|
سبک زندگی؛ محصول رسانه
|
|
۱۵:۰۲, ۱۹/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۲ ۱۵:۲۳ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
رسانه و سبک زندگی ![]()
در جهان معاصر انسان ها بخش عمده ای از شناخت و معرفت خود از دنیای پیرامون را از طریق رسانه و بطور غیر مستقیم دست می آورند، این که می گویم غیر مستقیم به این دلیل است که گاهی ما برخی اشیاء، اماکن، افراد و افکار را اصلا ندیده ایم و درک نکرده ایم ولی رسانه واسطه می شود و بطور غیر مستقیم به ما شناختی از آن می دهد. یعنی رسانه است که به انسان ها می گوید چه چیز هست و چه چیز نیست و آنچه هست چگونه است. شکی در این نیست که بیشتر مردم معتقدند خود باید آزادانه سبک زندگی شان را انتخاب کنند و این جزو اختیارات و حقوق قانونی آنها است . اما آیا در دنیای امروز این اتفاق می افتد ؟!!! دست اندرکاران رسانه ها اغلب می گویند که این خود مردم هستند که سبک زندگی خود را برمی گزینند . آنان می گویند که به طور مرتب از مخاطبان خود نظر سنجی می کنند و برای نظر و عقیده ایشان احترام قائل می شوند و به آنها اطمینان می دهند که برنامه هایشان بر اساس نظر مخاطبان تولید می شود . اما در همین زمینه سوالات اساسی وجود دارد و همه چیز به سادگی انجام نمی شود . رسانه تا حدود زیادی در شکل گیری نظام فکری و معرفتی افراد موثر است و در نهایت این نظام فکری است که پایه های سبک زندگی را مشخص می کند و در نتیجه موضوع سبک زندگی نیز خواه ناخواه با آنها پیوند تنگاتنگ پیدا کرده است. تا بدان جا که بسیاری از اندیشمندان عصر ما ، وسایل ارتباط جمعی را حتی محور شکل دهی به اندیشه می دانند. از سویی دیگر رسانه ها و خصوصا رسانه های دیداری شنیداری مدام در حال آموزش سبک زندگی هستند، اینکه مردم چگونه اوقات فراغتشان را سپری می کنند، چیدمان منزلشان چگونه است، قرار های گفتگو را در کافی شاپ می گذارند یا مسجد، سفرهایشان مجردی است یا خانواده محوریت دارد و ... در این تاپیک برانیم تا به تاثیرات رسانه ها بر سبک زندگی و نظر اندیشمندان در این حوزه بپردازیم و ببنیم که چگونه هر کداممان در بسیاری از امور شیوه ی زندگی را بدون اینکه بخواهیم از رسانه فرا گرفته ایم !!! |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۵۵, ۲۰/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
در تاپیکی به عنوان تشریح دکترین تخریب رسانه ای به حربه ی تخریب (با تمسخر) در بالا و ریشه زنی عقاید از پایین پرداخته شد. مبحث رسانه و سبک زندگی که مورد نظر ماست با قسمت دوم این حربه یعنی ریشه زنی عقاید از پایین ارتباط نزدیکی دارد. (۱۸/بهمن/۹۱ ۶:۵۳)مجید املشی نوشته است: |
|||
|
|
۱۸:۳۹, ۲۰/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۲ ۱۸:۴۱ توسط mofa.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
کار مهمی که رسانه ها می کنن اینه که احساسات افراد رو هدایت و کنترل می کنن اینکه از چی خوششون بیاد و از چی متنفر باشن یا چه نوع عملکرد یا رفتاری رو به عنوان رفتار و عملکرد مطلوب و موثر قبول کنن و اون رو به عنوان رفتاری زیرکانه و متمدنانه ببینن و در مقابل بعضی عملکردها رو احمقانه ساده لوحانه یا دور از تمدن در نظر بگیرن ... خیلی اوقات رسانه ها اینکارو با همراه و همنشین کردن یه ویژگی خاص با چند ویژگی دیگه که از نظر مردم منفور یا ستودنیه انجام میدن مثل اینکه شخصیت های پایبند به اخلاق و دین رو همراه با سادگی قربانی بودن و مظلومیت فقر یا بیچارگی نشون میدن و برعکس افراد بی تفاوت نسبت به دین رو افرادی مقتدر و باهوش به نمایش میذارن یا مثلا زنان چادری یا زنانی که اسامی مذهبی دارن به عنوان زنانی مستمند و خدمتکار نشون داده میشن که این میتونه روی نگرش افراد و در نهایت رفتارشون تاثیر بگذاره نتیجه اینکه رسانه حب و بغض مردم رو شکل میده و هدایت می کنه و همین که مجموعه حب و بغض های کسی در همون راستایی که رسانه ها تعیین می کنن قرار گرفت سبک زندگی اون فرد هم دقیقا منطبق با همون سبک زندگی میشه که رسانه ها ارائه میدن که این سبک زندگی میتونه کاملا یا تا حدی با سبک زندگی که دین از انسان میخواد متفاوت باشه از طرف دیگه دین هم چیزی جز حب و بغض نیست همونطور که در روایت اومده هل الدین الا الحب و البغض(بحار الأنوار ج:65 ص:63) و مجموعه حب و بغضی که دین از ما میخواد مستلزم سبک زندگی خاصیه که بهش سبک زندگی قرآنی یا اسلامی بهش گفته میشه |
|||
|
|
۲۰:۳۵, ۲۰/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۲ ۱۲:۵۲ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
یه سخنرانی توپ دراینباره
جنگ نرم در فضای رسانه ای
دکتر وحید یامین پور در این سخنرانی به تعریف جنگ فرهنگی که به نوعی به دستکاری در حوزه عقاید، علایق افراد جامعه می پردازد، اشاره کردند و از مواجهه کلی و عدم مشخص بودن مرز بین جبهه حق و باطل در فضای جنگ نرم سخن گفتند. ایشان در ادامه به بیان کوچ روانی انسان ایرانی از ولایتمداری به غربگرایی در جامعه امروزی اشاره کردند که نقش سینما و رسانه در این میان حائز اهمیت فراوان است.
