|
عمرتون چند؟!
|
|
۲۳:۰۸, ۱۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
قدر زر، زرگر شناسد .... هر جنسی در دنیا قیمتی داره و هر چه ارزش یک کالا بیشتر باشه، قیمتش بالاتر و نگهداری از اون دشوارتره. آیا تا حالا دیدید که یک سبزی فروش برای مغازه اش در پی پیشرفته ترین و گران قیمت ترین سیستم های حفاظتی و دزدگیر باشه؟ اما این مسأله در مورد طلافروشی ها بسیار رایج و عادیه. گاهی انسان ارزش واقعی کالا و سرمایه خودش رو نمیدونه و ازش خوب نگهداری نمی کنه [b]و به سادگی از دستش میده.یه کودک به راحتی اسکناس پنج هزار تومانیش رو با بادکنک رنگی[/b] یا آبنبات چوبی عوض می کنه. چرا که او بین اسکناس و سایر کاغذها تفاوتی ندیده و ارزش واقعی آن را نمی فهمه؛ بنابراین مانند کاغذهای دیگه، مدتی باهاش سرگرم بازی هست و سرانجام اون رو به گوشه ای پرتاب میکنه. ما ارزش پول، مغازه و اموالمان را خوب می دونیم؛ از این رو، مراقبیم تا اون رو رایگان یا ارزون از دست ندیم؛ ولی اون چیزی که مهمه اینه که سرمایه های بزرگتریم داریم. خدای مهربون اراده کرده تا انسان رو خلق کنه. ملائکه گله کردن که آیا بازم موجودی میاد که فسادش اون رو هلاک می کنه؟ خداوند فرمود: من چیزی میدانم که شما نمی دانید. به انسان سرمایه هایی می بخشم، با ارزشتر از سرمایه هایی که تاکنون به هر موجودی داده ام. به او ارزش و بهایی می دهم که اشرف مخلوقات شود و آنقدر ارزش آن را بالا می برم که شما- ملائکه- نیز بر او سجده کنید. خالق هستی بخش قلب و روحی به ما بخشیده که می تونه کانون بزرگترین عشق و محبت ها باشه. فراتر از چشم و گوش ظاهر، چشم و گوش باطن داده تا اگر حجابها کنار رود و پوشش از آنها برداشته شود، بتوان حقایقی را دید و شنید که هیچ موجودی قدرت ادراک آن را ندارد. و خود می فرماید: هرگز نمی توانید نعمت ها و سرمایه هایی که به شما بخشیده ام را بشمارید. گاهی آنقدر بیخیال و بی تفاوتیم که اصلاً این همه سرمایه های دور و برمان را نمی بینیم. از قدیم شنیده ایم که لب تشنه قدر آب را میداند، نه آن که در کنار آب است. وقتی برخی از این نعمت ها از ما گرفته شود، تازه می فهمیم چه در گران بهایی در اختیارمان بوده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: دو نعمت است که قدر آن را جز کسی که آن را از دست دهد نمی داند: جوانی و تندرستی. گاهی دلیل عدم استجابت دعاها همین است که هنوز سرمایه های گذشته را درست به کار نبرده ایم باز سرمایه های بیشتری می خواهیم. استاد بنایی که روی ساختمان ایستاده اگر آجرهایی که در دست دارد را در جایی به کار نزده ولی با داد و فریاد آجر دیگری می خواهد، چگونه می تواند با دستان پر، آن را دریافت کند؟ و تنها نتیجه این درخواست، برگشت آجر و صدمه دیدن دیگران است. امام هادی علیه السلام می فرمایند: دنیا مانند بازاری است که برخی در آن سود می کنند و برخی دچار ضرر و زیان می شوند. شاید برای ما اتفاق افتاده باشد که زمین، منزل، مغازه، یا خودرویی که قصد فروش آن را داریم، با اولین مشتری معامله کنیم. مدتی میگذرد که تازه می فهمیم که اگر کمی صبر می کردیم و یا از اوضاع بازار آگاهی بیشتری داشتیم، شاید مشتری بهتری یافته و کالا را به قیمت مناسبتری می فروختیم. خوشا به حال آنان که ارزش این همه سرمایه های بزرگ الهی را می دانند، مشتری های خود را شناسایی کرده و با آگاهی کامل سرمایه خود را به کسی می فوشند که اعتبار بیشتری در بازار بزرگ هستی دارد و چک او برگشت نمی خورد! امیر کلام، علی علیه السلام چقدر زیبا فرمود: ئهر کس ارزش و قیمت خود را نداند هلاک می شود. در این نوشتار در پی آنیم تا همراه با شما در بازار دنیا قدم بزنیم با مشتری های گوناگون سرمایه های به مزایده گذاشته خودمان آشنا شویم و ببینیم کدام یک از قیمت های پیشنهادی برای سرمایه عمرمان مناسب تر است؟ چه خوب است به گذشته نیز بنگریم تا دریابیم که سالیان سپری شده از عمر را چگونه معامله کرده ایم؟ لطفاً عجله نکنید... قیمت های پیشنهادی را خوب بررسی کنید. عمر خریداری شده پس داده نمی شود! |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۶:۵۰, ۲۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۱ ۷:۲۱ توسط *مهاجر*.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
عمرمون "خود خدا" اما خیلی خیلی لقمه ی بزرگیه! بزرگ نیست لیاقتمون همینه ![]() آخه خودش فرموده: ای انسان همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم... "بسم الله الرحمن الرحیم" امراض جنسی 1- سوزاک- Gonorrhea 2- سفلیس- Syphilis 3- ایدز- Aids 1- سوزاک- [b]Gonorrhea این بیماری از راه عفونت در اثر باکتری (گووکوکسی) به وجود می آید و راه انتقال آن، رابطه جنسی است. این بیماری اگر چه پس از کشف پنی سیلن به شدت کاهش یافت، ولی اکنون به سرعت در حال رشد است و متخصصان علت آن را مقاوم شدن این باکتری در برابر داروها می دانند. نشانه های این بیماری در مردها حداقل دو روز و حداکثر سی روز، ظاهر می شود. علائم بارز آن، درد به هنگام دفع ادرار و خارج شدن مایع زرد رنگ به همراه آن است. عواقب سوزاک در مردها ممکن است بسیار خطرناک باشد؛ مانند: تنگی مجاری ادراد، به وجود آمدن دمل هایی روی غده پروستات، عقیم شدم زن و مرد، ورم مفاصل و بیماری های چشمی. نشانه های این بیماری در زن ها به آشکاری آن در مردان نیست وبنابر این ممکن است، زنی مبتلا به این بیماری باشد واز آن آگاه نباشد. از صد زن مبتلای به سوزاک ممکن است هشتادنفرشان هیج گونه نشانی از این بیماری نداشته باشند، ولی به سادگی می توانند شریک جنسی خود را مبتلا به سوزاک کنند. یکی از عوامل اصلی شیوع این بیماری رواج فحشا و وجود زنان روسپی است که سبب ارتباطات ناسالم میان زنان و مردان می شود. |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۲۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
2- سفلیس Syphilis این مرض که از جدی ترین و سخت ترین بیماری های آمیزشی است، مخصوصاً انسان است و از راه میکروبی به نهم (تروپونماپالیدوم ) انتقال می یابد و از راه ترشحات جلدی، شیر، بزاق، خون، ترشحات دستگاه های تناسلی، تماس جنسی و حتی بوسیدن سرایت می کند. در مادران مبتلا نیز در چهار ماه اول حاملگی از طریق جفت، به جنین بی گناه منتقل شده و سبب سفلیس مادرزادی می شود. دوران انتقال این بیماری چهار سال اول و به گفته برخی متخصصان تا بیست سال می تواند باشد. اولین ضایعه ی این بیماری برآمدگی دردناکی است که به آهستگی تحلیل رفته و تبدیل به یک زخم می شود و غدد لنفاوی در ناحیه کشاله ران ورم می کند. این نشانه ها پس از چند هفته از بین رفته و بیمار تصور می کند بهبود یافته است حال آنکه نه تنها بیماری درمان نیافته، بلکه مخفی و نامرئی شده است. دومین مرحله این بیماری پس از یکی دو ماه همراه با جوش ها و برآمدگی هایی ظاهر می شود که ترشحاتی از آن خارج می شود. این آثار نیز پس از مدتی ناپدید می شوند. و در آخرین مرحله ممکن است حتی تا چند سال بعد نیز ظاهر نشود. در همین مرحله است که از بین رفتن بافت های بدن به ویژه در استخوان ها، کبد، قلب و تارهای صوتی رخ می دهد. سفلیس در زنها، سبب عقیم شدن و در زنان باردار موجب سقط جنین، مرده به دنیا آمدن آن و یا به دنیا آمدن نوزادی با بدن پر از زخم و یا حتی دیوانه می شود. خورده شدن برخی از استخوان ها مانند استخوان بینی، زخم های بسیار بر روی زبان و زخم های پر عفونت بینی، تورم طحال، گشادی قلب، ضایعات مغزی (پارالیزی)، ضایعات در مغز حرام(تابس)، آماس عصب باصره و کوچک شدن کبد، از عوارض دیگر این بیماری است. مهم ترین عامل شیوع این بیماری، فحشا و بی بند و باری جنسی است. |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۲۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
