|
نامه ای از سوی پروردگار به همه انسان ها
|
|
۱۱:۰۱, ۲۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کردهام و نه با تو دشمنی کردهام! (ضحی 1-2) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی! (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی! (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام! (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری! (یونس 24)
و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری! (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی؛ اما به من گمان بردی، چه گمان هایی! ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118)
وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی؛ تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی! (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است؛ هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هر وقت سختی به تو رسید از من ناامید شدهای. (اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت را؟! (سوره شرح 2-3) غیر از من که برایت خدایی کرده است؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود! (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی، به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت میدهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) |
|||
|
|
۲۱:۰۰, ۱/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
یَابنَ آدَمَ! 1- أکثِر مِنَ الزّادِ ، فَإنَّ الطّریقَ بَعیدٌ بَعید 2- وَ جَدِّد السَّفینَةَ،فَإنَّ البَحرَ عَمیقٌ عَمیق 3- وَخَفِّف الحَملَ،فَإنَّ الصَّراطَ دَقیقٌ دَقیق 4- وَ أخلِص العَمَلَ،فإنَّ النّاقِدَ بَصیٌر بَصیر 5- وَ أخِّر نَومِکَ إلی القَبر 6- وَفَخرَکَ الی المیزان 7- وَ شَهوَتَکَ الی الجَنَّةِ 8- وَ راحَتَکَ الی الآخِرَةِ 9- و لِذَّتَکَ الی الحورَ العِینِ 10- وَ کُن لی ، أکُن لَک 11- وَ تَقَرَّب الیَ بِاستَهانةِ الدٌّنیا 12- وَتَبَعَّد عَنِ النّارِ لِبُغضِ الفُجّارِ وَ حُبِ الأَبرار 13- فإنَّ اللهَ لایُضیعُ أجرَ المُحسِنین ترجمه: ای فرزند آدم! 1- توشه را افزون کن که راه (آخرت و رسیدن به سعادت) دور است،دور. 2-و کشتی را تعمیر کن که دریا عمیق است عمیق. 3- و بار (اضافی که دراین سفر به کارت نمی آید) را فرو گذار و سبک گردان که صراط باریک و دقیق است. 4- و عمل ( کردار و گفتارت ) را خالص گردان که حساب رس بیناست،بینا. 5- و خفتن خویش را به تأخیر بینداز و آن را برای درون قبر بگذار. 6- و فخر کردنت را برای هنگامه برپایی میزان (قیامت) بگذار. 7- و میلت (برآوردن خواسته های دل) را برای بهشت وا گذار. 8- و راحتی و آسایشت را برای جهان آخرت بگذار. 9- و لذت جویی ات را برای همسران بهشتی وا گذار. 10- وبرای من باش تا من نیز برای تو باشم. 11- و با سبک شمرردن دنیا به من نزدیک شو و تقرب بجوی. 12- و با دشمن داشتن فاجران و بد کاران و نیز با دوستی با ابرار و نیکان خویشتن را از آتش دور بدار. 13- پس (بدان که) خداوند پاداش نیکو کاران را تباه نمی سازد. منبع:الجوار السنیة/ص67 و نیز کلمة الله/ص471 |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۱۳/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۱ ۱۷:۳۵ توسط Elia.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به سـوی او قـدمی برداریـم... آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را و دریایى غرق نمی کند "موسى" را کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست! پس به "تدبیرش" اعتماد کن به "حکمتش" دل بسپار به او "توکل" کن و به سمت او "قدمی بردار" تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







