کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگرشی بر عوامل و علل دین گریزی در جوانان
۱۹:۲۳, ۲۳/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مهر/۹۰ ۳:۳۱ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #1
آواتار

آیا می توان گفت نسل جوان ما دین گریز و احیانا دین ستیز هستند؟مسلما خیر ، بلکه اینان نسبت به واقعیات موجود جامعه، دیدگاه‏های متفاوتی دارند و چه بسا بخشی از آن دیدگاه‏ها و نارضایتی‏ها، وارد باشد؛ ولی ممكن است، برخی از جوانان با توجه به شرایط محیطی و خانوادگی, از روند نارضایتی بیشتری برخوردار باشند و بعضی را ناشی از قوانین دینی بدانند ودر نتیجه اشكالات خویش را متوجه دین بنمایند. البته كارآمدی دین بحثی است و كارآمدی برخی از مدیران بحث دیگر. اتفاقا در برخورد با تعد ادی از این جوانان و گفت‏وگو با آنان، تصریح كردند: اشكالات آنان نه به اصل دین، بلكه به مدیران و كارگزاران بر می‏گردد.

[تصویر: 038.JPG]
[b]

بنابراین، جوانان كشور از بهترین جوانان از حیث سلامت فكری, روحی و دینی می‏باشند و سرمایه‏گذاری دشمنان دین و كشور، برای تسخیر این دژ مستحكم و انحراف جوانان، گواهی است بر مدّعای ما، كه البته موفق نخواهند شد.
به هر حال، دین‏گریزی عوامل متعددی دارد؛ از جمله:

1- روند تغییر ارزش‏ها؛

پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازی كشور، مدلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد كه این مدل موجب بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخص‏های مطلوب گردید؛ به گونه‏ای كه توسعه، نتایجی از قبیل تغییر ارزش‏ها را نیز در پی داشت. توضیح اینكه اقدامات اقتصادی ـ نظیر تغییر نرخ ارز و تورم ـ موجب كاهش درآمد واقعی و قدرت خرید مردم گردید. همچنین با ابزار مختلف (واردات، تبلیغات، مراكز تجاری و ...) فرآیند قوی تولید نیاز در مردم، در پیش گرفته شد. در نتیجه سطح نیازهای غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضای نیازهایشان, با موانع اساسی روبه رو شدند. از آنجا كه درآمد واقعی نیز كاهش یافت، دستیابی به درآمد بیشتر و پول بیش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف دیگر، عواملی مانند نمایش ثروت قشر بالا و تسهیلاتی كه برای قشر بالا فراهم آمد، گرایش بارز مدیران دولتی به تجملات و ظواهر و تغییر فضای كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزش‏های جدید را تأیید شده (هنجار) و جست‏وجوی پول برای ارضای نیازهای جدید را درست و مشروع ببینند! بنابراین پول‏جویی به ارزش غالب تبدیل شد و حداقل در مورد بیشتر كسانی كه پول و درآمدشان كم بود و كفاف ارضای نیازهایشان را نمی‏داد، ارزش‏های دیگر را تحت‏الشعاع قرار داد. در نتیجه این فرآیندها، ارزش‏های اجتماعی، از سنتی به سوی مدرن، از ساده زیستی به تجمل، از كمك و همیاری و ایثار و گذشت برای جامعه به سودجویی فردی و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرایی و از ارزش دین و خدا به ارزش پول و دنیا حركت كرده‏اند.


2. مشكلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنیتی و دفاعی و...) كه نتیجه طبیعی آن، فقدان برنامه‏ریزی‏های دقیق و كارشناسی شده برای نهادینه سازی و تثبیت ارزش‏ها و معارف اسلامی است.


3. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه دربارة دین كه گاهی بی‏پاسخ مانده و در ذهن برخی جای گرفته است.
4. روش‏های نادرست در آموزش دینی در دوران كودكی و نوجوانی؛
برخی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احكام شرعی، موجبات بدبینی عده‏ای از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(رحمة الله علیه) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر این گونه افراد را متذكر شده، در این خصوص می‏فرماید: «معنای تحجر آن است كه كسی كه می‏خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام برای بنای جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبیعی احكام و معارف اسلامی را ـ در آنجایی كه قابل كشش است ـ درك كند و برای نیاز یك ملت و یك نظام و یك كشور ـ كه نیاز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد. این بلای بزرگی است».

5. ضعف و سستی بنیان‏های دینی در برخی از خانواده‏ها كه منجر به عدم تربیت و پروش صحیح جوانان شده است.


6. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی،
خواسته‏های نا به جای برخی و ناهنجاری عاطفی و روانی آنان و بی‏بند و باری و گرفتاری در انواع دام‏های شیطانی و... موجب شده كه بسیاری به سستی و فساد و راحتی و سودجویی و... روی آورند و التزام به دین و چهارچوب‏های دینی را مزاحم خود ببینند. چنان كه در قرآن كریم درباره مهم‏ترین عامل روی‏گردانی از توحید و معاد آمده است: « بَلْ یُریدُ اْلإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ » بلكه انسان می‏خواهد راه فساد را پیش روی خود باز كند. قیامت(75)، آیه 5

7. ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و كاركرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان.

8. ناكارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه‏های اعلام شدة حكومت دینی، و بی‏پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و...).

9. عدم توزیع عادلانه امكانات و فرصت‏ها در برخی از ادارات و دستگاه‏های كشور.
10. درگیری برخی گروه‏ها و جناح‏های سیاسی بر سر كسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی و در نتیجه، ایجاد یأس و ناامیدی جوانان برای نیل به خواسته‏های مشروع خویش.


11. عملكرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه‏های فرهنگی در سال‏های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصر غیر معتقد به نظام اسلامی، و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان.

12. عملكرد و رفتار ناشایست گروهی از شاغلان در دستگاه‏ها و نهادهای دولتی و حكومتی، باعث پیدا شدن تعارض و شكاف بین گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبینی به شعارهای انقلاب گشته است.

1۳. كم‏كاری نیروها و دستگاه‏های انقلابی در تولید برنامه‏های سالم و جذاب و مفیدی كه بتواند اوقات فراغت جوانان را پر كند و آنان را از توجّه به برنامه‏های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد.


[b]و خلاصه دهها و صدها دلیل دیگر را در این زمینه می توان برشمرد که نیازمند توجه هر چه جدی تر مسئولان نظام به مقوله جوان و اعتقادات و باورهای دینی او بازمیگردد .

به نقل از خمینیسم


امیدوارم بتوانیم مشکلات بوجود آمده را هر چه سریع تر حل و فصل کنیم

بامید آنروز .... انشاءالله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SARV ، Agha sayyed ، MAHDI59 ، yamin2 ، s.majid hashemi ، یاســین ، medad.sefid ، سید هادی ، جویای حقیقت
۱۴:۳۵, ۲۴/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مهر/۹۰ ۱۴:۴۱ توسط جویای حقیقت.)
شماره ارسال: #2