3- ایدز- Aids یکی از مهلک ترین بیماری هایی است که در سالهای اخیر شناسایی شده، بیماری ایدز است. این بیماری سیستم دفاعی بدن در برابر میکروب ها را از بین میبرد تا اندک اندک بیمار را به کام مرگ فرو برد. پس از ورود ویروس HIV به بدن، دوره پنجره این بیماری آغاز می شود، که طول مدت آن بین دو تا شش ماه و در مواردی معدود،، تا یک سال است. و در این مدت آزمایش خون، وجود ویروس HIV را تأیید نمی کند. پس از آن دوره کمونی ایدز آغاز می شود، که بین 2 تا 10 سال -بر اساس مقاومت و سطح ایمنی بدن فرد- طول می کشد و در این مدت ، بیماری هیچ علامتی از خود بروز نمی دهد. پس از این مرحله فاز بیماری آغاز می شود به این معنی که با از بین رفتن سطح ایمنی بدن، فرد بیمار در برابر هر نوع بیماری ثانویه آسیب پذیر می شود و بنابر این ممکن است حتی یک سرماخوردگی ساده، فرد مبتلا را از پای درآورد. اداره ایدز وزارت بهداشت اعلام کرد: در سال های اخیر تماس جنسی، عمده ترین راه انتقال این بیماری در جهان شناخته شده است. افزون بر بیماری های نام برده شده، انحرافات جنسی در بعد جسمی و روانی، سبب بروز بیماری های خطرناک دیگر می شود: شانکروئید- ناراحتی های عصبی- دیوانگی- فلج- کوری- ناراحتی های قلبی- لنفدانامس مقاربتی- عفونت های کلامیدیایی- کاندیلوما آکامیناتوم- گرانوم مغبنی- واژینیتیس- کاندیدیازیس- تبخال ها- هپاتیت های ویروسی- زگیل های تناسلی- تریکومونیازیس- پدیکولوزیس و... نبی گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم می فرمایند: بین مردان و زنان فاصله و جدایی اندازید -تا کمتر با یکدیگر برخورد و تماس داشته باشند- زیرا هنگامی که مردان و زنان یکدیگر را ببینند و با هم برخورد و ملاقات داشته باشند، دردی پدید خواهد آمد که دارویی برای آن یافت نشود. |
|||
|
|
۱۵:۲۵, ۲۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
راه درمان چیست؟ گرچه پزشکان و محققان در طول تاریخ با تلاش فروان راه برخی از این بیماری ها را کشف کرده اند، اما گذشت زمان، تاریخ و تجربه نشان داده قانون الهی بر آن است تا منحرفان به دردی جدید و خطرناک دچار شوند و از پای درآیند. چنانکه ایدز تاکنون یکی از دردهای درمان ناپذیر شناخته شده است.بنابراین چاره ای نیست جز اینکه درمان ریشه ای را از فرمایش طبیبان عالم هستی یعنی وجود مقدس ائمه معصومین علیهم السلام بیاموزیم و به آن پای بند شویم: و آن چیزی جز نگاه داشتن شرم و حیا و عفت و ارزان نفروختن سرمایه های ارزشمند بشری در ازای خلق و خوی حیوانی نیست. ابن سیرین جوان بسیار زیبا و خوش سیمایی بود که به شغل بزازی مشغول بود. زنی از اهل محل که عاشق او شده بود، با یک نقشه برای به دام انداختنش به مغازه او رفته، مقدار زیادی پارچه خرید و تقاضا کرد که خودش پارچه ها را برایش به منزل ببرد و همانجا پول را دریافت کند. ابن سیرین ساده دل که از نقشه شوم و شیطانی زن بی خبر بود درخواست زن را اجابت کرده همراه او به منزلش رفت. چون وارد منزل شد، زن درب خانه را قفل کرد و از او درخواست گناه کرد و گفت: «اگر به خواسته ام تن ندهی،فریاد میزنم که ای مردم به دادم برسید این جوان به زور قصد داشت دامن مرا آلوده کند.» ابن سیرین که خود را در دام شیطان اسیر دید و موعظه هایش هم در گوش زن تأثیری نگذاشته بود، تصمیم گرفت تدبیری بیندیشد و خود را از این بلا نجات دهد. پس خود را تسلیم زن نشان داد و گفت : ؟