|
روضـه پـهـلو شـکسته . .(ویژه ایام فاطمیه92)
|
|
۲۰:۲۴, ۱۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۲ ۱۵:۳۸ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا وَ سِرِّالمُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَد ما اَحاطَ بِه عِلمُک . . . ![]() اینجا خیمه گاه فاطمه (سلام الله علیها) است . . جان عالمی به فدای مولایمان امیرالمومنین و درد ها و رنج هایش . . كار تنش زياد ولي وقت من كم است يك شب براي شست و شوي اين بدن كم است مسمار را خودم زده بودم به تخته ها بايد بميرم آه ، پشيمان شدن كم است گيرم حسين دق نكند اينچنين ولي گريه بدون داد براي حسن كم است آئينه آمدي و ترك خورده ميروي يعني براي بردن تو چهار زن كم است پيراهن حسين كه كارش تمام شد پس جاي غُصّه نيست اگر يك كفن كم است بالت ، پرت ، تنت ، همه ي پيكرت خدا اين زخمها زياد ولي وقت من كم است استاد لطیفیان نقل قول: در برپایی یاد مادر سادات (سلام الله علیها) ، و الگو برداری از زندگی ایشون در برنامه های زندگی مون طوری گام برداریم که در قیامت زمانی که منادی ندا سرداد این الفاطمیون ؟؟؟ با افتخار بگوییم : اَنـــا فــاطِـــمی . . ان شا الله یکی از بهترین راه های ارتباط برقرار کردن با اهل بیت،آشنایی باسیره آنها و دانستن مصائب و وقایع و چگونگی شهادت این بزرگوارانه. کتابی که معرفی میکنم یکی از بهترین کتاب هایی است که پیوند قلبی ما مریدان و متوسلین به مادرمان حضرت زهرا(سلام الله علیها) را محکم کرده و به شرح وقایع شهادت حضرت می پردازه. ![]() گزارش لحظه به لحظه از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها کتاب فوق 112 صفحه رقعی بوده و انتشارات دلیل ما قیمتش هم 2200 تومان مقداری کمتر از پفک چی توز موتوری 3000 تومانی !!!! اما با خوندنش به اندازه ی یه محرم و صفر می توان اشک ریخت . . یا علی (علیه السلام) مدد است. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۲۱, ۲۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
علی در سوگ زهرا علیهماالسلام... ساعتی چند از شب گذشته است. شبی به غایت تاریک از نخستین شبهای جمادی الثانی، که ماه هنوز فرصت نورافشانی و خودنمایی و جلوهگری نیافته است. مدینه را سکوتی غریب فراگرفته و چشمان بیفروغ منافقان، علیرغم همدردی کاذبانه با علی علیه السلام و خانوادهاش در شهادت زهرا سلام الله علیها، در خوابی آرام(!) فرو رفته و رؤیاهای شیرین(!) را تجربه میکنند. و در این میان تنها، عدهای معدود از ساکنان شهر رسول الله صلی الله علیه و آله، در اندوه این مصیبت بیبدیل، در غربتی جانسوز سرشک غم از دیدگان فرو میریزند.اما در خانه گلین و محقر علی علیه السلام بساط سوگواری رونقی دو چندان دارد!! علی با قلبی آکنده از اندوه، خاطرات روزهای با زهرا بودن را از نظر میگذراند و غریبانه میگرید. گاه گذشته را میکاود و گاه چشم دل به آینده خیره میکند. آیندهای که باید بی حضور زهرا از میان «حوادث»، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسهها و حادثههاست. مرد لیلة المبیت و لیلة الهریر، مرد یوم البدر و یوم الاحد، مرد خندق و خیبر و صدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر، ولی آنچه او را در این حوادث استوار میداشت، دو چیز بود؛ یکی ایمان بی چون و یقین متقن به هستیبخش یکتا و دیگر حضور پر طراوت و با صلابت رسول الله صلی الله علیه و آله، که به او و دیگر مؤمنان قوت قلب میبخشید، چرا که خود فرمود:«کنا اذا احمر البأس اتقینا برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ...؛ هر گاه آتش جنگ شعله میکشید، ما به رسول خدا پناه میبردیم... .»(1)و آنگاه که رسول گرامی صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، حضرت زهرا سلام الله علیها که خلقاً و خلقاً شباهتی تام به پدر داشت برای او موجب تسلای دل بود و قوت قلب، ولی این که از آن همراه همدل، تنها جسم بی روحی باقی مانده که آن نیز تا ساعتی دیگر در دل تیره خاک مأوا میگیرد و این چنین است که در مدینه امشب، هیچ دل و جانی را محزونتر از علی نخواهی یافت.و اما یتیمان زهرا، حسنین به همراه زینب و امکلثوم علیهم السلام. اینان نیز در کنار پیکر مادر که لحظاتی پیش علی علیه السلام به دستیاری «اسماء بنت عمیس» او را غسل داده و در کفن پیچیده بود، مویه میکنند و هر یک به زبانی با مادر خفته در آغوش مرگ، نجوا مینمایند و البته حسن و حسین را سوز دیگری است. چرا که همواره میان مادر و پسر، انس و علاقهای بوده که دختران را از آن بهرهای نبوده کما این که میان پدر و دختر نیز الفتی بوده که پسران را نه، و از همین روی آنگاه که فرزندان زهرا سلام الله علیها بر پیکر مادر افتاده و صدا به گریه و ناله بلند کرده بودند: «واقعهای رخ داد که قلم از شرح و تحلیلش عاجز و ناتوان است، قضیهای که قوانین طبیعت را زیر پا مینهد و از قواعد ماوراء الطبیعی نشأت مییابد، قضیهای که در حد خود عجیب است زیرا که خرق عادت و سنن طبیعی را مینماید. علی علیه السلام میفرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد میگیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دستهای خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا میدهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت میبارید.»(3)... شب به نیمه نزدیک میشود. علی علیه السلام به آسمان مینگرد. مبادا سپیده سر زند و وصیت زهرا سلام الله علیها که فرموده بود: «وصیت میکنم ترا که نگذاری بر جنازه من حاضر شوند یکی از آنهایی که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیدهها در خواب باشد.»(4)قاصدی فرا میخواند و به سوی برخی خویشان و اصحاب گسیل میدارد. «عمار و مقداد و عقیل و زبیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنیهاشم»(5) یکی یکی و به آرامی وارد میشوند. همگی میدانند که باید سکوت کرده و صدا به ناله بلند نکنند، مبادا منافقان مدینه از خواب نوشین(!) بیدار شده و در راه اجرای وصیت زهرا سلام الله علیها مانع شوند. بغض گلوها را میفشرد و سینهها مالامال درد و اندوه است، ولی خفقان حاکم بر مدینه جرأت نالیدن را از آنان گرفته و به ناچار باید سکوت کرده سکوتی که صد البته از هزاران فریاد رساتر است، چرا که در آیندهای که با طلوع سپیده چهارم جمادی الثانی سال یازدهم هجری، آغاز میشود تا همیشه تاریخ، وجدانهای بیدار و جانهای آگاه را به پاسخ جوئی از این سؤال فرا میخواند که: چه اتفاقی روی داده و چه شرایطی بر جامعه مسلمانان حاکم شد که تنها دو ماه و اندی از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گذشته، باید مراسم تشییع پیکر تنها یادگارش در سکوت و شبانه برگزار گردد.... چون شایستگان مدینه برای اقامه نماز بر جنازه زهرا سلام الله علیها، گرد آمدند، علی علیه السلام به امامت ایستاد و حاضران به همراه او و در قفای او، بر پیکر دخت رسول صلی الله علیه و آله، نماز گزاردند. آنگا پیکر نحیف زهرا سلام الله علیها را بر دوش جسم، و اندوه عظیم فقدانش را بر دوش جان گذارده و تا محل دفن پیش آوردند. علی علیه السلام مکان خاکسپاری صدیقه طاهره سلام الله علیها را مینمایاند و گروهی از همراهان به حفر قبر مشغول میشوند.... اینک قبر آماده است. ولی کدام دست را یارای آن است که خورشید را در دل زمین پنهان کند؟! علی علیه السلام هم که باشی؛ باز در این کار سترگ از یاری دیگران گریزی نخواهی داشت!! جمعی از اصحاب به یاری شما میآیند و آن پیکر نحیف و لاغر را نزدیک قبر میبرند. علی علیه السلام خود داخل قبر میشود. با دستانی لرزان و قلبی اندوهناک، پیکر زهرا سلام الله علیها را میگیرد تا در گودال قبر قرار دهد. «ابن شهر آشوب و دیگران روایت کردهاند که چون آن حضرت را خواستند که در قبر گذارند دو دست از میان قبر پیدا شد شبیه به دستهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.»(6) و علی علیه السلام به نجوا پرداخت: «ای زمین امانت خود را به تو سپردم، این دخت رسول خداست، بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله. ای صدیقه تو را به کسی تسلیم کردم که از من به تو سزاوارتر و شایستهتر است، و راضی شدم برای تو آنچه را که خدای تعالی برای تو راضی شود.»(7)آنگاه خشتها را چید و از قبر خارج شد. قبری که محبوبترین خلق خدا را بدان سپرده بود. قبری که شبیهترین خلق خدا از حیث سیما و رفتار به رسول الله در آن خفته بود. قبری که پیکر بهترین حامی و یاورش را در بر گرفته بود. ولی اگرچه جسمش از آن گودال بیرون آمد ولی یقیناً دل و جانش هنوز در کنار زهرا سلام الله علیها بود.... اطرافیان به کار خاک افشانی پرداختند و آرام آرام گودال از انبوهی از خاک پر شد و علی علیه السلام فقدان زهرا سلام الله علیها را با تمام وجود احساس کرد. تا پیش از این لحظه اگرچه زهرا سلام الله علیها دیگر با او سخن نمیگفت و نگاه مهربانش را در نگاه او گره نمیزد، ولی باز هم حضور آن پیکر بی روح باعث تسلای خاطرش بود، و با نگاه بدان، قدری آرام میگرفت، ولی حال دیگر حتی آن جسم بی جان هم حضور ندارد و علی علیه السلام با تمام وجود، بار سنگین اندوه و فراق را بر پشت خویش و در دل آگاه و پر دردش احساس میکند و اینجاست که آن کوه صبر و استقامت و قامت استوار امامت لب میگشاید و سوگوارانه مویه میکند و نخست رسول گرامی را مخاطب قرار داده و به او میگوید:«سلام بر تو ای رسول خدا از من سلام بر تو از دخترت و زیارت کنندهات و آن کس که بقعه شما در خاک آرمیده، خدا زود رسیدن او را نزد تو برایش برگزیده.ای رسول خدا! شکیباییام از فراق محبوبهات کم شد و خودداریم در فراق سرور زنان جهان از بین رفت جز این که من در پیروی از تو که در مصیبتها گریه میکردی گریه میکنم ولی با توجه به تأثری که من در فقدان شما داشتم در این مصیبت جای تسلیت و خویشتن داریام وجود دارد.زیرا من سر تو را در لحد آرامگاهت نهادم ، بعد از آن که جان مقدس به میان گلو و سینه من ریخت (هنگام جان دادن سرت بر سینه من بود) و من به دست خود چشمانت را بستم.و انجام مراسم غسل و کفن و دفن تو را من عهدهدار بودم.آری در برابر تقدیر خدا جز قبول چارهای نیستکه میفرماید:انالله و اناالیه راجعون ؛ پس امانت پس گرفته شد. و گروگان دریافت گشت.ای رسول خدا!اما اندوهم همیشگی است، و اما شبم در بی خوابی میگذرد، و غم پیوسته در دلم خانه کرده است.تا خدا خانهای را که تو در آن اقامت داری برایم برگزیند.غصهای دارم که دلت را خون میکند و اندوهی دارم که به جوشش در آمده است.چه زود خدا میان ما جدائی انداخت و من از این فراق به خدا شکایت میبرم.و به زودی دخت شما برای شما خبر خواهد آورد که امت شما بر علیه من با یکدیگر همدست شدند.و برخوردن حق وی نیز.سرگذشت ما از او بپرس و گزارش را از او بخواه. زیرا چه بسا درد دلهایی داشت که چون آتش در سینهات میجوشید و در دنیا راهی برای گفتن آن نیافت.ولی به زودی خواهد گفت و خدا، داوری خواهد کرد که او بهترین داوران است.و سلام بر هر دوی شما باد ای رسول خدا !سلام وداع کنندهای که؛نه دلتنگ است و نه خشمگین زیرا اگر از اینجا برگردم به واسطه دل تنگیام نیست.و اگر بمانم به واسطه بدگمانی به آنچه خدا به صابران وعده فرموده نمیباشد.به به!باز هم بردباری مبارکتر و پسندیدهتر است.و اگر بیم چیرگی دشمنان بر ما نبود،در کنار قبر تو ای فاطمه اقامت اختیار مینمودم.و درنگ نزد تو را مانند معتکفان بر میگزیدم.و مانند مادری که جوانش مرده باشد بر این مصیبت بزرگ میگریستم.آری پیامبر، در محضر خدا، دختر تو مخفیانه به خاک سپرده شد.و با زور و قهر حقش را خوردند. و علناً وی را از ارثش باز داشتند. با آن که زمان رفتن شما از دنیا طولانی نشده بود. و یاد شما کهنه نگردیده بود.پس ای رسول الله! من شکایت فقط به سوی خدا میبرم.و بهترین دلداری از جانب توست (چون تو درباره صبر بسیار سخن گفتی)پس درودهای خدا بر فاطمه و بر تو یا رسول الله و رحمت و برکات خدا.»(9)
... چون خطبه تمام گشت، به کار ساختن قبر پرداخت و صورت چندین قبر تازه را در مکانهای متفاوت ایجاد کرد، تا منافقان مدینه از مکان دفن زهرا سلام الله علیها مطلع نشوند و وصیت آن یکتا گوهر اقیانوس نبوت به بهترین شکلی اجراء گردد. محدث قمی(رحمة الله علیه) میگوید: «حضرت امیر علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر را آب پاشد که قبر آن مظلومه در میان آنها مشتبه باشد، و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد. اینها برای آن بود که عین موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر او نماز کنند و خیال نبش قبر آن حضرت را به خاطر نگذرانند و به این سبب در موضع قبر آن حضرت اختلاف واقع شده است. بعضی گفتهاند که در بقیع است نزدیک قبور ائمه بقیع علیهم السلام و بعضی گفتهاند مابین قبر حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و منبر آن حضرت مدفون است، زیرا که حضرت رسول اکرم فرمودند: مابین قبر من و منبر من باغی است که از باغهای بهشت و منبر من بر دری است از درهای بهشت. و بعضی گفتهاند که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند و این اصح اقوال است چنانکه روایت صحیحه بر آن دلالت میکند.»(10)پینوشتها:1- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 690، کلام 9.2- فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 601.3- همان، ص 602.4- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، تحقیق و ترجمه: صادق حسن زاده، ص 301، ج اول .5- همان، ص 304 .6- همان.7- فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی.8- اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی، ترجمه شیخ محمدباقر کمرهای، ج 3، ص 321، ص 605 .9- فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از ولادت تا شهادت، سیدمحمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 607 تا ص 611 .10- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، تحقیق و ترجمه: صادق حسن زاده، ص 304 .http://hagheali.blogfa.com/ |
|||
|
|
۱۹:۵۴, ۲۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۱ ۱۹:۵۶ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا فاطمه ی زهرا عشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه فاطمه یا فاطمه یا فاطمه عشق یعنی جلوه ی صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضی عشق بر دلداده فرمان میدهد عاشق جان داده را جان میدهد عشق باعث شد که دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت عشق یعنی انقلاب فاطمه از کبودی چشم خواب فاطمه عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه عشق یعنی صحبت بی واهمه حیدر در بند پیش فاطمه عشق یعنی غسل زیر پیروهن دست بیرون کردن از زیر کفن عشق یعنی صبر در هنگام خشم عشق یعنی جای سیلی روی چشم عشق یعنی قلب چون آاینه ای جای میخ در به روی سینه ای عشق یعنی انتظار منُتَظَر سینه ای مجروح از مسمار در عشق یعنی گریه های حیدری دختری دنبال نعش مادر عشق یعنی طاعت جان آفرین رد خون سینه بر روی زمین دنبال حیدر می دوید از سینه اش خون می چکید ... در بین آن دیوار و در دادی تو شش ماه پسر .... پدر زخم زبان بسیار خوردم کتک از خسم بد کردار خوردم میان کوچه های شهر سیلی هم از دشمن هم از دیوار خوردم پدر زهرای تو حاجت روا شد ببین مزد رسالت چوون ادا شد ببین باز و دست و سینه ی من بلاگردون جان مرتضی شد من چه بگویم در وصف خانوم فاطمه ی زهرا همین بس که امام زمان می فرمایند ما امامان حجت خداییم بر مردم و مادرمان حجت خداست بر ما و ما منتظر منتقم فاطمه هستیم ![]() |
|||
|
|
۲۱:۵۰, ۲۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
اللهم العن جبت و طاغوت ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة ص14، و نيز محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفايه الطالب آورده اند كه حضرت زهرا(عليها السلام)خطاب به آن دو نفر فرمودند: «انّى اشهد اللّه و ملائكته أنّكما أسخطانى و ما ارضيتُمانى لئن لقيت النبىَّ لأشكونّكما». خداوند و ملائكه او را شاهد و گواه مى گيرم كه شما دو نفر (ابابكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد. اگر پيغمبر را ملاقات كنم از شما شكايت خواهم كرد. و نيز ابن قتيبه در كتاب الامامةوالسياسة ص14 مى نويسد: حضرت زهرا (عليها السلام)خطاب به ابوبكر فرمود: «واللّه لَأَدعُوَنَّ عليكَ فى كلّ صلاة اُصلّيها» به خدا سوگند در هر نمازى كه بخوانم تو را نفرين مى كنم .
|
|||
|
|
۲۱:۵۹, ۲۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
گریه در روضۀ او مسلک عرفانی ماست
ما پریشان غم مادرمان فاطمه ایم غربتش علت این گریۀ طولانی ماست هر کسی در پی دارو و دوا می گردد نمک روضۀ او نسخۀ درمانی ماست هرکسی رخت عزا کرده به تن می داند که چنین پیرهنی علّت سلطانی ماست لعن بر قاتل صدیقۀ کبری بی شک مُهر تأیید و قبولی مسلمانی ماست روضه خوان ، روضۀ دیوار و در و کوچه نخوان سر شکستن سند غیرت ایرانی ماست
|
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
![]() آنان كه قلبشان ز تو رخصت گرفته بود
سربندشان به نام تو زینت گرفته بود از لحظهای بگو كه شلمچه غرور داشت صدها محبّ فاطمه در آن حضور داشت ای مادر سپاه دلیران سخن بگو ای خالق حماسهی لبنان سخن بگو از لطف خود بگو به سپاه مقاومت ای تا همیشه پشت و پناه مقاومت الجار ثم دار! دعا كن دعا رواست بانو! نجات مردم بحرین با شماست ما سالهاست مفتخر از یاری ِ توایم شاگردهای مكتب بیداری ِ توایم |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام برمهدي يا زهرا سلام الله عليها [/b] ![]() |
|||
|
|
۰:۱۱, ۲۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی(رحمة الله علیه) می فرمایند:
یکی از رمزهای موفقیت من این است که اساتید خود را دعا کنیم، شما هم اساتید خود را دعا کنید حتی استاد صرف ونحو خود را، و در نزد استادی درس بخوانید که اهل تقوا باشد و اگر بعدها هم منبری شدید، سعی کنید نام اهل بیت(علیه السلام) را با عظمت ببرید زیرا آن بزرگواران در اصل اساتید ما هستند و همه علوم به آنها ختم می شود لذا با احترام نام ببرید مثلاً بگویید امیرمؤمنان علی ابن ابیطالب(علیه السلام) یا فاطمه زهرا(سلام الله علیها) ولی بعضی ها هستند، خصوصاً از اهل منبر، می گویند علی به فاطمه گفت، این گونه منبرها نور ندارد، و من از این اشخاص بدم می آید، چرا که اگر همان خطیب که به مولای متقیان علی(علیه السلام) می گوید علی، اگر او را به هنگام صدا زدن، اسم کوچک را بگویی، ناراحت می شود. |
|||
|
|
۷:۳۴, ۲۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۲۲/اسفند/۹۱ ۲۱:۵۹)نرجس نوشته است: گریه در روضۀ او مسلک عرفانی ماست [b]اللهم العن جبت والطاغوت يا زهرا سلام الله عليها [/b]
|
|||
|
|
۲۰:۲۶, ۲۸/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اسفند/۹۱ ۲۰:۲۷ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
رنــگ ســالِ امســال ،
گـویی نیـلـی اســت ، همـرنــگ ِ چهــره مــادر... . . . و عطــرِ سالِ امســال، عطــر ِ یــآسِ پـــرپــر.... |
|||
|
|
۱۸:۲۹, ۲۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
![]() قالَ الصّادِقُ (علیه السلام) : «نَحنُ حُجَجُ الله عَلَی الخَلق، وَ فاطِمَةُ حُجَّةُ عَلَینا» |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| این فاطمیون ؟ (ویژه ایام فاطمیه 94) | جویای حقیقت | 21 | 7,043 |
۲/اسفند/۹۴ ۲۰:۴۴ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| ویژه نامه ایام الله دهه فجر *بهمن ماه92* | شیدا | 88 | 27,117 |
۲۳/بهمن/۹۲ ۰:۲۳ آخرین ارسال: شیدا |
|






![[تصویر: Fatemieh.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7677629137/Fatemieh.jpg)
![[تصویر: 1303299474_gozareshe-hzrat-zahra.jpg]](http://dalilema.com/uploads/posts/2011-04/1303299474_gozareshe-hzrat-zahra.jpg)




![[تصویر: 223911232051181461216711712450229233151247243.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1386/03/223911232051181461216711712450229233151247243.jpg)
![[تصویر: Avamehr.ir%20(36).jpg]](http://dl.avamehr.ir/dl/1390/Fatemieh/Wallpaper/Avamehr.ir%20(36).jpg)

![[تصویر: 1363108860377637_large.jpg]](http://sangariha.com/i/attachments/1/1363108860377637_large.jpg)
![[تصویر: madar_sadat.png]](http://s2.picofile.com/file/7682173652/madar_sadat.png)
![[تصویر: 09767640722723597250.jpg]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09767640722723597250.jpg)