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام دوستان عزيز‌ :
واقعا بحث بسيار جالبي رو باز كردين . خيلي وقت بود كه ميخواستم يه همچين تاپيكي رو ايجاد كنم كه زحمتش افتاد روي دوش دوست عزيزمون Grace Dies .
بنده با تعدادي از گفته هاي شما موافقم . اما با بعضي ها هم بشدت مخالفم . اگه اجازه بديد از متون شما استفاده كنم تا جامع تر توضيح بدم .
به نظر بنده تغيير ارزش ها در مسئله ي دين گريزي افراد زياد تاثير گذار نيست . چون با توجه به مواردي كه شما بيان كردين ، منطقي نيست به خاطر جا به جا شدن پول بين افراد خاص اين موضوع پيش اومده باشه . جووناي امروزي و قشر من ميشه گفت كه عقده اي شدن . چرا چون اسلام واقعي به جوونا شناسونده نشده . دليل هم دارم و كم كم بيان مي كنم .
ببينين دوستان :
به عنوان مثال عرض مي كنم ، بنده به عنوان كارشناس ارشد عمران از دانشگاه با معدل بسيار عالي فارغ التحصيل مي شم (رشته ي بنده يه چيز ديگه اس) . ميخوام كار بگيرم . اما چون پارتي ندارم يا به قول آقاي دائي نمي تونم با كسي لابي كنم !!! موفق نمي شم جايي كار بگيرم . توي اين موقعيت تصميم مي گيرم يه وام درست و حسابي بگيرم تا يه كارخونه راه بندازم . اما باز چون زورم نمي رسه ، نمي تونم . حالا توي اين وضعيت بايد نماز و واجبات رو ول كنم به خدا (نعوذبالله) تندي كنم كه چرا با من اينطوري مي كني ؟ نه اين دليل خوبي براي دينگريزي نيست . چرا كه به خاطر اين چيزا نميشه ترك واجبات كرد .
در رابطه با بحث مشكلات بعد از انقلاب تا حدودي با شما موافقم . متاسفانه بعد از انقلاب يه سري تندروي ها صورت گرفت كه با وجود اينكه امام (رحمة الله علیه) تذكر داده بودن ، اما كسي توجه نكرد . اينجا جاش نيست شرح حال بگم كه چه تندروي هايي مي شده . اما كسانيكه بعضا مورد عنايت اين تندروي ها قرار مي گرفتن ، ‌شدن پدر و مادراي امروزي . بعضي ها كه ناظر بودن هم شدن پدر و مادراي امروزي و اين رفتار رو به بچه هاشون گفتن . متاسفانه ، متاسفانه به خاطر اينكه اين برخورد ها به اسم دين صورت مي گرفت ، خيلي ها اين رو به حساب اسلام و جمهوري اسلامي گذاشتن . در حالي كه امام (رحمة الله علیه) با اين نوع برخوردها بشدت مخالف بودن . چيزي كه متاسفانه امروز هم داريم به نحــــوي مي بينيم كه درباه اش توضيح ميدم .
تبليغات سوءي دشمنان نظام و كشور رو تا حدودي قبول دارم . اما سوال اينجاست ما براي ضد اين تبليغات(Anti Ads) چي كار كرديم ؟ هيچي . فقط گفتيم دشمنان نظام ، دشمنان اسلام . خودمون براي اسلاممون ، براي كشورمون چيكار كرديم ؟ هيچي !!! واقعا هيچي . نمي خوام پراكنده صحبت كنم كه خواننده حسي بدي نسبت به نوشته هام داشته باشه . اما يه چيزي رو فراموش نكنيم ، جوان امروزي اگه امروز دين گريز شده ، (شرمم مياد بگم و از همه مسئولين مخلص نظام عذرخواهي مي كنم) به خاطر اينه كه تعدادي از مسئولين كاراي خلاف شرع انجام ميدن . مدارك مجازي و متعاقبا حقوق آنچناني كه گاه به چندين ميليون مي رسه و هزاران نكته ديگه كه زياد تو فضاي اينترنت خونديم . متاسفانه چون يه كشور اسلاميه ، همه به نام اسلام نوشته ميشه .
ببينين دوستان :
چرا قشر جوون تا يه روحاني مي بينه ، سريع يه تيكه ميندازه ؟ چرا بايد اينجوري باشه ؟ اينجاست كه مي رسيم به اين حرف دوستمون كه گفتن روشهاي نادرست در آموزه هاي ديني !!! توي سالهاي ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان يه معلمي پيدا ميشه كه داره تعليمات ديني تدريس مي كنه و از قضا روحاني هم هست . اگه اين معلم با بچه ها خوب باشه ،‌ كه خدا پدرش رو بيامرزه ؛ اگه نه همين روحاني ميشه نماد اسلام . شخصي كه به خاطر هر چيز كوچيكي دانش آموز رو كتك ميزنه و بهش بد و بيراه ميگه ، آيا واقعا روحانيه ؟ بنده خودم توي يكي از دوره هاي بسيج بودم كه يه روحاني خواست به قول خودش تصويري از يه بچه سوسول رو ترسيم كنه . ميدونين چه گفت ؟ به خدا خجالت ميكشم بگم . اين آقا گفته بود مثل اين كسائي نباشين كه انگار عروسي مادرشون رو توي ماشين شون ميگيرن !!! بسيجي واقعي فلان است ، بهمان است !!! به خدا اگه حرمت جمع و پا در ميوني يكي از دوستان نبود ، آنچنان حرفي بهش مي زدم كه خودش از گفته اش خجالت بكشه . اين آقا هم چهره ي يه روحاني رو خشن و خشكه مذهب نشون ميده ، هم اسلام رو دين سختي و غم و اندوه نشون ميده . ايناست كه جووناي ما رو دينگريز مي كنه . رفتار بزرگترهاي ماست كه باعث ميشه جوونا به بيراهه برن . منظورم از بزرگترها كساني هستن كه واقعا مسئوليت خطير آموزش رو بر عهده دارن . چون پدر و مادر نقش دارن؛ اما كم . چرا ؟ چون كافيه به ادواردو آنيلي نگاه كنين . خانواده اي ثروتمند ، اسم و رسمي جهاني و صاحب كمپاني هاي بزرگ . كيه كه به خاطر اسلام دست از همه ي اينها بكشه ؟ تنها كسي كه اسلام واقعي رو بشناسه .
دوستان عزيز :
متاسفانه داخل كشور هر برخورد زننده اي كه صورت ميگيره ،‌ به اسم دين و از اعتبار دين استفاده ميشه كه اين موضوع باعث ميشه جوون دين زده بشه . جووناي ما از اسلام فــقط بهشت و جهنــــــم رو مي دونن و بس !!!
تا حالا چندين بار گفتم و شما هم بسيار خوندين . زمانيكه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور مي كنن ، آنچنان دين رو راحت ميگيرن كه كسي باور نمي كنه كه دين حقيقي همينه . يه روايت يادم اومد فكر ميكنم گفتن خالي از لطف نباشه . در روايات داريم حضرت علي(علیه السلام) قبل از اينكه به قول امروزي ها به توالت برن ، دست شون رو خيس مي كردن و چند بار به قسمت پائين لباسشون تكون مي دادن . چرا ؟ چون به هنگام تخلي شك بهشون وارد نشه كه آيا ادرار لباس رو خيس كرده يا خود ايشان اينكار رو كردن . ديني كه به اين راحتي همه چيز رو آسون ميگيره ، آيا مستحق اين هست كه پس زده بشه ؟
دوستمون گفته تمايلات و هواهاي نفساني كه بنده به شدت مخالفم . هر فردي يه سري تمايلات داره كه دسترسي بهش سخته . نمونه اش تمايلات جنسيه كه خيلي درباره اش سوال ميشه . تمايلات جنسي اگر به شيوه ي صحيح دفع بشه ، هيچ مشكلي نداره . شيوه ي صحيح ازدواجه . مي تونه موقت يا دائم باشه كه ديگه همه تو اين چيزا اوستا هستيم !!! اما ازدواج موقت توي كشور ما جا افتاده هست ؟ نه ! فقط تعداد كمي از افراد ازدواج موقت رو مي پذيرن . بنده به جنس فرد كاري ندارم ؛ طرف نمي تونه خودش رو كنترل كنه . اما بهش بگو تو كه داري اين كار رو مي كني ، حداقل اين يكي دو جمله رو بگو شرعيش كن ، قبول نمي كنه . چرا ؟ چون جا نيفتاده . چون داره غرب رو مي بينه ميگه خوش به حال مسيحيا ، عجب دين راحتي دارن . متاسفانه ديگه نمي دونه مسيحيت چقدر تحريف شده . اينها همه برميگرده به آموزه هاي ديني كشور كه واقعا ضعيفه . بحث ازدواج دائم كه ديگه با اين گروني و وضع زندگي چيزي رو باقي نمي ذاره كه همه ي دوستان خودشون بهتر از من مي دونن شرايط ازدواج دائم چقدر سخته . بنده به شخصيت آقاي رائفي پور كار ندارم . خوب يا بد . اما در مورد اسلام روش جديد رو ارائه كرده كه جووناي (به قول سردار رادان) آنچناني هم توي جلسات ايشون مي شينن و به حرفشون گوش مي كنن . من نوعي اگه ندونم كه فلسفه وجود انسان چيه با اين همه تحريفاتي كه توي تاريخ از زمان آغاز خلقت وجود داره ، آيا واقعا مي تونم نه اسلام رو بلكه بقيه اديان رو قبول كنم ؟ خير . كشيده مي شم به سمت علم . علم چي ميگه ؟ ميگه انسانها از نسل شامپانزه ها و ميمون ها هستن !!! كدوم رو قبول مي كنم ؟ اوني كه سند علمي داره . هر چند كه جعليه . اما من كه نمي دونم جعليه . اينا رو كي بايد بگه ؟ معلماي ما، اساتيد دانشگاه ها در دروس اسلامي و... . بحث گشت ارشاد كه نفس كار به خودي خود خيلي خوبه . اما نحوه ي برخورد چي ؟ ــ صفر ــ ! يه نامحرم كه ادعاي مسلمونيش ميشه مي زنه توي سر دختر مردم و متاسفانه باز هم به اسم دين برخورد ميشه .
بحث توي زمينه دينگريزي جوونا خيلي زياده كه مي دونم اگه بخوام بيشتر توضيح بدم ، مسلما حوصله خواننده سرميره و خود خواننده هم ممكنه دين زده بشه !!!!! شوخي كردم .
دوستان عزيزم اگه نقدي به نوشته هام دارن بيان كنن . خوشحال ميشم كه نوشته هام نقد بشه . فقط انصاف رو رعايت كنين .
در پناه خدا
يا مهدي مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amin015 ، سدرة المنتهی ، مسافر ، بیداری اندیشه ، جوینده حق ، s.majid hashemi ، حضرت عشق
۲۰:۵۴, ۲۴/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مهر/۹۰ ۲۰:۵۶ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #3
آواتار

جویای حقیقت عزیز

amin0151
mahanm

برادران عزیزم اینقدر قشنگ و مو شکافانه صحبت کردید که احساس غبطه نسبت به شما میکنم.
واقعا هم بهتون غبطه میخورم که اینقدر عاقلید و متوجه حرفهای من شدید و حتی بهتر از من خیلی چیزها رو می فهمید.

در مورد مسئله ازدواج باید بگم شاید خرج ها بالا باشه اما مشکل اصلی زیاده خواهی و انتظارات بالاست.
چند وقت پیش دوستم رفته بود خواستگاری و اینطوری بهش گفته بودند:
شما باید حداقل 10 سال از دختر ما بزرگتر باشی ، بدن سازی رفته باشی و هیکل باشی ، ماشین اسپورت ، خونه تو بالا شهر و.....

ببین فرهنگ مردم رو!!

مشکل ما در فرهنگ غلطمونه نه فقط تو گرونی. آدم ساده زیست غنی ترین آدم هاست اما کو.

دانشگاه هم که قربونش برم فقط اسمش در اومده فقط کافیه بری و پز بدی ، دهن همه بسته میشه. مسخره است مردم خودشون خودشون رو گیر یک سری هنجار های مزخرف کردند.
[b]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بچه شیعه
۲۱:۳۸, ۲۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
با عرض سلام و ادب بد نیست چند مورد را هم بنده اضافه کنم
نخست اینکه انسان غریزتا دوست دارد هر جور که دلش می خواهد زندگی کند. خداوند در قرآن می فرماید: بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ - انسان شك در معاد ندارد بلكه او مى‏خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند... حال که این ویژگی غریزی انسان است و از طرفی دیگر زمینه های فساد و طغیان امروزه بسیار بیشتر شده، خوب بالبع انسان های بیشتری دچار ریزش شده اند. این یک بحث کلی است و ربطی به ایران ندارد. در همین آمریکا شاید حدود 50 سال پیش و در دوره فیلم های سیاه و سفید، با بی بند و باری برخورد می شد و دقیقا این کار وظیفه پلیس بود. حتی تا این حد که لباس شنای زنان اگر از زانو بالاتر بود، جریمه داشت... خوب چه شد که ظرف 50 سال، چیزی از انسانیت باقی نماند و همه به باد رفت؟ آیا باقی کشورها هم از این موج آسیب دیده اند؟
در ثانی، برخورد قبل از فرهنگسازی اسف بار است. اعمال قدرت قبل از مجال رشد و شکل گیری باور، هلاک کننده است. هم مجریان را متحجر و سبعی جلوه می دهد و هم مفعول و مشمول لطف قرار گرفته! را فراری و گریزان می نماید.
و بدتر زمانی است که دلایل و توجیهات بر دل و جان مخاطب ننشیند. به بیان ساده تر، مجریان نتوانند سیمای صحیح و حقیقت دین را معرفی کنند....اینکار را بکن چون دین می گوید! خوب دین چه می گوید، چرا می گوید؟
چرا اسلام طالبانی این قدر منفور است؟ چرا القاعده را کسی برنمی تابد؟! در این مقام حتی نیاز به آیه و روایت و استنباط دینی نیست. انسان عقلا از این کنش و رفتار گریزان است...
سستی و عدم توفیق در انتشار حقیقت دین که سراسر شیرینی و زیبایی و عشق و آزادگی (و نه آزادی!) و کرامت و شرف و عزت و غیرت و میل به خوبی هاست، در جامعه گریبانگیر همه خواهد بود.
و ثالثا باید گفت تربیت و رشد غلط تسری پیدا می کند. این خود از یک جنبه و از منظر جامعه شناسانه قابل فهم است: افرادی که اذهانشان روشن نشده، افرادی که حقیقت ایمان و زندگی دینی را لمس نکرده اند، اگر مورد اعمال قدرت هم واقع شوند، اکنون دارای عقده و کینه اند. (ولو ناخودگاه) و این افراد که پیشتر ضعیف بودند، اکنون به پست و سمتی اگر برسند چه میشود؟! حتی اگر هم به پست و مقامی نرسند، حداقلش این است که اکثرا پدر و مادری می شوند که باید نسل بعدی را تربیت کنند. و این عقده و دین گریزی را به همراه باورهای غلط، به نسل بعد منتقل می کنند.
اما این قضیه از منظر دیگری هم قابل تامل است: ایمان دارای دو رکن است. یک رکن آن اکتسابی و یک رکن آن تکوینی است. رفتار، گفتار، اندیشه و در نهایت عمل افراد در امروز، قسمتی از میل باطنی و کشش نسل بعد را از طریق تکوینی و ضمنی و نه با آموزش و انتقال مستقیم، رقم می زند.
یک زمانی می بینی کودک ناخودآگاه به چیزی گرایش دارد و هر چه فکر می کنی نمی دانی چرا؟! در این حال به "لقمه" و به "اندیشه" (و زوایایی درونی) خودت مراجعه کن!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amin015 ، سدرة المنتهی ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، بچه شیعه ، revenger ، جویای حقیقت ، SARV ، حضرت عشق
۲۰:۴۷, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5

سلام برادرم خوبم به مسایل خوب پرداخته بودی ولی هیج جا بیان نکرده بودی خود شما چقدر برای اشنایی با دینت زحمت کشیدی ؟چطور برای دانشگاهت به انواع و اقسام جاها برای قبولی مراجعه می کنی بدون اینکه کسی خیلی بهت اصرار کرده باشد ولی برای اشنایی با احکام و مسائل دینی ات حتما دیگران باید بهت یاد بدن بدون اینکه خودت قدمی برداری .بله دیگران کوتاهی میکنند ولی وقتی می بینند شما حتی یک قدم برنمیداری وحتی زیاد روی خوش نشان نمیدهی خوب برای دیگران کار سخت می شود هرچند که انها هم باید دست از تلاش خود برندارند چون وظیفه شان است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، medad.sefid
۱۰:۴۵, ۲۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
پرسش:

علت دین گریزی جوانان چیست؟ و چه پیامد هایی را به دنبال خواهد داشت؟

پاسخ کوتاه:

دین برنامه سعادت و رستگاری بشر است. دین داری نهادینه کردن تعالیم و ارزش های دینی در همه ابعاد زندگی است که ثمرات بی شماری در فرد و اجتماع دارد. عواملی به صورت پیدا و پنهان، دین داری را تهدید می کند که یکی از آنها دین گریزی است.
البته هیچ کس نمی تواند به طور کامل با دین قطع رابطه کند؛ زیرا دین داری یک امر فطری است. اما دین گریزی به معنای کم رنگ شدن ایمان و کم نور شدن چراغ دین در زندگی افراد واقعیت دارد و اختصاص به دین خاصی هم ندارد، بلکه دامن گیر همه ادیان و مکتب ها است. البته علت دین گریزی در همه ادیان یکسان نیست. در مورد اسلام باید ریشه های دین گریزی را در
خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی جست و جو کرد.


عوامل دین گریزی در جامعه اسلامی، یا گریز از مکتب اسلام به طور کلی، به دو دسته تقسیم می شوند:1. عوامل محیطی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و … ) نظیر: نارسایی عوامل مؤثر در معنویت گرایی ، تهاجم فرهنگی، عدم اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، عدم تأمین نیازهای اولیه ،
رواج خرافه پرستی
،
هوا پرستی ها،
منفعت طلبی ها و درگیری برخی گروه ها و جناح های مذهبی بر سر کسب مقام و قدرت، تعارض قول و عمل متولیان و طرفداران حکومت دینی، عدم انتقال ارزش هایی؛ مانند ایثار، استقلال طالبی، معنویت گرایی و... به نسل های بعدی.


2. عوامل درون ی (فردی) نظیر: گرایش به تمایلات و هواهای نفسانی، ضعف بینش دینی افراد، ضعف و سستی بنیان های دینی خانواده ها و... .





این پدیده عواقب نامطلوب و جبران ناپذیری در فرد و اجتماع دارد. بعضی از این عواقب عبارت اند از:



سست شدن بنیادهای اخلاقی خانواده ها، از دست دادن روحیه ایثار گری و شجاعت، عدم حساسیت در مقابل وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... به بی گانگان، بی تفاوتی در مقابل ظلم و تبعیض و بی عدالتی و... .

پاسخ جامع و کامل:

دین استوارترین ستون حیات مادی و معنوی انسان است که به او عزت و شرافت می بخشد و او را از اسارت ها و تعلقات و وابستگی های نفسانی و حیوانی آزاد می سازد. دین برنامه سعادت و رستگاری بشر است. دین کیمیای معنوی، نوش دارویی است که سبب آرامش حقیقت انسان که همان جان ملکوتی او است می شود. دین داری نهادینه کردن تعالیم و ارزش های دینی در همه ابعاد زندگی است که ثمرات بی شماری در فرد و اجتماع دارد و در لباس یقین، صبر، تسلیم، رضا، امانت داری، راستی، حیا، پاکدامنی، وفاداری، پارسایی، انفاق، احسان، عطوفت، گذشت، مدارا، طاعت، عبادت، جهاد، تلاش و ... جلوه می کند و به زندگی و شخصیت انسان زیبایی و طراوت و شادابی می بخشد.