«تا تو آماده شوی من هم به دستشویی رفته خود را برای تو آماده کنم.» زن قبول کرد و چون ابن سیرین به دستشویی وارد شد خود را به مدفوع آلوده کرد و به نزد زن رفت. زن تا چهره کثیف و لباس های آلوده و هیبت قبیح او را دید، بدش آمد و او را از خانه بیرون کرد. و خداوند به ابن جوان که آلودگی به نجاست را نزد خود بهتر دید تا آلودگی به گناه زنا و خود را برای خدا به این لذت زودگذر نفروخت. کمالاتی در نظر گرفت که از جمله علم تعبیر خواب را به او عنایت فرمود. |
|||
|
|
۲۲:۴۸, ۲۴/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اسفند/۹۱ ۱۲:۵۰ توسط *مهاجر*.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
دوستان پیشنهاد اول به پایان رسید. در دفتر حسابرسی تجارتخانه عمر با قبول پیشنهاد لذت جنسی. آنجه بدست می آوریم. 1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- آنچه از دست می دهیم. 1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- حالا بهتر تصمیم بگیرید... |
|||
|
|
۲۱:۳۹, ۲۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۱ ۱۰:۵۱ توسط *مهاجر*.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
پیشنهاد دوم: شهرت این سوی بازار... حتماً برای شما گاهی پیش آمده است که وقتی برای خرید میوه به بازار می روید، نورپردازی حرفه ای و جذاب و چینش بسیار مرتب و زیبای یک مغازه نظرتان را جلب کند و شما را به سوی خود بکشاند ولی با دقت بیشتر و بررسی دقیق تر، دریابید که بدون زرق و برق های مصنوعی، میوه های آن مغازه چندان شاداب و با طراوت نیست. شهرت، آرزویی است که مردمان بسیاری، از کودکی در ذهن خود داشته و گاهی تا آخر عمر یا تا کهنسالی برای به دست آوردن آن تلاش می کنند. چه بسیار افرادی که شهرت را از هر دری جست و جو می کنند و زمانی که آن را در آغوش گرفتند، تازه دریافتند که این دستاورد، عروس آرزوهایشان نیست. هر چه آگاهی و شناخت انسان نسبت به یک مسیر فزونی یابد، جلوه های باطنی حاصل از آن مسیر نیز که برایش ارزش شده، بیشتر روشن می شود. افسانه شهرت داستان افرادی که پس از رسیدن به شهرت و زندگی ایده آل، سفره دل را برای کسی گشوده و اعتراف کرده اند که حاضرم هیج اسم و رسمی نداشته باشم و هیچ یک از امکانات امروز در اختیارم نباشد، اما بتوانم در سایه ی آزادی از حصار شهرت، به راحتی در کوچه و خیابان و در میان مردم قدم بزنم. مانند سایر مردم عادی با همسر و فرزندانم برای تفریح به پارک بروم و خریدهای شخصی ام را با سلیقه خودم از بازار تهیه کنم، نقل اغلب محافل است. پیشینیان ما چه نیکو گفته اند که: «آواز دهل شنیدن از دور خوش است.» شاید کسی بگوید این حرف ها افسانه است. چه بهتر از این که انسان برای تفریح به ویلای ساحلی شخصی اش برود، کارهایش را دیگران انجام دهند و در سایه ی شهرت، از زحمت برخی مسئولیت های زندگی نجات یابد؟! اما آنگاه که همین پرسش را از شخصیت های واقعی این افسانه داشته باشی، در پاسخ تمثیل پرنده ای را بیان می کنند که در قفسی مجلل زندانی شده، آب و دانه اش حاضر و آماده است و به پر و بالش برای آراستگی در برابر تماشای دیگران رسیدگی می کنند. تنها یک اشکال کوچک وجود دارد و آن اینکه سر بال هایش را با قیچی می برند، تا قدرت پرواز نداشته باشد. |
|||
|
|
۲۰:۱۶, ۲۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