دکتر وحید یامین پور در بخش دیگری از سخنان خود به رویش های بعد از انقلاب اسلامی نیز اشاره کردند و در آخر نیز به پاسخگویی به برخی از پرسش های حضار پرداختند. اطلاعات فايل دريافتي : حجم : 20 مگابايت | فرمت mp3 زمان : 01:30:35(۸/اسفند/۹۱ ۷:۱۱)مجید املشی نوشته است: البته این سخنرانی آقای دکتر یامین پور یه سری شبهاتی داره که بنده نسبت به اونها منتقدم ولی درکل قابل قبوله و بحث اصلیش پیرامون صداوسیمای خودمونه از دست ندیدش... |
|||
|
|
۲۲:۲۲, ۲۰/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
اونچه که مهمه اینه که باید ابتدا بیاموزیم که چطور سبک زندگی دینی و اسلامی رو در ابعاد و چارچوب های مختلفش تبیین کنیم و در فرم رسانه و در انواع مختلفش اون رو اشائه بدیم...
و این خودش مستلزم تمرکز بسیار روی این موضوع ست. باید اول نوع و طرز فکر قشری که قراره بهشون سبک زندگی درست رو در اشائه بدیم ، بررسی و آنالیز کنیم... نمیشه برای کسی که عمری پای شبکه های ماهواره ای نشسته به یکباره سبک زندگی دنی پیشنهاد کرد و... به نظرم اگر مد نظرمون یک کار رسانه ای تاثیر گذاره باید اول طرز فکر مخاطب رو بدونیم تا کارمون بسی راحت تر بشه،چه برای ترویج عفاف و حجاب،چه برای ریشه کن کردن مفاسد اقتصادی و چه موارد دیگر که میشه گفت همگی جزئی از سبک زندگی اند........ |
|||
|
|
۱۴:۵۳, ۲۱/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
قبل از ادامه ی این مبحث توجه شما رو به صحبت های ساموئل هانتینگتون جلب می کنم تا بهتر بتونیم درک کنیم که چرا مسئله ی سبک زندگی اینقدر برایشان دارای اهمیت هست.
ساموئل هانتینگتون در کتاب چالشهای هویت در آمریکا موفقیت نظام سیاسی آمریکا را در هویتسازی علیرغم حضور افراد متعدد خارجی با رسوم، اعتقادات و فرهنگهای متفاوت و بعضاً متضاد با تمامی جهان خاکی و در یک کلمه آمریکایی کردن Americanization آنها میداند. به این معنا که: ما با دین شما، مذهب شما، رنگ پوست و موی شما کاری نداریم؛ فقط آمریکایی زندگی کنید. هانتینگتون معتقد است که تداوم جامعهی آمریکا در پرتوی فرآیند آمریکایی کردن ممکن میشود؛ با این استراتژی که در مدل مرکزـپیرامون یا شمالـجنوب و برای افزایش حداکثری عمق استراتژیک آمریکا، باید وارد زندگی پیرامونیها و جنوبیها نیز بشود. |
|||
|
|
۱۸:۰۵, ۲۱/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
نقل قول:ما با دین شما، مذهب شما، رنگ پوست و موی شما کاری نداریم؛ فقط آمریکایی زندگی کنید. خیلی تکان دهنده ست..... اما میشه اینطور تحلیل کرد جمله رو که هر قومی اگر مانند آمریکایی ها زندگی کنند،ناچارا مانند آنها فکر میکنند،فرهنگشان مانند آن ها میشود،خلق و خوی و عقایدشان هم به تدریج مشابه امریکایی ها میشود... حالا میفهمم چرا بزرگانمان سفارش کرده اند که مانند معصومین عمل کنیم و سیره اون ها رو در زندگی پیاده کنیم.... |
|||
|
|
۰:۴۷, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام سعی کنید اگر نقدی است منصفانه باشد و نه یکطرفه و رسانه های داخلی راهم شامل شود نه فقط انتقاد از رسانه های خارجی و تاثیر آنها بر زندگی انسان
|
|||
|
|
۱۴:۰۹, ۲۲/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۲ ۱۵:۲۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
نکته ی دیگری که در این مورد حائز اهمیت می باشد اینکه ما برای ایجاد سبک زندگی اسلامی-ایرانی تنها نباید کار سلبی بکنیم؛ به عبارت دیگر تنها نشان دهیم که سبک زندگی غربی و مدرن چه مضراتی دارد. هر چند این یک سوی قضیه هست، اما تنها سوی ان هم نیست. صرف نشان دادن اینکه رسانه ها چگونه در حال کنترل سبک زندگی هستند کافی نخواهد بود. به این نکته دقت بفرمایید. سوی دیگر قضیه این است که ما باید در ایجاد سبک زندگی اسلامی-ایرانی کار ایجابی هم بکنیم و فعالیت هایمان محدود به کارسلبی در نقد سبک زندگی غربی نشود. جامعه یک سری نیازهایی در زندگی دارد. مثلاً شیوه سپری کردن اوقات فراعت، مدل لباس، موسیقی حلال، فیلم پاک، سریال آموزنده، معماری اسلامی و... وقتی ما اینها را بطور مطلوب ایجاد کردیم شما مطمئن باشید بخش عمده ای از مردم به این سبک زندگی گرایش پیدا خواهند کرد. |
|||
|
|
۰:۲۷, ۲۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۹/فروردین/۹۲ ۱۸:۵۸)سید ابراهیم نوشته است: قبل از اینکه جزئی نگاه کنیم و وارد مسائل بشویم ابتدا باید ببینیم درصد تاثیر گذاری رسانه (به طور کلی) بر روی انسان تا چه حد است و تا چه حد اصلا باید باشد؟؟؟ (۲۰/فروردین/۹۲ ۸:۵۱)t.kam67 نوشته است: 1- رسانه های صوتی و تصویری شامل: سریال، فیلم، سینما، موسیقی و ...: از آنجایی که در ایران فرهنگ شفاهی فرهنگ غالب شناخته میشود و ما بیش از اینکه مطالعه کنیم دوست داریم که موضوع را بینیم و بشنویم، رسانههای سنتی شفاهی مثل منبر، تجمعها، شبنشینیها هنوز در مقایسه با رسانههای دیگر تاثیر بیشتری در تغییر رفتار مردم دارد. بنابراین رسانههای مکتوب چندان نمیتوانند در ایران سبک زندگی ایجاد کنند؛ زیرا عموم مردم آنها را نمیخوانند و ضریب نفوذ آنها در افکار عمومی بسیار پایین است. شما توجه کنید که تیراژ تمام نشریات روزانه ما کمتر 2 میلیون نسخه است. این امر تاثیرگذاری نشریات مکتوب را در تغییر سبک زندگی کاهش میدهد. پرتیراژترین نشریات روزانه ما بواسطه داشتن پشتوانه اقتصادی 450 هزار نسخه تیراژ دارد، بنابراین از نظر من نشریات مکتوب نمیتوانند برای تغییر سبک زندگی جریانسازی کنند. رسانه غالب در جامعه ما رسانههای شفاهی هستند که در بین آنها نیز به علت جذابیتهای بصری تلویزیون مهمترین رسانهای هست که در همه خانههای ایرانی حضور دارد و جزء لاینفک خانوادههای ایرانی شناخته میشود. تلویزیون، بطور همزمان هم حضور دارد، هم نفوذ دارد و هم ظهور. زیرا استفاده از این جعبه جادویی هیچگونه سواد رسانهای نیاز ندارد و همین که آنرا روشن کنند انتقال پیام صورت میگیرد. |
|||
|
|
۱۵:۵۲, ۲۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
این کتابو نمیدونم بدردتون بخوره یا نه ولی براتون میزارم ان شاالله از خوندنش لذت رو ببرید حداقل
![]() ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Resane_Sabke_Zendegi.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7718474294/Resane_Sabke_Zendegi.jpg)






زمان : 01:30:35

![[تصویر: 9781583225363.jpg]](http://ketabnak.com/images/covers/9781583225363.jpg)