|
من یک محجبه ام...
|
|
۱۶:۵۵, ۲۰/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۲ ۱۵:۰۵ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام پروردگار منان
که گفته این چادر بد است؟ نمیخواهم به هیچ فرد غیر چادری توهین کنم اما چند وقتیست سوالی دارم... چادر مگر هدیه ی خانم فاطمه ی زهرا برای من نیست؟ چرا برای پوشیدنش باید تحقیر شوم؟ چادرم مگر نگین تاج بندگی من چادری نیست؟ چرا هر که مثل من چادریست باید از حسن نیت خیلی ها محروم شود؟ چرا من فقط به خاطر اینکه مادرم چادر نمیپوشد چادرم مایه ی تعجب دیگران باید باشد؟؟؟ چرا وقتی با دوستانم هستم با لحن متعجب و حیرت زده میپرسند راستی تو چرا چادری شدی؟ و جالب این است هرچه دلیل میاورم با حرفی سعی میکنند دلیلم را قبول نکنند راستی چرا من را به خاطر چادرم مرا از طبقات پایین جامعه میدانند حال آنکه اینگونه نیست چرا بعضی ها فقط به دلیل حجابم از من دوری میکنند؟ و عالمی از چراهای دیگر ولی نمیدانم شما هم قبول دارید یا نه ولی من جواب همه ی این چرا ها را با این جمله میدهم چادر را از زهرا_سلام الله علیها_ به یادگار دارم هرگونه هست باید در زندگیم بماند.... [b]الهم عجل لولیک الفرج[/i] ......................................................................... پ.ن: دوستان عزیز این تاپیک صرفا تعلق دارم به جملات و متون زیبا در مورد حجاب و تمامی پست هایی که خارج از این چهارچوب باشند حذف خواهند شد. |
|||
| آغاز صفحه 20 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۲۵, ۱۶/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۲ ۱۱:۳۰ توسط warior.)
شماره ارسال: #191
|
|||
|
|||
|
نه به سیاهی محیط ..که به به پاکی مساحت با کعبه برابری ای "چادر" ![]() چــــــــــــــــــــــــادُرم . . . چهـ سرّے در تار و پودتـــــــــ نهفتــــــــــــــه استــــ . . . کهـ بر ســرِ هر بانویے کهـ مے نشینے . . . چهره اش را معصـــوم مے نمـــــــــایـانـے ؟؟؟
![]() |
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۱۶/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۲ ۱۴:۱۸ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #192
|
|||
|
|||
|
خواهرم عروسک خیمه شب بازی شیطان مشو
فرانتس فانون(جامعه شناس وفیلسوف فرانسوی): استعمار حداکثر کوشش خود را بر مسئله چادر تمرکز داده است…هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید…پس از دیدن هر چهره بی حجابی امید های حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می گردد… سال پنجم انقلاب الجزایر .فرانتس قانون پینوشت: خواهرم…. استعمار بیش از هرچیزی ازسیاهی چادرتو میترسد… |
|||
|
|
۱۵:۲۱, ۱۶/تیر/۹۲
شماره ارسال: #193
|
|||
|
|||
|
بال نمیخواهم چادرم میتواند مرا آسمانی کند
[/b] ![]() |
|||
|
|
۱۸:۴۵, ۱۶/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۲ ۱۸:۴۶ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #194
|
|||
|
|||
|
تاج بندگی من
چادر من ، لباس متهمان در دادگاه یا در زندان نیست .. . چادر من ، برای نشان دادن فقر در سریال ها و فیلم ها نیست ... چادر من ، فقط برای رفتن به اماکن زیارتی نیست .. . چادر من ، تاج بندگی من است .. بُگذار به چادُرت پیله کنند مُدام ، به پَـروانه شدَنَت می ارزد .. |
|||
|
|
۲۲:۵۸, ۱۶/تیر/۹۲
شماره ارسال: #195
|
|||
|
|||
|
پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، غیر از قیمت مادی اش، ارزشی ندارد، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، ارزشمند می شود.
پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، نشانه ی چیزی نیست، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، نشان دین و ملیت اوست. پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، حرفی برای گفتن ندارد، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، سرشار سخن از باور و اعتقاد او می شود. پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، آرمان خواهی را نشان نمی دهد ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، آرمانی بلند را فریاد می کند. پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، معنایی نهفته ندارد ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، سراسر نشانه ی تسلیم است در برابر رب. پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، جز تیرگی نیست ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، نور است در برابر ظلمت شیطان و وسوسه هایش. پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، جز سنگینی نیست ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، سنگینی مسئولیت او در برابر خانواده و اجتماع را یادآور می شود. پنج متر پارچه مشکی به خودی خود، پاسداری را نمی شناسد ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، یاری می کند زن مسلمان را در پاسداری از ارثیه ی پرارزش دلیل آفرینش. |