پیوسته عواملی به صورت پیدا و پنهان، دین داری را تهدید می کند. یکی از این آفت ها دین گریزی است. برای مبارزه با این آسیب ابتدا باید آن را شناخت و سپس آن را علاج کرد.

در اصل وجود دین گریزی باید گفت اگر این واژه به معنای ترک کردن و رها کردن دین باشد، هیچ کس نمی تواند به طور کامل با دین قطع رابطه کند؛ زیرا دین داری یک امر فطری است و از انسان جدا شدنی نیست. چنان که قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره می کند:" فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ"؛ [1] پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار ولى اکثر مردم نمى‏ دانند.

البته ممکن است دینداری افراد برای مدتی کم رنگ و ضعیف شود یا فردی دین خود را تغییر دهد و دین دیگری انتخاب کند، اما هیچ کس نمی تواند برای همیشه بی دین باشد! پس دین گریزی به این معنا امکان ندارد. ما این نکته را در محیط پیرامون خود نیز بسیار تجربه کرده ایم!

اما اگر دین گریزی به معنای کم رنگ شدن ایمان و کم نور شدن چراغ دین در زندگی افراد باشد، باید گفت این امر واقعیت دارد و بسیاری از افراد ممکن است در شرایط خاصی برای مدتی کوتاه یا طولانی از دین و دین داری فاصله بگیرند و این اختصاص به دین خاصی هم ندارد، بلکه دامن گیر همه ادیان و مکتب ها است. البته علت دین گریزی در همه ادیان یکسان نیست. در مورد اسلام باید ریشه های دین گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی جست و جو کرد.

همچنین باید توجه داشت که در ذات ادیان الاهی که دست ناپاک تحریف به آنها نرسیده باشد هیچ عنصر دین گریزانه ای وجود ندارد. اگر انسان ها به دریافت صحیح از دین الاهی نایل آیند، در هیچ رتبه ای، از دین نمی گریزند! به ویژه این که عقل و عشق که دو رکن اساسی در حیات انسانی محسوب می شوند و همه جاذبه ها و دافعه ها در این دو حوزه و بر اساس این دو معیار رخ می دهند، هر دو در درون دین وجود دارد و دین با این دو نیرو هر دو گروه باقی مانده است. بنابراین دین گریزی به عنوان یک پدیده اجتماعی، عینی و رفتاری، معلول ماهیت و ذات خود دین نیست، بلکه علت یا علل دین گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی باید جست و جو کرد. بی شک عوامل متعددی؛ مانند ناهنجاری های فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روانی به صورت آفت ها، آسیب ها و موانع بازدارنده، فرا روی اندیشه دینی و گرایش او به دین قرار می گیرد و زمینه دین گریزی و دین ستیزی را فراهم می آورند.

عواملی که در بروز دین گریزی جوانان نقش دارند به طور کلی، به دو دسته تقسیم می شوند:1.عوامل محیطی و بیرونی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و … )

2. عوامل درون ی (فردی) که از آنها به عوامل «روان شناختی» تعبیر می شود؛ یعنی قطع نظر از عوامل محیطی، ویژگی های شناختی و عاطفی هر فرد نیز در اقبال و ادبار ( روی آوردن و فاصله گرفتن) او نسبت به معارف دینی نقش دارند.

عوامل محیطی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و … را می توان در موارد زیر جست و جو کرد:

الف. نارسایی عوامل مؤثر در معنویت گرایی(دین گرایی): هر کدام از عللی که در معنویت گرایی مؤثرند، اگر در جهت صحیح و درست عمل نکنند، خود عامل معنویت گریزی عموماً و دین گریزی خصوصاً خواهند شد.

تبیین صحیح از دین و دستورات حیات بخش آن برای جوانان باعث می شود که آنها به دین و مسائل معنوی متمایل شوند. همچنین برخورد منطقی و عقلانی با مسائل آنان نقش مهمّی در تمایل آنها به دین و مسائل معنوی دارد؛ زیرا جوانان نه تنها فطرتاً دین گریز نیستند که خیلی هم متمایل به دین و تشنه راه سعادت، تکامل و دریافت علوم دینی هستند. بر این اساس وظیفه همه مربیان و دست اندرکاران امر تربیت دینی است که آموزه های دینی را در قالب های نو و جذاب بر جوانان عرضه نمایند.

بعضی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی افراد (به خصوص جوانان) را فراهم می آورد.

نارسایی عوامل مؤثر در معنویت گرایی و دین گرایی را می توان به طور کلی در پنج محور تقسیم بندی کرد:

1. جایگزینی تعلیم به جای تفکر؛ استاد مطهری ره در این باره می فرماید:" در تعلیم و تربیت بایستی به جوان مجال اندیشه داد و آن را ترغیب به فکر کرد. درحالی که نظام تعلیمی و تبلیغی ما تعلیم را به جای تفکر گذاشته است و در حقیقت منتهی شده است به انباشت محفوظات." [2]

2. عدم توجه به حس کاوش و حقیقت جویی؛ معمولاً انسان ها به دانستن حقیقت گرایش دارند. منکوب کردن، تشرزدن، چرا آن قدر می پرسی یا نپرس، روشی است که در برابر فکر حقیقت جویی وجود دارد. نمی توان پرسشی را از میان برد. اگر با پرسشی مخالفت شود به اشکال انحرافی ظاهر خواهد شد و باعث می شود تا انسان (چون پاسخی دریافت نکرده است) خود در آن زمینه تجربه پیدا کند. [3] متقابلاً اگر از سؤالات و مجهولات افراد به درستی و با پاسخ های منطقی استقبال شود، به جای مصرف کننده اندیشه، تولیدکننده اندیشه های دینی می شویم. به همین دلیل هر نهاد اجتماعی باید به پناهگاه های امن پرسش های پنهان در لایه های ذهن تبدیل شود تا امکان پاسخ گویی به آنها را پیدا کنند.