فرار از مسئولیت حتما! باید به این نکته نیز دقت داشت که دوری از شهرت، بهانه نپذیرفتن برخی مسئولیت ها و ترک بعضی ارزش ها و آرمان های واقعی آینده قرار نگیرد. مانند این که یک مقام مسئول و یا یک چهره سیاسی کشوری، هرگز نمی تواند بسیاری از کارهای عادی مردم را انجام دهد و یا در خیلی از محافل شرکت کند. اما وقتی قصد و هدف، انجام وظیفه باشد، قرار گرفتن در این حصار نیز اجر و پاداش خود را دارد. گذشته از این که خداوند رحمان نیز محافظت از ضررها و زیان های باطنی شهرت را بشارت داده است. در خاطراتی در زندگی پربرکت شهید ؟«عبدالحسین برونسی» نگاشته شد، از زبان برادر این شهید بزرگوار نقل کرده اند: روزی که حکم فرماندهی (گردان عبدالله) برای عبدالحسین آمد، او بسیار ناراحت شد و قبول نکرد. هر چه با او حرف زدیم و برایش استدلال آوردیم نپذیرفت. دیگر حتی فکرش را هم نمی کردیم که او این مسئولیت را قبول کند. اما روز بعد کاری کرد که همه مات و مبهوت شدند. صبح زود رفته بود مقر تیپ و به فرمانده تیپ گفته بود: این مسئولیت را قبول می کنم. در مقابل نگاه های تعجب زده، او به عنوان فرمانده گردان معرفی شد. حدس میزدیم باید سری در کار باشد و گرنه او به این سادگی زیر بار نمی رفت. بالاخره یک روز با اصرار زیاد ما پرده از رازش برداشت و گفت: همان شب خواب دیدم که خدمت امام زمان "عجل الله تعالی فرجه" رسیدم و ایشان فرمودمد: شما می توانی فرمانده تیپ هم بشوی. این شهید عزیز تمام امورش را بر معیار وظیفه انجام داده، وظیفه را بر اساس عشق به اهل بیت "علیهم السلام" تشخیص می داد. در وصیت نامه خود آورده است: اگر مقامی هم قبول کردم، بخاطر این بود که گفتند: واجب شرعی است وگرنه فرماندهی برای من لطفی نداشت. پیامبر عزیزمان صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: آدمی را همین شر بس که در دین و دنیایش انگشت نمای خلق شود، مگر کسی که خداوند از بدی نگاهش دارد. اسحاق بن عمر صیرفی نقل می کند: در کوفه بودم و برادران زیادی به دیدن من می آمدند و من نیز از شهرت متنفر بودم. چرا که می ترسیدم شهرت دینی پیدا کنم و... از این رو از غلام خود خواستم که هر گاه کسی از آنها مرا خواست، بگوید: نیست. در آن سال به حج رفتم و به دیدار امام صادق "علیه السلام" نائل آمدم. اما دریافتم که رفتار امام با من به گونه ای دیگر است. عرض کردم: فدایت شوم، چرا نسبت به من تغییر کرده اید؟ فرمود: چون رفتار تو با مؤمنان تغییر کرده است. عرض کردم فدایت شوم، من از شهرت ترسیدم و خدا می داند که چقدر شما را دوست دارم. حضرت فرمودند: ای اسحاق! از دیدار برادرانت رنجور مشو |
|||
|
|
۲۲:۰۸, ۲۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
مشهور آسمانها خوشا آنان که به جای شهرت در دنیا- که تنها قفسی برای از بین بردن آزادی های فردی است وانسان را از بسیاری همدلی ها، معاشرت ها و خوشی ها دور می کند- در آسمان ها مشهور می شوند. خوشا به حال آنان که به جای پوسترها، پرده ها و بیل بوردهای زمینی، نامشان ذکر لبان ملائکه و عکسشان، تصویر محبوب آسمانیان است. تمام کوچک و بزرگ مردم ایران و حتی بسیاری از آنان که در سایر کشورها زندگی می کنند امروز نام شهید «دکتر مصطفی چمران» را به خاطر رشادتها و دلاوریهایش می شناسند و او را به نیکی یاد می کنند. و این در حالی است که ایشان در نیایش ها و دل نوشته های پر مفهومش می نویسد: خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم. پیامبر رحمت صلی الله علیه واله وسلم می فرمایند: «هرگاه خداوند بنده ای از امت مرا دوست بدارد، محبت او را در دل های برگزیدگان، ارواح فرشتگان و ساکنان عرش خود قرارمی دهد تا او را دوست بدارند.این است دوستدار حقیقی». البته نتیجه شهرت در آسمان محبوبیت در زمین نیز هست. چنان که مولای متقیان علی علیه السلام می فرمایند: «هرگاه خداوند تعالی بنده ای را دوست بدارد، منادیی از آسمان ندا دهد: هان! بدانیدکه خدای تعالی فلانی را دوست دارد. پس شما نیز او را دوست بدارید. بنابر این دل ها او را در خود جای می دهند و با هر که برخورد کند، محبوب و دوست داشتنی و مورد رغبت او باشد.» |
|||
|
|
۲۱:۴۳, ۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
یک کیسه ده تومانی دوست داشتن شهرت و در پی آن گشتن، سبب می شود که انسان به کارهایی مجبور شود که نتیجه آن، دوری دیگران از فرد، عدم محبوبیت قلبی مردم نسبت به او، عدم اعتماد و اطمینان نزدیکان و آشنایان است. به عنوان مثال گاهی ممکن است انسان به خاطر علاقه شدید به شهرت، مجبور به دروغ، خودستایی، غیبت و... شود، که همه ی این موارد هم اضطراب و استرس فرد در رویارویی با دیگران را در پی دارد و هم خاستگاه و آغاز ارتکاب گناهان بیشتر است. هم چنین، طبع غالب مردم نیز از این صفات بیزار بوده، فروتنی را به جای خودستایی و خودپسندی در اعتماد و اطمینان به یک فرد می پذیرند. پیشوای دانایان علی علیه السلام می فرمایند: دوست داشتن شهرت، اساس و سرآغاز هر بلا و گرفتاری است. این مطلب آنقدر با اهمیت است که ره آورد بی توجهی به آن، گاهی ضررهای مهمی چون از دست رفتن جای دیگران است.ممکن است میل به شهرت در وجود یک فرد به اندازه ای ریشه بگیرد که حتی برای به دست آوردن و یا حفظ آن، حاضر به قتل دیگران و یا حتی خودکشی شود. با کمی تفکر و بررسی دقیق، می توان دریافت که این سوی بازار، قیمتی بسیار اشتها انگیز و پر جلوه در ازای عمر شما پیشنهاد می شود و مانند دسته ای از اسکناس های کم مبلغ روی هم انباشته، کوهی کم ارزش را نمایش می دهد. به گونه ای که فرد ناآگاه و بیسواد، حجم زیاد اسکناس ها را نشانه مبلغ و ارزش زیاد آن می داند. به پایان پیشنهاد دوم رسیدیم. شما می توانید در پایان هر پیشنهاد جدول حسابرسی تجارتخانه عمر را که در پایان پیشنهاد اول آوردیم پر کنید، تا بهتر تصمیم بگیرید!... |
|||
|
|
۲۳:۱۵, ۶/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
پیشنهاد سوم: پرخوری ورود اشخاص باهوش ممنوع! شاید به محض شنیدن این پیشنهاد، بی درنگ در برابر آن موضع بگیرید و با لبخندی تمسخر آمیز بگویید:این که دیگر خیلی کم است! اما با کمی دقت در می یابیم که متأسفانه این همان پیشنهادی است که بسیاری از ما آن را در ازای عمرمان پذیرفته و نادانسته و ناخواسته آن را به جان خریداریم. ممکن است در مرحله اول با شنیدن این لفظ، فردی را تجسم کنید که پاهایش را دراز کرده و از صبح تا شب می خورد و آنچنان دهانش را پر می کند که از گوشه و کنار می ریزد و نزدیک است به درجه انفجار برسد! البته پذیرای این پیشنهاد به این معنا، شاید در بین مردم بسیار انگشت شمار باشد، اما مقصود اصلی چیزی فراتر و دقیقتر از این است. چه بسیار افرادی که در جامعه تمام هدف حرکت و فعالیت خود را در دو چیز منحصر می کنند: «خوب بخورم و بیشتر بخورم». این قیمت همان چیزی است که دورترین افق فکری انسان -اشرف مخلوقات- را در مسیر دستشویی تا سفره و بالعکس متوقف می کند. انسانی که می تواند به دوردست ها نظر کرده و پندها، عبرت ها و حکمت های بسیاری از آن استخراج کند، نگاهش تنها به لقمه مقابل دهانش دوخته می شود. چه نیکوست بیان امام پارسایان علی علیه السلام: «هر که هم و غمش چیزی باشد که وارد شکمش می شود، ارزش و قیمت او به اندازه همان چیزی است که از شکمش خارج می شود!» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