|||
|
|
۸:۴۴, ۱۷/تیر/۹۲
شماره ارسال: #196
|
|||
|
|||
|
حجابش را بنگر...
حجابش را بنگر با اینکه سلاح در دست دارد... با دهان چادرش را محکم گرفته که مبادا چادرش بیوفتد... شاید با این کاردارد به من و تو غیرت آموزش می دهد... اما حال...... |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۱۷/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۲ ۱۲:۲۹ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #197
|
|||
|
|||
خواهرم ! شما خسته نشدی از جلوه نمایی تن در بازار اسیران هوی و هوس ؟! خسته نشدی از حقارت و ضلالت . . ؟! خسته نشدی از خون کردن دل مهدی فاطمه ؟! خسته نشدی از عهد شکنی های پیاپی ات با خداوند . . . مرگت که رسید ؛ جسمی که سالها مایه ی فخر فروشی و جذب نگاه های هرزه بوده رهایت میکند . . . آنوقت تو هستی و کوهی از گناه ! تو هستی نگاه های تحقیر آمیز . . تو هستی و نگاه های اهل بیت و شهداء کمی به خودت بیا…. |
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۱۷/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۲ ۸:۰۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #198
|
|||
|
|||
|
این تصاویر دستکاری شده نیست.
از دید آنها که اهریمنان واقعی را پلید نمیدانند، کسی که به اهریمنی پلید خدمت میکند را ببینید: باحجاب!!! ![]() ![]() چه عقدهای دارند از حجابت. اینها چند فیلمساز کوتهفکر مستقل نیستند، اینها مشهورترین کمپانیهای صادرکنندهی کوتهفکری هستند، در مشهورترین و جایزهگرفتهترین فیلمشان. حامیان پرستندگان شیطان، صدای اهریمن. در تمام جهان هر که چون شما با حجاب نبود را از بیفرهنگی آمریکایی لبریز کردهاند و تنها شما ماندهاید! از حجابتان کینه نداشته باشند؟ این پلیدترینها نهایت پلیدی را به شما نسبت میدهند، این بندگان شیطان از همه بیشتر شما را دشمن میدانند، چه خداپرستان نیکویی باید باشید. چه نوری باید باشید که این چنین سرچشمههای ظلمت را هراسان میکنید. هر کار هم که ما مردها بکنیم این چنین هراسان نمیشوند. به شما غبطه میخورم. |
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۱۷/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۲ ۱۴:۱۳ توسط warior.)
شماره ارسال: #199
|
|||
|
|||
|
چطور وقتی رنگ خانه ی کعبه ای که وقتی از تلوزیون میبینی و محو تماشا می شوی
افسرده ات نمی کند...؟؟ اما چادر مشکیــــــــــــه من افسرده ات می کند؟؟؟ نمی دانم چطور رنــــــــــــــــــگ چادر مشکیـــــــــــــــه من مکروه است.... اما رنگــــــــــــ خط چشـــــــــــم هایت که از دور مشکـــــــــی بودنش را داد می زند مکروه نیست؟؟ چطور آرایش های جیغ و غلیــــــــــظ سیاهی مژه های ریمیل خورده...و چندش آور خشک شده مثل پاهای عنکبوت... چشت را نمی زند...؟؟؟ چار مشکی من چشمانت را می زند...؟؟؟
|
|||
|
|
۱۸:۳۱, ۱۷/تیر/۹۲
شماره ارسال: #200
|
|||
|
|||
|
دم اون دخترایی گرم که...
دم اون دخترایی گرم که... با وجود اینکه شاید پدرومادرشون سالی یه بار حالشونو می پرسه... با اینکه شاید پدر و مادرشون هیچوقت دستشونو نمیگیره... با اینکه شاید پدر و مادرشون قربون صدقشون نمیره... با اینکه شاید پدر و مادرشون هیچوقت دخترم و عزیزم صداشون نمیزنه... ولی با همه ی اینها باز هم حاضر نشدن عشق و محبتی رو که پدر و مادر ازشون دریغ کرده رو تو خیابون و تو وجود یه پسر پیدا کنن. خیلی سخته قدر اینا رو بدونید. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







![[تصویر: 1372570771265653_large.jpg]](http://www.bipfa.net/i/attachments/1/1372570771265653_large.jpg)
![[تصویر: 1372315211355639_large.jpg]](http://www.bipfa.net/i/attachments/1/1372315211355639_large.jpg)


![[تصویر: 61781123175258011680.png]](http://axgig.com/images/61781123175258011680.png)
![[تصویر: 66876330347590668268.jpg]](http://upload7.ir/images/66876330347590668268.jpg)

![[تصویر: t4636_4.jpg]](http://uploadtak.com/images/t4636_4.jpg)
![[تصویر: w555_5.jpg]](http://uploadtak.com/images/w555_5.jpg)