3. غفلت از تغییر آداب زمان در تربیت؛ باید توجه داشت جامعه جوان جامعه ای متفاوت است و اساساً با معیارهای گذشته قابل سنجش نیست. مقتضیات زمان بسیاری از آداب را عوض و شکل بروز و ظهور آن را متفاوت می کند. بر این اساس تحمیل آداب زمان خویش به نسل بعد از خودمان، منجر به یک نوع جمود یا ثبات آداب می شود. باید ویژگی ها و معیارهای نسل حاضر را به درستی شناخت و با توجه به آنها به تعلیم و تربیت او پرداخت. [4]

4. سرکوب غرایز؛ افرادی که فن تربیت را نمی دانند، توجه ندارند که در تربیت تمامی قوایی که در وجود انسان است دارای حکمت و مصلحتی است و باید غرایز شهوانی را در حد طبیعی و از راه مشروع اشباع کنیم. برآورده نشدن احتیاجات طبیعی منجر به نوعی تراکم و واکنش می شود یا همان مکانیزم طرد که امروزه هم شاهد هستیم. [5]

ب. تهاجم فرهنگی:

توطئه های دشمنان و کافران و منافقان ضد دین که در قالب تهاجم فرهنگی شکل می گیرد از عوامل دخیل در معنویت گریزی است. هدف عمده این تهاجم رواج فساد بی قیدی و لامذهبی در بین مردم خصوصاً نسل جوان است که گاهی با ایجاد شبهات و وارونه جلوه دادن مسائل دین و پنهان کردن حق و پوشاندن باطل در لباس حق صورت می پذیرد. بنابراین باید توجه داشت که دشمن در پیشبرد اهداف شوم خویش همیشه در لباس باطل ظاهر نمی شود و ممکن است در لباس حق باطل را عرضه کند. با هوشیاری و ظرافت می توان جلوی پیشرفت اهداف دشمن را گرفت.

ج. عدم اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر:

یکی از عوامل مؤثر در دوری جامعه از امور معنوی و دینی، عدم توجه به اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر به ویژه از جانب متولیان امور دینی است. قرآن کریم می فرماید: "شما بهترین امت هستید به شرط آن که نسبت به خوبی ها و بدی ها متعهد باشید، به خوبی ها سفارش کنید و از بدی ها جلوگیری کنید". [6] اما برعکس هر چقدر ملتی نسبت به ناهنجاری های جامعه خود؛ نظیر ظلم ها، حق کشی ها، فسادها، خیانت ها و رواج دیگر رفتارهای ناپسند بی توجه و بی تفاوت باشند، به همان نسبت از یک جامعه ارزشی و آرمانی فاصله می گیرد. این رفتار در یک جامعه اسلامی موجب نادیده گرفتن حقیقت و فرهنگ اصیل اسلامی و فاصله گرفتن از دین و محروم ماندن از آثار آموزه های آن می شود.

د. عدم تأمین نیازهای اولیه: ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اعلام شده حکومت دینی، عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها در برخی از ادارات و دستگاه های کشور موجب بی پاسخ ماندن نیازهای اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...) می شود. نیازهای آدمیان را باید طبقه بندی کرد تا نیازهای اولیه ارضا نشود بقیه را نمی توان تأمین کرد.

جامعه اخلاقی جامعه ای است که نیازهای اجتماعی اولیه در آن تأمین است و در کنار آن آزادی و امنیت و محبت وجود دارد.

هـ. رواج خرافه پرستی در دین: آمیخته شدن آموزه های اصیل دین با خرافات، بدعت ها و مسائل خارج از دایره دین و عقل، سبب ایجاد تصویر غیر واقعی و غیر قابل قبول از دین خواهد شد که نتیجه اش طرد شدن دین است.

و. هوا پرستی ها، منعت طلبی ها و درگیری برخی گروه ها و جناح های مذهبی بر سر کسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی، اقتصادی و... و به طور کلی تعارض قول و عمل متولیان و طرفداران حکومت دینی یکی از عوامل مهم گریز از دین است.

2 عوامل درون ی (فردی)

الف. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی: خواسته های نابه جای برخی افراد، ناهنجاری های عاطفی و روانی آنان و بی بند و باری و گرفتاری در انواع دام های شیطانی و ... موجب شده است تا به سستی و فساد و سود جویی های نامشروع و... روی آورده و التزام به دین و چهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند. چنان که در قرآن کریم درباره مهم ترین عامل روی گردانی از توحید و معاد آمده است:" (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند"! [7]

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: "مان گونه که از دشمنان خود حذر می کنید، از هوس هایتان حذر کنید؛ زیرا برای مردان دشمنی برتر از پیروی از هوس هایشان و آنچه زبان هایشان کسب کرده (سخنان بیهوده و یاوه)، نیست". [8] از آن جا که دینداری جلوی هوا پرستی های مهار گسیخته و ویران گر را می گیرد، افراد هواپرست سعی می کنند مسیر خود را از دین جدا کنند.

