فیض شهادت رسید . وی از چهره های سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود . مسلم بن عقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضت حسینی , او را مسئول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود . پیش از شروع درگیری های کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست .
روز عاشورا , که یاران امام به تدریج شهید می شدند و از تعدادشان کاسته می شد و این کاهش محسوس بود ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو ! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند . به خدا قسم تو کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم . دوست دارم این خدای خود را در حالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است بخوانم . امام نگاهی به بالا افکند و فرمود : نماز را به یاد آوردی , خدا تو را از نماز گزاران ذاکر قرار دهد . آری , اینک اول وقت نماز است . مهلتی از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابوثمامه و جمعی دیگر با امام حسین (علیه السلام) نماز جماعت خواندند . وی جزو آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند . برخی گفته اند که در اثر جراحت های بسیار بر زمین افتاد , خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان به در بردند و مدت ها بعد از دنیا رفت .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، SARV ، محیصا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا