|
فاطمه سلام الله علیها، هنوز هم غريب است!
|
|
۱۲:۰۸, ۲۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام "
التماس دعا براي فرج مهدي فاطمه سلام الله عليها ![]() فاطمه سلام الله علیها، هنوز هم غريب است! براي معرفي کردن حضرت زهرا سلام الله علیها نبايد فقط زن امروز را مخاطب قرار دهيم؛ بلکه بايد دايره را کمي وسيعتر بگيريم و او را براي انسانهاي همه دورانها معرفي کنيم. چون او نه فقط براي زنها، که براي همه انسانها، الگوست. فاطمه سلام الله علیها همان علي عليه السلام است در فرم زنانه. حضرت زهرا سلام الله علیها پيامبر نبودند؛ ولي پيامبرانه زندگي کردند، پيامبرانه انديشيدند، پيامبرانه موضع گرفتند، و پيامبرانه از دنيا رفتند. زندگي فاطمه سلام الله علیها را تنها به جريان در و ديوار و سقط شدن بچه محدود کردن، ظلم به ايشان است. با اين که آن حضرت عمرش کوتاه بود و فرصتي نداشت که خودش را نشان بدهد، ولي عمر با برکتي داشت. مثل يک سيدي فشرده با هزاران صفحه مطلب. فاطمه سلام الله علیها عمري کوتاه کرد؛ ولي هزاران صفحه معرفت از او به جا مانده است. تمام صحبتهايي که از او به جا مانده و در طول تاريخ، سانسور نشده، به اندازه يک جزوه هم نيست؛ اما ما با اکثر آن هم آشنا نيستيم. آنقدر که فاطمه فاطمه ميگوييم، نميتوانيم دو جمله از آن حضرت نقل کنيم. جملههايي که از حضرت به جا مانده، بسيار متعالي است و متفکران ميتوانند از آن عبارات، نتيجه گيريهاي بزرگ تربيتي و اخلاقي بکنند. در حوزه معرفت و علم، در حوزه سياست، در حوزه اقتصاد و حقوق ميتوان از احاديث آن حضرت، نتيجه گيريهاي خوبي کرد. سفرهاي است که پهن شده، ولي کسي نيست که کنار سفره بنشيند و درست استفاده کند. ما هنوز نابالغيم. بايد نسلهاي بالغي برسند که بتوانند بفهمند چطور با اين انوار مقدس الهي روبرو شوند و از آنها دانش بياموزند. براي فراگرفتن علوم اهلبيت، يک حدي از بلوغ لازم است؛ اما ما مثل بچهاي هستيم که در بزرگترين کتابخانه عالم ـ که ميليونها جلد از بهترين کتابها در آن قرار دارد ـ رها شده است و اصلاً نميفهمد که اينها چيست. اگر وقتي از کتابخانه بيرون ميآيد، از او سؤال کني چه ديدي، ميگويد: «سالنش خوب بود، ولي در آن نميشود فوتبال بازي کرد!» اين برداشت او از آن کتابخانه است. او نميداند که نتيجة تحقيقات ميليونها متفکر بزرگ، از شرق و غرب عالم، از ازل تا آن روز، همه و همه در آن سالن جمع بوده است. آن کودک نابالغ هيچ کدام از آنها را نميبيند. رابطة ما هم با اهلبيت عليه السلام، همين طوري است. مثل بچهاي که وارد بزرگترين کتابخانه عالم ميشود و وقتي بيرون ميآيد ميگويد به درد نميخورد. راست هم ميگويد، چون اين همه کتاب به درد او نميخورد. فاطمه سلام الله علیها هنوز هم غريب است؛ چون همه برداشت ما از فاطمه سلام الله علیها مسأله بين در و ديوار بودن اوست. اين مسأله اتفاق جانگدازي بود و ما بايد هميشه داغدار آن باشيم؛ ولي حضرت فاطمه سلام الله علیها که فقط اين نيست. اين جريان، بخش بسيار کوچکي از زندگي و شخصيت اوست. براي الگو شدن انسانهاي بزرگي مثل فاطمه سلام الله علیها، لازم نيست آنها را پايين بکشيم تا همقد ما بشوند. بعضي فکر ميکنند براي اين که پيامبران يا اولياي خدا بتوانند براي ما الگو باشند، بايد آنها را از مقام والايي که دارند پايين بکشيم؛ و اِلاّ اگر خيلي بالا باشند به درد الگو شدن نميخوردند. اين اشتباه است. همه چيز آنها با ما فرق ميکرد. نگاهشان به عالم، نگاهشان به خودشان، نوع تصميم گيريهاي آنها، انگيزههاي آنها.... اگر قرار باشد آنها هم مثل ما باشند، چرا بايد آنها معلم ما شوند؟ ما معلم آنها ميشديم! لذا نبايد آنها را آنقدر پايين بکشيم که همقدّ ما شوند. از آن طرف، نبايد به آنها آنقدر انتزاعي نگاه کنيم که نفهيم براي «فاطمي بودن» چه بايد کرد. هر دو نگاه، غلط است. درخشندگي فاطمه سلام الله علیها در تاريخ خيلي کوتاه بوده است؛ اما بعضيها نگويند اين درخشندگي کوتاه او در طول تاريخ براي الگو شدنش کافي نيست. اگر کسي در يک بيابان تاريک گرفتار شود، درخشش يک لحظهاي نور هم کافي است تا او جهت صحيح را پيدا کند. عمر فاطمه سلام الله علیها هر چند کوتاه بود، اما کافي بود. ابعاد مختلف او را نگاه کنيد. برخي ابعاد زندگي او را اصحاب درجه يک پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مثل سلمان حکيم نقل کردهاند. براي شناخت آن حضرت، اين جريان کافي است که شب ازدواجش، در حالي که بهترين لباسش را پوشيده بود و خانمي آمد و ابراز نياز کرد و گفت: «من لباس مناسبي ندارم. امشب شب شادي شماست، به فکر من هم باشيد.» آن حضرت لباس عروسي را از تن بيرون آورد و لباس عادي خود را پوشيد. آن وقت، لباس عروسياش را تقديم آن زن کرد. و با تمام سخاوتش به او گفت: «ببخشيد که من چيزي بهتر از اين ندارم» و بعد، با لباس عادي به خانه شوهرش علي رفت. پيامبر که آمد، ديد لباس عادي بر تن اوست. فرمود: «دخترم! لباس عروسيات کجاست؟» فاطمه سلام الله علیها گفت: « پدر! من هرچه کردم ديدم نميتوانم اين لباس را بپوشم در حالي که يک انسان به اين لباس محتاج است.» پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «آيا او را ميشناختي؟» حضرت پاسخ دادند: «نه.» پيامبر فرمودند: «پدر و مادرم فداي تو.» هر چند زندگي حضرت زهرا سلام الله علیها سرشار از اين موارد است، ولي آيا همين يک مورد، همان نوري نيست که در تاريکي ميدرخشد؟ اگر جامعه ما به همين يک جريان عمل کند، ميتواند نتايج اجتماعي و اقتصادي خوبي بگيرد. يا مثلاً امام حسن عليه السلام روايت کرده است: «وقتي کودک بودم، ميديديم که مادرم شبها بلند ميشود و عبادت ميکند. گاهي فکر ميکرد، گاهي ذکر ميگفت و گاهي اشک ميريخت و براي ديگران دعا ميکرد، ديگراني که نميدانستند مادرم هر شب براي آنها دعا ميکند. از بس ايستاده دعا ميکرد، پاهايش ورم کرده بود. منتظر ميشدم تا براي خودمان هم دعا کند، اما وقتي همه را دعا ميکرد، تنها ميگفت: خدايا! به خاطر عظمت خودت ما را ببخش. يک بار وقتي دعاي مادرم تمام شد، به او گفتم: شما اين همه سرپا ميايستي و براي همه، حتي دشمنانت، دعا ميکني، ولي براي خودت، در آخر دعاهايت، دعا ميکني؟ مادرم در جواب فرمود: الجار ثم الدار؛ اول براي ديگران بعد براي خود.» اين طور کارهاي حضرت زهرا سلام الله علیها الگوست. براي مرد و زن امروز و ديروز و فردا، براي زن و مرد شرق و غرب عالم. هم چنين سلمان نقل ميکند که در اوج قدرت رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم، فاطمه سلام الله علیها را ديدم که از خانه بيرون آمد. در حالي که چادري تميز ولي کهنه بر سر داشت. با خودم فکر کردم که دختر قيصر و کسري لباسهاي زربافت ميپوشند، ولي دختر رسول خدا ـ که همه چيز در اختيار پدرش است ـ اين طور زندگي ميکند. همين طور که با خودم داشتم فکر ميکردم، زهراي مرضيه سلام الله علیها به من فرمود: «سلمان! معيار ارزشهاي ما با قيصر و کسري فرق ميکند. چيزهايي براي آنها خوب است و براي ما خوب نيست. معيارها و ملاکها و نگاههاي ما با آنها فرق ميکند.» اصلاً حضرت زهرا سلام الله علیها آمده است تا همين را به ما بياموزند که ملاکهايمان را عوض کنيم. شما آن همه تواضع و محبت و تعهد اجتماعي فاطمه سلام الله علیها را ببينيد؛ اولاً در برابر خانوادهاش و ثانياً در برابر جامعه. او اگر فريادي زده، اعتراضي کرده، اشکي ريخته، خطبهاي خوانده و قهري کرده، همه اينها براي دفاع از حقيقت و عدالت بوده است، براي دفاع از انسان بوده است؛ نه دفاع از حق شخصي خودش. اگر نام فدک را ميآورد، اگر نام علي را ميآورد، به اين معنا نيست که باغ من را پس بدهيد، رياست شوهر من را پس بدهيد. اصلاً اين حرفها نبوده. خودشان در سخنراني معروفشان در مسجد پيامبر ميفرمايند: «اي مردمي که به سوي گفتار باطل ميشتابيد، چشم بر زشتيها ميبنديد، هرچه پيش ميآيد را توجيه ميکنيد، آنچه نميخواهيد ببينيد نميبينيد، هرچه نميخواهيد بدانيد نميدانيد، هرگاه ميخواهيد چشمهايتان را بر حقيقت ميبنديد و هرگاه نميخواهيد نميبنديد، آيا اين قرآن، کتاب تفکر نيست؟» درد فاطمه سلام الله علیها اينهاست. ايشان در ادامه ميفرمايند: «مشکل شما اين است که نميتوانيد بر اساس قرآن و معرفت قرآني داوري کنيد. يا نه، مشکل شما مشکل معرفتي و ندانستن نيست؛ مشکلي ديگر داريد و آن، اين است که بر دلهاي شما مهر خورده است. رفتار زشت شما، قلبهايتان را سياه کرده و مانع تصميمگيري درست شما شده است. ميدانيد حق چيست ولي نميتوانيد به احترام حق به پا خيزيد. چرا نميتوانيد؟ زيرا نميخواهيد! وقتي عمل زشتي تکرار شود، روز به روز قدرت ديدن، شنيدن و تشخيص، از آدمي، بيشتر سلب ميشود. پس آنگاه که ماه به ماه و روز به روز، فاسدتر ميشويد، ديگر کلمات خداوند نيز درد شما را درمان نخواهد کرد. آيات خدا را ميشنويد ولي وحي صريح خدا را نادرست تأويل ميکنيد...» اينها درد فاطمه سلام الله علیها است. در روايت است که ايشان رو به قبر پيامبر ميکرد و با اشک و با صدايي بلند ـ که همه مردم ميشنيدند ـ فرمودند: «پدر! اي آخرين سفير خداوند! کينههايي که پنهان شده بود پس از تو سر باز کرد؛ کاش پيش از تو رفته بودم.» فاطمه سلام الله علیها يک شخصيت اسلامي است، او فقط يک شخصيت شيعي نيست. بسياري از اهل سنت، براي حضرت فاطمه سلام الله علیها احترام کامل قائلند و در منابع روايي مهم آنها، وجوب اين احترام آمده است. آقاي بخاري در کتاب «صحيح» خود از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل ميکند: «هرکس فاطمه را به خشم آورد، من را به خشم آورده است» يا حاکم نيشابوري ـ که از بزرگان اهل سنت است ـ در کتاب «مستدرک» از قول پيامبر نقل ميکند: «فاطمه! خدا با خشم تو به خشم ميآيد و با شادي و رضايت تو راضي ميشود.» بعضيها با خواندن اين حديث ـ که هم شيعه و هم اهل سنت آن را نقل کردهاند ـ اين طور برداشت ميکنند که خداوند خودش را با فاطمه سلام الله علیها تطبيق داده است و شايد به ذهن کسي بيايد که پيامبر دارد لطفي در حق دخترش ميکند و شايد همه پدرها در مورد دخترشان بگويند که هر کس دختر مرا اذيت کند، مرا اذيت کرده است. اين برداشت، کاملاً غلط است. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم ميخواهد اين نکته را بگويد که فاطمه سلام الله علیها فاني در خداست، فاطمه سلام الله علیها سکوتش براي خداست، فريادش براي خداست، لبخند و خشمش، صلح و قهرش...، همه و همه براي خداست. اصلاً اين حديث ميگويد که فاطمه، چيزي نيست جز ارادة خداوند. در اين صورت، اگر ما نتوانستيم بفهميم راه خدا از کدام سمت است، ميتوانيم از روي رفتار فاطمه سلام الله علیها و از روي خشم و شادي فاطمه سلام الله علیها آن را بفهميم. اگر معني حديث، غير از اين باشد، اشکالات زيادي به آن و حتي به خود پيامبر وارد ميشود که نعوذ بالله شما داريد با دين خدا بازي ميکنيد و ميخواهيد بگوييد ما براي حق و باطل، حساب و کتابي نداريم. هر جا که فاطمه سلام الله علیها خوشش بيايد، حق است و هرجا فاطمه سلام الله علیها بدش بياد، باطل است. معناي صحيح روايت، اين است که پيامبر ميفرمايد: «فاطمه جان! تو آنقدر محو در رضايت خداوند هستي، و به قدري حرکات و احساسات تو کنترل شده و الهي و اصولي است که اصلاً شادي و غمت هم الهي است و از روي جهل و اشتباه و تعصب شخصي نيست. موافقت و مخالفت تو از سر نفس و عواطف شخصي نيست؛ بلکه بر اساس ضوابط الهي است. به همين خاطر، رضايت تو رضايت خداوند است؛ چون تو غير از خدا چيز ديگري نميخواهي. بنابر اين وقتي تو موضعي ميگيري، يعني اين موضع، موضع خداست. اگر تو در مسألهاي شادي کني، معلوم ميشود که خداوند از آن مسئله، راضي است.» اين است رمز آن که خدا با غضب فاطمه به خشم ميآيد و با رضاي او، راضي ميشود... یرگرفته از مجله شماره 35 امان برداشت از سايت " http://www.yazahra.netموفق باشيد يا علي عليه السلام |
|||
|
|
۸:۰۰, ۲۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۹:۰۶, ۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست احساس میکنیم که دو عالم گدای ماست با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست اینجا به ما حسین حسین وحی میشود [b]پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست زهرا برای سیر کمال ولای ماست تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است چادر نماز مادر ارباب های ماست باران به خاطر نوه ی فضه میرسد ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست فرموده اند داخل آتش نمیشویم فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست [/b][/b] **علی اکبر لطیفیان** |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ۩ویژه نامه میلاد حضرت مادر (سلام الله علیها)۩ | حضرت عشق | 6 | 3,905 |
۲۲/فروردین/۹۴ ۰:۲۳ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| غروب محزون خورشید قم ویژه وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله | mahdy30na | 4 | 2,683 |
۱۱/بهمن/۹۳ ۱:۴۸ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| اینفوگرافی خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در شام | Aryha | 0 | 1,357 |
۴/دی/۹۳ ۱۳:۲۶ آخرین ارسال: Aryha |
|
| ذکر صلوات تقدیم به گل یکدانهءهستی حضرت زهرا سلام الله علیها | مجنون الحسین | 25 | 11,182 |
۳۰/فروردین/۹۳ ۱۸:۵۹ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| تبریک به مناسبت ولادت حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار | انتصـار | 18 | 9,077 |
۱۶/اسفند/۹۲ ۱۹:۵۱ آخرین ارسال: انتصـار |
|
| شهادت حضرت زینب (سلام الله علیه) تسلیّت باد | جانثار مهدی | 3 | 2,606 |
۲۰/خرداد/۹۱ ۱۲:۱۸ آخرین ارسال: meshkat |
|





![[تصویر: 40821030018042830327.jpg]](http://axgig.com/images/40821030018042830327.jpg)