ب. ضعف بینش دینی افراد: نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان، عدم تفکیک بین ذات دین و مدعیان دینداری و ثبت نقاط ضعف دینداران در پرونده دین، موجب اهمیت ندادن به دین و دین گریزی می شود.

ج. ضعف و سستی بنیان های دینی خانواده ها: در برخی از خانواده ها ضعف بنیه دینی منجر به عدم تربیت و پرورش صحیح جوانان شده است. و همین امر فاصله ای بین آنان و آموزه های دینی ایجاد کرده است که باید با محکم کردن بنیان های دینی خانواده ها این فاصله را از بین برد.

بنا براین با توجه به این که همه افراد در یک درجه و مرتبه از ایمان قرار ندارند! و مسائل نفسانی و مادی و دنیایی از جاذبیت بالایی نسبت به مسائل دینی برخودارند، کم رنگ شدن دینداری در بعضی از افراد و در برهه ای از زمان امری عادی است. دلیل این نکته نیز روشن است؛ چرا که انسان موجودی با اراده و انتخاب گر است و عوامل متعددی می تواند الزامات و تعهدات دینی او را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو ممکن است در برهه ای از زمان انجام فرائض و تعهدات خود را ترک نماید یا رفتارهای غیر دینی یا حتی ضد دینی از او سر بزند! اما در همان زمان به بعضی از برنامه های دیگر دین پای بند باشد و یا در زمان ها و مکان های خاص و ویژه این پای بندی خود را بروز دهد. حتی ممکن است بعد از مدتی از کوتاهی های خود کاملاً پشیمان شده و توبه نماید و در صدد جبران گذشته خود بر آید!

در هر حال هر یک از عوامل مذکور که به تنهایی یا به همراه دیگر عوامل علت و منشأ دین گریزی باشد. این پدیده عواقب نا مطلوب و جبران ناپذیری در زندگی فرد و همچنین در اجتماع دارد. بعضی از این عواقب عبارت اند از:

1. سست شدن بنیاد های اخلاقی خانواده ها: بی شک عمل به تعهدات اخلاقی در خانواده با مشکلات و محدودیت هایی همراه است که تحمل آنها بدون یک پشتوانه محکم و مقدس (دین) امکان پذیر نیست با تضعیف دینداری این تعهدات به سردی می گراید.

2. از دست دادن روحیه ایثار گری و شجاعت در رفع مشکلات همنوعان و در مقابله بادشمنان؛ زیرا دین با تبین و تصویر فرجام صحیح جهاد و شهادت و ایثارگری، پرده های راحت طلبی و منفعت پرستی را کنار زده و انسان ها را به معامله با ارزش هایی بالاتر از زندگی مادی فرا می خواند. با تضعیف دین داری ارزش ها در دنیا و مادیات خلاصه خواهد شد.

3. عدم حساسیت در مقابل وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... به بی گانگان: دینداری با تقویت روحیه توکل به قدرت خداوند قادر و ایجاد اعتماد به نفس و ضامن مقاومت در مقابل وابستگی ها و در نتیجه به بار نشستن استقلال همه جانبه ملت ها است.

4. بی تفاوتی در مقابل ظلم و تبعیض و بی عدالتی: مبارزه واقعی با ظلم و بی عدالتی مستلزم تحمل مشقت ها، محرومیت ها و حتی ایثار جان است؛ از این رو تجربه نشان داده است انسان های مبارزی که روابط مستحکمی با دین ندارند کمتر مبارزه خود را تا مرحله نهایی ادامه داده اند و غالباً در وسط راه در مواجهه با مشکلات احساس خستگی کرده و از آرمان ها و شعار های خود دست برداشته اند در مقابل انسان های با ایمان تا آخرین مرحله به پیش رفته اند و قله های پیروزی را فتح کرده اند.مبارزه با رژیم ستمشاهی پهلوی و پیروزی نهایی ملت مسلمان گواه خوبی بر این مطلب است. در حالی که گروه های غیر مذهبی در وسط راه دست از آرمان های خود بر داشتند.

آنچه بیان شد تنها بخشی از آثار و عواقب دین گریزی است که باید برای جلوگیری از این عواقب با اتخاذ تدابیر عقلانی پیوند نسل جدید را با دین هر چه مستحکم تر نمود.


منبع: http://islamquest.org/fa/archive/question/fa9288

-----------------------------------------
[1] روم، 30 .

[2] مجموعه، ‏آثاراستاد، شهید مطهرى، ج ‏22، ص 526، انتشارات صدرا، قم.

[3] همان، ج ‏3، ص 493.

[4] همان، ج ‏21، ص 189.

[5] همان، ج ‏23، ص 539.

[6] آل عمران، 110.

[7] قیامت، 5 "بَلْ یُریدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامه".

[8] «احذروا أهواءکم کما تحذرون أعدائکم،فلیس شیء أعدی للرجال من إتباع أهوائهم و حصائد ألسنتهم».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، revenger
۱۲:۴۷, ۱۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۳ ۱۳:۰۰ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #7
آواتار
ملتی که معاش ندارد، معاد ندارد ...

[تصویر: 79uhopbgb5zzqrzqn2.jpg]

یه زمانی امید له اینده داشتیم، الان فقط روزگار داره میگذره تا ان شاا... اجل ما برسه و راحت بشیم

این دنیا چیزی نداشت

کمترین داشته های شما ممکنه نهایت ارزوی یه نفر دیگه باشه ...
به این جمله خوب فکر کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Eve ، help me ، مجتبی110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا