کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا من آدم بشو نیستم ؟
۱۵:۴۲, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
چند ماه پیش که تاپیک متقاضیان ثبت نام در گردان قاسم بن الحسن ایجاد شد وقتی شرایط ثبت نام رو خوندم اولش باخودم گفتم که خیلی سخته تو از پسش بر نمیای ولی تصمیم گرفتم کم کم شروع کنم ،یکی یکی شرایط رو تو زندگیم وارد کردم و مراقب بودم که همه شروط بدون کم وکاست انجام بشه
بالاخره تو گردان ثبت نام کردم اما مدتی بعد احساس کردم دارم کم میارم خطا پشت خطا ، دیگه کار از تعلیق گذشته بود خودمو حذف کردم به امید اینکه دوباره بتونم برگردم الان هر وقت که یه سری به این تاپیک میزنم خیلی دلم میگیره و بیشتر به تنهایی و مظلومیت آقامون پی میبرم

نقل قول:
امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.
حاشا به غیرتمان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خیلی ساده گفتن مانع ظهور اعمال من و امثال من است و من هم انگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار نه انگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار

به کجا چنین شتابان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مدتی پیش تو برنامه "سمت خدا" حجة الاسلام حیدری کاشانی داستانی رو تعریف کردن که بی شباهت به حال امروز من نیست ایشون فرمودند:

"عابدی بود که سالها عبادت کرده بود و در ذهنش به این مطلب رسید که به مقام مخلصین رسیده . خدا برای او امتحانی را فراهم آورد. به او خبر رسید که مردم دارند درختی را می پرستند و درخت بت آنها شده است. او نیت خدایی کرد و برای قطع کردن این درخت تبر را به دوش گرفت و رفت. ابلیس به شکل پیرمردی در آمد و به او گفت که کجا می روی ؟او گفت: دارم می روم درخت را قطع کنم. پیرمرد گفت که خدا خودش پیامبر دارد و اگر بخواهد آنرا قطع می کند ولی او گفت که من هم نسبت به خودم وظیفه دارم. پیرمرد گفت که من روزی دو درهم به تو می دهم که تو یک درهم آنرا صدقه بده و یک درهم را خرج زندگی ات بکن و این کار را به پیامبر خدا بسپار. عابد قبول کرد و ابلیس دو روز اول دو درهم طلا را می رساند ولی روز سوم از طلا خبری نبود. او تبر را بر دوش گذاشت و گفت که امروز این درخت را قطع می کنم. در بین راه پیرمرد را دید و پیرمرد گفت که دیگر نمی توانی این درخت را قطع کنی زیرا من نمی گذارم .او با شیطان دست به یقه شد و شیطان غلبه کرد و روی سینه ی او نشست، شیطان گفت که اگر تو آن روز با من می جنگیدی، بر من غلبه می کردی زیرا نیت تو خالص بود ولی الان در نیت، دو درهم وجود دارد. یعنی شیطان با دادن دو درهم خلوص عمل او را از بین برد. یکی از اساتید می گفت که شیطان به ما رشوه های حرام زیادی داده است مثل نگاه های حرام ،کارهای گناه و..."


وقتی به رشوه هایی که شیطان در طول روز بهمون میده و ما هم خیلی راحت قبول میکنیم فکر میکنم میفهمم که علت این کم آوردن هامون چیه

البته ایشون یه راهکار هم برای این موضوع دادن و گفتند که:

هر چقدر که ما بیشتر در ترک محرمات و انجام واجبات تلاش کنیم، اخلاص مان هم بیشتر می شود.
ما باید در اعمال و رفتارمان یک بازنگری اساسی بکنیم و ببینیم که ما وجودمان را به شیطان فروخته ایم یا به خدای رحمان ؟
خدا خریدار این کالاست و جان های مومنین را می خرد.
اگر ما دستی رو اعمال قراضه ی خودمان بکشیم می توانیم آنرا به قیمت بالا بفروشیم و یک ارتباطی با ولی الله برقرار کنیم.



آیت الله قاضی و آیت الله بهجت توصیه می کردند که برای نزدیکی به ولی الله روزی یک ساعت با ایشان خلوت کنید.

او امام ماست.

با امام حرف بزنیم و درد و دل کنیم.

دراین یک ساعت خلوت، زیارت آل یاسین را بخوانید:

کجاست آن ولی الله که تمام اولیاء بطور مداوم به او توجه می کنند؟


امام زمان فرمود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) :هرگاه خواستید به ساحت ما توجه کنید زیارت آل یاسین را بخوانید.


همه چیز در دانستن نیست، باید دل داد.


بعد از یک ساعت خلوت با حضرت، آنقدر به حضرت توسل کنید تا رفاقت حاصل بشود.


امام رفیقی است که همیشه هوای رفقایش را دارد و از آنها دستگیری می کند



اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصرواجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، مجید املشی ، مرهم ، شیدا ، sarallah ، heaven ، Farzaneh ، حفیظ ، 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا